• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » دانشگاه » در کتابخانه دانشگاه تهران چه می‌گذرد؟
    کد خبر : 913452

    در کتابخانه دانشگاه تهران چه می‌گذرد؟

    در کتابخانه دانشگاه تهران چه می‌گذرد؟Reviewed by Aryan on Nov 21Rating: به نقل از روزنامه کیهان، با پیشنهاد و حمایت «کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران»، قرار است یکی از سالن‌های دانشگاه به نام «ایرج افشار» (ایران شناس نزدیک به محافل بهایی) شود. از چندی پیش جریان فرهنگی مشکوکی در دانشگاه تهران تحرکات خود را آغاز کرده…

    در کتابخانه دانشگاه تهران چه می‌گذرد؟Reviewed by Aryan on Nov 21Rating:

    به نقل از روزنامه کیهان، با پیشنهاد و حمایت «کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران»، قرار است یکی از سالن‌های دانشگاه به نام «ایرج افشار» (ایران شناس نزدیک به محافل بهایی) شود.

    از چندی پیش جریان فرهنگی مشکوکی در دانشگاه تهران تحرکات خود را آغاز کرده است که به دنبال ترویج کارگزاران فرهنگی عصر پهلوی و نادیده گرفتن دانشمندان متعهد است؛ یکی از نخستین اقدامات این عناصر، بازگرداندن مجسمه‌های نیم تنه برخی از کارگزاران عصر قاجار و پهلوی اول و دوم از چند سال قبل به سالن کتابخانه دانشگاه است.

    سیاست‌ها و اقدامات این عناصر به جایی رسیده است که برای مورخان وابسته و نزدیکان حسن تقی‌زاده، سالن یادبود بنا می کنند و اکنون قصد نامگذاری سالنی را به نام «ایرج افشار» دارند که پس از انقلاب نیز با «بنیاد مطالعات ایران» (به ریاست اشرف پهلوی) همکاری نزدیک داشت.

    به نظر می‌رسد رؤسا و مدیران دغدغه‌مند دانشگاه تهران باید نسبت به تحرکات چنین عناصر نامطلوبی که پست‌های مدیریتی کتابخانه دانشگاه را در اختیار دارند، واکنش جدی نشان دهند و مانع از ترویج آرا و نگرش چهره‌هایی شوند که آثارشان هیچ سنخیتی با انقلاب اسلامی ندارد.

    گفتنی است مرحوم «جلال آل احمد» طی یادداشت مهمی در آبان 1345 خطاب به «ایرج افشار» وی را از حامیان بهائیان معرفی می‌کند که «زیر بار اباطیل آنان را» گرفته است؛ «ایرج افشار» در 15 آذر 1356 با حکم «فرح پهلوی» به عضویت هیئت امنای «بنیاد فرهنگ ایران» جایگزین «منوچهر اقبال» شد و با دربار پهلوی و «احسان یارشاطر»، «تقی زاده» و … رابطه بسیار نزدیکی داشت.

    * جنبش حمله به تأسیسات سایبری اسرائیل رکورد زد

    یک مقام صهیونیست گفت اسرائیل در جنگ غزه در جبهه دومی هم درگیر شده و آن جنگ سایبری است. به گزارش رادیو فرانسه «دولت اسرائیل اعتراف کرد هدف موج سنگین حملات سایبری قرار گرفته است.»

    یوال اشتاینیتس وزیر دارایی رژیم صهیونیستی گفت: «اسرائیل اینک در جبهه دوم، یعنی در جبهه جنگ سایبری نیز درگیر شده است؛ طی چند روز اخیر، 44 میلیون حمله سایبری علیه سایت‌های دولتی اسرائیل انجام گرفته است.

    بدین ترتیب، معلوم می‌شود که حملات سایبری تقریباً یک روز بعد از شروع درگیری نظامی با سازمان حماس آغاز شده است.

    بنابراین گزارش گروه «گمنام‌ها» که به حملات سایبری شهرت دارد، اعلام کرد ده‌ها سایت سازمان‌های اسرائیلی و همچنین سایت یک بانک بزرگ این رژیم را برای اعتراض به حملات نظامی اسرائیل علیه غزه، مسدود کرده است؛ این گروه می‌گوید توانسته تمامی داده‌های سایت «بانک اورشلیم» را نابود نماید.

    گروه «گمنام‌ها» با صدور بیانیه‌ای می‌گوید طی مدت‌های طولانی شاهد رفتار وحشیانه ارتش اسرائیل با ملت فلسطین بوده و اسرائیل از خط قرمز عبور کرده است.

    بر اساس گزارش‌های دیگر، پایگاه‌های اینترنتی مرتبط با وزارت جنگ، نخست وزیر، رئیس رژیم و وزارت امور خارجه اسرائیل مورد حمله واقع شده‌اند؛ حملات از کشورهای مختلف صورت گرفته‌اند ولی بیشتر آنها از خود فلسطین بوده‌اند.

    شفافیت چیه؟ شپش به لحافمان افتاده رفقا!

    نشست زیرزمینی گروهی از مخالفان رژیم در پراگ به جای ایجاد امید باعث یأس و نگرانی شد؛ پایگاه اینترنتی اخبار روز با انتشار این تحلیل درباره نشست چند روز پیش شماری از عناصر سلطنت طلب و تروریست تجزیه‌طلب نوشت: متأسفانه قطار زیرزمینی «اتحاد برای دموکراسی» در پراگ به جای کاشتن جوانه امید، باعث رویش پرسش های بی پاسخ در ذهن مخالفان نگران و مأیوس شد.

    «عبدالستار-د» نویسنده مطلب می‌افزاید: نگارنده این نگرانی‌ها را با سوزن‌بانان قطار در میان گذاشته بودم ولی چه سود! دست ما کوتاه و خرما بر نخیل! دوستان باید به این حقیقت تلخ واقف شوند که وادی پیموده را از سر گرفتن مشکل است؛ یا به عبارتی، خنک آنکس که ز آغاز فرجام جست.

    شاید بی دلیل نیست که اینک وزارت اطلاعات رژیم با استناد به نفوذ سردار مدحی در اپوزیسیون، انتظار دارد لحاف اپوزیسیون را به خاطر یک شپش باید بیرون انداخت؛ و مدعی می‌شود بین اپوزیسیون جمهوری اسلامی اتحاد شکل نمی‌گیرد!

    وی اضافه کرد: برای جلوگیری از سوءتبلیغات وسیع مبنی بر اینکه هزینه‌های اینگونه نشست‌های در لندن و استکهلم و پراگ توسط عربستان و یا اسرائیل و سیا و غیره پرداخت می‌شود، باید بر روی شفافیت و آشکار نمودن علنی منابع مالی تأکید کرد؛ کاری که متأسفانه تا به امروز مسئولین نشست‌های پر مخارج استکهلم، بروکسل و پراگ انجام نداده‌اند.

    خاطر نشان می‌شود پراگ یکی از بارانداز‌ها و ایستگاه‌های سازمان سیا محسوب می‌شود و رادیو آزادی (فردا) نیز در این شهر مستقر است.

    *‌خسارت‌های استراتژیک اسرائیل در جنگ غزه

    اسرائیل دچار غافلگیری اطلاعاتی در غزه شد و سلاح‌های نظامی پیشرفته حماس، زنگ خطر را برای اسرائیل به صدا درآورده است.

    نشریه آمریکایی فارین پالیسی با بررسی چند سؤال درباره جنگ غزه و تأیید شکست اطلاعاتی رژیم صهیونیستی نوشت: اسرائیل از موشک‌های پیشرفته حماس موسوم به فجر 5 بی خبر بود و غافلگیر شد. شاید اسرائیل نتواند تمام مسیر قاچاق را کنترل کند اما وجود این موشک‌های پیشرفته در غزه آنگونه که فرماندهان ارتش اسرائیل می‌گویند می‌تواند معادله را به هم بزند و زنگ خطری برای اسرائیل در معارضه نظامی با حماس باشد.

    این نشریه همچنین با اشاره به تحرکات کشورهایی نظیر قطر برای نزدیکی به حماس و تأثیر جنگ اخیر بر این روند نوشت: طی ماه‌های اخیر، قطر و ترکیه و مصر به حماس نزدیک شده‌اند، بهترین نمونه سفر امیر قطر به غزه بود.

    واشنگتن هم در برابر استراتژی این سه کشور سکوت اختیار کرد؛ در آن زمان تحلیل همگان حاکی از این بود که حماس به دلیل موضع‌گیری هایش علیه دولت سوریه در حال دور شدن از ایران و در نتیجه در آغوش کشیده شدن از سوی قطر و ترکیه است اما جنگ جدید میان حماس و اسرائیل و البته به کارگیری موشک‌های ایرانی در جنگ این سؤال را به ذهن متبادر می‌کند که آیا واقعاً ترکیه، قطر و مصر بر حماس نفوذ سیاسی داشتند؟ به بیان دیگر با تحولات چند روز اخیر در غزه باید گفت به هم ریختن محور مقاومت ایران- سوریه و حماس در چند ماه اخیر چندان درست نبوده و یا در بهترین حالت در خصوص آن اغراق شده است.

    رابطه نظامی میان ایران و حماس به دهه نود باز می‌گردد و بار دیگر ارجاع شما به داستان وجود موشک‌های فجر 5 در غزه باید یادآور این نکته باشد که ایران و حماس هیچ‌گاه دست از دست هم خارج نکردند.

    فارین پالیسی درباره تأثیرات دیگر تحولات اخیر نوشت: این جنگ می‌تواند به نفع حماس و به ضرر تشکیلات خودگردان محمود عباس تمام شود؛ ماجرای غزه مانورهای سیاسی تشکیلات خودگردان فلسطین را تحت‌الشعاع خود قرار داده است؛ یک پیام تلویحی هم وجود دارد؛ در روزهایی که تشکیلات خودگردان خود را سرگرم داستانی سیاسی کرده این حماس است که در غزه به عنوان نماینده مردم فلسطین با رژیم صهیونیستی می‌جنگد.

    از سوی دیگر فهمی الهویدی تحلیلگر معروف مصری در روزنامه الشروق، به زبان طنز از نتانیاهو تشکر کرد و نوشت: به رغم رفتار شرورانه نتانیاهو باید از او تشکر کنیم؛ او جنایتکار جنگی و سزاوار بدترین نفرین‌هاست اما تشکر ما آمیخته به نفرت است؛ رویدادهای منطقه از سال 2011 و انقلاب ها نظر همه را به خود جلب کرد، اما مسئله فلسطین را از اولویت دور کرد و باعث شد این موضوع در رسانه‌های گروهی به خبر درجه دو و سه تبدیل شود.

    در چنین فضایی، برخی درباره خطر ایران یا به اصطلاح «دشمن فارسی» سخن گفتند، عده‌ای دیگر به مسائل سوریه و سرنگونی نظام دمشق علاقه نشان دادند و شماری نیز ایران را دشمنی بزرگتر و خطرناکتر از اسرائیل نامیدند اما تجاوز ددمنشانه اخیر صهیونیست‌ها به غزه باعث شد که موضوع فلسطین بار دیگر در صدر عناوین قرار گرفته است.

    وی می‌افزاید: نکته دیگر در این زمینه آن است که حملات هوایی اسرائیل نوعی اهرم فشار بر دولت قاهره برای شکستن محاصره تحمیلی به نوار غزه است، که با گشودن گذرگاه رفح جهت سفر مقامات مصری و عربی به غزه آغاز شد و در صورت استمرار می‌تواند پایان کامل محاصره غزه و عادی سازی روابط با غزه را در پی داشته باشد همچنین باید گفت واکنش فلسطینی‌ها، برتری توانمندی نظامی گروه‌های مقاومت را نشان داد و ثابت کرد که توان مقاومت می‌تواند نقطه عطفی در منازعه با اشغالگران باشد؛ اقدام مقاومت در سرنگون کردن هواپیمای اف 16 اسرائیلی و هواپیمای بدون سرنشین و شلیک موشک دوربرد به سوی تل آویو، نشانه وجود قدرتی در مقاومت است که باید آن را به طور جدی مدنظر قرار داد.

    فهمی هویدی نوشت: انعکاس این خبر در محافل اسرائیل به حدی بود که باعث شد بیش از یک میلیون اسرائیلی برای فرار از موشک های فلسطینی به پناهگاه بروند، و این بدان معناست که پیام موشک‌های مقاومت دریافت شده و صهیونیست‌ها تا وقتی به اشغال فلسطین ادامه دهند، امنیت واقعی را احساس نخواهند کرد؛ حمله سال 1982 اسرائیل به لبنان باعث تشکیل حزب الله شد که چند سال بعد اسرائیل را ذلیل کرد و به شکست کشاند؛ این بار هم ممکن است تیری به سینه اسرائیل برخورد کند که انتظارش را ندارد.

    * اینها که همه چک برگشتی بودند

    یک عضو متواری گروهک ادوار تحکیم، نشست اخیر شماری از عناصر سلطنت طلب و تجزیه طلب در پراگ را، جلسه مدعیانی که هیچ پایگاهی در میان مردم ندارند توصیف کرد.

    چند روز پیش شماری از عناصر سلطنت طلب (شهریار آهی، جواد خادم، فریدون احمدی، علیرضا نوری زاده و…) به همراه سران گروهک‌های تروریستی کومله و دموکرات (عبدالله مهتدی و حسن شرفی) در پراگ پایتخت چک که به ایستگاه سیا معروف است، دور هم جمع شدند.

    «محمد- ص» عضو گروهک ادوار تحکیم که دو سال است از کشور گریخته، درباره این نشست محفلی به سایت جمهوری خواهی گفت: نیروی سیاسی موثر در داخل فعالیت دارد؛ شما خودتان قضاوت کنید، اتحاد عده‌ای از سیاسیون در خارج کشور که بی آنکه تأثیری در مسائل سیاسی بگذارد چه ارزشی می‌تواند داشته باشد؟

    کجا این اتحاد به تقویت همگرایی میان دموکراسی خواهان در داخل منجر می‌شود وقتی در میان این نیروهای به اصطلاح «همگرا» از یک سو با انعقاد توافقنامه‌های آنچنانی طمع خویش برای زیر سؤال بردن تمامیت ارضی ایران را پنهان نمی‌کنند و از سوی دیگر ادعای دموکراسی برای ایران دارند؛ ما دموکراسی را برای تأمین منافع ملی می خواهیم، نه برای تجزیه کشور و اعطای حقوق فوق‌العاده برای کسانی که برخلاف ادعایشان هیچ پایگاه اجتماعی میان هموطنان‌مان ندارند.

    وی افزود: سیاست دموکراتیک را سازمان‌های دموکراتیک می‌سازند؛ اگر قرار باشد که گفت‌وگو برای پیشبرد دموکراسی منجر به انشقاق در سازمان‌های سیاسی حاضر در این گفت‌وگوها بشود- همانطور که می‌بینیم شده است- چطور می‌توان از سیاست دموکراتیک سخن گفت؟ فهم این سخن دشوار نیست اگر فقط نگاهی به وضعیت سازمان های سیاسی موجود در خارج بیندازیم و ببینیم که چگونه در داخل این سازمان‌ها هیچ توافقی برای حضور در این قبیل نشست‌ها به دست نیامده است.

    وی درباره نگاه برخی از دست اندرکاران این نشست درباره ساختن آلترناتیو می‌گوید: آنها که راهکارهای فوری نظیر آلترناتیوسازی برای به قول خودشان هدایت توده‌ها را در سر می‌پرورانند، از حقیقت جامعه دور هستند و به همین دلیل است که تصور می‌کنند می‌توان اتحاد ملی را از طریق نشست و برخاست با گروه‌هایی که تمامیت سرزمینی‌مان را به رسمیت نمی‌شناسند، به دست آورد.

    *‌ اپوزیسیون لال است یا بدون اجازه آمریکا حرف نمی زند؟!

    یکی از سران گروه‌های اپوزیسیون، سکوت محافل ضد انقلاب در قبال جنایات اسرائیل در فلسطین را شرم‌آور توصیف کرد.

    رضا فانی یزدی از اعضای گروهک اتحاد جمهوریخواهان در پایگاه اینترنتی اخبار روز نوشت: چند روز از آغاز درگیری میان فلسطینی‌ها و اسرائیل می‌گذرد؛ این درگیری ها چند صد کشته و مجروح برجای گذاشته است. پیر و جوان، زن و مرد، نظامی و غیرنظامی و تعداد قابل توجهی کودک و خردسال قربانی چند روز هجوم بمباران‌ها و موشک باران‌های اسرائیل بوده‌اند؛ پارلمان و مقر دولت حماس، دولت قانونی فلسطینی در منطقه غزه با خاک یکسان شده است و زندگی روزانه و عادی مردم دچار اختلال.

    متأسفانه همه احزاب مخالف ایرانی تاکنون چشم بر این همه جنایت بسته و لام تا کام صحبت نمی‌کنند؛ گویا منتظرند که آقای اوباما و یا خانم کلینتون چه خواهند گفت؛ انگار قطب‌نمای این سازمان‌ها در نقض حقوق بشر، کشتار مردم بی‌گناه و جنایت علیه بشریت، وزارت امور خارجه آمریکا و یا سخنگوی کاخ سفید است؛ مطمئنا اگر ایالات متحده این جنایات را محکوم می کرد، همه احزاب و سازمان های اپوزیسیون ایرانی یکی پس از دیگری اعلامیه‌های محکومیت خود را صادر می‌کردند.

    وی می‌افزاید: واقعاً بر ما چه رفته است؟ چرا این همه چشم به دهان خانم کلینتون و آقای اوباما مانده‌ایم؟ چرا احساسات انسانی و وجدان بشری ما با دیدن این همه قربانیان این جنایت‌ها جریحه‌دار نمی‌شود؟ چرا جنایت‌ها را به طور انتخابی محکوم می کنیم؟ اگر ایالات متحده جنایت در لیبی و سوریه را محکوم کند، ما هم دادمان به فلک می رسد و اگر آنها سکوت کنند، ما هم سکوت می‌کنیم؛ چرا به اینجا رسیده‌ایم؟

    یادآور می‌شود عناصر ساختارشکن و فتنه‌گر داخل کشور نیز درباره نسل کشی رژیم صهیونیستی در غزه سکوت کرده‌اند و این در حالی است که همین طیف همسو با مواضع آمریکا و کشورهای مرتجع، از معارضه گروه‌های مسلح تروریست علیه حاکمیت سوریه به بهانه حقوق بشر و دموکراسی جانبداری کرده‌اند؛ آشوبگران در جریان حاشیه سازی در روز قدس سال 88 شعار دیکته شده وزارت خارجه اسرائیل با مضمون «نه غزه، نه لبنان» را تکرار می‌کردند.

     

    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۰)



    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.