لینکدونی
آخرین ارسال های انجمن
انجمن ايران ويج
- نهنگی در دهانه تنگه هرمز romita
- نتيجه «سازمان وكلاي رسمي»، حذف وكيل و كانونهاي مستقل است TEROZH
- دادسراي نفت و انرژي تشكيل خواهد شد TEROZH
- 1640 عنوان مجرمانه در کشور شناسایی شد TEROZH
- راي وحدت رويه شماره۷۲۳ هيات عمومي ديوان عالي كشور TEROZH
- صاحبان احشام نيز در تصادفات بين حيوان و خودرو مقصر شناخته ميشوند. TEROZH
- بهاي خواسته /آخرين نظرات حقوقي 27/12/90 TEROZH
- طرف دعوی مطالبه مهریه از زوج متوفی کیست؟ TEROZH
- نکاتی درموردمبحث ايراد و آثار آن بر دادرسي در آیین دادرسی مدنی TEROZH
- بازخواني حقوقي «مالكيت» جزاير ابوموسي، تنب كوچك و بزرگ TEROZH

من زنم!!
بازیچه دست تو نیستم…
مرا هم چون تو آفرید
با همان شمایل
و گاه هم زیباتر از تو
تا زندگی کنم برای خودم
نه بردگی کنم برای تو !!

حس و حالم خوب نیست همه چی داغونه یکی باید باشه تورو برگردونه
داغونم

تو امروز رفتی….
اما دست هایت را
چنان گرفته بودم
که هنوز میان دست های من مانده است.
دریای چشمانم خشکیده ،
آسمان قلبم ابری و دلگرفته ست.

گاهی دلت بهانه هایی می گیرد
که خودت انگشت به دهان می مانی…
گاهی دلتنگی هایی داری
که فقط باید فریادشان بزنی
اما سکوت می کنی …
… گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات…
گاهی دلت نمی خواهد
دیروز را به یاد بیاوری
انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که…
گاهی فقط دلت میخواهد
زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری و
گوشه ای -گوشه ترین گوشه ای…!
که می شناسی بنشینی و” فقط” نگاه کنی…
… گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود…
گاهی دلگیری…شاید از خودت …شاید

بوی تو میداد تنم
کوچه مست شد
پدرم خواب دید
مادر فهمید
پسر زیبای همسایه
نفرینم کرد
و هیچ کس
باور نکرد
که من
تنها با خیال تو عشق بازی میکنم

نیمه شب مه آلود
من وکوچه های ولگرد.
من تنهاشب گرددهکده هستم.
موسیقی وحشی شب بوهاباقدمهای مبهم من ترانه ای میخوانند
که رویایی صورتی راپیش چشمهای خمارم نقاشی میکند.
هوای نم گرفته ی اتاق کهنگی نفسهایم راپرازرخوت کرده.
مردم دهکده خواب باغهای معلق میبینندومن هنوزبیدارم.
امشب خیلی زودازکوچه هاخداحافظی کردم.
میخواهم برای دیوارهای خط خطی اتاقم درددل کنم.
فکراین که فرداچه خواهدشدرهایم نمیکند.
پگاه سفیدوخاکی ازراه رسید
شب تمام شدومن بازیک ولگردهستم.

اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می شود .
اگر واقعا عاشقش باشی ، در کنار او که هستید ، احساس امنیت می کنید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی با شنیدن صدایش ، ضربان قلب خود را در سینه حس می کنید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، زمانی که در کنارش راه می روید احساس غرور می کنید .

زن می فرماید ————-
همسرم می گفت بد جوری هراسانم همش
در پی آ یینه بین و فال و فنجانم همش
حال و روزم از لحاظ روحی اصلا خوب نیست
هیچ می پرسی چرا در پای قلیانم همش؟
صبح، بی بی گل برایم یک خبر آورده بود
ازهمین رو با تاسف ، کلّه جنبانم همش
ادامه نوشته

تنهایی ام را با تو قسمت می کنم سهم کمی نیست
گسترده تر از عالم تنهایی من عالمی نیست


