• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » خواص خوراکی ها , طب سنتی » لیست گیاهان دارویی
    کد خبر : 8936

    لیست گیاهان دارویی

    لیست گیاهان داروییReviewed by Aryan♥ on Jul 5Rating: * لیست گیاهان دارویی از الف تا ی : خواص گياهان دارويي ، مزاج،  آرايش ، اندامها  ، زهرها و سایر خواص گیاهان. الف:  آبنوس ، آس ، آنک و  … خواص گياهان دارويي-حرف الف «الف » آب آب هاي ناپسند عبارتند از :آبهاي راکد ، آبهاي…

    لیست گیاهان داروییReviewed by Aryan♥ on Jul 5Rating:

    * لیست گیاهان دارویی از الف تا ی :

    خواص گياهان دارويي ، مزاج،  آرايش ، اندامها  ، زهرها و سایر خواص گیاهان.

    الف:  آبنوس ، آس ، آنک و  …

    خواص گياهان دارويي-حرف الف

    «الف »

    آب

    آب هاي ناپسند عبارتند از :آبهاي راکد ، آبهاي مرداب ها ، آبهاي بد مزه و بدبو،آب هاي تيره ، پرمايه و سنگين وزن ، آب هايي که زود سنگ مي شوند ، آب هايي که پرده اي بر آن نمودار است و چيزهايي بيگانه را بر آن مي بينند .
    گزند آب هاي بوره اي بوسيله ي :شير ، آب انگور ، کهنه ، نشاسته ، و آب انگور کهنه رقيق ريحاني و همانند آن ،سنجد خام ،خيار نارسيده ، سبزيهاي لطافت بخش و ادراري دفع مي شود .
    چاره آب پرمايه و تيره رنگ با لطافت بخش هايي چون :سير، پياز، گندنا است و اگر بعد از آن آب انگور کهنه بنوشند يا با آن مخلوط کنند آسيب رسان نيست .
    گاهي که آب را آب زبر گويند منظور از آن آب غليظ پر مايه يا آب بسيار زداينده است و گاهي هم آبي را که در هنگام شستشو بسيار پاک کننده است زبر مي خوانند .آب تلخ را مي توان به وسيله ي شيريني ها اصلاح نمود .
    براي دفع آب شور ، خرنوب شامي ، دانه آس ، زالزالک ، گل آزاد و قاوت بکار مي رود .عموماً آب بدخيم را مي توان بوسيله ي سرکه اصلاح کرد.
    مزاج :آب دريا تند و تيز است . آب بوره اي گرم و خشک است . آب مسي و آهني براي درون خوبند .
    خاصيت :آب سرد براي کساني که بنه آمده ها دارند زيان آور است . ليکن براي کساني که جسم متخلخل دارند و براي بند آمدن هر نوع سيلان و نزيف موادي که سبب بيماري مي شوند خوب است .
    آرايش :آب دريا داروي ترک هاي ناشي از سرما است بشرطي که چرکين نشده باشند .شپش کش است ،خون بند آمده در زير پوست را تحليل مي دهد. آبهاي گوگردي در علاج بهک و برص مفيدند .
    ورم و جوش :آبهاي گوگردي در فرو نشاندن ورم مفاصل و نرم کردن سخت شده ها و برکندن زگيل هاي آويز کاري هستند .
    زخم و قرحه :آب صاف و زلال با قرحه سازگار نيست ورطوبت مي افزايد. نبايد آن را به قرحه نزديک کرد .
    آب دريا براي خارش ،گري و قوباء مفيد است . شستشوي تن با آب گوگردي در علاج قوباء، گري و جوش هاي سعفه مفيد است .
    مفاصل :آب دريا و هرآبي که هم مزاج اوست اگر تن را در آن شستشو دهند در بيماريهاي عصب مانند لرزش ، فلج ، تخدير شدن و غيره مفيد است .
    آب گوگردي نيز همچون آب دريا و درتسکين درد مفاصل ، درد سر و عصب مفيد است .
    سر:آب نيمه گرم براي صرع داران خوب است و از آب گرم زيان مي بينند. بخار دريا سردرد سرد را از بين مي برد .آب مسي براي دهان و گوش سودمند است
    چشم :آب کويري براي چشم بد است .
    اندام هاي تنفسي :آب بسيار سرد به نفع سينه نيست .آب نيمه گرم در علاج ورم هاي گلو ،زبان کوچک و سينه مفيد است .
    آب دريا را بر پستان بپاشند از آماس آن مي کاهد .آب بوره اي شايد براي شش خوب باشد .آب زاج بلوري در خون برآوردن مفيد است .
    اندامهاي غذا :آب آهني با طحال و معده سازگار است و آب مسي تقريباً چنين است .آب بسيار سرد مخصوصاً براي بيماراني که بندآمدني ها دارند ضرر دارد .
    آب دريا و همانندش با معده ناجور است .بخار آب دريا در علاج استسقا مفيد است .آب بوره اي شايد براي معده مرطوب خوب باشد .
    آب زاج بلوري بازدارنده استفراغ است و در اين باره اثر خوب دارد .آبي که از گل سياه بر مي آيد گيرنده و از اين روي در منع استفراغ مؤثر است .
    آب هاي گوگردي در علاج ورم ،درد کبد و طحال اثر دارند .
    اندام هاي دفعي :آب دريا را در حقنه بکار ببندند درد و پيچ روده تسکين مي يابد .آب دريا را بخورند اسهال مي دهد ، اما گزيدگي دارد و بهتر است بدنبال نوشيدنش سوپ مرغ بخورند .
    آب هاي زاج بلوري ضد سقط بچه و ريزش حيض است .
    آب هاي گوگردي براي دفع درد زهدان سودمندند .آب بسيار سرد براي غريزه جنسي خوب نيست .شکم را بند مي آورد .
    آب شور اول اسهال مي دهد و بعد بوسيله ي خشکي که در اوست شکم را بند مي آورد .
    آب هاي معدني عموماً مانع ريزش بول و حيض و بچه آوردن هستند .
    اکثر آب هاي معدني شکم را اسهال مي دهند و خشکي مي آورند .مثلاً آب زاج بلوري بند آورنده شکم است و گاهي قولنج مي آورد .
    آب هاي آهني و مسي براي گرده بسيار خوب و در علاج قولنج مفيدند .
    آب هاي تيره سنگ کليه و مثانه پديد مي آورند .آبي که آهن تفته را در آن بگذارند داروي خون برآوردن است .
    تب ها:آب هاي گوگردي و گل آلود و آب راکد مردآب ها سبب تب مي شوند. آب غليظ تب سه در ميان مي آورد .
    زهرها :مارگزيده در آب دريا بنشيند سود مي بيند و اين علاج پادزهر ساير گزنده هاي کشنده است .

    آبنوس

    چوبي است مشهور که آن را از زنج يا به قول ديسقوريدوس از حبشه مي آورند سياه خالص است و طبقاتي در آن نيست .هنگامي که مي برند بشکل شاخ خميده يا به قولي به شاخ مخروط مي ماند ،به زحمت مي شکند و شکسته اش زبان را مي گزد .بهترينش آن است که با وجود سياهي و همواري ، خطوطي در آن مشاهده نمي شود ،در ساييدن به شاخ خراطي شده شبيه ، پر مايه و محکم است .
    در چشيدن گزش دارد .
    مزاج :گرم و خشک است . گروهي برآنند که با وجود حرارتي که دارد حرارت خون را خاموش مي نمايد .
    خواص درماني :تم و سپيدي چشم را از بين مي برد .از ساييده آن شياف مي سازند ،اگر برفسان سايند و گرد آن را در چشم بکشند بسيار سودمند است .
    خاک اره آبنوس را بر طبقي مي سوزانند و مي شويند زخم مزمن چشم را بر طرف مي سازد .علاج رمد خشک ،گري چشم و آبريزي دائم چشم است .
    اندام هاي دفعي :به گفته خوزيان سنگ کليه را خرد مي کند و باد شکم را علاج است .

    آب دهان

    آب دهان گرسنه و ناشتا و به ويژه اگر از مزاجي گرم باشد بسيار باکنش و فعال است .
    زخم و قرحه :داروي اگزماي خشک است .
    چشم :علاج نقطه سرخ و سفيدي چشم است .
    زهر :حشرات موذي ،مار و کژدم را مي کشد .

    آهن

    سه نوع آهن هست شاپورگان ،برماهن و فولاد .
    خاصيت :زنگ آهن گيرنده است و خورنده .چرک آهن از چرک هر آلياژي خشکاننده تر مي باشد .
    ورم و جوش :زنگ آهن با آب انگور کهنه را بر جمره و ساير جوش ها بمالند مفيد است .
    مفاصل :زنگ آهن با آب انگور کهنه را بر نقرس بمالند مفيد است .
    سر :آهن را در سرکه بسيار تند بجوشانند آن سرکه در مداواي ريم و چرک هميشگي گوش بسيار مفيد است .
    چشم :زنگ آهن در مداواي زبر شدن پلک و ناخنه مفيد است .
    اندام هاي غذا :آهن سرخ شده را در آب فرو کنند و آن آب را با آب انگور کهنه مخلوط نمايند در علاج آماس طحال ، سستي و ناتواني معده بسيار سودمند است .
    سونش آهن مواد آبکي را اسهال مي دهد ليکن در اين باره سونش مس از آن مؤثرتر است .زنگ آهن گيرنده است (قبض ).
    اگر آن را بردارند خونريزي زهدان را بند مي آورد .زنگ آهن بواسير را خشک مي کند .آهن سرخ شده را در آب انگور کهنه فرو کنند آن آب انگور اسهال مزمن را بند مي آورد ،سستي مقعد و خونريزي زنانه را علاج مي کند و شهوت انگيز هم هست .
    آويشم(به زبان عاميانه آويشن)
    گياهي است که بيشتر مردم آن را مي شناسند .
    مزاج :گرم و خشک است .
    خاصيت :گدازنده و قطع کننده است .
    آرايش :زگيل ها را از بين مي برد .
    ورم و جوش :ضمادش با سرکه داروي ورم هاي بلغمي است .
    مفاصل :خوردن آن در علاج ناتواني پي ها خوب است .ضمادش با قاوت و آب انگور کهنه علاج عرق النساء مي باشد .نوشيدنش درد انتهاي دنده ها را از بين مي برد .
    چشم :اگر آويشم را با غذا همراه کنند قوت چشم را نگه مي دارد و کم سويي را از بين مي برد .
    سينه :سينه وشش را مي پالايد و علاج خون بر آوردن است .
    آب پزآن مسکن درد انتهاي دنده هاست بشرطي که با عسل باشد و بليسند . از قوت خشکنده اي که دارد خون برآوردن را باز مي دارد .
    اندام هاي غذا :در هضم کمک است .شربت آن سوء هاضمه را از بين مي برد .کساني که بسيار کم اشتها هستند به اشتها مي آيند .
    اندام هاي دفعي :بول و حيض را راه مي اندازد .کرم را بيرون مي راند

    آس

    مزه تلخ آميخته با گسي و شيريني دارد و گسي آن سبب سردي آن شده است .
    برساقه آن برجستگي هايي است که به اندازه ي کف دست و همرنگ ساقه است.اين برجستگي ها از بخش ديگر آس قوي تر است .
    گسي آن در هنگام مکيدن آنقدر محسوس است که زبان را نيشگون مي گيرد . اين برجستگي ها داراي گوهر خاکي و کمي گوهر لطيف است .
    بهترين نوع آن به منظور استفاده درماني گونه اي است که رنگش به سياهي مي زند ،به ويژه «آس خسرواني »که در کوهساران مي رويد .
    بهترين نوع گل آن از نظر طبي گلهاي سپيد رنگ است .
    افشره ي برگ و ميوه آس بهترين ماده درماني است . چنانچه افشره اش کهنه شود ناتوان مي گردد و کفک بر آن مي نشيند .
    مزاج :داراي گرمي لطيف و سردي بر آن غالب و گيرندگي آن بيشتر از سردي است .
    خاصيت درماني :اسهال ، عرق و هر نوع خونريزي و هر نوع سيلاني را بسوي اندام ها بند مي آورد . اگر تن را در گرمابه با آس مالش دهند تن را توان مي بخشد و رطوبت هاي زياد پوست را بر مي کند .
    پخته آن استخوان شکسته را به هم جوش مي دهد .
    سوخته آن را مي توان به جاي توتيا در خوشبو کردن بدن بکار برد .
    مرهم ،ضماد ، شربت و رب ميوه آس براي جلوگيري از نوع خونريزي ( نزيف )مفيد است .
    گيرندگي آس قوي تر از سردي بخشي آن است .
    ارزش غذايي آن اندک است .
    در بين شربت هاي دارويي جهت بند آوردن شکم ،درد شش و سرفه ، شربتي چون آس وجود ندارد .
    آرايش :روغن ،افشره ، پخته شده آس و به ويژه دانه آس ريشه موها را تقويت مي کند ،از ريزش باز مي دارد و سبب بلندي و سياهي مو مي گردد .
    دانه آس را اگر در کره بپزند بازدارنده عرق است و خراش ناشي از عرق را اصلاح مي کند .برگ خشکيده آس بوي بد زير بغل و پيچ و خم هاي بدن را از بين مي برد .
    خاکستر آس کار توتيا را مي کند و لکه و کک و مک را مي زدايد .
    ورم و جوش :ورم هاي گرم و باد سرخ و مورچه و جوش و زخمها و هر نوع زخمي که بر کف دست آيد و انواع سوختگي با آتش چاره شان آس مخلوط با روغن زيتون است .
    مفاصل :اگر ميوه آس را در آب انگور کهنه بپزند و ضماد کنند سستي مفاصل را از بين مي برد .
    اندام هاي سر :خون دماغ را بند مي آورد . سبوسه را مي زدايد و زخمهاي سر را مي خشکاند . اگر آب آس را در گوشي که قرحه دارد يا چرکين است بچکانند خوب مي شود . شربت آس سستي لثه را از بين مي برد .
    اندام هاي چشم :علاج درد و برآمدگي چشم است .
    اندام هاي تنفسي و سينه:قلب را توان مي بخشد و خفقان را از بين مي برد.ميوه آن بوسيله ي شربتي که دارد علاج سرفه است و اسهال را باز مي دارد. ميوه و رب ميوه اش در خونريزي ها مفيد است .
    اندام هاي تغذيه :مانع سوزش در مجراي بول و سوزش مثانه است .
    افشره ميوه آن بول را ريزش مي دهد و در جلوگيري از ريزش زياد خون حيض مفيد است .
    آب آس شکم را بند مي آورد .
    آغشته کردن تن با آب آس مانع اسهال مراري و سودايي مي شود .
    اگر ميوه اش پخته شود رطوبت هاي زهدان را از جريان باز مي دارد .
    ضماد آن براي علاج بواسير و آماس بيضه ها مفيد است .
    آس پخته شده از بيرون آمدن مقعد و زهدان جلوگيري مي کند .
    زهرها :آس و ميوه آن را اگر با آب انگور کهنه بنوشند براي علاج نيش کژدم و رتيل مفيد است .
    آزاد درخت
    اين درخت معروف است و ثمري دارد که به (نبق )شبيه است .در ري آن را درخت هليله و کنار نامند و در طبرستان آن را بطاحک خوانند . درختي است بزرگ و تنومند .
    مزاج :گرم و خشک .
    خواص درماني :شکوفه آن باز کننده انسدادها است .
    آرايش :آب برگ و به ويژه برگ آن که مخلوط با آب انگور کهنه باشد شپش کش است و مو را بلند مي کند .
    اندام هاي سر :شکوفه اش انسداد مغز را باز مي کند .
    اندام هاي تنفسي :ثمر آن براي سينه بسيار زيان آور و کشنده است .
    اندام هاي غذا :ثمر آن براي معده بد است و معده را زحمت مي دهد .
    تب ها :گويند اگر الياف آن را با شاه تره و هليله بپزند و بخورند تب هاي بلغمي را بکلي بهبود مي بخشد .
    زهرها :اشفره شاخه هاي نازک آن که با عسل مخلوط بشود پادزهر هر سمي است .ميوه اش شايد سم کشنده بشود .
    براي بلند شدن موي سر مي توان به جاي برگ آزاد درخت ،برگ شاهدانه و آس و سدر بکار برد .

    آنک

    منظور از اين نام تنها سرب سياه است .سرب سياه گوهر آبي بسيار دارد که از سرما بند آمده است .
    مزاج :سرد و تر است .
    دمل و جوش :آنک را با بعضي از روغنها در ميان دو سنگ مخصوص سائيدن دارو مي سايند چرک و سياهي که از آن بدست مي آيد در مداواي دمل هاي گرم مفيد است آن را سرد مي گرداند .
    علاج زخمهاي پليد است که قرحه هاي سرطاني را هم شامل مي شود .
    برگه سرب را بر خنازير ،غده و قرحه مفاصل بگذارند و ببندند بسيار خوب است .زيرا در گدازندگي بسيار فعال است .
    زخم و قرحه :سائيده آن بطريقه نامبرده و کوبيده سرب به ويژه شسته آن در علاجزخمهاي چرکي پليد ،سرطاني و مفاصل سودمند است .
    مفاصل :سائيده و کوبيده سرب قرحه مفاصل را چاره مي کند و اگر بر غده مفاصل ، و مفاصل پيچيده بگذارند و ببندند بهبودي بخش است .
    چشم :سوخته سرب و به ويژه شستشو داده آن رمد خشک و قرحه هاي چشم را معالجه مي کند .
    اندام هاي تنفسي و سينه :سوخته ،سائيده و کوبيده سرب در مداواي قرحه هاي سينه سودمند است .
    اندام هاي دفعي :سائيده نامبرده و کوبيده آن علاج بواسير است . بر کمر بستن برگ هاي آن خواب هاي پريشان را بر طرف مي کند ،شهوت جماع را فرو مي نشاند و در علاج زخمهاي قرحه هاي ذکر و بيضه ها سودمند مي باشد .
    آمله
    گرماي خون را فرو مي نشاند .ريشه موها را قوي مي گرداند و مو را به رنگ سياه در مي آورد .
    مفاصل :براي پي ها و مفاصل مفيد است .
    چشم :ديد را تقويت مي کند .
    نفس و سينه :قلب را قوت و صفا مي دهد و مايه افزايش هوش و ذکاوت مي شود .
    اندام هاي غذا :معده را تقويت و دباغي مي نمايد .قي را باز مي دارد ، تشنگي را فرو مي نشاند و اشتهاانگيز است .
    اندام هاي دفعي :معده را نيرو مي بخشد و شهوت انگيز است . برخي برآنند که بندآورنده ي شکم است .
    مرباي آن ملين است، هيچ زحمت نمي دهد و در علاج بواسير مفيد است .

    آذريون

    مزاج :گرم و خشک کوبيده اش با سرکه علاج کم مويي است .
    خاکسترش با سرکه در عرق النساء مفيد است .
    ديسقوريدوس گويد :«اگر زن به آذريون دست بزند يا آن را استعمال کند فوراً سقط جنين مي کند » .
    پادزهر همه سم ها است و به ويژه نيش هاي مسموم کننده .

    آلو

    نياز به معرفي ندارد .آلوي بستي از آلوي سياه قوي تر و آلوي زرد از سرخ رنگ آن مؤثرتر است .
    آلوي سفيد مات (غير براق )سنگين و کمتر اسهالي است .
    مزاج :سرد و تر است .
    خواص درماني : صمغ آن لطافت بخش ، قطع کننده و چسبناک مي باشد .
    زخم و قرحه :انگم آن قرحه را جوش مي دهد . مخلوط آلو با سرکه اگزما را از بين مي برد و به ويژه اگر عسل يا شکر داشته باشد براي کودکان مفيد است .
    اندام هاي سر :در دهان گردانيدن برگ آلو از نزله هاي لوزتين و زبان کوچک جلوگيري مي نمايد .
    چشم :انگم آلو را در چشم بکشند ديد را قوي مي کند .
    اندام هاي تنفسي و سينه :آلوي ترش و شيرين التهاب قلب را تسکين مي دهد. اندام هاي غذا :ترش و شيرينش در بر کندن صفرا از همه مؤثرتر است. آلوي شيرين معده را تر و سرد مي کند ،سستي مي دهد و عموماً با معده ناسازگار است .
    آلوي شيرين در بيرون راندن صفرا از ساير آلوها مؤثرتر است .
    در اسهال ،آلوي تر از آلوي خشک کاري تر است و اين خاصيت از لزج بودن آن ناشي مي شود .

    ابر مرده (اسفنج )

    جرمي است دريايي ،در سستي و تخلخل به نمد مي ماند .گويند جانوري است که در جايي که بدان چسبيده حرکت مي کند ولي از جاي خود دور نمي شود .
    تر و تازه اش که نيروي مزاجي بحر با اوست قوي تر و خشکاننده تر از کهنه آن است .
    سنگ شده آن هم همين مزاج را دارد ولي کمتر گرم است .
    خاصيت درماني :بسيار خشکاننده است .اگر آن را به ويژه تازه اش را بسوزانند و خاکستر آن را با روغن زيتون مخلوط کنند و بر جاي بريده يا دريده بگذارند از خونريزي جلوگيري مي کند و اگر تنها اسفنج را با آتش بسوزانند و بر زخم بگذارند چون گوهرش بازدارنده خون است و از سويي با گرمي که از آتش دارد داغ مي گذارد از خونريزي جلوگيري مي کند و همچنين آن را فتيله کنند و به دهانه رگهاي بهم آمده فرو کنند رگها را باز مي کند ، لطافت بخش است و جلا دهنده (زداينده ).
    دمل و جوش :ورم هاي بلغمي را خشک مي کند .
    زخم و قرحه :اسفنج را در سرکه خيس نمايند و بر زخم بگذارند زخم را خوب مي کند .
    اسفنج را با عسل بجوشانند زخمهاي عميق را درمان مي کند و اگر اسفنج را خشک يا با آب انگورکهنه خيس کنند و بر زخم بگذارند سودمند است. رطوبت هاي کهنه را مي خشکاند و جاي زخم را پاک مي کند .
    اندام هاي تنفسي و سينه :سوخته اسفنج همراه روغن زيتون در معالجه خون برآوردن مفيد است .
    سنگي که در اسفنج است سنگ مثانه را خرد مي کند .
    ابرق
    دارويي است از ايران و در تقويت عقل و هوش مفيد است .

    ابريشم

    همان حريراست و از چيزهايي است که قلب را شاد مي کند .
    ابريشم خام تا پيله است بهتر از ابريشم سوخته است و گاهي پخته شده آن را که رنگ نکرده باشند بکار مي برند .
    خاصيت درماني :لطافت مي دهد ، رطوبت را مي مکد و شادي آور است .
    اندام هاي غذا :بعلت تلخي و خاصيت دباغي که در ابريشم هست ماده دباغي دادن موجود است و از آنجا که لطيف و خشک کننده و بي سوزش است و خشکي معتدل دارد براي بر طرف کردن تصلبات ريوي بسيار سودمند است و هر نوع از ابريشم در اين زمينه بکار مي آيد .
    چشم :ابريشم را اگر سرمه کنند براي چشم مفيد است . اشک ريزي را باز مي دارد ، زخمها را خشک مي گرداند و با چشم سازگار است .
    ابريشم چاقي آور است و از اعتدال مزاجي که دارد خشک و معتدل مي نمايد .
    ابريشم تقويت روح مي کند و در هضم غذا کمک مي نمايد .

    اردک

    نوعي مرغ است .
    مزاج :اردک از همه ماکيانها گرم مزاج تر است . سرمازده را گرم مي کند و گرماخورده را به تب گرفتار مي نمايد .
    خاصيت :پيه اردک از پيه ساير پرندگان بهتر و براي تسکين درد و احساس سوزش در ژرفاهاي بدن مفيد است .گوشت اردک بادزا و چينه اش بسيار مغذ است .
    آرايش :گوشتش فربهي مي آورد و پيه اش رنگ و رو را صفا مي دهد .
    اندام هاي تنفسي :صدا را صاف مي کند .
    اندام هاي غذا :گوشت اردک در معده زياد مي ماند و سبب سنگين شدن معده مي شود .گوشت غاز از آن سنگين تر است . بهترين و سبک ترين گوشت اردک بر معده بال اردک است .گوشت مرغان شناور اگر هضم شود از گوشت ساير پرندگان مغذي تر است .
    اندام هاي دفعي :شهوت انگيز است و آب پشت را فزوني مي دهد .

    ارمال

    چوبي است خوشبو و رنگش به رنگ قرفه است .
    آرايش :دهان را خوشبو مي کند .
    دمل و جوش :ضمادش در علاج ورم هاي گرم مفيد است .
    زخم و قرحه :از زياد شدن زخم مانع و چرک را از بين مي برد ،مي خشکاند زيرا خشکاننده اي است که نمي گزد و نمي گذارد اندام ها متعفن شوند.
    اندام هاي سر:مغز را توان مي بخشد ،لثه را محکم مي کند و ضد بيماري هاي دهان است .
    چشم :خوردن آن در علاج رمد مؤثر است .
    نفس کش و سينه :قلب و شايد درون را تقويت مي نمايد .
    عموماً شکم را قبوضيت مي دهد .

    ارتدبريد

    ارتدبريد دارويي است به پياز دو نيمه شده شبيه که درعلاج بواسيرمفيداست .

    اردقباقي

    درختي است شبيه کبر (خرنوب شامي ).ميوه اش داخل غلاف است . بويش بسيار تند است و مي کشد .
    مزاج :تأثير آن از تاج ريزي و کاکنه قوي تر است .
    دمل و جوش :ورم هاي دروني را معالجه مي نمايد و اگر بر ورم هاي گرم خارجي بمالند ورم را در هر حالتي باشد از بين مي برد .
    زهرها :برجاي نيش زنبور بمالند فوراً تسکين مي يابد .

    استرک

    گويند استرک شاداب خود بخود شيره مي تراود و گاهي بوسيله ي پختن صحفش را مي گيرند .آنچه خود به خود زرد رنگ است و هرگاه کهنه شد به رنگ طلايي مي زند و اين نوع ارزش زياد دارد .
    خاصيت :گيرنده و خشکاننده
    سر:بعضي گفته اند گرم و خشک است و رطوبتهاي مغز را مي کشد و مغز را مي پالايد .
    اندام هاي غذا :پيه خشک رطوبت معده را بر مي چيند .استرک خشک شکم را بند آورد .

    استبرک

    درختي است از يمن و عربستان و يکي از شيره داران است .گويند نوعي از اين درخت سايه اش سم است کسي زير سايه اش بنشيند مي ميرد .
    مزاج :گرم و خشک .
    خاصيت :قبضي است ملايم .
    آرايش :برپوست بمالند در علاج بيماري هاي ويروسي پوستي (سعفه )و قوبا مفيد است .
    سر:بر سر بمالند خارش (حرارت )را از بين مي برد .با عسل مخلوط کنند و به دهان بچه بمالند زخم هاي دهان را شفا مي دهد .
    اندام هاي راننده :اسهال مي آورد و روده را ناتوان مي کند .
    زهرها :نوعي استبرک هست اگر در سايه اش بنشينند زيان مي بينند و شايد بميرند بهتر آن است که از آن دوري کنند . شيره آن سمي است و شش و کبد را تکه تکه مي کند و در مدت دو روز مي کشد .

    اسفند

    نياز به معرفي ندارد .
    خاصيت :تقطيع مي کند و نرمش مي دهد .
    مفاصل :محلول آن را برمفاصل بمالند درد مفاصل را از بين مي برد .
    چشم :ديسقوريدوس گويد :سائيده آن را با عسل و آب انگور کهنه و زهره کبک يا زهره مرغ خانگي و آب رازيانه مخلوط کنند کم سوئي را ازبين مي برد.
    اندام هاي غذا :دل بهم خوردن به دنبال دارد .
    اندام هاي دفعي :بخورند يا محلولش را بمالند ادرار بول و حيض مي کند و در علاج قولنج مفيد است .

    استوقدوس

    گياهي است داراي پرزهاي باريک و سرخ رنگ که به پرزخوشه جو شبيه است.برگهايش از برگ جو درازتر است و چوبهايش خاکي رنگ و همچون افتيمون بي گل است .مزه اش تند است و به تلخي مي زند .
    خاصيت درماني :بوسيله ي تلخي که در آن وجود دارد گدازنده و لطافت بخش است .
    خوردن آن بندآمدگي ها را باز مي کند ، مي زدايد و اندکي قبوضيت دارد که بدن و درون را توان مي دهد و از عفونت جلوگيري مي نمايد .
    مفاصل :آب پز آن دردهاي پي و دنده ها را تسکين مي دهد .
    شربت آن در مداواي بيماري هاي سرد عصب بهترين دارو است . پس لازم است کساني که ضعف اعصاب دارند يا از سرما به بيماري عصب دچارند اين دارو را ادامه دهند .
    سر :درعلاج ماليخوليا و صرع سودمند است .
    اندام هاي غذا :اين دارو تشنگي آور است .
    اندام هاي دفعي :مجاري بول را استحکام مي بخشد .بلغم و سودا را بيرون مي راند .

    اسفناج

    نيازبه معرفي ندارد .
    مزاج :سرد و تر است .
    خاصيت درماني :ملين است و ارزش غذايي آن از سلمه بيشتر است .
    دراسفناج قوتي است زداينده ، شوينده و صفرا را بر مي کند .شايد برگ آن معده را خوش نيايد ، پس بهتر آن است که تصفيه شود و آنگاره بخورند .
    اندام هاي تنفسي و سينه :خوردن و اندودن اسفناج براي سينه و ريه گرم و سودمند مي باشد .
    مفاصل :علاج دردهاي خونين پشت است .
    اندام هاي دفعي :ملين شکم است .

    اسفرزه

    اسفرزه دو نوع است :زمستاني و تابستاني
    مزاج :سرد و تر است .
    خاصيت :خرد شده آن را در روغن گل بجوشانند قابض است .با سرکه ضماد کنند سردرد را به کلي از بين مي برد .
    دمل و جوش :با سرکه بهم بزنند در مداواي ورم هاي گرم ، مورچه ، جمره ، باد سرخ ، و به ويژه دملهاي بناگوش و دمل هاي بلغمي بسيار مؤثر است .
    مفاصل :ضمادش با سرکه و روغن گل پيچش و ترنجيدگي عصب ، نقرس و درد گرم مفاصل را درمان مي کند .
    سر :ضمادش را بر سر بگذارند سر درد گرم علاج مي شود .
    سينه :سينه را تماماً نرم مي کند .
    اندام هاي غذا :لعاب اسفرزه با روغن گل ، يا باروغن بادام تشنگي صفرايي شديد را تسکين مي دهد .
    اندام هاي دفعي :اگر اسفرزه را با روغن گل مخلوط کنند اسهال را بند مي آورد و از خراش جلوگيري مي کند ، به ويژه براي کودکان بسيار مفيد است . اگر با روغن بنفشه باشد شکم را روان مي کند .
    تب ها :خوردن آن شدت تب هاي گرم را تسکين مي دهد .

    اشنان

    چندين نوع است .نوعي که سفيد است و آن را چلغوز گنجشک گويند از همه لطيف تر است و نوع ديگر آن به رنگ سبز است .
    خواص درماني :جلا مي دهد ، تنقيه مي نمايد و بازکننده است .
    اندام هاي دفعي :بند آمدگي بول را درمان مي کند .
    زهرها :سم قاتل است.و دود اشنان سبز حشرات را مي گريزاند .

    اشه

    صمغ گياه طرثوث است و برخي آن را چسبنده طلايي مي نامند ، چه کاغذ و دفتر را با رنگ طلايي آن رنگ آميزي و زينت مي دهند .در باز کردن ، تأثيرش بحدي است که مي تواند خون از دهانه رگها روان سازد .نيروي نرم کنندگي و خشک کنندگي هم دارد .
    دمل و جوش :محلول و ضماداشه که همراه سرکه و بوره سرخ باشد در مداواي خنازير، سخت شدگي ها و ترکيدگي مفيد است .
    زخم و قرحه :گوشت فاسد را مي خورد ،گوشت سالم مي روياند و در علاج زخم هاي پليد سودمند است .
    مفاصل :اشه آميخته با عسل يا با افشره جو مسکن درد بيماري اعصاب(سياتيک) ،پهلو درد و درد مفاصل است .
    اگر با عسل و زفت باشد و ضماد کنند سختي مفاصل را از بين مي برد .اگر با سرکه و بوره وروغن حنا مخلوط کنند خستگي را بر طرف مي کند .
    چشم :زبري و گري پلکها را نرمش و سپيدي و جلا مي دهد .در مورد رطوبت هاي چشم سودمند است .
    نفس کش و سينه :درمعالجه «ربو »تنگي نفس و تند نفسي مفيد است و بايد با عسل بليسند يا با افشره جو بخورند .
    قرحه حجاب را تنقيه مي نمايد ،ازخفگي ، بلغم و زهره سياه رهايي مي بخشد .
    اندام هاي دفعي :در ادرار چندان مؤثر است که با بول خون مي آيد ، مسهل است .ضد کرم کدو است .حيض را روان مي گرداند .
    بيضه ها را که به سختي دچار شوند با اشه و سرکه بمالند نرمش طبيعي را بدست مي آورند .
    زهرها :اگر اشه را با مشک زمين و روغن زيتون مخلوط کنند قاتل حشرات است .
    اصطرک ،قره بخور
    همان ميعه است و شيره آن را عسل لبني و قره بخور مي گويند که اين شيره عبارتست از قطره هايي که از درختي مانند درخت به تراوش مي کند .
    بهترين نوع از ميعه سايل آن است که بدون وسيله روان وسايل است و تراکمش چون عسل بي موم ،خوشبوي و رنگش به زردي مايل است .
    اگر سياه رنگ يا خاکستري رنگ باشد نوع خوب نيست .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :رساننده ، بسيار نرم کننده ، گرمي بخش و تحليل برنده است . دودش همانند دود کندر است و نوعي تخدير هم دارد .درشام روغن از آن مي گيرند که مليني قوي است .
    ورم و جوش :سختي هاي گوشت را نرم مي کند .
    زخم و قرحه :برگري تر و خشک ماليده شود داروي بسيار خوبي است .
    مفاصل :اندام هاي را توان مي بخشد ،خوردني يا ماليدني باشد ترنجيدن مفاصل را خوب مي کند .يکي از داروهاي رفع خستگي است .
    سر:بخار تر و خشک آن نزله ها را قطع مي کند وبهترين علاج زکام است .
    درميعه و به ويژه در روغنش نيروي بيهوش کننده (خواب گران )است .
    سينه :در سرفه هميشگي و بلغم و گلو درد مفيد است .صداگرفتگي را از بين مي برد و گلو را بسيار نرم مي کند .
    اندام هاي غذا :به هضم غذا کمک مي کند .
    اندام هاي دفعي :ملين شکم است .خوردن شود يا بردارند بول و حيض را راه مي اندازد و سختي زهدان را نرم مي نمايد .
    ميعه خشک و قبض است .

    اطراطيقوس

    دارويي است که حالبي نام گرفته است .
    مزاج :کمترين سردي ندارد و هيچ قابض نيست .
    خاصيت درماني :تحليل برنده و سرد کننده است .
    دمل و جوش :ضماد و مرهم آن ورم رگهاي پستان را فرو مي نشاند .
    اغلاگوني
    چوبي است سخت و خالدار ،خوشبو و پوستي دارد پر نقش و نگار.
    آرايش :مکيدن و آب پز آن را در دهان گردانيدن ، دهان را خوشبو مي کند. از اغلاجون گرد مي سازند و بر همه تن مي پاشند ، تن را خوشبو مي کند. گاهي آن را به جاي کندر مي توان دود کرد .
    اندام هاي غذا :خوردن يک مثقال از چوب اغلاجون معده لزج را به اعتدال مي آورد .
    مرهمش سودمند است .شيرش مستي آور و درد کبد و درد پهلو را درمان مي کند .
    زخمهاي روده ها و درد شکم و روده را از بين مي برد .

    افيون

    شيره خشخاش سياه است .بو کردن افيون مصري خواب آور است . گاهي از کاهوي بياباني نيز افيون مي گيرند و آنهم مخدر است ليکن مخدري است ضعيف .افيون را بر آهني سرخ شده در آتش بريان مي کنند تا رنگش سرخ شود .افيون سنگين و تند بو و ترد (زودشکن )که در آب زودتر حل شود يا گداخته شود ،از تابش خورشيد نرم شود و چون بر شعله بگذارند چراغ را تاريکي ندهد ،بهترين
    نوع است .افيون زرد که آب را رنگ مي کند و زبر و کم بو و رنگ آن روشن است افيوني است ناخالص و از خشخاش تيغي نشاني دارد .
    گاهي از کاهوي بياباني بدل افيون مي سازند که کمتر بو دارد و شايد افيون را با صمغ عربي مخلوط کنند که افيون اصلي نيست و چنين افيوني بسيار روشن و درخشان است .
    مزاج :سرد و خشک
    خواص درماني :مخدر است . ماليدن و خوردن آن آرام بخش همه دردها است .مقدار خوراکي افيون اندازه يک دانه عدس درشت است .
    دمل و جوش :بازدارنده دمل هاي گرم است .
    زخم و قرحه :قرحه را مي خشکاند .
    مفاصل : اگر افيون مخلوط با زرده تخم مرغ برشته و به ويژه افيون مخلوط با شير را بر جاي نقرس بمالند مسکن درد است .
    اندام هاي سر:خوردن يا برداشتن آن با فتيله يا بدون فتيله خواب آور است .اگر گداخته افيون مخلوط با روغن گل و مر و زعفران را در گوش دردمند بچکانند درد بر طرف مي شود ،اما پيشينيان آن را مداواي رمد بکار نمي بردند ومي گفتند به چشم زيان مي رساند .
    اندام هاي تنفسي و سينه :سرفه سخت و شديد را تسکين مي دهد .
    اندام هاي غذا :اگر از گرما و رطوبت ، معده سست گردد افيون آن را دباغي مي کند و جمع مي آورد .
    اندام هاي دفعي :بند آورنده اسهال است و از خراشيدگي و قرحه روده جلوگيري مي کند .

    افيوس

    افيوس حدقي چيزي است که به کره چشم مي ماند .
    مزاج :بنا به گفته ي جالينوس سرد و خشک است .
    خاصيت درماني :اگر بر زهار کودک بمالند بر آمدن مو را به تأخير مي اندازد .
    اندمان غذا :ميوه آن در مداواي يرقان سودمند است .

    افيميدون

    خاصيت درماني :بشدت سردي مي دهد و رطوبت آبي زياد با خود دارد .
    اندام هاي سينه :برجستگي پستان را حفظ مي کند .
    اندام هاي دفعي :گويند هر کس بخورد عقيم مي شود .

    افسنتين

    گياهي است که برگ آن شبيه برگ مرزه و داراي تلخي و گيرندگي و سوزش است .
    حنين گويد :«افسنتين چندين گونه است :خراساني ، مشرقي ، سوسي و طرسوسي ».
    دانشمندان ديگر که قديمي تر از حنين هستند گفته اند :افسنتين نبطي ( خودرو )معطر است .
    افسنتين عموماً داراي گوهر خاکي و لطيف است .با مزاج خاکي خود داراي گيرندگي ،با گوهر لطيفش اسهال مي دهد و باز کننده است .بهترين نوع افسنتين گونه سوسي و طرسوسي است که به رنگ عنبر است .
    مزاج :گرم و خشک و افشره اش گرم تر است .
    خاصيت درماني :افسنتين بازکننده و گيرنده است .
    افسنتين لباس را از بيد و گزند حشرات نگاه مي دارد و اگر با مرکب ترکيب شود رنگ مرکب ثابت مي ماند ،تغيير رنگ نمي دهد و کاغذ را از موش خوردگي محفوظ مي دارد .
    آرايش :افسنتين رنگ و رو را زيبا مي کند .براي موخوره و گري مفيد است .لکه هاي بنفش زير چشم را مي زدايد .
    درزخم و دمل و جوش :ضماد و شربت آن براي گرفتگي هاي عروقي دروني مفيد است .درمداواي گوش :بخار پخته شده آن درد گوش را تسکين مي دهد و خوردن آن با عسل از سکته جلوگيري مي نمايد .
    اندام هاي چشم :هرنوع و به ويژه خودرو آن اگر به صورت ضماد در آيد و به زير چشم ببندند براي معالجه هر نوع درد کهنه و تيرگي چشم مفيد است .
    اندام هاي تنفسي : شربت آن کشيدگي زير سراشيبي هاي دنده هاي رو به شکم را معالجه مي کند .
    اندام هاي تغذيه :اگر پخته و افشره افسنتين را به مدت 10 روز بنوشند در باز گردانيدن اشتها تأثير به سزايي دارد . شربت افسنتين معده را تقويت مي کند و در بسياري از حالت ها مفيد است . اگر کساني که يرقان دارند آن را به مدت 10 روز بخورند بسيار مفيد است و در مداواي طحال مؤثر است و اگر آن را با عدس يا برنج بپزند و بخورند کرم ها را از بين مي برد . افسنتين مخلوط با سنبل بادشکم و معده را چاره ساز است . اگر افسنتين را با روغن حنا مرهم کنند و بر تهيگاه بمالند درد تهيگاه تسکين مي يابد و اگر آن را با روغن گل محمدي مرهم کنند و يا با گل محمدي مخلوط کنند درد معده را از بين مي برد و سفتي آن را بر طرف مي نمايد .
    اندام هاي دفعي :دربيرون راندن بول و روان کردن حيض بسيار مؤثراست .به ويژه اگر آن را با عسلاب بردارند .افسنتين مسهل صفرا است ولي در بلغم و آنچه در روده ها ماندگار است مؤثر نيست . علاوه بر آن شربت افسنتين در مداواي بواسير و بريدگي- خراش و زخم مقعد نيز مفيد است .
    اگر آن را آب پز کنند و يا آن را با برنج بپزند و با عسل بخورند کرم را از بين مي برد و شخص به اسهالي سبک دچار مي شود . افسنتين با عدس سوخته نيز همين کار را انجام مي دهد .
    تب ها :خود به خود در مداواي تب کهنه مفيد است .
    سموم :با آب انگور کهنه پادزهر گزش نيش کژدم ، گزش راسو ، و سم شوکران است .اگر با سرکه باشد پادزهر قارچ سمي است و پاشيدن آن پشه را از بين مي برد .اگر آن را با مرکب مخلوط کنند صفحات کتاب از موش خوردگي به دور مي ماند .

    اقاقيا

    صمغ درخت کرت (خرنوب مصري )است که مي خشکانند و از آن قرص مي سازند .
    ترکيب آن از گوهر خاکي و گوهر لطيف است و از اين رو همراه با نوعي سوزندگي است که با شستن بر طرف مي شود و از آنجا که داراي تندي است در عمق فرو مي رود و سردي مي دهد .
    اين درخت خاردار است و خارهاي آن راست نيستند و ساقه اش خميده است . گلي سپيد دارد و ميوه آن مانند لوبيا گرگي سپيد و در غلاف است .
    اقاقياي سبز تيره که به سياهي مي زند بوي خوش دارد ، گران وزن ،سخت و از همه بهتر است .
    مزاج :شسته آن سرد است و خشکاننده .
    خاصيت درماني :اقاقيا گيرنده است و خونريزي را باز مي دارد .
    آرايش:اقاقيا رنگ را زيبايي و مو را سياهي مي بخشد و چاره ترک هاي ناشي از سرماست .
    دمل و جوش :در اين زمينه اقاقيا با آس برابر است و کژدمه را علاج مي نمايد .اگر با سپيده تخم مرغ همراه باشد سوختگي و دمل هاي گرم را خوب مي کند .
    مفاصل :اقاقيا سستي مفاصل را از بين مي برد .
    اندام هاي سر:اقاقيا در مداواي قرحه هاي دهان مفيد است .
    اندام هاي چشم :تنها اقاقياي مصري در مداواي چشم مؤثر است که ديد را نيرو مي بخشد ، چشم را لطيف مي کند ، چشم درد را آرامي مي بخشد و سرخي داخل چشم را بر طرف مي سازد .
    اندام هاي دفعي :وارد بدن کردن به صورت(آمپول -شياف و …)(اماله )و ضماد و شربت اقاقيا شکم را بند مي آورد .
    در معالجه خراش و اسهال خوني مفيد است .سيلان رحم را قطع مي کند . بر آمدن مقعد و رحم و سستي آنها را از بين مي برد .
    اقريطس ،گل جزيره کرت
    گوهري هوايي بسيار دارد .با ساير گلها هم کنش و از آنها کم توان تر است. زداينده بي سوزش است .حواس را ناتوان مي کند .
    چشم :علاج جوش و سرخي و خارش پلکها است .
    اندام هاي دفعي :گويند زايش را آسان مي کند و بارداران اگر بر شکم ببندند نگهدار جنين است .

    آککرا

    اکثراً بيخش را به منظور دارويي بکار مي برند .
    بهترينش رگي است که به ستبري انگشت و بسيار زبان سوز باشد .
    مزاج :کساني که جاي باور نيستند مي گويند سرد و لطيف است در صورتي که گرم و خشک است .
    خاصيت :بجوند بلغم را جذب مي کند .اگر با روغن زيتون مخلوط باشد و بدن را با آن بمالند از گرمي که در اوست عرق بدن را ريزش مي دهد .
    آرايش :با روغن زيتون عرق ريز است .
    مفاصل :تن را با آن يا با آب پز آن يا با روغنش بمالند ،در علاج سست عصبي هميشگي ،کرخي عصب مفيد است و کزاز را باز دارد .
    سر :بندآمدني هاي پالايشگاه و بيني را به خوبي باز مي کند ،آب پزش داروي درد دندان و به ويژه علاج درد سرد دندان است .بيخش را در سرکه بجوشانند و در دهان بگردانند دندان لق را استوار مي کند .
    تب ها :مقبل از آمدن تب لرز بيخ آن را با روغن زيتون مخلوط کنند بر بدن بمالند مانع تب لرزه مي شود و گروهي مي پندارند که ضد هر لرزشي است .

    اوسيه

    نوعي نيلوفر هندي است و مزاجي گرم و خشک دارد .

    اورمالي ،عسل دارو

    روغني است بسيار گرم و پر مايه چون عسل و از عسل غليظ تر .در اصل شيره اي است که از ساقه درختي که در تدمر مي رويد به دست مي آورند ،از آن شيره روغن مي گيرند ،آن را با روغن گل آن درخت مخلوط مي کنند و آن را اورمالي و روغن عسل هم مي نامند .هر چه صاف تر و پر مايه تر و کهنه تر باشد بهتر است .
    مزاج :گرم و تر و گرمي آن بيشتر است .
    زخم و قرحه :هم ضماد و هم ماليدن آن گري چرکين را درمان مي کند .
    مفاصل :درد مفاصل را بر طرف مي کند .
    اندام هاي سر:سستي زا و خواب آور است .
    چشم :در چشم بکشند تاريکي چشم را از بين مي برد .
    اندام هاي دفعي :کسي که آن را به قصد اسهال مي خورد تا فرجام کار نبايد به خواب رود .

    اوبوطيلون

    گياهي است که به کدومي ماند .
    زخم و قرحه :گويند در معالجه زخم هاي تر بهترين دارو است . مرحمش زخم ها را بهم مي آورد و جوش مي دهد .

    انجدان رومي

    مزاج :تخم و بيخش گرم و خشک است .
    خاصيت :بازکن و بادشکن و تحليل برنده است .
    اندام هاي غذا :رساننده و هاضم است .بادها و به ويژه باد معده را از بين مي برد و معده را تقويت مي کند .
    اندامهاي دفعي :کرم و کرم کدو را از بين مي برد .تخمش در ريزش دادن بول و حيض بسيار مؤثر است .
    زهرها :پادزهر هر نيشي است .

    اندر

    دارويي است کرماني ،هوش و ذکاوت را افزايش مي دهد .

    انگدان

    دو نوع است سپيد و سياه .انگدان سياه در غذاها داخل نمي شود .
    خاصيت درماني :لطافت زا است و بيخش بادآور . اگر تن را با آن و به ويژه با شيره آن ماساژ دهند در جذب کردن مواد به خارج بسيار مؤثر است .
    آرايش :بوي تن را تغيير مي دهد ، ضماد آن که با روغن زيتون باشد لکه سياه خوني زير چشم را به کلي از بين مي برد .
    دمل و جوش :در علاج زخم هاي دروني سودمند است ، اگر انگدان و بيخ آن را با مرهم ها مخلوط کنند خنازير را درمان مي کند .
    مفاصل :انگدان مخلوط با روغن بنفشه يا روغن حنا درد مفاصل را درمان مي کند .
    اندام هاي غذا :بيخ آن باد گلو مي آورد ، شکم را قبوضيت مي دهد ، دير هضم است و هاضم ،معده را گرمي مي بخشد ، تقويت مي کند اشتها بر مي انگيزد .
    اندام هاي دفعي :اگر آن را با پوست انار و سرکه بپزند ، بواسير مقعد را از بين مي برد ، ادرارآور است و براي مثانه زيان آور .
    زهرها :پادزهر هر سموم است .

    انيسون

    اين دارو تخم رازيانه رومي است .تند مزگي آن از رازيانه خودرو کمتر است . داراي نوعي مزه شيرين و بهتر از رازيانه خودرو است .
    مزاج :جالينوس گويد :گرم و خشک است .
    خواص درماني :باز کننده و کمي گيرنده و گس است .مسکن دردها ، عرق آور و بادشکن است و اگر در روغن جوشانده شود تأثيرش بيشتر است .
    درمزاج انيسون اندکي تندي است که تقريباً با داروهاي سوزنده برابر مي باشد. سر:اگر آن را بخار کنند و بخار آن را استنشاق کنند سر درد و سرگيجه را از بين مي برد .
    اگر آن را بکوبند و با روغن گل محمدي بياميزند و در گوش بچکانند بيماريهاي دروني گوش را که ناشي از اثر ضربه يا برخورد باشد بهبود مي بخشد و درد گوش را بر طرف مي نمايد .
    چشم :براي سبل مزمن داروي خوبي است .
    دستگاه تنفس و سينه :شير را فزوني مي دهد .
    تغذيه :حالت تشنگي را که از رطوبت هاي بورقي رخ مي دهد از بين مي برد .
    براي بند آمدگي هاي کبدي مفيد است و رطوبت طحال را بر طرف مي سازد .
    اندام هاي دفعي :بول و حيض سفيد را ريزش مي دهد . رطوبت هاي سفيد را از زهدان پاک مي نمايد و شهوت جماع را بر مي انگيزد .گاهي که سبب ادرار مي شود شکم را بند مي آورد ، راه بندان هاي کليه و مثانه و زهدان را باز مي نمايد .
    تب ها :با تب کهنه مقابله مي کند .
    زهرها :پادزهر هر سموم و حشرات سمي است و زبان آنها را دفع مي نمايد. انگشتان اخمو
    شکوفه سورنجان است و تأثيرش تأثيرسورنجان .

    اناگير

    دو نوع است گل زرد مي دهد و ديگر گلش آسماني رنگ است .
    زخم و قرحه :هر دو نوع در مداواي جراحات و باز داشتن از آماسيدن مفيدند .خار و پيکان ها را بيرون مي کشند . از انتشار زخم جلوگيري مي کنند .اگر با آب هر نوعي از آن غرغره کنند يا به بيني بکشند ، بلغم هاي سر سرازير مي شود و درد دندان تسکين مي يابد .
    اندام هاي دفعي :با آب انگور کهنه خورده شود درد کليه را بر طرف مي سازد .
    به عقيده بعضي آنچه گلش کبود رنگ است برآمدگي هاي اطراف مقعد را معالجه مي نمايد و آنچه گل سرخ مي دهد برآمدگي هاي نامبرده را افزايش مي دهد .
    زهرها :با آب انگور کهنه خورده شود پادزهر مار است .

    انگور

    انگور سفيد ارزنده تر و انگوري که چيده شده و دو روز يا سه روز از چيدنش گذشته بهتر است .
    مزاج :پوسته انگور سرد و خشک و دير هضم است . مغزش گرم و تر و دانه اش سرد و خشک است .
    خاصيت : انگور تازه چيده بادآور است .اگر آن را آويزان کنند تا پوستش خوب پژمرده شود غذاي خوب مي دهد و معده را توان مي بخشد . در تغذيه خوب و در کم زياني با انجير برابر است هر چند غذاي انجير از انگور بيشتر است مويز دوست کبد و معده است .
    اندام هاي غذا :انگور و مويز همراه دانه داروي دردهاي روده است .

    انار

    انار شيرين سرد و تر و انار ترش سرد و خشک است .
    خاصيت :انار ترش صفرا را بر مي کند .جريان زائده ها را به درون راه نمي دهد .
    ورم :انار دانه و عسل را بر کژدمه بمالند مفيد است .
    زخم و قرحه :دانه انار و عسل را بر قرحه پليد و زبر بماليد مفيد است .
    کاسبرگ انار و به ويژه سوخته آن و گلنار از گرمي که دارند زخم را بهم مي چسبانند .
    چشم :افشره انار ترش با عسل داروي ناخنه است .
    سينه :انار ترش سينه و گلو را زبر مي سازد .هراناري در علاج تپش قلب مفيد است و قلب را جلا مي دهد .
    اندام هاي غذا :همه انواع انار کيموس خوب دارند و انار ميخوش براي معده از همه بهتر است و التهاب معده را فرو مي نشاند .انار شيرين با معده سازگار است .
    اندام هاي راننده :انار ترش و شيرين هر دو بول را ريزش مي دهند .
    تب ها :انار ميخوش در تب ها و التهابات مفيد است . انار شيرين اکثراً تب داران گرم را زيان مي رساند .

    انجير

    انجير خوب دردرجه اول سفيد و بعد سرخ و بعد سياه است .
    انجير خوب رسيده بسيار خوب و کم زيان است .انجير خشک کنش خوب دارد و ليکن خوني که از آن به وجود مي آِيد خوب نيست و به اين علت است که تنها خوردنش شپش زياد مي کند . اما اگر با گردو و يا بادام بخورند کيموس خوب مي دهد .
    مزاج :انجيرتر گرم و بسيار تر و آبکي است .انجير نارس زداينده و سردي بخش است .
    انجير خشک گرم و لطيف است .
    خاصيت :انجير خشک و به ويژه تند مزه آن بسيار زداينده ، رساننده و گدازنده است .انجير پر گوشت بيشتر رساننده است و چسبندگي و تکه کنندگي و لطافت بخشي هم دارد .
    انجير وحشي از انجير باغي تند مزه تر و قوي تر است .انجيز بادزا است .
    آرايش :انجير نارسيده را بر پوست بمالند يا ضماد شود ، در علاج خال ها ، زگيل مانندها و لک و پيس مفيد است .داروي ورم گرم و سست است . دمل را مي رساند و به ويژه اگر با زنبق و نطرون يا با آهک و پوست انار باشد داروي کژدم است .
    ورم و جوش :انجير را با آرد جو بپزند و ضماد کنند ورم سخت را نرم مي کند .
    انجير را آب پز کنند و در گلو گردانند (غرغره )ورم گلو را از بين مي برد .
    انجير پخته و پوست انار داروي ورم بناگوش است .
    انجير و پانيذ علاج کژدمه است . انجير خشک و شيرين براي ورم کبد و طحال زيان آور است .
    زخم و قرحه :افشره برگ انجير زخم آور است .آب پز انجير را با کف خردل بر خارش بمالند مفيد است .برگ انجير داروي بيماريها ي ويروسي پوستي و جوش هاي ( شري )را علاج است .
    مفاصل :انجير نارسيده و برگ انجير و برگ خشخاش را با هم ضماد کنند و بر پوست استخوان بگذارند مفيد است .
    سر :انجير تر و خشک در صرع مفيد است .آب پز انجير را با کف خردل مخلوط کنند و در گوش بچکانند صداهاي گوش را مي خواباند .
    افشره شاخه انجير قبل از آنکه برگ از آن سر بزند يا شيره انجير بر دندان کرم خورده سودمند است .
    ضماد انجير ورم بناگوش را علاج مي کند .انجير نارسيده خشک شود و بکوبند و گردش را بر قرحه سر پاشند سود بينند .
    چشم :شيره انجير مخلوط با عسل در مداواي تيرگي چشم مرطوب ،اول آب به چشم آمدن و کلفت شدن طبقات چشم مفيد است .
    ماساژ دادن پلک چشم با برگ انجير زبري و گري پلک را از بين مي برد .
    سينه :انجيرتر و خشک زبري گلو را از بين مي برند .انجير شير پستان را ريزش مي دهد ،سرفه مزمن را علاج است و در مداواي ورم شش و نازک ني مفيد است .
    اندام هاي غذا :انجير راه بندان هاي کبد و طحال را مي گشايد .
    انجير خشک تشنگي آور است.اگر با خاراگوش باشد داروي استسقا است. خوردن شربت انجير به نفع معده است و اشتهاي خوراک را کاهش مي دهد .
    انجير خشک که زدايندگي دارد براي کبد و طحال آماس کرده زيان دارد .
    انجير نمي گذارد مواد ناجور به سوي روده راهي شوند .افشره برگ انجير دهانه رگهاي پيزي را باز مي کند . انجير تر ملين و کمي مسهل است . به ويژه اگربا بادام کوبيده خورند مسهلي ملايم است و سفتي زهدان را نرم مي کند.شيره انجير را با زرده تخم مرغ بردارند زهدان را مي پالايد ، حيض و بول را راه مي اندازد .خوردن انجير يا شنبليله زهدان را تقويت مي کند و جمع مي آورد .با فيجن و انجير و به ويژه با شيرش حقنه کنند پيچ و درد روده را درمان مي کند و ريگ را از گرده بيرون مي آورد .
    زهرها :شيرش را بر نيش کژدم و رتيل بمالند مفيد است .
    انجير نارسيده يا برگ سبز انجير را بر گزيده سگ هار بگذارند مفيد است .
    ضمادش که با گاودانه باشد پادزهر دندان راسو است .
    خاکستر آب مکرر چوب انجير خورده شود يا ماليدني باشد پادزهر نيش رتيل است .

    الوا

    افشره منعقد شده اي است به رنگ ميانه سرخي و زعفراني و چندين نوع دارد: اسقوطري ،عربي و سمنگاني . بعضي گويند گياهش همچون زنجفيل شامي است که اشتباه است . بهترينش اسقوطري است که آبش چون آب زعفران و بوي مر دارد .درخشنده ، زودشکن و بدون ريگ باشد .
    مزاج :خشک و گرم .
    خاصيت :گيرنده و خشکاننده بدن و خواب آور است .
    آرايش :الوا و عسل علاج اثر ضربه و شفا بخش کژدمه چرکين است .
    الوا و آب انگور کهنه را برسر بمالند از ريزش مو جلوگيري مي کند .
    ورم و جوش :اگر با آب انگور کهنه يا عسل باشد در علاج ورم پس و پيش (مقعد و ذکر)و ورم ماهيچه هاي پهلوگير زبان بسيار مفيد است .
    زخم و قرحه :قرحه هاي سر سخت را دوا مي کند بيني ،دهان يا ناصور باشند .
    مفاصل :داروي درد مفاصل است .
    سر :سر را زائده هاي صفرايي مي پالايد .الوا و روغن را بر پيشاني و گيجگاه بمالند سردرد را از بين مي برد .الوا و روغن گل در علاج قرحه بيني و دهان و کوفتگي گوش و آماس ماهيچه هاي پيرامون زبان خوب است . به شرطي که با آب انگور کهنه يا عسل باشد و بر پوست بمالند .
    چشم :الوا در علاج قرحه و گري و درد چشم و خارش گوشه چشم و در خشکانيدن رطوبت چشم بسيار مفيد است .
    اندام هاي غذا :خوردن دو قاشق الوا با آب سرد يا ولرم معده را از زائده هاي بلغمي و صفرايي پاک کرده و اشتهاي تباه و دروغين را رد مي کند .
    سوزش و التهاب زبان کوچک که ناشي از گرمي زرداب معده باشد چاره اش با الوا است .
    بندآمده هاي کبد را باز مي کند ليکن به زيان کبد است و از اسهالي که مي دهد داروي يرقان است .
    اندام هاي راننده :خوردن آن با آب گرم اسهال مي آورد . اگر با آب عسل بخورند بلغم و صفرا را بيرون مي آورد .الوا با هر داروي مسهلي باشد معده را از زيان حفظ مي کند . بهترين و سالم ترين
    مسهل براي معده است .الواي شسته کمتر اسهالي است اما براي معده سودآورتراست با عسل که باشد از قوتش مي کاهد و اسهالش از جذب کردن نيست بلکه با هر چه برخورد کند بيرون مي آورد .خالص که خورده شود اثرش از کبد خارج نمي شود و به معده نمي رسد .خوردن الواي عربي افسردگي مي آورد ،درد و پيچ روده و اسهال به دنبال دارد .در روزهاي سرد خوردن الوا خطرناک است .شايد اسهال خوني بدهد .مخلوط آن را با آب انگور کهنه شيرين بر بواسير برآورده و ترک هاي لبه پيزي بگذارند مفيد است.خونريزي پيزي را قطع مي کند .ورم مقعد را درمان مي کند .شفاي ورم ذکر است به شرطي که با آب انگور کهنه و عسل باشد و بر ورم بمالند .

    الماس

    بعضي گويند سرد و خشک است و ديگران بر اين عقيده اند که گرم و خشک است .
    خاصيت درماني :بسيار زداينده است و به عقيده ديسقوريدوس سوزنده و عفونت آور است .
    آرايش :در جلا دادن دندان بسيار فعال است .
    اندام هاي سر :بعضي عقيده دارند که گذاشتن الماس در دهان دندانها را مي شکند ، و در اين زمينه دو رأي دارند .گويند خاصيت الماس دندان شکني است ،يا اينکه در جايي که الماس هست مارهاي سمي بسيار است .
    اندام هاي دفعي :بعضي گفته اند : اگر دانه اي از الماس را بر سر پمپي بوسيله ي سقز رومي بچسبانند و پرتاب کنند و به مثانه برسانند سنگ مثانه را خرد مي کند که نظريه اي بعيد بنظر مي رسد .
    زهرها :الماس سم قاتل است .
    خواص گياهان دارويي حرف(ب)
    «ب »

    بابونه

    گياهي است که گلهايش به رنگهاي زرد ،سفيد و ارغواني يافت مي شود و گياهي است مشهور و شناخته شده .
    ازبرگ و گل بابونه قرص مي سازند و ساقه آن را مي خشکانند و نگاه مي دارند. اکثراً در زمينهاي خشن و نزديک به کناره هاي زمين مي رويد .در بهار کنده و جمع آوري مي شود .
    مزاج :گرم و خشک است .
    خاصيت درماني :باز کننده است ، غليظ را لطيف مي نمايد ،سستي مي آورد ، گدازنده است با کمي جذب يا اصلاً جاذب نيست .
    دمل و جوش :بوسيله ي قوت سست کنندگي و تحليل که در آن موجود است ورم هاي گرم را فرو نشاند و تصلبات کم را نرم مي کند.خوردن آن در مداواي ورم سخت داخلي مفيد است .
    مفاصل :کشيدگي را سستي مي دهد .همه اندام هاي عصبي را تقويت مي نمايد و براي رفع خستگي از هر دارويي سودمندتر است ، زيرا حرارت بابونه به حرارت جاندار مي ماند .
    سر :مغز را تقويت مي کند ،در مداواي سر درد سر ، تخليه سر از مواد ناسازگار مؤثر است .زيرا مي گدازد و جذب نمي کند .زخم هاي دهان را بهبود مي بخشد .
    چشم :ضماد آن جوش ترکيده چشم (غرب )را شفا مي دهد و در مداواي رمد و تيرگي و جوش و خارش و حرب چشم سودمند است .
    سينه :خون را ازسينه پاک مي کند و بر مي آورد .
    اندام هاي غذا :يرقان را از بين مي برد .
    اندام هاي دفعي :هرنوع از بابونه به ويژه بابونه اي که گل ارغواني دارد در ادرار بول و بيرون آوردن سنگ مؤثر است .در علاج دردهاي سرد و گرم مثانه بابونه را بر مثانه مي بندند .
    تب ها :براي تب هاي سبک و ورم هاي گرم دروني که هنوز به طور کامل نرسيده باشند سودمند است . اما در تب هاي بسيار شديد و در ورم هاي گرم تمامي رسيده اثري ندارد .
    بابونه چشم گاو يا اقحوان
    به قول ديسقوريدوس :برخي از مردم ، اقحوان را اماريون ، برخي قورينبون و گروهي ازقسمون مي نامند .
    اقحوان دو صفت دارد :زرد مايل به سرخي و سفيد .نوع سفيدش قوي تر است .
    گياه آن داراي چوبهاي نازک است ، گل آن سفيد و مدور و وسطش زرد است . بويي سنگين دارد و مزه اش به تلخي مي زند،گل اقحوان به گل مرو مي ماند. تند مزه و تند بو است .
    خاصيت درماني :گرمي بخش ، رساننده علاج انواع انسداد است و نوع سرخ رنگ آن قابض و مانع سيلان است . تحليل مي برد ليکن در گيرندگي و خشکانيدن از گدازندگي قوي تر است .
    اقحوان عرق آور است و اگر روغنش را بر اندام بمالند عرق مي آورد .
    تحليل برنده و لطافت بخش است و همه رگها را باز مي کند .
    اندام هاي سر:خواب آور است و بو کردن تازه آن سبب خوابيدن مي شود. روغن اقحوان درد گوش رادرمان مي کند .
    مفاصل :در مداواي پيچش ، پي ، پارچه پشمي را در اقحوان آب پز شده مي خيسانند و بر جاي دردناک مي گذارند مفيد است .
    دمل و جوش :ورم گرم معده و خون بند آمده در معده را از بين مي برد و در علاج ورم هاي سرد نيز مفيد است .
    زخم و زخم هاي چرکي :در مداواي ناصور و قرحه هاي پليد و برکندن خشک ريشه و علاج زخم هاي پي مفيد است .
    اندام هاي تنفس و سينه :اگر خشک شده آن را با سکنجبين و نمک بخورند در علاج «ربو »مفيد است .
    اندام هاي غذا :براي فم المعده بد است ليکن چيزهايي را که با معده سازگار است و بسوي معده مي آيند تحليل مي برد و مي خشکاند و خون بند آمده داخل معده را آب مي کند .
    اندام هاي دفعي :شديداً ادرار آور است .اگر با عسل آب باشد خون منعقد در مثانه را حل مي کند . گل اقحوان اگر با عسل آب خورده شود سنگ مثانه را خرد مي نمايد .
    شکوفه اقحوان و استعمال روغن آن در نزد زنان بول و حيض را ريزش مي دهد .استعمال روغن اقحوان نيز مدر است و سفتي زهدان را از بين مي برد و آن را باز مي کند .
    روغن آن سودا و بلغم را بيرون مي دهد و در علاج ورم هاي گرم لبه مقعد و ترکاندن بواسير مفيد است . در علاج ترک هاي آب ريز و قولنج و درد مثانه و سفتي طحال مفيد است .
    بار سرو
    ضماد آن در علاج فتق و ورم ها سودمند است .
    بارزد (قنه )
    ديسقوريدوس گويد :قنه انگم گياهي است که به خيزران مي ماند و در سوريا يعني در شام مي رويد.بعضي آن را (مکانيون )گويند .نوع بهتر متراکم تر است که به کندرشبيه است و با دست خرد مي شود .
    مزاج :گرم و خشکاننده است .
    خاصيت :نرمي بخش ، تحليل برنده ، بادشکن ، گرمي بخش و التهابي و جاذب است و از آن داروهاست که شايد گوشت را تباه سازد .
    آرايش :جوش هاي عدسي را قطع مي کند .
    ورم :داراي خنازير است .
    قرحه :با سرکه بر زخمهاي شيري بمالند خوب است .
    مفاصل :در علاج خستگي و کزاز و ترنجيدن ماهيچه مفيد است .
    سر :داروي سردرد است . صرعي دار آن را بو کند بهوش آيد . علاج گيجي و بيهوشي است . داروي دندان درد و دندان کرم خورده است . درد سرد گوش را درمان مي کند .
    اگر با روغن سوسن باشد و نيمه گرم در گوش بچکانند ورم و درد گوش را سودمند مي آيد و هيچ آزاري ندارد .
    سينه :علاج برنشيت و سرفه هميشگي است .
    اندام هاي راننده :در ريزش دادن حيض بسيار قوي است . اگر بردارند خفگي زهدان را معالجه مي کند .
    زهرها :پادزهر تير زهرآلود ، و سم مار و کژدم است . دودش حشرات موذي را تار و مار مي کند .
    بادرنگبويه
    مزاج :گرم و خشک است .
    خاصيت :در علاج همه بيماريهاي بلغمي و سودايي مفيد است .
    آرايش :در خوشبو کردن دهان بسيار مؤثر است .
    زخم و قرحه :داروي گرمي سودايي است .
    سر :بندآمده هاي راه به دماغ را باز مي کند و بوي گند دهان را از بين مي برد .
    سينه : شادي آور ، توان بخش قلب ، علاج خفقان است .
    اندام هاي غذا : کمک هضم غذا است و داروي سکسکه مي باشد .
    بادنجان
    نياز به معرفي ندارد . تازه ترش سالم تر است و کهنه اش بد است و مزه و مزاج قليا را دارد .
    مزاج :به عقيده ابن ماسرجويه سرد مزاج است . ليکن در حقيقت چون تلخي و تندي دارد گرمي و خشکي در درجه دوم غالب آمده است .
    خاصيت :سبب سودا و انسداد مي شود .
    آرايش : پوست را بد رنگ و سياه مي کند . رنگ را زرد مي گرداند . بادنجان کوچک همه پوست است و لکه هاي سياه صورت را سبب مي شود .
    دمل و جوش :پديد آورنده ورم هاي سرطاني و سخت و جذام است .
    اندام هاي سر : انسداد ، سردرد و جوشهاي دهان را بوجود مي آورد .
    اندام هاي غذا : گرفتگي هايي براي کبد و طحال در بر دارد . اما اگر آن را با سرکه بپزند گرفتگي کبد را باز مي کند .
    اندام هاي دفعي : باعث بواسير است ، وليکن اگر دنباله هاي بادنجان را در سايه خشک کنند براي دفع بواسير خوب است . بادنجان به رواني و قبضي شکم کاري ندارد .اما اگر در روغن بپزند روان کننده و اگر با سرکه بپزند قابض است .
    بادام
    نياز به معرفي ندارد .بادام از گردو کم روغن تر است اما گردو از بادام زود هضم تر است .
    مزاج :بادام شيرين تقريباً در گرمي و تري معتدل است و کمي سوي تري مي گرايد .
    بادام تلخ گرم و خشک است .
    خاصيت :انگم درخت بادام تلخ گيرنده و گرمي بخش است . بادام عموماً زداينده و پاک کننده و بادکننده هست . ليکن بادام تلخ لطافت بخش است و زدايندگي بيشتر دارد و از اينرو در باز کردن قوي تر از بادام شيرين است
    آرايش :بادام تلخ علاج لکه هاي سياه ،کک و مک ، اثرها و گرمي زدگي ها مي باشد .
    ترنجيدگي رخساره را سر حال مي آورد.بيخ بادام تلخ را بپزند و بر لکه هاي سياه بگذارند بسيار مفيد است .خوردن بادام شيرين فربهي مي آورد .
    ورم و جوش :بادام تلخ با آب انگور کهنه علاج شري است (آبله ريزهاي سرخ و آزار دهنده ).
    قرحه :با عسل بر پوست بمالند مورچگي و ساعيه (ريز تر از مورچگي ) را علاج مي کند .با سرکه يا آب انگور کهنه داروي بيماريهاي ويروسي پوستي يا(پوست انداختن ) و تلخ از شيرين کاري تر است .
    سر :بادام و به ويژه تلخ کوبيده و سائيده داروي درد گوش و صداها و وزوزگوش است .با بادام و آب انگور کهنه سر را بشويند رطوبت و سپوسه و شوره را از ميان بر مي دارد و خواب مي آورد .
    چوب درخت بادام تلخ را بکوبند تا تمام نرم شود، آنگاه با سرکه و روغن گل مخلوط کنند و بر پيشاني ببندند سردرد از بين مي رود .روغن بادام تلخ هم داروي سردرد است .
    چشم:تقويت ديد مي کند .
    سينه :بادام تلخ با نشاسته گندم داروي خون بر آوردن است و در علاج سرفه مزمن و برنشيت و ذات الجنب مفيد است .
    روغن بادام شيرين و قاوت بادام در علاج سرفه و خون برآوردن مفيد است .
    اندام هاي غذا :بادام و به ويژه بادام تلخ راه بندان هاي کبد و طحال را باز مي کند .
    بادام تلخ دهانه رگهاي دهان بسته را باز مي نمايد .
    چغاله بادام که با پوست باشد ديرهضم است ،کم غذاست وخلطش خوب است .
    چغاله را با پوست بخورند رطوبت معده را بر مي چيند .و اگر همراه شکر بخورند زود سرازير مي شود .
    قاوت بادام شيرين بر معده گران است و زرداب را بوجود مي آورد .
    اندام هاي دفعي :بادام تلخ راه بندان گرده را باز مي کند ،روغن بادام تلخ تنقيه کننده کليه و مثانه است و اگر با زنبق بخورند سنگ را خرد مي کند .
    بادام تلخ و روغن زنبق و روغن گل را ضماد کنند براي کليه مفيد است . بادام تلخ داروي درد ،ورم گرم ،سخت شدن و خفه شدن زهدان است .
    علاج بي اختيري ادرار و درد گرده است .بادام تلخ را بردارند حيض را ريزش مي دهد .
    بادام شيرين که زدايندگي دارد و بادام تلخ که از آن زداينده تر است و هر دو براي قولنج داروي خوبي هستند .
    روغن بادام که از بادام جدا شود لطيف تر و سبک تر مي شود .
    زهرها :براي گزيده سگ هار مفيد است .
    بارهنگ
    دو نوع از اين گياه موجود است :يکي بزرگ و ديگري کوچک .بارهنگ بزرگ سودمندتر است .
    مزاج :خشک و تر است .
    خاصيت :برگ به علت داشتن ماده آبي سرد گيرنده است و نزيف خون را بند مي آورد .
    خشک آن گزنده نيست بلکه براي دمل هاي کهنه و نو بهترين علاج است .
    ورم و جوش :در مداواي ورم گرم ، سوختگي ، مورچگي ، شري ، باد سرخ ، ورم هاي بيخ گوش و خنازير بسيار خوب است .
    زخم و قرحه :براي معالجه زخم چرکي پليد ، آتش فارسي که ساري باشد ، قرحه هاي هميشگي ، زخم هاي گود ،از هر دارويي پيشي گرفته است .
    بارهنگ مخلوط با گل اندلسي (قيموليا )و سفيداب را بر باد سرخ بگذارند شفا مي دهد .
    مفاصل :ضماد بارهنگ را بر پاغر بگذارند بازدارنده سردي است و آماس را فرو مي نشاند .
    سر :درد گرم گوش را تسکين مي دهد ،آب پز ببخش را در دهان بگردانند دندان درد را آرام مي کند .بارهنگ به جاي سلق (نوعي چغندر)در شورباي عدس بريزند و بخورند براي صرع مفيد است .
    افشره برگ بارهنگ را در گوش بچکانند درد گوش تسکين مي يابد .
    بيخ بارهنگ را بجوند و آبش را در دهان بگردانند علاج دندان درد است و زخم و جوش درون دهان را شفا مي دهد .
    چشم :سرمه کش را به افشره بارهنگ بمالند و در چشم بکشند رمد را بر طرف مي نمايد .
    نفس کش :بارهنگ را بجاي سلق در آش عدس بريزند براي برونشيت مفيد است .
    تخم بارهنگ علاج خون برآوردن است .
    اندام هاي غذا :بجاي سلق بارهنگ را با عدس بپزند در باز کردن راه بندان کبد ، درد گرده ،بيماري استسقا مفيد است .
    اندام هاي دفعي :تخم بارهنگ را بخورند يا آبش را در وارد کردن به صورت(آمپول- شياف…)بکار ببرند براي زخم روده ، اسهال مراره اي مفيد است و خونريزي بواسيير بند مي آيد .
    تب ها :گويند علاج تب سه گوش (تب نوبه )است .
    زهرها :بارهنگ و نمک را برگزيده سگ هار بگذارند سودمند است .
    بارهنگ آبي
    مزاج :گرم و خشک است .
    خاصيت :گويند هيجان را فرو مي نشاند .
    اندام هاي دفعي :گويند در مداواي زخم روده ، پيچش و درد روده ، درد زهدان ، سودمند و ادرار بول و حيض مي کند و در علاج فتق مؤثر است .
    زهرها :پادزهر خرگوش آبي و افيون و غيره است .
    باقلا
    باقلاچندين نوع است :آنچه ما مي شناسيم ، باقلاي مصري ، نبطي و هندي است .
    باقلاي نبطي از همه قابض تر و مصري از همه رطوبتي تر است .
    اگر باقلادير هضم و نفاخ نبود ، از لحاظ غذايي خوب از افشره جو کمتر نمي بود بلکه خوني که از باقلا پديد مي آيد از خوني که از افشره جو غليظ مي آيد پر مايه تر و قوي تر است .
    بهترينش باقلاي سفيد و چاق است که کرم زده نباشد .
    بدترينش باقلاي تازه و تر است و بهتر آن است که زياد در آب خيس شود و خوب بپزند و آن را همراه فلفل و نمک و شيره ي انگدان وسعتر و روغن هاي ديگر بخورند .
    اما باقلاي هندي در اندازه اي ويژه تنها در داروهاي استفراغ و روان ساختن شکم بکار مي رود .
    مزاج :تقريباً معتدل است و گرايش به سوي سردي و خشکي دارد .داراي رطوبتي بيش از لزوم است و بخصوص باقلاي تر بيش از خشک آن تر مزاج است .
    باقلاي تربارطوبتي که دارد و با سردي که در آن هست مي تواند کشنده باشد . و آنهايي که مي پندارند سردي باقلا در درجه دوم است زياده روي کرده اند .
    خاصيت :اندکي زداينده و بسيار نفاخ است . اگر خوب بپزند ولي نه همچون افشره جو باشد و در وقت پختن چندين بار آب آن را عوض کنند حالت بادزايي را از دست مي دهد .
    اگر باقلا را پوست بکنند و مغزش را در ديگ بسايند و حرکت ندهند بادزايي آن کاهش مي يابد .
    باقلاي در روغن جوشيده کم باد است وليکن دير هضم تر هم هست .
    نپخته باقلا با پوست ، بادش بسيار است و شايد آرد آن کم بادتر باشد . باقلاي نبطي قابض است و پوستش از همه اجزايش قابض تر است و زداينده نيست .
    باقلاي مصري از همه انواع باقلها قبض تر و زداينده تر است و گوشت سست ايجاد مي کند و خلط هاي غليظ مي آفريند . ولي بقراط باقلاي مصري را به خوبي تغذيه ستوده و آن را مايه بهبودي مي داند .
    اگر باقلا را به دو نيم کنيم و بر جاي نزيف بگذاريم خون بند مي آيد .
    اگر مرغي از باقلا تغذيه کند و کسي تخم آن مرغ را بخورد خوابهاي پريشان مي بيند .
    باقلاخارش با خود مي آورد به ويژه باقلاي سبز بسيار خارش آور است .
    آرايش :پوست باقلا را بر مو بگذارند نرم و نازک مي شود .
    باقلا و به ويژه اگر با پوست باشد بهکلک و پيس را از صورت مي زدايد و لکه هاي سياه و نقطه ها را از بين مي برد و رنگ و روي را زيبا مي کند .
    دمل و جوش :ضماد باقلا با آب انگور کهنه آماس بيضه را فرو مي نشاند .
    زخم و قرحه :درعلاج قرحه ماهيچه مفيد است .
    مفاصل :در مداواي ترنجيدن ماهيچه و ضماد آب پزش با پيه خوک در نقرس سودمند است .
    سر :سردرد مي آورد و هر کس به سردرد مبتلا است از خوردن باقلا زيان مي بيند .
    ماده اي سبز در اندرون باقلاي مصري هست که تلخ مزه است اگر آن را بکوبند و با روغن گل مخلوط کنند و در گوش دردمند بچکانند درد از بين مي رود .
    چشم :باقلا را با عسل و شنبليله ضماد کنند و بر چشم بگذارند براي پژمردگي چشم و نقطه سرخ داخل چشم مفيد است .
    باقلا با کندر و گل محمدي خشيکده و سفيده تخم مرغ ضماد شود داروي برآمدگي چشم است و به ويژه اگر کره چشم برآمده باشد .
    اندام هاي تنفسي :براي سينه خوب است .داروي خون برآوردن و سرفه است .اگر باقلا را با عسل و آرد شنبليله مخلوط کنند آماس گلو و لوزتين را فرو مي نشاند .
    ضمادش براي آماس پستان و پنير شدن شير در پستان داروي خوبي است .
    اندام هاي غذا :دير هضم است ، زود سرازير مي شود و زود بيرون مي رود .علاوه بر اين سبب انسداد مي شود .باقلاي پوست نکنده را در سرکه بپزند مانع استفراغ مي شود .باقلاي هندي مؤثرترين عامل قي کردن است. اندام هاي دفعي :باقلا را با سرکه و آب بپزند اگر با پوست باشد داروي اسهال مزمن است .
    در مداواي خراش روده مفيد است و به ويژه باقلاي نبطي بيشتر مؤثر است و قاوت آن هم همين کنش را دارد .قاوت چنانکه هست يا شوربا شود فرقي نمي کند .
    ضماد باقلا ورم رگ هاي بيضه را فرومي نشاند و به ويژه اگر با آب انگور کهنه بپزند کمترين مقدار باقلاي هندي خورده شود اسهال مي آورد .
    بدل مرجان
    مشهور است .سنگي است که از دريا بيرون مي آورند و به رنگهاي سرخ ، سياه و سفيد يافت مي شود .
    مزاج :سرد و خشک است .
    خاصيت :گيرنده است و نزيف راباز مي دارد .خشکندگي آن بيشتر از گيرندگي و بسيار خشکاننده است .
    زخم و قرحه :گوشت زيادي را از بين مي برد .
    چشم :چشم را جلا مي دهد و تقويت مي کند و به ويژه اگر سوخته آن را شستشو دهند مؤثرتر است .رطوبت هاي چشم را بر مي مکد و اثر قرحه هاي چشم را از بين مي برد و در مداواي (دمعه )مفيد است .
    اندام هاي تنفسي :در باز داشتن خون بر آوردن و در بيرون راندن خون مؤثر است و در اين باره سيال آن همان تأثير را دارد .و به ويژه سوخته شسته آن که ازجمله داروهاي تقويت قلب و تسکين خفقان قلب بشمار مي آيد. اندام هاي غذا : محلول آن در علاج آماس طحال مفيد است .
    اندام هاي دفعي :داروي زخمهاي روده است .
    برباله
    اين گياه داراي ساقه بزرگ و گره دار و ناصاف و شبيه فريز است . تخم زيادي دارد .خوشبو است و زبان را مي خارد . اين گياه در ميان برگهايش و نزديک ساقه گل هاي بنفش رنگي توليد مي کند که شبيه گل بنگ است هرچه خوشبوتر باشد بهتر است .ساقه هاي آن از اجزاي ديگرش مفيدترند .قوت آن با قوت سوسن زرد برابر و از اذخر قوي تر است .
    مزاج :اين گياه گرم و خشک است و شهرت دارد که گرمي آن بيشتر از خشکي است .
    خواص درماني :تمامي اجزاي اين گياه در باز کردن و تسکين دردهاي دروني مفيد است به ويژه خيسانده آن .
    مفاصل :اسارون و به ويژه خيسانده آن در مورد بيماري اعصاب(سياتيک) درد مزمن سرين بسيار مؤثر است .
    چشم :اين گياه در معالجه ستبري قرنيه مفيد است .
    اندام هاي تغذيه : بر باله در معالجه بند آمدگي هاي کبد و سخت شدن اين عضو بسيار مفيد و در مداواي يرقان نيز مفيد است .
    اندام هاي دفعي : برباله با تقويت مثانه و کليه به دفع بول کمک مي کند . داراي خاصيت مسهل است .
    برغست (قنابري )
    مزاج :گرم است .
    خاصيت :لطيف ،زداينده ، تکه کننده
    آرايش :لکه هاي سياه و بهک را مي زدايد و بدون شک خوردنش يا ضماد گذاشتنش بهترين برنده وضح (لکه هاي سپيد صورت )است ، که در ظرف چند روز اين کار را مي کند .اين دارو را عرب ها مي شناسند .
    زخم و قرحه :ضماد برگش زخمهاي چرکي پستان را علاج است .
    سر :آبش را به بيني بکشند رطوبت هاي غليظ را علاج مي کند .
    نفس کش :شش را مي پالايد و راه بندان ها را باز مي کند .
    اندام هاي غذا :راه بندان هاي کبد و طحال را باز مي نمايد .
    اندام هاي راننده :آبش شکم را روان مي سازد ،ضماد برغست بواسير و درد و پيچش روده را باز مي دارد و سفتي زهدان را نرم مي کند و کيموس هاي غليظ را بيرون مي راند .
    زهرها :برغست پادزهر همه حشرات موذي است .
    برنج
    دانه اي است مشهور .
    مزاج :گرم و خشک است ، برخي گويند از گندم گرمتر است .
    خاصيت درماني :برنج غذاي خوبي است و کمي به خشکي مايل .اگر برنج را با شير و روغن بادام بپزند نيروي غذايي آن بيشتر و بهتر مي گردد و ديگر خشکاننده و بند آورنده نيست به ويژه اگر برنج را شبي در آب سبوس بخيسانند .
    برنج به کندي سردي مي دهد و براي جلا دادن خوب است .
    اندام هاي دفعي :برنج آب پز تا حدي قبض کننده است .شير برنج آب پشت را زياد مي کند و قبوضيت ندارد .مگر آنکه آن را در پوسته بسيار بجوشانند و آب آن را بخار کنند .اگر برنج را در آب سبوس بخيسانند اين قبوضيت را به کلي از دست مي دهد.
    برطانيقي
    برخي گويند بستان افروز است و قسمي گويند غيرآن است و برگش به برگ ترشک کوهي مي ماند ولي اين از ترشک بهتر است و تقريباً سيه فام است .
    خاصيت :برگ آن بسيار قابض است .
    زخم و قرحه :زخم و زخم ها را بهم مي آورد.
    سر :داروي جوش هاي دروني و زخم هاي کهنه دهان است و بايد در مداواي جوش هاي دهان رب آن استعمال شود که بسيار سودمند است .
    برگ کابلي
    گياه برگ کابلي که عبارت از دانه اي هندي است دو نوع مي باشد :کوچک و کم شاخه ،بزرگ و پرشاخه .کوچک آن بهتر از بزرگ آن است .
    دانه برگ کابلي را از هندوستان يا سند مي آورند .
    مفاصل :دربرکندن بلغم بسيار خوب است .
    اندام هاي دفعي :براي راندن بلغم روده ، کرم کدو و ساير کرم ها بسيار مؤثر است .
    بسباسه
    نوعي گردو است که به حجم مازو مي باشد . پوستش نازک و زودشکن است و بوي خوش و تند دارد .
    خاصيت :قبوضيت دارد .
    آرايش : کک و مک را مي زدايد و بوي دهان را خوش مي کند .
    چشم :تقويت ديد مي کند و داروي سبل است .
    اندام هاي غذا :کبد و طحال و معده و به ويژه فم معده را تقويت مي دهد . شکم را بند مي آورد . مدر و داروي عبي اختياري ادرار است ، اگر با روغن ها مرهم شود مسکن درد است ، و پرزه (شياف زنانه ) سودمند و مانع استفراغ است .
    بسپايک
    بسپايک عبارت از چوبي است باريک ، خاکي رنگ ، گره دار و کمي به سياهي و سرخي مي زند يا مايل به سبز است .
    شاخه هايي دارد شبيه به کرم هايي که پاهاي بسيار دارند . مزه اش تا اندازه اي شيرين و گس است .
    برخي گويند :بسپايک روي درختي در مردآب ها مي رويد . و پاره اي مي گويند بر سنگ ها نمو مي کند . بهترينش آن است که ستبري آن به اندازه ي انگشت کوچک و رنگش مايل به سرخي باشد و در درجه دوم نوع زرد پرمايه و شاداب و ترد که کمي تلخي و گوارايي همراه گسي دارد و مزه اش به مزه ي ميخک شباهتي دارد ،خوب است .
    مزاج :گرم و خشک است .
    خاصيت :گدازنده ، رساننده ، بادشکن و راننده رطوبت است .
    مفاصل :ضمادش در پيچش عصب سودمند است .
    اندام هاي دفعي :بدون درد دادن شکم را روان مي کند ، بلغم و کيموس آبي را بيرون مي راند . در مداواي قولنج بسپايک را در آبگوشت خروس يا ماهي يا آش حبوبات داخل مي کنند .
    بيخ بسپايک را بکوبند و گرد آن را با عسلاب سبک مخلوط کنند و از آن بخورند مراره و بلغم را بيرون مي آورد .
    بشام
    درختي است مصري ،بو و برگش به برگ و بوي فيجن شبيه است . ليکن برگ بلسان سپيدتر است . تنه درخت بلسان به تنه درخت حضض ( فليزهره )مي ماند .از حيث تأثير درماني روغنش از دانه و دانه اش از چوبش قوي تر است .
    روغن :شيره آن را بعد از طلوع ستاره دو خواهر مي گيرند .با نيشتر تنه آن را سوراخ مي کنند و هر شيره اي که از آن تراوش مي کند بوسيله ي پنبه دانه بر مي دارند و هر ساله بيشتر از چند رطلي جمع نمي شود .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت درماني :انسداد را باز مي کند و در بيماري هاي دروني سودمند است .
    زخم و قرحه :بشام و به ويژه اگر با زنبق باشد زخم را تنقيه مي کند و پوسته استخوان را بيرون مي کشد .
    مفاصل :خوردنش براي مداواي يماري اعصاب و تناول پخته شده آن در علاج ترنجيدگي مفيد است .
    اندام هاي سر :سر و زخم هاي سر را تنقيه مي کند ، در مداواي صرع و سرگيجه سودمند است .
    اندام هاي چشم : بشام و شيره اش تم چشم را بر طرف مي کند چشم را جلا مي دهد و ديد را تقويت مي نمايد .
    اندام هاي تنفسي و سينه :چوب و دانه اش درمان پهلو درد ، برونشيت شديد ، نفس تنگي ، دردسر و شش هستند .
    شيره و دانه آن درمان ذات الريه سرد ، و سرفه مي باشد . همه اجزاء آن براي قسمت دروني بالايي شکم سودمند است .
    اندام هاي غذا :در ضعف هاضمه مفيد است . پخته آن سوء هضم را از بين مي برد و معده را تنقيه مي کند و کبد را قوت مي دهد .
    اندام هاي دفعي :مدر بول است .
    درد وپيچ روده (مغص )را درمان است . بخور آن رطوبت زهدان را دفع مي نمايد و آن را خشک مي کند و چاره ساز سردي زهدان است . اگر دود آن را برکشند کليه دردهاي زهدان را از بين مي برد . پخته اش دهانه رحم را باز مي کند . اگر با روغن گل و موم مرهم شود سردي رحم را برطرف مي کند و در بي اختياري ادرار سودمند است .
    تب ها :شيره اش تب لرز را علاج است .
    زهرها :ضد سموم و درمان مارگزيده است و اگر شيره آن را با شير حيوان بنوشند پادزهر شوکران و به ويژه هر سموم حشرات موذي است .
    بشنيز
    گياهي است شبيه خاراگوش ، ولي اين به رنگ سبز است و رطوبتي چسبنده دارد .نوعي ديگر از آن هست که شاخه هايش از اين کوتاهتر و برگش پهن تراست. برگ آن ريز و باريک و به رنگ هاي سپيد و زرد در بهارو تابستان پيدا مي شود.
    خاصيت :لطافت بخش ، بسيار بازکننده ، ضماد آن فضول را از ريزش به سوي اندام باز مي دارد .
    سر :ضمادش سردرد سرد را درمان مي کند .محلول و آب پزش سالمتر است ،از بند آمدن بيني جلوگيري مي کند و علاج زکام مي باشد .
    اندام هاي دفعي :سنگ کليه را خرد مي کند .درآب پزش بنشينند حيض را روان مي سازد و قرحه هاي زهدان را پاک مي کند ،خوردن و ضماد آن زهدان بهم آمده را باز مي کند و سختي زهدان را از بين مي برد .
    بعل
    گياهي است که در بهاران در آب مي رويد و به يونجه و شبدر مي ماند .
    شاخه هايش بسيار و تخمش همانند تخم هويچ است .
    مزاج :گرم است .
    اندام هاي غذا :براي طحال بسيار خوب است .
    اندام هاي دفعي :مدر بول است .
    بکمون
    همان عرفج بياباني و از رده شيرداران و تخم آن چون ساير شيرداران آتشين و اسهال آور است .
    بلوط
    معروف است .بلوط قابض است و قبوضيت شاه بلوط کمتر است .
    بيشتر قبوضيت بلوط از جفت آن است که پوسته داخلي بلوط است .
    مزاج :سرد و خشک است .شاه بلوط که از شيريني برخوردار است کمي گرمي در بر دارد .برگ بلوط از بلوط قابض تر و در خشکانيدن کمتر از بلوط است .
    خاصيت :در شاه بلوط زدايندگي و در همه انواع بلوط قبوضيت هست . پايين هاي شکم را پر باد مي کند و نزيف ها را باز مي دارد و در اين زمينه برگش از همه بيشتر کنش دارد .
    همه انواعش نيروبخش اندام ها مي باشد .شاه بلوط دير هضم است و نيروي غذايي بيشتر دارد.اگر با شکر آميزند نيروي غذايي آن افزايش مي يابد.
    جالينوس فرمايد :بلوط تقريباً از حيث غذايي بودن به گندم مي رسد و از ساير حبوبات مغذي تر است .شاه بلوط که شيرين است از بلوط مغذي تراست. ليکن عموماً غذايش براي آدميزاد بسيار خوب نيست .
    برخي از مردمان به خوردن بلوط عادت کرده اند ولي چون از آن نان مي پزند سالمتر مي شود و زياني نمي رساند .
    دمل و جوش :بلوط مخلوط با پيه بزغاله و خوک نمد سود براي گرفتگي عروق مفيد است .
    ثمر بلوط در مداواي ورم هاي گرم که نو پديد باشند مفيد است .
    زخم و قرحه :مانع زياد شدن جوش هاي ساري ،(زخم دهان )زخم هاي فراگير (ساعيه )مي باشد ، که در اين حالت بايد برگ بلوط را بسوزانند و سائيده آن را بر زخم بگذارند يا بر زخم بپاشند که در بهم آوردن زخم ها بسيار مفيد است .
    سر :چون بازدارنده بخار است سردرد مي آورد و در بند آوردن شکم نيز فعال است .
    اندام هاي تنفسي :داروي خون بر آوردن است .
    اندام هاي غذا :در علاج رطوبت معده مفيد است .
    اندام هاي دفعي :قبض است ، در مداواي خراش و قرحه روده و نزيف خون مؤثر است و بول را فزوني مي دهد .
    زهرها :پادزهر حشرات موذي است .آب پز پوست بلوط با شير گاو و پادزهر (سهام ارمني )است .مغزشاه بلوط براي هر زهري پادزهر خوبي است .
    بلادر
    ميوه اي است شبيه هسته خرما و مغزي دارد همچون گردو ،شيرين مزه است و بي گزند .
    پوسته آن متخلخل و سوراخ است و در اين سوراخها انگبيني لزج و بودار موجود است .اگر آن را به دندان بشکنند زياني نمي رساند به ويژه اگر همراه مغز گردو باشد بهتر است .
    مزاج :گرم و خشک .
    خاصيت :انگبينش سبب قرحه و ورم مي شود و خون و خلط ها را مي سوزاند .
    دمل و جوش :ورم هاي گرم دروني را بر مي انگيزد .
    مفاصل:در مداواي سردي و سستي عصب و فلج و کجي دهان مفيد است .سر:براي رفع فراموش کاري خوب است وليکن بيماري وسوسه و ماليخوليا را تحريک مي کند .
    اندام هاي دفعي :دود آن بواسير را مي خشکاند .
    زهرها :از جمله سم هاست .سوزنده اخلاط و بدين سبب کشنده است .
    پادزهر بلادر دو نوع است و روغن گردو از قوتش مي کاهد .
    بل
    گويند خيار هندي است و به خيار کبر مي ماند .مزه اش تلخ و مانند مزه زنجفيل است .
    مزاج :گرم و خشک است .
    خاصيت :قبض است و درون را توان مي بخشد .
    اندام هاي غذا :آتش معده را دامن مي زند ،در علاج قي سودمند است و يکي از داروهاي گوارشي است .
    اندام هاي دفعي :شکم را بند مي آورد و باد را پراکنده مي کند .
    بليله
    تقريباً هم مزاج آمله و مغزش شيرين و تقريباً چون فندق است .
    مزاج :سرد و خشک است .
    خاصيت :هم زداينده و نرم کننده است و هم قابض .
    اندام هاي غذا :معده را دباغي و جمع مي کند ، سستي و رطوبت معده را از بين مي برد ، هيچ دارويي در دباغي معده به بليله نمي رسد و فوايد بسيار دارد .
    اندام هاي دفعي :شايد شکم را بند آورد .بعضي گويند تنها ملين است و بس .
    بليله براي روده مستقيم و مقعد بسيار سودمند است .
    بنفشه
    گياهي است مشهور و بيخش چون ساير اجزايش نيروي دارويي دارد .
    مزاج :سرد و تر است .
    خاصيت درماني :خون معتدل بوجود مي آورد .
    دمل و جوش :بنفشه و برگ آن را با قاوت جو ضماد کنند ورم گرم را فرو مي نشاند .
    زخم و قرحه :روغن بنفشه براي گري (جرب )داروي خوبي است.
    اندام هاي سر :بو کردن و بر سر ماليدن آن سردرد را تسکين مي دهد .
    اندام هاي چشم :ماليدن و خوردن آن در مداواي رمد گرم مفيد است .
    نفس و سينه :بنفشه و به ويژه مرباي آن با شکر درمان سرفه گرم است و سينه را نرم مي نمايد .
    شربت آن درمان سينه پهلو و شش است و دراين زمينه ازجلاب بهتر است .(گلاب )
    اندام هاي غذا :التهاب معده را از بين مي برد .
    شربت آن علاج درد کليه، مليني ملايم است و برآمدن مقعد را فرو مي نشاند. خوردن بنفشه خشک صفرا را بيرون مي راند .
    بنک
    چيزي است که از هند و يمن مي آورند .گويند تراشه خار مغيلان است .
    زرد و سبک و خوشبويش خوب است و سفيد و سنگين آن بد است .
    مزاج :گرم و خشک است .
    خاصيت :اندام ها را تقويت مي کند .
    آرايش :پوست را پاک مي کند .رطوبت هاي زير پوست را مي مکد . بدن را خوشبو مي کند .
    اندام هاي غذا :براي معده خوب است .
    سر :با عقل و هوش ناسازگار است .
    خاصيت :اندام ها را تقويت مي کند .
    آرايش :پوست را پاک مي کند .رطوبت هاي زير پوست را مي مکد . بدن را خوشبو مي کند .
    اندام هاي غذا :براي معده خوب است .
    بورک
    بورک درتأثير بخشي مانند نمک است و تفاوت اين است که بورک قوي تر از نمک است و قابض نيست .
    گاهي آن را در سفاليني بر آتش بريان مي کنند .
    خاصيت درماني :بسيارزداينده ،شوينده و قشرانداز است ،تنقيه مي نمايد و خلط هاي غليظ را مي برد .
    آرايش :بورک را اگر برمو بپاشند مو را نازک مي کند.ضماد بورک خون را به سطح بدن مي کشاند و رنگ رخساره زيبا مي شود .بورک لاغري را علاج مي کند .ليکن اگر زياد بخورند رنگ را سياه مي گرداند .
    زخم و قرحه :در زدودن چرک مؤثر و داروي خارش است . بورک و سرکه علاج جرب است .
    مفاصل :از بورک و داروهاي ديگر مرهم مي سازند که بيماري فلج را به تأخير مي اندازد و به ويژه فلج سبک را از بين مي برد و داروي پيچش پي ها است .
    سر :درعلاج شوره سر مفيد است .کف بورک را با عسل در گوش بچکانند در پاک نمودن و باز کردن گوش مؤثرو براي علاج کري سودمند است. بورک مخلوط با آب انگورکهنه يا شربت زوفا صداهاي گوش را ازبين مي برد. اندام هاي غذا :براي معده بد است و معده را تباه مي گرداند .ضماد بورک با انجير استسقا را فرو مي نشاند .
    اندام هاي دفعي :برداشتن (حقنه )بورک شکم را روان مي سازد . بورک را با آب انگور کهنه و زيره يا پخته فيجن و شبت بخورند درد و پيچش روده (مغص )را از بين مي برد .در رفع درد شکم عموماً از نمک مؤثرتر است .
    بورک را با برخي از داروهاي ضد کرم مي نوشند ،کرم ها را بيرون آورد . همچنين شکم و ناف را با آن مسح کنند و نزديک آتش بنشينند کرم ها را مي کشد و در اين زمينه نيز از نمک بهتر است .
    زهرها :هربورکي و به ويژه بورک آفريقايي سوخته و ناسوخته و کف بورک نيز بهترين پادزهر قارچ سمي است .
    در علاج گزيده سگ هاربورک را با پيه الاغ و خوک قاطي مي کنند و بر زخم مي گذارند .
    بويانس
    اکثراً بيخ آن را بکار مي برند . انگم و شيره اي هم دارد که انگم از شيره قوي تر است .
    بويانس را با روغن زيتون ، آبکامه ، کمي آب انگور کهنه مخلوط مي کنند و بهم مي زنند تا غليظ شود و هرچه پرمايه تر شود مفيد تر است .
    مزاج :گرم و خشک است .
    خاصيت :تحليل برنده است .
    زخم و قرحه :از شدت خشک کنندگي که در آن است پوسته استخوان فاسد شده را جدا مي کند و چرک زخم را از بين مي برد .
    مفاصل :با اعصاب بسيار ناسازگار است .
    اندام هاي تنفسي :زائده هاي غليظ را که در سينه باشند بيرون مي آورد . براي شش خوب است و خوردن وضماد آن داروي ريه وزخم هاي ريه است. اندام هاي غذا :اگر بويانس را بر طحال بمالند يا آن را در آب گرم حل کنند و بر طحال بمالند سختي طحال را از بين مي برد .
    بوزيدان
    چوبي است ره آورد هندوستان و تأثيرش به تأثير بهمن نزديک است .
    بهترينش سفيد و ستبر و راه راه و زبر است .باريک و هموارش که سفيدي آن کم باشد خوب نيست .گاهي آن را بوسيله ي (لعبه بربري )غش مي نمايند .
    مزاج :گرم و خشک است .
    خاصيت :نرم کننده است و لطافت بخش .
    مفاصل :در مداواي درد مفاصل و نقرس مفيد است .
    اندام هاي دفعي :شهوت انگيز است .
    زهرها :پادزهر است .
    بهمن
    قطعات چوبي است که عبارتند از ريشه هاي خشک و ترنجيده و ناهموار و برخي سفيد و برخي سرخ رنگ اند .
    مزاج :گرم و خشک .
    آرايش :فربه کننده .
    اندام هاي سينه :براي قوت قلب بسيار خوب و در علاج خفقان مفيد است .
    اندام هاي دفعي :در افزايش آب پشت بسيار مؤثر است .
    به
    مزاج :سرد و خشک است .
    خاصيت :به و گل و رغن به قبضند و به شيرين کمتر قبض است .به دانه قبض نيست و ملين است . به دانه از جريان مواد زائد به درون جلوگيري مي کند .به عموماً توان بخش است .
    آرايش :بازدارنده عرق است .روغن به داروي ترک هاي ناشي از سرما است .
    ورم و جوش :روغن به بهترين داروي مورچگي است .
    قرحه :روغن به در علاج زخم هاي چرکي مفيد است .
    مفاصل :زياد خوردن به درد اعصاب بدنبال دارد .
    چشم :برشته اش را بر آماس گرم چشم بگذارند سودمند است .
    سينه :افشره به در علاج نفس بلندي برنشيت و خون برآوردن مفيد است .
    به دانه زبري گلو را بر طرف مي کند ،گرفتگي ريه را نرمش مي دهد . لعاب به نيز خشکي قصبته الريه را تر گرداند .
    اندام هاي غذا :از استفراغ جلوگيري مي کند ،خمار را مي زدايد ، تشنگي را تسکين مي دهد .
    اگر کسي معده اش براي پذيرش زائده آمادگي دارد از خوردن به که معده را قوي مي گرداند فايده مي بيند .به کال تقويت معده مي کند و مانع استفراغ بلغي است .
    بول را ريزش مي دهد .گويند اين خاصيتش روي آورد است . شکم را بند مي آورد و قبوضيتش بي منفعت نيست .
    به را با عسل بپزند بيشتر بول را ريزش مي دهد اما ممکن است بجاي قبوضيت اسهال بياورد .گاهي سبب قولنج و درد و پيچش روده مي شود . خونريزي حيض را بند مي آورد .افشره به يا روغن به را در ذکر بچکانند سوزش مجراي بول را شفا مي بخشد .
    روغن به به نفع گرده و آبدان است .
    اگر با غذا به بخورند اسهال مي دهد و اگر زياد بخورند خوراک را قبل از هضم شدن بيرون مي ريزد .
    باآب پز به حقنه کنند برآمدگي هاي مقعد و زهدان را بر طرف مي کند .
    بيش موش بوحا
    بوحا گياهي است که در زمين هاي رستنگاه بيش مي رويد و هر بيشي نزديک بوحا برويد ثمر نمي دهد .
    بوحا بهترين پادزهر بيش است .اما بيش موش جانوري است شبيه موش و سوراخش در نزديکي بيخ بيش مي باشد .
    هر فايده که «بيش »در علاج برص و جذام دارد «بوحا »هم دارد. بيش موش نيز داروي برص است و در مداواي جذام سودمند ،و پادزهر افعي و ساير سم ها است .
    بيدمشک
    از نباتات خوشبو است .
    خاصيت :ماليدن آب و افشره اش ورم ها را فرو مي نشاند .
    سر:شکوفه بيدمشک و بو کردن برگ آن بادهاي متراکم سر را درمان مي کنند .
    اندام هاي دفعي :شکم را روان مي کند .
    بيش
    سمي است کشنده
    مزاج :در منتهاي گرمي و خشکي است .
    آرايش :اگر بر برص بمالند يا با معجون (بزرجلي )بخورند برص را از بين مي برد و در مداواي جذام نيز سودمند است .
    زهر:سمي است کشنده ،فوري که جسم را مي گنداند .پادزهر بيش موش بيشتر است و آن نوعي موش است که از گياه بيش تغذيه مي نمايد . بلدرچين هم از بيش مي خورد و مي ميرد .
    با معجون هايي که به منظور جلوگيري از سم بيش درست مي کنند مسک هم داخل است .
    بيوه زا ـ شش شاخ
    مزاج :گرم است .
    خاصيت :لطيف و تحليل برنده .
    مفاصل :در علاج کزاز مفيد است .
    سر :آب پزش را در دهان بگردانند داروي درد دندان و در علاج هر نوع نزله مفيد است و ريشه هايش نيز همين کارها را انجام مي دهد .
    نفس :در بيرون راندن خون از سينه مفيد است .
    اندام هاي غذا :بيخش علاج استفراغ پي در پي است .
    اندام هاي راننده :بيخش در علاج تراوش رطوبت هاي هميشگي زهدان مفيد است .
    بيد بياباني
    برگش را پاره کنند شيره قوي مي دهد .
    خاصيت :ثمر و برگش گيرنده بي آزارند .به حد کافي مي خشکاند . خاکسترش بسيار خشکاننده است .بيد تر را ضماد کنند خونريزي را بند مي آورد .
    برگش را پاره کنند شيري مي دهد که بسيار زداينده و نرم کننده است .
    آرايش :خاکسترش را با سرکه بر زگيل بمالند آن را بر مي کند .
    زخم و قرحه :بيد بياباني و به ويژه ثمر و برگش ضماد شود زخم ميان استخوان را علاج است ،خاکسترش را با سرکه بر پوست بمالند مورچگي را از بين مي برد .
    سر :شکوفه و آبش مسکن سردرد هستند .افشره برگش در زدودن ريم و چرک گوش بي نظير است .
    چشم :ثمرو آبش را بر کاسه چشم ضربه خورده گذارند بسيار مفيد است.
    شيره اش براي چشم کم سو داروي خوبي است .

    خواص گياهان دارويي(ج-چ-ح-خ)

    «چ »
    جبسين
    سنگ گچ ورقي و شفاف را جبسين مي گويند و چون بسوزد لطيف تر مي گردد. مزاج :سرد و خشک .
    خاصيت :چسبنده است . بر اطراف جاي نزيف بگذارند بدان سبب که چسبنده ،گيرنده ، جمع آورنده و لزج است نزيف را باز مي دارند و اگر بسوزد لطيف مي گردد و خشکانيدنش بيشتر مي شود .
    سر:اگربر پيشاني بمالند خون دماغ را بند مي آورد .
    چشم :جبسين را با سفيده تخم مرغ مخلوط کنند تا سخت نشود و بر رمد خوني بگذارند مفيد است .
    زهر :جبسين از جمله زهرهاي خفه کننده و بسيار کشنده مي باشد .
    جنطيانا
    برگهاي زيرين آن به برگ گردکان يا برگ بارهنگ شبيه است .
    رنگش سرخ ،وسطش برجسته ، ساقه آن مجوف و صاف و به ستبري انگشت است .بلنديش دو زراع است .برگهايش با هم فاصله دارند و ميوه اش داخل کاسبرگ ها قرار گرفته است . بيخ آن دراز است و به بيخ زراوند مي ماند .در کوهستان ها و در سايه و جاي مرطوب مي رويد . گويند اولين کسي که اين گياه را کشف کرده جنطين شاه بوده که در قله کوهساران بسيار بلند آن را پيدا کرده و از اينرو نام جنطيانا به خود گرفته است .
    از اين گياه افشره مي گيرند .
    چنانکه پنج روز آن را در آب مي گذارند ،آنگاه مي پزند ،صاف مي کنند و بعد مي بندند که همچون عسل شود ،آنگاه به عنوان دارو بکار مي رود .
    بهترين نوع آن جنطياناي رومي است که بسيار سخت و سرخ رنگ و عبارت است از چوب و رگ هايي به ستبري انگشتان .برخي بزرگ ترند و بعضي کوچک تر .
    مزاج :سرد و خشک .
    خاصيت :بيخ آن بهک را از بين مي برد و به ويژه افشره نامبرده اش در اين زمينه بسيار مؤثر است .
    مفاصل :آن را شربت کنند و بخورند در علاج پيچش پي ها و کساني که از ارتفاع افتاده باشند سودمند است .
    چشم :در علاج رمد بر چشم مي مالند .
    اندام هاي تنفسي :افشره آن داروي ذات الجنب است .
    اندام هاي غذا :راه بندان کبد و طحال را باز مي کند . شربت آن درد کبد ، طحال ،سردي کبد و آماس کبد را از بين مي برد .معده اي که از سرما بيمار است چاره اش با بيخ جنطياناست .
    اندام هاي دفعي :بول و حيض را راه مي اندازد .
    زهرها :بهترين پادزهر نيش کژدم است . شربت آن پادزهر نيش همه حشرات سام و زهر دندان سگ هار و کليه درنده ها را خنثي مي سازد .
    جو و شلت
    جو که مشهور است و شلت نوعي جو است که پوست ندارد و همان کنش هاي جو را دارد .
    مزاج :سرد و خشک .
    خاصيت : زداينده و ماده غذائيش کمتر از گندم است .افشره جو از قاوت جو قوي تراست .آرد جو و قاوتش تندي و شدت اخلاط را کاهش مي دهند. هر نوع افشره جو مفيد است .
    آرايش:افشره جو را به گرمي بر لکه هاي سياه بمالند مفيد است .
    ورم و جوش : آن را در آب مي پزند مانند سوپ مي شود و با زفت و رازيانه مخلوط مي کنند و بر ورم سفت مي گذارند ورم را نرم مي کند .
    در آب پخته جو يا جو و آب پر مايه اش داروي ورم هاي گرم است .
    قرحه :در سرکه بسيار تند و پر مايه بپزند و بر گري چرکين بگذارند شفا مي دهد .
    مفاصل :جو ،به و سرکه را ضماد کنند و بر نقرس بگذارند مفيد است .
    ريزش مواد ناجور را از مفاصل باز مي دارد .
    سينه :افشره جو داروي بيماريهاي سينه است .افشره جو را با تخم رازيانه بخورند شير پستان را افزوني مي دهد . آرد جو براي معده خوب نيست .
    اندام هاي راننده :قاوت و آب پز قاوت جو قبوضيت مي دهد .
    تب ها :آب جو سردي مي دهد و تب ها را رطوبت مي بخشد .
    جوجادو
    دانه اي است تلخ مزه و شبيه به جو .رنگش کمي به سرخي مايل و گلش از جو درازتر و باريک تر است .
    مزاج :گرم و خشک است .
    خاصيت :قبض است و شکم را بند مي آورد .
    دمل و جوش :سخت ها را نرم مي کند .
    سر :راه بندان بوجود مي آورد .
    اندام هاي دفعي :شکم را بند مي آورد . اگر در آب پز آن بنشينند در علاج درد و سستي مقعد بسيار مفيد است .خوردن خرد شده آن مخلوط با روغن زيتون در علاج بواسير مفيد است .
    زهرها :پادزهر است .
    جوزرومي
    آن را اکيروس نيز مي نامند . گويند درخت جوز رومي در کنار رودخانه اي به نام «ليرندانوس »نشو و نما مي کند . شيره اين درخت بعد از آنکه مي تراود در آب رودخانه مي بندد .
    مزاج :بسيار گرمي بخش و خشکاننده است . صمغش در منتهاي گرمي و گرمي گل آن از آن بيشتر است .
    اندام هاي سر :اگر ميوه آن را با سرکه بخورند داروي صرع است .
    مفاصل :برگ آن را با سرکه ضماد کنند تپش ناشي از نقرس را تسکين مي دهد .
    اندام هاي غذا :خوردن صمغ آن معده را از رطوبت ناسازگار نگاهداري مي کند .
    اندام هاي دفعي :خوردن صمغ آن نمي گذارد رطوبت هاي نامطلوب بسوي روده روان شوند .
    اين انگم را در مرهم ها بکار مي برند .
    جو دوسر ،يولاف
    قوت دانه اش همان قوت جو و در حقيقت چيزي است ميانه گندم و جو .
    قاوت و نيم کوبيده اش از قاوت و نيم کوبيده جو قبض تر است .
    مزاج :معتدل و مايل به رطوبت است .
    خاصيت :بدون سوزش خشک مي کند و گدازندگي و قبوضيت دارد .
    جيوه ، سيماب
    به دو طريقه بدست مي آورند يا راساً از منبع بدست مي آيد .يا اينکه از سنگي که درمعدن جيوه است تهيه مي شود .استخراج جيوه از سنگ جيوه همان عمليات استخراج طلا و نقره را دارد که با فشار حرارت از معدن جدا مي شود .
    سنگ جيوه اگر بي آلايش باشد و آميزه اي از خاک و سنگ ديگري در آن نباشد ، همرنگ شنگرف يا صحيح تر بگوئيم شنگرف همرنگ آن است و باز به آن نمي رسد .
    مزاج :گرم و تر است .
    خاصيت :بالا برنده و قابض است .
    آرايش:جيوه مرده با روغن گل ،شپش و رشک شپش را از بين مي برد .
    زخم قرحه :جيوه مرده با روغن گل و با داروهاي ضد گري علاج گري و در مداواي زخم چرکي سودمند است .
    مفاصل :بخار جيوه باعث فلج و سوزش مي شود و خشکي ها را با خود مي آورد .
    سر :دود جيوه شنوايي را از بين مي برد و دهان را بدبو مي کند .
    چشم :دود جيوه باعث کوري چشم مي شود .
    زهرها :بالا آمده جيوه از فشار حرارت بسيار قطع کننده ،از سموم قاتل و علاج آن نوشيدن شير و استفراغ کردن است .جيوه موش کش است و حشرات و مارها از دودش گريزانند .
    «چ»
    چاتلانقوش
    ثمر درخت سقزيابنه .اين درخت درسرزمين هاي سردسير بسيار مشهور است .
    مزاج :گرم و خشک .
    خاصيت :گرمي بخش ،نرمي بخش ، پالاينده ، قبض و شيره آن از شيره مصطکي تلخ تر و در گدازندگي مؤثرتر است . در شيره اش اندکي قبضي هست و بسيار زداينده و بازکننده خوبي است .
    مي رساند ،نرم مي کند و مواد را از ژرفاهاي تن بسوي خود مي کشد .
    در اکثرحالات کار مصطکي را انجام مي دهد .دود ثمربنه همچون کندر بي آزار است .
    آرايش :صورت را جلا مي دهد . لکه هاي سياه را از بين مي برد . سقزدرختي براي ترک هاي صورت داروي خوبي است .
    ورم و جوش :شيره اش ورم هاي سخت را نرم مي کند و مي رساند .
    زخم و قرحه :گري و بيماريهاي ويروسي پوست را از بين مي برد .
    شيره اش درمرهم هايي که براي پاک کردن زخم ها و خشک گردانيدن ريم و چرک مي سازند بکار مي رود.زخم هاي رويه پوست را بهبود مي بخشد ،درعلاج خارش قرحه ،گري چرکين ، گري بلغمي و جوش هاي بلغمي سودمند است .
    مفاصل :روغنش جزئي از مرهم هاي ضد خستگي ،فلج و دهان کجي است .سر:شيره اش همره عسل و روغن زيتون رطوبت هاي گوش را از بين مي برد .
    چشم :دودش به چشم آيد خوره پلک ها را علاج و از ريزش مژه جلوگيري مي کند .
    سينه :ماليدن يا ضماد آن در مداواي پهلو درد مفيد است .
    شيره اش را تنها يا همراه شيريني بليسند قرحه شش و سرفه مزمن را بر طرف مي کند .
    اندام هاي غذا :ميوه درخت سقز و به ويژه روغن دانه اش داروي طحال است .سينه را تنقيه مي کند ليکن اشتهاي طعام را از بين مي برد .
    اندام هاي دفعي :ثمربنه هيجان انگيز است و بول را ادرار مي دهد . شيره اش نيز ادرار مي آورد .
    زهرها :شيره و ثمرش را همراه آب انگورکهنه نوشند پادزهر رتيل است.چلغوزه
    بار درشت درخت صنوبر است و از گردو مغذي تر مي باشد ولي دير هضم تر است .
    مزاج :معتدل است و اندکي گرمي دارد .
    خاصيت :تغذيه پرمايه و خوب و نيروبخش مي دهد رطوبت هاي تباه روده را از بين مي برد .دير هضم است .اگر سردمزاجان با عسل و گرم مزاجان با نبات بخورند هم خوب هضم مي شود و هم تغذيه بيشتر مي دهد .
    اگر در آب بخيسانند تند و تيزي و زبان گزي خود را از دست مي دهد و بسيار تغذيه دهنده تر مي شود .حتي دانه هاي خرد و کوچک آن که مواد غذايي در بر ندارند اگر در آب خيس شوند از دارويي بودن به غذايي بودن تبديل
    مي شوند. دانه هاي خرد صنوبر شناخته شده و در هر جايي هست .
    مفاصل :درعلاج درد عصب ، پشت درد ، بيماري اعصاب و احساس سست بودن مفيد است .
    اندام هاي تنفسي :در تنقيه شش نظير ندارد .هر چه چرک و خلط متراکم است بيرون مي آورد .
    اندام هاي دفعي :شهوت انگيز و به ويژه مرباي آن شهوت انگيزتر است . چرک و سنگ مثانه را مداوا مي کند .
    زهرها :همراه انجير و خرما پادزهر نيش کژدم است .
    چنار
    مزاج :پوست و گردوي ثمر آن داراي خشکي بسيار است . مزاج چنار سرد و خشکاننده و زداينده است .
    خاصيت :برگ و بر چنار سوسک ها را مي کشد .
    پوست چنار بسيار خشکاننده است . گردي که بر برگ چنار مي نشيند براي حواس و غيره بسيار بد و خشکاننده است .
    آرايش :پوستش که هم خشکاننده و هم زداينده است شايد در علاج برص مفيد باشد .
    دمل و جوش :برگ چنار در معالجه ورم هاي بلغمي و مفاصل و زانو مفيد است .
    زخم و قرحه :اگر خاکستر آن را بر زخم هاي پوسته انداز و پليد پاشند داروي خوبي است .پوست چنار را با سرکه بپزند و بر سوختگي بگذارند مفيد است .
    مفاصل :برگ چنار داروي درد مفاصل ، ورم هاي گرم مفاصل و به ويژه در علاج ورم زانو سودمند است .
    سر :پوست چنار که با سرکه بپزند درد دندان را تسکين مي دهد . گرد چنار براي گوش و شنوايي خوب نيست .
    چشم :گرد برگش براي چشم زيان آور است .
    برگ سبزش را اگر بشويند ،بپزند و بر چشم بگذارند آب ريزش چشم را باز مي دارد و التهاب چشم درد را از بين مي برد .
    سينه :گرد آن براي شش و صدا زيان آور است .
    زهرها :ثمرچنار تاتر است و خشک نشده با آب انگور کهنه پادزهر حشرات سامه است . ثمر چنار با پيه ضماد شود پادزهر نيش و گزيده ها است .
    «ح»
    حب الصنوبر
    دانه اين درخت از پسته باريکتر است و پوست نازک و زودشکن دارد .سرخ رنگ آن مغذي و سفيد رنگ آن و چرب و خوشمزه است .
    حب الصنوبر کوچک بيشتر از آنکه غذايي باشد دارويي است .
    مزاج :دانه صنوبر بزرگ معتدل است و گرايش به سوي گرمي و نمناکي دارد .دانه صنوبر کوچک گرم و خشک است .
    خاصيت :رساننده ، نرم کننده ، گدازنده ، گزنده و گزندگي ناخشکيده اش بيشتر است . دانه صنوبر را در آب بخيسانند گزندگي اش از بين مي رود .
    آرايش :چاق کننده است .
    مفاصل :اگر دانه صنوبر بزرگ خورده شود سستي و ناتواني تن را علاج مي کند و رطوبت هاي تباه را از تن بر مي چيند و مي خشکاند .
    سينه :دانه صنوبر کوچک و بزرگ به تنهايي و به ويژه اگر با آب انگور تازه تلخ خورده شود رطوبت گنديده شش را درمان مي کند . چرک و ريم سينه را بيرون مي راند .در خون برآوردن و سرفه مفيد است .
    دانه صنوبر را با آب انگور شيرين بپزند و بخورند شش را از چرک و ريم پاک مي کند .
    اندام هاي غذا :همراه گياه خارا گوش ضماد کنند و بر معده بگذارند معده را توان مي بخشد . دانه صنوبر دير هضم است و غذاي بسيار و نيرومند مي دهد . اما اگر در آب گرم نخيسانند معده گز است .گرمي داران بايد دانه صنوبر را با تبر زد بخورند و سرد مزاجان با عسل که هم زود هضم ،هم غذاي خوب و هم براي معده مفيد باشد .
    اندام هاي دفعي :دانه صنوبر را با کنجد و تبرزد يا با عسل بخورند آب پشت را بسيار فزوني مي دهد .زياد خوردن آن و زياد خوردن مرزه کوهي پيچ و درد شکم مي آورد .
    حب البان
    درختي است که دانه هايش بزرگ تر از نخود ،مايل به سفيدي است و مغزي نرم و روغني دارد .
    مزاج :گرم و خشک است .
    خاصيت درماني :خود حب البان و به ويژه مغز آن تنقيه کننده است و مواد غليظ را مي برد .اگر با سرکه و آب خورده شود از آنجا که تلخي و گيرندگي دارد انسدادهاي دروني را باز مي کند و داغ گداز است .
    پوسته اش بيشتر قابض و روغنش نيز خالي از قابضيت نيست و عموماٌ زداينده و برنده است .
    آرايش :دانه بان و روغن آن نقطه ها و لکه هاي سفيد و سرخ و سياه صورت را بر طرف و اثر زخمها را از بين مي برد .
    دمل و جوش :دانه بان همراه با مرهم درعلاج دمل هاي سخت و زگيل بسيار مؤثر است .
    زخم و قرحه :دانه بان که با سرکه باشد در مداواي جرب پوسته انداز ، جرب چرکين ، جوش هاي شري و سعفه (بيماري جلدي کچلي مانند ) سودمند است .
    مفاصل :دانه بان به ويژه روغن آن پي را گرمي مي دهد و سفتي هاي پي و ترنجيدگي را نرم مي نمايد .
    سر:خونريزي بيني را به سبب قبوضيت بند مي آورد . روغن بان و به ويژه اگر با پيه اردک باشد درد و صداهاي گوش را از بين مي برد .
    جوشيده ريشه بان را مزمزه کننده درد دندان تسکين مي يابد .
    اندام هاي غذا :با سرکه در معالجات تصلبات کبد و طحال مفيد است .
    گاهي حب البان را با نان و آرد شلمک و عسل آب يا آرد گاودانه ، يا آرد سوسن مخلوط مي کنند و ضماد آن را بر طحال مي گذارند .
    حب البان با معده سازگار نيست و دل را بهم مي زند .اگر يک مثقال از بان يا ميوه آن را با عسل بخورند به شدت قي مي کنند و اسهال آور است .
    اندام هاي دفعي :يک مثقال از دانه بان را با عسل بخورند بلغم خام خارج مي شود و اگر فتيله را با روغن بان بيندايند و بردارند بلغم خام را بيرون
    مي راند.
    حب القلقل
    سفيدش بزرگ تر از کاجيره است .تماماً مستدير نيست .
    مغزي دارد چرب و خوشمزه .بعضي گويند دانه انار بياباني است .
    مفاصل :تن هاي سست را توان مي بخشد .
    خاصيت :در روغن جوشيده اش سبک تر است .
    آرايش :فربهي مي آورد .
    سر :سردرد مي آورد و به ويژه اگر آن را مزه آب انگور غليظ کهنه کنند .
    اندام هاي غذا :زياد خوردنش امتلا مي آورد ،قي و اسهال بدنبال دارد .
    اگربا تبر زد و شکر و عسل بخورند زود هضم تر است .
    درروغن جوشيده اش بهتر است .دانه ريزش سوزش بسيار به معده مي دهد.
    حرشف
    از تيره کنگر است (صمغ کنگر )
    مزاج :گرم و مرطوب
    آرايش :محلول آن داروي داء الثعلب ،با آبش سر بشويند شپش کش است . بول بدبو را ريزش مي دهد و در نتيجه بوي بد زير بغل را هم مي زدايد .
    ورم :ورم ها را از بين مي برد .
    زخم و قرحه :آبش داروي خارش سخت است .
    سر :آبش شوره سر را از بين مي برد .
    اندام هاي غذا :دل را بهم مي زند و به ويژه حرشف کوهي بيشتر مؤثر است .
    اندام هاي دفعي :شهوت انگيز است . بول را راه مي اندازد و بول بدبو را بيرون مي راند .ملين است و بلغم را خارج مي کند .
    حناء
    ديسقوريدوس گويد :حماء درختچه اي است که برگهايش بالاي شاخه ها قرار گرفته و به برگ زيتون شباهت دارند . ليکن از برگ زيتون بهتر و نرم تر و سبزرنگ تر است .
    گل حناء سپيد است ،به گل اشنه مي ماند و بوي خوش دارد .
    تخم حناء سياه و شبيه به تخم گياهي است که آن را ياس کبود مي خوانند .
    مزاج :سرد و خشک
    خاصيت :داراي نوعي گدازندگي و گيرندگي است . خشک مي کند ولي آزار نمي رساند و تحليل مي برد .بادشکن است و دهانه رگ ها را باز
    مي کند.روغن حنا بسيار گرمي بخش و نرم کننده است .
    آرايش :حنا و آب کندس را بر مو بمالند مو را سرخ رنگ مي کند .
    دمل و جوش :آب پز حنا در علاج ورم گرم ، بلغمي و ورم پره بيني مفيد است و مي خشکاند .
    زخم و قرحه :آب پز حنا را بر سوختگي بپاشند مفيد است .
    مفاصل :درد پي ها را تسکين مي دهد . در مرهم فلج و کشيدگي مفيد است .
    روغن حنا خستگي را از بين مي برد . پي ها را نرمش مي بخشد و در شکستگي استخوان مفيد است .
    سر :حنا و سرکه را بر پيشاني مالند سردرد تسکين مي يابد .
    حنا و سرکه در علاج زخم دهان و جوش هاي زبان و پيرامون زبان
    مفيد است .سينه :داروي ورم داخلي حجاب و در مرهم خناق وارد است .
    اندام هاي دفعي :درد زهدان را درمان مي کند .
    «خ »
    خار مصري
    مزاج :سرد و خشک
    خاصيت :خشکاننده است و نزله ها را قطع مي کند .
    زخم و قرحه :بيخ آن و به ويژه تخمش در مداواي زخم ها بسيار مؤثراست .
    سينه :براي ورم گلو مفيد است .
    اندام هاي غذا :براي ورم معده سودمند است .
    خار شتري
    به انگدان نزديک است .بهتر آن است که سرکه اش را بکار برند .
    سرد و خشک است .سرکه اش معده را به خوبي تنقيه و تقويت مي کند . اشتهاآور است .
    جرم آن مي گزد و از اين رو سبب دل بهم خوردگي مي شود .
    دير هضم است و بسيار در معده مي ماند .
    تب ها :در علاج تب ربع ،سه روز در ميان سودمند است .
    خانق النمر
    ديسقوريدوس گويد :شاخه هاي اين گياه باريک و بلند و به زحمت کوبيده مي شوند و برگش شبيه برگ لبلاب و از آن نرم تر و نوک تيزتر است و بوي گران دارد .
    خاصيت :برگ اين گياه را با پيه مخلوط کنند و با نان بپزند گرگ و سگ و روباه از اين نان بخورند فوراً نيروي خود را از دست مي دهند و مي ميرند .
    نبايد اين دارو را در بيرون و درون تن بکار برد .
    زهرها :سم قاتل است .گويند اگر نزديک کژدم ببرند مي ميرد .
    خرفه
    گياهي است شناخته شده .افشره اش در تأثير درماني بهتر از هر جزء آن است .
    خاصيت :قابض است .نزيف و سيلان هاي مزمن را قطع مي نمايد . ارزش غذايي آن کم ، ولي در برکندن صفرا بسيار مؤثر است .
    آرايش :بر زگيل بسايند زگيل را بر مي کند .
    دمل و جوش :ضمادش در ورم هاي گرم که بيم گنديدن مي رود و در باد سرخ مفيد است .
    سر:به صورت محلول اگر سر را با آب آن بشويند جوش هاي سر را از بين مي برد .کندي دندان را که از خوردن ترشي باشد از بين مي برد زيرا زبري دندان را برطرف مي کند .سردرد ضرباني را تسکين
    مي بخشد.
    چشم :اگر در چشم بکشند براي چشم درد مفيد است ولي زيادش تيرگي مي آورد .
    اندام هاي تنفسي :افشره آن با گسي که دارد براي خون بر آوردن مفيد
    است.
    اندام هاي غذا :خوردن و ضمادش در معالجه التهاب معده ، کبد و استفراغ تلخ (مراري )سودمند است .ليکن اشتها را ضعيف مي کند .
    اندام هاي دفعي :حقنه خرفه خراش روده را بر طرف مي سازد . در اسهال مراري مفيد است .قرحه و درد کليه و مثانه را از بين مي برد و در اکثر حالات اشتهاي خوراک و اشتهاي جماع را از بين مي برد .اما به عقيده ما سرجويه شهوت انگيز است .شايد آنچه او فرمايد راجع به مزاج هاي گرم و خشک باشد .
    خرفه در بازداشتن نزيف حيض و در معالجه سوزش زهدان سودمند است .
    آب خرفه داروي بواسير خوني است .افشره اش کرم کدو را
    بيرون مي آورد .اگر خرفه را بريان کنند و بخورند اسهال قطع مي شود .
    تب ها :در علاج تب هاي گرم مفيد است .
    خرماي کال و نيمه رسيده
    هردو نوع مشهورند و ميوه گرمسيري هستند .
    مزاج :سرد و خشک .خرماي کال از خرماي زرد قابض تر است .
    خاصيت :خرما نفاخ است و به ويژه اگر بعد از آن آب بخورند .سرکه خرما در آغاز شيرين شدنش قرقر براه مي اندازد و راه بندان هايي در درون ايجاد مي کند .
    پخته غوره خرما ،خرماي کال ،التهابات را تسکين مي دهد و حرارت غريزي را بحال خود مي گذارد .
    خوردن کال و کم رسيده خرما چون زياد باشد خلط هاي پديد مي آيند .
    سر :خرماي کال سردرد مي آورد و اگر بيش از حد بخورند شايد سکته ببار آورد .
    خرماي کامل و کم رسيده هر دو براي لثه و گوشت ميان دندانها مفيدند .
    سينه :با سينه و شش ناسازگارند .
    اندام هاي غذا :معده را دباغي مي کنند .در کبد بستگي ايجاد مي کنند . دير هضم اند و تردش دير هضم تر است .ارزش غذايي آنها کم است و شيرين به هضم نزديک تر است .
    اندام هاي دفعي :هر يک از آن دو قبوضيت دارند و به ويژه اگر با سرکه يا آب انگور کهنه گس مزه آميخته شوند .خرماي کم رسيده بول را زياد مي کند و اگر با سرکه گس خرده شود سيلان زهدان و نزيف بواسير را قطع مي کند.
    تب ها :زياد خوردن آنها تب و لرز مي آورد .
    خرماي تر
    مزاج :گرم و تر است .
    خاصيت:خوني که از خرماي تر بوجود مي آيد .بيم زود گنديدنش مي رود ،بد است و علاجش با بادام و گلنگبين است و بايد قبل از خوردن رطب کاهو خورند و بعد از خوردنش سرکه و سکنجبين بنوشند .
    اندام هاي غذا :با معده سرد سازگار است .
    نفس :به زيان حنجره و صدا است .
    اندام هاي راننده :ملين است و گوهر آب پشت را فزوني مي دهد .
    خربزه
    ريشه اش خشکي آور است .
    خاصيت :رسيده اش لطيف و کالش متراکم است .مزاج خربزه نارسيده مزاج خيار است و به هر حال باز کننده است .گرمک از حيث خلط از ساير انواع خربزه بهتر است.گوشت آن زداينده و به ويژه تخمش بسيار جلادهنده است
    خربزه رسيده و نارسيده هر دو زداينده و تخم آن بيشتر زداينده است .
    خربزه با هر خلطي که در معده باشد مي سازد و تبديل به آن خلط مي شود .
    خربزه بيشتر ميل به بلغم شدن مي کند تا صفرا و سودا شدن .گرمک زود تغيير نمي کند .
    آرايش :خربزه و به ويژه پوست و مغز آن پوست را پاک مي کند . در برداشتن لکه هاي سياه و سفيد پوست و التهاب پوست مفيد است و اگر مغز آن را چنان که هست با آرد گندم خمير کنند و درآفتاب خشک کنند مفيدتر
    است .
    چشم :پوستش را بر پيشاني بچسبانند مانع نزله هاي چشم مي شود و داروي بسيار خوبي است .
    اندام هاي غذا :خربزه عموماً و به ويژه ريشه اش قي آور است . خربزه اگر خوب هضم نشود قي آور و مسهل مي گردد .گرمک دير هضم است مگر اينکه با همه محتوياتش خورده شود . گرمک از خربزه مغذي تر و خلطش بهتر است .
    خربزه را بايد بعد از خوردن طعام خورد ،درغير اين صورت دل را بهم مي زند و قي مي آورد .بهتر آن است که بعد از خربزه کسي که گرمي دارد سکنجبين بخورد و کسي که رطوبتش زياد است کندر يا زنجفيل پرورده .
    اندام هاي دفعي :کال و رسيده اش مدر بول است و علاج براي سنگ مثانه و کليه ولي بشرطي که سنگ ريز باشد و در خرد کردن سنگ کليه
    ويژگي دارد .
    گرمک کمتر ادرار آور و شيرين تر است و از خربزه زودتر به معده مي رسد و به ويژه اگر گرمک نرم باشد .
    زهرها :اگرخربزه در معده فاسد شود ،سم مي گردد و هرگاه سنگيني معده حس شود بايد بسرعت معده را خالي کنند و به هر وسيله اي باشد استفراغ نمايند .
    خردل
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :بلغم را قطع مي کند و روغنش از روغن ترب گرم تر است .از دودش حشرات گريزانند .
    آرايش :رخسار را پاکيزه مي کند .لکه هاي بد رنگ و اثر خون خشکيده را مي زدايد .در علاج بهک خوب است . زبان را مي خشکاند و درد داء الثعلب مفيد است .
    ورم و جوش :ورم گرم و هر ورم مزمن را نرم مي کند .با گوگرد بر خنازير بگذارند خوب است .
    زخم و قرحه :علاج گري و قوباء است .
    مفاصل :درعلاج درد مفاصل و عرق النساء داروي خوبي است .
    سر :رطوبت سر را بر مي چيند .داروي درد گوش و دندان درد است .
    بعضي گفته اند :ناشتا خوردن خردل هوش را افزايش دهد .
    چشم :در چشم بکشند تم و زبري چشم را از بين مي برد .
    سينه :خردل کوبيده با عسلاب بخورند قصبه الريه را از زبري مزمن شفا مي دهد .
    اندام هاي غذا :تشنگي آور است .
    اندام هاي راننده :علاج خفگي زهدان است و آرزوي جماع را
    برمي انگيزد.
    تب ها :درتب هاي هر روزه و کهنه مفيد است .
    خرچنگ دريايي
    خاصيت :سوخته اش از هر سوخته ديگر لطيف تر است .
    آرايش :سوخته اش دندان را پاکيزه نگه مي دارد و لکه هاي سياه و کک و مک را از رخساره مي زدايد .
    قرحه :سوخته اش زخم چرکين را خشک مي کند و در گري سودمند است .
    چشم :اشک را مانع است و همراه نمک بسايند ناخنه را از بين مي برد .
    فتيله از آن بسازند و بر پلک بمالند گري پلک را از بين مي برد و در جلا دادن چشم بسيار سودمند است .
    خرزهره
    خرزهره دو نوع است : بياباني و کنار آبي . خرزهره بياباني برگش شبيه برگ خرفه است .شاخه هاي دراز و بر زمين گسترده دارد .همراه برگ ها خار هم هست .گاهي اين نوع خرزهره را در ويرانه ها نيز مي يابيم .نوع دوم که در کنار رودخانه ها پيدا مي شود ، شاخه ها پايا و خارها در زير برگها پوشيده و برگش همانند برگ بيدمشک و بادام است .مزه اي بسيار تلخ دارد .
    مزاج : گرم و خشک
    خاصيت : بسيار گدازنده ، با آب پز آن خانه را آب پاشي کنند کک و موريانه را ريشه کن مي کند .
    ورم و جوش : برگ آن را بر ورم هاي سخت بگذارند داروي بسيار خوبي است .
    زخم و قرحه :خرزهره و به ويژه افشره برگ آن داروي خارش و گري و جوش هاي پراکنده است .
    مفاصل :ضماد آن علاج پشت درد ديرپا و درد زانوان است .
    سر :شکوفه اش عطسه آور است .
    زهرها :به تنهايي سم است .اگر همراه آب انگور کهنه و فيجن خورده شود پادزهر حشرات سمي است .
    خرنوب
    خرنوب شامي بهترينش است .
    مزاج :خرنوب نبطي از شامي خشک تر و سردتر است .
    خاصيت :خرنوب شامي خشکي دهنده ، گيرنده و خرنوب نبطي خشک تر و خشکاننده تر است .
    آرايش :اگر با خرنوب نبطي نرسيده زگيل ها را ماساژ دهند و فشار زياد دهند از بين مي رود .
    سر :آب پزش را در دهان بگردانند درد دندان تسکين مي يابد .
    اندام هاي غذا :خرنوب شامي براي معده بد است و هضم نمي شود و خشکش نيز دير هضم است .خرنوب نبطي در علاج يرقان مفيد است .
    اندام هاي راننده :در آب پز خرنوب نشستن معده را تقويت مي کند .
    خرنوب شامي تر شکم را روان مي کند ، خرنوب شامي خشک شکم را بند مي آورد و در علاج کم اشتهايي مفيد است .
    خرنوب نبطي از ريزش بي انقطاع و زياد از حد حيض مفيد است بشرطي که بردارند و بخورند .
    در علاج پيچش و درد روده و در اسهال نيز مفيد است .
    خربق
    ديسقوريدوس گويد :برگ اين گياه همانند بارهنگ يا سلق بياباني و از سلق بياباني کوتاه تر است .
    بايد نوعي را برگزيد که پهناي سطحش مناسب و رنگش سفيد ، زودشکن و بزرگ حجم و نازک باشد و فوراً در اول مرحله چشيدن بسيار زبان سوز نباشد و آب در دهان جمع گردد .
    مزاج :گرم و خشک است .
    خاصيت :خربق سفيد از سياه تلخ تر است و سياه از سفيد گرم تر و اگر موش بخورد مي ميرد .
    آرايش :در عمل آرايش با خربق سياه برابر است .
    قرحه :سائيده اش را ببويند عطسه مي کنند .
    چشم :ديد را قوي مي کند .
    اندام هاي غذا :خربق سفيد در استفراغ کردن بسيار قوي است اما خطر خفه شدن نيز دارد .
    زهرها :خوردنش سم است . سگ و خوک بخورند مي ميرند .
    خربق سياه
    خوبش آن است که نه بسيار تازه و نه بسيار کهنه ، نه بسيار چاق و نه بسيار لاغر و ميانه اين چهار حالت باشد .
    رنگش خاکستري ، زودشکن ، پوشيده نباشد که در ميان آن چيزي مانند تار عنکبوت متکون شده است . مزه اش تند و زبان گز باشد .
    مزاج :گرم و خشک .
    خاصيت :گدازنده ، نرم کننده ، بسيار زداينده است و به حدي که گوشت مرده را مي خورد .
    آرايش :با سرکه بر پوست رخساره بمالند بهک و وضح (لکه سفيد ) را بر مي دارد .
    زخم و قرحه :شير خربق سياه و خربق سفيد را با سرکه بر پوست بمالند يا با آن استفراغ کنند علاج گري و قوباء و پوست انداختن است .ناصور را شفا مي دهد و زخم سفت را از بن بر مي کند .
    مفاصل :استفراغ بوسيله ي تزريق در علاج فلج و درد مفاصل بسيار مفيد است .
    سر :خربق سياه را در سرکه بپزند و در گوش بچکانند صداها را خاموش مي کند و اگر در دهان بگردانند درد دندان تسکين مي يابد .
    آب پزش را در گوش کم شنوا بريزند شنوايي را تقويت مي کند و در علاج بيماري وسواس و ماليخوليا وصرع و سردرد نيمه اي و ساير بيماري هاي سر مفيد است .
    چشم :در چشم بکشند ديد را نيرو مي دهد .
    اندام هاي راننده :داروي بيماري سودا است و سودا را از تمام تن بيرون مي راند .
    زيان و فشاري ندارد .بلغم و صفرا را بيرون مي آورد .
    خون را از هر خلطي مي پالايد حتي اگر در آن سوي بدن باشد و خلط هاي بد را از پوست مي زدايد .
    خريق سياه در علاج ورم روده و مثانه و در ريزش دادن بول و حيض مؤثر است .
    خسک ـ سه کوهک
    دو نوع خسک هست . اولي برگش به برگ خرفه مي ماند و از آن باريک تر و دومي نمناک است که در جاهاي مرطوب و کنار آب ها مي رويد .
    مزاج :هر دو نوع خار خسک سرد و خشکند .
    خاصيت :از آنجا که گيرنده و رساننده و نرمش دهنده است ريزش مواد را باز مي دارد .
    دمل و جوش :مانع ورم گرم و ريزش مواد است و براي ورم هاي گلو داروي خوبي است .
    زخم و قرحه :خسک آميخته با عسل در علاج زخم گنديده و بازرويانيدن گوشت سودمند است .
    سر :در علاج قرحه هاي گنديده لثه مفيد است .
    چشم :آبش را در چشم بچکانند خوب است .
    اندام هاي تنفسي :ورم هاي پيرامون گير ماهيچه گلو را معالجه مي نمايد .
    شهوت انگيز ، خرد کننده سنگ گرده و آبدان است .
    افشره اش تأثير خود او را دارد ،در علاج عسرالبول و قولنج مفيد است .
    زهرها :پادزهر مارگزيده و سم هاي کشنده است .آب پزش کک را از بين مي برد .
    خطمي
    اين نام يوناني و به معني بسيار مفيد آمده است .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :نرم کننده ، رساننده ، سست کننده و تحليل برنده است .
    آرايش :با روغن کنجد بر پوست بمالند ودر آفتاب بنشينند بهک را مي زدايد. تخمش مؤثرتر است .
    ورم و جوش :ورم سخت را نرم مي کند ،از آماس جلوگيري مي نمايد ،ورم خوني را فرو مي نشاند ،دما را مي رساند ، در علاج آماس بادکن و خنازير مفيد است .
    با سقز تلخ بردارند زهدان سخت شده را نرم کند .
    با صمغ و گوگرد بر خنازير بگذارند سودمند است .
    مفاصل :خطمي و به ويژه اگر با پيه غاز باشد در علاج درد مفاصل ، بيماري اعصاب ، لرزش ، گسستگي وسط هاي ماهيچه و کشيدگي اعصاب مفيد است .
    سر :ضمادش علاج ورم بناگوش است .
    چشم :التهاب و بادکردگي پلک را از بين مي برد .
    سينه : تخمش علاج سرفه گرم است . راه بلغم برآوردن را آسان مي کند ، مانع خون برآوردن است ، زيرا گيرندگي در بر دارد .
    ضماد برگش ورم پستان را فرو مي نشاند و از علاجات ذات الجنب و ذات الريه بشمار مي آيد .
    اندام هاي غذا :شيره اش تشنگي را از بين مي برد .
    اندام هاي راننده :آب پز برگ و بيخش را بخورند در علاج سوزش مجراي بول ، سوزش روده ، ورم اطراف پيزي ، اسهال بد ، مفيد است .
    تخمش را با سقز بردارند علاج سفت شدن و بهم آمدن زهدان است .
    آب پزش براي زهدان خوب و خون زچگي را پاک مي نمايد .
    زهرها :با روغن کنجد و روغن زيتون بر تن بمالند از گزند حشرات در امانند.آب پزش با روغن کنجد را بر جاي نيش زنبورعسل بمالند مفيد است.
    خّنثي
    برگش همچون برگ گندناي شامي و ساقه اش صاف و بر سر ساقه گل است و ثمرش دراز و مستطيل چون بلوط و تند مزه است .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :خنثي و به ويژه بيخش زداينده و گدازنده است .
    آرايش :اين گياه و به ويژه خاکستر بيخش داروي کم مويي و بيماري خوني مي باشد و اگر خاکسترش را بربهک بمالند و در آفتاب بنشينند مفيد است .
    ورم و جوش :ضماد بيخش که با درد آب انگور کهنه باشد در علاج قرحه چرکين و بدخيم مفيد است .
    مفاصل :داروي سستي ماهيچه و درد استخوان است .
    سر :افشره اش را تنها يا با عسل و آب انگور کهنه و مر مخلوط کنند چرک و ريم را از گوش مي زدايد و اگر در گوش عکس طرف دندان دردمند بچکانند درد دندان تسکين مي يابد .
    چشم :افشره بيخش براي چشم مفيد است .
    نفس کش :در علاج پهلو درد و سرفه مفيد است .
    بيخش را که با آب انگور کهنه بر پستان ورم کرده بگذارند سودمند است .
    اندام هاي غذا :درعلاج يرقان بد نيست .
    اندام هاي راننده :بول و حيض را ريزش مي دهد .ثمر و گلش را با آب انگور کهنه بخورند مسهل است .بيخش را با درد آن بر ورم بيضه بگذارند مفيد است .
    زهرها :پادزهر نيش حشرات است .
    ثمر و گلش را با آب انگور کهنه بخورند در نيش کژدم و هزار پا بسيار مفيد است .
    خولنجان
    تکه هايي پيچيده ، به رنگ سرخ و سياه ، تند مزه ، خوشبو ، سبک وزن و ره آورد چين است .
    ماسرجويه گويد : خولنجان و خسرودارو يکي است .
    مزاج : گرم خشک .
    خاصيت : لطيف و بادشکن است .
    آرايش : دهان را خوشبو مي کند .
    اندام هاي غذا : با معده سازگار است و خوراک را هضم مي کند .
    اندام هاي راننده :درعلاج قولنج و درد گرده مفيد و در غريزه جنسي کمک مي کند .
    خيار چنبر
    تخمش از تخم خيار بهتر و نارسيده تر باشد لطيف تر و بهتر است .
    مزاج :سرد و تر .
    خاصيت : صفرا و گرمي را خاموش مي کند .
    ورم و جوش :برگ آن را با عسل بيندازند و بر جوش هاي (شري ) بلغمي بگذارند مفيد است .
    نفس کش :غش کرده گرم مزاج آن را ببويد به هوش مي آيد و نشاط از سر مي گيرد .
    اندام هاي غذا :براي معده خوب است و تشنگي را دفع مي کند اما کمتر به خوبي هضم مي شود .
    اندام هاي راننده :بول را ريزش مي دهد . شکم را نرم کند . درد اطراف ذکر و ميان ران ها را تسکين مي دهد . با آبدان سازگار است .
    زهرها : برگش در علاج سگ هار گزيده مفيد است .
    خيار شنبر
    دو نوع خيار شنبر هست يکي کابلي و دومي بصرائي .
    بهترينش آن است که از ني به دست مي آيد و درخشنده و چرب تر است .
    مزاج :تر است و حرارت و سردي معتدل دارد .
    خاصيت : تحليل بر و نرمش بخش است .
    ورم :علاج ورم هاي گرم درون است و اگر با آب تاجريزي بدان غرغره کنند آماس گلو را فرو مي نشاند .بر ورم سخت بمالند مفيد است .
    مفاصل :ماليدنش بر پوست درد نقرس و مفاصل را از بين مي برد .
    اندام هاي غذا : تنقيه کبد مي کند ، در علاج يرقان و درد کبد سودمند است .
    اندام هاي راننده :ملين است . مراره سوخته را بيرون مي آورد و اسهالي بي آزار مي دهد .
    خواص گياهان دارويي حرف(س)

    «س »
    ساده
    مرکزاين گياه هندوستان است .درمردآب هاي سرزمينهاي سياه گل مي رويد.
    بهترين آن است که تازه و تر و رنگش مايل به سفيدي باشد ، زود خرد نشود بوي ناردين را بپراکند .
    عفونتي و شورمزه و سست و پژمرده نباشد .
    مزاج : سرد و خشک است .
    خاصيت :گويند با لباس باشد لباسها را از بيد حفظ مي کند .
    آرايش :زير زبان بگذارند بوي دهان را خوش مي کند و نمي گذارد دندان خراب شود .
    ورم و جوش :برگ ساده را مي سايند ، در گلاب مي پزند و ضماد مي سازند در علاج ورم گرم بسيار مفيد است .
    اندام هاي غذا :در علاج ورم گرم چشم مفيد است .
    سپوس (نخاله )
    مزاج :گرم و خشک است .
    خاصيت :زداينده ، نرم کننده و بسيار تنقيه کننده است ولي باز در تنقيه به گاودانه نمي رسد .بلغم را تحليل مي برد و بادها را مي پراکند .
    ورم و جوش :سپوس مخلوط با سرکه ورم هاي نوخاسته را فرو مي نشاند .
    ورم بلغمي و بادکردگي را علاج است .
    زخم و قرحه :سپوس را با سرکه بسيار تند ضماد کنند و تا گرم است بر گري چرکين بگذارند بسيار مفيد است .
    سينه :سپوس و به ويژه اگر آب پزش را با شکر و روغن بادام بخورند سينه را نرم مي کند .با آب انگور کهنه مخلوط شود و بر ورم پستان بگذارند مفيد است .
    اندام هاي دفعي :روده را تحريک مي کند و محتويات را بيرون مي ريزد . سوپ سپوس را بخورند شکم نرم مي شود .
    زهرها :ضماد سپوس پادزهر کژدم و مارگزيده است .
    سدر (نبق =ميوه سدر )
    درختي است بزرگ و تناور و خاردار .ميوه اي مي دهد سرخرنگ ، خوشمزه و به اندازه ي فندق که آن را مي خورند .اين درخت اکثراً در گرمسيرها مي رويد و در آن سامانها نامهاي گوناگون دارد .برخي از مردم اين درخت را کنار مي گويند .
    مزاج : تر و خشکش مي خشکاند ، لطافت مي بخشد و تمام اجزاء درخت اين کنش را دارد .دود درخت کنار بسيار گيرنده است .
    خاصيت :نبق و به ويژه قاوتش بسيار قبض است .
    آرايش :مو را از ريزش باز مي دارد ، بلند و تقويت مي نمايد و نرم مي کند . انگم سدر جوس سوزني را از بين مي برد ، سپوسه سر را مي زدايد و مو را سرخ مي کند .
    ورم و جوش :برگ کنار ورم را نرم مي کند و تحليل مي برد .
    سر :انگم سدر سرشويه شود سپوسه و شوره را مي زدايد ، سر را پاکيزه مي کند و مو را پيچ مي دهد .
    سينه :برگش داروي برنشيت و بيماريهاي شش است .
    اندام هاي غذا :معده را توان مي بخشد . بندآور شکم است .نبق و به ويژه قوتش خونريزي حيض را بند مي آورد .
    قرحه روده را علاج مي کند و اسهال را که ناشي از ضعف معده باشد بند مي آورد .اگر با آب پز کنار حقنه کنند يا بنوشند همين تأثيرات را دارد .
    سيلان زهدان را علاج مي کند .نبق تر و تازه همکار به ، زالزالک ، سيب و گلابي است يعني به اعتدال بخورند شکم را بند مي آورد و اگر زياد بخورند ، هضم نشود و مزاج از آن نفرت پيدا کند قي و اسهال شديد بدنبال دارد .
    سدر
    گويند لنج سدر است .لنج از درخت هاي تنومند ، بلند و به مصر انتقال داده شده است و در آنجا مزه آن تغيير کرده است .
    ديسقوريدوس گويد :لنج درختي است که در مصر مي رويد و ميوه اش خوردني است . گاهي نوعي از رتيل در اين درخت پديد مي آيد و به ويژه در لنج هاي اطراف صعيه .
    گروهي پندارند که اين درخت اول در ايران و سم بوده ، بعد از آنکه به مصر منتقل شده تغيير مزاج داده ، مزه اش دگرگون شده ،مي خورند و زياني ندارد .
    خاصيت درماني :برگ کوبيده لنج را بر اندامي يا جايي که خونريزي دارد مي گذارند نزيف را بند مي آورد .
    سرخس
    ديسقوريدوس حکيم فرمايد:گياه سرخس به دو نوع نر و ماده تقسيم
    شده است .
    مزاج :گرم و خشک است .
    خاصيت : خشکاننده بي سوزش و داراي تلخي و گيرندگي است .
    قرحه :زخم را بهم مي آورد . سرخس ماده را خشک و خرد کننده ، بکوبند ، بسايند و سائيده را بر قرحه هاي ترصعب العلاج بپاشند بسيار مفيد است .
    کرم و کرم کدو را مي کشد .
    اگر سه مثقال سرخس ماده را با آب انگور کهنه بخورند کرم هاي دراز را بيرون مي آورد . اگر زن از سائيده اش بخورد باردار نمي شود .
    سرخس خشک را گاهي به منظور دارويي بر شکم مي مالند . برگ نودميده سرخس را بپزند و بخورند ملين است و شکم را نرم مي کند .
    سرخس نر
    چيزي است که به سرخس مي ماند ، بر درخت هاي کهنسال بلوط مي پيچد و از سرخس عادي کوچکتر و کم پرزتر است .ريشه هاي درآمده هم دارد که در مزه اش تا اندازه اي شيريني همراه با تندي ، تلخي و گيرندگي حس مي شود و قوتي گنداننده در آن هست .
    مزاج :بسيار گرم و خشک است .
    آرايش: موي را باريک مي گرداند ، مي سترد و از بين مي برد زيرا هم عفوني است و هم تند .
    مفاصل :گروهي عقيده دارند که در علاج فلج و دهن کجي مفيد است .
    سرمه
    بهترين قسم سرمه ورقي است که خرده هاي آن درخشندگي دارد ، خالص و بي آلايش است .بسيار زود مي شکند .
    در مداواي قرحه مفيد است ، گوشت زائد را از بين مي برد . زخم را بهم مي آورد .براي علاج سوختگي سرمه و پيه تازه را مخلوط مي کنند و ضماد مي نمايند ، نمي گذارد بترکد و قرحه شود و اگر قرحه بشود سرمه مخلوط با موم و اسپيدان چاره آن است .
    سر :خونريزي مغزي که از پرده مغز باشد با سرمه بند مي آيد .
    چشم : چشم را سالم نگه مي دارد و چرک زخم هاي چشم را از بين مي برد. فرزجه آن نزيف زهدان را متوقف مي نمايد .
    سرخدار
    اين گياه شاخه هاي باريک و مستدير الشکل (لوله اي ) دارد که بهترين آنها حد وسط ميان جوال دوز و قلم ني مي باشد .
    رنگش سياه مايل به زرد است .نه مزه زياد دارد و نه بوي زياد .بوي کمي که مي دهد بوي خوشي است و به بوي ترنج نزديک است .
    قوتش با قوت گوزيو يا برابر ،از آن لطيف تر است و به جاي دارچين بکار مي رود .
    مزاج : گرم و خشک
    خاصيت : قبض است و بادشکن .
    سر :با آب عطسه آور و با روغن گل داروي سردرد سرد است .
    اندام هاي غذا :براي کبد و معده سرد بسيار سودمند است .گويند شکم را بند مي آورد .
    سريش
    ديسقوريدوس گويد :بعضي از مردم از اين رو اين گياه را سريش ناميده اند چون چسب مشهور را از آن مي گيرند .
    برگ سريش به برگ گندناي شامي مي ماند .ساقه صاف دارد .
    مزاج : گرم است .
    خاصيت : گرمي مي دهد .
    ورم و جوش :با قاوت مخلوط شود ورم نوخاسته گرم را فرومي نشاند .
    قرحه :ضماد سريش در علاج قرحه بدخيم و پليد ، زخم و دمل هاي چرکين ، سوختگي از آتش سودمند است .
    آرايش :اگر بيمار داء الثعلب گرفته ، جاي موهاي ريخته را با پارچه پشمين ماساژ دهد و ضماد خاکستر سريش بر آن بگذارد مو را باز مي روياند .
    اگر لکه سفيد بهک را در آفتاب با پارچه اي ماساژ دهند و بيخ سريش را با سرکه بر آن بمالند لکه از بين مي رود .
    سر :سريش را به تنهايي يا سريش مخلوط با کندر ، عسل ، آب انگور کهنه و مر بپزند و نيمه گرم در گوشي بچکانند که بر عکس طرف دندان دردناک است درد دندان تسکين مي يابد .
    آب بيخ سريش را با آب انگور کهنه قديمي و شيرين و با مر بپزند داروي درد گوش است .
    چشم :همين دارويي که براي درد گوش ذکر شد بر چشم بمالند در همه بيماريهاي چشم مفيد است .
    سينه :دو مثقال سريش را با آب انگور کهنه سياه پرمايه انگوري بخورند در علاج درد جنين ،سرفه و سستي ماهيچه ها مفيد است ،بول و حيض را ريزش مي دهد .
    بيخ سريش را با درد آب انگور کهنه بپزند و بر آماس پستان بگذارند بسيار خوب است .
    زهرها : پادزهر حشرات موذي است . برگش سريش را بر جاي نيش حشرات بگذارند مفيد است .
    اگر ثمر و گل سريش را با آب انگور کهنه بخورند بهترين علاج نيش کژدم
    است .
    سراج القطرب
    گياهي است که به زوفا نزديک است . تنها تخمش بکار مي آيد .
    مزاج :گرم و خشک است .
    خاصيت :بازکننده است و گيرندگي در مزاجش چيرگي دارد .خونريزي را از هر کجا باشد بند مي آورد .
    قرحه :بهترين علاج زخم است .
    سر :ضمادش خون دماغ را قطع مي کند .
    نفس کش :خون برآوردن را بند مي آورد . بدان حقنه کنند علاج قرحه روده است .
    زهرها :تخمش با آب انگور کهنه خورده شود پادزهر نيش عقرب است .
    بعضي مي گويند تخم نوع بياباني را بر کژدم گذارند کژدم تخدير مي شود و نيش نمي زند .
    سرو
    درختي است بلند در پاييز و زمستان خزان نمي کند و همچنان سبز است . در مزه اش تند و تيزي کم و تلخي بسيار هست و گس مزگي از تلخي بيشتر است .
    مزاج :گرم و خشک است .
    خاصيت :برگ و ثمر سرو قبض است و رطوبت ها را تحليل مي برد و در همه حالات ثمرش از برگش قوي تر است .چسبندگي دارد ، خون را بند مي آورد و ضد عفونت است .مي گويند ثمر ، شاخ و برگ سرو را بر آتش بگذارند پشه ها را مي گريزاند .
    آرايش : با سرکه و لوبيا بپزند و ناخن را به آن بمالند لکه هاي ناخن
    مي رود .برگ سرو بهک را از بين مي برد و مو را سياه مي گرداند .
    زخم و قرحه :برگ ، شاخ و ثمر سرو تا نرم و ترند داروي زخم اندام هاي سخت است .برگ ، شاخ و ثمر سرو با آرد جو باشد مورچگي و باد سرخ را درمان مي کند .
    مفاصل :ضماد برگ تر و ثمر سرو براي فتق داروي خوبي است .با آرد جو ضماد شود باد سرخ و همانند آن را علاج مي کند . تقويت اعصاب مي کند . آماس بيضه را فرو مي نشاند .سستي را از بين مي برد و محکم مي نمايد .
    سر :ثمر سرو را بکوبند تا نرم بشود و با انجير فتيله سازند و در بيني بکشند گوشت زائد را از بين مي برد . با سرکه بپزند مسکن درد دندان است .
    چشم : ضمادش در علاج ورم چشم مفيد است .
    نفس کش :آب پزش يا ثمرش را با آب انگور کهنه بخورند براي علاج خون برآوردن ، دشواري نفس ، بلند نفسي و سرفه کهنه بسيار سودمند است .
    برگ سرو را با آب انگور کهنه سياه بخورند داروي عسر بول است و مواد رطوبي ناساز را از رسيدن به مثانه باز مي دارد .
    در علاج قرحه روده مفيد است و شکم را از زائده هاي ناسازگار حفظ
    مي نمايد .
    سرو کوهي
    مزاج :گرايش به گرمي و خشکي دارد و ثمرش نيز گرم و خشک است .
    خاصيت :گرمي بخش ، لطيف و بادشکن است . در ثمرش قبوضيتي است که در ساير اجزاء درخت نيست .
    مفاصل :در علاج گسستگي ماهيچه سودمند است .
    سينه : داروي درد سينه و سرفه است .
    اندام هاي غذا :تنقيه کننده است و راه بندان ها را باز مي نمايد .با معده سازگار و نفخ معده را علاج است .
    بول و حيض را ريزش مي دهد . علاج خفگي و درد زهدان است .
    زهرها :گزند حشرات موذي را دفع مي نمايد . دود چوب ، ثمر و برگش حشرات و مگس را مي گريزاند .
    سراوند
    ديسقوريدوس گويد :نام زراوند نامي است قديمي و بعد از اين نام بعضي آن را «ارسطن »گفته اند که به معني سرامد است و کلمه «لوخوس »را بدان افزوده اند که به معني زن تازه زائيده است و به معني بافايده ترين دارو براي زن تازه زائيده مي باشد .
    مزاج :همه انواعش گرم و خشک است .
    خاصيت :زداينده ، لطافت بخش ، بازکننده ، نازک کننده و با کشش است . خار و پيکان ها را جذب مي کند .نوع درازش در زدودن و گرمي بخشيدن داراي مقام اول است و از اين رو در باز رويانيدن گوشت و بهبودي بخشيدن به قرحه تأثيرش از همه بيشتر است و اما در بقيه کنش ها غلتان آن مفيدتر
    است .زيرا در باز کردن و نرم نمودن يکه تاز است و در گرمي بخشيدن با نوع دراز برابر يا اندکي کمتر است .
    آرايش :بهک را مي زدايد ، دندان را جلا مي دهد . چرک را از دندان مي برد ، رنگ را رونق مي بخشد ، براي دندان غلتان آن از همه بهتر است .
    زخم و قرحه :قرحه هاي پليد ، بدخيم و پوست انداز را تنقيه مي کند و گوشت مي روياند .براي باز آوردن گوشت نوع دراز آن بهتر از سايرين است .
    اگر زراوند را با زنبق بر قرحه هاي گود و گنديده بگذارند چرک و ريم را از بين مي برد و گودي را پر از گوشت سالم مي کند .
    مفاصل :همه انواع زراوند و به ويژه غلتان آن در علاج گسستگي ماهيچه مفيد است .جاي نقرس را با آن بمالند و از گسستگي ماهيچه جلوگيري مي کند .
    اگر بيماران نقرس بخورند مفيد است .
    سر :زراوند را با عسل در گوش بچکانند چرک گوش را پاک و شنوايي را تقويت مي نمايد و نمي گذارد دمل در گوش پديد آيد .
    زراوند و فلفل که با هم باشند ريختني هاي مغز را خارج مي کنند .
    زراوند و به ويژه غلتان آن در مداواي برنشيت ، در تنقيه سينه ، در تسکين دادن پهلو درد اگر با آب مخلوط شود و بخورند سودمند است .
    اندام هاي غذا :داروي سکسکه و همراه سکنجبين علاج طحال است .
    گاهي زراوند را با سرکه بر طحال بمالند بسيار مفيد است و در اين علاج ها غلتان آن از همه قوي تر است .
    اندام هاي دفعي :خلط هاي بلغمي و مراري را بيرون مي راند و به مقعد فايده مي رساند .اگر زراوند دراز يا غلتان با مرو فلفل مخلوط شود و خورده شود در تنقيه زائده هاي زهدان ،پاک شدن خون تازه زائيده ، روان ساختن خون حيض مفيد است .
    تب ها :داروي تب لرز است .
    زهرها :پادزهر نيش کژدم است و به ويژه قسم دراز آن پادزهره اش بيشتر است .
    اگر آن را با نوشابه هايي بنوشند يا آن را ضماد کنند و بر جاي نيش بگذارند حشرات و زهرها را دفع مي کند .
    سرکه
    مزاج : سرکه ترکيبي از گوهر گرم و سرد است که هر دو لطيفند و سردي آن چيرگي دارد .
    خاصيت :بسيار خشکاننده است . در حالات خونريزي سرکه مي خورند و بر جاي خون برآمدن مي پاشند مانع خونريزي مي شود .
    سرکه از آماس جلوگيري مي کند .
    سرکه نمک هضم است .ضد بلغم است . به نفع آنهاست که مزاج صفرايي دارند و به زيان سودائيان .
    آرايش :بازدارنده آماس است .سرايت غانغرينا را خنثي مي کند ، شفاي باد سرخ است چه بخورند چه بمالند .ورم را از زياد شدن باز مي دارد . داروي کژدمه است .علاج مورچگي و جمره است و بر پوست بمالند نمي گذارد مورچگي و جمره سبب آماس شوند .
    زخم و قرحه :پشم را از سرکه تر کنند و بر زخم بگذارند ورم نمي کند . سرايت قرحه واگير و گري و قوباء را از بين مي برد .
    در علاج سوختگي از هر چيزي زود اثرتر است .
    مفاصل : براي عصب خوب نيست .سرکه و گوگرد را بر نقرس بمالند مفيد است .
    سر :سرکه را با روغن زيتون يا روغن گل مخلوط کنند و خوب به هم بزنند و پشم ناشسته را بدان تر کنند و بر سر گذارند سردرد گرم تسکين مي يابد .
    سرکه لثه را تقويت مي کند . خوردني يا ماليدني آن براي لثه خوب است و به ويژه اگر سرکه با زاج بلوري حل شده باشد و در دهان بگردانند علاوه بر تقويت لثه دندان لق را محکم کند و خون از لثه آمدن را علاج مي کند .
    بخار سرکه حس شنوايي را تقويت مي کند ، کم شنوايي را از بين مي برد و صداهاي گوش را مي خواباند .
    چشم :سرکه و عسل را بر لکه هاي بدرنگ زير چشم بمالند مفيد است ولي بسيار سرکه خوردن ديد را ناتوان مي کند .
    سينه :به نفع زبان کوچک است .در گلو گردانيدن سرکه مانع سرازير شدن خلط به گلو مي شود .
    علاج افتادن زبان کوچک است .
    نوشيدن سرکه گرم کرده در علاج سرفه مزمن ، بلند نفسي و زالو بسيار مفيد است .
    اندام هاي غذا :با معده گرم و تر سازگار است . اشتهاآور و کمک هضم است .معده را دباغ مي دهد و بخار سرکه استسقا را تحليل مي برد .اما هميشه خوردنش ممکن است سبب استسقا شود .
    اندام هاي راننده :زهدان را خنک مي کند . با سرکه گرم کرده و نمک حقنه (حالتي مثل شياف و آمپول )کنند زخم واگير روده را علاج است اما بايد قبلاً حقنه نرم بعمل آيد و ليونت شکم حاصل شود .
    زهرها :برجاي نيش حشرات ريزند مفيد است . براي دفع گزند افيون و شوکران بخورند مفيد است .سرکه اي که از انگور وحشي مي گيرند با نمک در گزيده سگ هار و غيره مفيد است .
    در هر مسموم شدني خوردن سرکه گرم کرده سودمند است .
    سنجد
    مزاج :سرد و خشک
    خاصيت :هر خونريزي را بند مي آورد . صفرايي را بر مي کند که به اندرون مي ريزد .
    سينه :در علاج سرفه گرم مفيد است .
    اندام هاي غذا :از استفراغ جلوگيري مي کند .
    اندام هاي راننده :در علاج پوست اندازي روده که ناشي از صفرا باشد مفيد است ، بند آورنده شکم و مانع قي کردن است .
    سس صغير
    گياهي است با ساقه اي ترد و زودشکن داراي گل و تخم هايي است به رنگ سرخ که بسيار تيز و تندمزه است .هر چه در سرخي تيره تر باشد و در بو تندتر ، مرغوب تر است .
    خاصيت درماني :بادشکن است و با مزاج پيران و نوپيران سازگار .
    بيماري هاي سودا را از بين مي برد .
    مفاصل :علاج ترنجيدگي است .
    سر :در معالجه ماليخوليا و صرع سودمند است .
    اندام هاي غذا :صفرايي مزاجان را آزار مي دهد و براي آنها قي آور است و تشنگي مي آورد .
    اندام هاي دفعي :در بيرون آوردن بلغم مؤثر است .
    سفيد آب
    آنک را مي سوزانند خاکستري که بدست مي آيد سفيد آب نامند و اگر در سوختن افراط شود آن خاکستر سرنج و لطيف تر مي گردد .
    سفيد آب را بوسيله سرکه و نمکها و ساير چيزهايي که در کتاب هاي طبي آمده است به دست مي آورند .
    مزاج :سرد و خشک است . سفيدآب سرکه اي لطافتش بيشتر و ژرف و رونده تر است .
    دمل و جوش :ورم هاي سخت و سرد را نرمي مي بخشد .
    زخم و قرحه :سفيدآب را با مرهم مي آميزند زخم قرحه را پر مي کند و گوشت را مي روياند .سفيدآب و به ويژه سرنج ، گوشت بد را مي خورد و باز آوردن گوشت آن از سفيدآب بهتر است .
    چشم :در علاج جوش هاي چشم سودمند است .
    اندام هاي دفعي :جزء داروهاي ترک مقعد و بسيار سودمند است .
    زهرها :سفيدآب سم است .
    سقاني
    ممکن است شکر تيغال باشد .
    اندام هاي دفعي :در تنقيه کليه نظير ندارد .
    زهرها :کارساز گزيدگي سگ هار است .
    سقمونيا (محموده )
    بهترين محموده آن است که بي آلايش ، کبودرنگ مايل به سپيدي و همرنگ صدف صاف باشد .زود در دست خرد مي شود همين که در آب حل شد آب را همرنگ شير مي سازد و براي بکار بردنش بهتر آن است که آن را در داخل سيب بر آتش بريان کنند و با آب کرفس بياميزند تا هيچ خطري در بر نداشته باشد .
    مزاج :گرم و خشک است و گرمي آن از خشکي بيشتر است .
    خاصيت :زداينده و گدازنده و دشمن معده و کبد است .
    آرايش : لک و پيس و برص و لکه هاي سياه صورت را مي زدايد .
    زخم و قرحه :با عسل و روغن زيتون بپزند و ضماد کنند و بر زخم بگذارند مفيد است .
    جوش :با سرکه بر گري چرکين بمالند خوب مي شود .
    مفاصل :با سرکه و سوسن ضماد شود درد مفاصل و سرين را از بين مي برد و در علاج بيماري اعصاب مفيد است .
    سر :بيخ گياه و افشره آن با سرکه و روغن گل سردرد را دوا مي کند . محموده را با سرکه و روغن گل مخلوط کنند و بر پيشاني کسي که سردرد هميشگي دارد ببندند خوب مي شود .
    سينه :قلب را مي آزارد .
    اندام هاي غذا :با معده و کبد هيچ سازگار نيست و بسيار زيان در
    بر دارد.
    افسردگي مي آورد .دل بهم خوردن و تشنگي و بي اشتهايي به دنبال دارد .اصلاحش با يک برابر تخم کرفس و انيسون است .
    دراسهال دادن زرداب بسيار فعال است .اما اثرش در مملکتي و از هوايي به هوايي فرق دارد .
    اگر به اندازه ي کم از محموده کهنه خورده شود بول را ريزش مي دهد ولي اسهال نمي دهد و اگر با الوا يا با لوبيا گرگي و نمک و تخم هاي خوشبو بسيار کم آن همين کار را مي کند .
    زهرها :خوردنش يا ماليدنش بر اندام پادزهر نيش کژدم است .
    سکبينه
    درخت سکبينه خودش بهره اي ندارد و هر چه هست در انگم آن است .
    تا متراکم و صاف تر باشد و رنگ رويه اش سرخ مايل به سفيدي و رنگ دروني اش سفيد مايل به سرخي باشد و زودتر در آب حل شود بهتر است و هر آنچه از اصفهان آورند بسيار خوب است .
    اما نوعي که با زرد سفيد شبيه است و يا با زرد مخلوط شده باشد بد است .
    مزاج : گرم و خشک است .
    خاصيت : گدازنده ، لطافت بخش ، بادشکن ، گرمي بخش و زداينده است .
    آرايش :سکبينه را در خوراک بريزند رنگ را زيبا مي کند .
    مفاصل :در علاج فلج و گسستگي ماهيچه و وترهاي ميان ماهيچه مفيد است .
    سکبينه را بخورند يا حقنه کنند مواد ماندگار در سرين را اسهال مي دهد و درد سرد مفاصل را دوا مي کند .
    سر :داروي صرع است و سردرد سرد و ناشي از باد را تسکين مي بخشد .
    چشم :در چشم بکشند تم را از چشم مي راند ، آماس پلک را فرو مي نشاند و لکه هاي داخل چشم را مي زدايد .در علاج آب در چشم آمدن بهترين دارو است .
    سکبينه را در سرکه بسايند و بر ورم جو ماننده پلک بگذارند از بين مي رود و قرحه هاي چشم را درمان کند .
    سينه :سکبينه را با آب فيجن فشرده بخورند در علاج سينه درد ، پهلودرد ، سرفه هميشگي و بدتنفسي مفيد است و سينه را از خلط هاي نارسيده پاک مي گرداند .
    اندام هاي غذا :در علاج استسقا خوب است .آب زرد را بيرون مي ريزد . از سکبينه و بادام تلخ يا به جاي بادام تلخ ، فيجن را با عسل يا نان گرم ضماد سازند درد کبد را از بين مي برد .بخورند يا حقنه کنند در علاج قولنج ، درد و پيچش روده و از بين بردن سنگ گرده و مثانه مفيد است .
    سکبينه شهوت انگيز است .حيض را ريزش مي دهد . شکم را ملايم و نرم مي کند.خلط لزج و آب زرد را بيرون مي ريزد و براي زهدان مفيد است .
    تب ها :در تب هاي هر روزه سودمند است .
    زهرها :بر پوست بمالند پادزهر نيش حشرات و ضد سم خوردگي است و در اين زمينه از بارزد بسيار مؤثرتر است .
    سلق
    ديسقوريدوس گويد :دو نوع هست يکي سفيد و يکي سياه .
    مزاج :به عقيده بعضي خشک و گرم است و بعضي مي گويند سرد است . ولي درست اين است که مزاجش مرکب است اما در تر مزاجي بيخش اختلافي نيست .
    خاصيت :ماده بوره اي دارد ، لطافت بخش و گدازنده است و در باز کردن بندآمده ها از سوسن قوي تر است .
    نرمي بخش است .سلق سياه به ويژه اگر با عدس باشد قبض است .
    ماده بوره اش گدازنده و خاکي اش گيرنده است .همه انواع آن کم غذا است .
    آرايش :افشره آن و آب پز برگش ترک هاي ناشي از سرما را دوا مي کند .
    در علاج داء الثعلب سودمند است . اگر لکه هاي سياه صورت را اول بوسيله ي نطرون بشويند و بعد برگ سلق بر آن گذارند سود مي بينند . افشره سلق زگيل ها را بر مي کند . قاتل شپش است .
    ورم :سلق در آب جوشيده را بر ورم بگذارند تحليل مي برد و پخته
    مي گرداند .سلق را چنان که هست بر زياده گوشت ها بگذارند مفيد است . ضماد سلق و سوسن را بر ورم گرم بگذارند مفيد است .
    قرحه :برگ در آن جوشيده سلق داروي سوختگي است و اگر با عسل مخلوط بشود و بر پوست بمالند علاج (بيماري ويروسي پوستي )است و ضمادش زخم چرکي را بکلي بهبودي مي بخشد .
    سر :آب سلق را با زهره کلنگ در بيني کنند کج دهني را خوب مي کند و زخم بيني را از بين مي برد .
    آب نيم گرم سلق را در گوش بچکانند درد تسکين مي يابد .آب سلق را سرشويه کنند سپوسه را از بين ببرد .
    اندام هاي غذا :بيخ سلق که ماده بوره اي در آن زياد است براي معده بسيار بد است . هر معده اي هر چند قوي باشد از سلق به کزکز مي افتد و سوزش حس مي کند .
    سلق کم غذا است و به تنهايي و به ويژه اگر با خردل و سرکه باشد در باز کردن بندآمده هاي کبد و طحال مفيد است .
    سلق سياه و به ويژه اگر با عدس باشد بندآورنده شکم است . بي شک اگر سلق در آث آنقدر بجوشد تا از هم بپاشد قبوضيت مي آورد . با آبش حقنه کنند رسوبي درد را بيرون مي ريزد .
    هر نوعي از سلق سبب باد و قرقر مي شود و پيچش و درد شکم بدنبال دارد . اما اگر سلق با غذا خورده شود در قولنج مفيد است .
    سماق
    دو نوع است ، خراساني و شامي .
    مزاج :سرد و خشک است .
    خاصيت :گيرنده ، توانبخش و بندآورنده است . سماق در خونريزي بسيار مؤثر است و بعضي عقيده دارند که حتي اگر سماق درسته را بر جاي خونريزي ببندند کافي است .سماق تراوش صفرا را به اندام هاي دروني راه نمي دهد .
    آرايش :آب پز آن نوع از سماق که به سماق رنگرزان مشهور است مو را سياه مي گرداند .
    ورم :جاي ضربه خورده را ضماد بگذارند از آماس و خون بند شدن (حصر ) جلوگيري مي کند .زياد شدن آماس را مانع است .سماق داروي کژدمه است .
    قرحه :سرايت زخم چرکي را مانع مي شود .
    مفاصل :آب پزش را بر درد استخوان بمالند از آماسيدن جلوگيري مي کند .
    سر :چرک و ريم گوش را از بين مي برد . انگم سماق را در دندان کرم خورده بگذارند درد را تسکين مي دهد .
    اندام هاي غذا :دباغ معده است . معده را قوي مي کند ، تشنگي را آرام مي بخشد .ترشي سماق اشتهاي خوراک را بر مي انگيزد . دل بهم آمدن ناشي از صفرا را آرام مي بخشد . بندآورنده شکم ، بندآورنده خونريزي حيض و غيره است .
    علاج پوست اندازي روده است .حقنه با سماق آب ريزش زهدان و بواسير را چاره مي کند .
    سماق در طعام باشد براي از بين بردن اسهال هميشگي ، زخم روده و فساد معده خوب است .
    سندروس
    ديسقوريدوس گويد :سندروس انگم درختي است از عربستان و هندوستان .
    کمي به مر مي ماند .بويش بد است . بعضي از دود آن استفاده مي کنند و گاهي لباس ها را با آن دود مي کنند .
    مزاج : گرم و خشک است .
    خاصيت : گيرنده و بندآورنده خونريزي است . کشتي گيران اين دارو را بکار مي برند که سبک خيز و توانا باشند و به نفس تنگي دچار نشوند .
    آرايش: کسي که بخواهد لاغر شود هر روز سندروس را در آب و سکنجبين حل کند و بخورد بسيار مؤثر است .
    قرحه :دود سندروس ناصورها را مي خشکاند .
    سر :رطوبت هاي سرماخوردگي بوسيله ي دود سندروس بر طرف
    مي شوند .لثه را استحکام مي بخشد و در تسکين درد دندان نظير ندارد .
    سينه :درعلاج خفقان حکم کهربا دارد . بندآورنده خون است .
    چشم :در زدودن لکه هاي چشم زود تأثير مي کند .
    سندروس حل شده در آب و سکنجبين را در چشم بچکانند ضعف ديد را بر طرف مي نمايد .
    سنبل
    دو گونه هست يکي سنبل الطيب و دومي سنبل رومي .
    سنبلي که (اقليطي )نام دارد از سنبل هندي و سوري در هر خصوص ناتوان تر است .مگر در ادرار بول که در ريزش بول تأثير بسيار دارد .
    سنبلي هست که ستبر است و آن را سنبل غليظ مي گويند اينگونه سنبل با سنبلي که آن را سنبل سوري (منسوب به سوريه )ناميده اند در تأثير بخشي تقريباً برابر است .
    بهترين نوع آن سنبل سوري است که رنگش به زعفراني مايل است و پرزهاي زياد دارد ، سنبلش کوچک است و خوشبو و شبيه به مشک زمين و مزه اش زبان گز است .
    مزاج :گرم و خشک است .
    خاصيت :بازکننده و تحليل برنده است . سنبل هندي بسيار گيرنده است و حرارت کم دارد .
    ورم و جوش :آماس ها را تحليل مي برد .
    قرحه :رطوبت قرحه را مي خشکاند .
    سر :رطوبت هاي ناشي از سرما را منع مي کند و مغز را توان مي بخشد .
    چشم :هر نوع سنبلي اگر با داروي در چشم کشيدن مخلوط شود يا گرد آن را با سرمه کش بر پلک بمالند مژه ريخته را باز مي روياند و در اين کنش سنبل الطيب از ساير انواع سنبل مؤثرتر است .
    سينه : همه انواع سنبل تپش (خفقان ) را آرام مي بخشد ، سينه و شش را مي پالايد .رسيدن مواد ناجور را به معده مانع مي شود .
    اندام هاي غذا : راه بندان کبد و معده را باز مي کند . معده را توان مي بخشد ، همه انواع سنبل در علاج يرقان مفيد و مانع رسيدن مواد بد به معده هستند .سوزش معده را تسکين مي دهد .
    هر سنبلي ادرار مي دهد .اما سنبل اقليطي که کم مايه تر است و کمتر قبوضيت دارد ريزش بول قوي تر است .
    در آب پز هر سنبلي بنشينند در علاج آماس زهدان مفيد است ، درد گرده را تسکين مي دهد و مواد بد را به روده راه نمي دهد .
    در بند آوردن خونريزي زياده از حد که براي زهدان روي مي دهد خاصيت ويژه اي دارد .
    سومقوطون
    مي گويند هميشه بهار و از تيره مهر گياه است .
    مزاج :سرد و خشک است ، رطوبتي معتدل الحراره دارد و لطيف و تکه کننده است .لزجي پياز دشتي را دارد که گدازندگي اش از آن است و تا اندازه اي جمع کننده و گيرنده است ليکن سردي و خشکي در مزاجش چيرگي دارد .نه بو دارد و نه چندان شيرين است . آب دهان را گرد مي آورد و اجزاي گوشت را در ديگ چنان بهم مي آورد که گويي يکپارچه شده است .
    مفاصل :آب پزش داروي گسستگي در پي ،وسط هاي ماهيچه ها و کناره هاي ماهيچه ها است و نمناک ها را بهم جوش مي دهد .
    سينه :زبري گلو را از بين مي برد . خون برآوردن را بند مي آورد . با عسلاب باشد شش را مي پالايد .در علاج قرحه روده ، پوست اندازي روده ( سحج )فتق آبي روده ،درد گرده ، سودمند است و مي گويند خونريزي حيض را بند مي آورد .
    سوس (مهک ، شيرين بيان )
    مزاج :بيخ مهک مزاجش معتدل است و اگر به طرفي گرايش پيدا کند رو به حرارت و رطوبت است .
    ورم :افشره و بيخش داروي کژدمه مي باشند .
    قرحه :افشره اش براي زخمها بد نيست و مفيد است .
    چشم :بيخ مهک و افشره اش داروي ناخنه و افشره اش مؤثرتر است .
    سينه :فصبه الريه را نرم مي کند . ريه را مي پالايد ، به نفع شش و گلو است و صدا را صاف مي کند .
    اندام هاي غذا :آبش تشنگي را فرو مي نشاند و براي التهاب معده داروي خوبي است .
    علاج سوزش بولي ، قرحه گرده و مثانه و گري مثانه است .
    تب ها :در تب هاي کهنه مفيد است .
    سورنجان
    ريشه گياهي است که برگهايش با زمين تماس دارد و گلهاي سفيد و زرد
    مي دهد .بهترينش آن است که رويه و داخلش سفيد ، سخت ، ترد است و زود مي شکند .سورنجان سرخ و سياه خوب نيست .
    خاصيت :داراي نيروي اسهالي است هر چند گفته اند قبوضيت دارد .
    قرحه :سورنجان سفيد در علاج زخم کهنه بسيار مؤثر است .
    مفاصل :داروي نقرس است . ضمادش فوراً درد را تسکين مي دهد . اما اگر زياد از آن ضماد کنند و بر ورم بگذارند ورم سخت را سخت تر مي کند . براي همه مفاصل و به ويژه در حالت سرماخوردگي بهترين يار و ياور مفاصل است .
    اندام هاي غذا : براي معده خوب نيست . معده را ناتوان مي کند . سورنجان سرخ و سياه داروهاي اسهالي را در معده باز مي دارند و آسيب و بلادهاي توان فرسا بدنبال دارند . مسهل است ، شهوت انگيز است و اگر با زنجفيل و پونه و زيره بخورند بسيار شهوت انگيز است .
    زهرها :سورنجان سرخ و سياه سم است .
    سوسن
    ديسقوريدوس گويد :سوسن گياهي است که برگش به برگ گلايول مي ماند و از برگ گلايول پهن تر ، بزرگ تر و لزج تر است .
    مزاج :سوسن آزاد و سفيد رنگ گرم و خشک است و سوسن رنگين کمان بياباني گرم و خشک تر است .
    خاصيت :به اعتدال مي خشکاند . بيخش زداينده تر از ساير اجزاء است . روغنش لطيف است زيرا از گلش مي گيرند و گلش بسيار لطيف است . روغنش را با مواد خوشبو بياميزند يا نياميزند بسيار
    تحليل برنده و نرم کننده است و در همه اين کنش ها رنگين کمان (ايرسا )ي نامبرده از ساير انواع سوسن قوي تر است .ايرسا مسکن درد و ضد گنديدن و گرمي بخش و لطافت بخش است .
    آرايش :سوسن و به ويژه بيخش در علاج لکه هاي سياه صورت و کک و مک مفيد است و صورت را بدان شويند رخساره را پاکيزه و صيقل مي دهد و ترنجيدگي را از ميان بر مي دارد .
    ورم و جوش :برگ و تخم سوسن را بکوبند ، بسايند و با آب انگور کهنه مخلوط کنند و ضماد سازند و بر باد سرخ گدازند بسيار سودمند است و همچنين در علاج ورم نارسيده بلغمي و گري چرکين و نرم کردن کبره (خشک ريشه ) و(سعفه ) بسيار خوب است و به ويژه اگر با داروهاي ديگر مخلوط بشود تأثيرش بيشتر مي شود .
    زخم و قرحه :قرحه را از گوشت خوب پر مي کند .بيخش داروي سوختگي از آب گرم است .زيرا مي خشکاند و با ملايمت مي زدايد . آب پز برگش نيز همين تأثير را در اين زمينه دارد . اگر در استعمال کردن بيخ و برگش روغن گل همراه باشد بسيار بهتر است .
    افشره رنگين کمان (ايرسا ) و ساير انواع سوسن را با عسل و سرکه در آوندي مسين مي جوشانند داروي قرحه مزمن و زخم هااست .
    براي علاج سوختگي آب گرم سوسن کاشتني از هر سوسني بهتر است .
    مفاصل :در مداواي گسستن عصب ، ترنجيدن عصب و بيماري اعصاب بهترين دارو است .
    سر :آب پز بيخ سوسن را در دهان بگردانند درد دندان تسکين مي يابد و به ويژه سوسن بياباني در علاج درد دندان بسيار کاري است .آب پز بيخ سوسن خواب آور است .روغن سوسن علاج قرحه سرو سپوسه است . در گوش بچکانند وزوز و صداها را مي خواباند .روغن سوسن با روغن گل را بر پيشاني بمالند سردرد بر طرف مي شود .بيني را بدان اندايند رطوبت نرمي که بر رويه بيني مي نشيند از بين مي رود .
    سينه :بيخ سوسن و به ويژه نوع رنگين کماني اش علاج نفس بلندي و سرفه مي باشد و رطوبت هاي بازمانده و پرمايه را از سينه پاک مي کند .
    اندام هاي غذا :سوسن و روغنش براي معده بد و براي طحال خوب هستند .
    روغن سوسن باز کننده و تحليل برنده است .بخورند يا بمالند زهدان سفت شده را نرم مي کند .بيخ سوسن را با روغن گل بپزند در علاج بيماري هاي زهدان بي نظير است .روغن زنبق هم بهترين
    داروي درد زهدان است .بيخ سوسن را با سرکه بپزند يا با تخم بنگ و آرد گندم آب پز کنند ورم گرم رگ هاي بيضه را فرو مي نشاند .
    بيخ سوسن و روغن زنبق دهانه بواسير را هر طوري باشد باز مي کنند . اگر با آب انگور کهنه بخورند حيض را ريزش مي دهد و اگر با سرکه بنوشند کساني که در جماع به سرعت آب مي ريزند از آن بهره مي بينند .
    اگر بيخ سوسن را در آب بپزند و بعد زنان آن را بر خود ببندند سفتي زهدان نرم ، دهانه باز و درد زهدان بر طرف مي گردد .
    تب ها :در علاج تب و لرز مفيد است .
    زهرها :سوسن و افشره و تخم سوسن خورده شود پادزهر همه نيش ها و به ويژه پادزهر نيش کژدم است .
    روغن سوسن پادزهر بنگ و قارچ سمي و گشنيز است .
    سوسن کوهي
    مزاج :گرم و خشک است .
    خاصيت :خون را به زير پوست مي کشاند ، زداينده قوي است ، در علاج ورم و دردهاي سرد و باد و بادکردگي مفيد است .
    مفاصل :ضماد بيخ و برگش در عرق النساء و درد مفاصل سودمند و درد سرد مفاصل و گسستگي ماهيچه را درمان مي کند .
    سينه :با عسل باشد و بليسند در علاج خون برآوردن کمک است .
    سر :سردرد مي آورد .
    اندام هاي راننده :آب پز بيخش و به ويژه شربتش بول و حيض را ريزش مي دهد .
    زهرها :سوسن کوهي و به ويژه نوع مصري آن پادزهر حشرات موذي
    است .
    سوسنبر
    همان سينبر است .
    مزاج :گرم و خشک و ضد گنديدگي است .
    آرايش: شپش کش است .
    ورم و جوش :در علاج ورم ناپيدا و التهابات شديد زير پوست و بسيار سخت مفيد است .
    سر :سوسنبر را در سرکه بپزند و با روغن گل مخلوط کنند و بر سر بمالند در علاج فراموش کاري و درهم و برهمي فکرو بيماريهاي آن مفيد است .علاج سردرد است .
    برگ سوسنبر بياباني را بر سر و پيشاني ببندند سردرد را درمان مي کند .
    اندام هاي غذا :کرم و کرم کدو و بچه مرده را بيرون مي آورد .
    سوسنبر و به ويژه سنگلاخي آن بول و حيض را ريزش مي دهد .
    سوسنبر بياباني را با آب انگور کهنه بخورند چکميزک را باز مي دارد و سنگ را بيرون مي آورد . براي درد و پيچش روده مفيد است .
    زهرها :پادزهر نيش ها است .بر نيش زده زنبور بگذارند و يا در سکنجبين بريزند و بخورند درد نيش زنبور از بين مي رود .
    سيسارون
    چوب گياه سياه دانه است و تلخي و گيرندگي دارد .
    مزاج :گرم و خشک است .
    خاصيت :گدازنده و اندکي قبض است .
    اندام هاي غذا :آب پز بيخش براي معده مفيد است .
    آب پز بيخش بول را ريزش مي دهد .
    سيون (ترتيزک آبي )
    سيون همان قرت العين است .گياهي است که در آب هاي راکد پيدا است و نوعي بوي خوش دارد .خام و پخته اش در علاج سنگ سودمند است .
    سيساليوس (کاشم )
    برگش به برگ رازيانه مي ماند و از برگ رازيانه ستبرتر و ساقه اش زبرتر است .
    مزاج :گرم و خشک است .
    خاصيت :کاشم و بيخ و تخمش گدازنده ، لطافت بخش و بادشکن است . دردهاي ناپيدا را تسکين مي دهد .بلغم بند آمده را مي گدازد .چهارپايان از آن بخورند بهره بسيار مي دهد .با آب انگور کهنه بخورند ضد سرما است و اگر با فلفل باشد براي سرما خوب است اما پلک را زيان مي رساند .
    مفاصل :براي درد پشت خوب است .
    سر :بهترين داروي صرع و سبک عقلي است .(کند ذهني )
    سينه :کاشم و به ويژه بيخ و تخمش که با هم باشند در علاج برنشيت ، دشواري نفس ، نفس بلندي و سرفه مزمن ،بسيار مفيد است . اگر بيخ کاشم را با عسل درآميزند معجون شود و بليسند سينه را از رطوبت هاي لزج پاک مي نمايد .
    اندام هاي غذا :بادشکن است . دردهاي دروني را درمان مي کند . کاشم و به ويژه بيخش در هضم غذا کمک مي کند . با معده سازگار است . پيچش و درد روده که ناشي از بادکردگي باشد علاجش با کاشم است .
    زايمان انسان و حيوانات را آسان مي کند . داروي عسر بول است . در مداواي درد زهدان و خفگي زهدان و دردهاي دروني مفيد است .
    اگر به مدت ده روز هر روز افشره ساقه اين گياه و تخمش را در سيکي بريزند و بنوشند درد گرده بر طرف مي شود .
    کاشم عموماً براي گرده خوب است .خوردنش علاج چکميزک است ، حيض را ريزش مي دهد و در دردهاي ناپيدا مفيد است .
    تب ها :گويند براي مداواي تب بلغمي بد نيست .
    سيب
    از همه معتدل تر سيب شامي است .
    مزاج :سيب بي مزه سردي و تري بيشتر دارد .
    خاصيت :سيب و به ويژه برگش بازدارنده زائده ها است .
    ورم و جوش :برگ و افشره آن علاج ورم گرم نوخاسته و مورچگي است .
    قرحه :برگ و الياف سيب و افشره آن گيرنده قرحه را بهم مي آورد .
    مفاصل :هميشه خوردن و عادت کردن به خوردن سيب به ويژه بهاري آن درد عصب در پي دارد .
    سينه :سيب و به ويژه سيب خوشبوي شامي و شيرين ، خوشبو و ترش آن قلب را توانا مي کنند .
    اندام هاي غذا :ضعف معده را درمان مي کند .
    تب ها :سيب نارس سبب تب مي شود .
    سياه دانه
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :تند و تيز ، تکه کننده ، بلغم ، زداينده ، بادشکن است و بادکرده ها را فرو مي نشاند .بسيار تنقيه کننده است .
    آرايش : زگيل هاي واژگون را مي برد .خال ها را مي زدايد و در علاج لک و پيس و برص ويژگي دارد .
    ورم و جوش :با سرکه داروي جوش شري و ورم بلغمي سخت است .
    قرحه :با سرکه به زخم بلغمي و گري چرکين بگذارند مفيد است .
    سر :داروي زکام است و به ويژه اگر در روغن سرخ کنند و در وصله کتان بپيچند و بر پيشاني بمالند سردرد سر را از بين مي برد .
    اگر شبي در سرکه باشد و فرداي آن روز آن را بسايند و آن را بو بکشند در علاج سردرد مزمن و کج دهني بسيار مفيد است .
    سياه دانه سبب باد کردن انسداد پالايشگاه است .
    آب پزش را با سرکه مزمزه کنند درد دندان تسکين مي يابد و اگر با چوب صنوبر آب پز شود در تسکين درد دندان مؤثر است .
    چشم :سياه دانه را بسايند و گردش را با روغن زنبق مخلوط کنند و به بيني بکشند اول آب آمدن در چشم را مانع مي شود .
    نفس کش :با نطرون خورده شود در بلند نفسي مفيد است .
    اندام هاي راننده :سياه دانه را بخورند يا برناف بمالند داروي کرم و کرم کدو است . اگر چند روزي آن را بکار برند حيض را راه مي اندازد .
    اگر با عسل و آب گرم خورده شود در سنگ کليه و مثانه مفيد است .
    تب ها :در علاج تب هاي بلغمي و سودايي داروي بسيار خوبي است .
    زهرها :خوردنش پادزهر نيش رتيل است .حشرات از دودش مي گريزند . بسيار خوردنش کشنده است .
    سير
    چندين نوع است :کاشتني که مشهور است .گندنايي که قوتش مرکب از قوت سير و گندنا است .
    سير بياباني تلخ و گيرنده است و آن را سير مار هم مي گويند .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :ملين ، بسيار بادشکن ، زخم آور پوست .
    آرايش :سير را با آب پز پونه کوهي بخورند و بر تن بمالند شپش و رشک را ريشه کن مي کند .خاکستر سير را با عسل مخلوط کنند .بهک و لک خوني زير پلک را مي زدايد و داروي کم بودن مو است که از مواد متعفن بهم آمده است .
    جوش :سير دمل هاي باطني و ناپديد را باز مي کند . خاکسترش داروي جوش ها است .
    زخم و قرحه :پوست را زخم مي دهد . خاکستر سير با عسل داروي قوباء و گري تر است .سير بياباني را تا تر است بر زخم بدخيم بگذارند زخم را بهم مي آورد .
    مفاصل :داخل کردن مانند آمپول و شياف سير در علاج بيماري اعصاب مفيد است .
    سر :سير مايه سردرد مي شود .سير کفيده و در آب پخته داروي دندان درد است . آب پز سير را در دهان گردانند درد دندان تسکين مي يابد ، به ويژه اگر با کندر مخلوط باشد .
    چشم :ديد را ناتوان مي کند و سبب جوش هاي داخل چشم مي شود .
    سينه :سير پخته گلو را صاف مي کند و داروي سرفه مزمن است . درد سينه و سردي را دوا مي کند و زالو را از گلو بيرون مي آورد .
    اندام هاي غذا :سير و زيتون و هويج را با هم بپزند در علاج شکم گندگي داروي بسيار خوبي است .
    اندام هاي راننده :در آب پز برگ و ساقه سير بنشينند بول و حيض ريزش مي يابد و بچه دان بيرون مي آيد و اگر آب پزش را بخورند يا بدان (داخل کردن مانند آمپول و شياف کنند) باز همين تأثيرات را دارد .سير را بکوبند و با عسلاب بخورند بلغم را بيرون مي آورد .داروي کرم است و ملين .سير به علت اينکه گدازنده و خشکاننده است شايد براي غريزه جنسي خوب نباشد ، اما اگر سير را چندان در آب بجوشانند تا تنديش از بين برود شايد در باقيمانده اش گرمي اندک بماند و بخشکاند و مواد بلغمي را در مزاج بلغمي به باد مبدل سازد و غريزه جنسي را دگرگون کند .
    زهرها :اگر سير را با آب انگور کهنه بخورند پادزهر نيش حشرات و پادزهر نيش مار است و همچنين در سگ هار گزيده مفيد است .
    سير بياباني
    از سير کاشتني بسيار ريزتر است .برگ و ساقه اي دارد که بر ساقه گلي سفيد رنگ پديدار است .
    مزاج :گرم و خشک است .
    خاصيت :لطيف و زداينده و باز کننده است .
    زخم و قرحه : زخم هاي بزرگ و پليد را خوب مي کند .
    مفاصل :در علاج گسستگي ماهيچه داروي خوبي است .

    خواص گياهان دارويي حروف(ش(

    «ش »
    شاه افسر ـ ناخنگ
    گياهي است به رنگ کاه به شکل هلالي (ماه نو ) با وجود تخلخلي که دارد تا اندازه اي سخت است .گاهي به رنگ سپيد و گاهي زرد رنگ است .
    ديسقوريدوس گويد : بعضي ها اين گياه را «ايسقيفون » مي نامند .
    گياهي است خشک داراي شاخه هاي زياد و چهار گوش که به سپيدي مي زنند و خم مي شوند .برگ اين گياه شبيه برگ درخت به است ليکن اندکي درازتر از آن است .کمي زبر است و کرکدار و رنگش به سپيدي متمايل است و در جاهاي زبر و خشن مي رويد .بهترين نوع مورد استفاده اش گونه اي است که سخت تر است رنگش کمي به سپيدي مي گرايد مزه اش تلخ تر و بويش تند و آشکار است .
    ديسقوريدوس گويد :بهترين نوع آن به رنگ زعفران است که داراي بوي قوي تر مي باشد .
    قابض و تحليل برنده است .
    مزاج :گرم و خشک است .
    دمل و جوش :اين گياه خود به خود در علاج دمل هاي گرم و سخت مفيد است .
    زخم و قرحه تر :گياه را در آب حل مي کنند و زخم را بدان مي شويند يا اينکه گياه را با داروهاي خشک کننده از قبيل مازو ، گل خشک و عدس مخلوط مي کنند .
    اندام هاي سر :ضماد اين گياه ورم گوش ها را فرو مي نشاند و درد گوش را از بين مي برد .اگر افشره آن را در گوش بچکانند درد گوش را بهتر از ضمادش چاره مي کند .
    اگر آن را در آب حل کنند سردرد را از بين مي برد .
    چشم :ضمادش با داروهاي ذکر شده چاره ساز ورم چشم است .
    اندام هاي دفعي :ضماد آن با داروهاي نامبرده ورم مقعد و بيضه ها را فرو مي نشاند .اگر ساقه هاي آن را با برگ هايش بجوشانند و آن را بنوشند ادرارآور است ، حيض را روان مي سازد .
    اگر با آب جوشانده آن خود را شستشو دهند خارش بيضه ها را فرو
    مي نشاند.
    شاه تره ـ تخم ترتيزک بياباني
    ديسقوريدوس گويد :بهترين ترتيزک در سرزمين بابل مي رويد که قوتش هم رديف قوت خردل و تخم ترب است .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :گرمي بخش ، تحليل بر ،رساننده و نرمش دهنده است و ريم و چرک گري را خشک مي نمايد .
    آرايش :خوردن يا ماليدن آن مو را از ريزش باز مي دارد .
    دمل و جوش :داروي ورم بلغمي است .با آب و نمک ضماد شود دمل ها را شفا مي بخشد .
    زخم و قرحه :در علاج گري چرکين و قوباء(نوعي بيماري ويروسي) مفيد است . با عسل همراه باشد جوش عسلي را از بين مي برد و پليدي آتش فارسي را بر مي اندازد .
    مفاصل :خوردنش و ضمادش که همراه سرکه و قاوت جو باشد داروي بيماري اعصاب است .
    اگر بيماري بيماري اعصاب همراه با اسهالي باشد که خون در مدفوع ديده شود اين دارو را حقنه(وارد کردن مانند شياف ،آمپول و …) کنند مفيد است .در علاج سست بودن همه پي ها بسيار سودمند است .
    سينه : شش را تنقيه مي کند ، داروي برنشيت است . تخم ترتيزک نيز از داروهاي برنشيت است .
    از آنجا که داراي قوت قطع کننده و نرمش دهنده است آن را با سوپ مخلوط کنند براي برنشيت بسيار خوب است .
    اندام هاي غذا :معده و کبد را گرمي مي دهد .ستبري طحال را از بين مي برد و به ويژه اگر با عسل ضماد شود .
    اندام هاي دفعي :شهوت انگيز و کرم کش است .حيض را روان مي سازد .در روغن جوشيده اش بندآور شکم است و به ويژه اگر نکوبيده باشد ، چون سائيدن لزجي آن را از بين مي برد .در علاج قولنج مفيد است .
    اگر کوبيده آن را با آب گرم بنوشند مسهل و بادشکن روده ها است .
    زهرها :خوردن آن يا ضمادش با عسل پادزهر حشرات است و اگر بسوزانند حشرات از دودش گريزانند .
    شاه تره
    سبز و شاداب و تلخ مزه اش خوب است .
    مزاج :سرد و خشک
    خاصيت :به علت مزه گيرنده که دارد سرد است و از تلخ مزگي اش گرم است و سردي آن از گرمي بيشتر است .
    زخم :خوردنش داروي خارش و گري است .
    سر :لثه را محکم مي کند .
    اندام هاي غذا :معده را توان مي بخشد و بند آمده هاي کبد را مي گشايد .
    شاه دانه
    مزاج :گرم و خشک است .
    خاصيت :باد را از بين مي برد . بسيار خشکاننده و خلطش کم و ناپسند است .
    ورم و جوش :بيخ شاه دانه بياباني را بپزند و بر ورم گرم که در جاي سخت بر آمده و کيموس ها در آن جاي گرفته اند ضماد گذارند گرمي را خاموش مي کند و سخت را نرم مي نمايد .
    سر :از گرمي که دارد مي آورد .افشره اش درد گوش را از بين مي برد. روغن و برگش شوره سر را از بين مي برد .
    چشم :تم چشم مي آورد .
    اندام هاي غذا :دانه اش دير هضم و براي معده بد است .
    اندام هاي راننده :زيادش خورند آب مني را مي خشکاند .
    شابانک
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :تحليل برنده و بسيار لطافت بخش است . اگر زير بالش کودک بگذارند در علاج جريان آب دهن در وقت خواب مفيد است .
    مفاصل :بر تن بمالند ، يا به بيني کشند ، يا با آب انگور کهنه خورند علاج فلج است .
    سر :آبش را به بيني کشند مغز را مي پالايد و در علاج کج دهني مفيد
    است .با آب انگور کهنه خورند در صرع سودمند است .
    اندام هاي غذا :رطوبت هاي معده را بر مي چيند .
    اندام هاي راننده :بادهاي زهدان را از بين مي برد .
    شاه زيره
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :بادشکن است و مي خشکاند ولي به لطافت زيره نيست .
    اندام هاي غذا :خوردنش استفراغ را بند مي آورد . معده را گرم و به هضم طعام کمک مي نمايد .
    چشم :از داروهاي چشم است ولي اگر زياد بخورند کم سويي ببار مي آورد .
    سينه :آرامش بخش سکسکه و خفقان است .
    اندام هاي دفعي :آب پز و تخمش خورده شوند ادرار بول مي دهند .
    پيچ و درد روده را تسکين مي دهند .
    زنان در آب پزش بنشينند درد زهدان بر طرف مي شود .
    تخمش را بسوزانند و ضماد کنند بواسير را بر مي کند .
    دانه و تخم آن را بخورند داروي کرم است .
    شاه پسند
    دانه اين گياه تقريباً به دانه آس مي ماند .
    مزاج :گرم و تر است .
    زخم و قرحه :زخم را بهم مي آورد .زخم پليد را از سرايت باز مي دارد به شرطي که با سرکه ضماد شود .
    ورم و جوش :ورم بلغمي را نرم مي کند .
    آرايش :آب پزش مو را سياه مي کند .
    اندام هاي راننده :آب پز شاخه اش بول و حيض را راه مي اندازد .اگر خود را با آن بشويند خارش عورت را تسکين مي دهد .
    شبدر
    شبدر گياهي است که سه نوع دارد :بياباني ، کاشتني و مصري . تخم آن را نان مي کنند و مي خورند .
    مزاج : گرم و خشک
    خاصيت :شبدر کاشتني به اعتدال مي زدايد و مي خشکاند . شبدر بياباني قبض و گري رسان است و روغنش بادهاي پرمايه را پراکنده مي سازد .
    آرايش :شبدر کاشتني و بياباني هر دو داروي لکه هاي سياه رخسارند .
    زخم و قرحه :افشره شبدر کاشتني که با عسل باشد زخم را تنقيه
    مي کند.
    مفاصل :روغنش داروي درد مفاصل است .
    سر :افشره اش را به بيني کشند عطسه مي آورد و برا ي بيماران صرع بسيار مفيد است .
    چشم :افشره شبدر کاشتني و به ويژه اگر با عسل باشد سفيدي چشم و تم چشم را چاره مي کند .
    سينه :هر نوع از شبدر و به ويژه بياباني آن درد دنده ها را که از بلغ باشد دوا مي کند .خناق و درد گلو مي آورد و در اين حالت علاجش گشنيز و کاسني و کاهو است که آسيبش را دفع مي کنند .
    اندام هاي غذا :علاج درد سرد بادزاي معده است .روغنش در سر آغاز استسقا داروي خوبي است .
    اندام هاي دفعي :ادرار بول و حيض مي دهد .شبدر بياباني با شربت تخم پنيرک بستاني داروي درد مثانه است .روغن شبدر علاج درد بيضه ها و زهدان است .
    شبدر بياباني قي و اسهال را درمان مي کند . شکم را بند مي آورد . شبدر و تخمش شهوت انگيز است .
    تب ها :کسي که تب نوبه دارد اگر سه برگ يا سه دانه از تخم شبدر بخورد يا اگر در تب سه اندر ميان چهار برگ يا چهار دانه از تخمش را بخورد نوبت تب ها بهم مي خورد .
    زهرها :آب شبدر بر جاي نيش کژدم بپاشند فوراً تسکين مي يابد .اما اگر بر اندامي درست پاشند سوزش و درد پيدا مي شود .
    تخمش از خود شبدر در علاج نيش کژدم قوي تر است .
    شبت ـ شويد
    مزاج :گرم و خشک است .
    خاصيت :خلط سرد را مي رساند ، درد را تسکين مي دهد ، باد را
    مي پراکند .روغنش نيز همين تأثيرها را دارد و بسيار نرم کننده است .
    ورم :ورم ها را مي رساند .
    زخم :خاکسترش در علاج زخم هاي سست و شل مفيد است .
    مفاصل :روغنش درد مفاصل و شبيه آن را آرام مي کند .
    سر :شبت و به ويژه روغنش خواب آور است . افشره اش در علاج درد
    گوش که سودايي باشد و در برچيدن رطوبت هاي گوش مفيد است .
    چشم :هميشه بخورند ديد را ضعيف مي کند .
    سينه :شبت و تخم شبت شير را به راه مي اندازد و به ويژه در کسي که شير بسيار دارد ، بسيار مؤثر است که شيررا زيادتر مي کند .
    اندام هاي غذا :سکسکه اي که ناشي از بالا آمدن طعام و پر شدن معده باشد علاجش با شبت است .
    اندام هاي راننده :آب پزش حقنه(وارد کردن مانند شياف ،آمپول و …) شود ، يا در آن بنشينند درد و پيچش روده تسکين مي يابد .تخم شبت بواسير بر آمده را قطع مي کند . خاکسترش داروي زخم ذکر و پيزي است
    شرنگ ، هندوانه ابوجهل
    شرنگ بر دو نوع است :نر و ماده
    شرنگ نر اليافي و شرنگ ماده سست و سفيد رنگ و نرم است .سفيد بسيار سفيد و نرم بسيار خوب است .سياهش بد است و بايد وقتي آن را مي چينند پيهش را فوراً بيرون نياورند .
    مزاج :گرم و خشک .
    خاصيت :گدازنده ، تکه کننده ، بسيار جاذب ، برگ سبز آن خون دماغ را بند مي آورد .
    آرايش: در مداواي جذام و واريس ، پاغر ، بر پوست بمالند مفيد است .
    دمل و جوش :برگ شادابش ورم ها را مي رساند و تحليل مي برد .
    مفاصل :در علاج درد پي و مفاصل و بيماري اعصاب و نقرس سرد بسيار مفيد است .
    سر :مغز را مي پالايد بيخ شرنگ را با سرکه بپزند و مزمزه کنند درد دندان را فرو مي نشاند .شرنگ را در روغن زيتون بجوشانند و آن را در گوش بچکانند صداي گوش را از بين مي برد . کشيدن دندان را آسان مي کند .
    نفس کش و سينه :در علاج بلند نفسي بدان قي کنند بسيار خوب است .
    اندام هاي غذا :بيخ شرنگ در علاج استسقا خوب است ولي با معده ناسازگار مي باشد . در بيرون راندن بلغم پرمايه و غليظ از مفاصل و پي ها ويژگي دارد .
    زرداب را روان مي سازد و براي علاج قولنج تر و بادي دارويي است بسيار سودمند و شايد خون را هم بيرون آورد .
    از آنجا که در روده ماندگار نيست و بسيار زودگذر است تلخي اش تأثير چشمگيري بر روده ندارد .در مداواي بيماري هاي گرده و آبدان مفيد است .
    زهرها :شرنگي که هنوز به رنگ سبز است و چيده شده زياد از اندازه مسهل و زياد لازم قي آور است.بيماررا آزارمي دهد وشايد کشنده باشد. يخ شرنگ پادزهر مار است .در خنثي کردن سم کژدم بهترين پادزهر است خوردن و پاشيدن آب پز آن بسيار مفيد است .
    شربين
    درختي است که از آن قطران مي گيرند .بهترش آن است که قطرانش پرمايه و صاف و نيرومند و بدبو باشد و هرگاه از درخت تراويد قطرانش بحال خود ماند و از هم نپاشد .
    اين درخت را در زبان فارسي اورس مي گويند .ضد گنديدن و تن مرده را نگهدار است .
    خاصيت :پوست اورس گيرندگي دارد .
    سر :کسي که زياد از بر ميوه اين درخت بخورد از گرمي بخشيدن زياد و از گزيدن معده که خاصيت اوست دچار سردرد گرم مي شود .برگش را در سرکه بپزند و بدان مزمزه کنند درد دندان تسکين مي يابد .
    سينه :ثمرش داروي سرفه است .
    اندام هاي غذا :ثمرش معده را مي گزد . با معده و کبد سازگار است .
    اندام هاي راننده :ثمرش از چکميزک مفيدتر است . با فلفل بخورند بول را ريزش دهد .پوستش خورده شود شکم بند مي آيد و شايد بول را هم
    بند آورد .
    زهرها :ثمرش با آب انگور کهنه پادزهر سموميت از خرگوش دريايي
    است .ثمرش را با پيه شتر مخلوط کنند و به تن بمالند حشرات از آن مي گريزند .
    شفتالو
    مزاج :سرد و تر است .
    خاصيت :رطوبتش زود مي گندد .ملين است و کمي گيرندگي دارد . نارسش گيرنده تر است .
    آرايش:برگش را به تن بمالند خوش بو مي شود .
    سر :آب برگش کرم هاي گوش را مي کشد ،روغنش در علاج سردرد نصفي و درد سرد و گرم گوش سودمند است .
    اندام هاي غذا :رسيده اش براي معده خوب و اشتهاآور است و بهتر آن است که قبل از غذا بخورند و بر چيزي ديگر نخورند که خودش فاسد شود و چيزي را فاسد گرداند .
    اندام هاي راننده :برگش را بر ناف ببندند کشنده کرم شکم است .خوردن افشره شکوفه و برگش داروي کرم است .
    رسيده اش ملين است و نارسيده آن قبض .
    شقورس
    خاصيت :گرم است و افشره اش را در علاج دردها مي خورند .
    آرايش:سبزش را با آب انگور کهنه بر پوست بمالند علاج لک و پيس است .
    زخم :زخم مزمن را بهم مي چسباند و گردش را بر گوشت زائد بپاشند مفيد است .
    مفاصل : با سرکه بر نقرس بمالند مفيد است .
    سينه :با شيريني ها بليسند داروي سرفه است .
    اندام هاي غذا :مقداري را با ادرومالي بخورند سوزش معده را تسکين مي دهد .
    اندام هاي راننده :اگر زنان بردارند در ريزش حيض ملايم است .
    شقايق (لاله )
    دونوع است :کاشتني و خودرو . کاشتني بر دو نوع است : يکي گل سرخ مي دهد و گل دومي سفيد به رنگ شير و مايل به ارغواني است .
    مزاج :گرم و تر .
    خاصيت :زداينده و تحليل برنده است .
    آرايش :اگر با پوست گردو مخلوط باشد مو را سياه مي کند .
    ورم و جوش : پخته اش را بر ورم هاي سخت نشده بمالند مفيد است .
    زخم و قرحه :خشکيده اش علاج زخم پليد است زخم را خوب مي کند و چرک زخم ها را پاک مي کند .در علاج پوست انداختن بسيار مؤثر است .
    داروي گري چرکين است و در تنقيه زخم هاي پليد کم نظير است .
    سر : افشره اش را به بيني بکشند مغز و سر را پاک مي کند .
    بيخش را بسايند رطوبت هاي سر را بيرون مي کشد . افشره اش علاج قوباء(نوعي بيماري ويروسي) است .
    چشم :افشره اش با عسل داروي تم ،سپيدي و اثر زخم چشم است .
    سينه :برگ و ساقه هاي لاله را با گياه مرزه کوهي بپزند و بخورند شير را ريزش مي دهد .
    اندام هاي راننده :لاله را بردارند حيض را راه مي اندازد .
    شکر
    نيشکر با شکر هم مزاج و از شکر نرمي بخش تر است .
    مزاج : گرم و تر است و گرمي در شکر تبرزد کمتر است .
    خاصيت :نرم کننده ، زداينده و شستشو دهنده است .
    چشم :آنچه به انگم شبيه و از نيشکر مي گيرند چشم روشني است .
    سينه :سينه را نرمش مي دهد و زبري را مي زدايد .
    اندام هاي غذا :براي معده خوب است . ليکن براي معده اي که صفرا در آن پيدا مي شود زيان آور است و در اين صورت شکر به صفرا تبديل
    مي شود .شکر راه بندان ها را باز مي کند ، تشنگي آور است ولي نه به اندازه ي عسل و به ويژه شکر کهنه تشنگي آورتر از تازه آن است .
    شکر کهنه خون تيره و پرمايه بوجود مي آورد.بلغم را از معده مي زدايد .
    نيشکر در استفراغ مفيد است .
    هرشکري و به ويژه آنچه بر بالايي هاي شکر مي نشيند و گويي نمک است ، اسهال آور است . شکر سليماني و شکر سرخ بيشتر از ساير انواع شکر ليونت مي دهند .
    شايد بادزا باشد و شايد بادشکن باشد .
    شکر و روغن بادام در علاج قولنج مفيد است .
    شلکا انجير
    ديسقوريدوس در کتاب خود گويد :درختي است تنومند ، به درخت انجير مي ماند و شيره بسيار دارد .برگش شبيه برگ توت و ساليانه سه الي چهار بار ميوه مي دهد . ميوه اش از جوانه شاخه ها سر بر نمي زند ، چنان که در درخت انجير ديده مي شود ، بلکه ميوه آن از ساقه شاخه ها و به انجير بياباني شبيه است .
    مزه اش از انجير نارسيده شيرين تر و دانه هايش به بزرگي دانه انجير
    نيستند .مزاج : گرم و تر است .
    خاصيت :از شيره درخت آن قرص مي سازند و حقنه(وارد کردن مانند شياف ،آمپول و …) مي شود که ملين است و بسيار گدازنده .
    اندام هاي غذا :با معده ناسازگار است .
    زخم و قرحه :شيره آن چسبنده است و زخم هاي دشوار را درمان مي کند. دمل و جوش :آماس هاي سخت را نرم مي کند .
    اندام هاي دفعي :مسهل است .
    تب ها :شيره درخت آن در علاج تب لرز مفيد است .
    زهرها :شيره آن را بر جاي نيش بمالند پادزهر حشرات است .
    شلمک
    گياهي است که در ميان گندم زار مي رويد .
    مزاج : گرم و خشک
    خاصيت :لطيف ، زداينده ، تحليل برنده .
    آرايش :مخلوط آن را با گوگرد بر لک و پيس بمالند مفيد است .
    ورم و جوش :با تخم کتان بر ورم و خنازير بگذارند نرم مي کند .
    زخم و قرحه :شلمکي را که با گندم روئيده اگر بر زخم بمالند يا بسايند و بر زخم بپاشند مفيد است .ماليدنش داروي قوباء(نوعي بيماري ويروسي) است با پوست ترب بر زخم بگذارند مفيد است .
    مفاصل :در عسل آب بپزند و ضماد کنند علاج بيماري اعصاب است .
    سر :مستي و بيهوشي مي آورد .
    اندام هاي راننده :شلمک و به ويژه با قاوت جو را بسوزانند و دودش را برکشند به باردار شدن زن کمک مي نمايد .
    شلغم
    بياباني و کاشتني است .
    مزاج :هر دو نوع گرم و تر هستند .
    خاصيت :پخته آن غذايي بسيار متراکم مي دهد و بهترش آن است که با گوشت چرب بپزند .
    آرايش:اگر شلغمي را بسوزانند و موم و روغن گل در وسط آن بريزند و بر خاکستر گرم بگذارند تا موم بگذارد علاج کم مويي کهنه است .
    زخم :همين کار در ترک هاي چرکين ناشي از سرما مفيد است .
    سينه :شلغم پخته با گوشت چرب ، سينه و گلو را نرم مي کند .
    اندام هاي غذا :زياد در معده ماندگار است .
    مفاصل :آب پزش را بر نقرس بپاشند بسيار سودمند است .
    چشم :خوردنش براي چشم مفيد است .
    اندام هاي راننده :آبش بول را ادرار مي دهد و شهوت انگيز است .
    شنبليله
    مزاج :گرم و خشک و رطوبتي بيگانه دارد .
    خاصيت :رساننده و نرمي بخش است .
    آرايش: روغنش همراه آس براي مو مفيد است .اثر زخم را از بين مي برد .
    ماده لعابي تخم شنبليله و به ويژه اگر با روغن گل باشد ترک هاي ناشي از سرما را درمان مي کند .
    در داروهاي لکه هاي سياه رخساره و زيبا شدن رنگ و دگرگوني بوي دهان و بوي بد تن و عرق مفيد است .
    ورم و جوش :ورم هاي بلغمي و سخت را از بين مي برد .
    آرد شنبليله ورم هاي گرم پديد و ناپديد را شفا مي دهد ، به شرطي که التهاب نکرده و تا اندازه اي سخت باشند .ورم هاي اندروني را نرم مي نمايد و مي رساند .
    زخم :با روغن گل داروي زخم مي باشد .
    سر :سرشويه کنند شوره را از بين مي برد . سردرد مي آورد و به ويژه اگر با آبکامه باشد اما آبکامه براي معده خوب است و اگر همراه شنبليله باشد از گزندش به معده مي کاهد .
    چشم :آب پز شنبليله نقطه سرخ چشم را بر طرف مي کند . بر چشم بمالند مواد غليظ را که سبب آماس چشم مي شوند از بين مي برد .
    سينه :صدا را صاف مي کند ، کمي غذا به شش مي دهد . سينه و گلو را نرم مي کند . سرفه و برنشيت را تسکين مي دهد و به ويژه اگر با عسل يا انجير يا خرما بپزند .در علاج آماس و درد و بهم آمدن زهدان در آب پزش بنشينند مفيد است .
    آب پزش با سرکه که داروي زخم روده است . شنبليله سبز را بخورند و سرکه بر آن سر بکشند داروي زخم معده است .آب پزش همراه آب علاج اسهال است .
    روغنش آماس مقعد را فرو مي نشاند .حقنه(وارد کردن مانند شياف ،آمپول و …) اش پيچش و درد شکم را بر طرف مي کند .آب پز آن با عسل رطوبت هاي پرمايه را از معده سرازير مي کند .
    بول و حيض را روان مي سازد .زناني که زهدان سخت دارند و به دشواري بچه مي آورند و زهدان خشک دارند فرزجه شنبليله و پيه اردک بسازند و همين را کساني که بواسير دارند انجام دهند مفيد است .
    شنگرف
    بعضي ها گويند شنگرف هم قوت سفيداب است و برخي معتقدند که در قوت يا شاه دانه برابر است .
    مزاج :گرم و خشک است .
    خاصيت :گيرندگي بيش از کشندگي دارد .
    زخم و قرحه :زخمها را بهم مي آورد . گوشت را در زخم ها بر مي آورد .
    داروي سوختگي و جرب خشک است .
    سر :خوره دندان ها را بر طرف مي کند .
    شنگ
    مزاج :کمي حرارت و سردي دارد و مي توان گفت ولرم است .
    خاصيت :تا اندازه اي گيرنده و بيخش بيشتر گيرندگي دارد .بيخ شنگ را در پادزهرها بريزند اندام ها را محکم مي کند .
    زخم و قرحه :برگ خشکيده اش زخم را بهم مي آورد و در علاج زخم هاي کهنه مفيد است و در اين زمينه گلش کاري تر است .
    سر :برگ ، بيخ و گلش ، هر کدام را با افشره جو بخورند علاج زخم شش و داروي خون برآوردن است .
    اندام هاي غذا :شنگ و به ويژه آبش معده را توان مي بخشد و ريزش مواد را از معده باز مي دارد .
    اندام هاي دفعي :شنگ و به ويژه گل شنگ يا افشره اش را با آب انگور کهنه بخورند بهترين علاج زخم روده است . ضماد شنگ و خوردنش خونريزي زهدان را قطع مي کند .
    شوکران (بيخ تفتي )
    ديسقوريدوس گويد :گياهي است که مردم گرگان آن را (بوط )مي خوانند .
    مزاج :سرد و خشک
    خاصيت :خونريزي را بند مي آورد .
    آرايش :به علت سردي زياد که دارد اگر بر جاي موي چيده بمالند مانع بازروئيدن مو مي شود .بر پستان بمالند بزرگ نمي شود .
    ورم :افشره اش داروي جمره و مورچگي است .
    مفاصل :بر نقرس گرم بمالند مفيد است .
    سر :گويند افشره اش رطوبت هاي گوش را از بين مي برد .
    چشم :داروي چشم درد است .
    سينه :بر پستان بگذارند بزرگ نمي شود و بي اراده شير از آن نمي تراود .
    اندام هاي راننده :خونريزي را بند مي آورد . داروي درد زهدان است .
    بر بيضه بگذارند بزرگ نمي شود .
    زهرها :سم قاتل است .
    شير
    گوهر شير ترکيبي است از آبي و پنيري و چربي .در شير گاو چربي زياد است .شير شتر بسيار رقيق و چربي و پنيري اش از شير گاو کمتر است .
    شير بسيار خوب آن است که رنگش بسيار سفيد ، قوامش معتدل و قطره اش بر ناخن نلغزد و باقي بماند .
    مزاج :مواد آبکي شير کم و چربي آن معتدل است و کمي گرايش به گرمي دارد .شير ترش (ماست )سرد و خشک است .
    خاصيت :به سبب گوهر آبي که دارد لطافت بخش و شوينده است و گزندگي ندارد .
    اندام هاي غذا :هر شيري و به ويژه شير پستان زن تغذيه زياد به مغز مي دهد .
    شير زود هضم است و بايد چنين باشد .
    شير وقتي غذايي شده است که ساير غذاهايي که هضم ها ديده و به بارها پالايش رسيده اند هم حال شده است .
    کسي که شير مي نوشد بايد بعداً آرام بگيرد که مبادا شير تباه گردد و بترشد . اما نبايد بعد از شير نوشيدن فوراً خوابيد و نبايد غذاي ديگري خورد .
    شير ناجوشيده بادزا است و چون بجوشد معتدل مي شود . نوشيدن شير براي زيبايي رنگ بسيار مفيد است اما گاهي لکه هاي سفيد در رخساره به وجود مي آورد .شير را با شکر بخورند رنگ را بسيار زيبا مي کند و به ويژه زنان از آن بهره مي برند .
    شير فربه کننده است و حتي آب پنير هم فربهي مي دهد چنان که اگر آنهايي که مزاج گرم و خشک دارند آب پنير بنوشند و اسهال شوند دليل چاق شدن
    آنهاست .
    آب پنير را بر رخساره مالند لکه ها و اثرها را از بين مي برد و اگر بخورند هم همين اثر را دارد .
    ورم و جوش :اکثراً از اثر شير نوشيدن دمل هاي بد و آماس هاي تباه و بادکردگي و سرخ شدن پوست و گري و خارش از بين مي رود . کساني که ورم هاي دروني دارند بهتر آن است که از خوردن شير پرهيز کنند .
    زخم و قرحه :شير زخم هاي ناپيدا را مي شويد و پاک مي کند و مي پوشاند.
    مفاصل :شير عموماً با اعصاب ناجور است و براي بيماران عصب و به ويژه آن بيماري که سرد و بلغمي باشد خوب نيست .
    سر :شير بز آب بيني زکامي را بند مي آورد.تندي آن را ملايم مي کند. داروي زخم گلو است .شير فراموشي خشک و غم و وسوسه را از بين مي برد .
    شير براي دندان خوب نيست ، دندانها را مي کاود ، مي خورد ، خرد مي کند و به ويژه اگر دندان انسان سرد مزاج باشد . لثه را سست مي کند . بهتر آن است که بعد از شير نوشيدن با عسل و آب انگور کهنه و سکنجبين مزمزه
    کنند.
    شير براي بيماريهاي سردرد و سرگيجه و کساني که احساس صداهاي غريب (طنين )مي کنند خوب نيست .نبايد بعد از شير خوردن خوابيد . شير عموماً براي کساني که ضعف سر دارند بد است .
    چشم :شير سبب تم و پرده چشم مي شود .اما در چشم بدوشند براي مداواي رمد و دفع گزند مواد گرم و ناسازگار که به چشم درآيند مفيد است و زبري را از بين مي برد .
    براي از بين بردن نقطه خوني (طرفه )مفيد است و همچنين اگر شير با سفيده تخم مرغ و روغن خام گل مخلوط کنند و بر چشم دردمند گذارند بسيار سودمند است .
    اندام هاي تنفسي :شير تازه دوشيده بز براي سرفه و سل و خون برآوردن خوب است .
    شير گوسفند بهتر از آنها است .در دهان گردانيدن و غرغره کردن شير داروي خفگي ها و ذبحه صدريه و آماس زبان کوچک و لوزتين است .
    براي بيماراني که خفقان تر خوني يا بلغمي دارند خوب نيست . شير شتر علاج برنشيت و ضعف اندام ها است .
    اندام هاي غذا :شير سبب بندآمدني ها در مثانه و کبد مي شود .آب پنير در علاج يرقان مفيد است .
    آب پنير زرداب سوخته را ريزش مي دهد .آب پنير مخلوط با افتيمون سوداي سوخته را بيرون مي راند .شير سنگ به وجود مي آورد .
    شير را آنقدر بجوشانند تا ماده آب از آن خارج شود ، شکم را بند مي آورد و بهم خوردن عادت ماهانه را سر و سامان مي بخشد . شير شتر حيض را راه مي اندازد .
    دوغ گاوي براي بيرون دادن مراره خوب است .
    با شير دوشيده حقنه(وارد کردن مانند شياف ،آمپول و …) کنند زخم هاي زهدان را علاج مي نمايد .شير بز براي زخم آبدان مفيد است .
    شير زيان جماع را جبران مي کند و شهوت انگيز است .هر شير و حتي شير ترش (ماست )که تر و بادزا است آرزوي جماع را زياد مي کند .
    شير بادکن روده است .هر شيري که پرمايه باشد و به ويژه آغوز که بسيار پرمايه است قولنج را بر مي انگيزاند و سنگ پديد مي آورد .شير در علاج پوسته انداختن مفيد است .شير ترش و پخته اسهال زردابي و خونريزي را بند مي آورد .شير شتر داروي بواسير است .آماس هاي اطراف مقعد ، زخم هاي مقعد ، ورم هاي زهار ،زخم هاي زهار را اگر با شير بيندايند درد را تسکين مي دهد .
    تب ها :شير تازه دوشيده از بز براي بيماري دق مفيد است . شير ترش اگر به خوبي چربيش را بگيرند ولي چربي بماند اکثراً تب دق را قطع مي کند . اما بايد در حالتي باشد که با اشتها آن را بخورند .انواع شير پرمايه ( غليظ )اکثراً تب مي شوند و تب داران بايد از آن پرهيز کنند .
    زهرها :کسي که سم خورده و مسموم شده است شير بنوشد مفيد است .
    شيره انگدان (حلتيت )
    بيخ و ساقه انگدان را نشتر مي زنند و شيره آن را مي گيرند . حلتيت خشک شده آن شيره است .بهترينش آن است که رنگش مايل به سرخي و صاف و روشن است و آن را «مر »مي گويند . بوي تندي دارد و بويش به بوي گندنا شبيه نيست و رنگش سبز نمي باشد و چشيدنش بدمزه نيست و به آساني مي گدازد و هر گاه آب شود رنگش سفيد است .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :بادشکن .از گدازندگي که دارد باد را از بين مي برد و با اين همه خود بادزا است .قطع کننده است و خون لخته شده دروني را تحليل مي برد .
    آرايش :با سرکه و فلفل محلول شود داروي کم مويي است اگر با غذا مخلوط کنند رنگ را زيبا مي کند و زگيل هاي ميخي را بر مي کند .
    دمل و جوش : اگر ورم پليد و کشنده را با نيشتر باز کنند و حلتيت در آن بمالند سودمند است .در علاج دمل هاي محسوس و غير محسوس خوب است .
    زخم و قرحه :داروي قوباء(نوعي بيماري ويروسي) است .
    مفاصل :حلتيت را با آب انار بنوشند داروي گسستگي در ماهيچه است .
    گويند اگر مقداري از آن را با موم مخلوط کنند و قورت دهند يا با فلفل و فيجن و آب انگور کهنه بخورند درد پي ها را از قبيل کشيدگي و فلج معالجه مي نمايد .
    سر :تنها حلتيت با حلتيت مخلوط با کندر اگنه دندان کرم خورده مي باشد يا بر دندان دردمند بگذارند درد تسکين مي يابد .
    در معالجه صرع همان کنش فاوانيا را دارد . اگر با آن غرغره کنند کرم را از گلو بر مي کند .
    چشم :در سرآغاز آب آوردن با عسل به چشم بکشند خوب است .
    سينه :در آب حل شود و بنوشند فوراً صدا را صاف مي کند .
    زبري ديرينه پاي گلو را شفا مي دهد .اگر با تخم مرغ بخورند داروي سرفه ديرپا و ورم حجاب حاجز است و در علاج ورم زبان کوچک تأثير زاج بلوري دارد .
    اندام هاي غذا :اگر با انجير خشک بکار برند داروي يرقان است .
    حلتيت با معده و کبد ناسازگار است و به آن دو زيان مي رساند .
    اندام هاي دفعي :شهوت انگيز است .داروي بواسير است .بول و حيض را روان مي سازد .زخم روده را درمان مي کند . در علاج اسهال سرد و کهنه سودمند است .
    تب ها :در علاج تب سه در ميانه بهترين دارو است .
    زهرها :ضماد ، خوردن و پاشيدن محلولش با روغن زيتون پادزهر مارگزيده و نيش حشرات و به ويژه نيش کژدم و رتيل است .
    شيره فيل زهره
    دو نوع است .هندي و مکي .
    هندي در سر و کار داشتن با مو از مکي بهتر و مکي در معالجه ورم ها از هندي مفيدتر است .
    مزاج :گرمي و سردي معتدل دارد و خشک است .
    خاصيت :در هندي آن گدازندگي هست و اندکي گيرندگي و در علاج هر نزيفي مفيد است .
    آرايش :مو را محکم مي کند و رنگ مو را سرخ مي گرداند و به ويژه هندي قوي تراز مکي است .
    لکه هاي سياه صورت را مي زدايد و همه نوع آن داروي کژدمه است .
    ورم و جوش :داروي ورم هاي سست و مورچگي است .
    زخم و قرحه :زخم پليد را درمان مي کند .
    مفاصل :مفاصل را استحکام مي بخشد .
    سر :در مداواي چرک و ريم گوش ، زخم گوش ، زخم لثه و بيماري لثه بسيار سودمند و اگر آن را به دهان بمالند جوش دهان و زبان را خوب
    مي کند .
    چشم :دواي رمد است . قرنيه را جلا مي دهد . تم چشم را از بين مي برد .شفاي گري چشم است .
    سينه :خوردن هندي اش علاج خون برآوردن و سرفه است .
    اندام هاي غذا :خوردن يا ماليدن نوع هندي آن بر بدن در علاج يرقان سياه و طحال سودمند است و درخت آن نيز در اين زمينه و دراسهال معده مفيد است.
    اندام هاي دفعي:داروي ترک هاي مقعد است .بخورند يا بردارند در علاج اسهال مزمن اسهالي که از ناتواني معده باشد ،مؤثر است و خون حيض را راه مي اندازد .
    ميوه تازه و ترش در بيرون راندن بلغم آبي و شفا دادن زخم هاي مقعد و بازداشتن خونريزي زنانه و علاج بواسير سودمند است .
    زهرها :ميوه اش در مقابل سم هاي کشنده مقاومت مي کند و هندي آن را بخورند گزند مارگزيده را خنثي مي سازد .
    شيشه
    مزاج :گرم و خشک است .
    سر دندان را جلا مي دهد .اگر با روغن گل باشد مو را باز مي روياند و اگر سر را با آن بشويند جوش هاي سوزني را علاج مي کند .
    چشم :ديده را جلا مي دهد ، سفيدي را بر طرف مي کند و سوخته اش مفيدتر است .اگر سائيده سوخته اش را با آب بخورند بهترين داروي سنگ گرده و مثانه است .
    شيترک
    شيترک هندي قطعه چوبهاي کوچک و باريک و داراي پوستي است شبيه دارچين و اگر بشکني رنگش ميانه سرخ و سياه است .
    مزاج :با سرکه بر پوست بمالند علاج لک و پيس و برص است.
    زخم و زخم:با سرکه برپوست انداختن گري را درمان مي کند .
    مفاصل :اگر خورده شود بهترين علاج درد مفاصل است .
    اندام هاي غذا :بر طحال بمالند لاغرش مي کند .
    اندام هاي راننده :مي گويند بيخش را به گوش آويزند درد مثانه تسکين مي يابد .

    خواص  گياهان  دارويي  حروف ( ص ، ط ، ع ، غ )

    «ص »
    صندل
    چوبهاي ستبري است که از مرز مملکت چين مي آورند و سه نوع است : زرد ، سرخ ، زرد مايل به سپيدي که بعضي آن را مقاصيري مي گويند .
    بوي مقاصيري از بوي بقيه خوش تر است .
    مزاج :سرد و خشک
    خاصيت :صندل و به ويژه صندل سرخ رنگ مانع تراوش رطوبت بدن
    است .ورم :صندل و به ويژه سرخ رنگش ورم گرم را تحليل مي برد .بر باد سرخ بمالند مفيد است .
    سر :در علاج سر درد بد نيست .
    سينه :خوردني و ماليدني تپش ناشي از تب ها را علاج است .
    اندام هاي غذا :خوردن و ماليدنش ناتواني معده گرم را برطرف مي کند .
    تب ها :صندل و به ويژه سفيد رنگ مقاصيري در علاج تبهاي گرم سودمند است .
    صدف
    گوشت صدف بياباني (حلزون )را خرد کنند و بسايند و بر تن بمالند بسيار خشکاننده است . سوخته صدف فرفيري بادشکن ، زداينده و هم قوت عرق نعنا و بونه است .همه انواع صدف هاي ريزه استخوان و خار را جذب مي کنند به شرطي که درسته و بي هيچ تغيير حالتي استعمال شوند .
    آرايش :همه پوشش هاي صدفي و پوسته صدف ها وقتي که مي سوزند زداينده لک و پيس اند .صدف خام و ناسوخته پيکانهاي استخواني را جذب
    مي کند. اگر صدف فرفيري (ارغواني )را در روغن زيتون بپزند و بر جاي مو بمالند از ريزش مو جلوگيري مي کند .
    ورم و جوش :ماده لزجي که بر حلزون است و آن را زنگ حلزون گويند اگر با کندرو الوا و مر مخلوط کنند تا بر پرمايگي عسل در آيد ، ورم بناگوش را خشک مي کند و اگر رطوبتي در ژرفا داشته باشد بر مي چيند .
    زخم و قرحه :سوخته فرفيري زخم را مي زدايد ،پاک مي کند و بهبودي مي بخشد . صدف سوخته با نمک داروي سوختگي است و بر سوخته مي پاشند تا آن را خشک کند .سوخته هر صدفي براي معالجه مفيد است .
    در علاج زخم و به ويژه زخمي که بر عصب باشد صدف همراه گوشتش و کندر و مر بر او بگذارند و اگر با گرد آسياب هم باشد داروي خوبي است و زخم را شفا مي دهد .
    مفاصل :صدف را ضماد کنند علاج درد مفاصل و نقرس است و ورم مفاصل را فرو مي نشاند .
    سر :سوخته صدف فرفيري و به ويژه اگر با نمک سوخته شود دندان را جلا مي دهد .صدف را بسايند و با سرکه آميزند خون دماغ را قطع مي نمايد .
    چشم :صدف را با گوشتش بسوزانند و سوخته را بشويند و در چشم بکشند آماس پلک را فرو مي نشاند ، سفيدي و تم را از چشک مي زدايد .
    اگر گوشت صدفي را که به (طيلس )کهنه مشهور است بسوزانند و سوخته آن را با قطران بسايند و بر پلک بمالند مانع رويش مو مي شود .
    ماده لزجي که بر حلزون بياباني است موي برگشته پلک را مي چسباند .
    اندام هاي غذا :گوشت هر صدفي که برشته و نپخته نباشد درد معده را تسکين مي دهد .صدف فرفيري را با سرکه بخورند علاج طحال است . ضماد صدف را بر استسقاء بگذارند تا پايين نياورد جدا نمي شود ، و بايد بگذارند تا خودش بيفتد .و به ويژه در علاج استسقاء صدف بياباني که بسيار خشکاننده است از ساير صدف ها مؤثرتر است .
    اندام هاي راننده :گوشت صدف فرفيري ملين نيست .
    گوشت صدفي که مردم شام آن را (طالبيس )مي گويند ، تاتر است و به ويژه آبگوشتش ملين است و همچنين آبگوشت صدفهاي کوچک ملين است .
    دود بر کشيدن از سوخته صدف فرفيري علاج خفگي زهدان است و بچه دان را بيرون مي آورد .
    دود گوش ماهيهاي ساحلي از قبيل بابلي ، قلزمي ، در علاج خفگي زهدان مفيد است و صرع زدگان را به هوش مي آورد .
    صدف را بردارند حيض را ريزش مي دهد .
    زهرها :گوشت صدف پادزهر سگ هار است .
    صنوبر
    درختش مشهور است .
    مزاج :الياف صنوبر بزرگ بسيار قوي و الياف صنوبري که آن را فوفي مي گويند ناتوان تر است .
    خاصيت :اليافش بسيار قبوضيت دارد . کرمي که در صنوبر است در برندگي همانند آلاکلنگ است .
    زخم و قرحه :اليافش زخم را بهبود مي دهد . در علاج زخم ناشي از سوختگي مفيد است .اليافش به اندازه اي گيرنده است که مي تواند پوست انداختن از ضمادش شفا يابد .اليافش را بسايند و گردش را بر سوخته آب گرم بپاشند مفيد است .ساييده برگش را بر زخم بگذارند زخم را بهم مي چسباند .
    اليافش در علاج جاي ضربه خوردن مفيد و بهم آورنده زخم است و برگش که نمناک تر است در اين زمينه از الياف مؤثرتر است .
    سر:آب پز پوست صنوبر را در دهان بگردانند بسيار بلغم بيرون مي آورد.
    درآب جوشيده اليافش را با سرکه دردهان بگردانند درد دندان تسکين مي يابد .آب پز الياف صنوبر و سرکه را در دهان بگردانند بلغم هاي بسيار سرازير مي کند .
    چشم :دود صنوبر از ريزش مژه جلوگيري و خوره گوشه چشم را درمان مي کند .
    سينه :دانه اش داروي سرفه کهنه است .
    اندام هاي غذا :خوردن پوست و برگ صنوبر درد کبد را درمان مي کند .
    اندام هاي راننده :دانه اش شکم را بند مي آورد . تخم صنوبر با تخم خيار چنبر همراه آب انگور کهنه سياه انگور خورده شود ريزش بول مي دهد و علاج زخم گرده و آبدان است .الياف صنوبر شکم را بند مي آورد .
    صنوبر هندي
    از تيره سرو کوهي است و آن را صنوبر هندي مي گويند .
    چوب هايش به چوب زرنباد شبيه است کمي تندمزه و شيره اش گرم و تند مزه و تشنگي آور است .
    مزاج :خشک و گرم است .
    خاصيت :تند مزگي شير آن چنان است که مي سوزاند و قابض است .
    مفاصل :در مداواي سستي اعصاب و فلج و دهان کجي بهترين علاج است .
    سر :در علاج بيماري هاي سرد مغز و سکته و صرع سودمند است .
    اندام هاي غذا :شيرش تشنگي آور است .
    اندام هاي دفعي :سنگ کليه و مثانه را خرد مي کند . شکم را بند مي آورد . سستي مقعد را بر طرف مي کند به شرطي که در آب پزش بنشينند .
    «ط »
    طاليسفر (نبق هندي )
    پوسته اي است ره آورد هندوستان قبض و تند و کمي خوشبو
    کمي لطافت دارد و گوهر خاکي در آن زياد است .
    مزاج :گرم و خشک
    اندام هاي دفعي :در ذرب (فساد معده ) و زخم هاي روده و خونريزي زهدان و خونريزي مقعد و علاج بواسير مفيد است .
    طريقوليون
    ديسقوريدوس گويد :گياهي است که در کرانه هاي دريا رويد و مد دريا به آن مي رسد .رويشش در آب نيست و از گياهان آبزي به شمار نمي آيد .
    گويند گل اين گياه در روز سه مرتبه تغيير رنگ مي دهد .
    گياهان سفيد ، درنيمروز بنفش و نزديک غروب به رنگ سرخ خوني درمي آيد.
    مزاج :گرايش به گرمي دارد .
    اندام هاي دفعي :اگر آن را با نوشآب هاي بنوشند مواد آبکي شکم و بول را ريزش مي دهد .
    زهرها :قبل از ساير پادزهرها آنرا براي دفع گزند سم استعمال مي کنند .
    طرفحوماس
    ديسقوريدوس گويد :بعضي اين گياه را ادبار گويند .
    اين گياه در جاهايي پيدا مي شود که رستنگاه پرسياوشان است و تمام کارهاي پرسياوشان را انجام مي دهد .
    طراغيون
    از گياهان جزيره کرت است .
    خاصيت :ديسقوريدوس گويد :اگر تيري در گوشت تن بزکوهي قرار بگيرد و بز به ميان اين گياه بخزد تير بيرون مي آيد .
    اگر اين گياه را ضماد کنند پيکان و خارها و خليده ها را از گوشت بيرون مي کشد .
    اندام هاي دفعي :خوردن آن چکميزک را قطع مي کند .سنگ مثانه را خرد مي نمايد .حيض را راه مي اندازد و زخم روده ها را معالجه مي کند .
    طلق (تلک )
    بعضي گفته اند که خوردن آن خطرناک است زيرا به گوشه و کنار و پيچ و خم هاي معده مي چسبد .
    چنگ اندر گلو و مري مي زند .دوشيدن تلک از اين قرار است :تلک را با چند قطعه يخ و چند دانه شن در پارچه اي مي ريزند و بهم مي زنند تا حل شود .
    مزاج :سرد و خشک .
    خاصيت :قبض است .بازدارنده نزيف خون است .
    سينه :آماس هاي تازه برخواسته پستان ، ميان دو ران ، پشت گوش و هر جايي را که سست گوش باشد درمان مي کند .
    اندام هاي تنفسي :با آب بارهنگ باشد خون برآوردن را قطع مي کند .
    اندام هاي دفعي :خوردن شستشو داده اش خونريزي مقعد و زهدان را قطع مي کند ماليدن محلولش نيز همين اثر را دارد .
    طوقريوس
    ديسقوريدوس گويد :گياهي است که شاخه هاي بسيار و شبيه به چوبدستي دارد .خوردن آب پزش آماس طحال را به کلي مي برد . اگر آن را با سرکه و انجير ضماد نمايند باز هم براي طحال دارويي مفيد است .
    طيقاقوواون
    ديسقوريدوس گويد :برگ اين گياه به برگ تاجريزي مي ماند .شاخه هاي بسيار دارد .گلش سياه و کوچک و بسيار است . زهدان را مي پالايد و مواد سيلاني را بر مي چيند .
    اگر آن را همراه چيزي کنند و بخورند مي گويند شير پستان را زياد مي کند .
    طين شاموس
    خاصيت :در بند آوردن و ساير کنش ها همانند گل مهر زده است و تفاوت در اين است که شاموس از مهر زده هوايي تر و سبک تر است .
    مزاج :کشدار ، لزج و چسبنده است .نياز به شستشو ندارد .
    سردي بخش و بسيار آرام کننده است .
    ورم و جوش :ورم گرم نوخواسته را باز مي دارد ، در اين زمينه از ساير گلها کاري تر است .شاموس نفع رسان ، بي آزار است و چون گل مهر زده نيست که زبري آزاد دهنده همراه داشته باشد .
    زخم و قرحه :در علاج سوختگي ها کمتر از مهر زده است . زيرا کش داريش بسيار است و از فايده اش مي کاهد .
    مفاصل :در علاج نقرس نوظهور مفيد است .
    چشم :تاول هاي قرنيه را معالجه مي نمايد .
    سر و سينه :در علاج ورم پستان و دمل پشت گوش مفيد است .
    اندام هاي دفعي :بهم خوردن عادت ماهانه را عادي مي سازد و خونريزي زهدان را باز مي دارد .
    «ع »
    عاليون
    بعضي اين گياه را غاليون و گروهي (عالاريون )مي گويند و همه به معني شيربند است .زيرا همچون پنير مايه شير را مي بنداند .
    برگ و شاخه اين گياه شبيه برگ و شاخه (حرينان )است .
    خاصيت :گلش ضماد شود در خونريزي مفيد است .
    زخم :گل و برگش داروي سوختگي است .
    مفاصل :آن را با موم و روغن گل مخلوط کنند و نمک بزنند تا سفيد شود داروي خستگي و علاج درد ناشي از خستگي است .
    اندام هاي راننده :بيخش شهوت انگيز است .
    عالوسيس
    بعضي گويند اين گياه را در طبرستان (بربهم )مي گويند .
    گياهي است که تماماً به گزنه مي ماند .ليکن برگش از برگ گزنه صاف تر است و اگر در دست فشار دهي بويي بسيار بد مي پراکند .
    خاصيت :سفتي ها را نرم مي کند .
    زخم :در علاج زخم پليد و خوره مفيد است .
    ورم :ضماد کنند و نيم گرم روزي دو بار بر ورم بگذارند ورم هاي سرطاني و خنازير و ساير ورم ها را علاج مي کند .
    سر :برگ و شاخه هايش ضماد شود در علاج ورم پشت گوش و لوزتين مفيد است .
    عدس
    دو گياه به نام عدس هستند .خوردني که کاشتني و بياباني دارد و نوع بياباني خوب نيست و ديگري عدس تلخه مي باشد .
    بهترين عدس خوردني آن است که زود بپزد و اگر در آب مي ريزند آب را سياه رنگ نکند .
    مزاج :گرم و خشکي معتدل دارد .
    خاصيت :ترکيبي از قواي گيرنده و زداينده و بادزاست کسي که عدس مي خورد خواب هاي پريشان مي بيند .خون را پرمايه مي گرداند و در رگ ها روان نيست .بول و حيض را کاهش مي دهد .
    ورم :عدس را با سرکه بپزند و ضماد کنند علاج خنازير و آماس هاي سفت است .عدس با اينکه بازدارنده است اما ريم و چرک را جمع مي کند . زياد خوردن آن باعث سرطان و ورم هاي سفت مي شود .
    زخم و قرحه :عدس را با سرکه بپزند زخم گود را از گوشت پر مي کند و زخم پليد را بر مي کند .
    اگر دمل (زخم )بسيار بزرگ باشد عدس در سرکه پخته را با قبض تر از عدس قبيل پوست انار و غيره بر زخم بگذارند و اگر با آب دريا مخلوط کنند علاج خوره و باد سرخ و مورچگي و ترک هاي ناشي از سرما مي باشد .
    مفاصل :براي اعصاب خوب نيست . عدس و قاوت را ضماد کنند و بر نقرس بگذارند مفيد است .
    زياد خوردن عدس جذام مي آورد .
    چشم :چون بسيار خشکي دارد کسي که زياد عدس بخورد به تيرگي چشم گرفتار مي آيد .
    از عدس ، شاه افسر ، روغن گل و به ضماد سازند و بر چشم گذارند آماس گرم چشم فرو مي نشيند .
    سينه :عدس را در آب دريا بپزند و ضماد کنند آماس پستان که ناشي از جمع شدن خون يا شير باشد از بين مي رود .
    اندام هاي غذا :دير هضم است و با معده سازگار نيست . بادآور و سنگين است . مي گويند سي دانه عدس پوست کنده را بخورند سستي معده را از بين مي برد .نبايد با عدس شيريني بخورند و گر نه راه بندان در کبد روي مي دهد .
    اندام هاي راننده :عدس و شاه افشره و به روغن گل را ضماد کنند و بر ورم مقعد بگذارند فرو مي نشيند .عدس بياباني که عدس تلخ است خون را بيرون مي آورد .
    عدس که خون را غليظ مي گرداند سبب کاهش بول و حيض مي گردد . اما عدس تلخه بر عکس بول و حيض را سرازير مي آورد و ريزش مي دهد .
    عرقون
    به عقيده ديسقوريدوس گياهي است که برگ دراز و دو نيمه دارد و به برگ آلاله شبيه است بيخش لوله اي شکل و سفت و خوردني است .
    ورم زهدان را علاج است .
    عسل
    عسل بسيار خوب آن است که کاملاً شيرين مزه ، خوشبو و رنگش به سرخي بزند و پر مايه باشد و بهم متصل .مي گويند عسل تابستاني خوب نيست .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :زداينده است ، دهانه رگها را باز مي کند ، رطوبت را از بين مي برد و مانع تباهي و گنديدگي مي گردد .
    آرايش :به تن بمالند شپش و رشک را از بين مي برد با کوشنه مخلوط باشد و بر پوست بمالند لکه هاي سياه چهره را حتي اگر کهنه هم باشد از بين
    مي برد .عسل و نمک با هم لکه هاي بادمجاني رنگ ناشي ازضربه خوردن را مي زدايد.زخم :زخم هاي ژرفا را پاک مي کند ، عسل را آنقدر بر آتش بگذارند تا غليظ شود ، زخم هاي تازه را بهم مي آورد . عسل و شبت را بر پوست بمالند ( قوبا )را شفا مي دهد .
    سر :نمک اندراني را با عسل مخلوط کنند و نيمه گرم در گوش بچکانند چرک را از گوش مي زدايد ،زخم هاي داخل گوش را مي خشکاند و حس شنوايي را نيرو مي دهد . عسل تند مزه و سمي را بو کنند عقل از سر مي پرد و تا چه رسد به خوردنش .
    چشم :عسل ، تم چشم را از بين مي برد .
    نفس و سينه :غرغره کردن با عسل و عسل به دهان ماليدن علاج خناق و لوزتين است .
    اندام هاي غذا :عسلاب اشتها را بر مي انگيزد و توان بخش معده است .
    اندام هاي راننده :عسل نيشکر ملين است ولي عسل (طبر )ملين نيست .
    زهرها : عسل را با روغن آميزند و بر آتش بگذارند تا گرم شود و به گرمي بخورند پادزهر افيون خوردگي و نيش حشرات موذي است .ليسيدن عسل پادزهر سگ هار و قارچ سمي است .کسي که سم خورده عسل بخورد قي مي کند و اثر سم خنثي مي شود .
    بو کردن عسل تند مزه و عطسه آور است يکباره عقل را از سر بدر مي کند و عرق سرد بر بدن مي نشيند و علاجش آن است که ماهي شور بخورد و بعد قي کند .
    عشقه
    به رنگ هاي سياه و سفيد و سرخ هست و هر سه گونه اش تند و گيرنده است .
    مزاج :گرايش به گرمي دارد .
    خاصيت :با عصب سازگار نيست .
    آرايش :آبي که از آن مي تراود شپش کش است و مو را مي سترد .
    زخم و قرحه :براي زخم علاج خوبي است ، سرايت زخم پليد را باز مي دارد .
    از عشقه و موم و روغن گل مرهم مي سازند و بر سوختگي مي گذارند بسيار مفيد است .
    مفاصل :براي عصب زيان آور است .
    سر :افشره آن را با روغن زيتون ، نطرون و عسل مخلوط کنند و به بيني بکشند سردرد مزمن از بين مي رود .
    اندام هاي غذا :عشقه سبز را با سرکه ضماد بگذارند به نفع طحال است .
    اندام هاي راننده :با سه انگشت از گل سفيد رنگ عشقه را با آب انگور کهنه بخورند و در روز دوبار اين کار را انجام دهند علاج گرفتگي يا پيچ خوردگي روده است .
    ضماد عشقه سبز و شکوفه هايش خون حيض را راه مي اندازد .
    بعد از حيض کمي عشقه دود کنند و برکشند مانع بارداري است .
    شاخه اش را که سرش به سوي درون باشد بردارند حيض را بيرون مي ريزد.
    گلش شکم را بند مي آورد .
    زهرها :بيخ عشقه را با آب انگور کهنه و سرکه بخورند پادزهر نيش رتيل است .
    عناب
    ميوه درختي است که ميوه و درخت آن را همه مي شناسد و اکثراً در گرگان ديده مي شود . در جاهاي ديگر هم هست ولي عناب گرگان از همه درشت تر است .
    تا درشت تر و زيباتر و سرخ رنگ تر باشد بهتر است .
    مزاج :سرد، خشکي و رطوبتش تقريباً معتدل و کمي به سوي رطوبت است .
    خاصيت :کم غذا و دير هضم است .
    سينه :با سينه و شش سازگار است .
    اندام هاي غذايي :به زيان معده است و به دشواري هضم مي شود .
    اندام هاي راننده :به عقيده بعضي براي گرده و آبدان خوب است .
    عنبر
    پندارند که عنبر از چشمه اي در ميان دريا مي جوشد بعضي مي گويند کف دريا است و گروهي برآنند که سرگين حيواني است که در سرزمينهاي دور از ما زندگي مي کند .
    نوع خوبش عنبر خاکستري رنگ است که بسيار قوي مي باشد .
    در درجه ي دوم عنبر کبود و درجه سوم عنبر زرد خوب است و بدترينش عنبر سياهي است که اکثراً آن را بلعيده و بعد از آنکه مرده است از شکمش بيرون آورده اند و آن را «منده »مي گويند .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :گرماي لطيف مي بخشد و از اين رو با مزاج پيران سازگار است.
    آرايش :از منده که عنبر سياه است نوعي است که دست را سياه مي کند و ممکن است آن را در رنگ بازدادن رنگ پريده ها (موهايي رنگ شده که رنگ باخته اند )به کار برد .
    سر :براي مغز و حواس مفيد است .
    سينه :براي قلب بسيار خوب است .
    عنصل
    پياز موش است ، برگش به برگ سوسن مي ماند ، رنگ گلش مايل به سياهي است .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :تکه کننده است و لزجي دارد .
    آرايش :سوخته آن را عسل معجون کنند و بر سر بمالند علاج کم مويي و کم خوني است .
    سينه :گلو را زبر مي گرداند ، در علاج برنشيت و خرخر سينه و سرفه هميشگي خوب است .

    عود
    تکه هايي از چوب و رگ هاي درختي است که از چين و هندوستان و عربستان مي آورند .در سختي و صافي به دسته هاون سنگي مي ماند که داروها را با آن مي کوبند .
    بهترين عود مندلي ناميده مي شود که از هندوستان مي آورند . نوع دوم عود هندي است که از کوهساران مي آيد .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :لطيف ، بازکننده بند آمده ها و بادشکن است زيرا رطوبتي بسيار دارد .
    آرايش :جويدنش دهان را بسيار خوشبو مي نمايد .
    مفاصل :لزجي لطيف دارد اگر بر اعصاب بمالند اعصاب را تقويت مي کند.
    سر:عود براي مغز و تقويت حواس بسيار مفيد است .
    سينه :براي قلب شادي آور و توان بخش است .
    اندام هاي غذا :رطوبت هاي گنديده معده را بر مي چيند و معده و کبد را توانا مي کند .
    اندام هاي راننده :قبض است .
    عودالنجور
    چوبي است که پوسته رنگارنگ و بوي معطر دارد و در عطرها آن را به کار مي برند .
    مزه اش گيرنده و کمي تلخي دارد .
    اندام هاي سر :دهان را خوشبو مي کند .
    اندام هاي تنفسي :در مداواي پهلو درد سودمند است .
    اندام هاي غذا :درد کبد را درمان مي کند . يک مثقال از آن لزجي معده و ناتواني آن را بر طرف مي کند .
    اندام هاي دفعي :خوردنش با آب علاج زخم روده و درد و پيچش گرم شکم است .
    «غ »
    غار
    ثمر غار به شکل فندق کوچک است .
    مزاج :دانه اش گرم و پوست ثمرش کمتر گرم است .
    خاصيت :در همه اجزايش گرمي هست .برگ از دانه گرم تر و گرمي زاتر و خشکاننده تر است .
    دانه اش سستي آورد .
    آرايش:با انگور کهنه بر لک و پيس بمالند مفيد است .
    ورم و جوش :با نان و قاوت بخيسانند و بر ورم گرم بگذارند سودمند است .
    مفاصل :همه اجزايش در علاج درد عصب مفيد است .روغنش خستگي را در مي آورد .
    سر :غار و روغنش علاج سردرد است .روغن غار درد سرد گوش را دوا مي کند ، شنوايي را باز مي گرداند .صداهاي گوش را مي خواباند . نزله ها را قطع مي کند .
    سينه :با آب انگور کهنه سياه يا با عسل بخورند علاج تنگ نفسي و بلند نفسي است و شش را از زائده هاي رطوبتي حفظ مي نمايد .
    غار و به ويژه دانه اش را با عسل بليسند در علاج زخم شش و بلند نفسي مفيد است .
    اندام هاي غذا :روغن غار با آب انگور کهنه خورده شود ، يا پوست آن با آب انگور کهنه ريحاني باشد درد کبد را دوا مي کند . اما روغن و دانه غار معده را سستي مي دهد و سبب استفراغ مي شوند .
    اندام هاي راننده :روغن غار دل بهم مي آورد و قي انگيز است ، بو و حيض را ريزش مي دهد .
    آب پز غار را بخورند يا در آن بنشينند در علاج درد آبدان و زهدان مفيد است.
    مقداري از آن را با عسلاب يا سکنجبين مي خورند داروي اسهال است .
    خوردنش سنگ را خرد مي کند . دانه غار هم در خرد کردن سنگ مؤثر است .
    تب ها :روغنش را بر تن بمالند از لرزه جلوگيري مي کند .
    زهرها :با آب انگور کهنه بخورند پادزهر نيش کژدم است .

    خواص گياهان دارويي حروف(ف،ق)

    «ف »
    فاخره
    ثمري است که به نخود مي ماند و دانه اي دارد که به آلبالوي تلخ شبيه و در ميان آن دانه هاي ريز شاه دانه مانند موجود است و ثمر در قسمت پايين شاخه ها قرار دارد .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :تحليل برنده و قبض است .
    اندام هاي غذا :معده و کبد سرد را علاج و در سوء هضم ناشي از سردي مفيد است .
    اندام هاي راننده :در علاج اسهال سرد مفيد و بندآورنده شکم است .
    فاوانيا
    فاوانيا عود الصليب است که نر و ماده دارد . بيخ فاوانياي نر سفيد و به ستبري انگشت و مزه اش گيرنده است . بيخ فاوانياي ماده ريشه هاي بسيار دارد و شاخه هايش زياد است .
    مزاج :بسيار گرم نيست .
    خاصيت :خشکاننده ، گيرنده ، گدازنده ، بازکننده ، تکه کننده و زداينده
    است .
    آرايش :لکه هاي سياه را از پوست مي برد .
    مفاصل :داروي نقرس است .
    سر :علاج صرع است و اگر آن را بر مصروع ببندند دچار صرع نمي شود و اگر باز کنند صرع باز مي گردد .
    اندام هاي غذا :اگر فاوانيا را با شربتهاي مازوجي (عفصي ـ گسي ) بخورند قبض است ، تخمش معده را توان مي بخشد ، درد معده را تسکين مي دهد و سوزش معده را از بين مي برد . بيخ آن در علاج يرقان و باز کردن بند آمدني هاي کبد مفيد است .
    اندام هاي راننده :حيض را راه مي اندازد ، بول را ريزش مي دهد .
    اگر دوازده دانه از تخمش با آب انگور کهنه خورده شود خونريزي را قطع مي کند .
    اگر زن تازه زائيده يک بادام از بيخ فاوانيا را بخورد از بيرون ريختني هاي لازم پاک مي گردد .
    خوردن بيخش به اندازه ي يک بادام درد گرده و آبدان را بر طرف مي کند .
    آب پزش با آب انگور کهنه شکم را بند مي آورد و بول را ريزش مي دهد .
    فاس
    دارويي است که آن را فاس (تبر )نيز گفته اند زيرا همچون تبر دو لبه دارد .
    مزاج :گرم است و تلخي و گسي دارد .
    خاصيت درماني :بند آمدن هاي دروني را باز مي کند .
    مفاصل :در علاج درد مفاصل مفيد است .
    فريز
    گويند همان (يندکتا )است و اهل طبرستان آن را بندآوش مي نامند .
    مزاج :سرد و خشک
    خاصيت :گيرنده است و مي گزد .
    زخم و قرحه :اين گياه و به ويژه بيخش اگر ضماد شود و بر زخم هاي بد و تر بگذارند زخم را جوش مي دهد و خوب مي کند .
    سر :بازدارنده هر نزله اي است .
    چشم :براي چشم داروي بسيار خوبي است .
    اندام هاي غذا :تخم و بيخش استفراغ را قطع مي کنند و نمي گذارند مواد ناباب به معده راه يابند .
    اندام هاي راننده :آب پز ، بيخش و تخمش در علاج زخم مثانه مفيد است .
    آب پزش در علاج درد و پيچش روده ، بي اختياري ادرار عسر البول و زخم مثانه بسيار سودمند است .
    فربيون
    ديسقوريدوس حکيم فرمايد :شيره ي گياهي است که به (قثاء )خيار چنبر شبيه و در (لينوي )که در سرزمين (سدد ) واقع است و در مملکت (مورشيا ) مي رويد .
    اين گياه پر از شير است و مزه شيرش خارج از اندازه گرم و تند و تيز مزه است .
    فربيون خوب آن است که :صاف ، زرد رنگ يا زعفراني رنگ و تندبو و بسيار تند مزه باشد .
    مزاج :گرميش همراه لطافتي سوزنده و زداينده است .
    مفاصل :بر فلج و تخدير شده بمالند بسيار سودمند است .
    چشم :در چشم بکشند ديده را جلا مي دهد .آب کبود چشم را تحليل مي برد .اما تمام روز سوزش در چشم حس مي شود و براي پرهيز از اين سوزش بايد با عسل مخلوط کنند و در چشم بکشند .
    اندام هاي راننده :در علاج آب زرد ، سردي گرده و قولنج سودمند است .
    خوزيان گفته اند :فربيون دهانه زهدان را چنان بهم مي آورد که داروهاي بچه انداختن را به زهدان راه نمي دهد .
    هم ايشان گفته اند :بلغم لزج را که در سرين و پشت و روده ماندگار است بيرون مي آورد .
    زهرها :کساني گويند : اگر پوست سر کسي را بشکافند تا آهيانه پيدا شود آنگاه از ساييده اين گياه در آن بريزند و داروهاي ضد گنديدن بر آن بگذارند ، از گزيدن مار و حشرات ديگر زياني نمي بيند .
    خوردن مقداري از اين گياه معده و روده ها را چرکين مي کند و خورنده را در مدت سه روز مي کشد .
    فقلامينوس
    گويند بخور مريم است که تيره اي از عرطنيثا مي باشد .
    خاصيت :زداينده ، تکه کننده ، بازکننده ، گدازنده و تنقيه بخش است .
    خوردن بيخش کم هوشي مي آورد و عرق کردن زياد بدنبال دارد .
    آرايش:علاج يرقان است . کسي که اين دارو را بخورد بايد دراز بکشد و خود را با پوشش هاي بسيار بپوشاند تا بسيار عرق کند و عرق به رنگ زرداب بيرون دهد ، تا از يرقان شفا يابد .
    بيخ اين گياه پوست را تنقيه مي کند ، لکه هاي سياه را مي زدايد ، آب پزش ترک هاي ناشي از سرما را خوب مي کند .
    وسط بيخش را با کارد گود کنند ، پر از روغن زيتون کنند و بر خاکستر گرم بگذارند تا گرم شود ، روغني است که ترک هاي ناشي از سرما را به سرعت درمان مي کند .
    ورم و جوش :بيخش جوشها را از بين مي برد . افشره اش ورم سخت را نرم مي کند .
    آماس طحال را فرو مي نشاند .تر و خشک اين گياه داروي خنازير و زخم است و گري خشک را علاج است .
    زخم و قرحه :بيخ اين گياه را تنها يا با سرکه و عسل مخلوط کنند و به کار برند زخم ها را قبل از کهنه شدن شفا مي دهد . اگر با آب پزش سر را بشويند ، زخم هاي سر را درمان مي کند .
    مفاصل :ضماد گذاشتنش در علاج پيچش عصب و نقرس مفيد است .
    سر :آبش را در بيني کنند سر را مي پالايد .آب پزش سرشويه شود زخم هاي سر را شفا و سردرد سرد را تسکين مي دهد .
    چشم :آبش که با عسل باشد در چشم کشند يا در بيني کنند در علاج آب که در چشم پديد آيد و در علاج ضعف ديد مفيد است .
    سينه :بعضي بيخ آن را علاج برنشيت مي دانند و به بيمار مي خورانند .
    اندام هاي غذا :با سرکه بر طحال مي گذارند .
    اندام هاي راننده :خوردن و برداشتن آن حيض را ريزش مي دهد . به وسيله ي پشم بردارند اسهال آور است .
    افشره اش در اين باره قوي تر است .آب اين گياه را با سرکه که بياميزند و بر مقعد بر آمده بريزند به جاي خود باز مي گردد .افشره اش دهانه رگهاي داخل پيزي را مي گشايد . خوردن و برداشتن بيخش سبب ريزش خون حيض است .
    زهرها :پادزهر داروهاي سمي و به ويژه پادزهر خرگوش دريايي است .
    فلنجه
    اين گياه تخم مثلث دارد که به سرنيزه مي ماند و از اين رو عريان آن را حربه ناميده اند که به معني نيزه است .
    مزاج :حربه کاشتني کم حرارت و حربه بياباني گرم است .
    زخم و قرحه :سبز و شادابيش زخم ها را بهم مي آورد .
    اندام هاي غذا :پوستش را با سرکه بر طحال بگذارند يا برگ خشکيده آن را بخورند درد طحال را بر طرف مي کند .
    اندام هاي دفعي :ادرار مي دهد و به ويژه برگش که به برگ « اسقولوقندريون »شبيه است .
    فلفل
    جالينوس فرمايد :تا ثمر بر درخت است دارفلفل ، دانه اي که از آن جدا شد فلفل است .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :جاذب ، گدازنده و زداينده است .فلفل و مويز را با هم بجوند بلغم را بر مي کند و بلغم لزج را ريشه کن مي کند .
    فلفل مسکن درد و آرام بخش عصب و با مزاج تندرستان سازگار است .
    آرايش :فلفل با گياه زداينده لک و پيس و تا با گياه است لاغر کننده است .
    ورم و جوش :گياه باشد خنازير را درمان مي کند .
    مفاصل :در گرم کردن عصب و ماهيچه نظير ندارد .
    سر :با سرکه براي دندان مفيد است .
    چشم :فلفل سفيد با داروهاي به چشم کشيدن باشد ديده را جلا مي دهد .
    سينه :همراه ليسيدني ها باشد (لعوقات )در علاج سرفه و سينه درد مفيد است .
    فلفل و عسل را به دهان بمالند ضد خناق است و شش را مي پالايد .
    اندام هاي غذا :فلفل را با برگ بوي سبز بخورند هضم کننده ، اشتهاآور و بادشکن است .درد و پيچش روده را تسکين مي دهد .
    فلفل مخلوط با سرکه را بخورند يا بر پوست بمالند در علاج آماس طحال مفيد است .
    فلفل سفيد براي معده از فلفل سياه بهتر است و بيشتر معده را توان مي بخشد.
    اندام هاي راننده : بول را ريزش مي دهد . بعد از جماع بخورند مانع بارداري است .
    فلفل آب پشت را به کلي مي خشکاند .اما دارفلفل شهوت انگيز است زيرا رطوبتي زائد دارد .
    خوردنش با برگ بوي سبز در علاج درد و پيچش روده مفيد است .
    تب ها :با روغن مخلوط شود و به تن تبدار بمالند تب لرزه را شفا مي دهد.
    زهرها :فلفل سفيد در پادزهر استعمال مي شود .دارفلفل نيز با روغن باشد و بر جاي نيش بمالند يا بخورند پادزهر حشرات گزنده است .
    فلفلک
    از سبزي هاي مشهور است و عبارت از فلفل آبي است .برگش به برگ بيد مشک مي ماند .ليکن از آن زرد رنگ تر است .
    شاخه هايش سرخ رنگ و مزه اش مزه زنجفيل است .اگر سگ آن را بخورد مي ميرد .
    مزاج :گرم و خشک
    آرايش :فلفلک سبز را با تخمش بکوبند لکه هاي صورت از قبيل لکه هاي سياه و کک و مک کهنه را مي زدايد .
    دمل و جوش :فلفلک سبز را با تخمش بکوبند ضماد شود ورم هاي سخت را فرو مي نشاند .
    فلفل دراز
    باريک و کوچک شبيه انگشتان و هم شکل گل بيدمشک پراکنده ولي ريزتر است . سخت و چسبناک و مزه اش در تندي به مزه فلفل نزديک است .
    دارفلفل اولين ثمر فلفل است و از اين رو از فلفل مرطوب تر است .
    بهترينش آن است که دست نخورده مانده باشد .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :گدازنده است و بيماريهاي سرد را از بين مي برد .
    چشم :با آب کبد بريان بز تيرگي چشم را بر طرف مي کند .
    اندام هاي غذا :هاضم است ، طعام را حرکت مي دهد و معده را قوي مي گرداند .
    اندام هاي دفعي :در شهوت برانگيختن برابر زنجفيل است .
    فندق
    مشهور است .مزاج خاکي فتدق از مزاج خاکي گردو بيشتر و از گردو مغزي تر است .زيرا از گردو پرمايه تر و کم چربي تر و دير هضم تر است. مزاج :هوايي است و بيشتر به گرمي و خشکي مي گرايد .
    خاصيت :سبب پيدايش مراره مي شود . از گردو قابض تر است . بادآور است و در قسمت پاييني شکم باد ايجاد مي کند .
    آرايش :سوخته آن مو را سياه مي کند .
    سر:سر درد مي آورد . اگر در روغن سرخ کنند و با اندکي فلفل بخورند زکام را پخته مي گرداند .
    بقراط فرمايد :فندق مغز را افزايش مي دهد .
    چشم :گروهي پنداشته اند که اگر فندق را بر جاندانه (يافوخ ) کودک چشم کبود بمالند کبودي چشم از بين مي رود .
    اندام هاي تنفسي :با عسل آب خورده شود داروي سرفه مزمن است و خون برآوردن را باز مي دارد .
    اندام هاي غذا :دير هضم و تحريک کننده استفراغ و از گردو دير هضم تر است .
    اندام هاي دفعي :پوست فندق قابض است و شکم را بند مي آورد .
    زهرها :پادزهر گزيدگي ها است و به ويژه اگر با انجير و سداب باشد پادزهر نيش کژدم است .
    فو
    گياهي است که برگش به برگ کرفس شبيه و از آن درشت تر است .
    اين گياه اکثراً در سرزميني مي رويد که آن را (نيطس ) مي گويند .
    خاصيت :بيخش گرم است .
    سينه :پهلو درد را درمان مي کند .
    اندام هاي راننده :بول را ريزش مي دهد و خوردن سبز و خشکش حيض را راه مي اندازد .در ادرار از سنبل هندي و رومي فعال تر است و کار مي جوشه را انجام مي دهد .
    فوفل
    دارويي است که از حيث کنش با بوزندان برابر است .
    مزاجش گرم و تر و شهوت انگيز است .
    فليزهره
    گويند درخت حضض است و ثمري چون فلفل دارد .
    حضض شيره آن است .يا شيره زرشک است .
    آرايش:تنها يا با روغن زيتون بر سر بمالند موي را تقويت مي کند .
    اندام هاي غذا : شاخه هايش را با سرکه بپزند و بخورند داروي طحال است و يرقان را نيز علاج مي کند .
    اندام هاي راننده :آب پز شاخ و برگش حيض را ريزش مي دهد و خلط بلغمي را به کلي بيرون مي آورد .
    فيلگوش
    دو نوع است يکي پيچيده و ديگري صاف .پيچيده اش خالص تر از آن نوع است که آن را لوف مار مي گويند .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :راه بندان ها را باز مي کند ، خلط هاي پرمايه و لزج را به اعتدال تکه تکه مي نمايد و زدايندگي دارد .در همه ي اينها خاصيت پيچدار قوي تر است .
    آرايش :بيخ فيلگوش پيچيده و به ويژه اگر با عسل باشد لکه هاي سياه و سفيد و کک و مک را مي زدايد .همراه آب انگور کهنه داروي ترک هاي ناشي از سرما است .
    ورم و جوش :در مداواي هر ورمي که نياز به زدودن دارد مفيد است .
    زخم و قرحه :بيخ و به ويژه فليگوش پيچيده را با هزار گوشان مخلوط نکنند و مرهم شود زخم هاي پليد را علاج است .آنچه تر است در علاج زخم ها به کار مي آيد و اگر خشک شد آن را مي کوبند و فتيله زخم و ناصورها را از آن درست مي کنند .
    مفاصل :فيلگوش با سرگين گاو داروي نقرس و سستي ماهيچه ها است .
    سر :آب خوشه فيلگوش بستاني درمان درد گوش است و اگر با روغن گل در بيني کنند خوره و سرطان بيني را از بين مي برد .اگر افشره خوشه لوف ماري را با روغن زيتون و قطران بياميزند و قطره هايي از آن را در گوش بريزند درد از بين مي رود .
    بيخ آن از جمله داروهايي است که چرک را از گوش مي برد و زخم گوش را شفا مي دهد .در علاج کري مفيد است .تخم آن علاج هر نوع جوش و زخم بيني است .اگر سرطاني باشد بهتر آن است که بوسيله ي پشم آن را به بيني وارد کنند .
    چشم :بيخش در زخم چشم مفيد است .
    نفس کش :فيلگوش يا بيخ آن و به ويژه نوع پيچي آن را چندين بار در آب بجوشانند تا قوت داروئيش کاهش يابد و پس از آن بخورند در مداواي خون برآوردن ،برنشيت کهنه و نفس بلندي ، مفيد است .
    اندام هاي غذا :خوردنش خلط غليظ پديد مي آورد .
    اندام هاي دفعي :گرده را مي پالايد ، علاج بواسير است . بول را ريزش مي دهد .
    زهرها :اگر تن را با بيخ آن ماساژ بدهند مار نمي گزد .
    فيجن
    ديسقوريدوس گويد :فيجن انواع دارد :کاشتني ، بياباني و کوهي .
    بهترين نوع آن کاشتني است که در همسايگي درخت انجير است .
    مزاج :فيجن تر گرم و خشک است .
    خاصيت :تکه کنند ، گدازنده ، بسيار بادشکن ، پالاينده رگ ها ، زخم آور و گيرنده است .
    آرايش:بانطرون علاج لک و پيس سفيد و زگيل و زياده هاي گوشتي است . فيجن بوي پياز و سير را مي زدايد و داروي داء الثعلب است .
    ورم و جوش :فيجن بياباني را بکوبند و با نمک ضماد کنند و بر اندام بگذارند ورم گرم به وجود مي آورد .اگر بر خنازير گردن و زير بغل بگذارند تحليل مي برد .صمغ فيجن در اين کارها مؤثرتر است .
    زخم و قرحه :با روغن و عسل مخلوط کنند وبر قوبا بمالند مفيد است .
    با سرکه و سفيداب باشد علاج مورچگي و بادسرخ و زخم کهنه است .اگر با مر مخلوط کنند و بر زخم بچسبانند فايده مي بينند .
    مفاصل :خوردن فيجن ،يا ضمادش که با عسل باشد در علاج فلج و بيماري اعصاب و درد مفاصل سودمند است .
    سر :بوي سير و پياز را از بين مي برد .با قاوت ضماد شود داروي سردرد هميشگي است .با سرکه در بيني کنند خون دماغ بند مي آيد .
    افشره اش را در پوست انار گرم کنند و در گوش بچکانند گوش را پاک مي کند و درد و صداها و وزوز را خاموش مي نمايد .کرم گوش را مي کشد يا زنده بيرون مي آورد و بر زخم سر بمالند داروي خوبي است .
    چشم :فيجن و به ويژه افشره اش که با افشره رازيانه و عسل مخلوط کنند و به چشم بکشند يا بخورند ديد را تقويت مي کند .
    فيجن را با قاوت ضماد کنند و بر چشم بگذارند تپش و التهاب را فرو
    مي نشاند.
    اگر از فيجن و رازيانه و مرو عسل مرهم درست کنند و بر پيرامون چشم بمالند کم سويي را از بين مي برد .
    سينه :آب پز فيجن تر با شبت خشک در علاج سينه درد خوب است و بقول روفس داروي دشوار تنفسي است و درد شش و پهلوي و سرفه و درد دنده ها را بر طرف مي کند .
    اندام هاي غذا :فيجن را در آب انگور کهنه بپزند و بخورند يا با انجير ضماد کنند در علاج استسقاي گوشتي و استسقاي خيگي مفيد است .
    سکسکه بلغمي را تسکين مي دهد ،گوارشي است ، اشتهاء مي آورد و معده را توان مي بخشد .در علاج طحال مفيد است .
    آب پشت را مي خشکاند و قطع مي کند .آرزوي جماع را به کلي از بين مي برد .
    هر دو نوع آن قبوضيت مي دهند .درد وپيچ روده را علاج است .با فيجن و روغن زيتون حقنه کنند درد قولنج تسکين مي يابد .
    با عسل مخلوط کنند زخم معده را شفا مي دهد .فيجن را در روغن زيتون بجوشانند و بخورند داروي کرم است .هر دو نوعش زائده هاي تن ( بيرون ريختني ها )را به وسيله ي ريزش بول بيرون مي ريزند و هر دو قبوضيت مي دهند .
    تب ها :خوردن فيجن يا تن اندايي به روغنش در تب و لرز مفيد است .
    زهرها :با زهرها مقاومت مي کند زياد خوردن فيجن بياباني سم قاتل است.
    «ق »
    قارچ
    ديسقوريدوس گويد : قارچ خوردني هست و قارچ سمي هم هست .
    انگيزه سمي شدن قارچ اين است که يا در نزديکي ميخهاي زنگ زده روئيده و يا در همسايگي کهنه پارچه هاي متعفن رسته يا در جوار لانه حشرات موذي سر برآورده است .بر قارچ هاي رطوبتي لزج يا کفکي مانند تار عنکبوت
    مي نشيند .
    مزاج :سرد و تر است .
    خاصيت :خلط غليظ و بد به وجود آورد .بهتر آن است که قارچ را در آب بجوشاند و گلابي تر و خشک و پونه کوهي را با آن مخلوط کنند و بعد از خوردنش آب انگور کهنه انگوري پرمايه بنوشند .
    سر :سبب کرخي و سکته مي شود .
    نفس :قارچ خوردني سبب خناق مي شود تا چه رسد به قارچ سمي که کشنده است .
    اندام هاي غذا :اگر قارچ خوب را زياد از حد بخورند سبب قي و استفراغ مي گردد .قارچ دير هضم است و غذاي بسيار مي دهد .
    از خوردن قارچ سمي عرق سرد مي کنند و به غش گرفتار مي آيند .
    اندام هاي راننده : عسر البول مي آورد .
    زهرها :پادزهر سمي ، سکنجبين و پونه يا چلغوز خروس و مرغ با سرکه يا خوردن عسل است ، و گرنه شايد حداکثر در مدت يک روز بکشد .
    قارچ درختي
    خوبش آن است که صاف و سفيد و زودشکن و متراکم و کنار صاف باشد .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :تحليل برنده ، تکه کننده ، خلط پرمايه ، بازکن راه بندان ها و نرمي بخش است .
    مفاصل :با سکنجبين بخورند در علاج بيماري اعصاب مفيد است .در افتادن و تنقيه عصب مناسب است .اگر بيمار تب داشته باشد با عسل آب با شربت گل بخورند بهتر است .
    سر :مغز را مي پالايد و در علاج صرع سودمند است .
    سينه :با آب انگور کهنه سياه و پرمايه بخورند علاج برنشيت و زخم شش است .اگر آن را با آب بخورند در خون برآوردن از سينه مفيد است .
    اندام هاي غذا : داروي يرقان است ،با سکنجبين بخورند ورم طحال را فرو مي نشاند اگر آن را تنها بجوند يا ببلعند درد معده را دوا مي کند و درد کبد را درمان مي کند .
    اندام هاي راننده :خوردن آن با عسلاب انواع خلط پرمايه سودايي و بلغمي را بيرون مي آورد .
    اگر با داروهاي مسهل مي باشد کمک اسهال است و بول و حيض را ريزش مي دهد و درد گرده را مسکن و در خفگي زهدان مفيد است .
    تب ها :در علاج تب لرزه و تب هاي کهنه مفيد است .
    زهرها :بر جاي نيش حشرات بگذارند مفيد است .
    قدومه (تودري )
    برگ تودري شبيه برگ گندناي کوهي است .
    مزاج :گرم و تر است .
    خاصيت :در تندمزگي مانند تخم ترتيزک بياباني و زخم آور است .
    ورم و جوش :با آب و عسل بر جوش هاي سرطاني که تر نيستند بمالند مفيد است . ورم سفت را نرم مي کند و ضمادش التهاب را فرو مي نشاند .
    مفاصل :ضمادش سفتي نقرس را نرم مي کند .
    سر :ورم بيخ گوش را درمان مي کند .
    چشم :با عسل در چشم بکشند داروي زخم چشم است .
    اندام هاي راننده :تودري شهوت انگيز است .
    قروقومعما
    مي گويند ته نشين روغن زعفران است .خوبش آن است که خوشبو ، سنگين ، سياه رنگ و هيچ چوبي با آن نباشد و اگر در آب حل کنند آب را به رنگ زعفران درآرد و اگر بجوند دندان را رنگ کند و رنگش پايدار باشد .
    خاصيت :گرم کننده و رساننده است .
    چشم :تم چشم را مي برد و ديده را جلا مي دهد .
    اندام هاي راننده :بول را ريزش مي دهد .
    قره بوخور ـ اصطرک (استرک )
    استرک قره بوخور ـ اصطرک :به گفته ي ديسقوريدوس نوعي از مايعات است و برخي برآنند که صمغ زيتون است .
    دود استرک در همه احوال کار دود کندر را انجام مي دهد .هرچه خوشبوتر باشد بهتر است .
    ديسقوريدوس گويد :«زعفراني رنگ آن که داراي چربي است و به صمغ صنوبر مي ماند بهترين نوع است » .
    در جرم استرک جرم هاي سفيد رنگ موجود است که بوي خوش و با دوام
    دارد .اگراسترک را با دست بساييم نمي پس مي دهد که شبيه انگبين است . استرک سياه و بي مايه که مانند سبوس است چندان ارزشي ندارد .
    اندام هاي سر :سرگرداني ، سردرد و خواب مي آورد ، در مداواي زکام و نزله مفيد است .
    اندام هاي نفس و سينه :از سرفه و صداگرفتگي و صدابريدگي جلوگيري مي نمايد .
    اندام هاي دفعي :روغن آن در علاج سختي زهدان و باز کردن و جاري کردن حيض سودمند است .
    اگر آن را با مقداري شفر بنه بخورند شکم را ملين است .
    قطران
    افشره درختي است که آن را شيرين مي گويند .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :خون را به نزديکي پوست مي آورد ، داغ گذار است . لاش مرده را از گنديدن حفظ مي کند .
    آرايش :شپش و رشک آدميزاد و حيوانات را ريشه کن مي کند .
    زخم و قرحه :گوشت سست را محکم مي کند .علاج گري آدمي و حيوان است .
    مفاصل :در معالجه گسستگي ماهيچه وجمع آمدن خون و ريم در ماهيچه ها خوب است .ليسيدني و ماليدني آن داروي پاغر و واريس است .
    سر :قطران بر سر ماليدن بهترين علاج سردرد است . در گوش بچکانند کرم گوش را مي کشد .آن را با آب زوفا در گوش بچکانند صداها و وزوز گوش را خاموش مي کند با آب زوفا داروي درد دندان و دندان کرم خورده
    است .
    چشم :اثر زخم هاي چشم را پاک و ديد را تقويت مي نمايد .
    سينه :بر گلو بمالند ، درد گلو و لوزتين را علاج مي کند . داروي سرفه ديرينه است .
    اندام هاي غذا :ميوه درخت قطران با معده سازگار نيست .
    اندام هاي راننده :قطران و به ويژه حقنه با آن درمان همه نوع کرم است . حيض را ريزش مي دهد .آب پشت را تباه مي گرداند .اگر ذکر را با قطران تر کنند و جماع کنند مانع بارداري است .
    داروي چکميزک است .
    زهرها :با آب انگور کهنه سياه پرمايه بخورند پادزهر مسموم شدن از خرگوش دريايي است .
    قطران را با پيه شتر بگذارند يا بر تن بمالند حشرات موذي مي گريزند .
    قفر اليهود
    ديسقوريدوس گويد :قفر را از آفريقا مي آورند و در شهر (صيلون ) و شهر (اقريش )پيدا مي شود .در جزيره سسيل هم هست قفر خوب آن است که بنفش درخشنده و نيرومند و سنگين باشد .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :هم قوت زفت است و اندام ها را توانا مي کند .خوردنش خون بند آمده در شکم را درمان مي کند .
    آرايش :بر ناخن بمالند لکه هاي سفيد را بر مي دارد .
    ورم و جوش : خنازير را مي رساند .
    زخم و قرحه :بر پوست بمالند علاج بيماري ويروسي است و آماس زخم ها را فرو مي نشاند .
    مفاصل :ضمادش داروي نقرس و خوردنش يا ماليدنش علاج بيماري اعصاب
    است .
    سينه :درعلاج سرفه ، زخم شش ، خون برآوردن ، بيرون راندن چرک و ريم از سينه ، آماس لوزتين و خناق سودمند است .
    اندام هاي راننده :سفتي زهدان را نرم مي کند .آن را بردارند يا دودش را برکشند برآمدگي و درد زهدان را درمان مي کند و اگر با افشره جو حقنه شود علاج ديزانتري است .
    قلومس ، گوش خرس
    بوصير تحليل برنده است و به ويژه آنچه گل طلايي رنگ دارد و به اعتدال زداينده است .
    آرايش :گل طلايي آن مو را سرخ مي گرداند .
    دمل و جوش :برگش را بپزند داروي ورم ها است .
    زخم و قرحه :ضمادش که با عسل باشد زخم و زخم را درمان مي کند .
    مفاصل :در علاج سستي ماهيچه ها سودمند است .
    سر :اگر آب پز را در دهان بگردانند درد دندان از بين مي رود .
    چشم :دواي رمد گرم است .
    اندام هاي تنفسي :در معالجه سرفه خشک مفيد است .
    بوصير برگ سفيد و برگ سياه داروي اسهال مزمن است .
    قنقبين
    گويند روغن کرچک است .
    زخم و قرحه :برسر بمالند داروي گري و زخم سر است .
    اندام هاي راننده :خوردن و ماليدنش در علاج بهم آمدگي دهانه زهدان مفيد است .علاج ورم گرم پيزي است .خوردنش اسهال مي آورد و کرم هاي داخل شکم را بيرون مي راند و در اين زمينه بسيار بسيار خوب است .

    خواص گياهان دارويي حرف(گ(

    «گ »
    گاو زبان
    گياهي است برگ پهن همانند مرو .در بکار بردن به منظور درماني گاوزبان خراساني خوب است .
    اما آنچه را که در مملکت ما گاوزبان مي پندارند و طبيبان از آن استفاده دارويي مي نمايند گاوزبان راستين است .
    مزاج :گرم است .
    خاصيت :سوخته اش داروي زخم دهان کودکان و فرونشانده التهابات درون دهان است .
    ناسوخته اش نيز براي علاج زخم و التهابات دروني دهان خوب است ولي سوخته اش بهتر است .
    نفس کش :همراه آب انگور کهنه شادي آور است .تقويت قلب مي کند ، علاج بيماري ترس است .تپش قلب را از بين مي برد ، علاج بيماريهاي سودايي است .
    گاورس
    سه نوع گاورس هست و قوتش به قوت برنج نزديک ولي برنج از آن مغذي تر است .
    گاورس در همه حالات از ارزن بهتر و ارزن از گاورس قابض تر است .
    مزاج :سرد و خشک است .
    خاصيت :قابض است و خشکاننده و بي گزش .درد را تسکين مي دهد . اگر تدبيري نکنند خون سرد پديد مي آورد .گاورس از ساير دانه هايي که نان مي شوند کمتر مغذي و کمي لزج است و کساني گفته اند که نوعي لطافت دارد .
    اندام هاي غذا :گوهر گاورس و نان گاورس کند مي گذرند و در معده بسيار مي مانند .
    اندام هاي دفعي :براي درد و پيچ شکم و روده بر شکم بگذارند خوب است .
    گاورس ادرارآور است .
    گاو چشم
    بهار گلي دارد که ميانه سرخ ، برگ زرد و از برگ بابونه چاق تر است .
    مزاج :گرم و خشک است .
    سر :بو کردنش بادهاي متراکم سر را پراکنده مي کند .
    گاو شير
    برگ درختچه اي است که از زمين دور نمي شود .به برگ انجير شبيه و بسيار سبز رنگ و پنج گوشه و اجزاي منقطع و مستدير دارد .
    ساق اين گياه به اندازه خيار چنبر بلند مي شود و کرکي دارد که به گرد شبيه است .برگ هايش بسيار کوچک است و بر سر ساقه اش تاج گلي هست که به تاج گل شبت مي ماند .گل زرد رنگ و خوشبويي دارد .
    رگ هايي بسيار از يک بيخ شاخه مي گيرند .گاو شير پوست ستبر و مزه تلخ دارد و از بويش سنگيني حس مي شود .
    بيخ گاوشير را در اولين وهله که ساقش پديد آيد مي خراشند ، شيره اي سفيد از آن تراوش مي کند و چون خشک شود رويه اش به رنگ زعفراني در مي آيد و آن را صمغ گاوشير مي نامند .
    بهترين بيخ گاو شير آن است که سفيد رنگ ،زبان گز است و يکپارچه باشد و بوي عطر بدهد بهترين ميوه گاو شير آن است که بر وسط مقابل ساقه قرار دارد .بهترين شيره گاو شير آن است که بسيار تلخ مزه ، درون سفيد و بيرون آن زعفراني رنگ و ترد است . زود در آب حل مي شود و آنچه سياه رنگ و نرم است حتماً تقلب در آن شده و بايد ران و موم آميخته شده باشد .
    مزاج :گرم است .
    خاصيت :بادشکن و ملين و زداينده است .
    دمل و جوش :سخت ها را نرمي و شکوفه اش جوش ها را ليونت مي دهد .
    زخم و قرحه :بيخ گاو شير در مداواي استخوان لخت مفيد است .با عسل باشد علاج زخم مزمن و آتش پارسي است .شکوفه اش چاره ساز زخم و جوش است .عموماً تمام اجزاي آن در علاج زخم هاي پليد مفيد است .
    مفاصل :اگر پي از ضربه خوردن سست شده باشد ، گاو شير با عسلاب يا با آب انگور کهنه بخورند مفيد است .
    سر :دندان کرم خورده را با آن پر کنند درد نمي گيرد .در علاج سردرد و صرع و استسقاي مغز سودمند است .
    چشم :در ديده بکشند ديد را قوي مي کند .
    اندام هاي سينه :ضماد آن درد پهلو را تسکين مي دهد گاو شير براي سرفه داروي خوبي است .
    اندام هاي غذا :ضماد افشره اش سختي طحال را نرم مي کند و اگر با سرکه بخورند براي طحال مفيد است .
    اندام هاي دفعي :در نرم کردن سختي زهدان و در علاج چکميزک مؤثر
    است .به اندازه ي يک فندق گاوشير با آب گرم خورده ادرار بول و حيض مي کند و زهدان سرد را سر حال مي آورد .
    ميوه گاو شير نيز حيض را حرکت مي دهد و به ويژه اگر با گياه خاراگوش
    باشد.گاوشير در علاج خفگي زهدان ، بادکردگي زهدان و سختي زهدان مفيد است .داروي قولنج است و بلغم خام را بيرون مي دهد و خارش مثانه را از بين مي برد .
    تب ها :در تب لرز و تب هر روزه گاو شير را به عسلاب بخورند خوب است .
    زهرها :گاو شير و زفت را مرهم مي کنند و برگزيده سگ هارمي چسبانند. گاو شير مخلوط با زراوند يا افشره گاوشير خورده شود ضد نيش حشرات سمي است .
    گاودانه
    گويند دانه اي است به بزرگي عدس که گاو آن را دوست دارد .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :باز کننده و زداينده است . خلط بد دارد .
    آرايش :محلول آن براي از بين بردن لک و پيس و کک و مک و اثر زخم خوب است.
    رنگ را زيبا مي کند .آن را قاوت سازند و گلوله هاي گردويي از آن درست کنند و بخورند لاغري را بر طرف مي کند .
    آب پزش را بر ترک هاي ناشي از سرما بپاشند خارش را از بين مي برد و ترک را خوب مي کند .داروي جوش هاي شري است .
    ورم و جوش :همه سختي ها و به ويژه سخت شده هاي پستان را نرم مي کند.
    زخم و قرحه :همراه عسل باشد زخم ها را پاک مي کند و در سعفه (کچلي ) مفيد است .
    سينه :علاوه بر نرم کردن سختي پستان ، خون برآوردن غليظ را چاره مي نمايد .
    اندام هاي دفعي :زياد خوردنش به اندازه اي ادرار مي دهد که خون ادراري مي آورد و مسهل است .
    اگر در سرکه و آب انگور کهنه ريزند در عسر بول مفيد است .پيچ روده را تسکين مي دهد .
    زهرها :با آب انگور کهنه ضماد شود پادزهر نيش مار و گزيده سگ هار است .
    گاو کشک
    در کشتزار مي رويد .نوع خوبش آن است که سبک مايل به سرخي شبيه پوست پيچيده و اليافش باريک باشد .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :گيرنده و تند است و دهانه رگها را مي ترکاند و از اين رو از استعمال آن پرهيز مي کنند .
    سر :شيرش در کشيدن دندان کمک مي کند .
    اندام هاي غذا :به زيان معده و کبد است .
    اندام هاي راننده :سودا و بلغم و آب را اسهال مي دهد .
    زهرها :سم قاتل است .
    گردو
    گردو گرم و گرمي شکن آن براي گرمي داران سکنجبين است و براي آنها که معده ضعيف دارند بايد گردو را در سرکه پرورش دهند .
    مزاج :گرم و خشک است . گردوي در روغن پخته بسيار قابض است و برگ و پوست گردو هر دو باز دارنده نزيف هستند .سوخته پوست گردو خشکاننده است و گزش ندارد .تأثير روغن گردوي کهنه چون تأثير روغن زيتون کهنه است .زدايندگي کهنه آن قوي تر است .
    آرايش :ضماد گردوي تر را بر جاي ضربه بگذارند مفيد است .
    دمل و جوش :مغز گردو را بجوند و بر دمل سودايي چرکين بگذارند داروي خوبي است .
    زخم و قرحه :صمغ آن را بکوبند و بر زخم گرم بپاشند يا داخل مرهم کنند سودمند است .
    مفاصل :گردوي مخلوط با عسل و فيجن علاج پيچش عصب است .
    سر :سردرد آورد . افشره برگ آن را به حالت نيم گرم در گوش بچکانند ، چرک و ريم گوش را پاک مي کند .
    چشم :روغن گردو داروي خوره ، سرخي و ناصورهاي گوشه چشم است.
    اندام هاي تنفسي :افشره و رب گردو و بازدارنده خناق و براي سرفه بد است .روغن گردوي کهنه درد گلو به بار مي آورد . همه انواع گردو و به ويژه گردوي ملوکي بزرگ را بر پستان آماسيده بگذارند آماس را از بين مي برد .
    اندام هاي غذا : گردو دير هضم است و براي معده خوب نيست . گردوي پرورش يافته (مربا )و گردوي تر براي معده سرد بد نيست و کمتر از گردوي خشک زيان دارد .به شرطي که هر دو پوسته آن را بکنند . گردويي که در عسل پرورش دهند براي معده سرد مفيد است .
    اندام هاي دفعي :جوش ها را پديد مي آورد .درد و پيچ شکم را تسکين مي دهد ، شکم را بند مي آورد و به ويژه در روغن جوشيده اش بسيار قبض است . پوست گردو نزيف حيض را قطع مي کند . مرباي گردو بهترين داروي گرده سر است ، خاکستر پوستش را شربت کنند و بخورند يا بردارند بازدارنده حيض است . گردو را با آبکامه بخورند کرم ها را بيرون مي راند ، ضد کرم کدو است و در روده کور مفيد است .
    زهر :گردو که با انجير و فيجن باشد پادزهر هر نوع سمي است . گردو با پياز و نمک اگر برگزيده سگ هار و غيره ضماد شود سودمند آيد .
    گز
    ديسقوريدوس گويد :دو نوع گز هست . نوعي در نزديکي آبهاي راکد مي رويد که ثمرش به گل آن مي ماند و ماهيتش ماناي کوچک اشنان است .
    نوع دومي که بيشتر در مصر و شام يافت مي شود کاشتني (بستاني ) است و بجز ثمرش به گز بياباني شبيه است .
    ثمر گز بستاني به مازو شبيه است .زبان گير است و براي درد دندان بکار مي آيد و در داروهاي چشم و دهان بجاي مازوج بکار مي برند .
    خوردنش خون برآوردن را باز مي دارد و اسهال آور است .
    خاصيت :قبض و زداينده و پاک کننده است . بسيار خشکاننده نيست . آب گز زداينده و خشکاننده است .
    آرايش :آب پز آن را بپاشند شپش را از بين مي برد .
    ورم و جوش :ضماد برگ گز داروي دمل هاي نرم است .
    زخم و قرحه :دود گز زخم هاي ترشح دار و آبله را مي خشکاند . سائيده و خاکسترش را بر اثر سوختگي و زخم هاي تر بپاشند مفيد است .
    ثمر و خاکسترش زخم هاي بدخيم را مي خشکاند و گوشت زائد را مي خورد .
    سر :آب پز برگ گز که با آب انگور کهنه باشد و در دهان بگردانند ، و به ويژه اگر بجاي برگ ثمرش باشد درد دندان را تسکين مي دهد و مانع کرم خوردگي مي شود .
    چشم :در بيماري هاي چشم کار شيره فيلز هره و مازو را انجام مي دهد .
    اندام هاي تنفسي :گز و به ويژه ثمرش از خون برآوردن هميشگي جلوگيري مي کند .
    اندام هاي غذا : شاخه هاي گز در سرکه از هم پاشيده شود ، ضماد کنند و بر طحال بگذارند مفيد است .خوردن آب پز برگ و شاخه گز علاج بيماري هاي طحال است .
    از چوب گز کاسه هاي آبخوري مي سازند و کسي که بيماري طحال دارد از آنها آب بخورد سود مي بيند .
    اندام هاي دفعي :علاج اسهال مزمن است .
    ثمرش را بخورند يا شياف کنند .يا در آب پز گز بنشينند رطوبت هاي ناجور زهدان از بين مي رود .
    زهرها :ثمر درخت پادزهر نيش رتيل است .
    گز انگبين استبرک
    گز انگبيني است که بر استبرک مي نشيند و به تکه هاي نمک مي ماند .
    با اينکه مزه اش شيرين است کمي گسي و تلخي در آن حس مي شود .
    گز استبرک يمن سفيد است و آنچه ره آورد حجاز است سياه رنگ مي باشد .
    خاصيت :بعلت گسي که دارد زداينده است .
    چشم :ديد را قوي مي کند .
    سينه :براي شش خوب است .
    اندام هاي غذا :با شير شتر داروي استسقا است و چون از ساير شکرها شيرين تر است کمتر تشنگي مي آورد . با معده و کبد سازگار است .
    براي گرده و آبدان خوب است .
    گزنه
    رنگ تخم گزنه شبيه رنگ تخم تره و از آن زرد و تر و درخشان تر و از تخم تره کوتاهتر است . به هر جاي بدن که برخورد کند روده ها را هم مي گزد .
    خواص درماني :جذب کننده ، زخم آور ، گدازنده ، قوي و سودمند است .
    بعضي گويند :چندان گرمي زا نيست و بادآور است و بسيار زداينده و زخم ها را نمي گزد و چنان چه با گوشت بپزند تأثيري در آن نمي ماند .
    دمل و جوش : ضمادش که همراه سرکه باشد دمل هاي دروني را مي ترکاند و سود مي رساند و در مداواي ورم سخت ، مفيد است .اگر خاکستر با تخم آن را ضماد کنند در ورم سرطاني سودبخش است .
    زخم و قرحه :خاکستر گزنه مخلوط با نمک در مداواي زخم دندان سگ و زخم هاي پليد و سرطاني مفيد است .
    مفاصل :ضمادش که با نمک باشد پيچش مفاصل را بر طرف مي نمايد .
    اندام هاي سر :کوبيده برگش خون دماغ را قطع مي کند ، تخمش بندآمدگي ها را باز مي کند ، ضماد تخمش دندان کشيدن را آسان مي کند و بر ورم هاي پشت گوش بگذارند سودمند است .
    سينه و اندام هاي تنفسي :گزنه و افشره جو ، يا گزنه اي را که در افشره جو بپزند و بخورند سينه را تنقيه مي کند و خلط هاي پرمايه و هر چه در سينه باشد خارج مي شود .
    تخمش قوي تر است ،ربو ، برونشيت و تنگ نفسي و درد سر بيماريهاي سر را بر طرف مي کند .
    تخم گزنه با پياز و تخم مرغ بخورند شهوت انگيز است .
    تخم گزنه را با مر بپزند و بخورند ، يا تخم را با مر شياف کنند و بردارند حيض را براه مي اندازد و رحم را باز مي کند .
    ضماد برگ سبز آن برآمدگي رحم را فرو نشانده ، از زدايندگي که دارد نه از قوت اسهالي بلغم خام و ساير بلغم ها را بيرون مي دهد .
    روغن گزنه از روغن کاجيره مسهل تر است .پخته برگ گزنه با صدف ملين است اگر بخواهند که اسهال شديد نباشد مغز دانه گزنه را با قاوت مي سايند و در آب انگور کهنه مي ريزند و مي نوشند .
    کسي که اين مسهل را مي نوشد بايد کمي از روغن گل را بعد از آن بنوشد که گلويش نسوزد .گزنه را با عسل شياف کنند و بردارند خاطهاي بد خارج مي شود .
    گز مازو
    آن را گز مازوک مي گويند .
    مزاج :حرارتش معتدل است .
    خاصيت :خوب است و نزيف را قطع مي کند .
    سر :با سرکه مزمزه کنند درد دندان را تسکين مي دهد .
    اندام هاي غذا :آب پز گزمازو با سرکه بهترين داروي سخت شدن طحال است .
    گل صد توماني
    ديسقوريدوس گويد :اسم اين گياه در بعضي جاها ( ذوالاصابع ـ داراي انگشتان )است و بعضي آن را (علعيسي )مي نامند که در عربي به معني شيرين بو آمده است .
    سر : به وزن پانزده حبه را با عسلاب رقيق بخورند در بيماري پوستي مفيد است .
    اندام هاي غذا : خوردنش سوزش معده را از بين مي برد .
    اندام هاي راننده : زناني که هنوز از خون بعد از زايمان پاک نشده اند به اندازه ي يک بادام تلخ از آن را بخورند بقاياي خون بيرون مي آيد و پاک مي شوند .
    سنگ که در کودک تازه پيدا مي شود ، اگر از اين گياه به کودک بخورانند يا شربت سازند و بنوشند سنگ را بر طرف مي نمايد .
    گل گندم
    بهترش باريک و کوچک مايل به زردي و زبان گز است .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :زداينده ، گيرنده و تند ، کمي شيرين ، خشکاننده بي آزار .
    گويند اين گياه را اگر با پاره گوشت ها بپزند گوشت را گرد هم مي آورد .
    زخم و قرحه :زخم هاي تر را تنقيه مي کند ، زخم کهنه را کبره مي گذارد. خشکيده اش را در مرهم بريزند ناصورها را علاج و زخم هاي گود و زخم هاي بد را درمان مي کند . ناصور را پر از قنطوريون کنند و ببندند خوب مي شود .
    مفاصل :علاج گسستگي ماهيچه و چرک و ريم ماهيچه است .
    آرد آن را حقنه کنند داروي بيماري اعصاب و درد عصب است .کوبيده آردش براي حقنه بسيار خوب است اگر خون بيرون آورد باز به نفع بيمار است . اگر خاکسترش را با آب بياميزند و مايه حقنه شود باز سودمند است .
    چشم :افشره نوع کوچک و باريک که با عسل باشد سپيدي چشم را که ناشي از خوب شدن زخم باشد مي زدايد .
    سينه :چون گيرنده است در خون برآوردن مفيد است .
    هر دو نوع ستبر و باريکش داروي دشوار نفس کشيدن است .
    اندام هاي غذا :بند آمده هاي کبد را باز کند و طحال سفت را نرم مي نمايد .
    اندام هاي راننده :بول و حيض را ريزش مي دهد ، ضد کرم است . خوردن دو درهم از آن درد و پيچ روده را تسکين مي دهد ، درد زهدان را دوا مي کند و علاج قولنج است .
    خوردن آب پز نوع کوچکش بلغم و زرداب ناپخته را بيرون مي ريزد و اگر پارچه هاي کوچک آن را به دندان بجوند و ببلعند اسهال خوني مي دهد .اگر آرد آنرا بخورند در اين زمينه مؤثرتر است .
    تب ها :تب دار اگر از آن بخورد بسيار سود مي بيند .
    گل اربه
    از تيره درمنه و تمي گرمي و تندي دارد .گل اربه کوچک از بزرگ تند و تلخ تر است .گل اربه عبارت از شاخه هايي است که گلي کرک دار سفيد يا مايل به زردي مي دهد .
    گل آن پر از تخم است و تخمدانش چون کره اي در ميان جاي گرفته و به موي سپيد مي ماند .کمي خوشبو است اما بوي آن سنگين است .
    گل اربه بزرگ از کوچک کم تأثير تر است آن هم تلخ مزه و تا اندازه اي تندي دارد .نوع کوهي از ساير انواع کوچکتر است .
    مزاج :کوچک آن گرم و خشک است .
    خاصيت :بازکننده و لطافت بخش است . بزرگ آن در باز کردن بستگي هاي دروني ويژگي دارد .
    زخم و قرحه :تر و شاداب آن زخم هاي تر را بهتر مي آورد و در اين باره بزرگ آن مؤثرتر است .
    چون خشک شد داروي زخم هاي پليد و کوچک در اين زمينه فعال تر است .
    سر :سردرد مي آورد .
    اندام هاي غذا :همراه سرکه بر طحال بمالند آماس طحال و سختي آن را از بين مي برد .با معده ناسازگار است . داروي يرقان سياه و بزرگ آب پز آن در معالجه يرقان مفيدتر است .در علاج استسقا مفيد است و علي العموم براي معده خوب نيست .
    اندام هاي دفعي :ادرار بول و حيض مي کند ، مسهل و بهترين علاج کرم کدو است .
    تب ها :داروي تب هاي مزمن است .
    زهرها :پادزهر نيش کژدم است .آب پز بزرگ آن پادزهر همه ي حشرات موذي است .اگر دود کنند و در خانه گسترند حشرات را مي راند. گلنار
    گل انار بياباني مصري يا ايراني است .به رنگهاي مختلف سرخ ، سفيد ، صورتي در مي آيد .
    گنش گل انار همچون کنش گياه شنگ است .
    مزاج :سرد و خشک
    خاصيت :چسبنده ، بند آورنده هر رونده-روان و پديد آورنده سودا مي باشد .
    آرايش:برا ي لثه خونين بسيار مفيد است .
    زخم و قرحه :داروي خوبي براي زخم و قرحه و زخم هاي ناشي از کوفتگي و بريدگي است که گرد آن را بر زخم مي پاشند .
    مفاصل :براي درد گردن از آن چسبان درست مي کنند (پلاستر )
    سر :دندان لق را محکم مي نمايد .
    سينه :براي خون برآوردن علاجي بسيار سودمند است .
    اندام هاي دفعي : قابض است و در علاج زخم روده ، نزيف و سيلان زهدان سودمند است .
    گلسنگ
    مزاج :پولس گويد :قوتي سرد کننده و خاموش کننده دارد و اندکي خشکاننده است .
    خاصيت :نزيف را باز مي دارد .
    آرايش :فربهي مي آورد .
    زخم و قرحه :اگزما را خوب مي کند .
    اندام هاي دفعي :شهوت انگيز است .
    گل ارمني
    گلي است به رنگ سرخ مايل به خاکي .
    زرگران آن را در رنگ دادن طلا به کار مي برند .گل آلاني تأثيرش به گل ارمني نزديک است .
    مزاج :سرد و خشک
    خاصيت :بسيار خشکاننده و از اينرو بند آورنده خونريزي است .
    ورم و جوش :در جوش هاي طاعوني چه بخورند چه بر تن بمالند مفيد است و نمي گذارد عفونت از اندامي به اندام ديگر سرايت کند .
    زخم و قرحه :در شفا دادن زخم بسيار مفيد است .
    اندام هاي سر :مانع نزله است ، جوش و زخم دهان را شفا مي دهد .
    سيينه :زخم شش را مي خکشاند و در مداواي سل مفيد است . براي خون برآوردن علاج خوبي است .
    تنگ نفسي که در اثر سرماخوردگي باشد علاجش با گل ارمني است .
    اندام هاي دفعي :علاج زخم روده و اسهال و خونريزي زهدان است .
    تب ها :در علاج تب هاي سلي و وبايي ويژگي دارد .
    قومي که عادت کرده بودند از گل ارمني شربت رقيق بسازند و بنوشند از بيماري واگير بسيار خطرناک نجات يافتند .
    هر گاه آن را براي دفع وبا بخورند بايد بعد از آن فوراً نوشآب هاي بخورند تا آن را بدرقه کند و به قلب برسانند و بايد شربت پادراهه با گلاب مخلوط باشد .
    گل مهر زده
    هر آنچه از اين گل بوي شبت بدهد نوع بهترين است .اگر خون از دهان بيايد و دهان را با آن بشويند خون بند آيد و گل به زبان مي چسبد .
    خاصيت :بهترين بند آورنده خونريزي است و اگر اندام نرم باشد نمي تواند اين گل را تحمل کند و به زبري گرفتار مي آيد .سردي بخش و چسبنده است. ورم و جوش :ورم هاي گرم نوخاسته را فرو مي نشاند .
    زخم و قرحه : زخم هاي تر را بهم آرد .زخم هاي دشوار را درمان مي کند .
    بر سوختگي بمالند نمي گذارد چرک کند و زخم را شفا مي دهد .
    مفاصل :علاج کوفتگي اندام ها است که از افتادن ناشي باشد .
    شکستگي را بهم پيوند دهد .ريزش مواد را بسوي دست و پا منع مي کند . خوره را باز مي دارد .
    سر :نزله ها و سيلان هاي دهان و لثه را قطع مي نمايد .
    نفس کش :آسيب ديدن درون از افتادن را بر طرف مي سازد . در مداواي سل مفيد است .
    زخم شش را مي خشکاند و داروي خون بر آوردن است .
    اندام هاي دفعي :خوردنش از خراش و پوست اندازي روده جلوگيري مي کند ،به ويژه اگر آن را با صاف شده عسل حقنه کنند و بعد با نمک آب حقنه کنند بسيار مفيد است .
    زهرها :گل مهر زده را با آب انگور کهنه مخلوط کنند و بخورند يا با سرکه بياميزند با سم ها و گزيده حشرات سمي مبارزه مي کند .
    کسي که سم خورده اگر بعد از سم خوردن گل مهر زده خالص بخورد پي در پي استفراغ مي کند و سم بيرون مي ريزد .
    گل معمولي
    مزاج :سرد
    خاصيت :زداينده . گل آزاد آفتاب زده اگر مواد سوزنده اي مانند سفال و خاک ديوارهاي از آفتاب سوخته با آن مخلوط نباشد ، نوعي چسبندگي دارد که بدنهاي سست و فرو هشته گوشت را مي خشکاند و سوزش و آزاري هم همراه ندارد و تا اندازه اي نيروي گدازنده هم دارد .اگر گل را بار ديگر با آب بشويند خشکاننده اي مي شود که در گرما و سرما معتدل و لطيف مي باشد .
    آرايش :گوشت سست را محکم مي نمايد .
    ورم و جوش :با شمع و روغن گل مرهم شود خنازير و تصلبات را از بين مي برد .
    اندام هاي غذا :کساني که استسقا يا درد طحال دارند يا از گوشت زياد در آزارند گل آفتاب زده را بر بدن مالند سود مي بينند .
    گل جاليز
    تکه چوب هايي است پر از چين و چروک و به ستبري يک انگشت و به درازي يک انگشت يا کوتاه تر يا درازتر .
    رنگش خاکي ، مزه اي گيرنده ، هم قوت گل انار ، گويند آن را از صحراي عرب مي آورند .
    خاصيت :گيرنده است . گويند جنبش خون را در همه اندام ها راکد مي کند .
    مفاصل :مفاصل سست را توان و تاب مي بخشد .
    اندام هاي غذا :در علاج سستي معده و کبد مفيد است .
    اندام هاي دفعي :گيرنده است . خونريزي را قطع مي کند .
    اگر آن را در شير جوشيده بز بريزند و بخورند در علاج بهم خوردن عادت زنانه مفيد است .
    گل اسپانيايي ، اندلسي
    مزاج :سرد است .
    خاصيت :چون خالص و بي آلايش است منفعت ها در بر دارد .سردي مي بخشد و مي گدازد .اگر آن را بشويند گدازندگي آن از بين خواهد رفت .
    ورم و جوش : با سرکه علاج ورم طرف هاي پايين معده است .
    زخم و قرحه :هر دو نوع سفيد و بنفش را اگر در سرکه حل کنند محلولي مي گردد که سوختگي و ساير زخم ها را فوراً تسکين مي دهد . به شرطي که قبل از تاول زدن و آماس کردن استعمال کنند .
    سر :حل شده اش در سرکه علاج لوزتين و آماس هاي بيخ گوش است .
    مفاصل :براي هر ورمي در بدن مفيد است .
    اندام هاي دفعي :هر دو نوعش سخت شدن بيضه ها را نرم مي گردانند .
    گل تاک
    ديسقوريدوس گويد :گل تاک را از شام مي آورند و دو نوع است . نوعي به پارچه زغالهاي مستطيل مي ماند که از درخت ارز بدست مي آورند و رنگش سياه است .
    قسمي ديگر به قطعه چوبهاي نهال شاداب شباهت دارد و در آب زود حل مي شود .هرچه سياه رنگ تر باشد بهتر است .
    خاصيت :بدون آزار دادن مي خشکاند ، سردي بخش است و اندکي گدازندگي دارد .
    آرايش :داخل سرمه مي کنند موي مژه را باز مي روياند .با آن مو و ابرو را رنگ مي کنند .
    اندام هاي دفعي :تاک را با اين گل مي آلايند تا کرم نزند و برگ و جوانه هايش از آسيب محفوظ باشند .
    اگر در آب حل شده آن را بخورند کرم هاي ريز و درشت روده ها را مي کشد.
    گل خوردني
    اندام هاي غذا :ايجاد انسداد مي کند و تباه کننده مزاج است .ليکن دهانه معده را تقويت مي نمايد و زيان خوراک را از بين مي برد .
    در بازداشتن استفراغ خاصيت عجيبي دارد .
    اگر کساني گويند که خوردنش نشاط انگيز است بايد بدانند که اين اثر نسبت به کساني است که بدان عادت کرده اند و از خوردنش لذت مي برند .
    آنهايي که بسيار آرزوي خوردن آن را دارند علامت پيدايش زخم ناخني در آنهاست .
    گل چسبناک
    بهترينش آن است که بسيار سرخ و بي شائبه باشد و از بغداد مي آورند .
    خاصيت :قبض و خشکاننده
    زخم :زخم ها را بهم آورد .
    اندام هاي دفعي :کرم کش است و محلولش را بعد از تخم نيم برشت بنوشند شکم را بند مي آورد .
    گل مستکي خودماني ، طين رومي
    زداينده ، شوينده ، روياننده گوشت و جوش دهنده زخم است .
    گل کشتزارها
    ديسقوريدوس گويد :کليه ي گلهايي که به منظور دارويي استعمال مي شوند عموماً کنش گيرندگي نرمي بخشي ، سرد کردن و چسبناکي را دارند .
    هر يک از آنها داراي ويژگي هايي است که ساير گلها موجود نيست .
    گل کشتزاران دو نوع است : سفيد و خاکستري رنگ
    خاکستري رنگ از سفيد نرم تر و بهتر است . اگر آن را بر پارچه اي مسين بسائيم چرکي بدست مي آيد که همرنگ ريحان است .
    گل کشتزاري را همانند سفيداب شستشو مي دهند .
    خاصيت :قبض ، سرد و کمي نرمي بخش است .
    زخم و قرحه :زخم ها را پر گوشت مي کند و زخم هاي تازه را جوش مي دهد .
    گل سرخ
    ترکيبي است از گوهر آبي و خاکي .تند مزه و گيرنده و تلخ و جمع کننده است و کمي شيريني هم دارد و به همين علت در مواد آبي گل انکسار گرمايي هست (انعکاس )در گل لطافتي هست که قبضش سودمند است.و بسا اتفاق مي افتد که سبب زکام مي شود .با وقتي که با طراوت و شاداب است با تلخي همراه است و وقتي که خشک شود تلخي آن کاهش مي يابد . بدين علت است که خوردن مقداري از گل شاداب اسهال آور است .
    مزاج :خشک است .
    خاصيت :چون تلخ مزگي بيشتر از گيرندگي دارد خشکانيدنش بيشتراز گيرندگي است .بازکننده و زداينده است .جنبش صفرا را خنثي مي سازد. تخمش در گيرندگي قوي تر است و پرزي که در وسط گل هست از ساير اجزايش قبض تر است .
    همه اجزاء گل اندام هاي دروني را تقويت دهد و قبوضيتش مانع تحليل رفتن نمي باشد .گل خشکيده قبض تر و سردتر است و به عقيده کساني قوتي در آن است که خار و پيکان ها را بيرون مي کشد .
    بهترين افشره گل افشره اي است که از گل قطع شده از شاخه مي گيرند به شرطي که زائده هاي آن را (آنچه به سفيدي مايل است )جدا کنند .
    براي مرباي گل بايد گل را در سايه خشک کنند و بکار برند .
    آرايش :اگر در گرمابه خود را به گل شويند بوي بد عرق رااز بين مي برد. گروهي برآنند که سائيده گل زگيل ها را ريشه کن مي کند .
    زخم و قرحه :از زخم ها به ويژه از زخم هاي پوست انداز ميان رانها و پيچ و خم ها جلوگيري مي کند .در زخم هاي گود گوشت بر مي آورد . سائيده آن را بر زخم پاشند خار را بيرون مي کشد .
    سر :شادابش سردرد را درمان مي کند .گلاب هم سردرد را تسکين مي دهد .
    بو کردن روغن گل عطسه مي آورد .گل براي هر کسي که مغزش گرم است عطسه آور مي شود .تخم گل و آب پز گل لثه را محکم مي کند .درد گوش را تسکين مي دهد .
    چشم :چشم دردي را درمان مي کند که از گرما باشد . آب پز گل خشکيده را در چشم بکشند ورم پلک ها را فرو مي نشاند .
    روغن و افشره گل براي چشم مفيدند .اگر زائده هاي سفيد را از گل دور سازند در مداواي رمد خوب است .
    غش کرده را گلاب دهند سر حال مي آيد .افشره گل و شاخه و کاسبرگ علاج خون برآوردن است .
    اندام هاي غذا :گل براي معده و کبد خوب است . مرباي گل که با عسل باشد (گل انگبين )تقويت معده مي کند و کمک هضم است .
    گل و افشره گل رطوبت هاي بد معده را بر مي چينند .
    روغن گل التهاب معده را فرو مي نشاند و حتي اگر گل را بر معده بمالند همين فايده را دارد .شربت گل براي کساني که سستي در معده حس مي کنند مفيد است .
    اندام هاي دفعي :بوسيله ي پربر مقعد بمالند درد را از بين مي برد آب گل يا آب پز گل خشکيده درد زهدان را که از گرما باشد از بين مي برد و درد روده مستقيم را درمان مي کند .حقنه آن زخم روده ها را علاج مي نمايد . شربتش نيز در مداواي زخم روده مفيد است .
    خواب بر بستر گل شهوت را قطع مي کند .
    خشک شده اش مسهل نيست . روغن گل مسهل است .
    گل قاصد
    برگش چون برگ باريک کاهو اما مايل به سياهي و کرکدار است .
    زردش قوي و سفيدش آبي و ناتوان است .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :زداينده و بازکن است و گل خشکش نيرومندتر است .
    ورم :خودش يا آبش که با مرهم و روغن گل باشد زخم را بهم مي آورد .
    مفاصل :برگش با رگهايش ضماد شود علاج نقرس و اگر با سرکه باشد علاج بيماري اعصاب است .
    سر :افشره اش را به بيني کشند سر را تنقيه مي کند ، با عسل مخلوط باشد و به داخل دهان بمالند زخم هاي دهان را شفا مي دهد .
    چشم :خشک آن چشم را از لکه هاي بازمانده پاک مي کند و درمان کلفت شدن طبقات چشم است .
    اندام هاي غذا :کبد را تنقيه مي کند ، در سرکه پرورده اش را بخورند يا ضماد کنند علاج سپرز است .
    اندام هاي راننده :در ريزش دادن حيض بسيار مفيد است .در علاج ورم سخت زهدان مفيد است به شرطي که بردارند يا در آب پزش بنشينند و در ريزش دادن حيض بي مانند است و از هر دارويي بهتر است . با مرهم موم و روغن گل ترک هاي اطراف مقعد را خوب مي کند .
    گل سرشور
    ديسقوريدوس گويد :گلي است که به سنگ مي ماند .
    زرگران در صيقل دادن و هموار کردن بکار مي برند . آنهم مانند گل کشتزاري سفيد و خاکستري دارد .
    خاکستري رنگش نازک و ورقي مي باشد و به اشکال گوناگون ديده مي شود . هر آنچه بسيار سفيد است بسيار زودشکن و ترد است و همين که خيس شد بي درنگ حل مي شود .
    در گرمابه اين گل را بجاي اشنان و نطرون بر بدن مي مالند .
    خاصيت :گيرنده ، خشکاننده و سردي بخش است .
    از نوع اولي هر چه سفيدتر باشد بهتر است و از نوع خاکستري رنگ هم هر چه مايل به سفيدي باشد بهتر است .
    آرايش:تن را صفا مي دهد ، زيبا مي کند و رخساره را صيقل مي دهد .
    سر :حواس را پرمايه تر مي نمايد .
    چشم :همراه شير در چشم بچکانند علاج سفيدي و جوش هاي چشم است .
    گلابي
    در مملکت ما نوعي گلابي هست که آن را شاه امرود مي گويند .شاه امرود مدور تمام است .پوستش نازک و بسيار خوشبو است .
    مزاج :شاه امرود معتدل و تر مزاج و گلابي چيني سرد و خشک است .
    خاصيت :همه انواع گلابي گيرندگي دارند و در ضماد بند آوردن مواد مؤثرند .
    شاه امرودي که در خراسان پيدا مي شود بر عکس گلابيهاي ديگر ملين است .
    زخم و قرحه :گلابي و به ويژه گلابي وحشي که بسيار خشکاننده است دهانه زخمها را بهم جوش مي دهد و خوب مي کند .
    اندام هاي غذا :معده را دباغ مي دهد . مگلابي چيني معده را توان مي بخشد ، تشنگي را قطع مي کند و زرداب را تسکين مي دهد .
    اندام هاي دفعي :گلابي و به ويژه خشک شده آن شکم را بند مي آورد . گلابي سبب قولنج مي شود بهتر آن است که بعد از خوردن گلابي عسلاب را با ادويه جات بخورند .مرباي گلابي براي مراره صفرايي سودمند است .
    زهرها :نوعي از گلابي را که بسيار قبض است و دير مي رسد بسوزانند خاکسترش گزند قارچ را خنثي مي کند و اگر اين قارچ را با گلابي بپزند کمتر زيان دارد .
    گندنا
    سه نوع دارد :1 ـ شامي 2 ـ نبطي 3 ـ بياباني
    مزاج :گندناي شامي با سماق داروي زگيل و جوشهاي شري است .
    زخم و قرحه :گندناي شامي با نمک علاج زخم پليد است .گندناي بياباني داروي زخم پستان است .گندناي نبطي را با سرکه ضماد کنند دمل را مي ترکاند .
    سر :خون دماغ را بند مي آورد .تخم گمدنا را با قطران بسوزانند و دود آن در دهان بيايد کرم دندان را مي کشد و بيرون مي آورد .
    خوردنش سردرد و خواب هاي پريشان مي آورد . خاکسترش با روغن گل و سرکه آب انگور کهنه درد گوش را تسکين مي دهد .
    لثه و دندان را تباه و دندان ها را زرد مي نمايد .و به ويژه شامي براي لثه و دندان بسيار بد است .آب گندناي نبطي مخلوط با کندر و شير يا روغن گل را در گوش بچکانند درد و صدا و وزوز گوش را از بين مي برد .
    چشم :سبب تم چشم است .
    نفس کش :گندنا با افشره جو داروي برنشيتي است که از ماده غليظ بوجود آمده .به ويژه اگر گندناي نبطي با عسل باشد چه بهتر .در علاج ورم شش و رسانيدن ورم هاي شش مفيد است .براي خون برآوردن تخم گندنا و تخم آس را مخلوط مي کنند و مي خورند .
    خام خوردن گندنا براي گرفتگي ريه مفيد است .
    اندام هاي غذا :گندناي بري براي معده بد و از گندناي کاشتني بدتر است . زيرا تلخ تر و تندتر و گزنده تر است .همه انواع گندنا بادزاست و بايد دو بار بپزند تا بادش کاهش يابد .همه نوع گندنا دير هضم است .
    اندام هاي دفعي :گندنا عموماً و به ويژه نبطي و بياباني بول و حيض را ريزش مي دهد .به مثانه و کليه زخمي زيان مي رسانند . خوردن يا ضماد پخته آن داروي بواسير است .شهوت انگيز است . تخمش هم در اين باره بي تأثير نيست به شرطي که در روغن بپزند .تخم گندنا را با تخم آس در
    روغن بجوشانند داروي زحير و خونريزي مقعد است .در آب پز برگش بنشينند براي بهم آمدن دهانه زهدان و سختي زهدان مفيد است .
    بيخ گندنا را با روغن کاجيره و روغن بادام يا کنجد سوپ نمايند براي قولنج مفيد است .افشره اش را خشک گردانند خون را اسهال مي دهد .
    گندناي بياباني از ديگر گندناها بيشتر بول و حيض را ريزش مي دهد .
    زهرها :افشره اش همراه عسل آب پادزهر حشرات سمي است .
    گندناي کوهي
    اين گياه تلخ مزه است .
    خاصيت :بازکننده ، زداينده ، راننده ، گدازنده و تکه کننده است .
    سر :افشره اش علاج درد هميشگي گوش است . گوش را از چرک پاک مي کند منفذهاي بند آمده گوش را باز مي کند .درد کهنه گوش را درمان مي کند .
    چشم :افشره اش با عسل ديد را تقويت مي نمايد .
    سينه :بوسيله ي خون برآوردن سينه و شش را مي پالايد .
    اندام هاي غذا :در باز کردن بند آمدني هاي کبد و طحال بسيار مفيد است .
    اندام هاي راننده :حيض را بيرون مي ريزد و زهدان را مي پالايد .
    زهرها :با نمک ضماد شود پادزهر سگ هار است .
    گور گياه
    از اين گياه چندين نوع وجود دارد .اعرابي که بوي خوش دارد و جنگلي که باز بد و شکل باريک و ستبر است نوع باريکش سخت تر . از نوع ستبر مي باشد و بويي ندارد .
    ديسقوريدوس گويد :دو نوع وجود دارد که يکي بدون ميوه و ديگري داراي ميوه سياه رنگي است .
    بهترين نوع اين گياه اعرابي سرخ رنگ و خوشبو است . شکوفه آن به سرخي مي زند و بعد از شکفتن به رنگ بنفش در مي آيد . برگش باريک است و بوي آن مشابه بوي گل محمدي است .
    اگر اين گياه را در دست بفشاري و خرد کني بوي آن به مشام مي رسد . فايده اش در وهله اول در گل آن است و بعد در شکوفه و ريشه و ساقه آن . مزه گورگياه در زبان تأثير مي گذارد و آن را آزار مي دهد (مي برد ).
    نوع جنگلي اش نيرويي سرد کننده دارد و به عقيده ابن جريج بکلي سرد است ساقه آن گيرنده تر از بخش هاي ديگر است . شکوفه اش اندکي گرمي بخش و گيرندگي آن کمتر از گرمي دهندگي است .
    خاصيت درماني :شکوفه اش به علت گيرندگي اش از خونريزي جلوگيري مي کند .در روغن آن تحليل و گيرندگي هست . ريشه آن از حيث اين اختصاصات قوي تر است .شکم را بند مي آورد . داراي قوه رسانندگي و نرم کنندگي نيز هست .جدار رگها را باز نگه مي دارد و دردهاي دروني و به ويژه درد زهدان و نيز انواع باد را از بين مي برد .
    زخم و قرحه :روغن آن خارش بدن انسان و حيوان را از بين مي برد .
    دمل و جوش :پخته آن در مداواي دمل هاي گرم مفيد است .
    خوردن گور گياه پخته و ضماد آن سفت شدگي اندام هاي دروني را بر طرف مي کند و در مداواي ورم هاي سرد و دروني مفيد است .
    مفاصل :خوردن يک چهارم مثقال آن همراه فلفل براي ماهيچه ها و مداواي ترنجيدگي (تشنج )مفيد است .روغن آن خستگي را از بين مي برد .
    اندام هاي سر :انواع آن به ويژه نوع جنگلي آن مايه سنگيني سر است . نوع باريک ترش سردرد مي آورد و ستبرش خواب آور است . تخم اين گياه مخدر است .تمام انواعش لثه را استحکام مي بخشند و رطوبت هاي آن را رفع مي کنند .
    اندام هاي تنفسي و سينه :در معالجه درد شش مفيد است و شکوفه اش از خونريزي دستگاه تنفسي جلوگيري مي کند .
    اندام هاي تغذيه اي :ريشه اش معده را قوت مي بخشد و اشتها را بر مي انگيزد .به اندازه يک مثقال ريشه گور گياه همراه يک مثقال فلفل دل بهم خوردگي را تسکين مي دهد .
    شکوفه آن مسکن معده و در مداواي ورم معده و کبد مفيد است .
    اندام هاي دفعي :در تسکين درد زهدان بسيار مؤثر است . اگر بيماري که ورم گرم زهدان دارد در جوشانده آن بنشيند يا مقداري از آن را در زهدان بچکاند و يا از آن بنوشد برايش مفيد است .
    اندام هاي دفعي :تخم جنگلي و اعرابي آن سنگ دستگاه ادراري را بر طرف مي کند ، شکم را قبضي مي دهد . دو قسم جنگلي در اين زمينه مفيدتر
    هستند.هردو نوع آن خونريزي زنانه را قطع مي کنند .
    شکوفه آن دردهاي کليه و خونريزي کليه را دفع مي کند و در علاج ورم هاي مقعد مفيد است .
    زهرها :برگ هاي زيرين را تا زماني که تر و تازه اند چنانچه بر جاي نيش زدگي حشرات بگذارند تسکين بخش است .
    گوگرد (کبريت )
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :لطافت بخش ، جذب کننده و بسيار زداينده است .
    آرايش :از داروهاي برص است و به ويژه اگر آتش نديده باشد . اگر با سقز مخلوط کنند اثر بالاي ناخن را بر مي کند .با سرکه داروي لک و پيس است .زخم :علاج گري چرکين است ، بيماري ويروسي را علاج مي کند و به ويژه اگر با سقز تلخ يا با سرکه باشد بسيار مفيدتر است .
    اگر همراه نطرون باشد و تن را با آن بشويند خارش بدن را از بين مي برد .
    مفاصل :همراه نطرون و آب بر نقرس بمالند مفيد است .
    سر :بخورش زکام را بند مي آورد .با سرکه و عسل داروي ترک هاي گوش است .
    گوشت
    انواع گوشت به ترتيب اولويت :
    1 ـ گوشت گوسفند که نوعي تندي لطيف دارد .
    2 ـ بز جوان و گوساله و تا کم سن تر باشد زود هضم تر است و غذاي لطيف تر مي دهد .
    3 ـ بزغاله کمتر از بره زوائد (فضول )دارد .
    4 ـ گوشت هر شيرخواري که شير خوب بخورد خوبست .
    5 ـ گوشت گوسفند پير و لاغر خوب نيست .
    گوشت حيوان رنگ سياه از گوشت حيوان سفيد رنگ سبک تر و خوشمزه تر است .گوشت حيوان نر و گوشت نرمه جدا شده از گوشت بسيار چرب و سفيد از گوشت ديگر سبک تر است .
    بهترين و گواراترين گوشت در ميانه استخوان ها است .گوشت طرف راست سبک تر و بهتر از گوشت طرف چپ است .وسط ماهيچه بي عيب ترين گوشت است .
    غذاي گوشت زبان برابر با غذاي گوشت ماهيچه و غيره است .
    بهترين گوشت پرنده به ترتيب :
    تذرو ، مرغ ، که از تذرو لطيف تر اما مغذي تر نيست ، کبک ، تيهو و دراج است . هر حيواني که خشک مزاج باشد در بچگي خوب است مانند گوشت بزغاله که بسيار خوب است .گوشت بز نر مطلقاً بد است . گوشت درندگان ناپسنديده است .گوشت پرندگان بزرگ شناور و هر آنچه گردن دراز دارند ، گوشت طاوس ، هوبره و کبوتر دشتي و سنگخوارک و هر چه سوداء زياد پديد آورد و تيره گنجشک و غيره هيچ کدام خوب نيستند .
    از حيوانات وحشي گوشت آهو با اينکه کمي مايل به سودايي است از ساير گوشت ها بهتر است .
    مزاج :گوشت پرنده از گوشت چارپا خشک تر است .گوشت گاو خشک تر از گوشت بز گوشت بز خشک و دير هضم تراز گوشت گوسفند است .
    گوشت شتر غذايش غليظ و بسيار گرم است .گوشت خرگوش گرم و خشک است .گوشت پرندگان بزرگ و غاز و هوبره غليظ است .گوشت اردک و ديگر شناورها بسيار مرطوب است و رطوبت تقريباً با گوشت گوسفند دارد .
    خاصيت :گوشت غذايي است که بدن را توان بخشد ،از هر غذايي براي تبديل به خون شدن آمادگي بيشتر دارد .
    گوشت پرچربي کم غذا است و شکم را نرم مي کند و به زودي تبديل به ماده دودي و مراره مي شود و زود هضم است . دنبه از چربي و پيه گوشت بدتر است زيرا دير هضم و بد غذا است و گرم و غليظ تر از پيه است .
    گوشت گاو غذايش زياد است . اما گوشت سياه و غليظش خوب نيست و بيماري هاي سودايي به وجود مي آورد .بهترين گوشت گاوي گوشت گوساله است . گوشت گاو را با پوست خربزه بپزند به زودي از هم مي پاشد و مي رسد .
    بهترين وقت براي خوردن گوشت گاو فصل بهار و اوايل تابستان است .
    آرايش: گوشت گاو لک و پيس پديد مي آورد . سوخته گوشت قورباغه داروي کم مويي است .
    ورم و جوش :گوشت گاو و گوشت هاي غليظ جوش هاي سرطاني بوجود مي آورند و ورم هاي سخت را نرم مي کند .
    زخم و قرحه :از گوشت گاو گري و قوباي بد مي خيزد و گوشت هاي غليظ هم همين اثر را دارند .سوخته گوشت بره را بر بيماري ويروسي بمالند سودمند است. مفاصل :گوشت گاو و ساير گوشت هاي غليظ جذام و پاغر و واريس به دنبال دارند .پيه و دنبه خوب ضمادي براي عصب خشکيده هستند .بيمار نقرس در آب پز گوشت خرگوش بنشيند سود مي بيند .بيمار درد مفاصل در آبگوشت خرگوش يا روباه بنشيند آرام مي يابد گوشت راسو را ضماد بکنند داروي درد مفاصل است پيه گورخر با روغن کوشنه مرهم شود داروي درد پشت و بادهاي متراکم است .
    گوشت مار داروي جذام و گوشت جوجه تيغي در علاج جذام سودمند است .
    سر :گوشت گاوي و ساير گوشت هاي غليظ که خشکانندگي دارند بيماري سودايي و وسواس به دنبال دارند .
    گوشت راسو با آب انگور کهنه مخلوط شود و بخورند براي صرع مفيد است .
    چشم :خاکستر گوشت بره داروي سفيدي چشم است . گوشت درندگان و پرندگان شکاري بد را توان مي بخشد و براي چشم مفيد هستند .
    اندام هاي تنفسي : خرچنگ آبزي براي سل داران بسيار خوب است . گوشت جوجه مرغ خفگي را بر مي انگيزد اما اگر بمکند زياني ندارد .
    اندام هاي غذا :انواع گوشت غليظ طحال را بزرگ مي کند . گوشت سنگخوارک در علاج تباهي مزاج ، استسقا ، بندآمدن هاي کبد و طحال و غيره مفيد است .
    گوشت گاوي زرداب را به روده راه مي دهد . گوشت برشته خرگوش از زخم هاي روده جلوگيري مي کند .گوشت خشکيده جوجه تيغي با سکنجبين درد گرده را بر طرف مي نمايد .
    آبگوشت (سوپ )خروس پير براي قولنج و بيماريهاي سودايي مفيد است . پيه گورخر همراه با روغن کوشنه دردي را که در اثر باد متراکم در گرده حس مي شود تسکين مي دهد .
    گوشت درندگان و پرندگان شکاري داروي بواسير است .
    گوشت پرندگان و به ويژه کبک ، تيهو ، سنگ خوارک و چکاوک بريان شوند يا نشوند شکم را بند مي آورند . گوشت پرندگان نامبرده را آب پز کنند و آبگوشت گوزن بر آن بريزند بول را ريزش مي دهد .
    تب ها :گوشت گاو ، گوزن ، کل و عموماً گوشت پرندگان بزرگ تب سه اندرميان با خود مي آورند .
    زهرها :گوشت راسو را خشک کنند و با آب انگور کهنه مخلوط کنند و بخورند داروي مسموميت است .
    گوشت سوخته بره درد مار گزيده و نيش انواع کژدم را تسکين مي دهد و اگر آب انگور کهنه باشد پادزهر سگ هار است .
    گوشت قورباغه پادزهر حشرات گزنده است .
    گون کتيرا
    ديسقوريدوس گويد :بيخي است پهن و زبر که شاخه هاي نيرومند و کوتاه دارد و زياد از زمين جدا نمي شود .برگهاي زياد و خارهاي سفيد رنگ و سخت و رو به بالا دارد و کتيرا را از آن بدست مي آورند .
    سينه :کتيرا با عسل معجون شود و زير زبان بگذارند در تسکين سرفه و از بين بردن زبري سينه سودمند است .
    اندام هاي دفعي :کتيرا با سوخته شاخ گوزن که شستشو داده باشند يا با کمي زاج بلوري مخلوط کنند درمان درد گرده و سوزش مثانه است .
    گوش موش
    گياهي است که شيشه را با آن جلا مي دهند .
    خاصيت :قبض ، مرطوب ، چسبنده ، تنقيه کننده و نرمش دهنده است .
    ورم و جوش :ورم را آرام مي کند ، برگش خورده شود داروي سوختگي و ورم هاي بلغمي است .
    افشره اش با سفيداب سرب داروي مورچگي و باد سرخ است .
    در علاج آماس لوزتين اگر با آن غرغره مي کنند مفيد است .
    مفاصل :با موم و روغن گل بر نقرس بگذارند سودمند است .
    سر :افشره اش با روغن گل داروي درد گوش است . گوش موش يا افشره آن را در دهان بگذارند لوزتين را درمان مي کند .
    نفس :سوپ افشره آنرا بنوشند سرفه مزمن را علاج مي کند .
    اندام هاي دفعي :بواسير را از بين مي برد .
    گوش فيل
    گياهي است که تا اندازه اي به اشنان شبيه است .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :شوري و گيرندگي دارد و کمي بازکنندگي در او است .
    نفس و سينه :گوش فيل يا نمک آن را در شير بريزند و غرغره کنند مفيد
    است .
    اندام هاي راننده :گوش فيل و بخصوص تخم و افشره اش آب زرد را اسهال مي دهد و بايد زياد نباشد که لاغري ببخشد .بول را ريزش مي دهد. آب پشت به وجود مي آورد .در اسهال صفرا و مواد آبکي ملايم است .
    گياه ثعلب
    ديسقوريدوس گويد :برگ اين گياه بر زمين گسترده و سبز رنگ و به برگ زيتون کوچک مي ماند و از آن باريکتر و درازتر است .
    مزاج :گرم و تر
    مفاصل :در علاج ترنجيدن و کشيدگي به سوي عقب و در علاج فلج بسيار مفيد ، شهوت انگيز و کمک غريزه جنسي است .
    اندام هاي راننده :ضمادش زخم بسته عفوني را مي گشايد .
    گياه شيردار (يتوع )
    کلمه ي يتوع دلالت بر گياهاني دارد که شيره آنها تند ، مسهل ، تکه کننده ، سوزنده باشد و آنچه در اين زمينه مشهور است عبارت از :
    هفت برگ ، شبرم ، چشميزک ، آذربونه ، ماهودانه ، مازريون و پنج انگشت که آن را پنج برگ هم مي گويند .
    همه اينها کشنده هستند وتنها از شيره آنهاه مي توان استفاده درماني کرد .
    مزاج :شير چشميزک گرم و خشک است همين طور بقيه گياهان ديگر .
    خاصيت :زخم آور و سم است و اگر در حوض بريزند ماهيها مي ميرند .
    آرايش :گوشت زائد ، زگيل ، خال و زائده هاي اطراف ناخن را بر مي کند. براي از بين بردن مو شيره اش را بر پوست مي مالند و در آفتاب اين کار را مي کنند ،مو را مي سترد و بعد که مي رويد ضعيف است و اگر عمل را تکرار کنند ديگر مو بر نمي آيد .بهتر آن است که با روغن زيتون مخلوط شود و براي ستردن مو بکار ببرند تا خطري نباشد .
    زخم و قرحه : با سرکه باشد سفتي هاي پيرامون بواسير را از ميان مي برد.داروي بيماري ويروسي است .زخم گنديده را بهبود مي بخشد ، اگر با قيروطي ( مرهم موم )و روغن گل مخلوط شود علاج خوره و گري سودايي و آتش پارسي است .
    سر :شيره اش را بر دندان کرم زده بگذارند دندان خرد مي شود و مي افتد و اگر با قطران باشد که از قوتش مي کاهد براي معالجه دندان سالمتر است . بهتر آن است که قسم سالم دندان ها را با کمي موم بپوشانند و آنگاه اين دارو را بگذارند .اگر بيخ گياه نامبرده را با سرکه بپوشانند و مزمزه کنند درد دندان تسکين مي يابد .
    چشم :شيرش ناخنه را از بين مي برد .
    بواسير را بر مي کند ، بلغم مواد آبکي را خارج مي سازد . دو قطره تا سه قطره شيرش را بر انجير بريزند و بگذارند تا خشک شود و بخورند اسهالي کافي مي دهد .
    همين مقدار اگر با قاوت يا با آن خورده شود باز مسهل خوبي است .اما اگر بخواهند آن را تنها بخورند بهتر آن است که همراه قيروطي يا موم و عسل باشد تا دهان و گلو را زخم دار نکند .

    خواص گياهان دارويي حروف(ک)

    «ک »
    کاکنه
    قوتش به فوت تاجريزي نزديک است و به ويژه قوت برگ آن .
    مزاج :سرد و خشک
    زخم و قرحه :افشره آن در معالجه زخم و از ميان بردن چرک و ريم گوش و نرم کردن سختي هاي کهنه شده ناصور سودمند است .
    اندام هاي تنفسي :در علاج برونشيت و ضعف نفس و تنگ نفسي مفيد است .
    اندام هاي غذا :در علاج يرقان مفيد است .
    زخم مجراي بول را مداوا مي کند .
    کافور
    کافور چند گونه است .قنصوري ، رياحي ، آزاد ، اسفرک کبود .
    کافور به چوب چسبيده و از چوب برآمده است .
    کساني مي گويند کافور بسيار بزرگ است ، بسياري از جانوران را در سايه خود پناه مي دهد و ببرها سايه اش را دوست دارند و در مدت سال مگر در وقتي معين کسي نمي تواند به درخت کافور برسد .
    چنان که مي گويند کافور در دامنه کوههاي کنار دريا مي رويد .
    مزاج :سرد و خشک
    آرايش :به کار بردنش پيري زودرس به دنبال دارد .مو را سفيد مي گرداند .
    ورم و جوش :ورم گرم را فرو مي نشاند .
    سر :کافور مخلوط با سرکه يا افشره خرماي نارسيده ، يا آب آس ، يا آب ريحان ، درد سر ناشي از تب گرم را از بين مي برد .
    بي خوابي آورد ، تقويت حاسه گرمي داران است .
    بهترين داروي زخم هاي دهان است .
    اندام هاي دفعي :شهوت جنسي را از بين مي برد .
    سنگ کليه و مثانه به وجود مي آورد .بي اشتهايي ناشي از صفرا را بند مي آورد .
    کاهو
    کاهوي بياباني در قوت با خشخاش سياه برابر است .
    مزاج :سرد است .
    خاصيت :زدايندگي ، گيرندگي ، شکم روان کردن و غيره در کاهو نيست .
    خوني که از کاهو بدست مي آيد از خوني که از ساير سبزي ها بدست مي آيد بهتر و کاهوي پخته از ناپخته غذايي تر است .
    ورم :اگر ورم گرم و باد سرخ بسيار بزرگ نباشند ماليدن کاهو در علاج آنها مفيد است .
    مفاصل :ضمادش درد استخوان را دوا مي کند .
    سر :کاهوي کال و در آب جوشيده خواب آور و علاج بي خوابي است .
    چشم :شير کاهوي بياباني در علاج (غرب )مفيد است و زخم را از قرنيه مي زدايد .
    اندام هاي غذا :درتشنگي و گرمي و التهاب معده خوب است .
    کاهوي کاشتني با معده سازگار است .
    کاهو با سرکه اشتهاآور و در يرقان مفيد است .
    اندام هاي راننده :تخم کاهو آب پشت را خشک مي گردانند ، آرزوي جماع را فرو مي نشاند و خواب هاي جنسي را از بين مي برد .
    زهرها :شير کاهوي بياباني را بخورند پادزهر رتيل و کژدم است .
    کاسني
    کاسني بياباني و کاشتني است .نوعي از کاسني برگش پهن و برخي باريک است . کاسني کنش کاهو را دارد ، ولي مي گويند همه خاصيت هاي کاهو را در بر ندارد .
    در سود رساندن به کبد هر چه تلخ تر بهتر است .
    مزاج :سرد و خشک و کاسني سبز ،تر است . کاسني کاشتني سرد و مرطوب تر از بياباني آن است .کاسني در تابستان بيشتر تلخ مزه مي شود و گرايش به نوعي حرارت پيدا مي کند که کنش خود را از دست مي دهد . کاسني بياباني که همان «طرخشقوق »است از کاسني کاشتني کمتر رطوبت دارد .
    خاصيت :انسدادهاي دروني و رگ ها را باز مي کند . قبض است اما نه بسيار شديد اگر آب کاسني با سفيداب و سرکه را براي سرد گردانيدن جايي که نياز به سردي داشته باشد بر آن بمالند تأثيري شگفت آور دارد .
    مفاصل :ضمادش در بيماري نقرس مفيد است .
    چشم :رمد گرم را درمان مي کند .شيره کاسني بياباني سفيدي چشم را مي زدايد .
    سينه :با آرد جو ضماد کنند تپش را علاج مي کند و قلب را نيرو مي بخشد .
    خيار چنبر را در آب کاسني حل کنند و غرغره کنند ورم گلو را از بين
    مي برد .
    اندام هاي غذا :دل بهم آمدن و هيجان صفرا را درمان مي کند .تقويت معده مي کند .براي مداواي معده که سوء مزاج گرم داشته باشد داروي بسيار خوبي است .کاسني بياباني براي معده از کاشتني آن بهتر است .
    مي گويند در همه حالات با مزاج کبد سازگار است .براي فروکش نمودن گرمي کاري تر است .براي مزاج سرد به اندازه ي ساير سبزي هاي سرد زيان دربر ندارد .
    اندام هاي دفعي :کاسني را با سرکه بخورند شکم بند مي آيد و به ويژه کاسني بياباني که قبض تر است .
    تب ها :علاج تب سه اندر ميان (ربع )و تب هاي سرد است .
    زهرها :کاسني را اگر با بيخ کاسني يا با قاوت ضماد سازند پادزهر کژدم و حشرات موذي و زنبور و مار و وزغ بياباني است .
    کاسني بياباني
    نوعي از هندباي مشهور است .
    مزاج :سرد و تر است .
    خاصيت :سردي بخش و باز کننده است .
    چشم :شير آن سفيدي چشم را مي زدايد .
    اندام هاي غذا :افشره اش بهترين علاج استسقاء و راه بندان هاي کبد را باز مي کند .
    زهرها : با زهرها مبارزه مي کند .ضمادش را بر جاي نيش و به ويژه کژدم مي گذارند .
    کاجيره
    کاشتني و بياباني دارد .بيخ آن ارزش دارويي ندارد .اما سائيده برگ و برش مفيد است .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :روغنش تقريباً حکم روغن گزنه دارد و از آن ناتوان تر است .
    اندام هاي غذا :براي معده خوب نيست ، شير را در معده پنير مي کند .
    سينه :سينه را مي پالايد و صدا را صاف مي کند .
    اندام هاي راننده :با انجير يا عسل بخورند بلغم سوخته را بيرون مي آورد . علاج قولنج است شهوت برانگيزد .روغنش شکم را روان مي سازد .
    زهرها :برگ يا ثمر کاجيره بياباني را با هم بخورند پادزهر نيش کژدم است .
    ديسقوريدوس گويد :اين گياه برگش دراز و خم شده و زبر و خاردار است . ساقه اش تقريباً به بلندي دو ذرع و بي خار است . بر سر ساق ها تاج هايي شبيه دانه زيتون هاي بزرگ است .گلش زعفراني و سفيد و قسمتي به سرخ رنگي مايل است و در خوراک مصرف مي شود .
    مزاج :گرم و خشک است .
    خاصيت :رساننده است و قبوضيتي معتدل دارد .
    آرايش: لکه هاي سياه و لک و پيس را مي زدايد .
    زخم :با سرکه بر (قوبا )بمالند مفيد است .
    سر :کاجيره بياباني را با عسل مخلوط کنند و به دهان بچه بمالند زخم دهان را شفا مي دهد .
    کبر Cabr
    دو نوع ثمر دارد يکي خرنوب شامي و ديگري که به خيار شبيه است .
    بيخ آن تلخ و تند است . نوعي کبر هست که آن را کبر قلز مي گويند و به حدي تند است که تاول در دهان پديد مي آورد و لثه را آماس مي دهد . براي استفاده دارويي پوست بيخش از همه نافع تر است .
    مزاج :همه انواعش گرم و خشک است .
    خاصيت :تحليل برنده ، زداينده ، بازکننده ، بيخش تکه کننده ، لطافت بخش ، پاک کننده و باز کن است .پوستش تلخ و تند و گيرنده است .
    ورم و جوش :بيخ و برگش خنازير را مي گدازد و سخت ها را نرم مي کند .
    زخم و قرحه :پوست بيخش را بر زخم هاي پليد و چرکين بگذارند بهترين علاج است .
    مفاصل :پوست بيخش در علاج بيماري اعصاب و درد سرين مفيد است و آبش را حقنه کنند در اين زمينه مفيد است .
    براي دفع فلج و تخدير خوب است .چون گيرندگي دارد ، اندام ها را محکم مي کند و گسستگي سر و وسط ماهيچه ها را بهم جوش مي دهد .
    سر:پوست بيخش را بجوند رطوبت هاي سر را جذب مي کند و سر درد سرد تسکين مي يابد .
    آب آن را در گوش بچکانند کرم گوش را مي کشد .با دندان دردمند پوست بيخش را گاز بگيرند و به ويژه اگر پوست شاداب باشد درد بر طرف
    مي شود .
    سينه :نمک سودش داروي برنشيت است .
    اندام هاي غذا :خوردنش همراه آب ، ضمادش که با آرد جو و غيره باشد ، و به ويژه پوست بيخ آن بهترين علاج طحال است .
    اندام هاي دفعي :خلط نارسيده و غليظ را بيرون دهد . حيض را راه مي اندازد .کرم هاي ريز و درشت را از روده بيرون مي راند .داروي بواسير است .
    شهوت انگيز است .نمک سودش قبل از غذا ملين است .
    کبابه
    ره آورد چين و قوتش به قوت روناس (فوه )شبيه است .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :باز کننده است و لطيف اما تا آن اندازه نيست که کار دارچين را انجام دهد .
    زخم و قرحه :در علاج زخم گنديده که در اندام نرم باشد بسيار مفيد است.
    سر:در مداواي زخم و جوش هاس گنديده دهان سودمند است.
    سينه:در دهان گيرند صدا را صفا مي دهد.
    اندام هاي غذا :راه بندان هاي کبد را به خوبي باز مي کند.
    اندام هاي دفعي:مجراي بول را تنقيه مي نمايد.بول ريگي را بيرون
    مي ريزد .سنگ کليه و مثانه را از بين مي برد.
    کبيکه
    ديسقوريدوس گويد چهار نوع است :
    1 ـ برگش به برگ گشنيز شبيه و از آن پهن تر است .
    2 ـ از نوع اولي بزرگتر و ريشه هايش ژرفا روتر است .
    3 ـ بسيار کوچک و طلايي رنگ است .
    4 ـ به نوع سوم شبيه ولي گلش سفيد شيري است .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :هر چهار نوعش گرم ، تند ، زخم آور ، زداينده ، پوست کن ، پوست گز و گدازنده است .
    آرايش:برگ و شاخه اش قبل از آنکه خشک مي شوند در زدودن برص و سفيدي ناخن ، کم مويي بسيار مؤثرند و اثر مثبت دارند .
    ورم و جوش :در برانداختن گري ، برکندن زگيل هاي ميخي ، و غده هاي آويزه اي ناشي از سرما بسيار داروي خوبي است .
    زخم و قرحه :آب پز نيمه گرمش بر لکه هاي سياه مايل به سرخي (سعفه )مالند مفيد است .
    سر :بيخ خشکيده اش از عطسه آورهاي قوي است .
    گرد آن را بر دندان التهابي بمالند مفيد است .
    کچوله
    گونه اي از کف دريا است که جامد شده و به ني چسبيده است .چنان تند مزه است که به کار خوردن نمي آيد ، بعد از آنکه از تندي آن مي کاهند آنرا چون مرهم ماليدني به کار مي برند .
    مزاج :بسيار گرم است .
    خاصيت :مزاج سرد و تباه را به حالت طبيعي بر مي گرداند و استعمال آن تنها بايد از راه ماليدن خارجي باشد .
    آرايش :لکه ها را از بين مي برد .
    دمل و جوش :جوش هاي شري را درمان مي کند .
    زخم و قرحه :در مداواي گري تر و اگزما مفيد است .
    مفاصل :ضمادش در علاج بيماري اعصاب سودمند است .
    کدو
    مزاج :سرد و تر است .
    خاصيت :در آب جوشيده اش بسيار کم غذا است . زود راهي مي شود .
    افشره اش درد گرم گوش را آرام مي کند و به ويژه اگر با روغن گل باشد بهتر است . در علاج ورم مغزي و سرسام و تسکين درد گلو مفيد است .
    نفس کش :قاوت کدو علاج سرفه و سينه دردي است که ناشي از گرما
    باشد .اندام هاي غذا :آب پزش زائده هاي گرم را از معده مي لغزاند و مي راند .
    افشره اش را در بيني کشند درد دندان تسکين مي يابد .کدو رفع تشنگي مي کند .
    تب ها :در تب هاي بسيار شديد مفيد است .
    کرفس
    چند نوع است :کوهي ، بياباني و کاشتني
    قوي ترين کرفس رومي کوهي است .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :بادبر ، بازکننده ، بندآمدني ها ، عرق آور و مسکن درد است . آرايش :کرفس بياباني از کم مويي ، ترک ناخن ها ، زگيل ها و ترک پوست ناشي از سرما داروي خوبي است .کرفس کاشتني دهان را خوشبو مي کند.
    ورم و جوش :هرنوع از کرفس و به ويژه کرفسيي که نامش (سمرنيون )است ورم هاي بلغمي تازه بر آمده و ورم هاي سخت و گرم را تحليل مي برد .
    زخم و قرحه : کرفس بياباني و به ويژه سمرنيون نامش چون ضماد شود پوست مي کند و از اين رو در علاج گري ، بيماري ويروسي و ساير زخم ها خوب است که آنها را بهبودي مي بخشد .
    مفاصل :کليه اجزاء سمرنيون داروي بيماري اعصاب مي باشد .
    سر :براي صرع خوب نيست صرع را بر مي انگيزاند ، مي گويند ريشه کرفس را بر گردن ببندند درد دندان آرام مي يابد ولي دندان شکن است .
    سينه :کرفس و به ويژه سمرنيون در علاج سرفه ، برنشيت ، تنگ نفسي و دشواري نفس سودمند است .ضماد کرفس ورم گرم پستان را فرو مي نشاند.
    چشم :در معالجه چشم درد کرفس کاشتني ضماد مي شود .
    اندام هاي غذا :براي کبد و طحال مفيد است .باد گلو را تحريک مي کند زيرا تحليل برنده است زود هضم نيست .زودگذر نيست . تخم کرفس در علاج استسقاء مفيد است .کبد را مي پالايد و گرم مي نمايد .
    بول و حيض را راه مي اندازد ، براي زن باردار خوب نيست .همه نوع هاي کرفس و همه اجزاء کرفس از تخم تا برگ و غيره براي پالايش کليه و مثانه و زهدان سودمند است .
    تخم و برگش مسهل نيستند .ولي بيخش شکم را نرم مي کند .کرفس کوهي سنگ را خرد مي کند هر نوع کرفس و به ويژه سمرنيون بياباني از عسر بول رهايي مي دهد ، بچه دان را بيرون مي آورد .اگر هميشه کرفس بخورند و عادت هميشگي شود رطوبت سوزناک در زهدان پديد مي آيد .بعضي گفته اند : کرفس شهوت انگيز است و نبايد زن شيرده کرفس بخورد زيرا شهوت جنسي بر او غالب مي آيد و شيرش به تباهي مي گرايد .
    کرفس رومي در علاج قولون و مثانه و کليه مفيد است و بادکردگي مقعد را فرو مي نشاند .
    خوردن آبش براي استسقاء مفيد است .
    تب ها :در تب هاي هر روزي مفيد است .
    زهرها :بيخ سمرنيون بياباني بخورند پادزهر حشرات است .
    کرفس کاشتني را با بيخش بپزند و بخورند پادزهر سم است و گزند حشرات را دفع مي نمايد .گزند مردار سنگ را از بين مي برد .اين دارو را با داروهاي ترکيبي پادزهر مخلوط مي کنند .
    کسي که سم خورده اگر آش کرفس و عدس بخورد قي مي کند و سم را بيرون مي دهد .کسي که کرفس خورده اگر به نيش عقرب گرفتار آيد کارش دشوار است .
    کرويا
    درختش در ارمنستان و مملکت (قماعينا )بسيار است و در عربستان و هندوستان و غيره نيز يافت مي شود .کرويا ثمر اين رستني است .
    آنچه ره آورد هندوستان و ارمنستان است و در کوبيدن سرسخت ، پر و متراکم است خوب است و در غير اين صورت ارزش ندارد .
    قسم خوب کرويا بوي خون مي پراکند و مزه اش تند مايل به تلخي است .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :گرمي بخش ، خون به سوي پوست مي آورد ، گدازنده است و اندام هاي دروني را توان مي بخشد .
    زخم و قرحه :با سرکه بر پوست بمالند علاج گري و بيماري ويروسي است .
    مفاصل :در علاج درد عصب ، درد سرين ،دربيرون راندن بلغم ، در مداواي فلج و گرفتگي ماهيچه مفيد است .
    سر :با آب بخورند علاج صرع است .
    سينه :سرفه را آرام مي کند و سينه را مي پالايد .
    اندام هاي راننده :علاج درد و پيچ روده و ضد کرم و کرم کدو است .
    زهرها :پادزهر نيش کژدم و حشرات ديگر است .
    کرم سرخ ، کرم خاکي
    اندام هاي دفعي :اگر با روغن زيتون و موم و زرده تخم مرغ مخلوط شود و از ماده گدازنده گيش بکاهد و سخت نشود در مداواي درد زهدان ، کليه ، ادرار بول و حيض مفيد است .
    اگر با زيره سياه قرد مانا باشد داروي بواسير است .
    تب ها :علاج تب و لرز است .
    زهرها :پادزهر حشرات موذي است .
    کره
    مزاج :گرم و تر و رطوبتش بيشتر است .
    خاصيت :رساننده ، تحليل برنده و سست کننده است .
    آرايش: اگر بدن را با کره آغشته کنند غذا مي دهد و فربه مي گرداند .
    زخم و قرحه :در علاج زخم هاي پي مفيد است . زخم را پر و پاک مي نمايد .
    سر :کره را با داروهاي زخم هاي پرده مغز ،ورم هاي بيخ گوش ، پره بيني ، دهان و لثه و جوش هاي زبان مخلوط مي کنند .لثه کودکان را کره بمالند دندان آسان تر بر مي آيد .
    اندام هاي نفس :کره و اگر به ويژه با بادام و شکر باشد در علاج سرفه سرد و خشک ، ذات الجنب و ذات الريه مفيد است .
    خون بر آوردن را سهل مي کند و مي رساند اگر با بادام و شکر باشد رسانندگي آن بيشتر است .کره به تنهايي در تنقيه کمتر اثر دارد و رسانندگي آن بيشتر است .اما اگر با شکر باشد تنقيه آن بيشتر از پخته آن است .
    اندام هاي دفعي :کره ملين است و زيادش مسهل .براي علاج ورم هاي گرم و سخت روده ،زهدان و رگهاي بيضه حقنه کره سودمند است .
    کره را با داروي خراج دهانه مثانه مخلوط مي کنند .
    زهرها :بر مار گزيده بمالند سودمند است .
    کرچک
    خاصيت :تحليل برنده و ملين و روغنش از روغن زيتون ساده لطيف تر و لطافت بخش تر است .
    آرايش:کوبيده کرچک زگيل را بر مي کند و لکه هاي سياه را مي زدايد .
    ورم :برگ کرچک را بکوبند و با آرد جو مخلوط کنند ورم بلغمي را فرو مي نشاند .
    زخم :روغن کرچک داروي زخم تر و گري است .
    اندام هاي غذا :اگر سي دانه کرچک را بسايند و بخورند معده را بسيار سست مي گرداند .
    سينه :تنها با سرکه بر پستان بگذارند ورم پستان فرو نشيند .
    اندام هاي راننده :کرچک دانه را بکوبند و بسايند و بخورند بلغم و مراره و کرم را بيرون مي راند .
    کسيلي
    چوبک هايي است مانند (فوه )روناس و سياهي بر آن چيره است .
    مزاج :گرم و تر است .
    خاصيت :چسبنده است و در شکستن نيروهاي داروهاي گرم کار صمغ عربي را انجام مي دهد .
    آرايش :فربهي بخش است و رنگ رخساره و پوست را زيبا مي کند .
    کشوث
    به شکل الياف و به ليف مکي مي ماند و بر خارها و درخت ها مي پيچد .
    آبي برگ است و گلهاي کوچک و سفيد دارد .مزه اش تلخ گس است و تلخي چيره است .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :تنقيه مي کند .ريختني هاي لطيف را از رگ ها خارج مي نمايد . بر معده سنگيني مي کند ، زيرا قبض است .رگ ها را مي پالايد و هز زائده اي باشد بيرون مي آورد .افزاينده و لطيف است .
    اندام هاي غذا :کشوث و به ويژه در روغن جوشيده اش معده را تقويت
    مي کند .
    اگر همراه سرکه بخورند سکسکه را تسکين مي دهد ،راه بندان هاي کبد و معده را باز مي نمايد و معده و کبد را تقويت مي نمايد . آب آن در بيماري يرقان بسيار مفيد است .
    افشره کشوث بياباني را اگر بسايند و در آب انگور کهنه ريزند معده ناتوان را توان مي بخشد .
    اندام هاي دفعي :پليدي هاي شکم بچه را در زهدان تنقيه مي کند ، زيرا تنقيه کننده رگ ها است .بول و حيض را راه مي اندازد .در تسکين پيچ و درد شکم و روده مفيد است .
    آن را بردارند و خونريزي را بند مي آورد .
    در روغن جوشيده اش قبوضيت مي دهد و رطوبت هاي زهدان را پاک
    مي کند .
    تب ها :آزمايش شده است که تخم و آبش بهترين علاج تب هاي کهنه است .
    کشنيز
    جالينوس فرمايد قوتي که در تر و خشک گشنيز است قوتي مرکب است چيرگي با خاکي تلخ و آبي نيم گرم است و کمي گسي دارد که کمي گيرنده شده است .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :گيرندگي و تخدير دارد . افشره آن با شير هر ضرباتي را تسکين مي دهد .
    ورم و جوش :علاج ورم گرم است . گشنيز با آبگوشت ساده ، سرکه ، روغن گل ، عسل و روغن زيتون علاج (شري ) و آتش فارسي است .
    گشنيز همراه با آرد باقلا ، يا قاوت ، آرد نخود خنازير را تحليل مي برد . اگر بجاي گشنيز افشره اش باشد همين تأثير را دارد .
    سر :سرگيجه يا صرع که از بخار مراره اي يا بلغمي منشاء گرفته باشند چاره اش با گشنيز است .زيرا گشنيز بخار سر را دفع مي نمايد و به همين سبب است که اگر کسي صرعش ناشي از بخار معده است گشنيز در خوراکش مي ريزند و زياد به وي مي خورانند .گشنيز تر يا خشک ذهن را مشوش
    مي نمايد .گشنيز تر خواب آور است و خون دماغ را بند مي آورد .پاشيدن گرد خشکيده اش يا مزمزه کردن با افشره اش زخم داخل دهان را علاج
    مي کند .
    چشم :تيرگي چشم پديد مي آورد .افشره اش را در چشم بچکانند و به ويژه اگر همراه با شير پستان زن باشد پرش و ضربان چشم را تسکين
    مي دهد.
    ضماد برگش بر چشم ، چشم را از مواد سيلاني محفوظ مي دارد .
    نفس کش :علاج حفقان گرم است . گشنيز با آب بارهنگ بخورند خون برآوردن را قطع مي کند .
    اندام هاي غذا :دير هضم است . معده گرمي دار را توان مي بخشد . در روغن جوشيده اش مانع استفراغ است .
    تخمش در روغن بجوشد قبض است .گويند تخمش باسيکي کرم هاي دراز را بيرون مي آورد گشنيز تر با عسل و روغن زيتون ورم گرم رگ هاي بيضه را فرو مي نشاند .
    تر و خشک گشنيز قوت جماع را کاهش مي دهد .
    زهرها :زياد آن کشنده است . آدمي را به چنان غمي دچار مي سازد که غش مي کند و دق مرگ مي شود .
    کف مريم
    شکل آن به کف دست مي ماند .قسمي با دو رنگ زرد و سفيد ، قسمي ديگر زردرنگ و گرد رنگ و بدون سپيدي مي باشد .سخت و کمي شيرين است . در آب کردن زوائد سخت ، بسيار مؤثر است .
    مفاصل :در علاج بيماريهاي مربوط به اندام هاي عصبي سودمند است .
    اندام هاي سر :مخصوصاً درمان ديوانگي است .
    کف دريا
    کف دريا پنج نوع است :
    1 ـ ابري شکل و تندبو و بويش به بوي مشک ساييده مي ماند که اين نوع پرمايه است و در کنار آب پيدا مي شود .
    2 ـ ابري شکل و سبک و دراز و نرم است و بوي جل وزغ را مي دهد .
    3 ـ گلرنگ
    4 ـ بنفش رنگ که اين دو نوع سبک و کم مايه و به پشم چرکين شباهت دارند .
    5 ـ به شکل قارچ است و رويه اش صاف و طرف اندروني زبر و هيچ بويي ندارد .
    مزاج : گرم و خشک
    خاصيت : پليدي ها را پاک مي کند ، زداينده وسوزنده است . کف درياي گلرنگ از ساير انواع آن لطيف تر است .
    آرايش :سوخته کف دريا و به ويژه سوخته گلرنگ آن داروي کم مويي است . گويند کف درياي قارچي را براي ستردن مو و درمان لکه هاي سياه استعمال مي کنند .
    سر :کف دريا عموماً دندان ها را استوار مي کند و صاف آن در جلا دادن دندان ها کاري تر است .
    دمل و جوش :کف درياي صاف ورم هاي ميخي را علاج کند و گلرنگش داروي خنازير است .
    زخم و قرحه :کف دريا عموماً و به ويژه دو نوع ابري آن در علاج گري چرکين و انواع بيماري ويروسي مفيد هستند .
    مفاصل : اگر کف گلرنگ را با موم و روغن گل مخلوط کنند داروي نقرس است .
    اندام هاي غذا : گلرنگش براي طحال و استسقاء سودمند است .
    اندام هاي دفعي : کف گلرنگ علاج دشواري بول و درد گرده است و سنگ مثانه را بيرون مي آورد .
    کلم
    يکي از سبزيجات مشهور است .
    مزاج :بيخ کلم از برگش تر مزاج تر و کلم وحشي از کاشتني گرم و خشک تر است .
    خاصيت :رساننده و نرمي بخش است و اگر پخته شود و آب اولش را بريزند ملين است .
    خاکستر شاخه هايش بسيار خشکاننده است و براي تسکين دردها مفيد است .
    ماده غذائيش کم و از عدس مرطوب تر است . نم برگ هايش هم خوب
    نيست .ورم و جوش : کلم بياباني و دريايي و کاشتني سخت ها را نرم مي کنند . اگر برگ کلم بياباني با کاشتني را خوب بکوبند و تنها با قاوت ضماد کنند علاج ورم گرم بلغمي و باد سرخ و شري است .
    زخم و قرحه :زخم را بهم مي آورد .سرايت زخم پليد را باز مي دارد .با سفيده تخم مرغ در بريدگي بگذارند مفيد است . با نمک مخلوط شود آتش فارسي را بر مي کند و در مداواي گري چرکين سودمند است .
    مفاصل :داروي لرزش است . با شنبليله ضماد نقرس است . آب پزش را بر مفاصل بمالند درد از بين مي رود . با آرد شنبليله و روغن کنجد ضماد نقرس باشد مفيد است .
    سر : داروي سپوسه و شوره است . افشره اش را به بيني کشند سر را مي پالايد .زبان را خشک مي گرداند ، خواب آور است . رنگ و رو را صفا مي دهد .
    چشم :با اينکه در داروهاي سرمه اي وارد است ولي خود به خود تم چشم مي آورد .
    سينه :افشره يا آب پزش را با سرکه غرغره کنند علاج خفگي است .
    کلم خوردن صدا را صاف مي نمايد .کلم را بجوند و آبش را بمکند صدابريدگي از بين مي رود .
    اندام هاي غذا : براي معده بد است . افشره اش همراه آب انگور کهنه براي طحال و يرقان سودمند است .جزء تمام سفيدش دير هضم است . برگ خام کلم را با سرکه بخورند براي بيماران طحال مفيد است .
    اندام هاي دفعي :بول و حيض را ريزش مي دهد . تخم کلم با آب لوبيا گرگي داروي کرم است .شکوفه اش حيض را به راه مي اندازد . خاکستر بيخش سنگ را خرد مي کند . کلم بحري که شوري و تلخي دارد ملين است و اگر با گوشت چرب باشد مسهل است .
    برگش را بر جاي درد گرم روده بمالند مفيد است .
    ديسقوريدوس گويد :اگر کمي در آب بجوشد و بخورند مسهل است . اگر دوباره آن را در آب بجوشانند و بخورند قبوضيت مي آورد .
    افشره کلم را با بيخ زنبق و نطرون مخلوط کنند اسهال آور است .
    تخم کلمي که تنها در مصر مي رويد داروي کرم است .
    زهرها : افشره کلم همراه آب انگور کهنه پادزهر نيش مار است و براي سگ هار گزيده هم خوب است . تخم کلم مصري را يکي از پادزهرها شمرده اند.
    کمات
    ديسقوريدوس گويد : بيخي است گرد و بي ساقه و بي برگ ، به رنگ خاکي پنبه آسا .
    آنچه از زمين هاي ريگ زار است و بوي بد ندارد خوب و تر آن بهتر از خشک است .
    خاصيت :بسيار غليظ است .
    مفاصل : براي فلج خطر دارد .
    سر :بيم سکته در بر دارد .
    چشم :آبش ديده را جلا مي دهد .
    اندام هاي غذا :دير هضم و آزار دهنده و بر معده سنگين است .
    اندام هاي دفعي :سبب قولنج و بي اختياري ادرار مي شود .
    کنجد
    از هرتخمي چرب تر است و همين است که زود تغييرمي يابد و فاسد
    مي شود.
    بعضي گويند روغن کنجد تنها براي بيماران سودايي مفيد است چون گرمي و تري مي افزايد .
    جرمش از روغنش قوي تر است .
    خاصيت :گرمي اش معتدل ، چسبنده ، نرم کننده ، سستي بخش و در روغنش غلظتي هست .کنجد روغن جوشيده کم زيان تر از کنجد عادي
    است .
    آرايش :خوردن کنجد و روغن کنجد ، ماليدن روغن کنجد و به ويژه افشره ساقه و برگش مو را دراز مي کند و سوزني (نازک )را از بين مي برد .
    آس را در روغن کنجد بجوشانند مو را از ريزش نگاه دارد و ريشه مو را تقويت مي کند و سخت مي گرداند .
    ورم :ورم گرم را نرم مي کند .
    زخم و قرحه :علاج سوختگي است . روغن کنجد را با آب آلو و آب مويز مي خورند ، خارش بلغمي و خوني از بين مي رود .
    مفاصل :ضماد کنجد ستبري عصب را سرحال مي آورد .
    سر :روغن کنجد مخلوط با عطر گل سردرد بسيار گرم و سوزان را تسکين مي دهد .
    افشره بوته کنجد داروي (ابريه )سوزني است .
    چشم :ضماد کنجد التهاب و آماس چشم را فرو نشاند .
    سينه :در علاج تنگ نفسي و برنشيت مفيد است .
    اندام هاي غذا :دل بهم آور است . براي معده بد است ، زود سير گرداند و اشتهاي خوراک از بين ببرد .دير هضم است و اندام هاي دروني را سستي مي دهد .
    تشنگي آور است .غذايي بسيار چرب مي دهد . کنجد پوست کنده دير سرازير مي شود ، اگر با پوست باشد زودتر از پوست کنده به معده مي رسد .
    براي قولون مفيد است .کنجد خيس شده در آب در ريزش دادن حيض بسيار قوي است .اگر کنجد را در آب خيس کنند و با تخم خشخاش و تخم کتان بخورند آب پشت را فزوني مي دهد و شهوت انگيز است .
    زهرها :پادزهر مار شاخدار است .
    کنجده
    صمغ گياه خارداري است که در ايران مي رويد . نوعي از آن تلخ و نوع ديگر آن کمي تلخ است .
    بهترين نوع انزروت نوعي است که رنگش مايل به زرد است و به کندر شبيه است .
    مزاج :برخي گفته اند که اين گياه گرم و خشک است .
    ابن جريج گويد :«انزروت در ايران و (لوردجان )مي رويد و بسيار گرم است » .
    خاصيت درماني :اين گياه خاصيت ترميم کنندگي دارد و بدون سوزش
    است .از اين رو لبه زخم را بهم مي آورد و جوش مي دهد . در مرهم ها نيزبکار مي رود .
    انزروت ، تنگ شده ، سد کننده ، رساننده و تحليل برنده است .
    آرايش :خوردن زياد و مداوم انزروت براي همه به ويژه براي پيران موجب ايجاد طاسي سر مي گردد .
    دمل و جوش :ضماد انزروت تمام دمل ها را تسکين مي دهد .
    زخم و قرحه ها :انزروت گوشت تباه زخم را تحليل مي برد . زخمهاي آبدار را بهبود مي بخشد و شکستگي در «زبرده »را التيام مي دهد . براي اين منظور نيروي تحليل برنده انزروت و نيروي تحليلي که در ريشه آن است مورد استفاده قرار مي گيرد که خشکاننده است .
    اندام هاي سر :اگر فتيله آغشته به عسل را در انزروت کوبيده بگذارند و بعد آن را در گوش دردناک فرو کنند درد گوش در مدت چند روز قطع مي شود .
    چشم :اگر انزروت را به ويژه با شير خر پرورش دهند در معالجه رمد ، ژفک چشم ،ريزش اشک و بيرون آوردن خاشاک از چشم مفيد است .
    اندام هاي دفعي :انزورت بلغم خام و غليظ را به ويژه بلغمي که در سرين و مفاصل وجود دارد دفع مي کند .
    کنگر
    به خارخسک مي ماند ، ليکن از آن سفيدتر است و خار بلندتر دارد .برگ آن به برگ هل شبيه است ليکن نازک تر و سفيد تر است .
    ساقه اش به دو گز مي رسد .گلش ارغواني رنگ و دانه اش به دانه کاجيره شبيه و از آن مدورتر است .
    تخم آن گرم و لطيف است و بعضي گفته اند بسيار گرم است .
    خاصيت درماني :در کنگر بطور عموم و به ويژه در تخم آن قوتي تحليل برنده و بازکننده موجود است .نزيف را بند مي آورد و در گيرندگي معتدل است .
    دمل و جوش :از خاصيت گيرندگي و گدازندگي که در آن هست در علاج ورم هاي بلغمي مفيد است و بيخ و ساير اجزاء آن را بر ورم مي گذارند . بيخش بسيار مؤثر است .
    مفاصل :از گيرندگي معتدل که با تحليل بردن همراه است در علاج ترنجيدگي سودمند است .
    هرگاه جنبش ماهيچه هاي کودک بر وفق مراد نباشد تخم کنگر مي خورند .
    اندام هاي سر :با افشره آن مزمزه کنند درد دندان تسکين مي يابد .
    سينه :کنگر و به ويژه بيخ آن در علاج خون آمدن از سينه مفيد است .
    اندام هاي غذا :ناتواني معده را بر طرف مي نمايد و انسداد را باز مي کند .
    کنگر و به ويژه بيخ آن در علاج اسهال مزمن و اسهال واگير مفيد است و ضمناً مدر است .
    تب ها :در مداواي تب هاي بلغمي دراز مدت ، تب هايي که ناشي از ضعف معده باشند و کليه تب هاي کهنه سودمند است .
    زهرها :کنگر را بجوند و بر جاي نيش عقرب گذارند سم را بر مي کشد . خوردم تخم آن درمان گزند حشرات موذي است .
    کنگر فرنگي بياباني
    دارويي است کرماني و از ايران است .
    مزاجش گرم است و لطيف .
    کنيلا
    تخم هايش ريگ مانند و سرخ است که از سرخي ورس کمتر است .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :بسيار گيرنده است .
    اندام هاي راننده :مي گويند چه بخورند يا بمالند کرم و کرم کدو را بيرون مي آورد .
    کندر
    صمغي است از شهري که يونانيان آن شهر را کندر مي خوانند .
    گاهي کندر را از شهري مي آورند که نامش (مرباط ) است .
    بهترين نوع کندر قسم نر و سفيد رنگ و مدور شده اش است که اگر بشکند ميانش زرد طلايي رنگ چسبيده است .
    مزاج :خود صمغ کندر گرم و خشکاننده است .
    پوست صمغ کمي از صمغ سردتر و خشکاننده تر است .
    خاصيت :در کندر قبضي بسيار کم است .رساننده است و سوزشي براي گوشت در بر ندارد .نزيف خون را بند مي آورد و اگر زياد از لازم به کار رود خون را مي سوزاند .
    دود کندر در قبضي و خشکيدن از همه قوي تر است .
    آرايش :کندر با عسل مخلوط شود و بر کژدمه بگذارند خوب مي شود .
    پوست کندر علاج آثار زخم است .
    کندر مخلوط با سرکه و روغن زيتون را بر جايي که درد مرکب دارد بمالند سودمند است .درد مرکب دردي را مي گويند که برجستگي هاي زگيل مانند از پوست برآيد و احساسي مثل جاي پاي مورچه بر بدن حس مي شود .
    ورم و جوش :مخلوط با قيموليا و روغن گل علاج ورم گرم پستان است .
    کندر در ضمادهاي تحليل برنده ورم دروني مفيد است .
    زخم و قرحه :بهترين خوب کننده زخم هاي تازه است .
    زخم هاي ساري را از سرايت باز مي دارد .
    کندر باپيه اردک داروي بيماري ويروسي است .کندر و پيه خوک علاج زخم هاي لبه اي و ترک هاي ناشي از سرماست .زخم هاي سوختگي را بهبود مي بخشد .
    سر :هوش و فکر را تقويت مي کند .بعضي مردم را نصيحت مي کنند که هميشه ناشتا آب خيسانيده آن را بخورند . اما زياد خوردنش سر درد مي آورد .کندر با نطرون مخلوط باشد و سر را با آن بشويند سپوسه و شوره را از بين مي برد .اگر کندر را با آب انگور کهنه در گوش بچکانند درد گوش تسکين مي يابد .
    کندر با زفت مخلوط باشد يا همراه روغن زيتون يا آميزه شير شود و بر صدفه ي گوش بمالند ترک ها را بهبودي مي بخشد .
    خون دماغ حجاب مغزي را قطع مي کند .
    در دردهاي گوش ناشي از کوبيدگي بسيار سودمند است .
    چشم :زخم هاي چشم را پر مي کند و خوب مي نمايد . ورم مزمن چشم را مي رساند .
    دود کندر ورم گرم چشم را بهبود مي بخشد .جريان رطوبت هاي چشم را بند مي آورد .
    زخم هاي پليد چشم را درمان مي کند .چرک و خون زير قرنيه را پاک مي کند .
    کندر يکي از داروهاي بسيار با ارزش براي ناخته سرخ کهنه شده چشم است . در علاج جوش سرطاني چشم مفيد است .
    نفس کش و سينه :کندر مخلوط با قيموليا و روغن گل ورم گرم پستان تازه زاييده را خوب مي کند .
    يکي از داروهاي قصبت الريه بشمار مي آيد .
    اندام هاي غذا :کندر استفراغ را بند مي آورد .پوست کندر معده را قوي مي گرداند ، از سستي باز مي دارد و از هر قسم ديگر کندر براي معده گرمي رسان تر است و در گوارش مفيدتر .
    پوست کندر براي بهم آوردن معده سست از هر چيز بهتر است .
    اندام هاي دفعي :از بي اشتهايي و فساد معده جلوگيري مي کند .
    خونريزي زهدان و مقعد را بند مي آورد .
    زخم هاي پليد مقعد را از سرايت کردن باز مي دارد .بشرطي که از کندر فتيله سازنده و در مقعد داخل کنند .
    تب ها :در مداواي تب هاي بلغمي مفيد است .
    زهر :اگر کندر زياد با آب انگور يا با سرکه بخورند سم است .
    کور گندم
    گلي است سبک وزن و به چوبک اشنان شبيه است .
    بهترينش آن است که از سرزمين بربر مي آورند و هر آنچه ره آورد رقه است خوب نيست .
    مزاج :تر و سرد است .
    خاصيت :خشکاننده است و رطوبتي هم دارد .
    گويند خونريزي را بند مي آورد .
    آرايش:بسيار چاقي مي دهد .
    کوشنه
    ديسقوريدوس گويد :سه نوع کوشنه هست : يکي عربي که سفيد ، سبک ، خوشبوي و مايل به زردي است . دومي از هند است که سياه و به شکل خيار چنبر است .
    سومي از سوريه آيد که سم است و رنگ چوبش به رنگ چوبي شبيه است که آن را (تند بو )گويند .
    قسم خوبش کوشنه عربي سفيد ،تازه ، پرمايه ، درشت و رنگ نباخته است که زبان را بگزد و بتراشد .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :آنقدر تلخي و تندي و حرارت دارد که زخم مي آورد .
    آرايش :با آب و عسل بر پوست بمالند لکه هاي سياه را بر مي دارد .
    زخم و قرحه :زخم مي آورد . آنچه تلخ است زخم ترشح دار را مي خشکاند .
    سر :در علاج بيماري (ليثرغس )مفيد است .
    سينه :داروي سينه درد است .
    اندام هاي راننده :خوردنش يا بوسيله ي قيف دود بر کشيدنش بول و حيض را ريزش مي دهد .
    کرم کدو و کرم هاي ديگر را بيرون مي آورد . غريزه جنسي را تقويت مي کند .آن را بردارند يا بخورند يا در آب پزش بنشينند درد زهدان را درمان مي کند و با آب انگور کهنه بخورند شکم را روان مي سازد .
    از آنجا که داراي رطوبتي زائد و بادآور است در تقويت جنسي مؤثر است .
    تب ها :با روغن زيتون مخلوط کنند و بر تن بمالند در تب لرز مفيد است .
    زهرها :کوشنه را با خاراگوش همراه آب انگور کهنه بنوشند پادزهر نيش مار و ساير حشرات موذي است .

    کهربا
    صمغي است همانند سندروس .در شکستن نازک و شکسته اش به رنگ مايل به زردي و سفيدي است و بعضي نوع آن به مايل به سرخرنگي است .
    کاه و خشکه گياه را بسوي خود مي کشاند و از اينرو آن را کهربا يعني رباينده کاه ناميده اند .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :خونريزي را از هر کجا باشد بند مي آورد .
    ورم و جوش :گويند کهربا را بر ورم گرم ببندند سودمند است .
    سر :خون دماغ را بند مي آورد . ماده آبکي که از سر به سوي ريه سرازير مي شود با کهربا قطع مي شود .
    چشم :از داروهاي چشم است .
    سينه :نيم مثقال کهربا را با آب سرد بخورند تپش قلب را آرام مي بخشد و بهترين علاج خون برآوردن است .
    اندام هاي غذا :بندآورنده استفراغ است . مواد بد را از معده دور مي سازد .با مصطکي مخلوط باشد معده را تقويت مي کند .
    اندام هاي دفعي :خونريزي زهدان و مقعد را قطع مي کند .بي اشتهايي را از بين مي برد .

    خواص گياهان دارويي حروف(ل-م)

    «ل »
    لادن
    گياهي است که نامش قاسوس مي باشد .شبنمي که بر اين گياه مي نشيند از ماده اي که در گياه است تأثير مي پذيرد و از ماده تراوشي و شبنم چيزي پديد مي آيد که بوي خوش دارد .
    بزها وقتي در چراگاه به اين گياه مي رسند و از آن مي چرند و گردن به گياه مي سايند اين ماده به مو وپشم آنها مي چسبند و مردم آن را جدا مي کنند و اين جدا شده را لادن مي نامند .خالص آن لادني است که به موهاي بالايي چسبيده و گرد و خاک نديده است .بهترين نوعش لادن چرب و سنگين و زود رنگ قبرسي است که بوي خوش دارد و ريگ در آن نفوذ نکرده است و در روغن تمامش مي گدازد و هيچ دردي بجا نمي گذارد اما لادن سياه قير مانند خوب نيست .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :بسيار لطيف ، کمي قبض ، رساننده رطوبت هاي متراکم که به اعتدال آنها را تحليل مي برد .نيرويي جذب کننده و گرمي بخش در آن هست که دهانه رگها را باز مي کند و مسکن درد است .
    آرايش: لادن و به ويژه اگر با روغن آس و آب انگور کهنه باشد از لطافتش که ژرفا رواست مواد تباه زير پوست را تحليل مي برد و پوست را از آلايش گوشتخوار پاک مي کند و سبب رويش
    مو ،افزوني مو و تراکم مو مي شود .زيرا ماده سازگار با مو را به سوي پوست و رستنگاه مو مي کشاند .در اوايل طاس شدن و برا ي جلوگيري از ريزش و کم شدن موي سر بسيار مفيد است .
    زخم و قرحه :زخم هاي وخيم و صعب العلاج را خوب مي کند .
    سر :لادن مخلوط با روغن گل را در گوش بچکانند ، درد تسکين مي يابد . از داروهاي ضد سردرد و تپش مي باشد .
    نفس کش :خوردنش داروي سرفه است .
    اندام هاي دفعي :فرزجه از لادن ورم و زخم را از بين مي برد .
    اگر با آب انگور غليظ کهنه خورده شود شکم را بند مي آورد و بول را ريزش مي دهد .
    لاجورد
    قوتش همان قوت صمغ گياه بدران و کمي از آن ضعيف تر است .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :گزنده ، گنداننده ، زداينده همراه تندي و کمي گيرندگي . مي سوزاند و زخم مي آورد .
    آرايش :زگيل ها را از بين مي برد .
    چشم :رويشگاه موي مژه را به بهترين حالت در مي آورد . موي مژه را زياد مي کند .
    سينه :درمان نفس بريدگي ناشي از خستگي است .
    اندام هاي دفعي :بخورند يا بردارند ريزش ملايم به بول مي دهد ، داروي درد گرده است .
    لاک
    شيره گياهي است که به مر شبيه است .لاک بوي خوش دارد و بايد در استعمال آن مواظب باشند .
    آرايش :بسيار لاغر کننده است .
    نفس کش :در تپش قلب مفيد است .
    اندام هاي غذا : تقويت کبد مي کند و در علاج يرقان و استسقا و درد کبد سودمند است .
    لايه
    بهترين و سالم ترين دردي لايه آب انگور غليظ و کهنه و سپس هر آنچه شبيه است . دردي سرکه بسيار تند و قوي است .بايد آن را بعد از خشک کردن ساييده و چون سوزاندن کف دريا سوزاند .يعني بايد آن را در پارچه گل اندود يا در ديگ گذاشت تا بسوزد .
    بايد آن قدر بسوزد تا سفيد رنگ گردد و گردي لطيف گردد .
    هر نوع دردي که کهنه نباشد براي نفع دارويي بايد سوزانده شود و آنگاه به کار برده شود . دردي کهنه از قوتش کم شده است و نياز به سوختن ندارد . بايد دردي را در ظرف هاي ويژه نگاهداري کنند که هوا نزند و گاهي دردي را همچون توتيا شستشو مي دهند .
    خاصيت :دردي سرکه قوي ترين دردي ، زداينده و جمع کننده است . سوخته آن سوزنده است و با نيروي ديگري که در آن وجود دارد مي گنداند .
    آرايش:دردي سوخته با صمغ درخت صنوبر سپيدي ناخن را از بين مي برد .
    دمل و جوش :دردي ناسوخته به تنهايي داروي التهاب ورم است و اگر با آس باشد التهاب را فرو نشاند و جوش هايي را که چرک ندارند علاج مي نمايد. سينه :دردي ناسوخته سيلان مواد را از معده مانع مي شود .
    دردي ناسوخته ضماد شود و از خارج بر رحم بگذارند نزيف حيض را باز مي دارد .
    لبلاب
    مزاج :تقريباً در سردي و گرمي برابر است و تا اندازه اي گرايش به گرمي دارد .
    خاصيت :گدازنده و باز کننده است .
    آرايش :شير لبلاب بزرگ مو را مي سترد و شپش کش است .
    زخم و قرحه :اگر با موم و روغن گل (قيروطي ) مرهم شود بهترين داروي سوختگي است .
    سر :در گوش چکاندن افشره اش درد گوش را تسکين مي دهد و ورم گرم گوش را فرو مي نشاند .لبلاب رطوبت هاي مزمن و زخم هاي کهنه شده گوش را علاج مي کند .افشره آن براي سردرد مزمن مفيد است .
    اندام هاي تنفسي : برنشيت را تنقيه مي کند ،براي سينه و شپش خوب است. اندام ها ي غذا :راه بندان کبد را باز مي کند .
    اندام هاي دفعي :آب لبلاب زرداب سوزنده را بيرون مي آورد و ناپخته اش بهتر است .
    لعل معبري
    صمغي است بدمزه که ره آورد عربستان است .
    خاصيت :کمي چسبندگي دارد .
    آرايش:اثر زخم را بزودي از بين مي برد . براي لاغر شدن هر روز مقداري را با سکنجبين يا آب بخورند بسيار سود مي بينند .
    سر :در علاج افتادن گوشت لثه و تسکين درد دندان بي مانند است .
    چشم :جلاي ديده است .
    نفس کش :با عسل آب داروي برنشيت است . کشتي گيران به کار مي برند .
    اندام هاي غذا :سه روز سکنجبين بخورند طحال را بسيار لاغر مي کند .
    اندام هاي راننده :با عسلاب حيض را راه مي اندازد .
    لوبيا
    مزاج : گويند سرد و خشک است ولي عده اي مي گويند گرم است و لوبياي سرخ از هرنوع گرم مزاج تر است .
    خاصيت :لوبيا از ماش زود هضم تر است ولي باد آورتر است و باقلا از لوبيا بادزاتر مي باشد .
    نفس کش :براي سينه و شش خوب است .
    اندام هاي غذا :خلط غليظ پديد مي آورد و دفع گزندش با خردل ، سرکه و نمک ، فلفل و مرزه است .
    اندام هاي دفعي :لوبيا و به ويژه لوبياي سرخ اگر با روغن سنبل باشد حيض را ريزش مي دهد .
    لوبياي مصري
    گياهي است که به لوبيا گرگي شبيه است و از اين روي آن را ترمس ناميده اند و ترمس لوبيا گرگي است .
    مزاج:گرم و خشک
    خاصيت درماني :به حالت اعتدال مي خشکاند و زداينده است .
    آرايش:لکه هاي سياه صورت را به حالتي معتدل از بين مي برد .
    زهرها :جالينوس فرمايد : اين گياه مخصوصاً براي دفع گزند سگ هار بسيار خوب است و بيماراني را نجات داده و از اين رو يونانيان آن را آلوسن ناميده اند .(شفاي هاري )
    لوبيا گرگي
    کاشتني و بياباني هست .
    ترمس بياباني تأثيرش بيشتر اما کوچکتر است .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت : تلخيش زداينده و تحليل برنده بي آزار است .
    آرايش :مو را نازک مي کند ، ترمس و به ويژه اگر در آب باران بپزند تا از هم بپاشد و آب آن را بر پوست بمالند در زدودن لکه هاي رخسار و لک و پيس و برص و لکه هاي خون خشک شده و جوش هاي صورت بسيار مفيد است و رخساره را جلا مي دهد .
    ورم و جوش :علاوه بر جوش صورت در علاج زخم و ورم گرم و خنازير و سخت شدني ها مفيد است به شرطي که با سرکه و عسل و تأثيرش از بدني تا بدني متفاوت است .
    زخم و قرحه :ترمس که با بيخ خاما لاون ضماد مي شود داروي گري است و حتي گري حيوانات را نيز شفا مي دهد و در علاج خوره ، گري خشک ، زخم بد و پليد مفيد است .
    مفاصل : ضمادش داروي بيماري اعصاب است .
    سر : آردش علاج زخم تر سر است .
    اندام هاي غذا :ترمس و به ويژه اگر با سرکه و عسل بپزند يا با عسل و فيجن و فلفل بپزند راه بندان هاي کبد و طحال را باز مي کند .
    اندام هاي راننده :پخته اش را بر ناف بمالند و از آن بخورند يا با عسل مخلوط کنند و بليسند يا با سرکه بخورند داروي کرم و کرم کدو و در تسکين درد بيماري اعصاب مفيد است . اگر با فيجن و فلفل بخورند و بردارند يا با مرو عسل مخلوط کنند و بردارند حيض را راه مي اندازد .
    اگر با عسل و سرکه بخورند کرم ها را بيرون مي آورد .
    بول را ريزش مي دهد و قبض است .
    «م »
    مارچوبه
    ديسقوريدوس گويد :بعضي اين گياه را ميان و گاهي اسفاراعس و در بعضي جاها مواقينوس مي گويند و سکاني مي پندارند که اگر شاخ گوسفند نر را خرد و در خاک کنند مارچوبه از آن مي رويد .
    مزاج :گرم است و هر چه سخت تر مي شود گرمي آن بيشتر مي شود و شيري از آن مي تراود که بسيار گرم و زبان سوز است .
    خاصيت :مارچوبه عموماً و به ويژه مارچوبه سنگلاخي براي باز شدن بندآمدن هاي دروني و به ويژه انسدادهاي کبد و کليه مفيد است و خاصيت زدايندگي دارد .
    مفاصل :آب پزش را براي رفع درد پشت و علاج بيماري اعصاب مي خورند .
    سر :بيخ مارچوبه را با سرکه يا بيخ و تخم را با هم بپزند در تسکين درد دندان بسيار مؤثر است .
    اندام هاي غذا :انسدادهاي کبد را باز مي کند ، داروي يرقان است . کمي دل بهم خوردن در بر دارد .
    اندام هاي دفعي :روفس پنداشته است که قبض است .شايد از ادرار آوردنش باشد .ديگري عقيده دارد که آب پخته آن ملين است و اکثريت بر آنند که در علاج قولنج بلغمي و بادي مفيد است .بيخ آب پز مارچوبه ادرار بول مي کند .عسرالبول را از بين مي برد .شهوت انگيز است . در دشواري بارداري کمک مي نمايد .تخم آن را بردارند (شياف کنند ) حيض را راه مي اندازد و بستگي هاي کليه را باز مي نمايد .
    زهرها :با آب انگور کهنه بپزند پادزهر رتيل است و پخته آن سگ را مي کشد .
    ماميثا
    بلوط مانندهايي است زرد رنگ مايل به سياهي و زودشکن . تلخ است و ترکيبي از گوهر آبي و خاکي دارد . سردي آبي اش زياد نيست و هم مزاج آب آبگيرها است .
    اين گياه اکثراً در بلندي ها مي رويد و ريشه اش بسيار تند بو ، تلخ مزه و افشره اش به رنگ زعفران است .
    مزاج :سرد و خشک
    خاصيت :گيرنده ولي ملايم .
    ورم و جوش :در علاج ورم گرم و پر مايه مفيد است . باد سرخ کم و ناتوان را در بدن هاي سخت شفا مي دهد . اما شايسته بدنهاي کوچک و نرم نيست زيرا بسيار خشکاننده است .
    چشم : درد چشمي را که در مرحله اول باشد شفا مي دهد .
    ماش دارو
    اين گياه شاخه هاي باريک سرخ مايل به سياهي يا سبز است . گلش سرخ تيره و تلخ مزه و کمي گيرنده است يا تند مزه است و تلخ نيست .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت : باز کننده ، زداينده ، در پاک نمودن اندام هاي داخلي بسيار مؤثر و نيرويي اسهال کننده هم دارد .
    ورم و جوش :ورم سخت را نرم مي کند و به ويژه علاج ورم پستان است .
    زخم و قرحه :با عسل ضماد شود زخم ها را بهم مي آورد و زخم گنديده را از ميان بر مي دارد .
    مفاصل :داروي بيماري اعصاب و اگر با عسل باشد بهتر است .
    اندام هاي غذا :داروي بيماري هاي کبد است و بند آمدن هاي کبد را باز مي کند .
    علاج طحال و يرقان سودايي است به شرطي که هفت روز پياپي بخورند .
    اندام هاي دفعي :راه بندان زهدان را باز مي کند . بي اختياري ادرار را از بين مي برد .
    بول و حيض را راه مي اندازد .علاج درد گرده است .
    اگر با عسل فرزجه بشود زهدان را مي پالايد . اگر دو مثقال از اين دارو با عسل يا انجير شياف گردد بلغم را مي راند .
    زهرها : پادزهر سمي است که بعضي آن را (اورقطون )مي نامند .
    ماهي
    در انتخاب ماهي بايد دقت کرد که بسيار بزرگ و کلفت و سخت گوشت نباشد . بسيار خشک و بسيار چرب خوب نيستند . ماهي هاي دريايي عموماً خوب و گوشت لطيف دارند و در ميان آنها هر آنچه پناهگاهش کنار آبهاي سنگي و گردشگاهش آبخيزهاي پر حرکت است بهتر است .
    مزاج :همه انواع ماهي سرد و تر هستند .ماهي شور گرم و خشک است .خاصيت :ماهي تازه بلغم آبکي بوجود مي آورد . اعصاب را سستي مي دهد . تنها با معده اي سازگار است که بسيار گرم باشد و خوني که از او توليد مي شود رقيق است .
    زخم و قرحه :سر ماهي هاي خشکيده را در آفتاب بسوزانند ، سوخته اش گوشت زياد زخم را بر مي کند . سرايت زخم را منع مي کند . زگيل ها را از بين مي برد .
    آب پز ماهي شور زخم هاي گنديده را شستشو مي دهد و در علاج آنها مفيد است .
    مفاصل :با آب پز ماهي شور چندين بار وارد کردن به بدن (آمپول و شياف و…) کنند در علاج درد سرين بسيار مفيد است . آب پز ماهي تازه اعصاب را سست مي کند .
    سر :ماهي هاي ريزي که شاميان آن را حير (صيدا ) مي گويند اگر از آنها آبکامه تهيه شود و بدان مزمزه کنند زخم هاي پليد دهان شفا مي يابد . لرز ماهي زنده را نزديک سر دردمند کنند سر را کرخ مي کند و احساس درد از بين مي رود .
    چشم :پوست نوعي ماهي را بر پلک گر شده بمالند مفيد است .پوست سيفانوس را مي سوزانند ، يکي از داروهاي چشم بشمار مي آيد . چنان که اگر با نمک مخلوط باشد و در چشم بکشند ناخنه را از بين مي برد .
    خوردن ماهي سرخ کرده سبب تم چشم مي شود .
    سينه :جري تازه و نمک سود در تنقيه و قصبه الريه و صاف نمودن صدا مفيد است .سر ماهي هاي خشک شده نمک سود ، داروي آماس زبان کوچک است . ماده سر يشمي ماهي را در سوپ بريزند و بخورند مانع خون بر آوردن است .
    سر ماهي هاي ريز نمک سود در آفتاب خشکيده در علاج ترک هاي اطراف مقعد بسيار سودمند است . گوشت ماهي اگر تازه باشد و به گرمي بخورند غريزه جنسي را زياد مي کند .کسي که تازه به زخم روده گرفتار آمده در آب پز نمکين ملخ دريايي نمک سود بنشيند بسيار سود مي بيند .
    زهرها :سوخته سرماهي در آفتاب خشکيده نمک سود ، برگزيده سگ هار و جاي نيش کژدم بگذارند مفيد است .
    ماه پروين
    تکه هايي است شبيه زراوند و از آن باريک تر است . در تأثير بعضي همانند زراوند و از آن قوي تر است . با بيش هم رستنگاه است و بيش در همسايگي آن قوت خود را بسيار از دست مي دهد .
    ماسرجويه گويد :قوت ماه پروين چون قوت گياه درونه و از درونه ناتوان تر است .
    زهرها :پادزهر همه سم ها است . از مار گرفته تا بيش و غيره .
    ماهودانه
    ماهودانه را حب الملوک نيز مي گويند . درختش را در مملکت ما ، سيستان مي نامند .برگ هايش به ماهي هاي ريز مي مانند که به درازاي يک انگشت باشند .
    مزاج :گرم و خشک
    مفاصل :مسهل است و از اسهالي که مي دهد علاج درد مفاصل و نقرس و بيماري اعصاب است .
    اندام هاي غذا :در علاج استسقا مفيد است .
    مازو
    مازو ثمر در درختي است بسيار بزرگ که در بعضي اماکن موجود است .
    مازو دو نوع است :يکي سبز ، شاداب ، کوچک حجم ، دندانه دار و بي سوراخ که آن را مازوي سبز هم مي گويند .
    نوع دوم صاف و سبک و داراي سوراخ است .
    مازوي خوب آن است که کال ،سنگين وزن و سخت باشد . مازوي زرد و سست و سبک قوتش کم است و بر اخگر نهي مي سوزد .
    مزاج :سرد و خشک
    خاصيت :بسيار قبض و رطوبت ها را از جريان باز مي دارد و گوهر سرد خاکي دارد .
    آرايش: آب و آب پز مازو رنگ مشک مو است .
    زخم و قرحه :با سرکه بر ( بيماري ويروسي ) مالند قوبا را از بين مي برد .
    سائيده مازو را بر گوشت سست و زائد پاشند مي گدازد .
    سر :رطوبت هاي تباه را به زبان و لثه نمي دهد . داروي زخم دهان و به ويژه اگر با سرکه باشد در شفا دادن زخم دهان کودکان بسيار سودمند است و اگر بر دندان کرم خورده بگذارند سود مي بينند .
    اندام هاي راننده :سائيده مازو را در آب حل کنند و بخورند علاج زخم روده و اسهال هميشگي است و اگر با غذا مخلوط کنند باز در علاج اسهال مزمن مفيد است .
    مازيون (هفت برگ )
    از گياهان بزرگ شيردار است و بر دو نوع :يکي برگش بزرگ و نازک و ديگري کوچک و ستبر است .نوع اول بهتر است و اگر نوعش سياه باشد کم قاتل است .
    بهترينش آن است که برگ زياد دارد و برگ ها به برگ درخت زيتون شبيهند و لطيف تر .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :زداينده ، پاک کننده و پوست کن است و بسيار تند .
    آرايش:هر نوع از آن را که با گوگرد مخلوط کنند و بر پوست بمالند علاج لک و پيس و کک و مک و لکه هاي سفيد پوست است .
    زخم و قرحه :همه انواع آن که با عسل مخلوط شوند بيماري ويروسي و زخم پليد را درمان مي کند .
    سر : آب پز آن و بخصوص آب پز نوع سياهرنگ آن در دهان بگردانند درد دندان تسکين مي يابد .مازيون را با فلفل و موم عجين کنند و تکه اي از آن بر دندان دردمند بچسبانند سود مي بينند .
    اندام هاي غذا:مازريون براي کبد بسيار بد است.
    اندام هاي دفعي :مازريون و به ويژه آنچه از گياه سبزش که در وقت گل دادن است مي گيرند ماده آبکي را بيرون مي دهد .
    زهرها :مازريون را همراه آب انگور کهنه بنوشند پادزهر حشرات است . مازريون سياه را که سم قاتل است اگر با قاوت مخلوط کنند و به وسيله ي آب و روغن زيتون عجين کنند موش و سگ و خوک را مي کشد .
    آدمي دچار افسردگي و استفراغ و اسهال شديد شده و مي ميرد .
    محلب
    آلوبالوي تلخ ، بهترينش سفيد رنگ صاف مرواريدي است .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :زداينده ، لطيف ، تحليل برنده و مسکن درد است .
    مفاصل :در علاج پهلو درد و درد پشت داروي خوبي است .
    اندام هاي تنفسي :با عسل آب بخورند در غش کردن سودمند است . داروي قولنج و سنگ کليه و سنگ مثانه است .
    مر
    صمغي است که خالص و تقلبي دارد بهترينش آن است که رنگش به سياهي و سرخي مي زند .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :باز کن ، بادشکن ، گيرنده ، چسبنده و نرم کننده است .
    آرايش: اگر مر با روغن آس و لادن مخلوط باشد مو را قوي و پرپشت مي گرداند .اثر زخم را از بين مي برد . اگر مر را در دهان گيرند بوي دهان را خوش مي کند .گند دهان را مي زدايد . مر مخلوط با زاج بلوري بوي گند زير بغل را مي زدايد .مر با عسل و دارچين ختايي داروي زگيل است .
    ورم و جوش :علاج ورم بلغمي است .
    زخم و قرحه :زخم را بهم مي آورد . استخوان لخت را مي پوشاند . با سرکه داروي قوبا است و زخم هاي گنديده را شفا مي بخشد .
    مفاصل :مر با صدفه خوراکي معجون شود و بر درد و زخم اندام هاي کرکي مانند گوش و غيره بمالند شفا مي دهد .
    سر :سردرد مي آورد . مر مخلوط با آب انگور کهنه و روغن زيتون را در دهان بگردانند دندان ها را نيرومند و محکم مي کند ، کرم خوردگي را از بين مي برد . لثه را محکم مي کند . رطوبت لثه را بر مي چيند . گرد مر را بر زخم سر بپاشند زخم را خشک مي کند .سوراخ بيني را با مر بيندايند آبريزي هاي هميشگي را قطع مي کند .
    چشم :اثر زخم را در چشم از بين مي برد ، زخم چشم را پر مي کند ، سفيدي را مي زدايد .زري پلک را از بين مي برد . چرک و ريم چشم را بدون هيچ آزاري از بين مي برد .
    اندام هاي نفس و سينه :در معالجه سرفه مزمن و مرطوب ، سرماخوردگي ،تنگ نفسي و بلند نفسي و پهلو درد مفيد است زيرا به لطافت و ملايم مي زدايد و زبر نمي کند .صدا را صاف مي کند .زير زبان بگذارند و آب را قورت دهند زبري گلو را بر طرف سازد .
    اندام هاي غذا :مر خالص درعلاج سست شدن معده ، آب زرد و باد کردن معده سودمند است .
    مر به ويژه اگر با آب سداب يا آب خاراگوش يا آب لوبيا گرگي حقنه شود ، حيض را ريزش مي دهد .تلخي که در آن است سبب بيرون راندن کرم و کرم کدو مي شود .بهم آمدن دهانه زهدان را نرم مي کند .
    به اندازه ي يک باقلي مر بخورند داروي زخم روده ، پوست اندازي روده ، و اسهال است .
    تب ها :به اندازه ي يک دانه باقلا با فلفل خورده شود ، تب لرز را که در اوايل باشد از بين مي برد .
    زهرها :با آب انگور کهنه خورده شود پادزهر کژدم است .
    مرغ و خروس
    محتاج به معرفي نيست .آبگوشت خروس پير خاصيت بسيار دارد .
    بهترين گوشت خروس گوشت خروسي است که هنوز نمي خواند و بهترين گوشت مرغ گوشت مرغي است که تخم نگذاشته است و هر چه پيرتر بدتر است .
    مزاج :پيه جوجه از پيه مرغ بزرگ گرم تر است .
    مفاصل :سوپ خروس با شبت و نمک درد مفاصل و لرزش را از بين مي برد .
    سر :گوشت مرغ جوان عقل را زياد مي کند ، مغز مرغ خون دماغي را که از پرده مغز آمده باز مي دارد .
    سينه :سوپ خروس داروي برنشيت است .
    گوشت مرغ صدا را صفا مي دهد .سوپ خروس پير با شبت و کاجيره همه اين فوائد را در بردارد سوپ ساده جوجه التهاب معده را فرو مي نشاند .
    اندام هاي غذا :آبگوشت خروس درد معده را که از باد باشد برطرف
    مي کند.
    اندام هاي دفعي :آبگوشت خروس پير همراه شبت و بسپايک بهترين علاج قولنج است .گوشت مرغ جوان آب پشت را فزوني مي دهد . آبگوشت مرغ جوان همراه بسپايک باشد سودا را بيرون مي ريزد و اگر با کاجيره باشد بلغم را بيرون مي آورد .با داروهاي قابض مخلوط کنند خراش روده را علاج است .با شير باشد داروي زخم مثانه مي باشد .
    تب ها :آبگوشت خروس علاج تب هاي مزمن است .
    زهرها :قلب مرغ يا خروس را بشکافند و بر جاي نيش حشرات سمي بگذارند و هر يک ساعت عوض کنند از اثر سم مي کاهد .کساني که سم خورده اند گوشت خروس يا مرغ را با شبت و نمک بپزند و آنقدر بخورند تا قي کنند تأثير سم را باز مي دارد .
    مريم نخودي
    شاخه هايش با برگهاي به زمين نزديک و به ستبري ريحان و بزرگتر است .
    رنگش سبز و يونانيان اين گياه را بلوط زميني مي گويند . زيرا برگهاي ريزش به برگ بلوط شبيه است و تلخ مزه اند .بيخ اين گياه به رنگ ارغواني مي زند .بايد همين که تخم در آن پيدا شد چيده شود .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :بازکننده ، تکه کننده ، لطافت بخش و گرمي رسان است .
    زخم و قرحه :همراه عسل زخم هاي مزمن را پاک مي نمايد .
    مفاصل :سبز يا آب پز را بخورند در گسستگي ماهيچه مفيد و شربت آن ترنجيدگي را سر حال مي آورد و تا کهنه تر گردد مفيدتر است .
    چشم :حب از آن مي سازند و مي خشکانند و براي مداواي زخم چشم به کار مي برند .اين دارو را در روغن زيتون بجوشانند يا بسايند و گردش را در چشم بکشند آب ريزي هميشگي چشم را درمان مي نمايد .
    سينه :سرفه مزمن را چاره مي کند .
    اندام هاي غذا :کلفتي طحال را لاغر مي کند .داروي يرقان سودايي است .شربت آن براي رفع سوء هضم بهترين دارو است .
    استسقا را در اولين مرحله علاج مي نمايد و تا کهنه تر باشد مؤثرتر است .
    اندام هاي دفعي :بول و حيض را ريزش مي دهد .
    زهرها :ضمادش پادزهر حشرات سمي است .
    مرزنگوش
    مزاج :گرم و خشک است .
    خاصيت :لطيف ، بازکن و گدازنده .روغن مرزنگوش گرمي مي دهد و مسهل است و تند مزاج .
    آرايش:آب مرزنگوش را در ابزار حجامت مي ريزند و بعد از حجامت بر پوست مي مالند سپيدي هايي که از برش تيغ حجامت بوجود آمده از بين مي رود .
    خشکيده مرزنگوش را با عسل مخلوط کنند و بر پوست بمالند لکه هاي سياه خوني و لکه هاي سبز رنگ خوني را بر مي دارد و به ويژه براي زدودن لکه هاي خوني زير چشم بسيار مفيد است .
    ورم و جوش :بر ورم بلغمي بمالند مفيد است .
    مفاصل :در مرهم موم و روغن گل مفيد است و پيچش مفاصل را علاج مي کند .درد پشت و بيخ ران را تسکين مي دهد .با عسل علاج خستگي است.
    روغن مرزنگوش فلج را چه آن فلجي که گردن را به سوي عقب کج مي کند و چه غير آن باشد مداوا مي کند .
    سر :راه بندان مغز را باز مي کند ، سردرد عادي يا سودايي ، رطوبت باد متراکم ، چاره اش با مرزنگوش است .
    قطره هايي از آن را در گوش بچکانند درد گوش آرام مي گيرد . فتيله را به روغن آن آغشته کنند و در گوش بمالند گوش را از گرفتگي مي رهاند .
    اندام هاي غذا :آب پز مرزنگوش در علاج استسقا سودمند است .
    اندام هاي دفعي :آب پز آن داروي بي اختياري ادرار و پيچش و درد روده است . روغنش گرمي بخش و نرمي بخش است و در بهم آمدن دهانه زهدان که در راه حقنه شدن است مفيد است .
    زهرها :با سرکه باشد پادزهر نيش کژدم است .
    مشو
    در دارويي بودن به عدس شبيه و از عدس دير هضم تر است .
    مزاج :معتدل و مايل به خشکي است .
    خاصيت :همچون عدس قبض است و سبب سودا مي شود .
    مفاصل :براي مفاصل خوب است و ضماد آن فتق و آب در بيضه آمدن کودک را شفا مي دهد .
    اندام هاي دفعي :قبوضيت مي آورد .
    مشک
    نافه حيواني است که به آهو شبيه است يا خود نوعي از آهو است که دو دندان پيشينش به سوي داخل خم شده اند و به دو شاخ شبيه هستند .
    مشک آهوي تبت خوب است و مي گويند مشک آهوي چين و جر جيراول است و در درجه ي دوم مشک آهوي هندي است .
    مشک آهويي بسيار خوب است که از گياه بهمنين و سنبل بخورد و در درجه ي دوم مشکي است که آهوي آن مر خورده باشد .از حيث رنگ و بو زرد شکوفه آسا بهترين است .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :لطيف و توان بخش است .
    چشم :ديده را نيرو مي دهد . رطوبت هاي چشم را از بين مي برد و سپيدي نازک چشم را مي برد .
    نفس کش و سينه :شادي آور و توان بخش دل است . ضد تپش و بيماري ترس است .
    زهرها :پادزهر است و به ويژه گزند «بيش »را خنثي مي کند .
    مشک چوپان
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :لطيف و تلخ است .
    آرايش : سوخته مشک چوپان که با روغن کرچک يا روغن ترب يا روغن زيتون باشد علاج ، کم مويي است . در زود بر آوردن موي ريش مفيد است . لثه سست را محکم مي کند .
    ورم و جوش :ورم بلغمي را نرم مي کند . اگر با به بپزند ورم بسيار سرسخت را تحليل مي برد .
    زخم و قرحه :تا سبز است براي زخم خوب نيست و سوزش دارد .
    مفاصل : آب پزش داروي گسستگي در ماهيچه است و عرق النساي وخيم و کهنه را شفا دهد .
    سر :با روغن زيتون بپزد سر را گرم مي کند و سردي را از سر مي زدايد. اندام هاي راننده :حيض را ريزش مي دهد . سنگ گرده و آبدان را خرد مي کند .
    زهرها :چون فرش زير انداز باشد حشرات را مي گريزاند .
    مشک زمين
    ديسقوريدوس گويد :بين گياهي است که برگ هايش به رنگ گندنا شبيه ليکن از آن بلندتر و نازک تر و سفت تر است .بوي خوش دارد و به تلخ مزگي مي زند .بهترينش آن است که متراکم ، سنگين ، در کوبيدن سخت ، خوشبو و کوتاه شاخه باشد که بسيار تندمزه و در مرهم ها وارد است .
    آرايش:رنگ را زيبا و بوي دهان را خوش مي کند و چنانکه مي گويند هندي اش مو را مي سترد .
    ورم و جوش :دمل هاي صعب العلاج را علاج مي کند ، در معالجه ورم هاي اليافي و خوره مفيد است .
    مفاصل :با روغن دانه بن (ميوه درخت سقز )داروي پهلو درد است و پشت را محکم مي کند . زياد به کار بردنش جذام مي آورد .
    سر :در علاج گنديدگي بيني ، دهان ، زخم ، جوش هاي دهان و سستي لثه مفيد است و زخم هاي خوره اي دهان را مداوا مي کند .
    براي تقويت هوش بسيار خوب است . سنگ را از بين مي برد . در چکميزک سودمند است .در علاج بواسير و بهم آمدن دهانه زهدان و استسقا مفيد است .
    تب ها :در تب هاي کهنه داروي خوبي است .
    زهرها :پادزهر نيش عقرب و حشرات است .
    مشک طرامشير
    شاخه هايي دارد که به شاخه ريحان سبز شبيه است . خشکيده آن نخست هيچ مزه اي ندارد و بويش آن قدرها نيست .ليکن بعد مزه آن تلخ و تند مي شود .
    اگر گله از اين گياه بچرد ادرارش خوني مي شود .در تأثير درماني کار پونه را انجام مي دهد و از پونه بسيار قوي تر است .
    مزاج :گرم و خشک
    اندام هاي تنفسي :رطوبت هاي لزج را از سينه و شش بيرون مي راند .
    اندام هاي غذا :خوردنش در غش کردن و افسردگي سودمند است .
    اندام هاي دفعي :در ريزش دادن بول و حيض بسيار کاري است . گاهي از اثر آن خون ادرار مي کنند .شربت از اين گياه خون بعد از زايمان را بيرون مي دهد .
    مصطکي
    درخت مصطکي مزاج مرکب از کمي آبي و بسيار خاکي و دو نوع است . مصطکي رومي که سفيد رنگ و مصطکي نبطي که به سياهي مايل است .
    مصطکي از کندر لطيف تر و سودمندتر است و بهترينش سفيد رنگ پاک و بي آلايش و براق است .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :گيرنده و گدازنده است .از ثمر اين درخت روغني مي گيرند که بسيار گيرنده است .
    ورم و جوش :در علاج ورم دروني سودمند است و نوع سياه رنگ نبطي مفيدتر است .
    زخم و قرحه :افشره و آب پز برگ درخت مصطکي جوش هاي ساري را از سرايت باز مي دارد .
    آب پز و افشره برگ آن را بر زخم بمالند گوشت را باز مي روياند . بر شکسته استخوان بپاشند بهم مي آورد .
    سر:جويدن مصطکي سر را از بلغم پاک مي کند .در دهان گردانيدنش لثه را محکم مي کند .
    چشم :مژه برگشته را مصطکي مي چسبانند .
    اندام هاي تنفسي :مصطکي و به ويژه آب پزش بيخ و پوست درختش در علاج سرفه و خون بر آوردن سودمند است .
    اندام هاي غذا :تقويت کبد و روده مي کند ، اشتها را باز مي کند ، در بهبود بخشيدن به معده و کبد بسيار زود اثر است .
    اندام هاي دفعي :کبد و روده را محکم مي کند .علاج ورم کبد و روده است .
    آب پز بيخ و پوستش بهم خوردن عادت ماهيانه را تنظيم مي کند .آب پز برگ و خود برگش علاج خونريزي زهدان و دردهاي زهدان و رطوبت هاي زهدان و برآمدگي زهدان و مقعد است .
    روغن درخت مصطکي و تخم ثمرش نيز همين تأثير را دارند .
    مغز
    بهترين آن مغز پرنده و به ويژه مغز پرندگان کوهي است و در ميان حيوانات اهلي اول مغز شتر و در درجه ي دوم مغز گوساله بهترين است .
    مزاج :سرد و تر
    خاصيت :بلغم و خلط هاي متراکم بوجود مي آورد .
    سر :مغز مرغ خانگي در بازداشتن خون دماغي که از حجاب مغز باشد مفيد است .مغز شتر اگر بخشکد و با سرکه آب انگور کهنه بخورند داروي صرع است .
    اندام هاي غذا :هنگام هضم شدن دل بهم مي خورد . مغز دير هضم است .
    اندام هاي دفعي :ملين است .مغز اردک از داروهاي آماس مقعد است .
    زهرها :خوردن مغز اثر سم خورده و نيش حشرات موذي را خنثي مي کند. بهترين مخ به ترتيب اولويت مخ :گوساله ، گوزن ، گاو نر ، بز و گوسفند است .
    مغز بز نر گشن و مغز گاو نر گشتي از ساير مخ ها خشک تر است .
    مخ استخوان دست و پا از مخ سر چرب تر است .
    خاصيت :گرمي بخش ، نرمي بخش ، زداينده و اگر با اشتها بخورند بسيار غذايي است .
    ورم و جوش :مخ گوساله و گوزن و امثال آنها در علاج سخت و سفت شده ها داروي خوبي است .اما مخ بز نر و کل و همانند آنها خشک است و فايده اي ندارد .
    اندام هاي غذا :اشتها را از بين مي برد ، بايد مخ را با غذا و ادويه جات بخورند .
    اندام هاي دفعي :مخ هاي پسنديده را فرزجه کنند و به زهدان فرو کنند سختي زهدان را نرم مي کند .
    زهرها :گويند ماليدن تن به مخ گوزن حشرات را دور مي سازد .
    مغيلان
    از تيره درختچه هاي خاردار بيابان و مشهور است .
    مزاج :سرد و خشک
    خاصيت درماني :گيرنده است و هر جرياني را باز مي دارد و مانع خونريزي هم مي شود .
    اندام هاي تنفسي :مانع بالا آوردن خون مي شود .
    اندام هاي دفعي :سيلان رحم را قطع مي نمايد .
    مو
    تکه هاي مختلف الشکل است که همرنگ قاو (نوعي قارچ ) مي باشد .
    بهترينش سفيد رنگ زود گداز و بي آلايش است .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :لطي، زداينده ، بازکننده ، هم قوت سنبل است و از سنبل گرم تر و گيرنده تر .
    مفاصل :بخورند يا بر بدن بمالند درد مفاصل را تسکين مي دهد .
    سر :از آنجا که داراي رطوبت خام زائد است زياد به کار بردنش سردرد به بار مي آورد .
    اندام هاي غذا :در مداواي درد سرد کبد و بادکردگي کبد مفيد است . اندام هاي دفعي:خوردن و ضمادش عسرالبول را درمان مي کند .مو در معالجه درد مثانه ،جمع آمدن ريختني ها در مثانه ،سودمند است .حيض را ريزش مي دهد .خوردن و نشستن در آب پز آن درد زهدان را بر طرف مي کند .
    قرقر و پيچ و درد روده و باد را از بين مي برد .
    موم
    موم صاف از ديوار خانه زنبور عسل است که در آن تخم مي گذارد و عسل را نگه مي دارد .
    مزاج :معتدل است .
    خاصيت :نرمش مي دهد . زخم را از چرک و پليدي پاک مي کند و از آنجا که مي چسبد و سوراخها را مي بندد نمناکي عارضي مي دهد .موم در همه مرهم هاي سردي بخش و گرمي دهنده مفيد است .
    بدون شک کمي رسانندگي و اندکي گدازندگي را از همسايگي عسل بسيار کسب کرده است .
    موم سياهي که اشغال کندو است قوت جاذبه اي دارد که مي تواند پيکان و خارها را ازژرفا بيرون بکشد .لطيف است و کمي پالاينده و بسيار نرم کننده .
    ورم و جوش :ورم سخت را نرم مي کند .
    زخم :کبره را نرم مي کند و زخم را پر از پليدي مي نمايد .
    مفاصل :پي ها را نرمش مي دهد .
    سر :موم سياه بوسيله ي بويي که در اوست عطسه آور است .
    اندام هاي تنفسي:بر سينه بمالند يا بليسند سينه را نرم مي کند و به ويژه اگر با روغن بنفشه معجون شود بسيار مؤثر است .
    شيره گره شده در پستان زنان شيرده را مي گشايد .
    اندام هاي دفعي :در علاج زخم روده ده ارزن را در سوپ گاورس يا سوپ برنج مخلوط مي کنند و مي خورند .
    زهرها :گويند سم را بر مي کشد .بر زخم تيرهاي زهرآلود مي مالند و هيچ زياني دربر ندارد .
    موز
    موزکه مشهور است .برگ درخت موز پهن ، دراز و به برگ اختر مي ماند. از روئيدني هاي گرمسيري است .
    خاصيت :اندک غذا مي دهد و ملين است .زياد خوردنش بندآور است و در بعي مزاج ها بلغم و صفرا را زياد مي کند .
    سينه :داروي سوزش سينه و گلو است .
    اندام هاي غذا :بر معده سنگين است .
    اندام هاي دفعي :ادرار بول مي کند .با گرده سازگار است .
    موميا
    موميا قوت قير و زفت با هم مخلوط دارد ولي بسيار منفعت رسان است .
    مزاج :گرم است .
    خاصيت :لطيف و گدازنده .
    ورم و جوش :داروي ورم بلغمي است .
    مفاصل :خوردن يا ماليدنش مسکن در برکندگي و شکست و افتادن و ضربه خوردن و فلج و دهن کجي است .
    اندام هاي سر :به اندازه ي يک حبه موميا را با آب مرزنگوش به بيني بکشند و عطسه کنند در تسکين سردرد نصفي ،سردرد سرد و صرع و سرگيجه مفيد است يک دانه از آن مقدار يک حبه با جيوه درد گوش را تسکين مي دهد . فتيله اي را با موميا و روغن گل و آب غوره آغشته کنند و در گوش فرو کنند چرک و ريم گوش را قطع مي نمايد .
    اندام هاي غذا :يک قيراط موميا در آب زيره و ننه حوا و شاه زيره معده را توان مي بخشد .
    اندام هاي دفعي :يک قيراط موميا با شير، داروي زخم ذکر و آبدان است . کمي موميا را با آرد مخلوط کنند و بردارند براي کنترل ادرار مفيد است .
    زهرها :دو حبه از موميا با آب پز سه کوهه و انگدان علاج مسموميت است. وزن يک قيراط موميا با آب انگور کهنه خالص ضد کژدم است .
    يک قيراط آن با روغن گاوي درد نيش کژدم را دوا مي کند .
    موسير
    پيازي است کوچک و خوردني که به پياز نرگس شبيه و برگش شبيه برگ تره است و گلش به بنفشه مي ماند .
    آرايش:بر لکه ها ي سياه چهره بمالند و در آفتاب بنشينند مفيد است . اثر زخم را از بين مي برد .دهان و زبان را زبر مي گرداند .با زرده تخم مرغ بر زگيل بمالند و با سکنجبين براي علاج زخم هاي شري مفيد است .
    زخم و قرحه :ضماد موسير که با سرکه باشد براي چربي وسط ماهيچه ها سازگار است و همين ضماد را در نقرس و درد مفاصل به کار مي برند .
    گر تنها موسير را ضماد کنند در پيچش عصب ، ترک هاي ناخن و گوش خوب است و گاهي بدين منظور موسير را با قاوت مخلوط مي کنند و بر سر مي مالند. چشم :موسير خود به خود و با زرده تخم مرغ معالج (طرفه )است و اگر سرکه را به آن اضافه کنند (غرب )را از بين مي برد و براي مداواي هر ورمي در گوشه هاي چشم خوب است .
    اندام هاي غذا :موسير سرخ و شيرين با معده سازگار است و ضماد آن که با عسل باشد درد معده را تسکين مي دهد .در مداواي درد معده موسير تلخ بهتر است .غذا را هضم مي نمايد .با موسير قوه غذايي طعام بيشتر مي شود .
    اندام هاي دفعي :شهوت انگيز است .
    مهر گياه
    مزاج :سرد و خشک
    خاصيت :مخدر است .
    آرايش:لکه سياه پوست را مدت يک هفته با برگ آن و به ويژه با برگ سبز و شاداب آن ماساژ دهند بدون زخم کردن خوب مي شود .
    شيره مهر گياه لکه هاي سياه و سفيد پوست را بدون سوزش و گزش بر مي دارد .
    ورم و جوش :علاج دمل هاي سخت و دروني و خنازير است .
    مفاصل :بيخش که با قاوت باشد و ضماد شود درد مفاصل را از بين مي برد و شايد در معالجه واريس هم مفيد باشد .
    سر :چرت آور است و خواب آور است .اگر در آب انگور کهنه بريزند بسيار آرام بخش است .اگر در مقعد شياف کنند مي خوابند .
    بو کردنش خواب آور است .اين خاصيت از آن نوع سفيد برگ بي ساقه است که آن را نرينه مي گويند .
    زياد استعمال کردن و بو کردن مهرگياه ممکن است به سکته کردن بينجامد و به ويژه آنچه برگش سفيد است اين خاصيت را بيشتر دارد .
    چشم :قطره تراوشي آن درد بسيار آزار دهنده چشم را بر طرف مي کند برگش را بر چشم بگذارند درد چشم تسکين يابد .
    اندام هاي غذا :مقداري از قطره تراوشي مهر گياه با عسل آب خفيف خورده شود مراره و بلغم را بيرون دهد ولي مقدار زياد آن سم است .
    اندام هاي دفعي :شياف آن ادرار بول مي کند .
    تخم آن خورده شود زهدان را مي پالايد .
    اگر آن را با گوگردي که آتش نديده مخلوط کنند و فرزجه شود خونريزي زهدان قطع مي شود .
    شيره مهر گياه بلغم و مراره را بيرون مي راند .
    اگر بچه خردسال اشتباهاً مهر گياه بخورد به چنان استفراغ و اسهالي گرفتار مي شود که شايد بميرد .
    زهرها :همه انواعش و به ويژه نوعي که برگش سفيد و کوچکتر از بقيه است پادزهر تاجريزي سمي است .
    کسي که از مهرگياه مسموم مي شود عوارض خفگي زهدان در او پيدا
    مي شود.گونه اش سرخ مي گردد و چشمش بالا مي آيد و باد مي کند .در اين حالت علاجش روغن و عسل است و اگر استفراغ مي کند مفيد است .
    ميخک
    ازگياهان مرزهاي چين و به ياسمين شبيه است .ليکن سياه است و ميخک ثمر اين گياه است .آنچه شبيه هسته زيتون ، خشک ، خوشبو و خوشمزه است خوب است .
    مزاج :گرم و خشک
    آرايش:بوي دهان را خوش مي کند .
    چشم :ديد را تقويت مي کند ، تم را از چشم مي زدايد .
    خوردن و به چشم کشيدنش براي چشم مفيد است .
    اندام هاي غذا :تقويت کبد و معده مي کند و در استفراغ و دل بهم آمدن مفيد است .

    خواص گياهان دارويي حروف(ن-و-ه-ي )

    «ن »
    نانخواه
    گاهي آن را سند ريطس مي نامند .
    اندام هاي دفعي :در بند آوردن خونريزي زخم هاي روده و نزيف زنانه سودمند است .
    نارگيل
    مشهور است و همان نارجيل است .
    بهترينش تر و شاداب و بسيار مفيد است که آب صاف در داخل دارد .اگر آب در آن نباشد دليل بر کهنگي آن است .بايد پوسته مغزش را بکنند .
    مزاج :گرم و خشک و اندکي رطوبت زائد دارد .
    خاصيت :سنگين ولي غذاي خوبي است .
    مفاصل :روغن کهنه نارگيل درمان درد پشت و سرين است .
    اندام هاي غذا :بر معده سنگين است و با اندک زياني که دارد بد غذايي
    نيست .پوسته مغزش هضم شدني نيست بهتر آن است که نخورند .
    اگر نارگيل بخورند بايد بعد از آن تا يک ساعت طعام نخورند .
    اندام هاي دفعي :شهوت انگيز است . اگر يک مثقال نارگيل که کهنه اش بهتر است به ويژه با يک مثقال روغن زردآلو خورده شود در علاج بواسير سودمند است .روغن نارگيل اگر کهنه باشد و بخورند کرم ها و کرم کدو را مي کشد و بيرون مي آورد .
    ناخن بويا
    قطعات اظفار الطيب شبيه ناخن است ، بوي معطر دارد و از دود آن در مداوا استفاده مي شود .
    ديسقوريدوس گويد :از رده صدف هاست و از جزيره اي واقع در درياي هند مي آيد .در اين جزيره سنبل هم وجود دارد .
    دو نوع است :قلرمي و بابلي .هر دو قسم بسيار معطر هستند .
    نوع سپيد رنگ آن که در درياي هند و يمن و بحرين پيدا مي شود و بهتر از نوع بابلي است سياه رنگ و ريز است .
    به گفته ي عطاران بهترين نوع آن بحريني ،بعد مکي و جده اي است که در آبادان يافت مي شود .
    مزاج :گرم و خشک
    خواص درماني :لطيف کننده است .
    اندام هاي سر :دود آن براي مداواي صرع مفيد است .
    اندام هاي دفعي :بخور آن در معالجه اختناق زهدان به کار مي رود .
    اگر آن را با سرکه بياميزند و بخورند هر نوع قبوضيتي را از بين مي برد .
    نخود
    عموماً دو نوع است :کاشتني است و بياباني .جنس نخود به رنگهاي گوناگون ديده مي شود .نخود سفيد ، سرخ ، سياه و گاودانه رنگ .نخود بياباني تند مزه تر و تلخ تر از نخود کاشتني و گرمي بخش تر است .در تأثير دارويي با نخود کاشتني برابر است ولي غذايي که در نخود کاشتني است بهتر است .
    مزاج :نخود سفيد گرم و خشک و نخود سياه از آن قوي تر است .
    خاصيت :هر دو نوع نخود بازکن و نرمي بخش و تکه کننده هستند .
    همه انواع نخود بهترين غذاي شش است .
    آرايش :خوردن و پاشيدن آب نخود در زدودن کک و مک و زيبا کردن رنگ مؤثر است .
    دمل و جوش :در علاج ورم گرم ، ورم سخت ، ورم غده ها و ساير ورم ها مفيد است .
    زخم و قرحه :روغن نخود داروي بيماري ويروسي است .
    آرد نخود زخم هاي پليد و سرطاني و خارشي را دوا مي کند .
    مفاصل :علاج درد پشت مي باشد .
    سر :جوش هاي تر سر را از بين مي برد . خيس شده اش مسکن درد دندان ، و داروي ورم گرم و سخت لثه و معالج ورم هاي بيخ گوش است .
    سينه :صدا را صاف مي نمايد . از هر غذايي براي شش بهتر است و سوپ آرد نخود بسيار با شش سازگار است .
    اندام هاي غذا :آب پز نخود داروي استسقا و يرقان است .هر نخودي و به ويژه نخود گاودانه اي رنگ و سياه گرفتگي هاي کبد و طحال را باز
    مي کند.
    خوردن نخود نه در آغاز غذا خوب است و نه بعد از پايان آن ، بهتر آن است که در ميان غذا خورده شود .
    اندام هاي دفعي :آب پز نخود سياه همراه با روغن بادام و ترب و کرفس سنگ آبدان و گرده را خرد مي کند .
    نخود براي زخم زخم مثانه بد است .
    بسيار شهوت انگيز است .
    همه نوع نخود ملين است و گرفتگي کليه را باز مي کند و به ويژه نخود سياه و گاودانه رنگ آن مؤثرتر است .
    بعضي گويند :نخود را در سرکه بخيسانند و ناشتا بنوشند و تا نيم روز صبر کنند کرم را مي کشد .
    بقراط فرمايد :در نخود دو گوهر موجود است که در پختن از دست مي دهد ،يکي شور است که ملين شکم و دومي شيرين که بول را روان مي سازد و آن گوهر شيرين شهوت انگيز است .
    نرگس
    خاصيت :بيخ نرگس جذب کننده اي است که از ژرفا بر مي کشد .خشکاننده و زداينده و شستشو دهنده است .روغن نرگس تأثير روغن ياسمين دارد و از آن ناتوان تر است .
    بيخ نرگس و به ويژه اگر با آرد شلمک و با عسل باشد پيکان و خارها را بيرون مي کشد .
    نرگس و به ويژه بيخش که همراه سرکه باشد لکه هاي سياه و لک و پيس را مي زدايد.بيخ نرگس داروي کم مويي است .
    ورم و جوش :از بيخ نرگس و عسل و گاودانه معجون درست کنند .دمل هاي ناپايدار نارس و سخت را مي ترکاند .
    ضماد بيخ نرگس ورم عصب را فرو مي نشاند .
    زخم و قرحه :زخم ها را مي خشکاند و محکم بهم مي چسباند و حتي تر گسسته را بهم جوش مي دهد .گردش مخلوط با عسل در سوختگي ها و زخم عصب و زخم هاي داخلي مفيد است .
    سائيده نرگس همراه گاودانه و عسل چرک و پليدي را از زخم پاک مي کند .
    مفاصل :روغن نرگس به عصب سود رسان است .ضماد بيخ نرگس ورم عصب و گره عصب و درد مفاصل را درمان مي کند .
    سر :نرگس و به ويژه روغنش بند آمدن هاي مغزي و سردرد تر سودايي را علاج است و سرهاي گرم را به درد مي آورد .
    سينه :روغن نرگس را بر سينه بمالند ورم سخت و سرد حجاب را از بين مي برد .
    اندام هاي غذا :بيخش و آب پز بيخش را هر کس بخورد استفراغ مي کند .
    اندام هاي دفعي :در علاج درد زهدان و مثانه مفيد است .
    روغن نرگس دهانه بهم آمده زهدان را باز مي کند و در علاج درد زهدان سودمند است .
    نرثقيس
    اين گياه دارويي است گرم و در مغز آن پيه سبز رنگ و بسيار قبض هست و اگر با روغن زيتون باشد عرق آور است .
    سر :در سوراخ بيني بدمند خون دماغ قطع مي شود .
    نفس و سينه :مغز تر آن هر خوني را که در سينه گرد آمده بيرون مي آورد .
    مغزش اسهال مزمن را علاج است .
    زهرها :با آب انگور کهنه بخورند پادزهر مار است .
    نسرين
    قوتش با قوت نرگس برابر و از قوت ياسمن کمتر است .روغنش تأثير روغن ياسمن دارد ولي از آن ناتوان تر است .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :همه انواعش تنقيه کننده ، لطافت بخش است و گلش در اين زمينه مؤثرتر است .
    مفاصل :گويند در سردي عصب مفيد است .
    سر :کرم داخل گوش را مي کشد .صدا و وزوز را از بين مي برد . داروي درد دندان است نسرين بياباني را بر پيشاني بمالند سردرد تسکين مي يابد .همه نوع نسرين گرفتگي سوراخ بيني را باز مي کند .
    سينه :در آماس لوزتين و گلو مفيد است .
    اندام هاي غذا :نسرين و به ويژه بياباني اش را بخورند استفراغ و سکسکه را آرام مي کند .
    نشاسته
    مزاج :سرد و خشک است .
    خاصيت :توان بخش و نرم کننده است .بايد نشاسته را با سه برابرش آب بپزند .
    آرايش:نشاسته و زعفران را بر پوست مالند لکه سياهه را بر مي دارد .
    زخم :زخم را بهم مي آورد و خوب مي کند .
    چشم :مواد سيلاني را از چشم دور مي کند .
    سينه :سينه را نرم مي کند . سوپ نشاسته سرماخوردگي سينه را از بين مي برد .
    اندام هاي دفعي :نشاسته تنها يا با عدس شکم را بند مي آورد و از اختلاف مراره جلوگيري مي کند .
    نعناع
    مزاج :گرم و خشک است و رطوبتي زائد همراه دارد .
    خاصيت :قوتي دارد که گرمي بخش و گيرنده و بازدارنده است . در ميان سبزي هاي خوردني گوهر نعناع از همه لطيف تر است .اگر چند شاخه آن را در شير بگذارند شير ، پنير نمي شود .اگر افشره اش را با سرکه بخورند خونريزي شکم را قطع مي کند .
    ورم و جوش :نعناع را با قاوت ضماد کنند دمل هاي داخلي را علاج است .
    نعناع مثل پونه گس مزه نيست و گدازندگي و گرمي و خشکي اش خارج از حد و آزار دهنده است .
    سر :با آرد جو ضماد شود و بر پيشاني بگذارند سردرد را دوا مي کند .با نعناع زبان را ماساژ بدهند زبري زبان را از بين مي رود .
    افشره نعناع را با عسلاب در گوش دردمند بچکانند مسکن است.
    سينه :خون برآوردن و خونريزي را قطع مي کند . ضماد آن را بر پستان بگذارند شير منعقد شود و آماس پستان را فرو مي نشيند .
    اندام هاي غذا :تقويت معده و گرم کردن معده با نعناع است .
    سکسکه را آرام مي کند ،هضم کننده است و استفراغ خوني و بلغمي را بند مي آورد .
    نعناع و به ويژه شربت آن داروي يرقان است .
    اندام هاي دفعي :نعناع کاشتني مرطوب و بادزا است و غريزه جنسي را تقويت مي نمايد کرم ها را مي کشد .اگر قبل از جماع بردارند ضدبارداري است .اگر چند شاخه اي از آن با دانه انار خورده شود ، اسهال و استفراغ شديد را قطع مي کند .
    زهرها :نعناع و به ويژه تخم نعناع براي سگ هار گزيده پادزهر خوبي است .
    نقل خواجه
    درختي است کويري که بلنديش به يک ذراع مي رسد .
    برگش سفيد رنگ اما نه بسيار سفيد .ثمرش شبيه فلفل ،روغن و شيره دارد .
    مزاج :گرم است و نم دارد .
    آرايش:فربه و زيبا مي کند .
    اندام هاي غذا :در معده ماندگار است و هرگاه هضم شد غذاي بسيار
    مي دهد .
    اندام هاي دفعي :آب پشت را فزوني مي دهد و شهوت را بر مي انگيزد .
    نمک
    درنمک تلخي و گيرندگي هست .قوتش نزديک به قوت بورک است . نمک چندين نوع است .سبک و متخلخل ، نمک کاني ، داراني که بلوري است ، نمک نفطي و از اين رو سياه رنگ است نمک هندي سياه رنگ سياهش نفطي نيست در گوهر سياه است .نمک دريا همينکه آب ديد مي گدازد اما نمک کوهي به اين زودگدازي نيست .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :زداينده ، تحليل برنده و گيرنده است و بسيار بادزا .
    نمک سوخته بسيار خشکاننده و گدازنده است و مانع گنديدگي است و خلط غليظ را سر حال مي آورد .
    آرايش :نمک سوخته را بر دندان بمالند دندان را پاک مي کند و از کرم خوردگي نگه دارد و نمک را بر پوست بمالند لکه هاي سياه خوني را در هر جاي باشد مي زدايد .نمک به کاربردن به اعتدال رنگ و رو را زيبايي مي بخشد .
    ورم و جوش :نمک با عسل و مويز ضماد دمل ها است .نمک با پونه و عسل ورم بلغمي را فرو مي نشاند و مورچگي را از زياد شدن باز مي دارد .
    زخم و قرحه :گوشت هاي زائد و آويزه را مي خورد .داروي گري چرکين و قوبا است .نمک را با روغن زيتون و سرکه بر تن مالند و پهلوي آتش بنشينند عرق مي کنند وخارش بلغمي تسکين مي يابد .
    مفاصل :نمک و آرد و عسل ضماد شود پيچش عصب را راست مي کند ، داروي نقرس است .نمک را با روغن زيتون مخلوط کنند و بر تن بمالند خستگي را در مي کند .
    سر :نمک و پيه هندوانه ابوجهل را بر سر بمالند جوش ها را درمان کند . نمک اندراني هوش را مي افزايد .نمک خوردني و به خصوص نمک اندراني لثه را محکم مي کند .نمک و سرکه ضماد شود و بر گوش بگذارند درد گوش تسکين مي يابد .
    چشم :زياده گوشت پلک را مي خورد و ناخنه را مي زدايد .قسمت شفاف و درخشانش در علاج تم و سفيدي چشم ويژگي دارد .لکه سياه خوني که در چشم پديد مي آيد نمک و روغن زيتون و عسل را ضماد کنند و بر چشم بگذارند لکه را از بين مي برد .
    سينه :نمک اندراني و نفطي و ساير نمکها بلغم لزج را در سينه از هم مي پاشند .
    اندام هاي تنفسي:نمک نفطي را با عسل و سرکه به دهان بمالند در علاج خناق و ورم زبان کوچک و خرخر کردن مفيد است .
    اندام هاي غذا :نمک درد معده سرد را درمان مي کند .هر نمکي و به ويژه نمک نفطي و اندراني در استفراغ کمک هستند .
    اندام هاي دفعي :همه انواع نمک مواد دردي را بيرون مي ريزند و سرازير شدن خوراک را آسان مي کنند .نمک نفطي بلغم گنديده و ماده آبکي و مراري و سودا را پراکنده مي کند و در حقنه به کار مي رود .
    نمک بسيار سياه که نفطي نيست بلغم و سودا را بيرون مي راند .
    زهرها :با تخم کتان ضماد شود پادزهر نيش کژدم است .
    با سرکه و عسل پادزهر هزارپا و زنبورها است .نمک و سکنجبين گزند افيون و قارچ سمي را خنثي مي کند .
    نمک چيني
    سنگي است که نمک بر آن مي نشيند و آن را گل اسيوس مي نامند .
    گمان مي رود که نمک مزبور از رطوبت دريا و شبنمي که بر آن مي نشيند به وجود مي آيد .
    خاصيت درماني :قوت آسيوس و گل آسيوس بازکننده و جوش دهنده است . اندکي گنداننده است و گوشت گنديده را آب مي کند و گزشي ندارد .
    دمل و جوش :اگر آسيوس را با سقز درخت بنه ضماد کنند جراحت ها را از بين مي برد .
    زخم و قرحه :در مداواي زخم هاي دشوار ،شديد ، بزرگ و عميق سودمند است .
    مفاصل :آن را با آرد جو بر جاي نقرس مي گذارند .اگر بيمار نقرسي دست و پا را در پخته آن بگذارند مفيد است .
    اندام تنفسي :آن را با عسل بليسند زخم هاي شش را معالجه مي کند .
    اندام هاي غذا :با آهک و سرکه بر طحال بمالند سودمند است .
    ننه حوا
    کمي تلخ است و تند مزه .تخمش از همه اجزايش مفيدتر است .
    مزاج :خشک است .
    خاصيت :با اينکه خشکاننده است نرم کننده هم هست . بندآمده ها را باز مي کند .
    آرايش :خوردني يا ماليدني آن رنگ را زرد مي کند . در داروهاي برداشتن لکه هاي لک و پيس و برص مفيد است . با عسل معجون شود لکه هاي سياه خوني را در هر جا باشد مي زدايد .
    سينه :در علاج پليدي هاي سينه و دل بهم آمدن مفيد است .
    اندام هاي غذا :رطوبت معده را بر مي چيند ، دل بهم آمدن و تهوع را تسکين مي دهد .براي کبد و معده سرد مفيد است .
    با آب انگور کهنه بخورند بول را ريزش مي دهد . بي اختياري ادرار را از بين مي برد . سنگ را بيرون مي آورد .گرده و مثانه را مي پالايد .بادشکن است .درد و پيچ روده را تسکين مي دهد . با صمغ صنوبر بخور شود زهدان را پاک مي نمايد .
    تب ها :در علاج تب هاي کهنه بهترين درمان است .
    زهرها :آب پزش را بنوشند پادزهر حشرات است و بر نيش کژدم بپاشند درد تسکين مي يابد .
    نوشادر
    بهترينش نوشادر (بيکالي )صاف و بلوري است .
    مزاج :گرم و خشک است .
    خاصيت :لطافت بخش و گدازنده است .
    چشم :در سفيدي چشم مفيد است .
    نفس کش :زبان کوچکه افتاده را بالا مي برد و در خناق مفيد است .
    ني
    انواع دارد :
    1 ـ ني تودار که تير از آن مي سازند .
    2 ـ ني ماده که زبانه ناي هاي نواختني مي شود .
    3 ـ ني ستبر و بند بند که قلم مي گردد .
    4 ـ ني ستبر و توخالي که در کنار جويبارها مي رويد .
    5 ـ ني شوره زاري که باريک و سفيد است و اکثريت مردم بيخ آن را مي شناسند .
    6 ـ ني بسيار باريک توخالي که از آن حصير مي سازند .
    7 ـ ني بسيار ستبر و دراز و دير شکن که از هند آورند و نيزه مي کنند (خيزران ).
    مزاج :بسيار سرد و خاکسترش گرم است .
    خاصيت :برگ و ريشه آن کمي زداينده است .ضمادش خار و پيکان بر مي کشد .تکه هاي ني و بقاياي تير را از ژرفاي گوشت بيرون مي آورد .
    آرايش:پوست و ريشه ني داروي کم مويي است ، پليدي را مي زدايد .
    بيخ ني با پياز دشتي پيکان را جذب مي کند .
    ورم و جوش :برگ سبزش را بر باد سرخ و ورم گرم بگذارند مفيد است .
    مفاصل :پيچش عصب را چاره است .
    سر :گلش در گوش افتد کري همراه دارد و در بيرون آمدن سرسختي مي کند .سوخته ني سعفه و بيماري ويروسي پوستي سر را علاج مي کند .
    اندام هاي راننده :بول و حيض را ريزش مي دهد .
    زهرها :پادزهر نيش کژدم است .
    ني نهاوندي
    نوعي ني است که در هندوستان مي رويد . خوبش آن است که به رنگ ياقوتي باشد و بندهايش کم فاصله و چون بشکني چندين پارچه شود .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :لطافت بخش ، کمي گيرنده و تند است .
    آرايش: بدرنگي خون خشکيده را مي زدايد .
    ورم :ورم را نرم مي کند .
    مفاصل :داروي گسستگي در ماهيچه است .
    چشم :جلاي ديده است .
    سينه :بوسيله ي قيف دودش را برکشند داروي سرفه است و اگر با سقز خام باشد بهتر است .
    اندام هاي غذا :با عسل و تخم کرفس علاج ورم کبد و معده و مانع شکم گنده شدن است .
    اندام هاي راننده :با تخم کرفس به نفع گرده و علاج چکميزک است . خوردن آب پزش يا در آن نشستن درد زهدان را دوا مي کند .
    با عسل و تخم کرفس بخورند ورم زهدان را فرو مي نشاند .
    نيل
    دو نوع است :کاشتني و بياباني .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :گيرنده است و خونريزي را باز مي دارد .نيل کاشتني خشکاننده اي قوي و بي گزش است .
    در نيل بياباني تند مزاجي هست ،از کاشتني خشکاننده تر است و مواد را از ژرفا جذب مي کند .
    آرايش: لکه هاي سياه و لک و پيس را مي زدايد و در کم مويي مفيد است .
    ورم و جوش :نيل آماس فروهشتگي و سست اندامي را فرو مي نشاند . زخم هاي پليد را در اندام هاي سخت علاج مي کند .
    عموماً هر ورمي که نوخاسته است علاجش با نيل است . نيل و آرد جو را ضماد کنند باد سرخ و مورچگي را مداوا مي کند .
    زخم و قرحه :نيل کاشتني که بسيار خشکاننده است زخم هاي گرم بدن هاي سخت را درمان مي کند .نيل بياباني حدتي دارد و در علاج زخم گنديده اثري عجيب دارد .نيل کاشتني که حدت کم دارد و ملايم است براي علاج زخم ها بهتر است .
    سائيده نيل کاشتني با عسل در سوختگي مفيد و زخم عصب را درمان مي کند و اگر با آرد شلمک باشد در جذب و برکشيدن خار و پيکان سودمند است .
    سينه :سرفه قي آور کودکان را علاج است افشره اش نيز در اين زمينه مفيد است .درمان زخم شش و درد شديد سودايي درون است .
    اندام هايي غذايي :نيل و به ويژه نيل بياباني به نفع طحال است .
    نيلوفر
    جالينوس فرمايد نيلوفر کلم آبي است .بيخ نيلوفر هندي حکمش حکم مهر گياه است .بهترينش آن است که بيخ سفيد دارد که از بيخ سياه قوي تر و تخمش از تخم آن مؤثرتر است .
    آرايش:بيخ نيلوفر و به ويژه بيخ سياه آن را با آب به کار برند لک و پيس را مي زدايد و با زفت مخلوط کنند داروي کم مويي است .
    ورم و جوش :بيخ نيلوفر داروي ورم گرم و آماس طحال است .
    زخم :تخم و بيخ نيلوفر داروي زخم است .
    سر :خواب آور است . سردرد گرم و صفرايي را تسکين مي دهد ولي بدن را ضعيف مي کند .
    سينه :شربتش براي دفع سرفه و سينه درد خوب است .
    اندام هاي غذا :بيخ نيلوفر خورده شود يا ضماد گردد داروي آماس طحال است .
    اندام هاي دفعي :بيخ نيلوفر ، علاج اسهال مزمن و زخم روده است .
    بيخ نيلوفر ضماد شود درد مثانه را از بين مي برد .تخم نيلوفر در هر چيز از خود نيلوفر قوي تر است . تأثيرش به حدي است که خونريزي حيض را بند مي آورد .
    اگر بيخ نيلوفر زرد و تخم آن را چند بار با شير بخورند رطوبت هاي هميشگي زهدان را باز مي دارد .
    شربت نيلوفر زرد شکم را نرم مي کند .
    تب ها :شربت نيلوفر براي تسکين تب بسيار گرم و مشتعل بسيار سودمند است .
    نيطافيلي
    شيره گياهي است که آن را پنج برگ مي نامند .
    خاصيت :بسيار خشکاننده است ولي نه تند و تيزي دارد و نه گزش و سوزش .
    ضمادش خونريزي را قطع مي کند .
    ورم و جوش :ضمادش علاج خنازير ، سخت شده هاي بلغمي ، کژدمه و گري است .
    مفاصل :داروي درد مفاصل و بيماري اعصاب است و اگر ضماد کنند يا بخورند آماس رطوبتي بيضه را (قليه )فرو مي نشاند .
    سر :با آب پز بيخ آن مزمزه بکنند درد دندان را تسکين مي دهد .زخم دهان را خوب مي کند .برگش را با آب انگور کهنه سي روز بخورند علاج صرع است .
    سينه :آب پزش را در گلو بگردانند زبري گلو برطرف مي شود .افشره بيخش درمان درد شش است .
    افشره اش را با نمک و عسل بياميزند و چند روزي بخورند در يرقان و درد کبد مفيد است .بيخ و آب پز بيخش باز دارنده اسهال ، علاج زخم روده و داروي بواسير است .
    تب ها :برگش با ادرو مالي يا با آب انگور کهنه تب نوبه و سه اندرميان را دوا مي کند .
    زهرها :افشره بيخش سم قاتل است .
    «و »
    واله
    گياه پوسته مانند باريک و نازکي است که دور ساقه درخت بلوط ، صنوبر و گردو مي پيچد و بوي معطر دارد .
    نوع سفيد رنگ اين گياه مطلوب و نوع سياه رنگش نامطلوب است . ديسقوريدوس گويد :«بهترين نوع اشنه همان است که بر ساقه صنوبر مي پيچد و بعد از آن نوعي که بر ساقه گردو مي پيچد و هر قدر خوشبوتر باشد بهتر است و نوع سپيد رنگ مايل به آبي از سپيد ساده مرغوب تر است » .
    مزاج :اشنه سرد مايل به ولرم و داراي قبوضيت معتدل است .
    خواص درماني :گيرنده ، تحليل برنده و نرم کننده است . نوعي که بر ساقه صنوبر مي پيچد گيرندگي معتدل دارد .نوعي که بر ساقه بلوط مي نشيند بند آمدگي ها را باز مي کند و گوشت سست را محکم مي گرداند .
    دمل و جوش :مرهم اشنه دمل هاي گرم و ورم هاي گوشت نرم را تسکين مي دهد و قسمت هاي سفت شده را نرم مي گرداند .
    مفاصل :اشنه را در مرهم هاي ضد خستگي بکار مي برند . مرهم و جوشاننده آن سختي مفاصل را از بين مي برد .
    چشم :چشم را جلا مي دهد .
    اندام هاي تنفسي و سينه :در معالجه خفقان مفيد است .
    اندام هاي تغذيه اي :قي را بند مي آورد ، معده را توان مي بخشد و باد آن را از بين مي برد .به ويژه خيسانده آن در آشاميدني ها خاصيت گيرندگي دارد و درد کبد ناتوان را رفع مي کند .
    اندام هاي دفعي :انسداد زهدان را باز مي کند .نشستن در آب اشنه براي تسکين درد زهدان و دفع خون حيض مفيد است .
    وج
    منظور از وج ريشه گياهي است مانند پاپروس که در آب هاي راکد مي رويد و براين ريشه ها چند گرهي است که به سپيدي مي زنند و بوي بد و کمي بوي وش دارند و مزه اش تند و تيز است .
    بهترينش پرمايه تر و متراکم تر و خوشبوتر است .ديسقوريدوس گويد : بهترين وج آن است که سفيد رنگ ،پرمايه ، ميان پر و خوشبو باشد . متخلخل و خراش برداشته خوب نيست .
    مزاج :گرم و خشک است .
    خاصيت :باد را پراکنده مي کند و با کرده را فرو مي نشاند .لطافت مي دهد ، زداينده بي سوزش است و باز مي کند .
    آرايش :رنگ و رو را صفا مي دهد . لک و پيس و لکه سفيد برص را مي زدايد .مفاصل :وج و آب پزش چه ماليدني و چه نوشيدني در علاج ترنجيدگي و گسستگي ماهيچه سودمند است .
    سر :مسکن درد دندان و علاج سنگيني زبان است .
    چشم :ستبري قرنيه را باريک و سفيدي چشم را بر طرف مي سازد .
    سينه :آب پزش علاج درد سينه و پهلو است .
    اندام هاي غذا :در مداواي درد سرد کبد سودمند است . تقويت کبد مي کند و معده را توان مي بخشد .سختي طحال را از بين مي برد . طحال را بسيار لاغر مي گرداند .معده را تنقيه مي نمايد .
    پيچ و درد شکم و فتق را علاج مي کند .آب پزش درد زهدان را تسکين مي دهد .ادرار بول مي کند .حيض را به راه مي اندازد . داروي چکميزک است .
    چنانکه گويند شهوت انگيز است و ميل جماع را بر مي انگيزد .
    درد روده و خراش روده که از سرما باشد علاجش با وج است .
    زهرها :پادزهر حشرات موذي است .
    ورس
    چيزي است سرخ به رنگ خون و شبيه زعفران سائيده است .آن را از يمن مي آورند و گويا تراشه درختي است .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :قبض است .
    آرايش :در از بين بردن لکه هاي سياه و کک و مک مفيد است و خوردن آن لکه سفيد را از بين مي برد .
    دمل و جوش :داروي جوش ها است .
    زخم و قرحه :در علاج گري ، خارش ، سعفه و بيماري ويروسي سودمند است .
    وسمه
    برگ نيل است .بهترينش خراساني است .
    مزاج :گرم و خشک است .
    خاصيت :قبض است و زداينده .
    آرايش :رنگ مو است .
    وليم
    آشي است که همه مي شناسند .
    آرايش :فربهي مي دهد و براي کسي که تنش خشک است سودمند است .
    اندام هاي غذا :دير هضم و بسيار مغذي است .
    «هـ » و «ي »
    هال بوا
    همان خيربوا و از قافله ي لطيف تر است .
    مزاج :گرم و خشک است .
    اندام هاي غذا :کبد و معده سرد را توان مي بخشد .براي هضم طعام بسيار مفيد است .
    هزار چشم
    شاخه هايش گل هاي جدا گلبرگ دارد و دانه اش زرد مايل به سرخي و شبيه دانه سماق است .اما سرخي آن به سماق نمي رسد .
    جالينوس فرمايد ميوه اش را نيز بخورند خوب است و تنها گلش مفيد نيست .
    مزاج :گرم و خشک است .
    خاصيت :ورم و جوش را تحليل مي برد و لطيف است و بازکننده و گدازنده.
    زخم و قرحه : ضماد برگ آن در علاج سوختگي مفيد است و زخم هاي بزرگ را بهم مي آورد و زخم هاي پليد را درمان مي کند .
    اگر برگ خشکيده آن را بکوبند و بر زخم هاي باد کرده و سست و گنديده بپاشند سودمند است .
    مفاصل :اگر شربت بشود و چهل روز پي اندر پي بخورند بيماري اعصاب را از بين مي برد و دواي درد سرين است .
    اندام هاي دفعي :ادرار بول و حيض مي کند . ثمر آن مراره سودا را بيرون مي راند .
    خزار جشان
    ميوه اش به خوشه هايي شبيه است و دباغان به کار مي برند .
    هزار جشاني که نزد دارو سازان است قطعات چدني است که به شفتالو شبيه است و در اولين مرحله جويدن بي مزه است و بعد تلخي آن پديد مي آيد .
    هزار گوشان
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :تند و تيز ، زداينده ، خشکاننده ، لطافت بخش است و با ملايمت گرمي مي دهد .
    آرايش :بيخ هزار گوشان با گاودانه و شنبليله پوست بدن را صاف و پاک مي کند و لکه ها و اثرهاي زشت و سياه را که بقاياي زخم باشد مي زدايد .
    اگر هزار گوشان با روغن بپزد تا بکلي از هم بپاشد ،لکه هاي زشت و خون خشک شده زير چشم را مي زدايد .
    ورم و جوش :بيخش زگيل ها و جوش هاي شري را ريشه کن مي کند .
    زخم :ضماد بيخ هزارگوشان با نمک داروي زخم پليد است .
    هزارگوشان را در مرهم هاي گوشت خوار به کار مي برند .
    ثمر آن را بر گري چرکين و خشک بمالند مفيد است و پوست مي اندازد .
    مفاصل :ضماد بيخش که با آب انگور کهنه باشد تکه استخوان ها را بيرون مي آورد .
    هرروزه مقداري از آن خورده شود علاج فلج است .خوردن و ماليدنش دواي گسستگي ماهيچه است .
    سر :به مدت يک سال هر روز مقدار هزار گوشان خورده شود صرع و بيماري کم هوشي و سرگشتگي را شفا مي دهد . اما گاهي مي شود که سبب درهم شدن عقل مي گردد .
    سينه :از هزارگوشان و عسل ، ليسيدني سازند داروي خناق و بد نفسي و سرفه و پهلودرد است .
    افشره اش را با گندم نپخته بخورند شير پستان افزايش مي يابد .
    اندام هاي غذا :جالينوس فرمايد :خوردن جوانه هاي نوبر آمده هزار گوشان که کمي تلخ و تند است ، به سود معده مي باشد .
    اندام هاي راننده :مغز (قلب )هزارگوشان را در نخستين مرحله پيدا شدن کامل يا پخته بخورند بول را ريزش مي دهد .شکم را روان مي کند .
    در آب پزش بنشينند زهدان را تنقيه مي کند .افشره اش بلغم را بيرون مي آورد .براي طحال داروي خوبي است و اگر در روغن بپزند داروي بواسير پيزي است .
    در آب پز هزارگوشان بنشينند يا آب پزش را بر ورم بريزند ورم ها را از بين مي برد و مشيمه را بيرون مي آورد .
    زهرها :کمي از بيخش پادزهر مارگزيدگي و ساير حشرات موذي است .
    هل
    رنگ ميوه آن طلايي و رنگ چوبش شبيه ياقوت است .هل بوي خوش دارد . نوع اول آنکه طلايي رنگ ، شاداب ، تلخ مزه ، خوشبو است و از همه بهتر است . دردرجه دوم آنچه چوبش سبزرنگ است و کم بو و در جاهاي مرطوب مي رويد و از قسم سوم هرآنچه رنگش به سفيدي و سرخي گرايش دارد و پرمايه ، صاف ، گسترده ، بي پيچ و خم ، برهم آمده ، زبان سوز ، تند مزه و دير شکن است بهتر است .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :نازک مي کند ، مي رساند ، قبض است و قوتش با قوت سوسن زرد برابر است .
    دمل و جوش :ورم گرم را مي رساند .
    مفاصل :نقرس داران از آب پز هل بنوشند يا در آن بنشينند فايده مي بينند .
    سر :سردرد دنبال دارد و خواب آور است .
    برخي گويند اگر بر پيشاني بمالند سردرد را درمان مي کند .
    چشم :آب پزش درمان رمد گرم است .
    سينه :ورم سرد حجاب حاجز را بر طرف مي نمايد .
    اندام هاي غذا :بند آمدگي هاي راه کبد را باز مي کند و آب پزش را در بيماريهاي کبد مي خورند .هل زود هضم تر از سوسن زرد است .
    اندام هاي دفعي :حيض و بول را روان مي سازد . درد زهدان و زخم زهدان را بر طرف مي نمايد .کسي که درد گرده دارد در آب پزش بنشيند و زني که زهدانش بيمار است آب پزش را بخورد در ورم دروني مفيد است .
    زهرها :ضماد هل و ريحان پادزهر نيش کژدم است .
    هليله
    چندين گونه است زرد نارسيده ، هليله سياه هندي که رسيده و چاق تر از نارسيده است .
    هليله کابلي از همه قسم هاي هليله درشت تر است .
    هليله چيني هم هست که از همه باريک تر و ريزتر و سبک تر است .
    بهترينش زرد بسيار ،زرد مايل به سبز سنگين وزن و پر مايه و سخت است .
    هليله کابلي هر آنچه پر گوشت تر و سنگين تر است و در آب فرو نشيند و رنگش به سرخي بزند بهتر است .
    از هليله چيني هر آنچه نوک دارد خوب است .
    مزاج :مي گويند هليله زرد از سياه آن گرم تر است . مي گويند هليله هندي کمتر از هليله کابلي سرد است .همه ي هليله ها سرد و خشکند .
    خاصيت :همه انواعش در بيماري مراره مفيد است .
    آرايش:هليله سياه رنگ و رو را زرد مي گرداند .
    دمل و جوش :همه انواع هليله در معالجه جذام مفيدند .
    سر :هليله کابلي دواي سردرد است و حواس و هوش و عقل را نيرو مي دهد .
    چشم :هليله زرد در سست شدن جسم معالج است و اگر در چشم بکشند مواد سيلاني را قطع مي کند .
    سينه :خوردن آن تپش و علت ناشي از ترس را درمان مي کند .
    اندام هاي غذا :هليله عموماً و به ويژه دو نوع سياهش و علي الخصوص پرورده مرباي آنها تقويت معده مي کنند ،سستي معده را از بين ببرند ، معده را دباغ مي دهند ،تنقيه مي کنند ، خشک مي نمايند و کمک هضم طعام هستند . هليله زرد باغ خوبي براي معده است .اما هليله چيني در اين عمل از کابلي ناتوان تر است .هليله کابلي نوعي دل بهم خوردن به دنبال دارد . ولي در علاج استسقا سودمند است .
    اندام هاي دفعي :هليله هاي کابلي و هندي با روغن زيتون بجوشند شکم را بند مي آورند .
    هليله زرد براي بيرون راندن صفرا و بلغم اندکي خوب است .
    هليله سياه سودا را بيرون مي آورد و در علاج بواسير مفيد است .
    هليله کابلي سودا و بلغم را خارج مي کند و مي گويند داروي قولنج است .
    تب ها :هليله کابلي در علاج تب هاي کهنه مفيد است .
    هوه چوبه
    بعضي گويند همان حسن الحمار (گل قاصد )است که آن را شنجار هم مي نامند .گياهي است داراي کرک و خاردار .زبر و سياه رنگ . برگهايش زياد و به ساقه چسبيده .بيخ آن به ستبري انگشت و بسيار سرخ رنگ است و اگر در تابستان به آن دست بزنند دست را رنگ مي کند .
    آرايش :با سرکه بر لک و پيس بمالند مفيد است و آن را بکلي از بين مي برد . در معالجه پوست پوست شدن بدن بسيار مفيد است و برگش از بيخ آن کم تأثيرتر است .
    دمل و جوش :مخلوط با آرد کشک باد سرخ را از بين مي برد .
    زخم و قرحه :با موم مخلوط مي کنند و برزخم مي گذارند مفيد است و به ويژه براي سوختگي آتش بسيار سودمند است .
    اندام ها ي غذا :ريشه اش معده را دباغي مي کند . آن را بجوشانند و با عسل آب رقيق بخورند در مداواي يرقان و درد طحال سودمند است .
    اندام هاي دفعي :آن را در عسل آب بجوشانند يا با عسل آب بخورند درد کليه و سنگ کليه را از بين مي برد .
    خلط هاي مراري را تحليل مي برد .ريشه زرد آن برگ همراه زوفا و خردل کرم ها را مي کشد و بيرون مي راند .
    تب ها :پخته بيخ اين گياه با عسل آب تب هاي مزمن را از بين مي برد .
    زهرها :پخته ميوه سرخ و برگ زرد را بجوند و بر حشره موذي تف کنند مي کشد .در مارگزيدگي نيز سودمند است .
    هويج
    هويج معروف است و قوي ترين دارو در هويج ، تخم هويج بياباني مي باشد .
    مزاج :گرم و تر است .
    زخم و قرحه :تخم و برگ آن را بکوبند و بر زخم خوره زده بگذارند مفيد است .
    اندام هاي سينه :داروي سينه پهلو و سرفه مزمن است .
    اندام هاي غذا :دير هضم است و مربايش زود هضم تر و داروي استسقا است .
    اندام هاي دفعي :تخم آن و به ويژه تخم هويج بياباني و همچنين برگ هويج بياباني در ادرار دادن قوي و شهوت انگيز است .
    تخم هويج بياباني براي رفع درد شکم و روده مفيد است .
    بذر هويج کاشتني نيز شهوت انگيز و از آن بادآورتر است .
    ريشه هويج بياباني (شقاقل )از هويج کاشتني شهوت انگيزتر است و ادرار حيض و بول مي کند و در اين مسئله خوردن و برداشتن آن مفيد است .
    تخم و ريشه هويج در باردار شدن زن کمک مي کند .
    هيوفسطيداس
    شيره گياهي است که آن را شنگ مي نامند و شيره نامبرده سرد و قبض است .
    مزاج :سرد و خشک
    هفت بند
    همان بطباط است که نر و ماده دارد و نر آن از ماده نيرومندتر است .
    خاصيت :قبوضيت دارد اما قسمت آبي در آن زياد است و چون سيلان مواد را منع مي نمايد ، خشکاننده است .از خونريزي جلوگيري مي کند .
    ورم و جوش :ضماد آن در علاج التهابات زير پوست و باد سرخ و مورچگي و آماس زخم بسيار مفيد است .
    زخم :در مداواي زخم هاي تازه بسيار مؤثر است .
    سر :افشره اش کرم گوش را مي کشد و چرک و ريم گوش را مي خشکاند .
    سينه :آبش از خون برآوردن جلوگيري مي کند .
    اندام هاي غذا :ضمادش التهاب معده را از بين مي برد و معده را به حالت اعتدال باز مي آورد .خونريزي زهدان را بند مي آورد و زخم روده را شفا مي دهد .

    هشت دهان
    عود هندي است و بازرگانان آن را مي شناسند .
    مفاصل :داروي نقرس است .
    ياسمين
    سفيد آن از زرد گرم تر و زرد آن از ارغواني رنگش گرم تر است .
    مزاج :گرم و خشک
    خاصيت :رطوبت را لطيف مي کند و روغنش براي پيران سودمند است .
    آرايش:اگر در حمام صورت را با تر و خشک آن بشويند ، لکه هاي سياه پوست از بين مي رود .
    بسيار بو کردن ياسمين رنگ را زرد مي کند .
    مفاصل :روغن ياسمين در علاج بيماريهاي ناشي از سرما که براي اعصاب و پيران رخ داده مفيد است .
    سر :بويش سردرد مي آورد و با اين همه اگر آن را بو کنند سردردي را که از بلغم لزج پيدا شده از بين مي برد .
    بو کردن روغن خالص ياسمين ـ عطر ياسمين سبب خون دماغ گرمي داران مي شود .

     

     

    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۰)



    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.