ایران ویج » مجلـه برگـــی از کتــــاب (4)

ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

کد خبر : 837477

مجلـه برگـــی از کتــــاب (4)

مجلـه برگـــی از کتــــاب (4) Reviewed by Aryan on Oct 7Rating:                          این مجله با هدف ترویج فرهنگ کتاب خوانی در حال فعالیت میباشد پس ما را در این راه سخت تنها نگذارید .   برگی از کتاب خود را برای ما بفرستید «…

مجلـه برگـــی از کتــــاب (4) Reviewed by Aryan on Oct 7Rating:

                         این مجله با هدف ترویج فرهنگ کتاب خوانی در حال فعالیت میباشد پس ما را در این راه سخت تنها نگذارید .

  برگی از کتاب خود را برای ما بفرستید « ahmadnia@iranvij.ir »

  

   “چهل سالگی” / نویسنده : ناهید طباطبایی

 

 
 
 
چقدر دوستش داشتم، چقدر مثل هم بودیم، اما گذشت، این همه سال اصلا به نظر نمی آید که او حتی لحظه ای به فکر من بوده. عاشق کارش است. ای کاش من هم عاشق چیزی بودم، عاشق چیزی که فقط و فقط مال خودم باشد، عاشق یک کار، یک عشق مطمئن، عشق به چیزی که به عواطفت جواب بدهد، نگران آن نباشی که پست بزند، یا کمتر دوستت داشته باشد، یا ته بکشد.

 

 

   “عطر سنبل،عطر کاج” / نویسنده : فیروزه جزایری دوما




در طول ماه دسامبر مردم دائم و به صورت اتوماتیک به ما ” کریسمس مبارک ” می گفتند. اگر می گفتیم کریسمس را جشن نمی گیریم، یک ” هانوکا مبارک ” گرم دریافت می کردیم.
” راستش ما آن را هم جشن نمی گیریم. “
می پرسیدند: ” پس چی را جشن می گیرید؟ “
می گفتیم: ” هیچی. “
” مگر چی هستید؟ “
” مسلمان. “

 

   “فاطمه ، فاطمه است ” / نویسنده : دکتر علی شریعتی

 خواستم از “بوسوئه” تقليد کنم، خطيب نامور فرانسه که روزى در مجلسى با حضور لوئى، از “مريم” سخن مى گفت. گفت، هزار و هفتصد سال است که همه سخنوران عالم درباره مريم داد سخن داده اند. هزار و هفتصد سال است که همه فيلسوفان و متفکران ملت ها در شرق و غرب، ارزشهاى مريم را بيان کرده اند.
هزار و هفتصد سال است که شاعران جهان، در ستايش مريم همه ذوق و قدت خلاقه شان را بکار گرفته اند. هزار وهفتصد سال است که همه هنرمندان، چهره نگاران، پيکره سازان بشر، در نشان دادن سيما و حالات مريم هنرمندى هاى اعجازگر کرده اند. اما مجموعه گفته ها و انديشه ها و کوششها و هنرمنديهاى همه در طول اين قرنهاى بسيار، به اندازه اين يک کلمه نتوانسته اند عظمت هاى مريم را باز گويند که:
“مريم مادر عيسى است”.
و من خواستم با چنين شيوه اى از فاطمه بگويم، باز درماندم:
خواستم بگويم:
فاطمه دختر خديجه بزرگ است.
ديدم که فاطمه نيست.
خواستم بگويم که: فاطمه دختر محمد(ص) است.
ديدم که فاطمه نيست.
خواستم بگويم که: فاطمه همسر على است.
ديدم که فاطمه نيست.
خواستم بگويم که: فاطمه مادر حسنين است.
ديدم که فاطمه نيست.
خواستم بگويم که: فاطمه مادر زينب است.
باز ديدم که فاطمه نيست.
نه، اينها همه هست و اين همه فاطمه نيست.
فاطمه، فاطمه است.

 
 
  

   سمفونی مردگان ” / نویسنده : عباس معروفی




وقتـــــــــی آدم یک نفر را دوســـــــــت داشته باشد بیش‌تر تنـــــــــهاست. چون نمی‌تواند به هیچ کس جز به همان آدم بگوید که چه احساسی دارد. و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق می‌کند، تنهایی تو کامل می‌شود…!

   روي ماه خداوند را ببوس ” / نویسنده :  مصطفي مستور



 
نخ را يكي دو متري باز ميكنم و بعد بر خلاف جهت باد شروع ميكنم به دويدن. پسرك دنبال من ميدود. كمي كه ميدوم بادبادك از زمين كنده ميشود و كله لوزي شكل آن به موازات زمين قرار ميگيرد.در حال دويدن كمي از نخ را باز ميكنم و به سرعتم اضافه ميكنم.پسرك از من عقب مانده است.سايه ي بادبادك روي زمين افتاده است و من به طرز احمقانه اي هوس ميكنم بادبادك را تا آنجا كه نخ دارم هوا كنم.
.
.
.
دستهاي كوچكش را توي دست هام ميگيرم و به او ميگويم به آرامي كمي ديگر از نخ را باز كند تا در حالي كه نخ توي دستهاي اوست با حركت دستهاي من بر كارش مسلط شود.پسرك موفق ميشود كمي ديگر بادبادك را بالا ببرد. بعد به آرامي دستهام را از دور دستهاش باز ميكنم تا او به تنهايي هدايت بادبادك را به عهده بگيرد. دقيقه اي محو بادبادك توي آسمان ميشوم و بعد به پسرك كه با هيجان و ترس نخ را تكان تكان ميدهد خيره ميشوم. از او جدا ميشوم و به طرف پاكت نوشته هاي پارسا ميروم. چند قدم كه دور ميشوم صداي فرياد شادي پسرك توي پارك بلند ميشود. به پشت سرم نگاه نميكنم اما وقتي پسرك جيغ ميكشد: “هورا ! هورا! بچه ها! بادبادك من رسيد به آسمان! رسيد به خدا!” به آسمان نگاه ميكنم. به جايي كه بادبادك رسيده است. به خدا!

 
 
 
   فردا شكل امروز نيست ” / نویسنده :  نادر ابراهيمي


اگر تو فردا را به درستی ندانی، سوگند به آسمان که هیچ چیز را نمی دانی، اگر تو فردا را ننویسی، هیچ چیز ننوشته یی، اگر تو فردا را چون نسیم شیرینی که گهگاه می وزد نبویی، هیچ چیز را نبوییده یی، و اگر تو فردا را با ژرف ترین باورها باور نکنی، هیچ چیز را باور نکرده یی… سوگند می خورم، هزار بار سوگند می خورم که تو اگر گمان کنی که هر فردایی شکل هر امروزی ست، زندگی را به اهرمن سپرده یی و گریخته یی..

 



   ابر صورتي ” / نویسنده :  عليرضا محمودي ايرانمهر

 
 
 
 
جان هاي آزاد با هر گامي كه به پيش بر مي دارند، پوستي تازه مي اندازند، فقط احمقان متعصب و مطلق انديش به درون پوسته اي كهنه و بازمانده از ديگران مي خرند و آسوده مي شوند.



   سال بلوا ” / نویسنده :   عباس معروفی


مي داني اولين بوسه ي جهان چه طور كشف شد؟
دست هاش تا آرنج گلي بود گفت كه در زمان هاي بسيار قديم زن و مردي پينه دوز يك روز به هنگام كار، بوسه را كشف كردند. مرد دست هاش به كار بود، تكه نخي را به دندان كند، به زنش گفت بيا اين را از لب من بردار و بينداز. زن هم دست هاش به سوزن و وصله بود، آمد كه نخ را از لب هاي مرد بردارد، ديد دستش بند است، گفت چه كار كنم. ناچار با لب برداشت، شيرين بود، ادامه دادند.



   سوشيانس ” / نویسنده :   شروين وكيلي

 
مهر گفت: “اینها همه فلسفه بافی های آدمیان است . واقعیت آن است که امروز چیزی جز تداوم دیروز نیست.”
مهردروج خنده ای تلخ کرد و گفت: “اهورایان هرگز در نمی یابند که چنین نیست . امروز دیباچه ی فرداست.”
سوشیانس گفت: “سخنانتان بوی خطاهای قدیمی می دهد. برای من امروز تنها امروز است. من در پی آن هستم که این زمانه و تاریکی هایش را که در دیروز و فردا لانه کرده است از میان بردارم. آیا به راستی هیچ یک از شما نیست که بخواهد به من کمک کند؟”
مهر گفت: “من می خواهم اما نمی توانم.”
مهردروج گفت: “من می توانم ولی نمی خواهم.”

 
 
   اعترافات یک عکاس ” / نویسنده : بنفشه حجازی

 


– چکار داری؟

– یک سوال دارم. چراغ سحرآمیز وجود دارد؟

– بله وجود دارد. من یکی دارم. اگر بخواهی آن را به تو می دهم.

– چرا آن را برای خودت نگه نمی داری تا به تو کمک کند و تو را از این سرگردانی نجات دهد؟

– برای این که هر چراغی بدرد هر کسی نمی خورد.

 



   زن زيادي ” / نویسنده : جلال آل احمد

 
من دیگه چه طور می‌توانستم توی خانه پدرم بمانم؟ اصلاً دیگر توی آن خانه که بودم انگار دیوارهایش را روی قلبم گذاشته‌اند. همین پریروز این اتفاق افتاد. ولی من مگر توانستم این دو شبه، یک دقیقه در خانه پدری سر کنم؟ خیال می‌کنید اصلاً خواب به چشم‌هایم آمد؟ ابدا. تا صبح هی تو رخت خوابم غلت زدم و هی فکر کردم. انگار نه انگار که رخت خواب همیشگی‌ام بود. نه! درست مثل قبر بود. جان به سر شده بودم. تا صبح هی تویش جان کندم و هی فکر کردم. هزار خیال بد از کله‌ام گذشت. هزار خیال بد. رخت خواب همان رخت خوابی بود که سال‌ها تویش خوابیده بودم. خانه هم همان خانه بود که هر روز توی مطبخش آشپزی می‌کرده بودم.

 هر بهار توی باغچه‌هایش لاله عباسی کاشته بودم؛ سر حوضش آن قدر ظرف شسته بودم؛ می‌دانستم پنجره راه آبش کی می‌گیرد و شیر آب انبارش را اگر طرف راست بپیچانی، آب هرز می‌رود. هیچ چیز فرق نکرده بود. اما من داشتم خفه می‌شدم. مثل این که برای من همه چیز فرق کرده بود. این دو روزه لب به یک استکان آب نزده‌ام. بیچاره مادرم از غصه من اگر افلیج نشود، هنر کرده است. پدرم باز همان دیروز بلند شد و رفت قم.

 هر وقت اتفاق بدی بیفتد، بلند می‌شود می‌رود قم. برادرم خون خودش را می‌خورد و اصلاً لام تا کام، نه با من و نه با زنش و نه با مادرم، حرف نمی‌زد. آخر چه طور ممکن است آدم نفهمد که وجود خودش باعث این همه عذاب‌هاست؟ چه طور ممکن است آدم خودش را توی یک خانه زیادی حس نکند؟ من چه طور ممکن بود نفهمم؟ دیگر می‌توانستم تحمل کنم.

 
 
    بهار63 ” / نویسنده : مجتبا پورمحسن



من خیانت می کنم. به خودم خیانت می کنم. به چیزهایی که فکر می کنم. خیلی ها فکر می کنند آدم اول خیلی با خودش کلنجار می رود، خیلی آره نه می گوید تا بالاخره تصمیمش را می گیرد. اما همه آدمها خیانت می کنند بعد برایش دلیل پیدا می کنند…

                 

دوره های نوروزی عصر شبکه

مطالب مرتبط

ویژه های ایران ویج

دیدگاهها (۳۴)



  • آرزو

    با سلام
    عالی ترین کار رو می کنید اما من فقط تا برگی از یک کتاب شماره 6 رو دریافت کردم،چرا دیگه نمی فرستین
    خدا قوت
    واقعا همه بخش ها عالیه

  • سارا سرور

    خوب بود اما چرا همه اش ایرانی؟

  • sadaf

    khili khob bod manon az mail khobeton tashakor tashakor baz ham tashakor

  • sanaz

    فوق العاده بود ممنون

  • golnaz

    kheyli khoooooooooooooob bod mamnun

  • حبیب

    با سلام،زیبا و دلنشین بود

  • سهراب

    فوق العاده بود

  • مینا

    سلام من از ایران ویجی های عزیز سوال دارم و اون هم اینه که چطور میشه این کتابایی که معرفی میکونید رو از طریق سایت شما خریداری کرد؟ مرسی از سایت خوبتون.

    • احمدنیا

      با درود متاسفانه فعلا امکان فروش مستقیم از سوی ایران ویج امکان ندارد

  • سهیلا

    خداقوت کارخیلی خوبی انجام میدین کتابای مذهبی جدیدومعتبرهم معرفی کنیدممنون

  • aysel

    دستت درد نکنه داداشی:)

  • نام شما...

    ممنون عالیه کارتون

  • darya

    سلام.. مرسی اقای احمدنیا….
    خیلی خوب و به روز بود..
    مرسی

  • علي

    خيلي خوب وعالي بود

  • reyhaneh

    slm,chand vaght donbale kketabaye khoob boodam ,komake bozorgi bood, be omide inke hame ma ketab khan bashim merC

  • نام شما...

    افرين بر شما كارتون عاليه خسته نباشيد

  • همسايه

    تك تك ميل هاتون قشنگن.متشكرم.
    راستي مجموعه كتاب هاي شعر فاضل نظري هم خيلي ملموس و دلنشين هست . (آن ها-اشكهاي امپراطور-…)چون عجله دارم حضور ذهن ندارم .شرمنده
    مجددا دست مريزاد ميگم بهتون موفق باشين.

  • hasti

    واقعا ممنون خیلی خیلی عالی هستن همه کتابا باتشکر

  • امینی

    واقعا ممنون. مخصوصا واسه اون چند تا کتاب اولی

  • nasrin

    روی ماه خدارو ببوسو تازه خوندم زیبا بود از شما هم تشکر

  • vahidchangizy

    با سلام و خسته نباشید خدمت عوامل محترم ایران ویج ،
    ضمن تشکر از فعالیت های زیبا و شایسته گروه شما می خواستم ایمیل های “برگی از یک کتاب ” برایم ارسال نشود. البته سایر مطالبتان برای جالب است و کما فی السابق مشتاق دریافت آنها هستم.
    با تشکر وحید چنگیزی

  • zahra mohammadi

    سلام. من اولین باره که نظر میدم درباره ای میل ها، خیلی دوست داشتم نظر بدم چون همیشه عالی بود، اما در این مورد خاص نتونستم جلوی خودمو بگیرم. واقعاً بی نظیره.
    ممنون از ای میل های فوق العاده تون که حاضر نیستیم هیچ کدومشو بازنکرده رها کنیم. احساس میکنم وقتمو تلف نمیکنم و یادگیری در اونا خیلی زیاده.
    موفق و پیروز و سربلند باشید

  • leila

    سلام
    خیلی خوب بود
    ممنون
    واسه ترویج کتاب خونی ایده جالبی هستش
    اگه من هم بخوام عناوین ارسال کنم میشه راهنماییم کنید ؟
    سپاس…..

    • farnaz

      با درود مانند همین روشی که در ایمیل ارسال شد شما هم متن مورد نظر خودتون رو به ایمیل زیر ارسال کنید ahmadnia@iranvij.ir

  • نام شما...

    خیلی ممنون از معرفی کتابها ولی بهتر بو به انتشارات آنها هم اشاره می کردید . سپاسگزارم .

  • samira

    عالی بود واقعا لذت بردم

  • hamid

    ye dune bashi

  • behnaz

    salam, khaste nabashid.mataleb kheyli khob bod.azshoma mamnon

  • نويده

    معرفي كتابهاتون فوق العاده بود
    واقعا لذت بردم
    چند تاشونو خونده بودم
    باقي رو هم ترغيب شدم بخونم
    بازم ممنون

  • raha

    salam,kheili khob bod mer30

  • farnoush

    عالي بود ممنون من عاشق كتابم ازاينكه اين كار جالب رو انجام داديد بينهايت سپاس گذارم

  • معصوم

    من بیشتر کتابای این لیستو خوندم. واقعا عالیند…ممنون واقعا

  • معصومه

    خيلللللللللي عالي بود. دستون درد نكنه… عاشق ادبياتم… مرسي آقاي احمدنيا از مطالب خوب و جذابتون

  • مینا

    عالی بود خیلی دوست داشتم

;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

آخرین اخبار و مطالب

پربحث ترین های هفته

Sorry. No data so far.