معماری - صفحه 5
.
انتخاب رنگ آبی انتخاب رنگ سبز انتخاب رنگ قرمز انتخاب رنگ نارنجی
خوراک آر اس اس
خوراک آر اس اس

 

 

مسابقه سفره هفت سین
موضوعات کاربردی موضوعات کاربردي
صفحه 5 از 11 نخستنخست 123456789 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 105

موضوع: معماری

  1. Top | #1

    محل سکونت
    تبريز
    نوشته ها
    17,715
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    میانگین پست در روز
    11.67
    تیم فوتبال محبوب
     
    امتیاز
    69,483
    سپاس ها
    3,781
    سپاس شده 8,005 در 3,042 پست
    داریک
    0
    69,483 امتیاز ، سطح 100
    69,483 امتیاز ، سطح 100
    0% کامل شده
    امتیاز لازم برای سطع بعدی 0
    0% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 0
    1.0% فعالیت
    1.0% فعالیت

    پیش فرض معماری

    ستون تثلیث مقدس در اولموك، واقع در جمهوری چك، مجموعه‌ای باشكوه از مجسمه‌های باروك است كه در قرن هجدهم میلادی و برای شكرگزاری به درگاه خداوند به خاطر پایان طاعون ساخته شد.
    ستون تثلیث مقدس در اولموك، واقع در جمهوری چك، مجموعه‌ای باشكوه از مجسمه‌های باروك است كه در قرن هجدهم میلادی و برای شكرگزاری به درگاه خداوند به خاطر پایان طاعون ساخته شد. این بنای یادبود كه ۳۵ متر ارتفاع دارد و پوشیده از مجسمه‌های مذهبی نفیس است، از سال ۲۰۰۰ در فهرست میراث جهانی یونسكو ثبت شده است.
    ساخت ستون‌های طاعون در میادین شهرهای اروپایی پدیده‌ای مختص دوره باروك (قرن هفدهم و هجدهم میلادی) است. این ستون‌ها كه در نمادپردازی مجسمه‌هاشان اغلب به مضامین كتاب مكاشفات انجیل متكی هستند، از ستونی كه در سال ۱۶۱۴ در میدان سانتا ماریای رم ساخته شد، الهام گرفته‌ شده‌اند. كار ساخت ستون تثلیث مقدس اولموك نیز پس از پایان دوره دو ساله شیوع طاعون در ناحیه موراویا، از سال ۱۷۱۶ آغاز شد.
    ستون تثلیث مقدس نتیجه كار چندین هنرمند و صنعتگر موراویایی است، هر چند كار روی این ستون برای اغلب این هنرمندان چندان خوش‌یمن نبود. ونزل رندر، معمار برجسته موراویایی، نخستین كسی بود كه حین كار روی بنای این ستون درگذشت. رندر نخستین كسی بود كه ایده ساخت ستون تثلیث مقدس را مطرح كرد و آن را به تصویب شورای شهر اولموك رساند. رندر پس از طراحی، تأمین بودجه و ساخت طبقه اول ستون، درگذشت.
    فرانك تونك، یوهان ونزل روكیكی و آگوستین شولتز دیگر هنرمندانی بودند كه پس از مرگ رندر روی بنای یادبود تثلیث مقدس كار كردند، اما هیچ كدام آن قدر زنده نماندند كه شاهد تكمیل ستون باشند. فیلیپ ساتلر نخستین كسی بود كه ایده ساخت مجسمه‌های فلزی باشكوه در اطراف ستون را مطرح كرد. پس از مرگ ساتلر، آندراس زانر كارش را پی گرفت و او نیز پیش از مرگش، طی ۷ سال ۱۸ مجسمه و ۹ نقش‌برجسته در اطراف ستون ساخت. سیمون فورستنر كه مجسمه‌های مسی و زراندود «تثلیث مقدس» و «عروج مریم باكره» را ساخت، از بقیه خوش‌شانس‌تر بود و تا زمان تكمیل ستون در سال ۱۷۵۴ زنده ماند. هر چند سلامتی او نیز هنگام كار با تركیبات جیوه در مرحله آب طلا دادن بشدت به خطر افتاد.
    پس از تكمیل ستون تثلیث مقدس در سال ۱۷۵۴، این بنا بی‌درنگ به مایه شهرت و افتخار شهر اولموك تبدیل شد، به ویژه آن كه تمام هنرمندان و صنعت‌گرانی كه در ساخت آن شركت داشتند، جملگی شهروندان اولموك بودند. مراسم تقدیس و پرده‌برداری از این ستون نیز طی مراسم باشكوهی با حضور ماریا ترزا و همسرش، فرانسیس اول انجام شد.
    چهار سال بعد هنگامی كه شهر اولموك به محاصره قوای پروس درآمد و ستون تثلیث مقدس در خطر نابودی به وسیله آتش توپ‌های ارتش پروس قرار گرفت، مردم شهر دسته‌جمعی نزد فرمانده قوای پروس رفتند و از او خواستند تا از شلیك به سوی این بنای مقدس خودداری كند. ژنرال كیت نیز درخواست مردم شهر را اجابت كرد و به این ترتیب امروز تنها آسیب كوچكی كه به پایه ستون در جریان محاصره شهر وارد آمد، یادگاری از این رویداد تاریخی است.
    نماد تثلیث مقدس (پدر، پسر و روح‌القدس) بر فراز ستون شهر اولموك قرار دارد و در زیر آن عروج مریم باكره به تصویر كشیده شده است. این مجسمه‌ها به همراه مجسمه جبرئیل و چندین مجسمه كوچك‌تر ریش‌سفیدان، از مس زراندود ساخته شده است. ۱۸ مجسمه از قدیسین و ۱۴ نقش‌برجسته با آرایش طوماری یز در اطراف ستون به چشم می‌خورند كه همگی از جنس سنگ هستند و در سه طبقه آرایش یافته‌اند. بالاترین طبقه در اختیار قدیسینی است كه به نوعی با حیات زمینی عیسی مسیح در ارتباط بوده‌اند: سنت آن و سنت یوآخیم (مادر و پدر مریم مقدس)، سنت ژوزف و یحیی تعمیددهنده از جمله این قدیسین هستند. سنت لاورنس و سنت جروم كه نمازخانه اولموك وقف آن‌ها شده‌اند، از دیگر قدیسینی هستند كه مجسمه‌شان در طبقه اول به چشم می‌خورد. سه نقش‌برجسته این طبقه نیز نمادی از فضایل امید، عشق و ایمان هستند.
    طبقه دوم به قدیسین اهل موراویا، سنت سیریل و سنت متودیوس تعلق دارد كه برای تبلیغ مسیحیت در سال ۸۶۳میلادی به موراویا آمدند. سنت باسیل (كه یكی از كلیساهای مهم اولموك وقف او شده است)، سنت جان ساركاندر (كه در آغاز جنگ‌های سی ساله در زندان اولموك تا پای مرگ شكنجه شد) از دیگر قدیسینی هستند كه مجسمه‌هاشان در این طبقه به چشم می‌خورد.
    در طبقه پایین نیز مجسمه‌هایی از سنت موریس، سنت ونسیلسا و دیگر قدیسان حامی ناحیه بوهم به چشم می‌خورد. همچنین نقش‌برجسته‌هایی از دوازده حواری مسیح نیز در این طبقه جای گرفته است.
    ستون تثلیث مقدس همچنین درون خود نمازخانه كوچكی را جای داده است كه بر دیوارهای آن نقش‌برجسته‌هایی از هابیل و قابیل كه محصول مزرعه و گله خود را برای قربانی به محراب آورده‌اند، حضرت ابراهیم در حال قربانی كردن حضرت اسماعیل و گوسفند و نیز تصلیب مسیح به چشم می‌خورد.
    ستون تثلیث مقدس در طول تاریخ خود چندین بار مورد مرمت و بازسازی قرار گرفته است كه از جمله آن‌ها می‌توان به عملیات مرمت در سال ۱۹۲۶، ۱۹۴۸ (پس از پایان جنگ جهانی دوم) و سال‌های ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۵ اشاره كرد. این ستون آخرین بار در جریان آماده‌سازی پرونده‌اش برای ثبت در فهرست میراث جهانی مورد بررسی و مطالعه دقیق قرار گرفت و بین سال‌های ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۱ میلادی تحت نظر لادیسلاو وركمان، مورد بازسازی و مرمت اساسی قرار گرفت.
     

  2. Top | #41

    محل سکونت
    تبريز
    نوشته ها
    17,715
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    میانگین پست در روز
    11.67
    تیم فوتبال محبوب
     
    امتیاز
    69,483
    سپاس ها
    3,781
    سپاس شده 8,005 در 3,042 پست
    داریک
    0
    69,483 امتیاز ، سطح 100
    69,483 امتیاز ، سطح 100
    0% کامل شده
    امتیاز لازم برای سطع بعدی 0
    0% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 0
    1.0% فعالیت
    1.0% فعالیت

    پیش فرض پاسخ : معماری

    كاروانسراهاي ايراني

    سراسر ايران كاروان‌سراها و قلعه‌هاي زيادي با كاربري تجاري و نظامي در جاده‌هاي شاهي بنا شد كه تنها تعداد كمي از آنها باقي مانده و مرمت شده است.

    ارتباط بين انسان‌ها و رفت و آمد ميان آبادي‌ها و شهرهاي مملكت از ديرباز مورد توجه حكومت‌ها بوده است. همين امر باعث شده تا دولت‌ها به ساخت جاده، پل و سد مبادرت ورزند.
    بقاياي هر يك از آن سازه‌ها اكنون به عنوان ميراث پرافتخار و گران‌بهاي ملت‌ها حفظ و حراست مي‌شود. از ديرباز تردد منظم و دايمي كاروان‌ها بين گلوگاه‌هاي تجاري و بازرگاني ايراني باعث به وجود آمدن توقفگاه‌ها و كاروان‌سراهاي زيادي شده است.
    تا پيش از آنكه ماشين به عرصه اجتماعي و اقتصادي انسان ايراني قدم بگذارد، حاكمان و اميران محلي كاروان‌سراهايي را در فواصل معين بين آبادي‌ها و ولايات مي‌ساختند. ساخت آنها بر پايه شرايط تجاري و حجم مبادلات و عبور قافله‌ها بود.
    همان‌طور كه مورخان گزارش كرده‌اند و در كتاب‌هايي چون «عارف ديهيم‌دار» اشاره شده، ‌در جاده‌هاي شاهي سراسر ايران كاروان‌سراها و قلعه‌هاي زيادي با كاربري تجاري و نظامي بنا شد كه تنها تعداد كمي از آنها باقي مانده و مرمت شده است. بقيه هم به علت نامناسب بودن شرايط حضور نيافتن كاروانيان يا تغيير مسير جاده و عوامل ديگر تخريب شده و از بين رفته‌اند.
    كاروان‌سراها در دوره‌هايي هم نقش مسافرخانه را ايفا مي‌كرده‌اند. آنهايي كه مسافر جابه‌جا مي‌كردند همراهان را در كاروان‌سرا اسكان مي‌دادند تا روزي ديگر فرا برسد و قافله به حركت درآيد. در بررسي روند ساختن كاروان‌سراهاي ايراني مي‌توان به مواردي چون هدف از ساخت آنها،‌ مصالح به كار رفته، نوع استفاده از ساختمان با توجه به شرايط اجتماعي و موقعيت جغرافيايي كاروان‌سرا در نقطه احداث شده، اشاره كرد.
    بخشي از كاروان‌سراهاي ارزشمند ايران در محدوده بين شيراز تا برازجان باقي مانده است كه همچنان در معرض ديد مسافران قرار دارند. از جمله اين كاروان‌سراها مي‌توان به كاروان‌سراهاي برازجان، شيراز، خانه زنيان، كنار تخته و قلعه ري‌شهر اشاره كرد كه همچنان موضوع مناسبي براي تحقيق و مطالعه به حساب مي‌آيند. نوشتار حاضر تاريخچه‌اي مختصر از كاروان‌سراي برازجان است.
    كاروان‌سراي برازجان در سال 1288 هجري قمري برابر با (1125) شمسي با هزينه‌اي بالغ بر چهل هزار تومان به دستور ميرزا ابوالحسن خان مشيرالملك شيرازي وزير وقت استان فارس ساخته شد. اين ساختمان به لحاظ تنوع و فراواني اتاق‌ها،‌ راهروها، سالن‌ها، شترخانه (محل بارگيري و باراندازي)، اصطبل و منابع آب شرب (آب انبار و چاه آب) يكي از مجلل‌ترين و كم‌نظيرترين بناهاي دوره قاجاريه است كه در ساخت آن مصالحي چون سنگ، گچ، آجر، ساروج و چاري (نوعي گل رس را در كوزه مي‌ريختند تا چاري به دست آيد) به كار رفته و براي سقف‌بندي و ساخت طبقه دوم آن از چوب استفاده شده است. همين مورد مي‌تواند مهم‌ترين ويژگي سازه‌اي آن باشد.
    درون محوطه كاروان‌سرا آب‌انباري بزرگ ساخته شده بود. در ضلع شرقي آن يك چاه آب شيرين قرار داشته تا كاروانيان با مشكل نبود يا كمبود آب مواجه شوند. بر روي آب انبار يك سكوي وسيع قرار داشته كه در شب‌هاي گرم تابستان برازجان محل استراحت ميهمانان است.
    بنا به گفته معتمدان، مهندسان و معماران كاروان‌سرا نقشه‌اي داشته‌اند كه از راه علايم آن به «تل خندق» محمدآباد دست پيدا مي‌كنند و دستور مي‌دهند تا زمين را بكنند. پس از چند متري كند و كاوه محوطه‌اي پيدا مي‌شود كه مملو از آجر مصرف نشده بوده است، پس دستور مي‌دهند تا آنها را سالم از زمين بيرون آورده و با چهارپا به محل ساخت دژ حمل و نقل كنند.
    از آنجا كه برج‌ها بيشتر بر عمارت‌هاي باغ‌هاي غرب برازجان مشرف بوده‌اند، عالمان آن خطه در ابتداي رمضان يا شوال بر بلنداي برج صعود مي‌كرده‌اند تا در صورت ديدن هلال ماه،‌ موضوع را گزارش كنند.
    همچنين گوشواره‌ها در ابتداي حجره‌هاي شمالي - جنوبي، شرقي و غربي و در وسط خطوط طولي و عرضي، كاربري‌هاي مختلفي داشته‌اند؛ تابستان مانند بادگير عمل مي‌كرده و هواي پاك و خنك را به داخل اتاق‌ها و حجره‌ها جريان مي‌انداخته و در عين حال قرينه‌سازي زيبا و جذابي را درون محوطه به تماشا مي‌گذاشته‌اند. ضمن آنكه در روزهاي خاص و اعياد مذهبي، صداي موذني كه در گوشواره به تلاوت مي‌ايستاده،‌ به گونه‌اي روشن و پرطنين پخش مي‌شده است.
    ظاهر ساخت گوشواره‌ها اين موضوع را در ذهن تداعي مي‌كند كه فصل‌ها و ساعت‌هاي شبانه‌روز را با توجه به قرار گرفتن خورشيد از طلوع و غروب آن مي‌توان مشخص كرد. بستن آن همه طاق و اتصال جنوبي آنها و تعبيه ستون‌هاي كوتاه و قوي به لحاظ فني و مهندسي نقطه ابهامي در استحكام بنا باقي نگذاشته، علاوه بر اينكه قسمت‌هايي از كاروان‌سرا در دو طبقه بنا شده است.
    هدف از ساخت چنين كاروان‌سراهايي احداث مكاني امن براي استراحت و رفع خستگي مسافران قافله‌ها و كاروان‌هاي تجاري بوده است،‌ زيرا هم انسان و هم حيوان پس از پيمودن مساحتي نياز به استراحت و تجديد قوا دارند. براي همين چنين كاروان‌سراهايي در طول جاده‌ها،‌ جايگاهي براي استراحت و آماده شدن آنها براي پيمودن بقيه راه بوده است.
    در آن زمان قافله‌ها محموله‌هايي مثل نفت، ادويه‌جات و انواع قماش را از بوشهر به برازجان مي‌آوردند. در برازجان هم اجناسي مانند گندم،‌ خرما،‌ تنباكو، كنجد، پنبه و پشم و پوشت به كالاي قافله افزوده مي‌شد تا كاروانيان اين اجناس را در محوطه كاروان‌سرا عدل كرده و به سمت شيراز به حركت درآورند.
    وجود كاروان‌سرا براي اين است كه برازجان به جهت سوق‌الجيشي و قرارگيري بر سر راه شهرها و آبادي‌هاي جنوبي كشورمان، مركز معاملات بازرگاني بوده و در واقع به نوعي ترانزيت كالا در اين محل شكل گرفته است. اين وضعيت ادامه داشت تا زمان ورود ماشين (كاميون)‌ به صحنه اقتصادي ايران و برازجان، كه استفاده از كاروان‌سراها متوقف شد. از آن به بعد قافله‌هاي تجاري به ندرت همچون گذشته آمد و شد مي‌كردند.
    همزمان با افول دولت قاجار و آغاز زمامداري رضاشاه پهلوي و شروع جنگ جهاني، شرايط ايران هم تغيير كرد و كاروان‌سرا بيشتر مورد بهره‌برداري نظامي قرار گرفته و به تدريج به پادگان نظامي تبديل شد.
    برابر با مدارك و اسناد موجود، در اين زمان افسران براي انجام ماموريت‌هاي نظامي به برازجان آمده و در كاروان‌سرا سكني مي‌گزيدند.
    در زيرمجموعه ساختماني كاروان‌سرا از سه جهت تونل كنده شده بود تا اگر ساكنان درون قلعه محاصره شدند بتوانند از راهروهاي زيرزميني خود را نجات دهند. رفته رفته اين كاروان‌سرا در كانون فعاليت‌هاي دولتي برازجان قرار گرفت؛ به نحوي كه تلگراف‌خانه، ژاندارمري، بهداري، دارايي، شهرداري و اداره دخانيات آن را چون نگيني در برگرفتند.
    سرانجام با كودتاي 28 مرداد 1332، اين مكان تبديل به زنداني ترسناك شد. رعايت نكردن مهندسي سازه و سنگين كردن بار و فشار به ستون‌ها و بام كاروان‌سرا از يك سو و حفر اشتباه چاه‌ها از سوي ديگر، باعث تخريب و فرو ريختن سقف و ديوارهاي اين بنا شد.
    اين كاروان‌سرا مدت‌ها هم به عنوان تبعيدگاه استفاده مي‌شد؛ به گونه‌اي كه در خاطرات زندانياني چون مرحوم صفر قهرماني، مهدي بازرگان، محمدعلي عمويي، عزت‌اله و يداله سحابي از اين مكان به عنوان جهنم برازجان استفاده مي‌شد. تا اينكه در سال 1378 كاربري اين ساختمان تغيير كرد و در سال 1381 دفتر ميراث فرهنگي دشتستان در آن شروع به فعاليت كرد و مراحل مرمت اين بناي تاريخي و حفظ و احيا آن آغاز شد كه همچنان ادامه دارد.
    ----------------
    برگرفته از شماره هفتم فصلنامه رايانه معماري و ساختمان
     

  3. Top | #42

    محل سکونت
    تبريز
    نوشته ها
    17,715
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    میانگین پست در روز
    11.67
    تیم فوتبال محبوب
     
    امتیاز
    69,483
    سپاس ها
    3,781
    سپاس شده 8,005 در 3,042 پست
    داریک
    0
    69,483 امتیاز ، سطح 100
    69,483 امتیاز ، سطح 100
    0% کامل شده
    امتیاز لازم برای سطع بعدی 0
    0% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 0
    1.0% فعالیت
    1.0% فعالیت

    پیش فرض پاسخ : معماری

    معماری فولدینگ

    معماری فولدینگ یکی از سبک های مطرح در دهه پایانی قرن گذشته بود . فلسفه فولدینگ برای نخستین بار توسط فیلسوف فقید فرانسوی ، ژیل دلوز مطرح شد . وی همچون ژاک دریدا از جمله فلاسفه مکتب پسا ساختارگرایی محسوب می شود . دلوز نیز مانند دریدا اساس اندیشه خود را بر زیر سوال بردن بینش مدرن و مکتب ساختارگرایی قرار داد .
    فلسفه دلوز ، یک فلسفه افلاطون ستیز و دکارت ستیز است . به عبارت دیگر می توان بیان نمود که فولدینگ یک طرح ضد دکارتی است . از نظر دلوز ، هستی از زیر بناهای عقل ریاضی استخراج نشده است . وی در کتاب معروف خود ، ضد ادیپ سرمایه داری و اسکیزوفرنی ( 1972) خرد مدرن را مورد پرسش قرار داد . از نظر دلوز ، خرد هر جایی است .
    فلسفه فولدینگ منطق ارسطویی را نیز زیر سوال می برد . از نظر این فلسفه ، هیچ ارجحیتی در جهان وجود ندارد . زیر بنا و روبنا وجود ندارد . فولدینگ به دنبال تعدد است و می خواهد سلسله مراتب را از بین ببرد . این فلسفه در پی از بین بردن دو گانگی هاست .

    فولد یعنی چین و لایه های هزار تو ، یعنی هر لایه در کنار لایه دیگر ، همه چیز در کنار هم است ، هیچ اندیشه ای بر دیگری ارجحیت ندارد ، تفسیری بالاتر و فراتر از دیگری نیست ، همه چیز افقی است . به عبارت دیگر فولدینگ می خواهد منطق دو ارزشی را دیکانستراکت کند و کثرت و تباین را جایگزین آن کند . فولدینگ هم مانند دیکانستراکشن در پی از بین بردن مبناهای فکری تمدن غرب و بالاخص منطق مطلق و ریاضی گونه مدرن است .

    فولدینگ ، عمودگرایی ، طبقه بندی و سلسله مراتب مردود می داند و به جای آن افقی گرایی را مطرح می کند . از نظر فولدینگ همه چیز همسطح یکدیگر است . دلوز در کتاب خود به نام ، فولد ، لایبنیتز و باروک ( 1982 ) جهان را چنین تبیین می کند : " جهان به عنوان کالبدی از فولدها و سطوح بی نهایت که از طریق فضا ، زمان فشرده شده ، در هم پیچ و تاب خورده و پیچیده شده است . " دلوز هستی و اجزاء آن را همواره در حال شدن می بیند .

    یکی از موارد کلیدی در مباحث مطرح شده توسط دلوز ، افقی گرایی است . دلوز به همراه یار همفکر خود ، فیلیکس گاتاری ، مقاله ای به نام " ریزوم " در سال 1976 در پاریس منتشر کرد . این موضوع در کتاب هزار سطح صاف ( 1980) به صورت کامل تر توسط این دو مطرح گردید . رزیوم گیاهی است بر خلاف سایر گیاهان ، ساقه آن به صورت افقی و در زیر خاک رشد می کند . برگ های آن خارج از خاک است . با قطع بخشی از ساقه آن ، این گیاه از بین نمی رود ، بلکه از همانجا در زیر خاک گسترش می یابد و جوانه های تازه ایجاد می کند .

    این دو متفکر با مطرح نمودن بحث ریزوم ، سعی در بنیان فکنی اندیشه غرب کردند و اصول اولیه آن را زیر سوال بردند . از نظر آنها ، عقلانیت غرب به صورت سلسله مراتب عمودوار ، درخت گونه و مرکز مدار است .

    بحث فولدینگ در معماری از اوایل دهه 1990 مطرح شد و به تدریج اکثر معماران نامدار سبک دیکانستراکشن مانند پیتر آیزنمن ، فرانک گهری ، زاها حدید و حتی معماران مدرنیست فیلیپ جانسون به این سمت گرایش پیدا کردند . از دیگر معماران و نظریه پردازان سبک فولدینگ می توان از بهرام شیردل ، جفری کیپینز ، گرگ لین و چارلز جنکز نام برد . همانند دیکانستراکشن ، خواستگاه فلسفه فولدینگ در فرانسه و معماری فولدینگ در آمریکا بوده است.

    این معماران در کارهای جدید خود پیچیدگی را با وحدت یا تقابل نشان نمی دهند بلکه به صورت نرم و انعطاف پذیر ، پیچیدگی ها و گوناگونی های مختلف را در هم می آمیزند . این کار باعث از بین بردن تفاوت ها نمی شود . باعث ایجاد یک پدیده همگون یکپارچه نیز نمی گردد ، بلکه این عوامل و نیروها به صورت نرم و انعطاف پذیر در هم می آمیزد . هویت و خصوصیت هر یک از این عوامل در نهایت حفظ می شود مانند لایه های درونی زمین که تحت فشارهای خارجی تغییر شکل می دهند ، در عین این که خصوصیات خود را حفظ می کنند .

    نظریه دیکانستراکشن جهان را به عنوان زمینه هایی از تفاوت ها می دید و این تضاد ها را در معماری شکل می داد . این منطق تضاد گونه در حال نرم شدن است تا خصوصیات بافت شهری و فرهنگی را به گونه ای بهتر مورد استفاده قرار دهد .
    دیکانستراکشنیست ها عدم هماهنگی های درون پروژه را در ساختمان و سایت نمایش می دادند و این نقطه آغاز پروژه آنها بود . ولی آنها هم اکنون این تفاوت ها را در تقابل نشان نمی دهند ، بلکه آنها را به صورت انعطاف پذیری در هم می آمیزند و یک منطق سیال و مرتبط را دنبال می کنند . اگر در گذشته پیچیدگی ها و تضاد از دل تقابل های درونی پروژه بیرون می آمد ، در حال حاضر خصوصیات مکانی ، مصالح و برنامه به صورت انعطاف پذیری روی همدیگر تا می شوند ، در حالی که هویت هر یک حفظ می شوند . معماری فولدینگ در مقیاس شهری در جایی بین زمینه گرایی و بیان گرایی قرار دارد . فرم های انعطاف پذیر نه به صورت کامل هندسی هستند و نه به شکل دلبخواهی . در مقیاس شهر ، این لایه های تا شده و انعطاف پذیر نه نسبت به بافت مجاور خود بی تفاوت اند و نه مطابق با آنند ، بلکه از شرایط محیطی بهره می جویند و آنها را در منطق پیچ خورده و منحنی خود جای می دهند .


    گرگ لین در تعریف معماری فولدینگ می گوید : " فولدینگ یعنی تلفیق نمودن عوامل نامربوط در یک مخلوط به هم پیوسته . " در این رابطه می توان لایه های رسوبی در کوه ها را مثال زد که در اثر فشارهای درونی زمین روی یکدیگر خم شده و پیچ و تاب خورده اند . در عین این که هر لایه خصوصیات درونی خود را حفظ کرده است ، ولی با لایه مجاور خود درگیر شده و لایه ها به صورت انعطاف پذیری در کنار یکدیگر انحناء پیدا کرده اند .

    معماری فولدینگ معماری نئو باروک نیز نامیده می شود . در معماری باروک ، سبک های یونانی ، رومی ، شرقی ، رومانسک ، گوتیک و کلاسیک روی یکدیگر تا می شوند و کالبد بنا و سطوح مواج دیوارها نسبت به شرایط انعطاف پذیرند . همانگونه که در معماری فولدینگ انعطاف پذیری احجام و سطوح مختلف توسط تکنولوژی جدید ، که همان رایانه است ، انجام می شود . تکنولوژی رایانه قادر است بین دو شکل ، شکل های میانی را برای انتقال نرم یکی به دیگری انجام دهد . این انتقال نرم مدت ها است که در فیلم های تبلیغاتی ، فیلم های ویدیویی و فیلم های سینمایی انجام می شود . در فیلم ویدیویی مایکل جکسون به نام سیاه و سفید ، تصویر صورت چند فرد مختلف که از نژادها ، رنگ ها ، جنسیت و سنین مختلف بودند گرفته شده بود و در مقابل چشمان حیرت زده تماشاگران تلویزیون ، تصویر یکی به دیگری تبدیل می شد ، بدون اینکه بیننده احساس کند که این لایه های بین دو صورت کاملا متفاوت به صورت تصنعی و یا ناهمگون به یکدیگر تبدیل می شوند .
    در فیلم پایان گر 2 ( Terminator 2 ) نیز هنر پیشه ای که نقش منفی داشت می توانست کالبد خود را به صورت جیوه در بیاورد و همانند جیوه در هر شرایطی تغییر حالت دهد . در روی کف زمین به صورت یک کف پوش پهن شود و سپس از روی کف بلند شده و به صورت انسان و یا حالت های دیگر در آید . امروزه با استفاده از رایانه ، این انتقال و تغییر شکل به راحتی قابل اجرا است و معماران فولدینگ سعی می کنند که معماری را با علم روز همگون و همسو سازند .
    در این رابطه بهرام شیردل در مصاحبه خود در مجله آبادی می گوید : " فکر من و همکارانم در معماری و شهر سازی ، قابل انعطاف کردن فضاها است به گونه ای که جوابگوی تفاوت های بی شماری باشد ،... همیشه معتقد بوده ام باید معماری جدیدی به وجود آید که با افکار و زندگی زمان خود انطباق داشته باشد و فرهنگ و تمدن موجود را غنی تر کند ... انسان با گذشت زمان افکار و خصوصیاتش تغییر می کند - بر عکس سایر جانداران - معماری هم باید تبع آن تغییر کند . "
    پیتر آیزنمن به عنوان بانی طرح فلسفه فولدینگ در حوزه معماری واژه " Weak Form " یا " فرم ضعیف " را مطرح کرده است . فرمی که قابل انعطاف است و خود را با شرایط محیطی وفق دهد .همانطور که ژله با شکل ظرف خود تطبیق می یابد . لذا فرم ها یا لایه های معماری فولدینگ ، در مجاور و همتراز یکدیگر به صورت انعطاف پذیر و در انطباق با شرایط کالبدی ، اجتماعی و تاریخی محیط در سایت قرار می گیرند .

    آیزنمن در طرح خود برای مرکز گردهمایی کلمبوس ( 92-1990) موضوع اشاره شده ، در فوق را به صورت کالبد معماری نشان داده است . به طور کلی در اکثر شهرهای بزرگ آمریکا ساختمانی به نام مرکز گردهمایی وجود دارد . در این نوع ساختمان ها به صورت مستمر جلسات ، سخنرانی ها و نمایشگاهای مختلف از طرف اصناف ، سازمان ها و نهادها گوناگون که موقعیت محلی ، ملی و یابین المللی دارند برگزار می شود

    مرکز گردهمایی کلمبوس در شمال مرکز شهر کلمبوس و در واقع در مرز بین مرکز شهر و قسمت شمالی شهر قرار دارد . در سمت غرب ساختمان ،های استریت که یکی از دو خیابان اصلی شهر است عبور می کند و از جنوب تا شمال و مرکز شهر را به یکدیگر متصل می کند . از سه طرف دیگر سایت ، بزرگراههای سرتاسری و خطوط راه آهن عبور می کنند و پل های چند طبقه متعدد در اطراف سایت این خطوط را به یکدیگر متصل کرده است . به عبارتی در غرب سایت مهم ترین مسیر ارتباطی محلی و داخل شهری ، و در سه طرف دیگر سایت خطوط ارتباطی داخل و بین شهری قرار دارد .

    تصمیمات اتخاذ شده و یا اطلاعات کسب شده در گردهمایی های داخل این ساختمان از طریق خطوط تلفن ، فاکس و اینترنت و همچنین مطبوعات و رسانه های مختلف به سراسر کشور منتقل می شود . لذا از یک طرف این ساختمان مرکز تبادل اطلاعات است و لایه های مختلف از این مرکز این اطلاعات را به مناطق مختلف منتقل می کنند . از طرف دیگر این مکان مرکز خطوط ارتباطی محلی و بین شهری است و لایه های مختلف راه های ارتباطی از چهار طرف این ساختمان عبور می کنند .
    آیزنمن این جند لایگی خطوط اطلاعاتی و راه های ارتباطی در عصر ابر رسانه ها را در ساختمان خود به صورت کالبدی به نمایش گذارده است . لایه های مختلف ساختمان خود به صورت کالبدی به نمایش گذارده است . لایه های مختلف ساختمان در حالت افقی ، به صورت همتراز و با موقعیت همسان در کنار یکدیگر قرار گرفته اند و مجموع این لایه ها کلیت واحدی را به نام مرکز گردهمایی کلمبوس تشکیل داده اند

    نکته حائز اهمیت دیگر در طرح آیزنمن این است که ساختمان دارای یک دوگانگی در مقیاس است که به هر دو آنها بدون ارجحیت یکی بر دیگری توجه شده است . یکی مقیاس بزرگ شهر است و از دید داخل برج های مرتفع مرکز شهر ، این ساختمان مقیاسی در حد بزرگراههای اطراف خود دارد . همچنین از دید عابر پیاده در مجاور خیابان اصلی شهر ، مقیاس ساختمان خرد شده و مقیاس آن در حد مقیاس نسبتا کوچک ساختمان های محلی اطراف خیابان است


    یکی دیگر از پروژه های جالب توجه در این سبک ، سرنگون ساختن برج سیرز در شهر شیکاگو توسط گرگ لین است . برج سیرز ، به ارتفاع 110 طبقه مرتفع ترین ساختمان ساخته شده به سبک مدرن است . این ساختمان توسط شرکت معتبر S.O.M بین سالهای 74-1970 ساخته شد . مهندس معمار آن بروس گراهام و مهندس سازه آن فضلور خان - پاکستانی تبار - بود

    این ساختمان نماد و نمودی کامل از سبک مدرن و اندیشه مدرن است . نمای خارجی برج تماما با شیشه هایی به رنگ برنز و آلومینیوم سیاه رنگ پوشش شده است و می توان آنرا دنباله شیوه میس وندروهه و شعار کمتر بیشتر است دانست . این برج از نه مکعب مستطیل چسبیده به هم تشکیل شده که به صورت سلسله وار هر کدام تا ارتفاع معینی بالا می روند . دو مکعب مستطیل آخر به ارتفاع 443 متر می رسند . فضلور خان برای هر مکعب مستطیل 25 ستون فلزی در نظر گرفت . لزا برج سیزر از نه لایه - مکعب مستطیل - و هر لایه از 25 لایه - سیستم سازه - تشکیل شده است .

    گرگ لین در پروژه خود - به صورت نمادین - با تبر ، تیشه به ریشه این نماد مدرنیته و معماری مدرن زد و عمود گرایی را به افقی گرایی تبدیل کرد . پس از انداختن برج به روی زمین ، لین لایه های هندسی طویل و قائم الزاویه آن را برطبق شرایط سایت در بین رودخانه ، خیابان و ساختمان های مجاور ، همانند نوارهای خمیری شکل ، در کنار هم قرار داد . این لایه ها در عین این که هر یک خصوصیات خود را حفظ کردند ، ولی با توجه به شرایط موجود در سایت به حالت نرم و انعطاف پذیر ، به صورت افقی و بدون هیچ گونه ارجحیتی در بین عوامل موجود در سایت قرار گرفتند .
    ----------------
    " مجله معماري Design "
     

  4. Top | #43

    محل سکونت
    تبريز
    نوشته ها
    17,715
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    میانگین پست در روز
    11.67
    تیم فوتبال محبوب
     
    امتیاز
    69,483
    سپاس ها
    3,781
    سپاس شده 8,005 در 3,042 پست
    داریک
    0
    69,483 امتیاز ، سطح 100
    69,483 امتیاز ، سطح 100
    0% کامل شده
    امتیاز لازم برای سطع بعدی 0
    0% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 0
    1.0% فعالیت
    1.0% فعالیت

    پیش فرض پاسخ : معماری

    در دسته بندی گرایش های معماری مدرن در ایران که همزمان با روی کار آمدن رضا شاه به وجود آمد و بعد از سال ١٣٢٠ تغییر چهره داد می توان به این خطوط اصلی اشاره کرد:

    گرایش اول، گرایشی بود که عناصری از معماری ایران باستان را عینن و بدون هیچ تغییری با معماری کارکردگرا و مدرن ادغام می کرد. از نمونه های برجسته آن می توان به کاخ شهربانی و بانک ملی در تهران اشاره کرد که سرستون ها، حجاری ها و پلکان های هخامنشی بدون هیچ تغییر در کالبد معماری جدید به کار گرفته شدند. معماری آن دوران سعی در بازسازی "شکوه از دست رفته" با اقتباس از معماری باستان داشت.

    ظهور سبک بین المللی
    اما با گذشت زمان گرایشات دیگری در معماری ایرانی به وجود آمد که باز هم بیشترین تاثیرات آن را در تهران مشاهده می کنیم. گرچه به دلیل رشد اقتصادی کشور، پروژه های ملی دیگر فقط به پایتخت محدود نمی ماندند.
    این گرایشات جدید دو راه متفاوت در پیش گرفتند. بخش اول آن را که می توان سبک بین المللی یا جهانی نام نهاد، شامل ساختمان ها و مجموعه هایی هستند که در وهله اول کارکردگرایی را مورد توجه قرار داده اند و همانند جریان اصلی معماری مدرن در اروپا و آمریکا ضد تاریخ عمل کرده و نیازی به تکرار و یا استفاده از مفاهیم، عناصر و اشکال معماری گذشته نمی دیدند. در این دوران استفاده گسترده از مصالح ساختمانی جدید مانند، بتن مسلح، آهن و شیشه، به تغییر زبان معماری یاری رساند. این ساختمان ها هیچ ويژگی بومی، تاریخی یا فرهنگی محیط خود را منعکس نمی کردند بلکه با دور شدن از تزیینات اضافی سعی در کار آمد بودن داشتند. سبک بین المللی در دوران رواج خود در بسیاری شهرها و پایتخت های دنیا تکرار می شد و حاصل آن بناهایی بود با خصوصیات کمابیش یکسان اما در موقعیت های جغرافیایی و فرهنگی مختلف.

    ساختمان سازمان میراث فرهنگی
    از نمونه های این گونه آثار در تهران می شود به ساختمان شرکت ملی نفت ایران(١٣۴٠) و وزارت کشاورزی(١٣۴۵) هر دو اثر عبدالحسین فرنمانفرماییان و تالار رودکی اثر اوژن آفتاندلیانس(١٣۴۶) اشاره کرد. گرچه در داخل تالار رودکی یا وحدت امروزی از برخی موتیف های معماری گذشته نیز استفاده شده است.

    نگاه دوباه به گذشته
    اما گرایش دوم در بین معماران ایرانی، گرایشی بود که سعی در استفاده مجدد از مفاهیم، عناصر و اشکال معماری گذشته ایرانی داشت اما نه به صورت تکرار یا تقلید آن عناصر در ساختمان های جدید، بلکه بیشتر با جذب و درونی کردن آن.
    شاید بتوان هوشنگ سیحون را یکی از سردمداران این گرایش دانست. سیحون که قطعن یکی از موثرترین معماران ایرانی و جزو اولین سری فارغ التحصیلان معماری از دانشگاه تهران است، تعدادی از مهمترین یادمان ها را طراحی کرده است. گرچه بسیاری از بناهای شاخص او مانند آرامگاه بوعلی، آرامگاه خیام و نادرشاه خارج از تهران هستند اما تفکرات او بر معماران دیگر تاثیر گذار بوده است. او در طراحی آرامگاه بوعلی در همدان، برج قابوس در گنبد کاووس را مد نظر داشته است.

    سال های طلایی
    این گرایش به تلفیق روح معماری گذشته در معماری جدید به حیات خود ادامه داد و در سال های اواخر دهه چهل و دهه پنجاه به تکامل بیشتری رسید.

    میدان آزادی - عکس هوایی
    بدون هیچ تردیدی برج شهیاد که بعد از انقلاب نام برج آزادی به خود گرفت، یکی از موفق ترین نمونه های برداشتی آزاد از معماری گذشته ایران در قالب معماری مدرن است. برج آزادی را "حسین امانت" در سن بيست و شش سالگی و در سال ١٣۴۵ خورشیدی طراحی کرد و در سال ١٣۵٠ عملیات ساخت آن به پایان رسید. در این برج چکیده معماری ایران از دوران باستان تا دوران اسلامی با بیانی خلاصه و انتزاعی تصویر شده بدون آن که استفاده از این الگوها به تقلید یا تکرار ناشیانه عناصر منجر شود. حرکت قوس ها در دهانه های برج از قوس های پیش از اسلام شروع شده و به قوس در ساختار معماری پس از اسلام منتهی می شود. همچنین فضاسازی اطراف این یادمان با الهام از پردیس های و باغ های ایرانی و تزیینات برج با الگوگرفتن از معماری ایرانی پس از اسلام است. اگر این بنا را با ساختمان موزه ایران باستان مقایسه کنید می بینید که در ساختمان موزه، طاق کسری بدون هیچ تغییری عینن تکرار و بازسازی شده در حالی که در بنای برج آزادی، قوس های معماری ایرانی در ترکیبی نو و خلاقانه به کار گرفته شده اند.
    در کنار حسین امانت و برج آزادی باید از کامران دیبا و موزه هنرهای معاصر او نیز یاد کنیم. در این پروژه که به سفارش دفتر مخصوص فرح طراحی و اجرا شد، معمار با درونی کردن شکل ها و فرم های معماری کویری ایران و استفاده از فضاسازهایی با اسلوب ایرانی توانسته مجموعه ای خلق کند که جوابگوی نیازهای مدرن است.

    ذکر نمونه های برجسته ی دیگری در تهران: باغ و فرهنگسرای نیاوران و همچنین فرهنگسرای شفق یوسف آباد اثر کامران دیبا، ساختمان سازمان میراث فرهنگی در خیابان آزادی طراحی حسین امانت و تئاتر شهر اثر سردار افخمی.
    ----------
    منبع:رادیو زمانه
     

  5. Top | #44

    محل سکونت
    تبريز
    نوشته ها
    17,715
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    میانگین پست در روز
    11.67
    تیم فوتبال محبوب
     
    امتیاز
    69,483
    سپاس ها
    3,781
    سپاس شده 8,005 در 3,042 پست
    داریک
    0
    69,483 امتیاز ، سطح 100
    69,483 امتیاز ، سطح 100
    0% کامل شده
    امتیاز لازم برای سطع بعدی 0
    0% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 0
    1.0% فعالیت
    1.0% فعالیت

    پیش فرض پاسخ : معماری

    آثار بزرگ حجاری و معماری جهان

    * مجسمه فرعون که در مصر به دست آمده و فعلا در موزه برلن است .
    * مجسمه ابوالهول که ارتفاع صورتش 5 متر و بینی آن 1.70 و گوش 1.37 متر است
    * مجسمه های عظیم ممنون به ارتفاع 18 متر که مستحفظ در ورودی معمبد فرعون آمنفیس دوم است.
    * معبد کارناک که در مصر واقع است .
    * معبد بزرگ ابوسمبل بر فراز تخته سنگ ها با چهار مجسمه رامسش دوم که در حال نشسته ارتفاع هر یک 20 متر است.
    * شوش و خرابه های آن که داریوش آن را بنا کرد .
    * نقش رستم مقابر سلاطین هخامنشی، مقبره خشایارشاه در سمت چپ و مقبره داریوش داریوش در سمت راست.
    * حجاری تخت جمشید و آثار بدیع و با شکوه ایران باستان در فارس
    * معبد ژوپیتر که تجدید بنا شده و در سیسیل واقع است .
    * مجسمه نیم تنه پریکلس که اکنون در موزه بریتانیا است .
    * ستون های معبد آپولون که بنا به فرمان اسکندر در محلی که امروز نزدیک بندر ازمیر واقع شده است به وسیله یونانیان ساخته شده است .
    * مجسمه غول پیکر بودا که در مدخل غارهای سنگی دره بامیان در افغانستان واقع شده است .
    * دیوار چین که در سال 294 پیش از میلاد ساخته شد و طولش 1872 کیلومتر است.
    * تاتر مارسلوس روم که در قرن 17 تجدید بنا شده است.
    * مجسمه ایاصوفیه با ستون های عظیم آن که از ساخته های ژوستینین امپراطور روم شرقی بود.
    * نماز خانه هوریوجی که در سال 730 میلادی در ژاپن ساخته شد که بر ستون های سرخ رنگ قائم است و ارتفاع ستون اصلی 50 متر است.
    * بودای بزرگ در نمازخانه تودائی جی در ژاپن که از برنز ساخته شده و ساختمان آن مربوط به سنوات 743 تا 749 میلادی است .
    * مجسمه کزاوا در شهر میسور واقع در هندوستان
    * معبد آسمان در پکن
    * مسجد عمر در بیت المقدس
    * معبد چرخدار خدای خورشید در هندوستان که در کوناراک نزدیک دریا در منطقه بمبئی بنا شده است. ارتفاع برج اصلی آن 120 متر است .
    * کلیسای منونستر در آلمان ، که در قرون وسطی ساخته شد و طول مناره نوک آن 181 متر است .
    * هرم بزرگ کاستیلو در مکزیک ، بام عریض آن شاید در پاره ای از مراسم و تشریفات مورد استفاده واقع می شده است . نام دیگر این هرم چیچن اتیزا است . و در شهری به همین نام بنا گردیده که بر سراسر شهر مسلط است.
    * قصر الحمرا در اسپانیا که دارای 128 ستون از مرمر سفید است.
    * برج کلاه فرنگی که آن را برج خمیده نیز می نامند در ایتالیا بنا شده و دارای 294 پلکان است.
    * قصر شامبور در فرانسه ، به طول 156 و عرض 117 متر که دارای 356 بخاری است ، دیواری که اطراف پارک را احاطه کرده مجموعا 32 کیلومتر است . این قصر محصول جنگ های فرانسه و ایتالیاست .
    * پل خواجو که در زمان صفویه در اصفهان ساخته شده است .
    * تاج محل قبر مرمرین همسر شاه جهان ، که شاهکار معماری و یکی از کارهای بزرگ بشری در هندوستان است.
    * مسجد جامع الزهر ، نخستین مسجدی است که در قاهره ساخته شد.
    * معبد عظیم بودا در بانکوک واقع در کشور تابلند که یکی از شاهکارهای بزرگ بشری است و تزئینات داخلی آن فوق العاده گرانبهاست.
    * دروازه حلاج در مراکش که به دستور سلطان مراکش اسماعیل ساخته شد.
    * کاخ بلور نمایشگاه جهانی در لندن که یکی از شاهکارهای معماری دنیاست . این کاخ به مساحت 8 هکتار و یک میلیون متر مکعب می باشد. و دارای 4200 ستون است.
    * مجسمه آزادی در آمریکا که ارتفاع آن 23 متر و وزن آن 255 تن است و 160 پله دارد و در جزیره مانهانان نزدیک نیویورک نصب شده است.
    * برج ایفل در کنار رود سن در پاریس ، ارتفاع این برج 300 متر است و توسط مهندس ایفل ساخته شد.
    * عمارت امپایراستیت بیلدنگ ، دارای 102 طبقه و ارتفاع 381 متر است . این ساختمان در زمینی به مساحت 70000 متر مربع بنا گردید این بنا دارای 640 پنجره و 77 آسانسور می باشد.
    * سد مدبلیک در هلند ، در سال 1927 تا سال 1930 ساختمان آن طول کشید . طول این سد 18 کیلومتر است.
    * فرودگاه ایدل و ایلد در نیویورک . این فرودگاه در سال 1942 ساخته شد.
     

  6. Top | #45

    محل سکونت
    تبريز
    نوشته ها
    17,715
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    میانگین پست در روز
    11.67
    تیم فوتبال محبوب
     
    امتیاز
    69,483
    سپاس ها
    3,781
    سپاس شده 8,005 در 3,042 پست
    داریک
    0
    69,483 امتیاز ، سطح 100
    69,483 امتیاز ، سطح 100
    0% کامل شده
    امتیاز لازم برای سطع بعدی 0
    0% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 0
    1.0% فعالیت
    1.0% فعالیت

    پیش فرض پاسخ : معماری

    ادبیات و معماری - مقدمه :

    معماری سنتی ایران دارای مفاهیم و معانی خاص به خود است . به گونه ای که اینجانب معتقد می باشم حتی کوچکترین جزء شکل دهنده ، در یک اثر معماری دارای مفهوم و معنی خاص به خود است . از اینجا بود که تصمیم گرفتم معانی را در معماری ایرانی درک نمایم . زیرا به نظر بنده دلیل ضعف ما در سده های اخیر ، معلولی بوده ناشی از فراموشی مفاهیم ، معانی و هر آنچه که گذشتگان ما برای ما به ارث نهاده اند . و در نهایت استفادۀ فکر نشده و لجام گسیخته از فرهنگ معماری غربی .

    در راه شناخت معماری کتب زیادی را مورد مطالعه قرار داده ام . ولی بی شک آثار استاد دکتر محد منصور فلامکی بیش از سایر کتب چراغ راه من در شناخت مفاهیم و معانی در معماری بوده است . در نظر ایشان ژرف نگری در ادبیات ایران پایۀ درک مفاهیم و معانی در معماری ایران است . بنابراین در توضیح بعضی از بخشها وهمچنین برخی از تعاریف ، عیناً از متن کتابهای استاد استفاده شده است . زیرا می توان این تعاریف را به عنوان یک سند معتبر به حساب آورد و نیز با بضاعت کمی که دارم نتوانستم کلامی رساتر و گویا تر از آن را پیدا کنم .

    متن پیش روی شما که در قالب تحقیقی برای درس انسان ، طبیعت و معماری آماده شده است ، قصد دارد به رابطه میان ادبیات و معماری پرداخته تا از این میان تفاوتها ، شباهتها و تأثیرات این دو بر یکدیگر را استخراج نماید . برای این منظور متن به چند بخش کلی تقسیم شده است . بخش اول به شباهتها و روابط محسوس میان این دو می پردازد و در پایان با یک نتیجه گیری زمینه را برای آغاز مطالعه و تحقیق در بخش دوم که روابط معنایی این دو را مورد بررسی قرار خواهد داد فراهم می سازد . به فراخور نتایج به دست آمده در بخش دوم بخشهای بعدی نیز مورد توجه قرار خواهند گرفت .

    در پایان لازم است از تمام کسانی که بنده را در راستای پیدا کردن مسیر این تحقیق یاری نمودند علی الخصوص استاد عزیزم جناب آقای مهندس نقی زاده که با صبر و حوصله خود زمینه انجام این کار را فراهم آوردند ، همینطور دوستان عزیز و فرهیخته ام آقایان مهدی شریفی ، روح الله دره شیری و امیر نام آور که حق استادی بر گردن بنده دارند و در این روند ، ضعفهایم را در درک مفاهیم ادبی جبران نموده اند و در بسیاری از موراد با راهنماییهای خود مسیر را برایم مشخص نموده اند . همچنین اساتید عزیزم آقایان ثبوتی و ناصر المعمار نیز تشکر و قدر دانی نمایم و امیدوارم در ادامه کار نیز از راهنماییهای این عزیزان بهره مند گردم .

    ( 1 ) بخش اول :


    شباهتهای محسوس


    ( 1 . 1 ) گفتار اول :


    فضا


    فضا چیست ؟

    درشعر و معماری چه تعریفی دارد ؟


    چه روابطی را می توان بین فضای شعر و معماری بر قرار نمود ؟


    ( 1 . 1 . 1 ) پیش در آمد :

    تعریف ما از فضا چیست ؟ آیا فضا جایی نیست که در آن زندگی می کنیم یا جایی که در خیال خود می پرورانیم ؟

    فضا خیال و خیال فضا است . هر چیزی که انسان به آن فکر می کند و یا در خیال خود می پروراند دارای فضایی است . فضا وجود مادی ندارد ولی این قابلیت را دارد که در وجود خود عناصری مادی و یا معنوی را جای دهد . انسان تنها زمانی قادر است حالتی خاص، مثلاً ناراحتی یا خوشحالی را به فردی دیگر منتقل نماید که فضایی غمگین یا شاد ایجاد کرده باشد و این فضا نیز توسط دیگران قابل درک باشد .

    باید نکته ای را در اینجا ذکر نمود : « فضا جایی نیست که اشیاء در آن حضور پیدا می کنند بلکه وسیله ای است که به واسطۀ ذات خود زمینه حضور اشیاء را در خود فراهم می سازد . » برای درک این مفهوم کافی است به این نکته توجه داشته باشیم که فضا عنصری غیر مادی است ولی دارای ذاتی خاص ، که می تواند اشیاء را در خود جای دهد . یا می توان به این صورت گفت که این اشیاء نیستند که فضایی را شکل می دهند ، بلکه این ذات فضاست که اشیائی خاص را در خود جای می دهد و به آنها شکل و شمایلی خاص می بخشد .

    حال می خواهیم از تعاریف و توضیحات فوق استفاده نماییم و به تعریفی از فضا در شعر و معماری برسیم تا بتوانیم از پس آن شباهتها و تفاوتهای این دو را بررسی کنیم .


    ( 2 . 1 . 1 ) شعر و فضای آن :

    در پیش در آمد این گفتار ذکر کردیم می توان فضا رابه عنوان وسیله ای در نظر گرفت تا انسانها از طریق آن عواطف ، احساسات ، تفکرات و ا ندیشه های خود را به دیگران منتقل نمایند . تا انسانی نتواند فضای ذهن خود را که در قالب تفکر یا احساسی خاص به وجود آمده است به تصویر بکشد هیچ فرد دیگری نمی تواند آن را درک نماید . تمامی هنرها وجود خود را از طریق ایجاد فضا به دست آورده اند . فضایی که هنرمندی با نگرشی خاص نسبت به دنیای پیرامون خود آن را خلق کرده است .

    شاعر کیست و شعر چیست ؟ شاعر هم فردی مثل سایر انسانهاست . او در زندگی خود به نگرشی خاص می رسد . او می خواهد سایرین را از این نگرش آگاه کند بنابران نیاز دارد تا فضایی را ایجاد نماید .

    شعر ، فضای اوست . و شعر در خود کلماتی منظوم ، دارای وزن و ریتم را جای داده است .

    ****

    فرو داشت دست از کمربند اوی

    تهمتن چنان خیره مانده بدوی

    دو شیر اوژن از جنگ سیر آمدند

    تبه گشته و خسته و دیر آمدند

    دگر باره سهراب گرز گران

    ز زین برکشید بیفشرد ران

    بزد گرز و آورد کتفش به درد

    بپیچید و درد از دلیری بخورد

    بخندید سهراب گفت ای سوار

    بزخم دلیران نهی پایدار

    ****

    شعری که در بالا آورده شد گوشه ای از نبرد رستم و سهراب در شاهنامه فردوسی بود . هدف فردوسی ایجاد فضایی بوده که نحوۀ نبرد این دو را به تصویر بکشد . فضایی که او در خیالش به آن شکل داده به گونه ای بسیار زیبا در شعرش به تصویر در آمده است . کلمات در شعر او به واسطه فضایی که در ذهن او بوده است به این شکل آمده اند . و این دقیقاً همان نکته ای است که در پیش درآمد این گفتار ذکر کردیم . این کلمات نیستند که فضای شعر فردوسی را بوجود آورده اند بلکه این فضای شعر اوست که کلماتی اینچنین را طلب می کند .

    تمامی شعرا شعر می گویند و نگرش خاص خود را از طریق فضای شعر خود به دیگران منتقل می نمایند . و چون انسانها دارای قالبهای فکری مختلف می باشند هر کدام نگرشی خاص به خود را دارند . نتیجۀ این امر ایجاد زبانهای گوناگون در شعر است که هر کدام تنها مختص به یک فرد می باشد و به راحتی می توان آنها را از هم تمیز داد.

    به نام خداوند جان و خرد

    کزین برتر اندیشه بر نگذرد

    ****

    بشنو از نی چون حکایت می کند

    و ز جدایی ها شکایت می کند

    ****

    الا یا ایها الساقی ادر کأساً و ناولها

    که عشق آسان نمود اول ولی افتاده مشکلها

    ****

    اهل کاشانم .

    روزگارم بد نیست .

    تکه نانی دارم ، خرده هوشی ، سر سوزن ذوقی .

    ****

    در مورد شعر هر شاعر می توان گفت ، فضایی خاص به خود را برای مخاطب پدید می آورد . فضایی که زمینه بروزش را در ذهن مخاطب و به شکل خیالی در خاطر وی به دست می آورد . در اصل فضای شاعر به شکل خیال برای مخاطب قابل درک است و مخاطب نمی تواند آن را به صورت بصری درک کند .

    البته درک فضای مورد نظر تمامی شعرا به راحتی برای تمامی افراد میسر نیست . زیرا همانطور که ذکر شد فضای شاعر به شکل خیال در ذهن مخاطب بروز می کند . و مخاطبی که شعری را می خواند دارای سطحی خاص از اطلاعات و دانش می باشد ، در اینجا این احتمال وجود دارد خیال وارد شده در مخاطب سطحی یا عمقی باشد ، که در هر صورت ممکن است با فضای مورد نظر شاعر در شعرش تفاوت داشته باشد .

    ****

    آنکس که به دست جام دارد

    سلطانی جم مدام دارد

    آبی که خضر حیات از او یافت

    در میکده جو که جام دارد

    ****


    ( 3 . 1 . 1 ) فضا در معماری :

    فضای معماری نیز به وجود آمده است ؛ تا علایقی خاص ، احساساتی ناب و تفکری برتر را به تصویر بکشد . فضای معماری فضایی کالبدی است که به صورت بصری قابل درک می باشد . گرچه همیشه این امکان وجود دارد یا شاید هدف برخی از فضاها در معماری اینچنین بوده است ؛ که فکر را به سویی خاص و به فضای خیالی دیگری معطوف نمایند . نظیر آنچه که در باغ ایرانی مشاهده می کنیم که هدف آن فرار از فشارها و روزمرگیها و سوق دادن فرد به سوی زیبایی های طبیعت و در نهایت به تصویر کشیدن بهشت بوده است .

    معماری یعنی خلق و ساماندهی فضاها ، فضاهایی که ممکن است هر کدام القا کننده حالتی خاص در مخاطب خود باشند . منتهی مسئله ای که در مورد درک از فضاهای معماری مهم می نماید این نکته می باشد که بیشترین درک از فضای معماری به وسیله چشم صورت می گیرد البته نقش سایر حواس هم در درک برخی از فضاها اهمیت دارد .

    معمار یک بنا ایده ای خاص را در سر می پروراند و برای اینکه بتواند این ایده را به تصویر بکشد نیاز به خلق فضا دارد . و این فضای اوست که تعیین می کند کدام دیوار از چه نوع مصالحی و به چه رنگی در کجای فضای او ظاهر شود . شاید خیلی از مردم به غلط این برداشت را داشته باشند فضای معماری را دیوار ها ، ستونها و سقفهایی که محصورش کرده اند به وجود آورده است . در صورتی که این برداشت نسبت به فضای معماری کاملاً غلط می باشد چون همانطور که در پیش درآمد ذکر شد این ماهیت فضاست که تعیین می کند کدامین عنصر در کجا قرار گیرد .

    معمار می خواهد فضایی خاص را با هدفی خاص خلق کند ؛ مثلا در مساجد ، او فضایی را شکل می دهد که احساس تقدس ، توحید و هرآنچه که انسان را به خالق خود نزدیک تر می کند در ذهن مخاطب رسوخ کند . نظیر مسجد شیخ لطف الله درمیدان نقش جهان اصفهان که حتی فردی مسیحی نیز آنجا احساس تقدس و سبکی روح می کند و این امر به دلیل فضای خاص خلق شده در آن مسجد است .

    آنچه که می توان در مورد فضای معماری به اختصار بیان نمود به شرح زیر می باشد :

    - فضای معماری فضایی کالبدی است و از طریق بصری درک می شود

    - فضای معماری هدفی خاص را دنبال می کند که القاء هدف آن در تمام افراد جامعه و در سطوح فکری مختلف تقریباً یکسان می باشد . ( نظیر مسجد شیخ لطف الله )

    - فضای معماری فضایی است که در دل خود عناصری مادی را جای داده است .

    - فضای معماری دارای روح است و در ذهن انسان رسوخ می کند و خیالاتی خاص را پدید می آورد .
     

  7. Top | #46

    محل سکونت
    تبريز
    نوشته ها
    17,715
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    میانگین پست در روز
    11.67
    تیم فوتبال محبوب
     
    امتیاز
    69,483
    سپاس ها
    3,781
    سپاس شده 8,005 در 3,042 پست
    داریک
    0
    69,483 امتیاز ، سطح 100
    69,483 امتیاز ، سطح 100
    0% کامل شده
    امتیاز لازم برای سطع بعدی 0
    0% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 0
    1.0% فعالیت
    1.0% فعالیت

    پیش فرض پاسخ : معماری

    ( 4 . 1 . 1 ) دیباچه :

    فرازهای پیشین گوشه ای بود از آنچه که شعر و معماری خود را به وسیله آن معرفی می نمایند و آن چیزی جز فضا نیست ؛ چون همانطور که ذکر شد هر تفکر ، خیال و اندیشه ای برای اینکه خود را معرفی نماید نیاز به خلق فضا دارد و این اولین تشابه معماری و شعر است . البته فضایی که شعر خلق می کند با فضای معماری تفاوت دارد زیرا فضای معماری فضایی مادی است و لی فضای شعر فضایی معنوی می باشد که در خیال شکل می گیرد .

    فضای شعر تنها زمانی قابل درک است که فردی شعری را بخواند و این امر به فرد بستگی دارد ، یعنی فرد آزاد است که شعری را بخواند یا نخواند . ولی همین فرد هنگامی که از خیابان یا کوچه ای عبور می کند بناهای مختلفی را می بیند ؛ که هریک باهم و در تقابل بایکدیگر نیز فضاهایی را ایجاد نموده اند . در اصل فرد خواسته یا ناخواسته ناچار به درک فضاهایی است که توسط معماران به وجود آمده است . و لی در مورد شعر این طور نیست او تنها زمانی فضای یک شاعر را درک می کند که خود بخواهد و اشعار او را بخواند .

    شعری که شاعر می گوید ممکن است دو پهلو باشد و معانی مختلفی از آن درک شود . این مسئله مستقیماً به سطح فکری و اندیشه ای مخاطب مربوط می شود که در سطح آگاهیهای خود چه برداشتی از شعر شاعری خاص دارد . ولی در معماری به این شکل نیست درک از فضاها در غالب موارد بین تمامی سطوح فکری و اندیشه ای فقط یکی می باشد . نظیر احساس سبکی که در مسجد شیخ لطف الله برای هر ناظری پیش می آید .

    آنچه که در این گفتار ذکر شد هدفی خاص را دنبال می کند . حال که ما می دانیم تمامی هنرها و از آن میان شعر و معماری وجود خود را مدیون خلق و درک فضا هستند ؛ و خلق و درک هر فصا نیازمند ابزارهایی خاص به خود است بنابراین گفتار های بعدی حول رابطه ها و تشابهات ادبیات و معماری در این زمینه خواهد بود .
    ( 2 . 1 ) گفتار دوم :


    حرکت

    مفهوم حرکت چیست ؟
    در شعر و معماری چگونه مطرح می شود ؟
    آیا حرکت در شعر و معماری از یک مفهوم سرچشمه می گیرند ؟

    ( 1 . 2 . 1 ) حرکت و مفهوم آن :

    در فیزیک حرکت زمانی اتفاق می افتد که جسمی از نقطه ای به نقطه دیگر تغییر مکان یابد . ولی شاید مفهوم فیزیکی حرکت تنها جزئی از مفهوم حرکت در هنر باشد . حرکت در هنر وسیله ای است برای درک فضا همانطور که در گفتار اول ذکر شد تمامی هنرها وجود خود را از طریق خلق فضا به دست می آورند . حال که این فضا خلق شده است وسیله ای لازم است تا آن را درک نماییم و حرکت اولین چیزی است که در این میان خود نمایی می کند .
    حرکت در فیزیک یعنی جابجایی یک جسم دریک محیط که تماماً از جنس ماده است ؛ جسمی مادی در محیطی مادی از نقطه ای مادی به نقطۀ مادی دیگری انتقال می یابد . اما حرکت در هنر یعنی پرواز روح ، یعنی خروج از دنیای ماده و سفر به دنیای خیال ؛ خیالی که می تواند در محیطی مادی اتفاق بیفتد . انسانها متولد می شوند ، رشد می کنند و می میرند . و این ذات هستی است . در اصل آنها از ابتدایی خاص به انتهایی خاص می رسند .
    تمام هستی در حرکت است و ما نیز جزئی از آن به شمار می رویم . فضای هستی وجود خود را مدیون حرکت است . سیاراتی که به دور ستارگان می چرخند و منظومه هایی را تشکیل می دهند و آنها نیز به دور خود در چرخش هستند و الی آخر .
    می توانیم بگوییم حرکت جوهرۀ درک هر فضایی است . حرکت می تواند به شکل فیزیکی ، بصری و یا خیالی با شد .
    حرکت فیزیکی : یعنی جابجایی جسم فرد در فضایی که توسط عناصر مادی قابل درک شده اند .
    حرکت بصری : حتی وقتی که در نقطه ای از فضا به صورت ثابت ایستاده ایم . چشمها حرکت داشته و از نقطه ای به نقطه دیگر تغییر مکان دهند .
    حرکت خیالی : گاهی روح انسانها درفضای خاصی از تن جدا می شود و خیالاتی را در ذهن متبادر می نماید و در اصل انسان را از جهانی به جهانی دیگر سوق می دهد و این حرکت ، حرکت خیالی است .
    باید نکته ای را ذکر نمود ، هر حرکتی در ذات خود دارای سکونهایی نیز می باشد . به زبان ساده تر سکون و حرکت در کنار یکدیگر بوده و و در کنار هم است که هر کدام معنی پیدا می کنند . حرکت بی سکون و سکون بی حرکت معنایی ندارد . آیا می توان گفت پایانی بی آغاز یا آغازی بی پایان داریم ؛ حرکت تغییر حالتی است که ابتدا و انتهایش سکون است .
    آنچه که در این چند خط ذکر شد خلاصه ای از مفهوم حرکت بود . و یا شاید تغییر دیدگاهی نسبت به آن . در اصل در این مورد می توان گفت هرگاه ذهن انسان از فضایی خاص جدا گردد و به فضایی دیگر ورود نماید ؛ این حرکت بوده است که چنین تغییر مکانی را امکان پذیر کرده است . حرکتی که می تواند از جهانی مادی به جهانی مادی و یا غیر مادی . یا از جهانی غیر مادی به جهانی مادی و یا غیر مادی رخ دهد .
    نکته ای در گفتار اول ذکر کردیم ؛ هر هنرمندی از طریق ایجاد فضا قصد دارد احساسات ، اندیشه ها و نگرش خاص به خود را در موردی خاص در معرض دید عموم قرار دهد . نگرش او به دنیا را حرکت ایجاد کرده است پس فضایی که او شکل می دهد تنها از طریق حرکت قابل درک است . آنچه در ادامه می آید مفهوم حرکت در شعر و معماری و نحوه بروز آن در این دو می باشد ، تا در ادامه تشابهات و تفاوتهای این دو را بررسی نماییم .

    ( 2 . 2 .1 ) حرکت در شعر :

    هر هنرمندی به واسطه حرکت به نگرش خاص خود می رسد ( سیر آفاق و انفس ) . و به همین دلیل است که باید برای درک فضای وی در آن حرکت کنیم . شاعر فردی مثل سایر انسانها دارای تخیل ، احساسات و تفکرات خاص به خود می باشد . او در فکر خود را ه می رود یا شاید فکر خود را راه می برد ؛ به سویی خاص به آنجایی که می خواهد در موردش شعر بگوید . مثلاً می خواهد فضای کشته شدن سهراب به دست رستم را به شعر تبدیل کند ، او فضا را ایجاد کرده است و خود را در آنجا قرار داده است حال در آن فضا شروع به حرکت می نماید تا احساس واقعی خود را به تصویر بکشد :
    ****
    ازین نامداران و گردنکشان
    کسی هم برد نزد رستم نشان
    که سهراب کشتست و افگنده خوار
    همی خواست کردن تو را خواستار
    چو بشنید رستم سرش خیره گشت
    جهان پیش چشمش همه خیره گشت
    همی بی تن و تاب و بی توش گشت
    بیفتاد از پایو بی هوش گشت
    بپرسید از آن پس که آمد به هوش
    بدو گفت با ناله و با خروش
    بگو تا چه داری ز رستم نشان
    که گم باد نامش زگردنکشان
    ****
    مفهوم حرکت در این قسمت از شعر فردوسی به خوبی قابل درک است او افکار خود را پیرامون نبرد پدر و پسر به حرکت واداشته است تا فضایی واقعی و ناراحت کننده را به تصویر بکشد . و حال ما شعر او را می خوانیم و خواندن یعنی حرکت و به خیال می رسیم خیالی در دنیایی دیگر و ازجنسی دیگر دارای احساساتی ناب که پدری چگونه پسر خود را می کشد و بعد در سوگ آن زاری می کند :
    ****
    چو من نیست گرد گیهان یکی
    به مردی بدم پیش او کودکی
    بریدن دو دستم سزاوار هست
    جز از خاک تیره مبادم نشست
    چه گویم چو آگه بود مادرش
    چگونه فرستم کسی را برش
    چه گویم چرا کشتمش بی گناه
    چرا زور کردم بر و بر سیاه
    کدامین پدر هرگز این کار کرد
    سزاوارم اکنون به گفتار سرد
    ****
    پس تا به اینجا می دانیم فضایی که شاعر به وسیله حرکت درک و ایجادش می کند تنها با حرکت نیز قابل درک است . منتهی همانطور که قبلاً نیز گفته شد حرکت بدون سکون معنایی ندارد و هر آغازی را پایانی و هر پایانی را آغازی است .
    ما شعر شاعر را می خوانیم . هر کدام از ما روحیات خاص به خود را داریم و ممکن است در زمانی که می خواهیم شروع به خواندن شعر وی نماییم در سر خود خیالاتی خاص داشته باشیم . به بیان دیگر در فضایی دیگر باشیم ؛ حالا قرار است فضای شاعر را درک کنیم . او ما را به این کار دعوت می نماید ، پس باید امکانات این دعوت را نیز مهیا کرده باشد . و دقیقاً همینطور است : او قصد دارد ما را از فضای ذهن خودمان خارج نماید و به فضای ذهن خود وارد کند . بنا براین بین فضای ما و او مکث یا سکونی وجود دارد .
    ****
    بشنو ...
    ****
    ذهن آماده پذیرایی است ، از فضای خود خارج و به فضای شاعر وارد می شود و خود را آماده حرکت می نماید .
    ****
    ... از نی چون حکایت می کند
    از جدایی ها شکایت می کند
    کز نیستان تا مرا ببریده اند
    در نفیرم مرد و زن نالیده اند
    سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
    تا بگویم شرح درد اشتیاق
    هرکسی کو دور ماند از اصل خویش
    باز جوید روزگار وصل خویش
    ****
    خواننده این شعر حرکت خود را در شعر آغاز نموده است او در فضای شاعر راه می رود ، همانطور که گفتیم هر آغازی را پایانی است . و شاعر باید این حرکت را در جایی به پایان برساند جایی که معمولا نتیجه هر آنچه که گفته است در آن هویدا می شود .
    ****
    آینه ات دانی چرا غماز نیست
    ز آنک زنگار از رخش ممتاز نیست
    بشنوید ای دوستان این داستان
    خود حقیقت نقد حال ماست آن
    ****
    پس می دانیم شاعر حرکت خود را با سکون آغاز می نماید و با سکون نیز به پایان می رساند . و دقیقاً این حالت در ذهن خواننده اثر وی نیز به وجود می آید . او هم از سکون حرکت و از حرکت سکون می سازد . شاید این مفهوم را در نحوه خواندن شعر توسط افراد نیز دیده باشیم ابتدا با لحنی آرام کم کم اوج می گیرند و باز هم با لحن آرام به پایان می رسانند .
    ****
    الا یا ایها الساقی ادر کأساً و ناولها
    که عشق آسان نمود اول ولی افتاده مشکلها
    ببوی نافه ای کاخر صبا زان طرّه بگشاید
    زتاب جعد مشکینش چه خون افتاده در دلها
    مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هردم
    جرس فریاد می دارد که بر بندید محملها
    به می سجّاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید
    که سالک بی خبر نبود ز راه و رسم منزلها
    شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
    کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها
    همه کارم زخود کامی به بد نامی کشید آخر
    نهان کی ماند آن رازی کزو سازند محفلها
    حضوری گر همی خواهی ازو غایب مشو حافظ
    مَتی مَا تَلق مَن تَهوی دَعِ الدّنیا و اَهملها
    ****
    حالا به درک درستی از مفهوم حرکت در شعر رسیده ایم و می توانیم آن را به این شکل بیان نماییم :
    حرکت وسیله ای است که شاعر به کمک آن فضای خیالی خود را درک می کند و شعرش را می آفریند و با حرکت دادن خواننده در شعر خود است که فضای مورد نظرش را به وی القا می نماید .

    ( 3 . 2 . 1 ) معماری و حرکت :

    براساس گفته های قبلی فضای معماری نیز بر اساس نگرش خاص یک معمار به پیرامون خود به وجود آمده است . او ذهنش را به حرکت وا می دارد تا تفکر کند و فضایی مطابق با آنچه که در ذهن می پرواند خلق نماید .
    فضای او در ذهنش خلق شده است ، او در فضای ذهنی اش حرکت می کند تا آنچه که قصد خلق کردنش را دارد به خوبی شکل دهد . معمار دست به کار می شود اندیشه های خود را روی کاغذ می کشد او این کار را با حرکت دستش انجام می دهد . در پی همین حرکتها او فضای مورد نظرش را به کمک مصالح شکلی کالبدی می بخشد . تا دیگران نیز آن را درک نمایند .
    حرکت در معماری را می توان به شکل سه خاصیت فضایی مشاهده نمود :
    الف ) پویایی : فضایی را که القاء کننده حس حرکت فیزیکی ( جابجایی ) در فرد باشد فضای پویا می گوییم . نظیر آنچه در باغ ایرانی مشاهده می نماییم .
    ب )سیالیت : فضایی که حرکت را برای چشم ایجاد می کند نه جابجایی در فضا را . در فضای سیال این چشمهای ناظر هستند که حرکت می کنند و فضا را درک می نمایند نه پاهای وی .

    - نکته : هر فضای پویایی سیال نیز می باشد زیرا به صورت ناخودآگاه حرکت چشم را نیز ایجاد می نماید
    ج ) مکث : در ابتدا ذکر شد هر حرکتی در ذات خود دارای سکون می باشد و آغاز و پایان هر حرکتی را سکون تشکیل می دهد . در معماری نیز از این اصل استفاده شده است . در صورت اعمال شدن هرگونه تغییر در حرکت و یا حالت آن ، فضایی به عنوان فضای مکث در نظر گرفته شده است .
    وصل ، گذر و اوج در فضای معماری ، در قالب همین سه خاصیت یعنی سکون ( مکث ) ، پویایی ( حرکت فیزیکی ) ، سیالیت ( حرک بصری ) شکل می گیرند .

    نمود عینی وصل ، گذر و اوج را می توان در مسجد امام اصفهان مشاهده نمود . آنجایی که سردر این مسجد به دلیل تناسبات و تزئینات خود حس ورود را به فرد القا می کند . و فرد برای ورود از خارج به داخل مکثی می کند ( وصل ) سپس وارد فضا می شود و به صورت کاملا غیر ارادی به سوی گنبد پیش می رود و با چشمان خود تزئینات و کاشی های روی دیوارهای حیاط را مشاهده می نماید ( وصل) تا به گنبد خانه برسد ، مکث می کند و با چشمان خود تزئینات داخل گنبد را می ببیند ( اوج).
    او با مکثی قبل از ورد ، حرکت و مجدداً مکث ، فضای مسجد امام اصفهان را درک کرده است. ( سکون ، حرکت فیزیکی ، حرکت بصری – وصل ، گذر ، اوج )
    - نکته : علاوه بر آنچه که در باب حرکت در فضای معماری ذکر شد . فضای معماری قادر است حرکتی را ، به سوی خیالی خاص در انسان پدید آورد . نظیر احساس سبکی و تقدسی که در مساجد ایرانی به فرد القا شده و باعث آزادی او از دنیای مادی و پرواز به سوی دنیایی غیر مادی می گردد .
    آنچه در مورد حرکت در معماری گفته شد را می توان به این شکل خلاصه نمود : حرکت در معماری وسیله ای است که معمار با استفاده از آن فضای ذهن خود را خلق و درک می نماید . و ناظر بر این اثر نیز به وسیله حرکت فضا را درک خواهد نمود . و در پایان این ذات حرکت در فضا است که باعث حرکت ذهن به سوی خیالاتی خاص می شود .

    ( 4 . 2 . 1 ) دیباچه :

    تمام آنچه که در باب حرکت ذکر شد در این کلام خلاصه می شود که حرکت وسیله ای برای درک فضا است . وجود شعر و معماری مدیون خلق فضا و درک فضا مدیون حرکت می باشد . حرکتی که در هر کدام به شکل خاص خود بوده ولی در ذات ، دارای یک ریشه می باشد .
    حرکت در شعر یعنی خواندن کلمات و ایجاد خیال در ذهن و حرکت در معماری یعنی راه رفتن در میان دیوار ها ، ستونها ، سقفها و سایر عناصر بصری و ایجاد خیال در ذهن .
    در نهایت هدف نهایی هردو ایجاد خیال است با این تفاوت که حرکت در شعر از خیال به خیال و حرکت در معماری از ماده به خیال می باشد . و این کلام به این معنی است که حرکت خیالی در شعر به واسطه عناصر مادی و بصری به وجود نمی آید ولی در معماری به وسیله عناصر مادی وبصری شکل می گیرد .
    روح الله نیاخلیلی
    همکلاسی
     

  8. Top | #47

    محل سکونت
    تبريز
    نوشته ها
    17,715
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    میانگین پست در روز
    11.67
    تیم فوتبال محبوب
     
    امتیاز
    69,483
    سپاس ها
    3,781
    سپاس شده 8,005 در 3,042 پست
    داریک
    0
    69,483 امتیاز ، سطح 100
    69,483 امتیاز ، سطح 100
    0% کامل شده
    امتیاز لازم برای سطع بعدی 0
    0% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 0
    1.0% فعالیت
    1.0% فعالیت

    پیش فرض پاسخ : معماری

    مهرابه یا محراب؟ مهرابه یا محراب که در معماری مساجد جایگاه تعریف شده‌ای دارد، مانند هر عنصر معماری دیگر، سرگذشتی طولانی را پشت سرگذاشته و در مورد سرچشمه پیدایش آن نظریات مختلفی مطرح است به طوری که برخی آن را به دوران پیش از اسلام نسبت می‌دهند وبرخی دیگر آن را فقط مختص معماری اسلامی می‌دانند.


    مهراب میترایی سنتا پریسکا رم در ایتالیا

    فرم مهراب در مساجد، عبارت است از فرورفتگی طاقچه مانندی در دیوار که سمت قبله یا مکه را نشان می‌دهد. در حقیقت مهراب در حکم یک جهت‌نما عمل می‌کند.
    اما سابقه این فرم معماری، یعنی فرورفتگی طاقچه مانندی که جهت نیایش را مشخص کند در آیین‌ها و ادیان ایرانی پیش از اسلام نیز وجود داشته است. برخی با اشاره به نحوه نگارش کلمه مهرابه آن را مرکب از دو جزء مهر+ پسوند آبه که نشانگر مکان است و در کلماتی مانند سردابه و گرمابه نیز به کار رفته می‌دانند و بنابراین معتقدند، مهرابه نشانه‌ای است که از آیین‌های مهرپرستی به یادگار مانده و بعدها چون به کار مسلمانان برای نشان دادن قبله می‌آمده آن را در معماری مسجد نیز به کار برده‌اند. اما برخی دیگر با این نظریه مخالف هستند و محراب را کلمه‌ای عربی و از ریشه حرب دانسته و به معنی جایگاه جنگ و نبرد مومن با شیطان یا نبرد با نفس اماره قلمداد کرده‌اند.
    اما آن چه مسلم است، در بسیاری از آیین‌های دیگر نیز این فرم معماری با تغییرات یا اختلافاتی به کار می‌رفته یا هنوز می‌رود.


    مهراب کلیسا

    مهرابه در آیین میترا

    در آیین مهر، مهرابه‌ها محل برگزاری آیین‌های مربوط به مهر یا میترا بوده‌اند. میترا (یا میثره) یکی از کهن‌ترین ایزدان و اسطوره‌های ایرانی و هندی است. او با قربانی کردن گاومقدس، زمین و گیاهان را از خون او بارور می‌سازد. همچنین او نماد خورشید و گرما و ایزد مهر و دوستی‌ست. آیین مهر علاوه بر گسترش در ایران، در غرب و به ویِژه در سرزمین‌های امپراتوری روم باستان پیش از مسیحیت و در اوایل ظهور مسیح، رواج فراوان داشته و به همین دلیل مهرابه‌ها، مجسمه‌ها و نقش برجسته‌های فراوانی از میترا در اروپا وجود دارند. اکثر نیایشگاه‌های میترا در اروپا نیز سردابه‌های غار مانندی است که نقش برجسته میترا در طاقچه یا مهرابه‌ی انتهایی آن قرار داشته است. دلیل این امر آن است که بنابر اسطوره‌ها، مهر یا میترا در غار به دنیا آمده است و مهرابه با سقف قوس‌دارش به نوعی تداعی کننده محل تولد اوست. در برخی‌ مهرابه‌های میترایی، در اطراف فرورفتگی دیوار آتشدان‌‌هایی نیز قرار داشته است. در ایران تعدادی از مکان‌ها را منسوب به مهر یا میترا می‌دانند ولی باید گفت برخلاف نمونه‌های موجود در هند یا اروپا در مکان‌های موسوم به میترا در ایران تندیس، نقش برجسته‌ و یا نقاشی از مهر در حال قربانی کردن وجود ندارد.
    مهراب‌های مسیحی
    از مهرابه‌های آیین میترا که بگذریم، در کلیساهای مسیحی نیز فرم معماری مهراب وجود دارد که البته تفاوت آن با محراب‌های اسلامی وسعت و همچنین مرتفع بودن آن نسبت به سطح اصلی کلیساست. به مهراب‌های کلیسا Altar یا مذبح هم گفته می‌شود.


    میترای سن کلمنته رم در ایتالیا

    این فرم که در بازیلیکاهای روم باستان استفاده می‌شده معمولا محل قرار دادن مجسمه معابد بوده است و بعدها در معماری کلیساها به کار می‌رود. مهراب در کلیساها علاوه برآن که مکانی است برای انجام آیین‌های مسیحی، به علت قرار گرفتن آن در محور ورودی، بلافاصه شخص را متوجه خود کرده و جهت حرکت او را در کلیسا مشخص می‌سازد. در این‌جا نیز باردیگر به نقش هدایت‌کننده و جهت دهنده این عنصر معماری توجه شده است.
    در آیین یهودیت نیز، اعتقاد برآنست که در معبد ا.ل اورشلیم جایی که خیمه موسا قرار گرفته بود، مقدس‌ترین محل معبد به شمار می‌رفته و از این رو پس از آن و در بازسازی‌های بعدی، همواره محلی محصور و محفوظ را به آن اختصاص می‌دادند و نیایش در برابر آن صورت می‌گرفت.
    بخشی از یک اثر هنری
    اما برگردیم به مهراب (محراب) در مساجد. این مکان که علاوه بر جهت نمایی قبله محل ایستادن امام مسجد نیز هست، معمولا با تزیینات بسیار چشمگیر مشخص می‌شود. در معماری ایرانی از گچ بری، آجرکاری و کاشی‌کاری برای تزیین مهراب استفاده شده است.


    مهراب مسجد شیخ لطف الله

    تعدادی از مهراب‌های ایرانی، جزو شاهکارهای هنر تجسمی ایران به حساب می‌آیند که از آن جمله می‌توان به مهراب اولجایتو در مسجد جامع اصفهان اشاره کرد. تزیینات گچی این مهراب متعلق به دوران ایلخانی و سال ٧١٠ هجری قمری است. از مهراب‌های زیبای دیگر می‌توان به مهراب های مسجد جامع یزد، مسجد جمعه نطنز و مهراب مسجد شیخ لطف الله اصفهان اشاره کرد.
    اگر در مهرابه‌های آیین میترا، از تصاویر میترا یا نقش‌برجسته‌های او در حال قربانی کردن استفاده می‌شد، اما در مهراب‌های اسلامی تزیینات برپایه نقوش انتزاعی، هندسی و اسلیمی و یا طرح‌های گیاهی قرار گرفته‌اند. همچنین آیات مقدس نیز برحاشیه برخی مهراب‌ها نقش بسته است.
    می‌بینیم در بیشتر ادیان، نیایش معمولا در برابر فرم خاصی از معماری صورت می‌گیرد که شباهت زیادی به یکدیگر دارند. این که آیا تمام این‌ فرم‌های گوناگون منشاء یکسانی داشته‌اند یا خیر، هنوز صد در صد مشخص نیست.

    -------------
    منبع: رادیو زمانه
     

  9. Top | #48

    محل سکونت
    تبريز
    نوشته ها
    17,715
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    میانگین پست در روز
    11.67
    تیم فوتبال محبوب
     
    امتیاز
    69,483
    سپاس ها
    3,781
    سپاس شده 8,005 در 3,042 پست
    داریک
    0
    69,483 امتیاز ، سطح 100
    69,483 امتیاز ، سطح 100
    0% کامل شده
    امتیاز لازم برای سطع بعدی 0
    0% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 0
    1.0% فعالیت
    1.0% فعالیت

    پیش فرض پاسخ : معماری

    در گذشته ، در انتخاب محل ساخت هر شهر به نکاتی توجه می کردند از جمله آن واقع بودن بین شاهراه ها و مسیر ها ، اعتبار بازرگانی داشتن ، مرکزیت داشتن نسبت به کل منطقه ، سیل گیر نبودن ، سخت بودن زمین آن ، ضد زلزله بودن و چندین عامل دیگر ، به طور مثال در زمان الجایتو او بدون در نظر گرفتن این مسائل سلطانیه را می سازد و هر چند مسیر شاه راه ها را نیز عوض می کند ولی پس از مدتی شهر متروک شده و از بین می رود ، و یا در مورد جنس زمین به طور مثال در ساخت محله شارستان یزد می بینیم که تا عمق دو متری از خاک رس و از آن به بعد زمینی بنام چلو یا کرشک است . این زمین بسیار سخت بوده و بر روی آن ساختمان را بنا می کرده اند و از خاک رس حاصله جهت بنای آن استفاده می شده است ، سپس مبادرت به ساخت زیر زمین کرده و فضاهای مورد نیاز را شکل می داده اند.
    در گذشته با در نظر گرفتن آب و هوا ، طرز تابش خورشید و جهت وزش باد ( باد مطبوع ، طوفان ، گرد باد و ... ) جهتی را برای شهر در نظر می گرفته اند . معماران ایرانی برای این کار از شکل شش ضلعی استفاده کرده ، در کل سه رون در نظر می گرفته اند : رون راسته ، رون اصفهانی ، و رون کرمانی .
    رون راسته جهت شمال غربی – جنوب شرقی دارد و شامل شهر های تبریز ، تهران ، یزد می شده است که جهت آن تقریبا مواجه قبله است. رون اصفهانی جهت شمال غربی – جنوب شرقی دارد و در اصفهان ، استخر ، تخت جمشید و ... بکار گرفته شده است. رون کرمانی جهت غربی شرقی دارد و شهرهای کرمان ، همدان ، آبادی های آذربایجان غربی و ... با این رون ساخته شده اند . در بعضی از مناطق با در نظر نگرفتن این مسائل اشکالات مهمی در وضع شهر به وجود آمده است . پیش از اسلام تقریبا تمامی شهرها را به شکل کلات ساخته ( قلعه و برج و بارو ) و در آنها شدیدا مساله نظام طبقاتی رعایت می شده است . این طبقات اجتماعی پیشتر سه طبقه بوده که بعدها به چهار طبقه تبدیل شده است و شامل ارتش داران ، موبدان ، استریوشان ، صنعتگران بوده است . اینها هرکدام در شهر جای خود را داشته و نمی توانستند به محله های دیگر بروند. کهندژ یا قهندژ به معنی دژ قدیمی ، ( دژ یعنی ساختمان ) قلعه مهم شهر بوده است . کهندژ گاهی در درون شهر و گاهی اوقات بیرون باروی شهر و بیشتر در کوی ارگ بوده است ( کوی ارگ یعنی محله فرمانروایی ) . محافظ آنجا ارگ بد بوده و برای خودش خندق و بارو داشته است ( مثل ارگ تهران ) .
    هسته مرکزی شهر شارستان یا شهرستان بوده است و بیشتر از کناره دروازه مهم آن بازار شروع می شده و به مرکز شهر می رسیده است. این نمونه را بخوبی در ری باستان مشاهده می کنیم .
    بیرون شارستان را پروست و بعدها ربض می گفته اند. پس از اسلام در توسعه شهر ترجیح داده می شد که بناهای جدید را در بیرون شارستان بسازند . در صدر اسلام در برخی شهرها با بستن دیوار قبلی آتشکده ، آنرا تبدیل به مسجد می کرده اند، اما بعدها بدلیل ازدیاد جمعیت مسجد جامع را در بیرون شهر می ساختند . به همین دلیل می بینیم که مسجد جامع نایین در محله کلوان است ( کل = دروازه ) یا مثلا تاریخانه دامغان در نزدیکی جاده بازرگان است .
    شهرها در ایران بیشتر دو شکل خاص داشتند.:
    1- شهرهای شطرنجی یا پیچازی که در آن کوچه ها خطوط عمود بر هم هستند و همدیگر را قطع می کنند . نمونه آن در تعداد زیادی از قلعه های روستایی مشاهده می شود.
    2 – شهرهای تنسته ایی یا تار عنکبوتی که مثل دایره ای است که در مرکز آن بناهای اصلی مانند آتشکده ، ساختمان حکومتی و غیره قرار می گرفته است.
    نمونه شهرهای پیچازی در نقشه های قدیمی بعضی شهرها مثل محله شهرستان یزد که در حال حاظر محله های یوز داران و فهادان است دیده می شود. کلات این شهر در مرکز آن بوده و به شارستان معروف بوده است.
    شهر فیروز آباد نمونه ای از شهر تنسته ای است ( شهر گور ) که چهار دروازه ، استخر ، بزرگترین مهر ، آناهید وارد شیر خوره را داشته است . در مرکز آن کاخی قرار داشته و جلوی آن حوضی بوده است . اطراف ارگ ، اختصاص به چهار طبقه ذکر شده داشته است.
    شهرهای مرو و بغداد و تعدادی دیگر از شهرها نیز به این صورت بوده اند.
    در محل های کوهستانی بدلیل ناهمواری های موجود ، شکل شهرها تابع شیب زمین بوده است . نمونه های آن ماسوله و ابیانه می باشند.
    ارسن شهر شامل ، محله ، بازار ، میدان ، کوچه ، خیابان و بناهای عمومی مثل مساجد ، مدارس و غیره می شده است.

    ارگ : محل حکومتی
    ارگ بد : متصدی شهر حکومتی
    بازارچه : بازارهای محلی برای رفع نیازهای روزمره
    پیچازی : شطرنجی
    تنسته ایی : شهری با نقشه مدور
    دژ : ساختمان یا قلعه مهم شهر
    ربض : آبادی پیوسته با شهر
    شارستان : آنچه داخل بارو بوده و در واقع هسته مرکزی شهر بوده است.
    کلات: قلعه های کوچک روستایی
    کلوان : در مجموع بنای دروازه بوده است.
    گور : گود
    مقدمه کتاب معماری اسلامی ایران
    استاد محمد کریم پیر نیا
    تدوین : غلامحسین معماریان
     

  10. Top | #49

    محل سکونت
    تبريز
    نوشته ها
    17,715
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    میانگین پست در روز
    11.67
    تیم فوتبال محبوب
     
    امتیاز
    69,483
    سپاس ها
    3,781
    سپاس شده 8,005 در 3,042 پست
    داریک
    0
    69,483 امتیاز ، سطح 100
    69,483 امتیاز ، سطح 100
    0% کامل شده
    امتیاز لازم برای سطع بعدی 0
    0% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 0
    1.0% فعالیت
    1.0% فعالیت

    پیش فرض پاسخ : معماری

    سوزن کلئوپاترا سوزنهای کلئوپاترا یک مجموعه سه تایی از ستونهای هرمی شکل یا اوبلیسک (obelisk) هستند که در سه شهر مهم جهان لندن، پاریس و نیویورک قرار گرفته اند. این ستونها از سنگ گرانیت سرخ، به ارتفاع بیش از ۲۱ متر و وزنی حدود ۱۸۰ تن ساخته شده اند و بر روی وجوه آن متنی به خط هیروگلیف مصری کنه شده است.
    با وجود اینکه این ستونها همه اوبلیسکهایی واقعی و متعلق به مصر باستان هستند، اما بر خلاف نامی که به آنها داده شده هیچ ارتباطی با ملکه کلئوپاترای هفتم، ملکه مصر، ندارند. بلکه در اصل در حدود سال ۱۴۵۰ قبل از میلاد، به دستور توتموس سوم (Thutmose)، در شهر هلیوپولیس مصر برپا شده بوده اند. ستونها از جنس گرانیت هستند که از معدنهای اسوان در نزدیکی اولین آبشار بزرگ نیل استخراج میشده است.
    متن هیروگلیف در حدود ۲۰۰ سال بعد و در زمان رامسس دوم و به یاد پیروزیهای نظامی وی بر روی ستون کنده شده است. سپس این اوبلیسکها در قرن ۱۲ قبل از میلاد و زمان حکومت اگوستوس (Augustus)، توسط رومیان به اسکندریه منقل شد و در سزاریوم (Caesarium) – معبدی که توسط کلئوپاترا و به افتخار مارک آنتونی (Mark Antony) ساخته شده بود- قرار گرفت. چند سال بعد ستونها فرو افتادند و این اتفاق موجب شد تا روی ستونها در خاک مدفون شده و خطوط هیروگلیف موجود بر آن از گزند زمان و فرسایش در امان بماند.
    ● تاریخ سه سوزن کلئوپاترا
    ۱) لندن
    ستون یا سوزن لندن، در بخش وست مینیستر (Westminster) ، بر روی گردشگاه ویکتوریا و نزدیکی پل گولدن جوبیلی (Golden Jubilee Bridges) قرار دارد. این ستون در سال ۱۸۱۹ میلادی، توسط نایب السلطنه مصر محمد علی پاشا و به یادبود پیروزیهای لرد نلسون Lord Nelson در نبرد نیل و سر رالف ابرکرامبی (Sir Ralph Abercromby) در نبرد اسکندریه به بریتانیا تقدیم شد. هرچند که دولت انگلستان این حرکت را با خوشی پذیرفتند، اما هزینه حمل و نقل آن به لندن را بر عهده نگرفتند.
    اوبلیسک تا سال ۱۸۷۷ در اسکندریه باقی ماند تا اینکه سر اراسموس ویلسون (Erasmus Wilson)، کالبد شناس مشهور و متخصص بیماریهای پوست، مخارج حمل و نقل آن به لندن- که در آن زمان به مبلغ چشمگیر ۱۰۰۰۰ پوند بالغ میشد- را بر عهده گرفت. این ستون پس از حدود ۲۰۰۰ سال از میان شنها بیرون آورده شد و در یک استوانه عظیم آهنی – به طول ۲۸ و عرض ۴.۵ متر- جای داده شد. این استوانه توسط مهندسی به نام جان دیکسون (John Dixon) ساخته شد و کلئوپاترا نام گرفت.
    بدنه استوانه یا سیلند مذکور مجهز به تیغه سکان و دکلی برای نصب بادبان و همچنین لغزه گیرهایی بود که امکان یدک کشیده شدن ستون را فراهم میکرد.قرار بود که این قطعه شناور توسط کشتی اولگا Olga به سمت لندن کشیده شود.
    اما این کوشش در روز ۱۴ اکتبر ۱۸۷۷ با شکست مواجه شد زیرا کلئوپاترا در طوفانی واقع در خلیج بیسکی (Bay of Biscay) سرنگون شد و به کناره رانده شده، در آنجا باقی ماند تا اینکه کشتی بریتانیایی فیتزموریس (Fitzmaurice) آنرا برای تعمیر به فرول (Ferrol )اسپانیا برد. بالاخره این ستون در ژانویه ۱۸۷۸ وارد شهر گریوسند (Gravesend) انگلستان شد و در ماه اگوست همان سال در گردشگاه ویکتوریا نصب شد.
    اطراف سوزن کلئوپاترا با دو مجسمه کپی از ابوالهول مصری از جنس برنز تزئین شده است که بیشتر به نظر میرسد مشغول نظاره ستون هستند تا اینکه از آن نگهبانی کنند. دلیل این حالت نادرست نیز این اس که ابولهولها به جای اینکه پشت به ستون و رو به "دشمن" باشند، پشت به دشمن و رو به ستون نصب شده اند. در ۴ سپتامبر سال ۱۹۱۷ ود در طی جنگ جهانی اول، بمبهای اولین بمباران هوایی آلمان در نزدیکی این ستون فرود آمدند. برای به یادگار نگه داشتن این واقعه، محل برخورد بمبها تا امروز مرمت نشده است و گودالهای ناشی از اصابت شرپنل shrapnel و آسیبهایی که به ابوالهول سمت راست ستون وارد شده، کاملا مشخص است.
    ۲) پاریس
    ستون پاریس در میدان کنکورد (Place de la Concorde) قرار دارد. مرکز این میدان با این ستون اوبلیسک عظیم با متن هیروگلیفی در ستایش رامسس دوم، اشغال شده است. این ستون در گذشته در ورودی معبد لاکسور (Luxor Temple) مصر باستان قرار داشت. محمد علی پاشا این اوبلیسک ۳۳۰۰ ساله را در سال ۱۸۲۶ به فرانسه تقدیم کرد و در سال ۱۸۳۳ لویی فیلیپ، پادشاه وقت فرانسه دستور نصب آن را در میدان کنکورد، در نزدیکی محلی که لویی شانزدهم و ماری آنتوانت گردن زده شدند، صادر کرد. با توجه به محدودیتهای فنی آن زمان، حمل و نقل این ستون کار آسانی نبوده است و برای به خاطر ماندن این شیوه ها کار شاق حمل و نصب ستون، نمودارهای تصویری از ابزار و وسایل و چگونگی حمل این ستون بر روی پایه آن حک شده است.
    این ستون از جنس گرانیت سرخ با احتساب پایه آن، ۲۳ متر ارتفاع و ۲۵۰ تن وزن دارد. این ستون فاقد سر هرمی شکل خود بود-که بنا به نظر کارشناسان در قرن ششم ق.م. ربوده شده است- و به همین دلیل در سال ۱۹۹۸ دولت فرانسه یک نوک هرمی مزین به ورق طلا بر روی آن نصب کرد. این ستون با دو فواره که در زمان برپا کردن آن ساخته شد، احاطه شده است.
    ۳) نیویورک
    ستون نیویورک در سنترال پارک (Central Park) قرار گرفته است. پس از افتتاح کانال سوئز در سال ۱۸۶۹، اسماعیل پاشا خدیو مصر، به امید ترویج و توسعه روابط تجاری، برای اولین بار به اهداء یک اوبلیسک به ایالات متحده آمریکا اشاره کرد. اما این ستون به طور رسمی توسط توفیق پاشا- پسر اسماعیل پاشا- در طی نامه ای به تاریخ ۱۸ مه سال ۱۸۷۹، به آمریکا اهدا شد.
    حتی در آن زمان هم برپا ساختن ستون تا ۲۲ ژانویه ۱۸۸۱ انجام نگرفت. ویلیام وندربیلت (William Vanderbilt)، از متنفذترین غولهای صنعت راه آهن، پشتیبانی مالی پروژه را بر عهده گرفت و کار دشوار حرکت دادن اوبلیسک از اسکندریه و حمل آن به ایالات متحده به عهده هنری هانیچرچ گورینگ (Henry Honychurch Gorringe) دریابان نیروی دریایی آمریکا گذاشته شد.
    عملی شدن این حرکت یک دهه به طول انجامید و بنابر اطلاعات موجود در وب سایت سنترال پارک، این ستون ۲۴۴ تنی گرانیتی در ابتدا از حالت عمودی به افقی برگردانده شده و سپس در کشتی بخار دساوگ (Dessoug) که قبل از این در خدمت نیروی دریایی بود، قرار داده شد و از مدیترانه عبور داده شد، سپس بدون توقف از اقیانوس اطلس طوفانی گذشت. پایه این اوبلیسک بر روی عرشه و در قسمت انتهایی کشتی حمل شد و بالاخره در ۲۰ جولای ۱۸۸۰ به آمریکا رسید. حمل این ستون از ساحل رود هادسون به جزیره استاتن (Staten Island) چهارماه به طول انجامید. بخش نهایی این سفر از روی پل پایه خرپایی مخصوصی که اصلا برای این منظور ساخته شده و از خیابان پنجم نیویورک تا محل جدید آن در تپه گریوک (Greywacke Knoll) امتداد داشت، انجام گرفت.



    en.wikipedia.org
    سایت فریا
     

  11. Top | #50

    محل سکونت
    تبريز
    نوشته ها
    17,715
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    میانگین پست در روز
    11.67
    تیم فوتبال محبوب
     
    امتیاز
    69,483
    سپاس ها
    3,781
    سپاس شده 8,005 در 3,042 پست
    داریک
    0
    69,483 امتیاز ، سطح 100
    69,483 امتیاز ، سطح 100
    0% کامل شده
    امتیاز لازم برای سطع بعدی 0
    0% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 0
    1.0% فعالیت
    1.0% فعالیت

    پیش فرض پاسخ : معماری

    طاق کسری تیسفون (مدائن)، به دست پارت‌ها بنا نهاده شد. این شهر پایتخت امپراتوری پارتها و بعد ساسانیان تا استیلای اعراب بر ایران بود. این بنای تاریخی قصری بزرگ بوده که محل زندگی و دربار پادشاه بوده است. بنیان گذار آن را شاپور ذوالاکتاف (م 379 میلادی) دانسته اند.

    علت نامگذاری آن به این اسم، تالار بزرگی است که از طاق قوسی آن هنوز هم آثاری باقی است و مهمترین قسمت این بنای عظیم بوده است و به چنین تالارهایی ایوان گفته می شد. در هنگام تولد حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم خسرو اول انو شیروان در این کاخ حکومت می کرد و بنابر برخی روایات، در شب میلاد حضرت ختمی مرتبت بخشش های مهمی از آن فرو ریخت و از میان رفت.

    آخرین پادشاهی که مقتدرانه در آن بر تخت نشست، خسرو پرویز بود که در همین کاخ نیز نامه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به دستش رسید و آن را پاره کرد. هنگام فتح مدائن، مسلمانان تالار بزرگ این کاخ را محل اقامه نماز جماعت قرار دادند و به نقلی حضرت علی علیه السلام نیز هنگام عزیمت به سوی صفین در این تالار نماز خواند و برخی از احوالات ساکنان کاخ را یاد آوری نمود. مرحوم شیخ عباس قمی به همین خاطر، نماز خواندن در آن جا را نیکو شمرده است

    پس از تسخیر شهر توسط اعراب، سلمان پارسی، به فرمانداری این شهر برگزیده شد. از آنجا که تیسفون پایتخت بزرگ‌ترین امپراتوری آن دوران بود، ثروت فراوانی در آن گرد آمده بود، به همین روی انتقال غنایم چند ماه به طول انجامید. بعدها یعنی در دوره عباسیان شهر تخریب و از قطعات کاخها و ساختمانهای شهر در ساخت شهر جدیدی در همان نزدیکی بنام بغداد استفاده شد.

    This image has been resized. Click this bar to view the full image. The original image is sized 800x464.

    طاقِ کسری (طاقِ کسرا=تاغِ خسرو) یا ایوانِ مدائن نام کاخ پادشاهان ساسانی در تیسفون بود. طاق اصلی این کاخ خشتی ساخته شده به دست انسان می‌باشد بلندای این طاق ۳۵ متر،پهنایش ۲۵ متر و درازایش ۵۰ متر است. بازمانده این کاخ هنوز در کشور کنونی عراق به‌جاست. در عظمت ایوان کسری همین بس هنگامی که هارون الرشید تصمیم گرفت آثار به جا مانده از آن را ویران کند، از فراهم کردن وسایل مورد نیاز برای تخریب آن عاجز ماند و از این کار منصرف شد.

    ایوان مدائن(طاق کسری) در تاریخ

    ساسانیان خود را از اعقاب پارسی ها می دانستندوهمواره به عظمت واعتلای ایران وقدرت واعتبارحکومت خود توجه داشتند.هرچند که به علت جنگهای متوالی که با رومیان همسایه غربی ایران داشتندقادر به احداث ساختمانها و کاخهای بزرگ مانند پارس ها نشدند، ولیکن سعی کردند که بناهای باارزش رابااستفاده از مصالح ساختمانی اطراف هرکاخ به وجود آورند که خوشبختانه بسیاری ازاین آثار درایران کنونی باقیمانده است، اماتعدادی از آنها درکشورهای اطراف قرار گرفته اند.

    ازآنجا که دین رسمی کشور درزمان ساسانیان دین زرتشتی بوده لذا برای آتش احترام خاصی قائل بودندوآن رامقدس می شمردند وبرای نگهداری ونگهبانی ازآتش پرستشگاه یاجایگاه های مخصوص می ساختند، آتش مقدس دراین پرستشگاه ها طبق سنت‌هاي مذهبی ساسانیان توسط کاهنان وپنهان از پرستش کنندگان عام حفاظت می شد که از آن آتش های دیگری می افروختند و خارج از پرستشگاه درون چهارطاقی های باز درمعرض دید و پرستش عموم قرار می دادند.


    اما به غیر ازآتشکده های بسیاری که درآن زمان ساخته شده، چندین کاخ نیز به دست معماران ساسانیبه وجود آمده اند، که از آن ميان می توانیم ازکاخ بستان، کاخ قلعه دختر، کاخ نیشاپور ،کاخ خسرو و نیزکاخ سروستان نام ببریم.

    هنرمندان دورهٔ ساسانی شیوهٔ کارهنری زمان اشکانیان ومانوی راهمچنان پیش گرفتند.به دنبالهٔ جنگ اشکانیان با بیگانگان ، ساسانیان هم حدوداً ۳۰۰ سال در جدال بودند.پیروزی های پی درپی،تحرکی پویابه وجود آورده بود.رابطه ی تجاری با همسایگان ٬ وضع صنایع و هنر رابرای دادوستد ودیدهنری وسعت بخشید.به این ترتیب٬ هنر دورهٔ ساسانی نسبت به گذشته تمایز ویژه ای پیدا کرد.

    ایوان مدائن یاطاق کسری یا تیسفون واقع در شهر مدائن در کشور عراق از بناهای مهم شیوۀ پارتی است.متأ سفانه این بنا تاکنون مرمت جدی نشده است.

    مهمترین قسمت این کاخ٬ مدخل اصلی آن است که به شکل ایوانی عریض ومرتفع ٬ روبه خارج ساخته شده بود وتالار مستطیل شکلی در پشت آن قرار داشته است.طاق بزرگ هلالی قسمت مرکزی رامی پوشاند. در طرفین بخش مرکزی که محور اصلی بنا راتشکیل می داد٬ راهروها٬ اتاقها وتالارها باپوشش گنبدی وگهواره ای قرار داشتند.

    نور تالار اصلی به وسیله یکصدوپنجاه دریچه تأمین می شده است.طاق بزرگ ایوان مدائن برروی دیواره های سرتاسری وبدون ستون بنا شده بود.قسمت جلویی هلالی بزرگ وبخشی ازنمای اصلی کاخ هنوز پابرجا است.


    نمای بدون روزنه کاخ تیسفون به چهار طبقه تقسیم شده وبه وسیلۀ طاقی ها ونیم ستونهایی دراطراف آنهاتزيین شده بود.درترکیب نمای خارجی کاخ،تاثیر معماری آشور به چشم می خورد.

    خصوصیات زیادی دراین بنا مشاهده می شود.اما درویژگی معماری ایران در آن به خوبی آشکار است،یکی استفاده از تناسبات طلایی ایرانی است که از آن مستطیلی به اندازۀ ۲۴ گز در۴۰ گز به دست آمده(۴۲.۶ در ۲۵.۵ متر)ودروسط آن طاقی ساخته شده است.

    دیگری هم استفاده از مصالح معمولی یا مصالح خشتی است ونه سنگ تراش ٬ پیشرفتگی ها وبقیه نکات همه و همه به صورت محاسبه هاي دقیق بوده است. محاسبه هاي فنی دقیقی که قبل ازکارساختمانی انجام می شده درساخت این بنا به خوبی مشاهده می شود.

    نقاشی ها وحجاری های بسیاری نیز به چشم می خورند واین خود نشان می دهد که هنر نقاشی دراین زمان بیش از زمان اشکانی استقبال می شده است .زیرا آنچه ازگزارشها برمی آید (قالی رنگارنگ الوان مداين)وپارچه‌ها وبسیاری از لباسهای پادشاهان این دوره نشان از کوشش فراوان برای پیشرفت دارد.

    (بوحتری)که یکی از سرایندگان عرب درقرن سوم هجری است، هنگامی که ازشام به بغداد می آمده٬ایوان کسری رادیده ودربارۀ تزئینات ونمای داخلی آن نوشته است:« این کاخ،شما رااز نمونه های شگفت آور مردمی آگاه می کند که زبان هرگز از ذکر عجایب آن نمی تواند خاموش بماند.اگر نقاشی جنگ انطاکیه را نگاه کنیم ٬ اندام به لرزه می افتد،زیرا مرگ ازآن می بارد.»

    عکسی از طاق کسرا ( تيسفون ) در سال ۱۹۲۷

    (انوشیروان درزیر پرچمی صف آرایی می کندولباسش به رنگ سبز مایل به زرد است ودرجلوی اومردانی ،یکی نیزه به دست ودیگری سپر وزوبین به کف،می جنگد.این نقش ونگارها و چهره ها آدمی رابه شک وامی دارند که آیا اینان زندگان لالند یاکه نقشند؟!)

    نکتۀ دیگری که باید به آن توجه داشت تأثیر طرز نقاشی وحجاری ودیکر هنرهای ایرانیان این دوره بر مردم هم جوار است که شواهد،فراوانی آن را تأئید می کند.
     

صفحه 5 از 11 نخستنخست 123456789 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آتشکده ها و چهار طاقی ها در دوره ساسانی
    توسط albaloo در انجمن تاریخ جهان
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 08-29-2010, 12:21 PM
  2. برترین تصاویر از معماری داخلی ساختمان ها - شماره6
    توسط wish در انجمن مجموعه عكس هاي گوناگون
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 08-28-2010, 11:30 AM
  3. تصاویری از یک دفتر معماری مدرن در اسپانیا در فضای جنگلی
    توسط niyaz در انجمن مجموعه عكس هاي گوناگون
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: 08-25-2010, 11:48 AM

کاربران تگ شده

کاربران مشاهده کننده موضوع : 2

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •