• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » ورزشی » ناگفته‌هاي فوتبالي و غيرفوتبالي جواد نکونام
    کد خبر : 921850

    ناگفته‌هاي فوتبالي و غيرفوتبالي جواد نکونام

    ناگفته‌هاي فوتبالي و غيرفوتبالي جواد نکونام Reviewed by Aryan on Nov 27Rating: جواد نکونام از جمله بازيکناني با تجربه فوتبال ايران است که امسال پس از جدايي 5 ساله‌اش از اوساسونا به ايران برگشت تا براي استقلال بازي کند. نحوه جدايي او از باشگاه اسپانيايي و حضورش در ميانه ميدان استقلال و بازي هايش تيم…

    ناگفته‌هاي فوتبالي و غيرفوتبالي جواد نکونام Reviewed by Aryan on Nov 27Rating:

    جواد نکونام از جمله بازيکناني با تجربه فوتبال ايران است که امسال پس از جدايي 5 ساله‌اش از اوساسونا به ايران برگشت تا براي استقلال بازي کند.

    نحوه جدايي او از باشگاه اسپانيايي و حضورش در ميانه ميدان استقلال و بازي هايش تيم ملي همواره مورد توجه رسانه ها و افکار بوده است.
    فارس براي انجام يک مصاحبه تفصيلي و براي بيان برخي ناگفته ها از زبان کاپيتان تيم ملي به سراغ او رفت که در زير اظهارات وي را مي خوانيم:
     
    *در کم‌تر مصاحبه‌اي در خصوص کودکي‌هايت و اينکه چگونه فوتباليست شدي صحبت کردي.
    من در شهرري به دنيا آمدم و تا 7 سالگي در آنجا بودم و سپس راهي فرديس کرج شديم. تا سال 79 فرديس کرج بوديم و در زمين‌هاي خاکي آنجا بازي مي‌کردم. در 2-3 سال ابتدايي با تيم نوجوانان تمرين مي‌کردم و کم کم در کنار بزرگان فوتبال بازي کردم. سال 1371 روز چهارم فروردين در يک تيم به صورت حرفه‌اي تست دادم. در تيم نوجوانان نفت تهران تست دادم و مربي از من خواست که براي آنها بازي کنم و در نهايت انتخاب شدم. تا سال 71 در نفت بودم و سپس به سايپا رفتم. در سال‌هاي 74 و 75 در تيم ملي نوجوانان بازي کردم و در همين سال‌ها بود که به تيم راه آهن پيوستم. فکر مي‌کنم زندگي‌ام از همين راه‌ آهن کليد خورد.
    * چه طور؟
    يک بازي دوستانه با تيم ملي نوجوانان داشتيم که پرويز ابوطالب مربي آن تيم بود. او با مربي ما صحبت کرد و گفت که اين بازيکن را مي‌خواهم. همان سالي که در تيم ملي نوجوانان حضور داشتم توسط محمد مايلي کهن به تيم ملي جوانان هم دعوت شدم. سپس باشگاه پاس به دنبالم آمد و من با آنها قرارداد بستم و همان سال اول به تيم ملي بزرگسالان ايران دعوت شدم. اتفاقا بعد از بازي پاس و استقلال بود که به تيم ملي دعوت شدم.
    * اولين بازي ملي‌ات مقابل چه تيمي بود؟
    مقابل اکوادور در آمريکا بازي کردم. البته در همه اردوها حضور داشتم و تنها در يک دوره خط خوردم. ايران در يک مسابقات چهار جانبه با حضور تيم ملي کويت، راپيدوين اتريش و يک تيم ديگر شرکت کرده بود که من به دليل فوت پسر عمويم در آن مسابقات حضور نداشتم. در جام ملت‌هاي آسياي لبنان با وجود اينکه به اعتقاد خودم بايد به اين مسابقات مي‌رفتم در آخرين لحظات خط خوردم. حتي بايد مي‌رفتم لباس رسمي تيم را هم مي‌پوشيدم اما به يکباره خط خوردم.
    * پس شما هم مثل فوتباليست‌هاي زمان خودتان وارد فوتبال شديد؟
    دقيقا. البته نه مثل فوتباليست‌هاي امروزي.
    *چرا؟
    چون امروز زمين خاکي نداريم. ما با سختي بزرگ شديم و وقتي چيزي را با سختي به دست بياوريم راحت آن را از دست نمي‌دهي.
    * بيشتر توضيح مي‌دهي؟ چرا امروز نمي‌توانيم مثل آن نسل بازيکن سازي کنيم؟
    وقتي سختي نکشي قدر چيزي را نمي‌داني. امروز همه چيز فوتبال فرق کرده است. اين رفاهي که الان در رده‌هاي پايه وجود دارد در اروپا هم وجود دارد اما در آنجا تفکر حرفه‌اي وجود دارد. در زمان ما مي‌گفتند هر بچه‌اي که پدرش پولدار است، فوتباليست نمي‌شود. اما حالا رفاه طوري شده است که هر شخصي پدرش پولدار است، فوتباليست مي‌شود. پدر و مادر فرزندان خود را به محل تمرين مي‌برند اما در زمان ما اينگونه نبود. روزهايي بود که به محل تمرين مي‌رفتم و واقعا دوست داشتم در بين راه چيزي بخورم اما اين شرايط را نداشتم. از آن سوي فرديس کرج مي‌رفتم به سمت پالايشگاه نفت تهران. ساعت 2 بعداز ظهر از خانه بيرون مي‌رفتم و 10 شب مي‌آمدم خانه. مي‌دانيد چقدر مسير را پياده مي‌رفتم؟ يا از فرديس کرج سه سال براي تمرين به ميدان راه آهن تهران مي‌رفتم. اينها همه سختي است ولي فکر نمي‌کنم الان هيچ کس چنين سختي‌هايي را بکشد. من اعتقاد دارم هر نسل يک دوره‌اي دارد و نسل جديد هم براي خودش روش جديدي در پرورش بازيکنان دارد. زماني برمه قدرت فوتبال آسيا بود اما حالا فکر نمي‌کنم اصلا تيم داشته باشد. اينها همه تغيير است.
    * چه طور شد که به استقلال و پرسپوليس نيامده بودي؟
    سالي که از جوانان آمدم هم استقلال با من مذاکره کرد و هم پرسپوليس. ولي قطعا اگر به يکي از اين دو تيم مي‌رفتم فوتبالم نابود مي‌شد. چون فرصت بازي کردن در اين تيم‌ها نبود. انتخاب تيم در موفقيت يک بازيکن خيلي مهم است. من مي‌توانستم در تيم سايپا بمانم ولي ممکن بود با همه شرايط خوب بازي نکنم. خيلي‌ها به خاطر پول ماندند و فوتبالشان خراب شد. اين تيمي که از آن صحبت مي‌کنم (سايپا) يک تيم رويايي بود. همين علي کريمي در آن تيم بود. ولي من به راه آهن رفتم. بازي کردم و مسير زندگي‌ام تغيير کرد.
    * واقعا پدرت استقلالي است؟
    ايشان از زمان تاج تا به امروز عاشق اين تيم بوده، نه مثل خيلي‌ها که تازه استقلالي شده‌اند. به همه بازيکنان علاقه داشتند و عکس‌هاي آنها را جمع مي‌کرد. برايش مهم نبود که چه کسي مربي استقلال مي‌شود. فقط استقلال و باشگاه را دوست داشت.
    * آيا با تو صحبت نکرد که استقلال را انتخاب کني و در همان دوران جواني به اين تيم بروي؟
    اصلا. او مي‌گفت سعي کن انتخاب خوبي داشته باشي و چون مي‌دانست مشاوران خوبي دارم توصيه مي‌کرد که به خاطر پول تيم انتخاب نکن و شخصيتت را تغيير نده. همه مي‌دانند اگر پدر من نبود، فوتباليست نمي‌شدم. يک بار با يکي از مربيانم بحثم شد و شايد باورتان نشود حتي کوچک‌ترين صحبتي با مربي انجام نداد و آدمي نيست که چيزي را توصيه کند و در کارم اصلا دخالت نمي‌کرد. بعد از آن اتفاق سه روز رويم نمي‌شد به خانه بروم و به خانه يکي از دوستانم رفته بودم. نظم و انضباط و احترام چيزي بود که هميشه از من مي‌خواست. اگر شخصيت نکونام اين گونه است چون پدرم هم به همين شکل رفتار مي‌کند و تمامي اعضاي خانواده همين گونه هستيم.
    *خانواده چند نفري داريد؟
    سه برادر دارم و يک خانواده 6 نفري هستيم.
    * برادرانت فوتباليست نشدند؟
    برادر بزرگم در تيم بانک ملي بازي مي‌کرد اما او هم سراغ درس رفت. فوتبالي که او بازي مي‌کرد تفريحي بود.
    * اولين پولي که از فوتبال گرفتي چقدر بود؟
    1500تومان از نوجوانان نفت گرفتم. سالي که به جوانان آمدم 75 هزار تومان گرفتم. همدوره‌اي‌هاي من به تيم‌هاي ديگر رفته بودند و 150 هزار تومان گرفته بودند. هنگامي که جوانان، اميد و بزرگسالان راه آهن بازي مي‌کردند در مجموع 450 هزار تومان پول گرفتم. مي‌دانيد آن پول را چه کار کردم؟ يک خط تلفن براي خانه خريدم که قيمتش 450 هزار تومان بود. مي‌دانيد هر روز چقدر کرايه ماشين مي‌دادم؟ هر روز بايد از فرديس کرج به راه آهن مي‌آمدم.
    * بگذريم. امسال پدرت چقدر براي انتقالت به استقلال تاثير داشت؟
    او مي‌گفت اصلا به ايران نيا و در همان اسپانيا فوتبال بازي کن.
    * اما اينجا مي‌گفتند پدر و مادرت از تو خواسته‌اند که آرزوي آنها را براي پوشيدن لباس استقلال برآورده کني.
    مي‌گفتند را فراموش کنيد؛ اصلا چنين مسئله‌اي نيست. پدر من يکي از آرزوهايش اين بود که پيراهن استقلال را بپوشم اما مخالف اين بود که امسال به ايران بيايم. او مي‌گفت در اين جو فوتبال ايران به اينجا نيايي، بهتر است. او مي‌گفت اگر مي‌تواني همان جا بمان. البته پدرم مي‌دانست که من خسته شده بودم و شرايط برايم سخت شده بود و دوري خانواده خيلي اذيتم مي‌کرد. اما اصلا پدر و مادرم به من نگفتند که به اينجا بيايم. فقط يکي از برادرانم مي‌گفت به اينجا بيايم و بقيه مخالف بودند.
    *بيشتر توضيح بده؟ ظاهرا از قطر هم پيشنهاد داشتي و در نهايت به ايران برگشتي.
    ديد من نسبت به فوتبال ايران چيز ديگري بود. دوري تقريبا 7 ساله از ايران باعث شده بود تا شناخت خوبي از فضاي حاکم در فوتبال کشور نداشته باشم. همه چيز را پيگيري مي‌کردم اما تصورم چيز ديگري بود. دليل برگشتم به ايران اين بود که ماندن در اسپانيا برايم سخت بود. دوري از خانواده و کشورم خيلي برايم سخت و طاقت فرسا شده بود. پيشنهاد از خيلي تيم‌ها داشتم و يک پيشنهاد خوب از کشور ترکيه نصيبم شد که به آنجا هم نرفتم.
    *اسم تيم ترکيه‌اي را نمي‌گويي؟
    نه! شايد يک روز دوباره به آن تيم رفتم! البته از قطر و امارات هم پيشنهادهاي فوق‌العاده‌اي داشتم. يک تيم قطري پيشنهاد داده بود قرارداد يک سال من را به صورت نقد آن هم با يورو پرداخت کند که با ارز فعلي معادل 7 تا 9 ميليارد تومان مي‌شد. اين مبلغ براي يک سال بود. آن هم به صورت نقد. ولي من بايد فکر فوتبالم، تيم ملي و جام جهاني را هم مي‌کردم. به همين خاطر قيد قطر و امارات را زدم و تصميم گرفتم به ايران برگردم. به آنجا نرفتم و به استقلال آمدم و با پول خيلي خيلي کمتر به اين تيم پيوستم. مي‌دانيد که با توجه به شرايط استقلال، پول گرفتن سخت است ولي نه به خاطر پول به اين تيم آمدم و نه به خاطر چيز ديگري. به هر چيزي که مي‌خواستم رسيدم. پس من با عشق و علاقه آمدم و نمي‌خواستم چيزي را بدست بياورم.
    * قبل از رفتن به اسپانيا، آيا انتخاب اشتباهت در امارات باعث نشده بود که نسبت به فوتبال آنجا ذهنيت پيدا کني؟
    اصلا. شايد باورتان نشود بعد از آنکه از آن تيم رفتم (الوحده) به يکسال نرسيده بود که مي‌خواستند مرا از اسپانيا به آنجا برگردانند. بعد از يکي از بازي‌هاي اوساسونا به پمپلونا آمدند و با من و والتر پاندياني صحبت کردند و من به آنها گفتم اگر 10 ميليون دلار هم بدهيد ديگر برنمي‌گردم. چون لياقت نداشتند حتي زماني که برانکو مربي آن تيم شد مرا مي‌خواستند و مي‌توانستم به الوحده بروم. اما آب پاکي را روي دست آنها ريخته بودم که هر چقدر هم بدهيد ديگر به آنجا برنخواهم گشت.
    * دوست داشتي در اسپانيا چه اتفاقي برايت رخ دهد و در کدام تيم به جز اوساسونا بازي کني؟
    فقط در بارسلونا. شايد اگر بازيکن اروپايي بودم و پاسپورت اروپايي داشتم مي‌توانستم به اين تيم بروم. شرايط بازي در آنجا بسيار سخت است. به غير از قاره اروپا از بقيه قاره‌ها تنها سه بازيکن را مي‌تواني بازي بدهي. اين همه بازيکن برزيلي، آرژانتيني و … با اين شرايط بارسلونا هيچ وقت نمي‌آيد يک بازيکن آسيايي بگيرد. البته منچستر هم بازيکن کره‌اي مي‌گيرد ولي آنها از راه تبليغات دو برابر پول آن را به دست مي‌آورند ولي شرايط ما در اسپانيا کاملا فرق مي‌کرد.
    * واقعا نمي شد يک سال ديگر هم در اسپانيا بماني و بعد به ايران برگردي چون باور اين مسئله سخت است که تنها به خاطر دوري از خانواده به ايران برگشته باشي؟
    همانطور که گفتم خودم دوست داشتم به اينجا بيايم. وقتي به ايران مي‌آدم و مي‌خواستم به اسپانيا برگردم واقعا شرايط برايم سخت بود. قبل از ازدواجم در سال‌هاي ابتدايي در اسپانيا تنها بودم و سخت به من مي‌گذشت. اصلا خانواده‌ام را نمي‌ديدم و وقتي به ايران مي‌آمدم بلافاصله بعد از بازي تيم ملي به اسپانيا برمي‌گشتم. بايد در آن شرايط قرار بگيريد تا متوجه حرف من شويد. من که به اسپانيا نرفته بودم تا تفريح کنم. صبح تا شب تمرين و بازي بود. شما فکر مي‌کنيد اگر من تفکر ديگري داشتم و بازيکن خوبي نبودم در اسپانيا بازي مي‌کردم يا به من بازي مي‌دادند؟
    * اينکه يک بازيکن ايراني بازوبند کاپيتاني يک تيم اسپانيايي را ببيند، اتفاق کوچکي نيست. در اين خصوص توضيح بده؟
    من تنها بازيکن خارجي تاريخ باشگاه اوساسونا بودم که بازوبند کاپيتاني اين تيم را بستم. اولين روزي که بازوبند کاپيتاني را بستم احساس فوق‌العاده‌اي داشتم. هم خوشحال بودم و هم دوست داشتم اين روند ادامه داشته باشد.
    * بهترين خاطره‌ات در اسپانيا چه بود؟
    ماندنم در اسپانيا يک اتفاق فوق‌العاده بود. بازي کردن مقابل تيم‌هاي بزرگ و خوب لذت خوبي بود ولي لحظات شيرين زيادي داشتم. مخصوصا اولين گلي که به ويارئال زدم. گلي که در دقيقه 120 به بوردو زدم از ياد نخواهم برد، البته گل دقيقه 94 به اسپانيول يکي از حساس‌ترين گل‌هاي تاريخ باشگاه اوساسونا بود.
    * بازي کردن مقابل کدام بازيکن در لاليگا از همه سخت‌تر بود.
    انصافا مقابل بارسلونا بازي کردن خيلي سخت است. چون بايد خيلي بدون توپ بازي کني و مدام توپ در دست بازيکنان آنها است. اينکه مي‌گويند بارسا بهترين تيم دنيا است، اغراق نيست و بايد بلد باشي که چگونه مقابل بازيکنان آنها بدون توپ بازي کني.
    * پس اين يکي دو بار که رئال مادريد بارسا را شکست داده، کار بزرگي انجام داده است؟
    اصلا. آنها کار بزرگي نکرده‌اند چون رئال مادريد 11 بازيکن از بهترين‌هاي دنيا را در اختيار دارد. ولي بارسلونا 11 بازيکنش از منتخب باشگاه‌هاي دنيا نيستند. مثلا آدريانو و يا بوسکتس بازيکنان خوبي هستند اما بازيکن درجه يک دنيا محسوب نمي‌شوند اما رئال مادريد از دروازه‌بان تا مهاجم واقعا تيم قدرتمندي دارد. نيمکت رئال را ببينيد. کاکا، خديرا، اسين اينها همه بهترين بازيکنان تيم‌هاي بزرگ دنيا هستند. ديديد که در اين چند سال بارسلونا اين همه جام قهرماني آورد و فرق اين دو تيم را در کل دنيا نشان مي‌دهد.
    *کدام ليگ جذاب‌ترين ليگ دنيا است؟
    به نظرم اسپانيا. چون من در آنجا بازي کردم. ولي واقعيت اين است که بين اسپانيا و انگليس بايد يکي را انتخاب کرد. اما در اسپانيا همه تيم‌ها خوب فوتبال بازي مي‌کنند حتي تيم‌هاي ضعيف. اما در انگليس همه خوب بازي نمي‌کنند. ولي تيم‌هايشان قوي هستند و به قولي گردن کلفت.
    * حالا که اين همه از لاليگا تعريف کردي سؤالي مي‌پرسم که شايد به نظر خيلي‌ها خنده‌دار باشد. در اين روزهاي آشفتگي فوتبال دوست داريم بدانيم فاصله و تفاوت فوتبال ما با اسپانيا به صورت عمده و به قولي از ريشه چقدر است؟
    اصلا ريشه و ساقه و برگ و اين حرف‌ها ندارد. از چي بايد صحبت کنم. اگر بخواهم در مورد همين مورد که سؤال کرديد، صحبت کنم حداقل دو ساعت زمان مي‌برد. از نوجوانان، جوانان، اميد، لباس، زمين، امکانات، مطبوعات، حواشي و حتي نحوه برخورد آنها در زندگي با ما متفاوت است.
    * چند سال بايد کار کنيم تا به آنها برسيم؟
    اگر امروز شروع کنيم 10 سال ديگر به امروز آنها مي‌رسيم. شما بايد اول يک سمي را بپاشي و ناخالصي ها را از بين ببري و از تيم‌هاي پايه شروع کني تا به بزرگسالان برسي. اينها 10 سال طول نمي‌کشد؟
    * قبول داريم. تفاوت باشگاه‌ها هم به هنگام مصدوميت بازيکنانشان مشخص است.
    آنجا نمي‌گويند پهلوان زنده را عشق است. با هر بازيکن يک برخورد مي‌کنند. برايشان فرقي نمي‌کند من ستاره تيم باشم يا نه. من با آنها قرارداد دارم و هر کاري بايد انجام بدهند تا انتها مي‌روند. مثالي مي‌زنم؛ اوساسونا بازيکني داشت که به صورت قرضي به يک تيم ديگر رفت. آن بازيکن مصدوم شد و جالب است بدانيد مسئولان اوساسونا به تيمي که بازيکن را به صورت قرضي داده بودند پول دادند تا اين بازيکن را در آن تيم بازي کند. او را پرورش دهد و حتي به هنگام مصدوميتش اين بازيکن در کلينيک اوساسونا درمان مي شد. اين حرف‌ها را در اينجا به هيچ کس نمي‌تواني بگويي. چون کسي متوجه نمي‌شود. سال‌ها بايد بگذرد تا اين حرف‌ها را متوجه شوند.
    * 7 سال از فوتبال ايران دور بودي وقتي برگشتي چه اتفاقاتي اينجا افتاده بود؟
    بگوييد چه اتفاقاتي نيفتاده است. آن زمان که من رفتم اين همه حاشيه نبود. اينقدر حرف و حديث نبود. يک مثال جالبي دارم. امروزه هر کس بيکار است، مي‌شود کارشناس. اگر يک نفر از شخص ديگر بدش بيايد بلافاصله در روزنامه‌ها عليه او مصاحبه مي‌کند. اتفاقاتي مي‌افتد که باورش سخت است. که چي؟ که همه مي‌خواهند با هم تسويه حساب شخصي کنند. آنهم در روزنامه‌ها. من مي‌گويم رسانه‌ها نبايد اصلا چنين مصاحبه‌هايي را منتشر کنند. مگر مي‌شود يک مربي عليه يک مربي ديگر مصاحبه کند؟ کلاً احترام‌ها از بين رفته و مطمئن باشيد تا چند وقت ديگر خيلي علني و خيلي راحت همه هر چيزي که دوست دارند به هم مي‌گويند. خيلي جالب است مربي تا زماني که تيم دارد همه چيز خوب است. در اروپا محال است ببينيد که يک مربي اخراج شده و سه ماه بعد دوباره به همان تيم برگردد. اما اينجا مي‌رود و 30 مصاحبه انجام مي‌دهد و دوباره به همان تيم برمي‌گردد.
    * به استقلال برسيم؛ استقلال همان تيمي است که قبل از آمدنت تصورش را مي کردي؟
    مکث مي‌کند… نه! چون من استقلال را استقلال قديم ديده بودم و ديد ديگري داشتم. من استقلال را از بچگي به عنوان يک استقلالي مي‌ديدم و حتي 7 سال قبل شرايط و جو به گونه‌اي ديگر بود. اما وقتي به ايران برگشتم اين تيم جور ديگري بود. يک چيزي را اينجا فهميده‌ام که هر کس در استقلال نباشد، تا پدر اين تيم را درنياورد، ول کن نيست. از بازيکن و مربي همه توقع دارند. استقلال براي چه کسي است؟ براي مردم است. من طرفدار استقلال بودم. حالا بازيکن اين تيم هستم و يک روز هم مي‌روم اما مردم هميشه در کنار اين تيم هستند. مگر مي‌شود من تا آخر عمر در استقلال بمانم؟ مگر استقلال ارث پدري کسي است؟ يک مربي 4 کمک و 24 بازيکن در استقلال مي‌توانند باشند. مگر مي‌شود همه استقلالي‌هاي ايران را در اين تيم جمع کرد. هر مربي و هر مدير هم يک سليقه دارد. يک مدير از قلعه‌نويي خوشش مي‌آيد. يک نفر از مرفاوي، يک نفر ديگر هم از مظلومي. شايد يک نفر هم بيايد و مربي خارجي بياورد.
    *چه ديده‌اي که اين حرف‌ها را مي‌زني؟
    شما بگو چه نديده‌ام! همه چيز ديده‌ام. اينها اتفاقاتي است که براي فوتبال ما خوب نيست. شايد اگر اين اتفاقات در تيم‌هاي کوچک‌تر رخ دهد مشکلي پيش نيايد اما براي استقلال واقعا خوب نيست. من فوتبالم تمام مي‌شود و مي‌روم اما اين استقلال ماندگار است. من چه در اين تيم باشم و چه در اين تيم نباشم طرفدار استقلال هستم. قبل از اينکه به اين تيم هم بيايم، طرفدار بودم. واقعا برايم فرقي نمي‌کرد مربي استقلال چه کسي است. چون طرفدار تيم بودم. ولي يکسري‌ها متاسفانه به موفقيت فوتبال فکر نمي‌کنند. آنها به موفقيت خود فکر کرده و اين مسئله را تحت هر شرايطي ترجيح مي‌دهند.
    * به خاطر همين مسائل بود که از بحث کاپيتاني و اين مسائل دور شدي؟
    وقتي به استقلال آمدم مستقيما با قلعه‌نويي صحبت کردم و به خاطر او به استقلال آمدم. با او راحت بودم و او مربي‌است که در تيم ملي هم با او کار کردم و با او احساس راحتي مي‌کنم. البته اين را نمي‌گويم که مربيان ديگر خوب نيستند. ولي با او راحت هستم. چون قلعه نويي بازيکنش را راحت درک مي‌کند. زماني که آمدم نه گفتم و نه خواهم گفت که کاپيتاني را مي‌خواهم. نه حرفي زده‌ام و نه چيزي. چون احترام را از بزرگترهايم ياد گرفته‌ام. اگر هم بازوبند را مي‌گرفتم هيچ اتفاقي هم نمي‌افتاد. خيلي‌ها مي‌گفتند حاشيه درست مي‌شود اما من اعتقاد دارم حاشيه‌اي درست نمي‌شد اما به محض ورودم برايم حاشيه درست کردند و حرف‌هايي را مطرح کردند که کاپيتاني استقلال به من نرسد. چون بازوبند براي آنها خيلي ارزشمند است. البته اين را بگويم وقتي اين حرف‌ها را مي‌زنم منظورم به شخص خاص و يا بازيکني خاص نيست اما واقعا بازيکناني هستند که دوست دارند در استقلال کاپيتان باشند. ولي من به دست آوردن چيزي را به هر قيمتي دوست ندارم. يک مسئله ديگري را هم بايد بگويم.
    * بگو؟
    پدرم به من گفت يادت باشد بازوبند کاپيتاني متعلق به کسي است که حتي يک روز زودتر از تو به اين تيم آمده باشد. بازوبند کاپيتاني را نبند و بدان که بازوبند مال اين افراد است. امير حسين صادقي، پژمان منتظري و مجتبي جباري. پدرم اسم اين سه نفر را برد و گفت که بازوبند مال آنها است. منظور پدرم کسوت آنها بود ولي همين سه بازيکن هم به قلعه‌نويي گفته بودند که نکونام بازوبند کاپيتاني را ببندد ولي من از قلعه‌نويي خواهش کردم که اين کار را انجام ندهم چون دنبال بازوبند نبودم. دليل نبستن بازوبند نه حاشيه بود و نه چيز ديگر. اگر روزي بفهمم که کسي فکر کند نکونام ترسيده و کاري را انجام نداده، بدتر لج مي‌کنم و آن را انجام مي‌ دهم. آنقدر شهامت دارم و قدرت در خودم مي‌بينم که کاري را انجام دهم.
    *اول فصل که به اين تيم آمدي شرايط استقلال چندان خوب نبود اما الان تيم صدرنشين است.فکر مي‌کني پايان فصل هم اين اتفاق بيفتد؟
    تا آخر فصل خيلي راه است و بايد ببينيم شرايط چگونه مي‌شود. طبيعي است که اول فصل يک تيم بازيکن جديد بياورد و بازيکنان شرايط کاملا مساعدي نداشته باشند. حالا هم مشخص شده اين تيم پتانسيل دارد و نمي‌شود با دو سه بازي معيار آن را سنجيد. با 4 امتياز اختلاف در صدر جدول هستيم ولي مي‌دانيم کارمان سخت است.
    * ابتداي حضورت در استقلال با انتقادات زيادي مواجه شدي و حتي برخي تماشاگران هم موضع مي‌گرفتند فکر مي‌کني چرا اين اتفاقات مي‌افتاد؟
    اينگونه که شما مي‌گوييد نبود. بايد بگويم کل استقلالي‌هاي ايران باز هم تاکيد مي‌کنم استقلالي‌ها همه از آمدن من به اين تيم خوشحال بودند. چون مي‌دانستند تيم‌شان يک بازيکن باکيفيت در اندازه خودش گرفته است. همه مي‌دانيم در سکوها چه خبر است. يک اتفاقاتي مي‌افتد که من ابتدا نمي‌دانستم حالا ديگر همه چيز را مي‌دانم. ابتداي فصل که آمدم قصدم کمک بود وگرنه مي‌توانستم بگويم 5 هفته اول بازي نمي‌کنم ولي استقلال نياز داشت که من بازي کنم. برايم مهم نبود که چه اتفاقي مي‌افتد چون مي‌دانستم بعد از گذشت چند هفته روي فرم مي‌آيم و همه صحبت‌ها تمام مي‌شود. خيلي چيزها را متوجه شدم که بعضي‌ها چه کارهايي انجام مي‌دهند. اما با خودم گفتم که اگر تمام تمرکزم روي بازي‌ها باشد بهتر است. حالا هم شرايطم خوب است و فکر مي‌کنم تمام استقلالي‌ها به اين تيم اميدوار هستند و انتظار قهرماني دارند.
    * انگيزه بعدي‌ات پس از حضور در ليگ ايران چيست؟ ممکن است دوباره از ايران بروي؟
    شايد.
    * يعني چي؟
    من بازيکني نيستم که خيلي کارها را انجام دهم. چون واقعا تحمل چنين شرايطي برايم سخت است. اگر روزي ببينم که ديگر نمي‌توانم قطعا مي‌روم و اين اتفاق هم نمي‌دانم کي بيفتد. در اسپانيا ياد گرفتم هر کاري مي‌کنم کاري باشد که خوشحالم کند. حتي در فوتبال بازي کردن.دوستان از من مي‌پرسيدند از اينکه در اسپانيا هستي خوشحالي. من هم مي‌گفتم بله. من خوشحال شدم که به استقلال آمدم.
    *در حال حاضر خوشحالي؟
    الان خيلي بهتر از گذشته هستم و بهتر از آن اوايل که آمدم ولي واقعا چيزي که در ذهن، فکر و رويايم بود، نيست. آن استقلال و آن جوي که دوست داشتم هميشه تجربه کنم، نکردم. دوست داشتم هميشه 50-60 هزار نفر به ورزشگاه بيايند و بازيکنان، مربيان و مديران همه از هم راضي باشند تا همه به موفقيت برسند. اما واقعا آن جو نيست. هيچ جاي فوتبال ما اين اتفاق نمي‌افتد اگر در مورد استقلال اين حرف‌ها را مي‌زنم به خاطر اين است که بازيکن اين تيم هستم. در مورد پرسپوليس، سپاهان و همه تيم‌ها همين طور است. من اعتقاد دارم آينده همه چيز را مشخص مي‌کند. شايد نيم فصل و شايد سال بعد از استقلال رفتم و شايد هم هيچ وقت از استقلال نرفتم.
    * مگر پيشنهادي داري؟
    پيشنهاد هست حتي همان زمان که به استقلال آمدم صحبت بود که دوباره برگردم و به اوساسونا بروم. آن زمان که آمدم اوساسونا دو بازيکن گرفت ولي آنها نتوانستند جاي من را پر کنند و دوباره مي‌گفتند برگرد. پيشنهاد براي رفتن دارم اما به فکر رفتن نيستم.
    * حتي با وجود اينکه شرايطي که اذيتت مي‌کند، وجود داشته باشد؟
    مطمئن باشيد قطعا مي‌روم. اگر خوشحال نباشم مي‌روم. مثالي مي‌زنم اگر بدانم که با خريد يک ماشين خوشحال مي شوم آن را مي‌خرم. الان که به استقلال آمدم واقعا خوشحال بودم ولي اگر ببينم از ته دل خوشحال نيستم جدا مي‌شوم. نه اينکه بگويم پيشنهاد دارم و دنبال پول هستم. شايد به يکباره ديديد که مثلا از استقلال به پاس تهران رفتم. ولي دوست دارم هر کاري انجام مي‌دهم باعث ناراحتيم نشود. الان همه چيز خوب است و نسبت به قبل شرايط خيلي بهتر است ولي بايد ببينيم در آينده چه اتفاقي مي‌افتد.
    * آن زمان که به استقلال آمدي کسي با شما تماس گرفت که به اين تيم نيا چون شايعات زيادي در اين مورد مطرح شده بود؟
    دوستانم راهنمايي مي‌کردند که به ايران نيايم.
    * به جز دوستان چه طور؟
    به من مستقيم نگفتند اما به مدير برنامه‌هايم پيغام داده بودند که به نکونام بگو که به استقلال نرود.
    * دليلش چه بود؟
    بقيه‌اش بماند و ديگر حرفي نزنم بهتر است!
    * در صحبت‌هايت اشاره به پاس کردي. ديدي چه به روز اين تيم افتاد؟
    شايد يک قرن هم بگذرد و آنها عقب گرد کنند اروپايي‌ها چنين کاري انجام ندهند. ديديد که گفتم پاس سقوط مي‌کند و اين اتفاق افتاد. اين تيم چند سال بايد کار کند تا برگردد. مسئولين آن تيم گفتند اين تيم بايد به همدان برود و تماشاگر حمايتش مي‌کند. حالا آنها کجا هستند؟ حاضري‌خورها آمدند و تيم را بردند. اين تيم آن پاس نيست هر چند بازيکنان و مربيانش زحمت مي‌کشند ولي آن کسي که تيم را به همدان برد و از انتقالش خوشحال بود، حالا بايد بيايد و پاسخگو باشد. مردم همدان و بازيکنان و مربيان آن تيم چه گناهي کردند. آنها دارند کارشان را انجام مي‌دهند. متاسفانه يک اشتباه بزرگ در فوتبال ايران رفتن پاس به همدان بود و تاريخچه يک تيم بزرگ از فوتبال ما از بين رفت.
    * فوتبال ايران افت کرده؟
    صد در صد. به نظرم مي‌توان آن را جبران کرد. يعني افتش به حدي است که مي‌توان آن را جبران کرد. هنوز به آن شدت نرسيده که نتوان آن را جبران کرد. من فني صحبت مي‌کنم ولي از لحاظ حاشيه و بي‌احترامي خيلي افت کرده‌ايم.
    * در بازي با کره جنوبي وقتي گل زدي به شکل خاصي خوشحالي کردي، دليلش چه بود؟
    وقتي گل حساس بزني شرايط فرق مي‌کند. طبق معمول خدا را شکر کردم ولي به پشت نيمکت تيم ملي رفتم تا از دست بازيکنان فرار کنم. اگر کنار زمين مي‌ايستادم 50 نفر روي سرم مي‌ريختند و گردنم مي‌شکست. يکسري از بازيکنان از تبليغات روي زمين مي‌پرند ولي من پشت نيمکت آمدم و با تماشاگران خوشحالي کردم.
    * فکر مي‌کردي به کره گل بزني؟
    من هيچ موقع به گلزني فکر نمي‌کنم. اين کار اشتباه است. من هميشه به اين فکر مي‌کنم که تيم ما خوب بازي کند و ببرد.
    * حق ما مقابل کره برد بود؟
    در نيمه اول نه ولي در نيمه دوم ما موقعيتي داشتيم که تبديل به گل کرديم. اما در مجموع کره در آن بازي برتر بود.
    *قبول داري تيم ملي خوب بازي نمي‌کند؟
    مقابل ازبکستان در تاشکند بد بوديم. مقابل قطر بازي دست ما بود اما موقعيت نداشتيم. در بازي با لبنان مي‌توانستيم 5 بر 1 برنده شويم اما اين اتفاق نيفتاد. در بازي با کره هم نيمه اول بد بوديم ولي فکر مي‌کنم مي‌توانستيم ازبکستان را در تهران شکست دهيم.
    * وقتي موقعيت نداشتيم چگونه مي‌توانستيم ازبکستان را ببريم؟
    گل ما را مردود اعلام کردند. در نيمه اول قوچان‌نژاد موقعيت صد در صد داشت.
    * اما اينها حوادث فوتبال است؟
    کره‌اي‌ها هم در تهران يک فوروارد 198 سانتي در زمين گذاشته بودند و از هر کجاي زمين سانتر مي‌کردند.
    *جوابم را نگرفتم. اين تيم ما با اين شرايط لياقت حضور در جام جهاني را دارد؟
    در مورد حق نبايد حرفي بزنيم چون وقتي چندين سال است در حال نزول هستيم نبايد به جام جهاني برويم.
    * خيلي‌ها مي‌گويند اگر با همين رويه فوتبال به جام جهاني برويم، مثل عربستاني مي‌شويم که در جام جهاني از همه تيم‌ها 5 گل مي‌خورد.
    اينگونه نيست. مگر کره شمالي در دوره قبل نرفت. پس کره نبايد به جام جهاني مي‌رفت. مهم حضور در جام جهاني است. آنجا اينگونه نيست که راحت 5 يا 7 گل بخوري. شما ديدي که پرسپوليس در مقابل تيم 9 نفره ذوب آهن بازي کرد و حريف مقابل تماشاگران پرسپوليس حمله هم مي‌کرد و پرسپوليس در دقيقه 96 گل زد. ديگر تمام شد آن دوره که فوتبال يک طرفه باشد و يک تيم راحت ببرد.
    *بعد از بازي با کره به خاطر پاداشي که گرفتيد سرو صداي زيادي شد و حتي بعد از المپيک به شما فوتبالي‌ها انتقاد مي‌کردند. در اين خصوص چه نظري داري؟
    من کلي صحبت مي‌کنم و به يک بازي کاري ندارم. اما شما مثلا فرض کنيد که ما 100 ميليون پاداش گرفتيم. آيا شادي که ايران با برد کره جنوبي آورد، کسي توانست به مردم هديه کند؟ آيا المپيکي‌ها توانستند شادي که تيم ملي فوتبال با صعود به جام جهاني 2006 به مردم هديه کرد با مدال‌هايشان همين کار را انجام دهند؟
    *اما آنها هم اعتقاد دارند اگر به اندازه فوتبال به آنها توجه شود، همين شرايط را پيدا مي‌کنند؟
    جواب مرا ندادي. آيا آنها با همه مدال‌هايشان توانستند به اندازه صعود تيم ملي به مردم شادي هديه کنند. طبيعتا نه.
    * شايد اگر به آنها پرداخته شود، اينگونه شود؟
    شما رسانه‌ها بايد از آنها بنويسيد و حمايت کنيد. مگر شما به اندازه‌اي که به فوتبال اهميت مي‌دهيد به کشتي و دووميداني اهميت مي‌دهيد؟
    * ما به اندازه مي‌نويسيم.
    پس اين مسئله فقط در ايران نيست. کل دنيا به همين شکل است. خودم در اسپانيا بازي‌هاي واليبال، فوتبال و فوتسال را نگاه مي‌کردم. آنها هم دوست داشتند در همه بازي‌ها برنده شوند. اما واقعيت اين است که همه فوتبال را دوست دارند. اگر در دنيا چنين چيزي عوض شد ما هم بايد آن را عوض کنيم. ولي بايد به کشتي‌گيرها، وزنه‌بردارها و رشته‌هاي ديگر رسيدگي شود. هر رشته‌اي که تلاش مي‌کند بايد پول خوب بگيرد. ولي هيچ کدام از آنها به فوتبال ربط ندارد. آنها هم اگر مي‌توانند فوتباليست شوند و بروند و قهرمان جهان شوند. به نظر من بايد به محمد بنا، حميد سوريان و تمام کساني که در المپيک مدال گرفتند پاداش داد و از آنها تشکر کرد. نه من هيچ کس منکر اين قضيه نيست. ولي اينها را نمي‌توانيد مقابل فوتبال بگذاريد. لبنان ايران را شکست داد و بايد مي‌ديديد در آن کشور چه خبر بود. اما اگر مثلا واليبال لبنان يک پيروزي به دست مي‌آورد در کشور آنها اينگونه شادي مي شد؟ الرياضي لبنان يکي از تيم‌هاي خوب بسکتبال اين کشور است همه ساله هم مدعي است و قهرمان مي‌شود آيا مردم به خاطر قهرماني آنها به خيابان مي‌ريزند اما وقتي فوتبال آنها برنده مي‌شود کل کشور بيرون مي‌ريزند. من از شما مي‌پرسم شادي صعود ايران به جام جهاني را با چه رقمي مي‌توان خريد؟ اگر مي‌شود چه نيازي به بازي کردن و حرص و جوش خوردن است. پول را به مردم مي‌دهيم و خيالشان راحت مي‌شود. چيزي را که به چشم ديدم مي‌گويم. نادال مگر بهترين تنيسور جهان نيست؟ اما در بازي مايورکا و اوساسونا به ورزشگاه آمد. چون از فوتبال لذت مي‌برد. اينها دو مقوله جدا از هم هستند.
    * علي کريمي شانس اول شدن در آسيا را به عنوان بهترين بازيکن دارد نظر تو چيست؟
    من کلي صحبت مي‌کنم به اين خاطر که ما حمايت کافي را از بازيکنان انجام نداديم. من سه سال کانديداي بهترين بازيکن آسيا بودم اما 2 سال را به خاطر اينکه در اروپا بودم خط خوردم. ولي بايد يادمان باشد مثل قطر که بازيکن ذخيره‌اش را بهترين بازيکن سال آسيا مي‌کند و يا ميزباني جام جهاني را مي‌گيرد و به هر دري مي‌زند تا تيم کشورش به جام جهاني برود. ياد بگيريم تا از بازيکنانمان حمايت کنيم. از شما سؤالي مي‌پرسم کنفدراسيون آسيا ايران را انتخاب کرده به عنوان يکي از نامزدهاي بهترين فدراسيون آسيا اما همه مي‌خندند. به جاي اينکه خوشحال باشيم همه ناراحتيم. همان طور که دوست داشتم هادي عقيلي آن سال انتخاب شود امسال هم دوست دارم کريمي توپ بهترين بازيکن آسيا را ببرد.
    *اين روزها صحبت‌هايي مبني بر پيشنهاد قطري‌ها به کي‌روش و حاشيه‌هايي که براي سرمربي تيم ملي ايجاد شده، شنيده مي‌شود. نظرت در مورد چيست؟
    من در سايت‌ها چنين مسئله‌اي را خواندم تا متوجه شوم قضيه چيست. چيزي را که در تمرينات و کارهايي که کي‌روش براي فوتبالمان انجام مي‌دهد، به شما مي‌گويم. اگر او بخواهد زماني به اين پيشنهادها فکر کند و از اين کارها انجام دهد، واقعا وقتش را براي فوتبال نمي‌گذارد و اينقدر خودش را به زحمت نمي‌اندازد. او اصلا اهل تباني نيست. حداقل اينقدر فيلم بازي تماشا نمي‌کند. مي‌دانم که مربيان هفته‌اي 5 روز جلسه دارند و تا 3 صبح فيلم بازي نگاه مي‌کنند و تيم‌ها را آناليز مي‌کنند. دروغ نگويم فيلم بازي تيم ملي ازبکستان را هر مربي ما 4 يا 5 بار ديده است. مي‌خواهيد بپرسيد. تا ببينيد من دروغ مي‌گويم يا نه. بايد ببينيم اين حرف‌ها از کجا درمي‌آيد و چه کساني آن را مطرح مي‌کنند. حرف درآوردن که کاري ندارد من مي‌توانم بدترين اتهامات را به شما بزنم اما آيا مي‌توانم آن را ثابت کنم. مي‌توانم مدرک معتبر ارائه کنم؟ تا زماني که با شما خوب هستم مي‌گويم همه چيز عالي است اما وقتي به مشکل مي‌خورم هر چه دوست دارم عليه شما بگويم. اگر واقع‌بين باشم خيلي راحت ايراد کارت را مي‌گويم. اگر بد باشم همين حالا بدم.
    * خيلي‌ها مي‌گويند هر چه کي‌روش مي‌گويد فدراسيون انجام مي‌دهد. درست است؟
    مگر کي‌روش خواسته غير معقول يا شخصي داشته است؟ او ليگ را تعطيل کرده تا بيشتر با بازيکنان در اردو باشد.
    * اما همين قلعه‌نويي که سرمربي استقلال است، نسبت به اين مسئله معترض شده؟
    همه اعتراض دارند اما همه بدانند که اين مسائل براي تيم ملي است. مگر اول فصل همه نمي‌دانستند اين همه تعطيلي داريم. چرا آن موقع هيچ کس اعتراض نمي‌کرد. حالا که تيم ملي باخته همه مي‌گوييم کاش ليگ تعطيل نمي‌شد.اگر کسي آن زمان اعتراض کرده حالا هم مي‌تواند اعتراض کند ولي الان اگر کسي بخواهد اعتراض کند درست نيست. بحث عدم برگزاري جام حذفي تصميم کي‌روش نبوده و من مي‌دانم همه اعضا تصميم گرفتند و آن زمان جام حذفي برگزار نشد. اصلا اين مسئله به کي‌روش ربطي ندارد و به گردن او انداختند. کي‌روش به اين دليل ليگ را تعطيل مي‌کند چون همه باشگاه‌ها با هم متفاوت هستند و چيزهايي که او از بازيکنان مي‌خواهد در باشگا‌ه‌ها رعايت نمي‌شود.
    * کي‌روش مربي خوبي است؟
    به نظرم مربي خوبي است. من اصلا نسبت به نتايج حرفي نمي‌زنم حتي اگر صدر جدول بوديم و يا انتهاي جدول نظرم فرقي نمي‌کرد. چون مي‌بينم او تلاش مي‌کند و زحمت مي‌کشد و دوست دارد به بازيکنانمان همه چيز را ياد بدهد.
    * به نظر تو که کاپيتان تيم ملي هستي مردم به خاطر نتايج تيم ملي از فوتبال دلزده نشده‌اند؟
    نه. دلزده، سرد و قهر و آشتي تماشاگران را شماها مي‌گوييد! پس چرا بازي با کره 100 هزار نفر آمدند. به خاطر اينکه حمايت‌ها و تبليغات بيشتر بود؟
    *بله
    نه. من قبول ندارم. مگر ما در زمان مربيگري بلاژوويچ و يا همين دوره گذشته با استقبال تماشاگران روبرو نبوديم؟ تعداد تماشاگرانمان کم شده است اما اين مسائل از باشگاه‌ها شروع شده. ما رفتيم اصفهان و مقابل سپاهان بازي کرديم. بيشتر از نيمي از استاديوم خالي بود. اين مسئله به بازي ملي و غير ملي ربطي ندارد. قبول کنيم مردم ما به سختي زندگي مي‌کنند و مشکلات زيادي دارند. خرج زندگي روزمره را به سختي درمي‌آورند. فوتبال اولويت چندم مردم است. اگر مردم در رفاه باشند مطمئن باشيد ورزشگاه‌هاي ما مملو از جمعيت خواهد بود.
    * چرا تيم ملي تکراري گل مي‌خورد؟
    چون نقطه ضعف‌مان است. همه تيم‌ها فهميده‌اند و از همان نقطه به ما گل مي‌زنند. بايد روي اين مسئله کار کنيم.
    * با مربي تيم ملي در اين خصوص صحبت نکردي؟
    در حيطه وظايف من اين مسائل نيست ولي مطمئن باشيد در اولين بازي مقابل لبنان براي جام ملت‌هاي آسيا اين مشکل برطرف خواهد شد.
    * و سرنوشت ايران باز هم مقابل کره مشخص مي‌شود؟
    قطعا اين اتفاق مي‌افتد و کار به سئول کشيده شد اما بايد فقط به 2 بازي پيش رو فکر کنيم.
    * تيم ملي به جام جهاني مي‌رود؟
    اينکه من بگويم تيم ملي مي‌رود يا نه که درست نيست. به نظرم در نهايت تيم ملي به جام جهاني مي‌رود.
    * يعني ازبکستان در ادامه اشتباه مي‌کند؟
    مطمئن باشيد تيم‌ها در ادامه راه يقه همديگر را خواهند گرفت. البته همه چيز دست ماست و ما بايد برنده شويم.
    * در اصفهان و مقابل سپاهان ظاهرا تماشاگران خيلي به تو و حيدري و رحمتي توهين کردند؟
    تا قبل از اخراجم تماشاگران اصفهاني کوچکترين بي‌احترامي نکردند اما بعد از اخراجم واقعا توهين‌هايي شنيدم که وقتي در خيابان دعوا مي شود چنين حرف‌هايي به هم نمي‌زنند. دوست ندارم در موردش صحبت کنم و واقعا دليل اين همه بي‌احترامي را نمي‌دانم. اصلا من دوست داشتم دعوا کنم و اخراج شوم. تماشاگر حق ندارد بي‌احترامي کند. اميدوارم برخورد خوبي با اين قضيه شود و اين مسئله طبيعي جلوه داده نشود. اگر حتي به خودم بي‌احترامي شود مهم نيست اما به خانواده‌ام توهين کنند کنترل کردن من سخت است.
    *واقعا بحث مالي و حضورت در استقلال در آن ابتدا سر و صداي زيادي کرد.
    از شما سؤال مي‌پرسم آيا کسي بود که حقش باشد بيشتر از من در فوتبال ايران امسال پول بگيرد؟ پس هر چقدر گرفته باشم نوش جانم. بازيکني در فوتبال ايران وجود دارد که قراردادش بالاي 300 ميليون نبوده اما يک ميليارد گرفته است. اما من با اين همه شرايط گذشته و حضور در فوتبال اروپا و اسپانيا آمدم ايران و فکر مي‌کنم پولي که گرفته‌ام طبيعي و نرمال بوده و به نظرم کم هم بوده است. اصلا برايم عجيب است چرا بايد همه بدانند من چقدر گرفته‌ام.
    *چون بحث سقف قرارداد در ايران وجود دارد؟
    مگر سقف قرارداد هم داريم؟
    فارس: روي کاغذ داريم
    همان پارسال که اين قانون را گذاشتند، کسي رعايت کرد؟ رعايت نکردند و نخواهند کرد. الکي خودمان را گول نزنيم. فوتبال سقف ندارد. هر بازيکني يک قيمتي دارد. سال اول هيچ کس رعايت نکرد. سال دوم هم عده‌اي فهميدند قضيه از چه قرار است و باز هم رعايت نکردند. سال ديگر که کلا رعايت نمي‌کنند.
    * در اسپانيا سقف قرارداد بود؟
    سقف که هيچ، ته هم نداشتند.
    * با اين لقبي که تماشاگران استقلال به تو داده‌اند (جواد لاليگايي) احساس خوبي داري؟
    من با القاب نه مشکلي دارم و نه زندگي مي‌کنم. چون در اسپانيا بودم چنين لقبي به من دادند. همين احترام تماشاگران براي من کافي است.
    * در اوساسونا تماشاگران بيشتر به تو احترام مي‌گذاشتند يا در ايران؟
    سؤال بعدي لطفا.
    *چرا؟
    واقعيت اين است که احترام به معني تشويق نيست. آنجا در دربي باسک با وجود اينکه اسمش دربي است، تماشاگران کنار هم مي‌نشينند و بازي را تماشا مي‌کنند. حتي بازيکنان در زمين درگير مي‌شوند اما تماشاگران به يکديگر احترام مي‌گذارند. يک سال براي اوساسونا بازي کردم و حتي تماشاگران من را نمي‌شناختند و نمي‌دانستند از کجا آمده‌ام ولي سال بعد که قراردادم را تمديد کردم عکسم را به در و ديوار مي‌زدند و تشويقم مي‌کردند.اتفاقا بايد ديد تشويق از روي قلب است يا عاطفه.
    * در انتخاب مرد سال فوتبال جهان به چه کسي راي مي‌دهي؟
    ليونل مسي
    * و به عنوان سؤال پاياني بهترين مربي جهان از نظر تو کيست؟
    گوارديولا چون با وجود اينکه چند وقت است مربيگري نکرده‌است هيچکس نتوانسته مثل او کار کند.
    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۰)



    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.