<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title> &#187; تاریخ باستان</title>
	<atom:link href="http://www.iranvij.ir/category/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.iranvij.ir</link>
	<description>پایگاه رسمی گروه اینترنتی ایران ویج</description>
	<lastBuildDate>Wed, 23 May 2012 06:57:08 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.2</generator>
		<item>
		<title>عید کریسمس از ایران می آید</title>
		<link>http://www.iranvij.ir/%d8%b9%d9%8a%d8%af-%da%a9%d8%b1%d9%8a%d8%b3%d9%85%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%8a-%d8%a2%d9%8a%d8%af.html</link>
		<comments>http://www.iranvij.ir/%d8%b9%d9%8a%d8%af-%da%a9%d8%b1%d9%8a%d8%b3%d9%85%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%8a-%d8%a2%d9%8a%d8%af.html#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 24 Dec 2011 13:55:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>گلزار</dc:creator>
				<category><![CDATA[تاریخ ایران]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ و تمدن ایران باستان]]></category>
		<category><![CDATA[جشن ها و آیین های ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[دانستنی ها]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب برگزیده سایت]]></category>
		<category><![CDATA[ايرانيان]]></category>
		<category><![CDATA[باستاني]]></category>
		<category><![CDATA[تخت جمشيد]]></category>
		<category><![CDATA[جشن يلدا]]></category>
		<category><![CDATA[جشن يلداي ايرانيان]]></category>
		<category><![CDATA[جشن پيروزي]]></category>
		<category><![CDATA[جشني باستاني]]></category>
		<category><![CDATA[حيات و تداوم جهان]]></category>
		<category><![CDATA[خداي خورشيد]]></category>
		<category><![CDATA[درخت کاج]]></category>
		<category><![CDATA[ديوارهاي تخت جمشيد]]></category>
		<category><![CDATA[عيد کريسمس]]></category>
		<category><![CDATA[فرانس24]]></category>
		<category><![CDATA[مسيحيان]]></category>
		<category><![CDATA[ميترا]]></category>
		<category><![CDATA[نماد خورشيد]]></category>
		<category><![CDATA[يلدا]]></category>
		<category><![CDATA[کريسمس]]></category>
		<category><![CDATA[کريسمس مسيحيان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.iranvij.ir/?p=235464</guid>
		<description><![CDATA[به گفته برخی ها جشنهای عید کریسمس مسیحیان از جشن یلدای ایرانیان الهام گرفته است. &#160; &#160; به نقل از شبکه تلویزیونی فرانس۲۴ یلدا جشنی باستانی در ایران است که در طول تاریخ همچنان زنده مانده و حتی پس از انقلاب اسلامی نیز در بین مردم ایران گرامی داشته می شود. تاریخ ان تقریبا با [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><a href="http://www.iranvij.ir/%d8%b9%d9%8a%d8%af-%da%a9%d8%b1%d9%8a%d8%b3%d9%85%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%8a-%d8%a2%d9%8a%d8%af.html/images-13" rel="attachment wp-att-235465"><img class="alignleft size-full wp-image-235465" title="کریسمس" src="http://www.iranvij.ir/wp-content/uploads/images12.jpg" alt="" width="259" height="194" /></a><strong>به گفته برخی ها جشنهای عید کریسمس مسیحیان از جشن یلدای ایرانیان الهام گرفته است.</strong></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify;">به نقل از شبکه تلویزیونی فرانس۲۴ یلدا جشنی باستانی در ایران است که در طول تاریخ همچنان زنده مانده و حتی پس از انقلاب اسلامی نیز در بین مردم ایران گرامی داشته می شود. تاریخ ان تقریبا با کریسمس همزمان است.<br />
در این جشن میترا یا خدای خورشید گرامی داشته  می شود و جشن پیروزی نور در برابر ظلمات به شمار می رود.  مردم در این شب با میوه های قرمز رنگ به ویژه انار به استقبال زمستان می روند. این میوه ها نماد خورشید هستند.  همچنین درخت کاج نیز یکی دیگر از نمادهای این جشن است. درخت کاج نماد حیات و تداوم جهان است. تصاویری حک شده از درخت کاج حتی بر روی دیوارهای  تخت جمشید در دوهزار و پانصد سال پیش مشاهده می شود.<br />
به گفته برخی ها  جشنهای عید کریسمس مسیحیان از جشن یلدای ایرانیان الهام گرفته است.<br />
یلدا جشنی باستانی در ایران است که در طول تاریخ همچنان زنده مانده و حتی پس از انقلاب اسلامی نیز در بین مردم ایران گرامی داشته می شود. تاریخ ان تقریبا با کریسمس همزمان است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.iranvij.ir/%d8%b9%d9%8a%d8%af-%da%a9%d8%b1%d9%8a%d8%b3%d9%85%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%8a-%d8%a2%d9%8a%d8%af.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ترجمه کتیبه های هخامنشی</title>
		<link>http://www.iranvij.ir/%d8%aa%d8%b1%d8%ac%d9%85%d9%87-%da%a9%d8%aa%db%8c%d8%a8%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c.html</link>
		<comments>http://www.iranvij.ir/%d8%aa%d8%b1%d8%ac%d9%85%d9%87-%da%a9%d8%aa%db%8c%d8%a8%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c.html#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Nov 2011 07:58:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>احمدنیا</dc:creator>
				<category><![CDATA[تاریخ و تمدن ایران باستان]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب برگزیده سایت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.iranvij.ir/?p=160822</guid>
		<description><![CDATA[برصخره ای در منطقه بیستون نزدیک شهر کرمانشاه کتیبه ای است به بلندی هفت متر و هشتاد سانتیمتر و درازای بیست و دو متر که در پنج ستون به سه زبان و متجاوز از هزارسطر توسط داریوش اول پادشاه هخامنشی نوشته شده است ، متن زبان فارسی باستان شامل ۵۱۵ سطر ، متن زبان عیلامی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">برصخره ای در منطقه بیستون نزدیک شهر کرمانشاه کتیبه ای است به بلندی هفت متر و هشتاد سانتیمتر و درازای بیست و دو متر که در پنج ستون به سه زبان و متجاوز از هزارسطر توسط داریوش اول پادشاه هخامنشی نوشته شده است ، متن زبان فارسی باستان شامل ۵۱۵ سطر ، متن زبان عیلامی شامل ۶۵۰ سطر و متن زبان اکدی شامل ۱۴۱ سطر است.</p>
<p style="text-align: justify;">خواندن کامل نوشته های میخی فارسی باستان از سال ۱۸۳۶ توسط لاسن و بورنف میلادی آغاز شد و سپس توسط فلاندن و کوست دو گردشگر فرانسوی و راولینسون فرماندار نظامی انگلیس در کرمانشاه ، جکسون استاد دانشگاه کمبریج و سرانجام بوسیله کامرون قسمت های ناخوانا دقیقا ً بازخوانی شد .</p>
<p style="text-align: justify;">یکی از منابع معتبر برای تاریخ نویسی ، آگاهی از وضعیت اجتماعی و قدرت سیاسی دوره هخامنشی ، کتیبه های به جا مانده از آن دوران است .</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;"><strong>● متن ترجمه شده DSF</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #993300;"><strong>پیرامون نحوه ساخت کاخ شوش</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">خدای بزرگ اهورمزدا که این سرزمین را آفرید ، آن آسمان را آفرید ، که انسان را آفرید ، که شادی را آفرید برای مردم ، که داریوش را شاه کرد ، یک شاه از بسیاری و یک فرماندار از بسیاری ، منم داریوش ، شاه شاهان ، شاه سرزمین ها ، پسر ویشتاسپ هخامنشی</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید داریوش شاه : اهورمزدا که بزرگترین خدایان است او مرا شاه کرد ، این شهریاری را به من ارزانی داشت ، که بزرگترین است ، که نیک مرد و نیک اسب است به خواست اهورمزدا ، پدر من ویشتاسپ و آرشام که جد من است که هر دو زنده بودند هنگامی که اهورمزدا مرا در این سرزمین شاه کرد ، اهورمزدا را چنان میل بود که در تمام این سرزمین به عنوان مرد خودش مرا انتخاب کرد ، او مرا شاه در همه این سرزمین ها کرد ، من اهورمزدا را می پرستم ، اهورمزدا مرا یاری کرد که آنچه که فرمان من بود ، آن را برای من نیک انجام گردانید ، آنچه که من کردم همه را به لطف اهورمزدا کردم ، این کاخ که درشوش ساختم از دور دست تزئینات آن آورده شد ، ابتدا زمین کنده شده تا به سنگ رسیدم ، وقتی کنده شد سپس (سنگریزه) شفته انباشته شد ، یک طرف چهل زرع عمق و طرف دیگر بیست زرع عمق روی آن شفته کاخ ساخته شد و این که کنده شد ابتدا و شفته انباشته شد و خشت زده شده این کار ها را مردم بابلی انجام دادند ، چوب سدر آن از کوهی به نام لبنان از آنجا آورده شد مردم آشور آن را آوردند ، تا به بابل آوردند ، از بابل کاری ها و یونانی ها تا شوش آوردند ، چوب یکا از قندهار آورده شد و از کرمان آورده شد ، طلا از سارد و از بلخ آورده شد که اینجا به کار رفته ، سنگ لاجورد از کاتاپوتکا ، و عقیق که اینجا به کار رفته از سغد آورده شد ، سنگ گرانبهای فیروزه از خوارزم اینجا آورده شد که در اینجا به کار رفته ، نقره و آبنوس از مصر آورده شد ، تزئیناتی که روی دیوار ها با آن تزئین شده از یونان آورده شد ، عاج که اینجا به کار رفته از اتیوپی و از سند و ارُخج ، آورده شدند ، ستون های سنگی که اینجا به کار رفته از روستایی به نام آبیرادو در عیلام آورده شده ، مردانی که روی سنگ کار می کردند (سنگتراشان) آنها از یونانی ها و ساردی ها بودند ، مردان طلاکاری که روی طلا کار می کردند آنها از مادی ها و مصری ها بودند ، مردانی که نجاری می کردند از ساردی ها و مصری ها بودند ، مردانی که روی خشت کار می کردند از بابل بودند ، مردانی که روی دیوار های دژ (کاخ) کار می کردند و دیوار ها را تزئین می کردند از مادی ها و مصری ها بودند .</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید داریوش شاه : در شوش کار ها و دستور های بسیار عالی (زیبا) داده شد و کار های بسیار آورده شده بود ، مرا اهورمزدا بپاید و ویشتاسپ پدرم را و سرزمینم را</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;"><strong>● متن ترجمه شده DB۴</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">کتیبه ای از داریوش اول پیرامون شرح جنگ ها با سرکشان و نکات اخلاقی</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید داریوش شاه : این است آنچه من کردم (از طرف من کرده شده) در بابل</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید داریوش شاه : این است آنچه که من انجام دادم به لطف اهورمزدا ، در همان سال بعد از آنکه شاه شدم ، نوزده جنگ انجام دادم ، به لطف اهورمزدا من آنها را شکست دادم و ۹ نفر از شاهان را گرفتم ، یکی گوماته مغ بود ، او به دروغ چنین می گفت : من بردیا هستم پسر کورش ، او پارس را شورشی کرد ، یک اسرینه نام عیلامی ، او به دروغ چنین گفت : من شاه هستم در عیلام ، او عیلام را شورشی کرد بر علیه من ، یک ندیته بیره نام بابلی به دروغ چنین گفت : من نبوکدرچره هستم پسر نبونید ، او بابل را شورشی کرد ، یک مرتیا نام پارسی او به دروغ چنین گفت : من ایمانی هستم ، در عیلام شاه شد ، او عیلام را شورشی کرد ، یک فروتیر نام مادی او به دروغ چنین گفت : من خشثریته هستم از خاندان هوخشتره ، او ماد را شورشی کرد ، یک چیسره تخمه نام اهل ساگارت او به دروغ چنین گفت : من شاه هستم در ساگارت از خانواده هوخشتره ، او ساگارت را شورشی کرد ، یک فراده نامی اهل مرو او به دروغ چنین گفت : من شاه هستم در مرو ، او مرویان را شورشی کرد ، یکی وهیزداته نام پارسی ، او به دروغ چنین گفت : من بردیا هستم پسر کورش ، او پارسیان را شورشی کرد ، یک ارخه نام از ارمنستان ، او به دروغ چنین گفت : من نبوکدرچره هستم پسر نبونید ، او بابلیان را شورشی کرد .</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید داریوش شاه : آنها ۹ پادشاه هستند که من اسیر کردم در طی جنگ ها</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید داریوش شاه : تو که شاه بعدا ً شدی ، خودت از دروغ پرهیز کن ، مردی که پیرو دروغ باشد او را تنبیه خوب کن ، اگر چنین فکری کردی (می اندیشی) سرزمین من استوار بماند .</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید داریوش شاه : این است آنچه که من انجام دادم به لطف اهورمزدا ، این است که در همان یک سال انجام دادم ، تو که بعدا ً این کتیبه را (می خوانی که به وسیله من کرده شده) خواهی خواند که من انجام دادم ، مباد که آن را دروغ بپنداری .</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید داریوش شاه : اهورمزدا را گواه می گیرم که آنچه که من انجام دادم در آن یک سال درست و واقعی است و دروغ نیست .(که من کردم در همان سال)</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید داریوش شاه : به لطف اهورمزدا کار های بسیار دیگری هم است که از سوی من انجام داده شده که در این کتیبه ننوشتم ، به این دلیل ننوشتم ، مباد آن که پس از این ، آن که کتیبه را می خواند به نظرش زیاد آید که من کردم و او را باور نشود و آن را دروغ بپندارد .</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید داریوش شاه : آنها که قبلا ً اینجا شاه بودند ، آنها را چنان کرده ای نیست که به لطف اهورمزدا در همان یک سال به وسیله من انجام داده شد .</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید داریوش شاه : اکنون آنچه را که من انجام دادم به من بگو و آن را پنهان مخواه ، اگر این نوشته را پنهان نکنی و برای مردم بگویی ، اهورمزدا تو را دوست باد و صاحب خاندان بسیاری باد و عمر طولانی کنی .</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید داریوش شاه : اگر این نوشته پنهان شود و به مردم نگویی اهورمزدا تو را زننده باد و تو را خاندان مباد .</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید داریوش شاه : این است آنچه که من انجام دادم در همان یک سال به لطف اهورمزدا ، اهورمزدا مرا یاری داد و دیگر خدایان که هستند .</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید داریوش شاه : برای این اهورمزدا مرا یاری داد و همچنین دیگر خدایان مرا یاری دادند (که هستند) نه بی اعتقاد بودم ، نه دروغگو بودم ، نه پیرو بدی بودم ، هم من و هم خانواده من بر طبق راستی رفتار کردیم ، نه ضعیف و بیچاره و نه توانا را بدی نکردم ، مردی که کوشید برای خاندان من ، او را خوب پاداش دادم و آن که آسیب رساند او را به سختی مجازات کردم .</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید داریوش شاه : تو که پس از این شاه خواهی بود ، از این پس خواهی شد ، مردی که پیرو دروغ باشد یا زورگو است او را دوست مباش و خوب تنبیه کن .</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید داریوش شاه : تو که پس این کتیبه را خواهی دید که من نوشتم یا این پیکر ها را ، مباد خراب کنی . تا وقتی توان داری از آن مراقبت (محافظت) کن .</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید داریوش شاه : اگر این نوشته را (پیکره ها را) ببینی آنها را خراب نکنی تا هنگامی که تو را توان باشد اهورمزدا تو را دوست باد و خاندان تو بسیار باد و عمر طولانی داشته باشی و آنچه که انجام می دهی اهورمزدا تو را موفق و نیک فرجام کناد . (دارد)</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید داریوش شاه : اگر این نوشته را (پیکره ها را) ببینی آنها را خراب کنی تا هنگامی که توان داری در طی حکومت اهورمزدا تو را زننده باد و خاندان تو نباد و آنچه را که انجام می دهی آن را اهورمزدا خراب کناد .</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید داریوش شاه : این ها مردانی اند که در آن زمان آنجا بودند ، وقتی من گوماته مغ را شکست دادم که خود را بردیا می گفت .</p>
<p style="text-align: justify;">در آن زمان این مردان کوشیدند به عنوان سرکردگان من ، ویدفرنا نامی پسر وایسپار پارسی ، اوتانه نامی پسر سوخُره پارسی ، گئوبرو نامی پسر مردونیه پارسی ، ویدرنه نامی پسر بگابیگ نه پارسی ، بغه بوخشه نامی پسر دایووهیه ، اردومانی نامی پسر وهیوکه پارسی</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید داریوش شاه : توکه پس از این شاه خواهی بود ، خاندان این مردان خوب را حفاظت کن .</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید داریوش شاه : به لطف اهورمزدا من این کتیبه را نوشتم ، علاوه بر این که به زبان آریایی نیز کتیبه گلی و روی چرم نوشته شد و آن را امضاء کردم و نسب نامه درست کردم ، نوشته شد و خوانده شد در حضور من ، این نوشته را من به همه سرزمین ها فرستادم در کشورها مردم در اجرای آن کوشیدند ، آن را به کار بردند .</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;"><strong>● متن ترجمه شده از کتیبه خشایارشا اول XPF</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">خدای بزرگ اهورمزدا که این سرزمین را آفرید ، که آن آسمان را آفرید ، که این انسان را آفرید ، شادی را برای برای انسان آفرید ، که خشایارشا را شاه کرد ، یک شاه از بسیاری ، یک فرماندار از بسیاری ، منم خشایارشا شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه سرزمین های مختلف القبایل ، شاه در این سرزمین بزرگ و وسیع ، پسر داریوش شاه هخامنشی</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید خشایارشا شاه : پر من داریوش ، پدر داریوش ویشتاسپ نام بود ، پدر ویشتاسپ آرشامه نام بود ، ویشتاسپ و آرشامه هر دو در یک زمان زنده بودند ، وقتی که اهورمزدا چنان میل بود که داریوش پدر من را شاه کرد در این سرزمین ها ، وقتی داریوش شاه شد کار های بسیاری انجام داد .</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید خشایارشا شاه : داریوش را پسران دیگری نیز بودند ، اهورمزدا را چنان میل بود که داریوش پدر من بعد از خود مرا برترین کرد ، وقتی پدرم داریوش از تخت پادشاهی رفت یا مُـرد .، به لطف اهورمزدا من شاه شدم به جای پدر بر تخت پادشاهی پدر نشستم ، وقتی که من شاه شدم ، کار های بسیار کردم ، آن کارها را که پدرم کرده بود من محافظت کردم (پاییم) و کار های دیگری به آنها افزودم ، آنچه که من کردم و آنچه که پدرم کرد ، آن همه از لطف اهورمزدا و به میل او کردیم .</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید خشایارشا شاه : مرا اهورمزدا بپاید و پادشاهی مرا و آنچه که من کردم و آنچه را که پدرم کرد نیز اهورمزدا پاید .</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;"><strong>● متن ترجمه شده DB۳</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">شرح جنگ داریوش اول با شورشیان مرو ، بردیای دروغین و بابلیان</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید داریوش شاه : سپس من سپاه پارسی را به سوی ویشتاسپ فرستادم از ری ، هنگامی که آن سپاه به ویشتاسپ رسید ، ویشتاسپ به سپاه پیوست و رفت به محلی به نام پتی گربنا شهری در پارت ، آنجا با شورشیان جنگ کرد ، اهورمزدا مرا کمک کرد ، به لطف اهورمزدا ویشتاسپ آن سپاه شورشی را شکست داد ، در اولین روز کامل از ماه گرامپده بود ، هنگامی که جنگ کردیم .</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید داریوش شاه : سپس سرزمین از آن من شد ، این است آنچه که من کردم ( کرده من است ) در پارت</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید داریوش شاه : سرزمینی به نام مرو نسبت به من شورشی شد ، یکی به نام &#8221; فرادا&#8221; اهل مرو ، او را سرکرده کرده بودند ، سپس من &#8220;دادرشی&#8221; نام پارسی را که بنده من بود و در شهر بلخ شهربان بود ، فرستادم به سوی او چنین ، گفتم : پیش برو آن سپاه را بزن ، که خود را از آن من نمی خوانند ، سپس دادرشی با سپاه رفت و جنگ کرد با مروی ها ، اهورمزدا مرا یاری کرد ، به لطف اهورمزدا سپاه من آن سپاه شورشی را شکست سختی داد ، در ۲۳ روز کامل از ماه &#8221; آسریدیه &#8221; بود وقتی جنک کرده شد .</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید داریوش شاه : یک به نام &#8221; وهیزداته &#8221; در محلی به نام &#8221; تاروآ &#8221; در شهری به نام &#8220;یاویتا&#8221; در کشور پارس آنجا مستقر بود ، او برای دومین بار شورش کرد در پارس ، به مردم چنین گفت : من &#8221; بردیا &#8221; هستم ، پسر کورش ، سپس سپاه پارسی که در کاخ بودند ، قبلا ً از &#8220;انشان&#8221; فراخوانده شده بود ، بیشتر آنها نسبت به من شورشی شدند و به سوی وهیزداته رفتند ، او شاه پارس شد ، در پارس</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید داریوش شاه : سپس من سپاه پارسی و مادی را که تحت فرمان من بودند ، فرستادم و &#8221; آرته وریه &#8221; نامی پارسی را که بنده من بود ، او را سرکرده آنها کردم ، باقیمانده سپاه پارسی به دنبال من رفت ، به ماد رسید ، سپس آرته وریه با سپاه به پارس رهسپار شد تا در محلی به نام &#8221; رخا &#8221; در پارس آنجا آن وهیزداته که خود را بردیا می خواند با سپاه به مقابله با آرته وردیه برای جنگ کردن کرد ، و اهورمزدا مرا یاری کرد ، به لطف اهورمزدا سپاه وهیزداته را شکست سختی داد ، ۱۲ روز از ماه &#8221; ثوره وهره &#8221; گذشته بود که با آنها جنگ کرده شد .</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید داریوش شاه : سپس آن وهیزداته با سپاه کمی گریخت و به پاسارگاد رفت ، از آنجا سپاهی برای خود تهیه کرد و برای بار دیگر به مقابل ارته وریه آمد برای جنگ کردن ، در کوهی به نام &#8221; پرگه &#8221; آنجا جنگ کردند ، اهورمزدا مرا یاری کرد ، به لطف اهورمزدا سپاه من آن سپاه وهیزداته را شکست سختی داد ، از ماه &#8221; گرامپده &#8221; ۵ روز گذشته بود که جنگ شد ، آن وهیزداته را گرفتم و آنهایی که سرکردگان پیروان او بودند .</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید داریوش شاه : سپس من آن وهیزداته که خود را بردیا می نامید او سپاهی را به &#8220;هرووات&#8221; فرستاد &#8221; ویوانه &#8221; نامی پارسی را که بنده من بود و در &#8221; هرووات &#8221; شهربان بود در مقابل او بود ، و یک مرد را سرکرده کرد ، به آنها گفت : پیش بروید و آن ویوانه را بکشید و آن سپاهی را که خود را از آن داریوش شاه می خوانند ، سپاه که وهیزداته فرستاده بود رفت ، و برابر ویوانه برای جنگ کردن در دژی به نام &#8221; کاپیش کانی &#8221; با هم جنگ کردند ، اهورمزدا کمک کرد ، به لطف اهورمزدا سپاه من آن سپاه شورشی را شکست سختی داد ۱۳ روز از ماه &#8220;آنامکه&#8221; گذشته بود هنگامی که جنگ کردیم .</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید داریوش شاه : دوباره بعدا ً شورشیان گردآمدند و در برابر ویوانه جنگ کردند در ناحیه ای به نام &#8221; گدوته وه &#8221; با هم جنگ کردند ، اهورمزدا مرا یاری کرد ، به لطف اهورمزدا سپاه من آن سپاه شورشی را شکست سختی داد ، از ماه &#8221; وی خنه &#8221; ۸ روز گذشته بود که جنگ کرده شد .</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید داریوش شاه : پس از آن مردی که سرکرده سپاه بود و وهیزداته فرستاده بود به سوی ویوانه ، با سپاه کمی گریخت ، در دژی به نام &#8221; آرشاده &#8221; در &#8221; اُرُخج &#8221; تا به آنجا رسید ، آنگاه ویوانه با سپاه به دنبال او رفت ، آنجا او را که مقدم سرکردگان پیروان او بودند گرفت و کُشت.</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید داریوش شاه : سرزمین کشور از آن من شد ، این است آنچه که من انجام دادم در اُرُخج</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید داریوش شاه : هنگامی که در پارس و ماد بودم ، برای دومین بار بابلیان شورشی شدند ، مردی &#8221; ارخه &#8221; نام ارمنی پسر &#8221; هلیته &#8221; ، او شورش کرد در بابل در سرزمینی به نام &#8220;دوبلله&#8221; ، از آنجا به مردم چنین دروغ گفت : من &#8221; نبودچره &#8221; هستم ، پسر &#8221; نبونید &#8221; ، سپاه بابلی نسبت به من شورشی شد و به طرف ارخه رفت ، او بابل را گرفت ، او شاه شد در بابل</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید داریوش شاه : سپس من سپاهی فرستادم به بابل ، &#8221; ویده فرنا &#8221; نامی پارسی که بنده من بود بر آنها سرکرده کردم ، سپس به آنها گفتم : پیش بروید ، آن سپاه بابلی را بکُشید که خود را از آن من نمی خوانند ، سپس ویده فرنا با سپاهی به بابل رفت ، اهورمزدا کمک ارزانی داشت ، به لطف اهورمزدا ویده فرنا بابلیان را کُشت و اسیر کرد بقیه را ، از ماه &#8221; ورکه زنه &#8221; ۲۲ روز گذشته بود از هنگامی که آن ارخه ، &#8221; نبوکودرچرا &#8221; به دروغ خود را خوانده بود و مردانی که آنها بیشترین ، مقدم ، سرکرده پیروان او بودند ، گرفتم و دستور دادم ارخه و مردانی که آنها بیشترین پیروانش بودند در بابل به دار بزنند .</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;"><strong>● متن ترجمه شده DZC</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">خدای بزرگ اهورمزدا است که آسمان را آفرید ، که انسان را آفرید ، که شادی را آفرید ، داریوش را شاد کرد ، به داریوش پادشاهی را ارزانی داشت ، شهریاری که بزرگ و خوب است و خوب مرد است ، منم داریوش شاه بزرگ ، شاه شاهان کشور های دارای همه گونه مردم مختلف القبایل ، شاه در این سرزمین گسترده و بسیار وسیع و دور ، پسر ویشتاسپ هخامنشی</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید داریوش شاه : من یک پارسی هستم از پارس ، مصر را گرفتم ، من دستور کندن کانال را دادم از رود نیل که در مصر جاری است به دریایی که که از پارس می آید ، آنگاه این کانال کنده شد آنگونه که من دستور دادم و کشتی ها آمدند به مصر به طریق این کانال به سوی پارس آنطور که مرا میل بود .</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;"><strong>● متن ترجمه شده DNA</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">خدای بزرگ اهورمزدا است که این سرزمین را آفرید ، انسان را آفرید ، شادی و صلح را برای انسان آفرید ، داریوش را شاه کرد ، یک شاه از شاهان بسیار ، یک فرماندار از فرمانداران بسیار ، منم داریوش شاه ، شاه بزرگ ، شاه کشور های مختلف القبایل ، شاه در سرزمین بسیار بزرگ و گسترده ، پسر ویشتاسپ هخامنشی ، پسر پارسی ، یک آریایی دارای نژاد آریایی</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید داریوش شاه : به لطف اهورامزدا این سرزمین هایی است که من گرفتم که دور از پارس است ، من بر آنها حکمرانی کردم ، به من باج دادند ، آنچه از طرف من به آنها گفته شد آن را انجام دادند . قانون من آنها را نگهداری کرد ، ماد عیلام ، پارت ، هرات ، بلخ ، سغد ، خوارزم ، زرنگ ، اُرُخج (بلوچستان) ، سگتوش ، قندهار ، سند ، سکاهایی که هوم می نوشیدند ، سکاهایی که کلاه خُود می پوشیدند ، بابل ، آشور ، عربستان ، مصر ، ارمنستان ، کاتپه توکا ، سارد ، یونیه ، سکاهایی که آن سوی دریا هستند ، سکاهایی که سپر یونی ها را داشتند ، لیبیایی ها ، حبشی ها ، مکران ها ، کاریان ها می گوید داریوش شاه : اهورامزدا وقتی دید این سرزمین در آشوب است ، آنگاه آن را به من ارزانی داشت ، مرا شاه کرد ، من شاه هستم ، به لطف اهورمزدا من آن را در این مکان سر جایش نشاندم ، آ نچه من گفتم ، آن را انجام دادند ، آن طور که مرا میل بود ، اگر بیندیشی که چند کشور بوده که داریوش شاه داشت ، پیکره ها را ببین که تخت را می برند ، آنگاه خواهی دانست و آگاه خواهی شد از نیزه مرد پارسی که به دور دست برده شد . یک مرد پارسی آن را به دور دست برده است .</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید داریوش شاه : این است آنچه که من کردم ، این ها را همه به لطف اهورمزدا انجام دادم ، اهورمزدا به من کمک ارزانی داشت تا من این کار ها را انجام دهم ، اهورمزدا مرا ار آسیب نگهداری می کند و خاندانم را و این سرزمین را ، من اهورمزدا را ستایش می کنم ، این را اهورمزدا به من داده است ، مردی که اهورمزدا را فرمان برد او را مخالف به نظر نمی رسد ، پیروانش او را ترک نمی کنند و آشوب به پا نمی کنند .</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;"><strong>● متن ترجمه شده DPE</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">منم داریوش ، شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه سرزمین هایی که بسیار است ، پسر ویشتاسپ هخامنشی</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید داریوش شاه : به لطف این سرزمین ها که من دارم همراه با این پارس که از من ترسیدند .</p>
<p style="text-align: justify;">به من باج می دادند عیلام و ماد و بابل و عربستان و آشور و مصر و ارمنستان و کاتاپوتکه و سارد و یونیه (یونانیان) که کنار خشکی و آنها که کنار دریا هستند و کشور هایی که آن سوی دریای ساگارتا و پارت و زرنگ و هرات و بلخ و سند و خوارزم و ستگوش (افغانستان) و ارُخج و سند (هند) و قندهار و سکا و مکران</p>
<p style="text-align: justify;">می گوید داریوش شاه ، اگر فکر کنی از دیگری نمی ترسم از این مردم پارس نگهداری کن ، اگر مردم پارس نگهداری شوند ، محافظت شده باشند برای مدت طولانی ، شادی خوشبختی ناگسستنی از طرف اهورمزدا به این خاندان می رسد .</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.iranvij.ir/%d8%aa%d8%b1%d8%ac%d9%85%d9%87-%da%a9%d8%aa%db%8c%d8%a8%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>10</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>۱۰ فرمانده‌ی بزرگ و موفق تاریخ را بشناسید + عکس</title>
		<link>http://www.iranvij.ir/10-%d9%81%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d9%88-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c.html</link>
		<comments>http://www.iranvij.ir/10-%d9%81%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d9%88-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c.html#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 21 Nov 2011 22:32:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>احمدنیا</dc:creator>
				<category><![CDATA[تاریخ باستان]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب برگزیده سایت]]></category>
		<category><![CDATA[ایران و تاریخ]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگان تاریخ]]></category>
		<category><![CDATA[تاربخ]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ ایران]]></category>
		<category><![CDATA[سایت تاریخ]]></category>
		<category><![CDATA[هیتلر]]></category>
		<category><![CDATA[کوروش بزرگ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.iranvij.ir/?p=146179</guid>
		<description><![CDATA[به گزارش ایران ویج ،در طول تاریخ مردان زیادی با علم و بینش نظامی خود به پیشرفت های قابل توجهی رسیده اند اما تنها برخی از آنها لایق صفت برترین فرماندهان نظامی هستند. در زیر لیست ۱۰ فرمانده ی برتر نظانی در تاریخ جهان را می بینید. ۱۰٫ جورجی ژوکوف جورجی ژوکوف فرمانده ی ارتش [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><span style="color: #993300;"><strong>به گزارش ایران ویج ،</strong></span>در طول تاریخ مردان زیادی با علم و بینش نظامی خود به پیشرفت های قابل توجهی رسیده اند اما تنها برخی از آنها لایق صفت برترین فرماندهان نظامی هستند. در زیر لیست ۱۰ فرمانده ی برتر نظانی در تاریخ جهان را می بینید.</p>
<p style="text-align: center;" dir="RTL"><span style="font-family: Tahoma;"><a href="../join" target="_blank"> <img src="http://upload.iranvij.ir/images_aban/88626178081326390753.jpg" alt="www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌" width="400" height="502" border="0" /></a></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><span style="color: #0000ff;"><strong>۱۰٫ جورجی ژوکوف</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">جورجی ژوکوف فرمانده ی ارتش سرخ بود که در جریان جنگ جهانی دوم باعث پیروزی اتحاد جهاهیر شوروی، پیشروی در بیشتر قسمت های اروپای شرقی و محاصره ی برلین شد. او یکی از بزرگترین قهرمانان روسیه و همچنین شوروی سابق است. بعد از سقوط آلمان او فرمانده ی منطقه ی اشغالی شوروی در آلمان بود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">
<p dir="RTL"><span style="font-family: Tahoma;"><a href="../join" target="_blank"> <img class="aligncenter" src="http://upload.iranvij.ir/images_aban/81054063583178405683.jpg" alt="www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌" width="400" height="523" border="0" /></a></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><span style="color: #0000ff;"><strong>۹٫ آتیلا هون</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">آتیلا هون فرمانده ی امپراطوری هونیک بود که از آسیای مرکزی تا آلمان کنونی کشیده شده بود. وی یکی از خونخوار ترین دشمنان امپراطوری روم شرقی و غربی بود. آتیلا به خاطر ستمگری مشهور بوده او دو بار به بالکان و فراسه ی امروزی لشکر کشی کرد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">
<p style="text-align: center;" dir="RTL"><span style="font-family: Tahoma;"><a href="../join" target="_blank"> <img src="http://upload.iranvij.ir/images_aban/02751074988218102996.jpg" alt="www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌" width="400" height="614" border="0" /></a></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><span style="color: #0000ff;"><strong>۸٫ ویلیام فاتح</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">ویلیام فاتح رهبری هجوم لشکر نورماندی به انگلستان را بر عهده داشت. این آخرین باری بود که کشور انگلستان توسط یک ارتش بیگانه فتح شد. ارتش او در جنگ هیستینگز ارتش انگلستان را به عقب راند و تا شهر لندن پیشروی کرد. مقاومت ارتش انگلستان بی ثمر بود و ویلیام حکومت انگلستان را به دست گرفت. او در فرهنگ سنتی آنگلو- ساکسون انگلستان تغییرات زیادی ایجاد کرد و فرهنگ جدید آنگلو- نورمن را بوجود آورد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">
<p style="text-align: center;" dir="RTL"><span style="font-family: Tahoma;"><a href="../join" target="_blank"> <img src="http://upload.iranvij.ir/images_aban/93133109255667210836.jpg" alt="www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌" width="400" height="571" border="0" /></a></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><span style="color: #0000ff;"><strong>۷٫ آدولف هیتلر</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">هیتلر رهبری آلمان نازی و ارتش متقین را در اکثر قاره ی اروپا و بخشی از قسمت های آسیا و آفریقا بر عهده داشت. او در جنگ جهانی دوم بر ارتش فرانسه غلبه کرد و در عین حال آمریکا، انگلستان و روسیه را نیز به عقب راند.ارتش او با تکیه بر تاکنیک های حمله ی نظامی به پیروزی های بسیاری دست یافتند. هیتلر در نهایت در جنگ شکست خورد و خودکشی کرد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">
<p style="text-align: center;" dir="RTL"><span style="font-family: Tahoma;"><a href="../join" target="_blank"> <img src="http://upload.iranvij.ir/images_aban/49325910223763827070.jpg" alt="www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌" width="400" height="556" border="0" /></a></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><span style="color: #0000ff;"><strong>۶٫ چنگیز خان</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">چنگیز خان پایه گذار امپراطوری مغول، بزرگترین امپراطوری به هم پیوسته در جهان بود. امپراطوری مغول بخش وسیعی از آسیای مرکزی را اشغال کرد. او این کار را از طریق متحد کردن قبایل چادر نشین و پیمان بستن در شمال شرقی آسیا انجام داد، به تدریج بیشتر چین را به تصرف خود در آورد و در آسیا پیش روی کرد. امپراطوری مغول تا جایی پیش رفت که بیشتر منطقه ی اوراسیا و بخش های قابل توجهی از اروپای شرقی، آسیای مرکزی و خاورمیانه را تحت سلطه ی خود در آورد. او این پیشرفت ها را مدیون هوش بالا و تاکتیک های نظامی فوق العاده اش بود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">
<p style="text-align: center;" dir="RTL"><span style="font-family: Tahoma;"><a href="../join" target="_blank"> <img src="http://upload.iranvij.ir/images_aban/72387520540894953241.jpg" alt="www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌" width="400" height="425" border="0" /></a></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><span style="color: #0000ff;"><strong>۵٫ هانیبال بارکا</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">هانیبال از طریق کوه های آلپ به امپراطوری قدرتمند روم حمله کرد و رومی ها را در طی چندین جنگ شکست داد. او شخصاً در هیچ مبارزه ای شکست نخورد و بعد از پیروزی بر رومی ها به مدت ۱۰ سال ارتش خود را در ایتالیا مستقر کرد. او را به عنوان یکی از بزرگترین متخصصین تدابیر جنگی در طول تاریخ می شناسند به طوری که برخی از دشمنانش از تدابیر و روش های او در جنگ آوری استفاده می کردند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">
<p style="text-align: center;" dir="RTL"><span style="font-family: Tahoma;"><a href="../join" target="_blank"> <img src="http://upload.iranvij.ir/images_aban/94023002421614321222.jpg" alt="www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌" width="550" height="374" border="0" /></a></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><span style="color: #0000ff;"><strong>۴٫ ناپلئون بناپارت</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">ناپلئون در جریان انقلاب فرانسه یک ژنرال بود و بعد ها کنترل کامل جمهوری فرانسه را به دست گرفت و به امپراطور فرانسه تبدیل شد. او پاشاه ایتالیا، میانجی کنفدراسیون سوئیس و محافظ کنفدراسیون راین بود. زمانی که به جزیره ی البا تبعید شد، روش حکومت و اقتصاد این جزیره را هم تغییر داد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">
<p style="text-align: center;" dir="RTL"><span style="font-family: Tahoma;"><a href="../join" target="_blank"> <img src="http://upload.iranvij.ir/images_aban/52987602732919098901.jpg" alt="www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌" width="400" height="588" border="0" /></a></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><span style="color: #0000ff;"><strong>۳٫ ژولیوس سزار</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">ژولیوس سزار کنترل کامل جمهوری  روم و ارتش های وابسته به آن را در دست داشت. او در جنگ داخلی دشمنان را شکست داد و در جنگ های خارجی نیز بر علیه چندین متحد پیروز شد. او در نهایت توسط بروتوس (یکی از نزدیکانش) به قتل رسید.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">
<p style="text-align: center;" dir="RTL"><span style="font-family: Tahoma;"><a href="../join" target="_blank"> <img src="http://upload.iranvij.ir/images_aban/45927043371263063301.jpg" alt="www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌" width="400" height="500" border="0" /></a></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><span style="color: #0000ff;"><strong>۲٫ اسکندر کبیر</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">اسکندر کبیر بیشتر جهانی را که در آن زمان شناخته شده بود تا قبل از ۳۰ سالگی درنوردید. او امپراطوری باشکوه ایران را از بین برد، ارتشی بسیار بزرگتر از داریوش سوم ایجاد کرد و باعث رخنه کردن فرهنگ هلنی در تمام سرزمین تحت تسلط خود شد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">
<p dir="RTL"><span style="font-family: Tahoma;"><a href="../join" target="_blank"> <img class="aligncenter" src="http://upload.iranvij.ir/images_aban/95450681798718931954.jpg" alt="www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌" width="400" height="498" border="0" /></a></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><span style="color: #0000ff;"><strong>۱٫ کوروش بزرگ</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">کوروش بزرگ بنیان گذار امپراطوری هخامنشی در امپراطوری های ماد، لیدیا و نئو- بابلی بود. امپراطوری او درسه قاره گسترده شده بود. برخلاف بسیاری از سایر رهبران نظامی، به خاطر زیر ساخت های سیاسی که ایجاد کرد، امپراطوری او تا مدت ها بعد از مرگش استوار ماند. بسیاری عقیده دارند که او در دستاوردهایش از اسکندر کبیر هم موفق تر بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><span style="color: #ff0000;">مترجم : تینا اقدسی</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.iranvij.ir/10-%d9%81%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d9%88-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>30</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>یادگارهای اسطوره‌ای گاو در فرهنگ ایران</title>
		<link>http://www.iranvij.ir/%db%8c%d8%a7%d8%af%da%af%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%da%af%d8%a7%d9%88-%d8%af%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7.html</link>
		<comments>http://www.iranvij.ir/%db%8c%d8%a7%d8%af%da%af%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%da%af%d8%a7%d9%88-%d8%af%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7.html#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 02 Nov 2011 00:30:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>hamed_mm</dc:creator>
				<category><![CDATA[تاریخ باستان]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ و تمدن ایران باستان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.iranvij.ir/?p=75358</guid>
		<description><![CDATA[&#160; پیکره معروف گاو زانو زده که جامی در دست دارد به هزاره های پیش از میلاد مسیح در دوره عیلامی مربوط است، اکنون در موزه متروپولیتن نیویورک نگهداری می شود نشانه هایی از ماندگاری اسطوره های مربوط به کیش گاو و باور به نقش گاو در آفرینش، همچنان در فرهنگ امروز ایران دیده می [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.iranvij.ir/%db%8c%d8%a7%d8%af%da%af%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%da%af%d8%a7%d9%88-%d8%af%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7.html/riton" rel="attachment wp-att-75359"><img class="aligncenter size-medium wp-image-75359" title="riton" src="http://www.iranvij.ir/wp-content/uploads/riton-259x300.jpg" alt="" width="259" height="300" /></a></p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align: center;">
<span style="font-size: small;">پیکره معروف گاو زانو زده که جامی در دست دارد به هزاره های پیش از میلاد مسیح در دوره عیلامی مربوط است، اکنون در موزه متروپولیتن نیویورک نگهداری می شود</span></p>
<p><span style="font-size: small;">نشانه هایی از ماندگاری اسطوره های مربوط به کیش گاو و باور به نقش گاو در آفرینش، همچنان در فرهنگ امروز ایران دیده می شود.</span></p>
<p><span style="font-size: small;">یکی از برجسته ترین این باور ها در ایران معاصر، باور به رویش و تازه شدن در نتیجه بر زمین ریختن خون قربانی است. باوری که عارف قزوینی، شاید بی آن که بداند، در قطعه معروف &#8220;از خون جوانان وطن لاله دمیده&#8221; بازسرایی کرده است.</span></p>
<p><span style="font-size: small;">کاربرد نماد گاو در ایران باستان از دیرترین روزها و به اشکال مختلف دیده می شود . از یافته های سال های اخیر در گرگان و مازندران که پیکره های گاو و گاومیش ساخته شده در ۴۰۰۰ سال پیش را نشان می دهد گرفته تا پیکره معروف گاو ی که زانو زده و جام شرابی را به دست دارد و مربوط به هزاره های پیش از میلاد مسیح در دوره عیلامی در جنوب غربی ایران است. این پیکره اکنون در موزه متروپولیتن نیویورک نگهداری می شود.</span></p>
<p><span style="font-size: small;">گاو در اسطوره های ایرانی به گفته &#8220;آلبرت جی کارنوی&#8221;، اسطوره شناسی که به بررسی تطبیقی اسطوره های ایرانی پرداخته است، نمادی از نبرد نور و تاریکی و خوبی و بدی است.</span><br />
<span style="font-size: small;">این گاو است که با شیر خود فریدون را می پروراند که بنیان گذار پادشاهی ایران است و به نمادی از قدرت گیری دوباره نور و خوبی در برابر تاریکی و بدی تبدیل می شود</span></p>
<p><span style="font-size: small;">به گفته آقای کارنوی، اسطوره گاو در ادامه تحول اسطوره های هندو- اروپایی و آریایی در داستان آفرینش جهان ایفای نقش می کند و می تواند بازنمایی ابرها و طوفان های باران زا باشد که آب را به جهان هدیه می دهد. نمادی که مستقیما به اسطوره های یونانی منتقل شده است.</span></p>
<p><span style="font-size: small;">بهار مختاریان اسطوره شناس ایرانی هم به توصیف گاو رنگین در داستان فریدون در شاهنامه به عنوان نماد ابرهای طوفان زا اشاره می کند.</span></p>
<p><span style="font-size: small;">در شاهنامه فردوسی گاوی که رنگین توصیف می شود در نقش دایه فریدون در غیاب پدر و مادر فریدون او را در دامنه کوه دماوند می پروراند.</span></p>
<p><span style="font-size: small;">این گاو است که با شیر خود فریدون را می پروراند که بنیان گذار پادشاهی ایران است و به نمادی از قدرت گیری دوباره نور و خوبی در برابر تاریکی و بدی تبدیل می شود.</span></p>
<p><span style="font-size: small;">خانم مختاریان می گوید در فرهنگ هند و ایرانی، گاو تصویری از ایزد ماه است همچنان که در ریگ ودا خدای ماه با صفت گاو و مرد قوی همراه است . همین تصور در اوستا هم باقی مانده که ماه از وجود بهمن ساخته شده و زاده &#8220;گو شوروان&#8221; است که به معنای روان گاو است.</span></p>
<p><span style="font-size: small;">در تاج های ساسانی هم نقش شاخ به همراه هلال ماه و گوی خورشید دیده می شود.</span></p>
<p><span style="font-size: small;">اما شاید پیش از آنچه در اوستا و افسانه های بازنویسی شده در شاهنامه دیده می شود، اسطوره گاو ریشه در آیین های زروانی و پس از آن ریشه درآیین های میترایی دارد که آیین پرستش مهر نامیده شده و از آیین های ایرانی پیش از زردشت است. میترای گاو کش گاو مقدس را قربانی می کند و از ریختن خون او بر زمین گندم می روید .</span></p>
<p><span style="font-size: small;">قربانی کردن گاو در باور حکمای علم اخلاق، در ایران پس از اسلام، در قالب کشتن گاو نفس به معنای رها شدن از شهوت و نفسانیت بازسازی شده است</span></p>
<p><span style="font-size: small;">مری بویس ایران شناس بریتانیایی به سنتی اشاره می کند که در میان بومیان در هزاره های پیش از رواج آیین زردشت وجود داشته و در آن گاو مقدس قربانی و خون آن به امید باروری بر زمین پاشیده می شده است.</span></p>
<p><span style="font-size: small;">مجلس قربانی شدن گاو مقدس به دست میترا در نگاره های ساسانی دیده می شود و تقریبا به همان شکل به نگاره های یونانی هم منتقل شده است.</span></p>
<p><span style="font-size: small;">کاوه فرخ، استاد دانشگاه بریتیش کلمبیا می گوید که پرستش سر بریده گاو در آیین های باستانی ایرانی نشانه ای از باورهای میترایی است.</span></p>
<p><span style="font-size: small;">گونه دیگری از اسطوره قربانی شدن گاو در نگاره دریدن گاو به دست شیر باقی مانده که کاربرد آن در نقش های تخت جمشید آن را ماندگار کرده است.</span></p>
<p><span style="font-size: small;">برخی صاحب نظران مانند رضا مرادی غیاث آبادی، دریدن گاو به دست شیر را نشانه ای از تفسیر نجومی ظاهر شدن نشانه های بهار و تابستان در صورت های فلکی دانسته اند.</span></p>
<p><span style="font-size: small;">معنای اسطوره ای گاو همچنان اهمیت خود را در فرهنگ عامیانه مردم ایران حتی تا پس از اسلام هم حفظ کرده است.</span></p>
<p><span style="font-size: small;">    نماد گاو در ادبیات عامیانه ایران و در داستان هایی مانند ماه پیشانی، در همان تمثیل بارور کننده و زاینده آن حفظ شده است</span></p>
<p><span style="font-size: small;">بهار مختاریان</span></p>
<p><span style="font-size: small;">حکیم سنایی غزنوی، شاعر اوایل قرن ششم هجری که در خراسان می زیست و هنر او در آمیختن دانش مردم شناسی و حکمت، سرمشقی برای جلال الدین رومی بلخی بود، در سروده خویش به رواج باور به گاو در میان مردم اشاره می کند:</span></p>
<p><span style="font-size: small;">گاو را دارند باور در خدایی عامیان</span></p>
<p><span style="font-size: small;">نوح را باور ندارند از پی پیغمبری</span></p>
<p><span style="font-size: small;">مطالعه انجام گرفته توسط بهار مختاریان نشان می دهد که در ادبیات عامیانه ایران و در داستان هایی مانند ماه پیشانی، نماد گاو در همان تمثیل بارور کننده و زاینده آن حفظ شده است.</span></p>
<p><span style="font-size: small;">کارل گوستاو یونگ، روانشناس برجسته، در کتاب قهرمان خود به تحلیل روان کاوانه قربانی شدن گاو به دست میترا در فرهنگ ایرانی می پردازد و آن را نشانی از قربانی کردن جسم و شهوت برای دست یافتن به تعالی روح و یکی شدن با روح آفرینش می داند.</span></p>
<p><span style="font-size: small;">داریوش برادری پژوهش گر روانکاوی هم ادامه یافتن باور به قربانی شدن برای رسیدن به آرمان ها در فرهنگ ایرانی را بازتابی از باور به ضرورت گذشتن از جسمانیت و تمایلات دنیوی برای رسیدن به اتحاد با ایزد برای دگرگون کردن جهان می داند.</span></p>
<p><span style="font-size: small;">به باور آقای برادری، قربانی کردن گاو در باور حکمای علم اخلاق، در ایران پس از اسلام، در قالب کشتن گاو نفس به معنای رها شدن از شهوت و نفسانیت بازسازی شده است.</span></p>
<p><span style="font-size: small;">اسطوره کشته شدن گاو در هنر ایرانی تا نقاشی های دوره قاجار به طور مستقیم یا غیر مستقیم به کار برده شده است و عباس احمدی پژوهشگر ایرانی حتی کاربرد نماد شمشیر و خونی که لاله ها از آن می رویند را در پرچم ایران نوعی روایت تازه از همان اندیشه کهن می داند.</span></p>
<p><span style="font-size: small;">نقشی که پیش از این در نماد شیر و خورشید هم به نوعی باز سازی می شد.</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.iranvij.ir/%db%8c%d8%a7%d8%af%da%af%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%da%af%d8%a7%d9%88-%d8%af%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تمبر کشور هندوستان به مناسبت بزرگداشت کوروش بزرگ</title>
		<link>http://www.iranvij.ir/%d8%aa%d9%85%d8%a8%d8%b1-%da%a9%d8%b4%d9%88%d8%b1-%d9%87%d9%86%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%a8%d8%aa-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa.html</link>
		<comments>http://www.iranvij.ir/%d8%aa%d9%85%d8%a8%d8%b1-%da%a9%d8%b4%d9%88%d8%b1-%d9%87%d9%86%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%a8%d8%aa-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa.html#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 30 Oct 2011 00:59:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>گلزار</dc:creator>
				<category><![CDATA[تاریخ ایران]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ و تمدن ایران باستان]]></category>
		<category><![CDATA[دانستنی ها]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب برگزیده سایت]]></category>
		<category><![CDATA[تمبر بزرگداشت کوروش بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[تمبر کشور هندوستان]]></category>
		<category><![CDATA[تمبر کوروش]]></category>
		<category><![CDATA[تمبر کوروش بزرگ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.iranvij.ir/?p=62773</guid>
		<description><![CDATA[این پیکره، تمبری است که در سال ۱۹۶۹ در هندوستان، و به مناسبت ارجداشت کوروش بزرگ در دوهزار و پانصدمین سالگرد پادشاهی اش چاپ شده است. &#160; &#160;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img class="size-full wp-image-62777 aligncenter" title="تمبر کوروش بزرگ" src="http://www.iranvij.ir/wp-content/uploads/cutcaster-photo-800856004-Charter-Of-Cyrus-The-Great-stamp.jpg" alt="" width="450" height="335" /></p>
<p style="text-align: justify;">این پیکره، تمبری است که در سال ۱۹۶۹ در هندوستان، و به مناسبت ارجداشت کوروش بزرگ در دوهزار و پانصدمین سالگرد پادشاهی اش چاپ شده است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.iranvij.ir/%d8%aa%d9%85%d8%a8%d8%b1-%da%a9%d8%b4%d9%88%d8%b1-%d9%87%d9%86%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%a8%d8%aa-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نظام اداری دوران اشکانی</title>
		<link>http://www.iranvij.ir/%d9%86%d8%b8%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b4%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c.html</link>
		<comments>http://www.iranvij.ir/%d9%86%d8%b8%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b4%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c.html#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 03 Oct 2011 20:03:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator>farnazi</dc:creator>
				<category><![CDATA[سلسله اشکانیان]]></category>
		<category><![CDATA[(شهر کرخه هوسپاسن)]]></category>
		<category><![CDATA[«پرثو»]]></category>
		<category><![CDATA[آنتيوخوس چهارم]]></category>
		<category><![CDATA[اسپاسينو خاراکس]]></category>
		<category><![CDATA[اسکندرو سلوکوس اول]]></category>
		<category><![CDATA[اشکانيان در پارت]]></category>
		<category><![CDATA[اشکانیان به قدرت رسیدند]]></category>
		<category><![CDATA[بازماندگان بغدات اول]]></category>
		<category><![CDATA[جانشين فرهاد اول]]></category>
		<category><![CDATA[حکومت موروثی کاپادوکيه]]></category>
		<category><![CDATA[حکومت کاپادوکيه]]></category>
		<category><![CDATA[حکومتهای کوچک درايران]]></category>
		<category><![CDATA[داريوش سوم]]></category>
		<category><![CDATA[درپونتوس]]></category>
		<category><![CDATA[دین اشکانیان]]></category>
		<category><![CDATA[زمان حکومت سلوکوس چهارم]]></category>
		<category><![CDATA[سلسله اشکانی]]></category>
		<category><![CDATA[سلسله اشکانی چگونه شکل گرفت]]></category>
		<category><![CDATA[سلسله پهلوی]]></category>
		<category><![CDATA[سه مجلس تصمیم گیری اشکانیان]]></category>
		<category><![CDATA[سورن‌پهلو]]></category>
		<category><![CDATA[شاهان قاجار]]></category>
		<category><![CDATA[شهر های شرقی ايران]]></category>
		<category><![CDATA[صددروازه،شهر قومس]]></category>
		<category><![CDATA[طبقه‌ی شاهی اشکانیان]]></category>
		<category><![CDATA[طبقه‌ی شاهی اشکانیان از چند خاندان تشکیل شده]]></category>
		<category><![CDATA[قاجار]]></category>
		<category><![CDATA[قدرت اشکانی]]></category>
		<category><![CDATA[قلمرو اشکانیان]]></category>
		<category><![CDATA[مهرداد اول]]></category>
		<category><![CDATA[نام خاندان های طبقه شاهی اشکانیان]]></category>
		<category><![CDATA[نظام اداری اشکانیان]]></category>
		<category><![CDATA[چگونگی پیدایش اشکانیان]]></category>
		<category><![CDATA[گروه پارنی یا پرنی]]></category>
		<category><![CDATA[گسترش نفوذ اشکانيان]]></category>
		<category><![CDATA[گسترش نفوذاشکانيان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.iranvij.ir/?p=14778</guid>
		<description><![CDATA[شاه ونمایندگان او در شهرها اساس سلطنت در دورة اشکانی بر ملوک الطوایفی بود . شاهنشاهان ایشان خود را شاه ممالک و به زبان یونانی بازیلوس بازیلئون Bosileus Basilion یعنی ، شاه شاهان می خواندند . علاوه برشهربانان که نمایندة شاهنشاه در استانها بودند ویسبذان یا تیولداران نیز وجود داشتند که قسمتی از ولایات را [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>
<div id="post_message_282564">
<blockquote>
<div align="right"><span style="font-size: small; color: #800000;"><strong><span style="font-family: Tahoma;">شاه ونمایندگان او در شهرها</span></strong></span></div>
<div align="right"></div>
<div align="right"><span style="font-size: small;"><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">اساس سلطنت در دورة اشکانی بر ملوک </span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">الطوایفی بود . شاهنشاهان ایشان خود را شاه ممالک و به زبان یونانی </span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">بازیلوس بازی</span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">لئون </span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Tahoma;"><span style="color: black;">Bosileus Basilion </span></span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;"><span style="font-size: small;">یعنی ، شاه شاهان می خواندند</span></span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;"><span style="font-size: small;"> . </span></span></span></div>
<div align="right"><span style="font-size: small;"><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">علاوه بر</span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">شهربانان که نمایندة شاهنشاه در استانها بودند ویسبذان </span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">یا </span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">تیولداران نیز وجود داشتند که قسمتی از </span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">ولایات را که ویس خوانده می شد به طور تیول به آنان واگذار شده بود</span></span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;"><span style="font-size: small;"> .</span></span></span></div>
<div align="right"></div>
<div align="right"><span style="font-size: small;"><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">ظاهراً </span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">نه تنها فرمانروایانی که از نسل شاهان بودند ، عنوان شاه داشتند بلکه هر یک از</span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">ایالات هیجده گانة اشکانی نیز پادشاه داشتند که او را به پهلوی </span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">کذک خوذای </span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">یعنی کدخدا می نامیدند</span></span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;"><span style="font-size: small;"> . </span></span></span></div>
<div align="right"></div>
<div align="right"><span style="font-size: small; color: #800000;"><strong><span style="font-family: Tahoma;">سه مجلس تصمیم گیری</span></strong></span></div>
<div align="right"></div>
<div align="right"><span style="font-size: small;"><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">شاهنشاه اشکانی همواره با دو مجلس که یکی شورای </span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">خاندان سلطنتی و دیگری مجلس ریش سفیدان یا </span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">سنا </span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">بود مشورت می کرد</span></span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;"><span style="font-size: small;"> . </span></span></span><br />
<span style="font-size: small;"><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">ظاهراً مجلس </span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">سومی هم وجود داشت که از ائتلاف آن دو مجلس در مواقع ضروری تشکیل می شد که آن را </span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">مهستان </span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">می نامیدند . مجلس مهستان همیشه پسر</span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">شاه را به جای او برمی گزید و گاهی برادر</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;"> شاه یا عموی او را به سلطنت بر می</span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">داشت.</span></span></span></div>
<div align="right"></div>
<div align="right"><span style="font-size: small; color: #800000;"><strong><span style="font-family: Tahoma;">اداره ی ایالات</span></strong></span></div>
<div align="right"></div>
<div align="right"><strong><span style="color: #ff0000;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Tahoma;">حکام ایلات یا استانداران را در دورة اشکانی بدخش یا</span><span style="font-family: Tahoma;">بدیــشخ میخواندنــد . سرزمینهای استاندار نشین اشکانی را به هیجده ایالت رسانیده </span><span style="font-family: Tahoma;">اند و آنها ولایاتی از قبیل</span></span><span style="font-family: Tahoma;"><span style="font-size: small;"> :</span></span></span></strong></div>
<div align="right"><span style="font-size: small;"><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">بابل </span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">و</span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">همدان </span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">و </span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">ری </span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">و </span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">قومس </span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">و پارت و</span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">گرگان </span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">و زرنگ (سیستان ) و غیره بودند</span></span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;"><span style="font-size: small;"> . </span></span></span><br />
<span style="font-size: small;"><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">غیر از این ولایات هیجده گانه دیگر ولایتها حکومتهای خود مختار داشتند و</span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">شاهان ایشان همه ساله باجی به شاهنشاه بزرگ اشکانی می پرداختند و در مواقع جنگ او</span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">را به سپاه و سرباز یاری می کردند</span></span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;"><span style="font-size: small;"> . </span></span></span></div>
<div align="right"><span style="font-size: small;"><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">بعضی از این ولایات عبارت از : آذربایجان ،</span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">خوزستان ، پارس و ارمنستان و غیره بودند . بسیاری از پادشان محلی مانند امیران پارس</span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">و خوزستان حق سکه زدن داشتند . در ممالک اشکانی بیش از شصت شهر یونانی وجود داشت که</span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">مردم آن بنا بر قوانین و رسوم خود اداره می شدند و همینها بودند که موجب انتشار </span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;">آداب و اخلاق یونانی در مشرق زمین گردیدند</span></span></span><span style="color: black;"><span style="font-family: Tahoma;"> .</span></span></div>
</blockquote>
</div>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.iranvij.ir/%d9%86%d8%b8%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b4%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اشکانیان به قدرت رسیدند</title>
		<link>http://www.iranvij.ir/%d8%a7%d8%b4%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d9%82%d8%af%d8%b1%d8%aa-%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%af%d9%86%d8%af.html</link>
		<comments>http://www.iranvij.ir/%d8%a7%d8%b4%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d9%82%d8%af%d8%b1%d8%aa-%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%af%d9%86%d8%af.html#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 02 Oct 2011 19:45:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>farnazi</dc:creator>
				<category><![CDATA[سلسله اشکانیان]]></category>
		<category><![CDATA[(شهر کرخه هوسپاسن)]]></category>
		<category><![CDATA[«دروازه کاسپين»]]></category>
		<category><![CDATA[«پرثو»]]></category>
		<category><![CDATA[آنتيوخوس چهارم]]></category>
		<category><![CDATA[اسپاسينو خاراکس]]></category>
		<category><![CDATA[اسکندرو سلوکوس اول]]></category>
		<category><![CDATA[اشکانيان در پارت]]></category>
		<category><![CDATA[اشکانیان به قدرت رسیدند]]></category>
		<category><![CDATA[بازماندگان بغدات اول]]></category>
		<category><![CDATA[جانشين فرهاد اول]]></category>
		<category><![CDATA[حکومت موروثی کاپادوکيه]]></category>
		<category><![CDATA[حکومت کاپادوکيه]]></category>
		<category><![CDATA[حکومتهای کوچک درايران]]></category>
		<category><![CDATA[داريوش سوم]]></category>
		<category><![CDATA[درپونتوس]]></category>
		<category><![CDATA[دین اشکانیان]]></category>
		<category><![CDATA[زمان حکومت سلوکوس چهارم]]></category>
		<category><![CDATA[سلسله اشکانی]]></category>
		<category><![CDATA[سلسله اشکانی چگونه شکل گرفت]]></category>
		<category><![CDATA[سلسله پهلوی]]></category>
		<category><![CDATA[سورن‌پهلو]]></category>
		<category><![CDATA[شاهان قاجار]]></category>
		<category><![CDATA[شهر های شرقی ايران]]></category>
		<category><![CDATA[صددروازه،شهر قومس]]></category>
		<category><![CDATA[طبقه‌ی شاهی اشکانیان]]></category>
		<category><![CDATA[طبقه‌ی شاهی اشکانیان از چند خاندان تشکیل شده]]></category>
		<category><![CDATA[قاجار]]></category>
		<category><![CDATA[قدرت اشکانی]]></category>
		<category><![CDATA[قلمرو اشکانیان]]></category>
		<category><![CDATA[منطقه سنگسر امروزی]]></category>
		<category><![CDATA[مهرداد اول]]></category>
		<category><![CDATA[نام خاندان های طبقه شاهی اشکانیان]]></category>
		<category><![CDATA[نظام اداری اشکانیان]]></category>
		<category><![CDATA[چگونگی پیدایش اشکانیان]]></category>
		<category><![CDATA[گروه پارنی یا پرنی]]></category>
		<category><![CDATA[گسترش نفوذاشکانيان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.iranvij.ir/?p=14767</guid>
		<description><![CDATA[ اشکانیان به قدرت رسیدند دورة اشکانی ۴۷۰ سال امتداد داشت . در اوایل این دوره که تقریباً یک صد سال دوام یافت ، اشکانیان به تحکیم مبانی دولت جوان خود پرداختند و دولت یونانی باختر را در شرق و دولت یونانی سلوکی را درغرب مغلوب نمودند . در اواسط دورة اشکانی که روزگار عظمت ایشان [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong><span style="color: #ff6600;"> اشکانیان به قدرت رسیدند</span></strong></p>
<p>دورة اشکانی ۴۷۰ سال امتداد داشت . در اوایل این دوره که تقریباً یک صد سال دوام یافت ، اشکانیان به تحکیم مبانی دولت جوان خود پرداختند و دولت یونانی باختر را در شرق و دولت یونانی سلوکی را درغرب مغلوب نمودند .<br />
در اواسط دورة اشکانی که روزگار عظمت ایشان است ، شاهان آن سلسله با بهره مندی در برابر رومیان و مردمان نیمه متمدن آریایی که سکها خوانده میشدند ، می جنگیدند و خود را در عظمت به پای دولت روم رسانیدند . اشکانیان در اواخر عصر خود ،روی به انحطاط گذاشتند و سرانجام به دست ساسانیان منقرض گشتند و مرکز قدرت ازخراسان به فارس منتقل گشت .</p>
<p><strong><span style="color: #ff6600;">قلمرو اشکانیان</span></strong></p>
<p>حدود کشور اشکانی در دورة عظمت آن از طرف مغرب به رود فرات ، و از مشرق پنجاب و سند ، و از طرف جنوب خلیج فارس و دریای عمان و اقیانوس هند، و از شمال کوههای هیمالا یا ورود سیحون و دریای خزر و کوههای قفقاز بوده است</p>
<p>شاهنشاهی اشکانی، بلند مدت ترین حکومت تاریخ ایران محسوب می شود . از به تخت نشستن ارشک اول (۲۴۸ ق م) تا سرنگونی اردوان چهارم به دست اردشیر پابکان (۲۲۶ ب م)، اشکانیان به مدت ۴۷۶ سال به تمام یا قسمتی از ایران فعلی و سرزمینهای پهناور دیگری در حاشیه فلات ایران حکومت کردند. به دلیل کمبود اطلاعات در مورد این سلسله، نوشته های درمورد آنها به نوشتن خلاصه ای از تاریخ پرفراز و نشیب این سلسله بسنده می کنند واکثرا&#8221; وارد جزئیات تاریخ آنها نمی شوند. از جمله جزئیات مهم در سرگذشت شاهان اشکانی، شرایط به سلطنت رسیدن آنها و ترتیب سلطنتی پادشاهان آنست که گنگی هردو این مسائل ، سالهاست دانشمندان بسیاری را به خود مشغول کرده. این نوشته سعی در اراثه دادن نقطه نظرهای مختلف در این مورد دارد و در ضمن، نظریات جدیدی که شاید راهگشای حل مسئله ترتیب شاهان اولیه اشکانی باشد را نیز ارائه می کند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #ff6600;">    گسترش نفوذ اشکانیان</span></strong></p>
<p>در اواخر سلطنت ارشک اول و اوایل سلطنت ارشک دوم، آنتیوخوس سوم، معروف به «کبیر»، پسر وجانشین سلوکوس دوم، برای باز پسگیری شهر های شرقی امپراتوری خود، به پارت و بلخ لشکر کشید(۲۱۲ پ م). در این لشکرکشی، آنتیوخوس موفق شد سلطه اشکانیان روی قسمتهای غربی کشورشان (غرب دامغان) امروزی محدود کند و پایتخت آنها در هکامتومپیلوس (صددروازه،شهر قومس) را تسخیر کند. اقدام بعدی آنتیوخوس، حمله به باختر و جنگ با پادشاه جدیدآن، اوتیدم بود که به تازگی با سرنگونی دیودوتوس دوم، پادشاهی بلخ را به دست آورد هبود. جنگ با بلخ منجر به قرارداد صلحی شد مبنی بر شناختن سروری سلوکیان و پرداخت غرامت سالانه ببندد.<br />
بعد ازباختر، آنتیوخوس به طرف هند رفت و با سوبخاگاسنا، پادشاه مئوری آنجا که فرزند آشوکای بزرگ بود، قرارداد دوستی جدیدی بست. در این هنگام، آنتیوخوس از اخبار حمله رومی ها، که قدرت جدیدی در مدیترانه محسوب می شدند، به آناتولی باخبر شد. هانیبال،فرمانده معروف کارتاژی که سالها با رومی ها جنگیده بود در این هنگام در دربار آنتیوخوس سوم در انتاکیه به سر می برد و این بهانه ای بود برای پیشروی ارتش روم کهبه تازگی موفق به شکست دادن فیلیپ پنجم مقدونی شده بود. در جنگی که بین آنتیوخوس سوم و لشکر روم در شهر مگنسیا در آناتولی روی داد (۱۸۹ پ م)، آنتیوخوس شکست سختی خورد و به مشرق فرار کرد. خطر دولت نوپای روم در غرب آسیا برای نخستین بار احساس شد و این اولین برخورد حکومتهای شرقی بود با دولت توسعه طلب روم. آنتیوخوس که بر اثراین شکست و از دست دادن خزانه اش، امکان جمع کردن لشکر دیگری را نداشت، به قلمرو عیلام باستان گریخت و سعی کرد که با برداشت از معبد شهر شوش، برای مبارزه بر علیه روم اقدام کند، اما در سال ۱۸۹ در عیلام کشته شد و سلطنت را به سلوکوس چهارم، پسرخود، وا گذاشت.<br />
دراین هنگام، پادشاه جدید پارت، فرهاد اول که پسر فریاپیت بود، به مستحکم کردن دوباره  نفوذ اشکانیان بر غرب دامغان دست زد. اقدام فرهاد در کوچ دادن قبایل مردی ازمازندران به اطراف <strong><span style="color: #ff6600;">«دروازه کاسپین»</span><span style="color: #ff6600;"> (منطقه سنگسر امروزی)</span></strong> باعث شد که راه حمله اشکانیان به مغرب ایران گشوده شود. از طرف شرق نیز فرهاد حکومت اشکانیان را در شمال سیستان و کرمان مستحکم کرد و عملا&#8221; پادشاهی یونانی بلخ را تحت فشار مستقیم خودگذاشت.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.iranvij.ir/%d8%a7%d8%b4%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d9%82%d8%af%d8%b1%d8%aa-%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%af%d9%86%d8%af.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سخنان بزرگان درمورد کوروش</title>
		<link>http://www.iranvij.ir/%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af-%da%a9%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b4.html</link>
		<comments>http://www.iranvij.ir/%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af-%da%a9%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b4.html#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 30 Sep 2011 17:10:55 +0000</pubDate>
		<dc:creator>احمدنیا</dc:creator>
				<category><![CDATA[تاریخ و تمدن ایران باستان]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب برگزیده سایت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.iranvij.ir/?p=14480</guid>
		<description><![CDATA[آنچه در زیر می خوانید سخنانیست که به صورت مشتیی از خروار از میان گفته های بزرگان و مشاهیر دنیا در مورد مردی که بی شک از تاثیر گذارترین ، بر جسته ترین و ستایش شده ترین افراد در طول تاریخ تمدن بشریت بوده و هست. مردی که تورات او را «مسیح » و یونانیان [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><a href="http://www.iranvij.ir/%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af-%da%a9%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b4.html/%da%a9%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b4" rel="attachment wp-att-14481"><img class="aligncenter size-full wp-image-14481" title="کوروش" src="http://www.iranvij.ir/wp-content/uploads/کوروش.jpeg" alt="" width="250" height="166" /></a></p>
<p style="text-align: justify;">آنچه در زیر می خوانید سخنانیست که به صورت مشتیی از خروار از میان گفته های بزرگان و مشاهیر دنیا در مورد مردی که بی شک از تاثیر گذارترین ، بر جسته ترین و ستایش شده ترین افراد در طول تاریخ تمدن بشریت بوده و هست. مردی که تورات او را «مسیح » و یونانیان او را «سرور» و « قانونگذار»می نامند و دوست و دشمن به بزرگمنشی و آزادگی او شهادت داده اند:صاحب نخستین منشور حقوق بشر در دنیا: کورش بزرگ</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #993300;"><strong>● افلاطون (۴۷۷ تا ۳۴۷ پیش از میلاد):</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">پارسیان در زمان شاهنشاهی کورش اندازه میان بردگی و آزادگی را نگاه می داشتند. از اینرو نخست خود آزاد شدند و سپس سرور بسیاری از ملتهای جهان شدند. در زمان او (کورش بزرگ) فرمانروایان به زیر دستان خود آزادی میدادند و آنان را به رعایت قوانین انسان دوستانه و برابری ها راهنمایی می کردند. مردمان رابطه خوبی با پادشاهان خود داشتند از این رو در موقع خطر به یاری آنان می شتافتند و در جنگ ها شرکت می کردند. از این رو شاهنشاه در راس سپاه آنان را همراهی می کرد و به آنان اندرز می داد. آزادی و مهرورزی و رعایت حقوق مختلف اجتماعی به زیبایی انجام می گرفت.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #993300;"><strong>● گزنفون (۴۴۵ پیش از میلاد):</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">مهمترین صفت کورش دین داری او بود. او هر روز قربانیان برای ستایش خداوند می کرد. این رسوم و دینداری آنان هنوز در زمان اردشیر دوم هم وجود دارد و عمل می شود. از صفت های برجسته دیگر کورش عدل و گسترش عدالت و حق بود.</p>
<p style="text-align: justify;">ما در این باره فکر کردیم که چرا کورش به این اندازه برای فرانروایی عادل مردمان ساخته شده بود. سه دلیل را برایش پیدا کردیم. نخست نژاد اصیل آریایی او و بعد استعداد طبیعی و سپس نبوغ پروش او از کودکی بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;">کورش نابغه ای بزرگ، انسانی والامنش، صلح طلب و نیک منش بود. او دوست انسانها و طالب علم و حکمت و راستی بود. کورش عقیده داشت پیروزی بر کشوری این حق را به کشور فاتح نمی دهد تا هر تجاوز و کار غیر انسانی را مرتکب شود. او برای دفاع از کشورش که هر ساله مورد تاخت و تاز بیگانگان قرار می گرفت امپراتوری قدرتمند و انسانی را پایه گذاشت که سابقه نداشت. او در نبردها آتش جنگ را متوجه کشاورزان و افراد عام کشور نمی کرد. او <a title="سخنان بزرگان درمورد کوروش" href="http://www.iranvij.ir/%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af-%da%a9%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b4.html">ملتهای </a>مغلوب را شیفته خود کرد به صورتی که اقوام شکست خورده که کورش آنان را از دست پادشاهان خودکامه نجات داده بود وی را خداوندگار می نامیدند. او برترین مرد تاریخ، بزرگترین، بخشنده ترین، پاک دل ترین انسان تا این زمان بود.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #993300;"><strong>● هرودوت ( ۴۸۴ تا ۴۲۵ پیش از میلاد):</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">هیچ پارسی یافت نمی شد که بتواند خود را با کورش مقایسه کند. از اینرو من کتابم را درباره ایران و یونان نوشتم تا کردارهای شگفت انگیز و بزرگ این دو ملت عظیم هیچگاه به فراموشی سپرده نشود. کورش سرداری بزرگ بود. در زمان او ایرانیان از آزادی برخوردار بودند و بر بسیاری از ملتهای دیگر فرمانروایی می نمودند بعلاوه او به همه مللی که زیر فرمانروایی او بودند آزادی می بخشید و همه او را ستایش می نمودند. سربازان او پیوسته برای وی آماده جانفشانی بودند و به خاطر او از هر خطری استقبال می کردند.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #993300;"><strong>● ویل دورانت :</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">کورش از افرادی بوده که برای فرمانروایی آفریده شده بود. به گفته امرسون همه از وجود او شاد بودند. روش او در کشور گشایی حیرت انگیز بود. او با شکست خوردگان با جوانمردی و بزرگواری برخورد می نمود. بهمین دلیل یونانیان که دشمن ایران بودند نتوانستد از آن بگذرند و درباره او داستانهای بیشماری نوشته اند و او را بزرگترین جهان قهرمان پیش از اسکندر می نامند. او کرزوس را پس از شکست از سوختن در میان هیزم های آتش نجات داد و بزرگش داشت و او را مشاور خود ساخت و یهودیان در بند را آزاد نمود. کورش سرداری بود که بیش از هر پادشاه دیگری در آن زمان محبوبیت داشت و پایه های شاهنشاهی اش را بر سخاوت و جوانمردی بنیان گذاشت.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #993300;"><strong>● ویکتورهوگو:</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">هم چنان که کوروش در بابل عمل کرده بود ناپلئون نیز آرزو داشت از سراسر جهان یک تاج و تخت بسازد و از همه مردم گیتی یک ملت پدید آورد.</p>
<p style="text-align: justify;">هارولد لمب (دانشمند امریکایی) :</p>
<p style="text-align: justify;">در شاهنشاهی ایران باستان که کورش سمبول آنان است آریایی ها در تاجگذاری به پندار نیک گفتار نیک کردار نیک سوگند یاد می کردند که طرفدار ملت و کشورشان باشند و نه خودشان. که این امر در صدها نبرد آنان به وضوح دیده می شود که خود شاهنشاه در راس ارتش به سوی دشمن برای حفظ کیان کشورشان می تاخته است.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #993300;"><strong>● پاپ کلمنت پنجم(در وصف کورش بزرگ):</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">برای ما همین قدر که تو جانشین عادل هستی کافی است که ترا با نظر احترام بنگریم.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #993300;"><strong>● پرفسور ایلیف انگلیسی:</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">در جهان امروز بارزترین شخصیت جهان باستان کورش شناخته شده است. زیرا نبوغ و عظمت او در بنیانگذاری امپراتوری چندین دهه ای ایران مایه شگفتی است. آزادی به یهودیان و ملتهای منطقه و کشورهای مسخر شده که در گذشته نه تنها وجود نداشت بلکه کاری عجیب به نظر می رسیده است از شگفتی های اوست.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #993300;"><strong>● دکتر هانری بر( دانشمند فرانسوی) :</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">این پادشاه بزرگ یعنی کورش هخامنشی برعکس سلاطین بی رحم و ظالم بابل و آسور بسیار عادل و رحیم و مهربان بود زیرا اخلاق روح ایرانی اساسش تعلیمات زردشت بوده. به همین سبب بود که شاهنشاهان هخامنشی خود را مظهر صفات (خشترا) می شمردند و همه قوا و اقتدار خود را از خدواند دانسته و آنرا برای خیر بشر و آسایش و سعادت جامعه انسان صرف می کردند.</p>
<p style="text-align: justify;">ژنرال سرپرسی سایکس(ژنرال، نویسنده، و جغرافیدان انگلیسی) (پس از دیدار از آرامگاه کورش بزرگ):</p>
<p style="text-align: justify;">من خود سه بار این آرامگاه را دیدار کرده ام، و توانسته ام اندک تعمیری نیز در آنجا بکنم، و در هر سه بار این نکته را یاد آورده شده ام که زیارت آرامگاه اصلی کورش، پادشاه بزرگ و شاهنشاه جهان، امتیاز کوچکی نیست و من بسی خوشبخت بوده ام که به چنین افتخاری دست یافته ام. براستی من در گمانم که آیا برای ما مردم آریایی (هند و اروپایی) هیچ بنای دیگری هست که از آرامگاه بنیادگذار دولت پارس و ایران ارجمندتر و مهمتر باشد.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #993300;"><strong>● کنت دوگوبینو فرانسوی :</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">شاهنشاهی کورش هیچگاه در عالم نظیر نداشت. او به راستی یک مسیح بود زیرا به جرات میتوان گفت که تقدیر او را چنین برای مردمان آفرید تا برتر از همه جهان آن روز خود باشد. نیکلای دمشقی کورش شاهنشاه پارسیان در فلسفه بیش از هر کس دیگر آگاهی داشت. این دانش را نزد مغان زرتشتی آموخته بود.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #993300;"><strong>● پرفسور کریستن سن( ایران شناس شهیر) :</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">شاهنشاه کورش بزرگ نمونه یک پادشاه &#8220;جوانمرد&#8221; بوده است. این صفت برجسته اخلاقی او در روابط سیاسی اش دیده می شده. در قواینن او احترام به حقوق ملتهای دیگر و فرستادگان کشورهای دیگر وجود داشته است و سر لوحه دولتش بوده. که این قوانین امروز روابط بین الملل نام گرفته است.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #993300;"><strong>● آلبر شاندور فرانسوی :</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">کورش یکسال پس از فتح بابل برای درگذشت پادشاه بابل عزای ملی اعلام نمود. برای کسی که دشمن خودش بود. او مطابق رسم آزادمنشی اش و برای اینکه ثابت کند که هدف فتح و جنگ و کشتار ندارد و تنها به عنوان پادشاهی که ملتش او را برای صلح پذیرفته اند قدم به بابل گذاشته است و در آنجا تاجگذاری نمود. او آمده بود تا به آنان آزادی اجتماعی و دینی و سیاسی بدهد. در همین حین کتیبه های شاهان همزمان او حاکی از برده داری و تکه <a title="سخنان بزرگان درمورد کوروش" href="http://www.iranvij.ir/%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af-%da%a9%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b4.html">تکه </a>کردن انسان های بی گناه و بریدن دست و پای آنان خبر می دهد.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #993300;"><strong>● پرفسور گیریشمن :</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">کمتر پادشاهی است که پس از خود چنین نام نیکی باقی گذاشته باشد. کورش سرداری بزرگ و نیکوخواه بود. او آنقدر خردمند بود که هر زمانی کشور تازه ای را تسخیر می کرد به آنها آزادی مذهب میداد و فرمانروای جدید را از بین بومیان آن سرزمین انتخاب می نمود. او شهر ها را ویران نمی نمود و قتل عام و کشتار نمی کرد. ایرانیان کورش را پدر و یونانیان که سرزمینشان بوسیله کورش تسخیر شده بود وی را سرور و قانونگذار می نامیدند و یهودیان او را مسیح خداوند می خوانند.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #993300;"><strong>● کنت دوگوبینو (مورخ فرانسوی):</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">تا کنون هیچ انسانی موفق نشده است اثری را که کورش در تاریخ جهان باقی گذاشت، در افکار میلیون ها مردم جهان بوجود آورد. من باور دارم که اسکندر و سزار و کورش که سه مرد اول جهان شده اند کورش در صدر آنها قرار دارد. تا کنون کسی در جهان بوجود نیامده است که بتواند با او برابری کند و او همانطور که در کتابهای ما آمده است مسیح خداوند است. قوانینی که او صادر کرد در تاریخ آن زمان که انسانها به راحتی قربانی خدایان می شدند بی سابقه بود.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #993300;"><strong>● کلمان هوار :</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">کورش بزرگ در سال ۵۵۰ قبل از میلاد بر اریکه پادشاهی ایران نشست. وی با فتوحاتی ناگهانی و شگفت انگیز امپراتوری و شاهنشاهی پهناوری را از خود بر جای گذاشت که تا آن روزگار کسی به دنیا ندیده بود. کورش سرداری بزرگ و سرآمد دنیای آن روزگار بود. او اقوام مختلف را مطیع خود کرد. او اولین دولت مقتدر و منظم را در جهان پایه ریزی کرد. برای احترام به مردمان کشورهای دیگر معابدشان را بازسازی کرد. وی پیرو دین یکتا پرستی مزدیسنا بود. ولی به هیچ عنوان دین خود را بر ملل مغلوب تحمیل ننمود.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #993300;"><strong>● اخیلوس (آشیل) شاعر نامدار یونانی (در تراژدی پارسه):</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">کورش یک تن فانی سعادتمند بود. او به ملل گوناگون خود آرامش بخشید. خدایان او را دوست داشتند. او دارای عقلی سرشار از بزرگی بود.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #993300;"><strong>● بوسویه(سیاستمدار وشاعر فرانسوی)( ۱۷۶۸ ۱۸۴۸ میلادی):</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">ایرانیان از دوران حکومت کوروش به بعد عظمت و بزرگواری معنوی خاصی را اساس حکومت خود قرار دادند براستی چیزی عالی تر از آن وحشت فطری نیست که ایشان از دروغ گفتن داشتند و همیشه آن را گناهی شرم آور می دانستند</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #993300;"><strong>● مولانا ابوالکلام احمد آزاد فیلسوف هندی :</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">کورش همان ذوالقرنین قرآن است. وی پیامبر ایران بود زیرا انسانیت و منش و کردار نیک را به مردمان ایران و جهان هدیه داد. سنگ نگاره او با بالهای کشیده شده به سوی خداوند در پاسارگاد وجود دارد.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #993300;"><strong>● دیودوروس سیسولوس (۱۰۰ پس از میلاد):</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">کورش پسر کمبوجیه و ماندان در دلاوری و کارآیی خردمندانه حزم و سایر خصایص نیکو سرآمد روزگار خود بود. در رفتار با دشمنان دارای شجاعتی کم نظیر و در کردار نسبت به زیر دستان به مهر و عطوفت رفتار میکرد. پارسیان او را پدر می خواندند.</p>
<p style="text-align: justify;">.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #993300;"><strong>● فرانسوا شاتوبراین نویسنده بزرگ فرانسوی :</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">کوروش بزرگ که تاج پادشاهی ماد و پارس را بر سر نهاده بود بزرگترین امپراتوری دوران کهن را بوجود آورد ولی اداره این امپراتوری را بر اساس حکومت مطلقه قرار نداد،زیرا نیمی از قدرت به شورایی تعلق داشت که قسمتی از مقام سلطنت را تشکیل می داد.از لحاظ عدل و قوانین که او برای حکومت وضع کرد و بعدا قوانین قضایی حکومتی ایران شد ، قوانین بی آلایش بود.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;">● بن مایه ها:</span></p>
<p style="text-align: justify;">کوروش کبیر( بنیانگذار شاهنشاهی هخامشیان) اثر هارولد آلبرت لمب با ترجمه دکتر صادق رضازاده <a title="سخنان بزرگان درمورد کوروش" href="http://www.iranvij.ir/%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af-%da%a9%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b4.html">شفق </a>به کوشش شرکت مطالعات نشر کتاب پارسه</p>
<p style="text-align: justify;">تاریخ هردوت اثر جرج راولینسن و با ترجمه وحید مازندرانی به کوشش انتشارات علمی و فرهنگ</p>
<p style="text-align: justify;">کوروش کبیر تالیف هارولد آلبرت لمب با ترجمه دکتر صادق رضازاده شفق انتشارات پارسه</p>
<p style="text-align: justify;">دکتر هانری بر دانشمند فرانسوی تمدن ایران باستان</p>
<p style="text-align: justify;">کورش کبیر آلبر شاندور/محمد قاضی انتشارات زرین</p>
<p style="text-align: justify;">کورش کبیر مولانا ابوالکلام آزادعلممحمد ابراهیم باستانی پاریزی</p>
<p style="text-align: justify;">تاریخ ایران/ژنرال سرپرسی سایکس</p>
<p style="text-align: justify;">ایران از آغاز تا اسلام ~رومن گیرشمن، محمد معین (مترجم) نشر: معین</p>
<p style="text-align: justify;">ایران و تمدن ایرانی کلمان هوار، حسن انوشه (مترجم نشر: امیرکبیر</p>
<p style="text-align: justify;">تا ایران باستان اثر سرپرسی سایکس</p>
<p style="text-align: justify;">ایران و تمدن ایرانی کلمان هوارترجمه حسن <a title="سخنان بزرگان درمورد کوروش" href="http://www.iranvij.ir/%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af-%da%a9%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b4.html">انوشه</a></p>
<p style="text-align: justify;">تاریخ تمدن ویل دورانت (جلد ۱ مشرق زمین گهواره تمدن)</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.iranvij.ir/%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af-%da%a9%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b4.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>24</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>حکومتهای کوچک درایران</title>
		<link>http://www.iranvij.ir/%d8%ad%da%a9%d9%88%d9%85%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%88%da%86%da%a9-%d8%af%d8%b1%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86.html</link>
		<comments>http://www.iranvij.ir/%d8%ad%da%a9%d9%88%d9%85%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%88%da%86%da%a9-%d8%af%d8%b1%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86.html#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 27 Sep 2011 20:46:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>farnazi</dc:creator>
				<category><![CDATA[سلسله اشکانیان]]></category>
		<category><![CDATA[(شهر کرخه هوسپاسن)]]></category>
		<category><![CDATA[«پرثو»]]></category>
		<category><![CDATA[آنتيوخوس چهارم]]></category>
		<category><![CDATA[اسپاسينو خاراکس]]></category>
		<category><![CDATA[اسکندرو سلوکوس اول]]></category>
		<category><![CDATA[اشکانيان در پارت]]></category>
		<category><![CDATA[اشکانیان به قدرت رسیدند]]></category>
		<category><![CDATA[بازماندگان بغدات اول]]></category>
		<category><![CDATA[جانشين فرهاد اول]]></category>
		<category><![CDATA[حکومت موروثی کاپادوکيه]]></category>
		<category><![CDATA[حکومت کاپادوکيه]]></category>
		<category><![CDATA[حکومتهای کوچک درايران]]></category>
		<category><![CDATA[داريوش سوم]]></category>
		<category><![CDATA[درپونتوس]]></category>
		<category><![CDATA[دین اشکانیان]]></category>
		<category><![CDATA[زمان حکومت سلوکوس چهارم]]></category>
		<category><![CDATA[سلسله اشکانی]]></category>
		<category><![CDATA[سلسله اشکانی چگونه شکل گرفت]]></category>
		<category><![CDATA[سلسله پهلوی]]></category>
		<category><![CDATA[سورن‌پهلو]]></category>
		<category><![CDATA[شاهان قاجار]]></category>
		<category><![CDATA[شهر های شرقی ايران]]></category>
		<category><![CDATA[طبقه‌ی شاهی اشکانیان]]></category>
		<category><![CDATA[طبقه‌ی شاهی اشکانیان از چند خاندان تشکیل شده]]></category>
		<category><![CDATA[قاجار]]></category>
		<category><![CDATA[قدرت اشکانی]]></category>
		<category><![CDATA[قلمرو اشکانیان]]></category>
		<category><![CDATA[مهرداد اول]]></category>
		<category><![CDATA[نام خاندان های طبقه شاهی اشکانیان]]></category>
		<category><![CDATA[نظام اداری اشکانیان]]></category>
		<category><![CDATA[چگونگی پیدایش اشکانیان]]></category>
		<category><![CDATA[گروه پارنی یا پرنی]]></category>
		<category><![CDATA[گسترش نفوذاشکانيان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.iranvij.ir/?p=13860</guid>
		<description><![CDATA[حکومتهای کوچک درایران در دوره اشکانی در زمان حکومت سلوکوس چهارم و برادرش آنتیوخوس چهارم، شهر های شرقی ایران، بخصوص در عیلام و شمال خلیج فارس، موفق به تشکیل سلطنتهای مستقلی شدند. شهر  پارس که از زمان اسکندر و سلوکوس اول همواره از اطاعت سرباز می زد، اولین شهری بود که عملا&#8221; استقلال خودرا به [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><strong><span style="color: #0000ff;">حکومتهای کوچک درایران در دوره اشکانی</span></strong></p>
<p style="text-align: center;"><strong><span style="color: #0000ff;">در زمان حکومت <strong>سلوکوس چهارم</strong> و برادرش <strong>آنتیوخوس چهارم</strong>، شهر های شرقی ایران، بخصوص در عیلام و شمال خلیج فارس، موفق به تشکیل سلطنتهای مستقلی شدند. شهر  پارس که از زمان اسکندر و <strong>سلوکوس اول</strong> همواره از اطاعت سرباز می زد، اولین شهری بود که عملا&#8221; استقلال خودرا به دست آورد و زیر حکومت بازماندگان بغدات اول، به کشوری نیمه مستقل تبدیل شد وتا زمانی که به زیر سلطه اشکانیان درآمد، این استقلال را حفظ کرد.<br />
</span></strong></p>
<p style="text-align: center;"><strong><span style="color: #0000ff;"><a href="http://www.iranvij.ir/%d8%ad%da%a9%d9%88%d9%85%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%88%da%86%da%a9-%d8%af%d8%b1%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86.html/moraba-2" rel="attachment wp-att-13865"><img class="alignnone size-full wp-image-13865" title="MoRaBa" src="http://www.iranvij.ir/wp-content/uploads/MoRaBa1.jpg" alt="" width="200" height="200" /></a></span></strong></p>
<p>سلطنت شخصی بنام کامناسکر در شهر شوش در این زمان به رسمیت شناخته شد و از او به عنوان موسس حکومت علیمائید نام می برند که در دوران زرینش، از گابه<span style="color: #2142a8;"> (جی، اصفهان)</span> تا رود دجله را تحت اختیار خود داشته. مدت کمی بعد از این زمان، شخصی بنام <strong><span style="color: #2142a8;">هوسپاسن</span></strong> باساختن شهری در منطقه اهواز کنونی به نام اسپاسینو خاراکس <span style="color: #2142a8;">(شهر کرخه هوسپاسن)</span>، حکومتمیشان یا خاراکن را پایه گذاری کرد.<br />
در حدودسال ۲۲۰ پ م، در زمان آنتیوخوس سوم، شخصی بنام آریاارته نیز در کاپادوکیه، خود را پادشاه مستقلی خواند و <span style="color: #1854f1;">حکومت موروثی کاپادوکیه</span> را پایه گذاری کرد. این حکومت بعدها قدرت اشکانیان را به رسمیت شناخت، ولی عملا&#8221; تا زمان انقراض این حکومت به دست رومیها، نوادگان آریاارته و بزرگان دیگری که از اصلیتی ایرانی بودند، به <span style="color: #1854f1;">حکومت کاپادوکیه</span> ادامه دادند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #1854f1;">درپونتوس</span>، ناحیه ای در جنوب شرقی دریای سیاه، از زمان <span style="color: #1854f1;">داریوش سوم</span>، خاندانی ایرانی حکومت می کرد که توانسته بود استقلال خود را در زیر فشارهای سلوکیان حفظ کند. هرچندکه اهمیت تجاری پونتوس همواره مدنظر حکومتهای مختلف همسایه بود، اما این دولت هیچگاه به زیر لوای امپراتوری های دیگر درنیامد. معروفیت پونتوس، سالها بعد و در زمان حکومت مهرداد ششم (۱۲۱-۶۴ پ م) و مقاومتهای او در برابر نیروهای توسعه طلب رومی به سرکردگی پومپئی، به دست آمد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>وجود سلطنت های کوچک، جنگ با دولت مصر و تهدید دولت تازه نفس روم، و خطر از جانب مشرق،حکومت دولت سلوکی را بر غرب آسیا به خطر افکنده بود. دولت اشکانی که در این زمان موفق شده بود بیشتر ایران شرقی را به زیر حکومت خود درآورد، در زمان فرهاد اول به استحکام زیادی دست یافته بود. اما قدرت اشکانی در انتظار فرمانده بزرگی بود که بتواند آنرا به طرف فتوحات جدید راهنمایی کند. این فرمانده بزرگ، برادر و <span style="color: #1854f1;"><strong>جانشین فرهاد اول</strong></span>، <strong><span style="color: #1854f1;">مهرداد اول</span></strong> بود که به عنوان یکی از <strong><span style="color: #1854f1;">بزرگترین پادشاهان اشکانی</span></strong> شناخته میشود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.iranvij.ir/%d8%ad%da%a9%d9%88%d9%85%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%88%da%86%da%a9-%d8%af%d8%b1%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اشکانیان در پارت</title>
		<link>http://www.iranvij.ir/%d8%a7%d8%b4%da%a9%d8%a7%d9%86%d9%8a%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%aa.html</link>
		<comments>http://www.iranvij.ir/%d8%a7%d8%b4%da%a9%d8%a7%d9%86%d9%8a%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%aa.html#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 27 Sep 2011 20:28:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>farnazi</dc:creator>
				<category><![CDATA[سلسله اشکانیان]]></category>
		<category><![CDATA[«پرثو»]]></category>
		<category><![CDATA[آخرين پادشاه اشکانی]]></category>
		<category><![CDATA[آخرين پادشاه اشکانی اردوان پنجم]]></category>
		<category><![CDATA[آنتيوخوس هيراکس]]></category>
		<category><![CDATA[اردوان پنجم]]></category>
		<category><![CDATA[اردوان چهارم]]></category>
		<category><![CDATA[ارشک دوم]]></category>
		<category><![CDATA[اشکانيان در پارت]]></category>
		<category><![CDATA[اشکانیان به قدرت رسیدند]]></category>
		<category><![CDATA[امپراتوریسلوکی]]></category>
		<category><![CDATA[تجاوز پرنی ها به شهر پارت]]></category>
		<category><![CDATA[حذف اولين اردوان]]></category>
		<category><![CDATA[حکومت سلوکی]]></category>
		<category><![CDATA[حکومتهای کوچک درايران]]></category>
		<category><![CDATA[دربار سلوکوس دوم]]></category>
		<category><![CDATA[ديودوتوس]]></category>
		<category><![CDATA[دین اشکانیان]]></category>
		<category><![CDATA[سرکوبی اشکانيان]]></category>
		<category><![CDATA[سلسله اشکانی]]></category>
		<category><![CDATA[سلسله اشکانی چگونه شکل گرفت]]></category>
		<category><![CDATA[سلسله پهلوی]]></category>
		<category><![CDATA[سلطنت آنتيوخوس دوم]]></category>
		<category><![CDATA[سلطنت اشکانی]]></category>
		<category><![CDATA[سورن‌پهلو]]></category>
		<category><![CDATA[شاهان قاجار]]></category>
		<category><![CDATA[شسب مقدونی پارت]]></category>
		<category><![CDATA[صلح باپتولمی سوم]]></category>
		<category><![CDATA[طبقه‌ی شاهی اشکانیان]]></category>
		<category><![CDATA[طبقه‌ی شاهی اشکانیان از چند خاندان تشکیل شده]]></category>
		<category><![CDATA[فرياپيت]]></category>
		<category><![CDATA[قاجار]]></category>
		<category><![CDATA[قلمرو اشکانیان]]></category>
		<category><![CDATA[نام خاندان های طبقه شاهی اشکانیان]]></category>
		<category><![CDATA[نام پسر ارشک اول]]></category>
		<category><![CDATA[نظام اداری اشکانیان]]></category>
		<category><![CDATA[همسران آنتيوخوس دوم]]></category>
		<category><![CDATA[پسر ارشک اول]]></category>
		<category><![CDATA[پسر ارشک دوم]]></category>
		<category><![CDATA[چگونگی پیدایش اشکانیان]]></category>
		<category><![CDATA[گروه پارنی یا پرنی]]></category>
		<category><![CDATA[گسترش نفوذاشکانيان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.iranvij.ir/?p=13850</guid>
		<description><![CDATA[    اشکانیان در پارت یکی از اولین مشکلات ما، همین مسئله به حکومت رسیدن ارشک و سالیست که در آن، او سلطنت اشکانی را پایه ریزی کرد. برطبق تواریخ قدیم، ارشک در سال ۲۴۶ پ م درگذشت و جای خودرا به تیرداد اول، برادرش، داد. نظریه های اخیر بر اینست که تیرداد، شخصیتی افسانهای بوده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><strong><span style="color: #ff6600;">    اشکانیان در پارت</span></strong></p>
<p style="text-align: center;"><strong><span style="color: #ff6600;"><a href="http://www.iranvij.ir/%d8%a7%d8%b4%da%a9%d8%a7%d9%86%d9%8a%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%aa.html/moraba" rel="attachment wp-att-13856"><img class="alignnone size-full wp-image-13856" title="MoRaBa" src="http://www.iranvij.ir/wp-content/uploads/MoRaBa.jpg" alt="" width="200" height="200" /></a></span></strong></p>
<p>یکی از اولین مشکلات ما، همین مسئله به حکومت رسیدن<span style="color: #ff0000;"> <strong>ارشک</strong></span> و <strong><span style="color: #ff0000;">سالیست</span></strong> که در آن، او سلطنت اشکانی را پایه ریزی کرد. برطبق تواریخ قدیم، ارشک در سال ۲۴۶ پ م درگذشت و جای خودرا به تیرداد اول، برادرش، داد. نظریه های اخیر بر اینست که تیرداد، شخصیتی افسانهای بوده و خود ارشک، کار فرماندهی پرنی ها را در حمله به پارت عهده دار بوده و تاسال ۲۱۷ پ م به این منطقه حکومت کرده.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>مسئله دیگر، موضوع تاسیس<strong><span style="color: #ff0000;"> سلطنت اشکانی</span></strong> در ۲۴۸ پ م می باشد. می دانیم که تا قبل از این تاریخ، سلوکیان تحت سلطنت <strong><span style="color: #ff0000;">آنتیوخوس دوم</span></strong>، تسلط کاملی به این منطقه داشته اند. اما دراین سال، آندراگوراس ، <strong><span style="color: #ff0000;">شسب مقدونی پارت</span></strong>، اعلام استقلال می کند و خود را پادشاه مستقل پارت می خواند. دو سال بعد، <span style="color: #ff0000;">دیودوتوس</span>، <span style="color: #ff0000;">شسب باختر (بلخ)</span> نیز خود را مستقل می کند وبرای اولین بار، حکومت سلوکی اختیار شهر های شرقی را از دست می دهد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>در همین زماناست که اختلاف داخلی در دربار سلوکوس دوم بین طرفداران لائودیکه و برنیکه، <span style="color: #ff0000;">همسران آنتیوخوس دوم</span>، منجر به ضد و خوردی تمام عیار می شود که با کشته شدن برنیکه و پسرش،تبدیل به جنگی بین سلوکیان و پتولمی سوم، پادشاه مصر می شود.<br />
از طرفی،تاریخ <strong><span style="color: #ff0000;">تجاوز پرنی ها به شهر پارت</span></strong> ، سال ۲۳۸ پ م است. در این زمان، بعد از صلح باپتولمی سوم، سلوکوس دوم گرفتار جنگی با برادر و نایب السطنه اش در آناتولی ،آنتیوخوس هیراکس، شده بود. این مسئله، باعث بی توجهی سلوکیان به مسائل داخلی پارت شد و راه را برای سرنگونی آندراگوراس بازگذاشت. در نتیجه، می توان تصور کرد که انتخاب تاریخ ۲۴۸ پ م از طرف اشکانیان برای نشان دادن آغاز حکومتشان، در واقع نشان های از آغاز حکومت مستقل <span style="color: #ff0000;">آندراگوراس</span> در پارت بوده است و در واقع تاسیس سلطنت اشکانی در پارت را باید از سال ۲۳۸ پ م دانست.<br />
در سال ۲۳۱ پ م، بالاخره سلوکوس موفق به بستن قرارداد صلحی با برادرش آنتیوخوس هیراکس میشود و برای سرکوبی اشکانیان، به طرف پارت می شتابد. جنگ و قرارداد صلحی که بینسلوکوس دوم و ارشک بسته می شود، حکومت ارشک را بر پارت را زیر لوای امپراتوریسلوکی، رسمی می شمارد و عملا&#8221; به حکومت اشکانیان در پارت صورتی قانونی می بخشد.<br />
برطبق روایات سنتی، در سال ۲۱۷ پ م، اردوان اول جانشین پدرخود تیرداد اول می شود و به مستحکم کردن سلطنت خود می پردازد. در گاهشماری جدید، وجود اردوان اول رد شد هو پادشاه جدید ارشک دوم، پسر ارشک اول نامیده می شود. دلیل اصلی این مدعا، پیدا شدن سکه هایی با نام ارشک دوم در حوالی شهر نیسا<span style="color: #ff0000;"> (نزدیک عشق آباد/اشک آباد کنونی)</span> ،پایتخت اولیه اشکانیان است. می دانیم که پادشاهان اشکانی تا اواسط سده اول بعد ازمیلاد، تنها با نام سلطنتی اشک، نام بنیانگذار سلسله، شناخته می شدند و در سکه های آنها، کمتر نام شخصیشان ذکر می شده. بدین دلیل، مسئله نامگذاری و تاریخگذاری شاهان اشکانی از بغرنجترین مسائل بوده است و همین مسئله وجود تیرداد و اردوان و رد وجود آنها از طرف محققین جدید، نشان دهنده سختی مسئله است.<br />
از طرفی،دید تاریخی به این مسئله، می تواند راه حل ساده ای را برای آن توصیه کند. از آنجایی که نام تیرداد بطور معمول به عنوان برادر ارشک مطرح بوده و از ادامه این نام در بین اشکانیان اطمینان کافی داریم <span style="color: #ff0000;">(از جمله تیرداد اشکانی، اولین پادشاه اشکانی ارمنستان)</span>، بعید به نظر می آید که وجود او مسئله ای کاملا&#8221; افسانه ای باشد. ازطرفی، رد وجود اردوان اول باعث شده که نام آخرین پادشاه اشکانی که به طور سنتی ،اردوان پنجم خوانده می شده، بعد از<span style="color: #ff0000;"> حذف اولین اردوان</span>، به اردوان چهارم تغییر کند.</p>
<p>با توجه به تغییر نوشتاری و گویشی کلمه ارشک به اشک در مراحل بعدی زبان پارتی، می توانیم تصور کنیم که پادشاهان اولیه، خود را با نام <span style="color: #ff0000;">ارشک اول</span> یا <span style="color: #ff0000;">ارشک دوم</span> می خوانده اند. از طرفی، وجود فریاپیت، پسر ارشک دوم یا اردوان اول، از طرف دو سوی این مباحث تایید شده است. از همه این شواهد می توان نتیجه گرفت که ارشک یا اشک، نام خانوادگی یا قبیله ای پادشاهان اشکانی بوده و نام شخصی کسی که در تاریخ به عنوان ارشک اول شناخته شده، در واقع تیرداد بوده است. ارشک دوم، پسر و جانشین ارشک اول نیز میتواند دارای نام شخصی اردوان اول باشد که تا سال ۱۹۱ پ م حکومت کرده و بعد جای خود را به پسرش، <span style="color: #ff0000;">فریاپیت</span> یا <span style="color: #ff0000;">فریاپت</span> <span style="color: #0000ff;">(احتمالا&#8221; به معنای «نگهبان فره ایزدی»)</span> داده است</p>
<p>&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.iranvij.ir/%d8%a7%d8%b4%da%a9%d8%a7%d9%86%d9%8a%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%aa.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

