• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » اخبار , حوادث » بازسازي صحنه جنايت مسلحانه در خانه ويلايي
    کد خبر : 835390

    بازسازي صحنه جنايت مسلحانه در خانه ويلايي

    بازسازي صحنه جنايت مسلحانه در خانه ويلايي Reviewed by Farnaz on Oct 6Rating: در ابتداي بازسازي صحنه جنايت ابتدا کارآگاه حسن نژاد (افسر پرونده) درباره چگونگي دستگيري متهم که فرامرز نام دارد توضيحاتي را ارائه کرد و سپس مالک منزل که ساعت ها با دست و پاي بسته در چنگ سارقان مسلح گرفتار شده بود،…

    بازسازي صحنه جنايت مسلحانه در خانه ويلايي Reviewed by Farnaz on Oct 6Rating:

    در ابتداي بازسازي صحنه جنايت ابتدا کارآگاه حسن نژاد (افسر پرونده) درباره چگونگي دستگيري متهم که فرامرز نام دارد توضيحاتي را ارائه کرد و سپس مالک منزل که ساعت ها با دست و پاي بسته در چنگ سارقان مسلح گرفتار شده بود، در برابر دوربين قوه قضاييه قرار گرفت و در حالي که از يادآوري صحنه هاي خشن، وحشت داشت به قاضي اسماعيل شاکر (قاضي ويژه قتل عمد در زمان حادثه)، گفت: شب بود و روي تخت خوابيده بودم. چون هوا گرم بود پنجره هاي اتاق را که رو به حياط و بهارخواب باز مي شد نبسته بودم. ناگهان در نيمه هاي شب و با صداي افتادن يک شي از خواب پريدم. در تاريکي اتاق جواني هيکل و سياهپوش را ديدم که مانند تک تيراندازها اسلحه ژ-۳ را طرفم گرفت و گفت: تکان نخور!در اين لحظه جوان ديگري که او نيز نقاب به چهره داشت و لباس هاي سياه پوشيده بود، پشت سر او وارد اتاق شد. من ابتدا فکر کردم نيروهاي انتظامي هستند چون آن ها چراغ قوه، سرنيزه، دستکش و بي سيم هم همراه داشتند. «م. ف» ادامه داد: آن ها مرا به اتاق ديگر منزل بردند و به صورت نشسته با طناب محکم به تخت بستند. بعد از آن هم دست و پاهايم را با کابل برق و طناب به هم بستند تا نتوانم حرکت کنم. هنوز گيج بودم که آن ها کتک زدن را شروع کردند. يکي از آنان کاغذي را برداشت و سوالاتي را که از من مي پرسيد، مي نوشت.او مي گفت: اين خانه مال کيست؟ کارت اعتباري، عتيقه و سکه ها کجاست؟ سندها کجا هستند و سوالاتي از اين قبيل مي پرسيدند اما اگر به سوالي پاسخ نمي دادم به شدت مرا مي زدند. مي گفتم من عتيقه ندارم، من کارگري هستم که با وانت کار مي کنم اما گوش  آن ها بدهکار نبود. مرگ را مقابل چشمانم مي ديدم. «م. ف» در حالي که آثار باقي مانده از جراحت ها را روي بدنش نشان مي داد، افزود: خيلي مرا شکنجه کردند و من فقط مي لرزيدم، مي دانستم آن ها مرا مي کشند. ۳کارت اعتباري دستم بود که با شماره رمز آن ها را از من گرفتند. ساعت حدود ۱۰شب بود که با دندان هايم توانستم کابل برق را از دستم باز کنم، آن ها مرا در اتاق تنها گذاشته بودند و اتاق هاي ديگر را مي گشتند، اما هرچند دقيقه از لاي در به داخل اتاق نگاه مي کردند. وقتي توانستم پاهايم را هم باز کنم تمام بدنم گرفته بود. چند بار خم و راست شدم، فکر کردم آن ها رفته اند اما وقتي از پشت بام صدايي شنيدم فهميدم که تعدادي از آن ها در پشت بام هستند. يک ميله آهني برداشتم يکي از آن ها کلت کمري در دست داشت و ديگري نيز اسلحه ژ-۳ را به کنار مبل تکيه داده بود. وقتي در را باز کردم او سريع کلت خود را کشيد و متوجه من شد ديگر چاره اي نداشتم به التماس افتادم که شليک نکند. يکي از آن ها به طرف من آمد و با هم درگير شديم. من که مدتي رزمي کار بودم فقط وقتي روي زمين افتادم شلوارش را گرفتم و در حين درگيري به اتاق ديگر فرار کردم. وقتي او به طرف ژ-۳ رفت من فقط در عرض يک ثانيه خودم را به روي پنجره پرت کردم و با شکسته شدن شيشه پنجره به آن طرف بهارخواب افتادم و فرياد زدم کمک! کمک!در اين هنگام همسايه ها که متوجه موضوع شده بودند روي ديوار آمدند و جوان مسلح که اين وضع را ديد به داخل اتاق رفت و من هم در حالي که خون آلود بودم به بيرون فرار کردم اما دزدان ديگر وانت مرا برداشته و همه اموال را با آن برده بودند. با تماس همسايه ها اورژانس و پليس گشت به محل آمدند. من با گوشي تلفن همراه يکي از افراد حاضر در محل با برادرم تماس گرفتم و موضوع را به او گفتم. زماني که برادرم رسيد، گشت موتوري کلانتري هم آمد، گفتم فردي که داخل است اسلحه دارد. برادرم مي خواست داخل برود که اورژانس مرا با خود برد. پس از اظهارات شاکي پرونده که ساعت هاي سختي را گذرانده بود، فرامرز متهم به جنايت مسلحانه لب به اعتراف گشود. قاضي شاکر از او خواست تا مواظب اظهارات خود باشد و حقايق را بيان کند. وي در حالي که با خونسردي سخن مي گفت، در پاسخ به مقام قضايي که گفت ماجراي سرقت مسلحانه و جنايت را توضيح بده؟ گفت سرقت مسلحانه را قبول ندارم چرا که من سرقتي انجام ندادم. چند روز قبل از حادثه به شاکي مظنون شده بودم و احتمال مي دادم يک فلش مموري که حاوي تصاوير خانوادگي ام باشد در دست اوست به همين دليل از يک فرد افغاني خواستم تا به منزل او برود و دست و پاهايش را ببندد تا من بيايم و از او انتقام بگيرم. آن شب نيز آن فرد افغاني که احمد نام دارد مرا با خودروي ۲۰۶ به در منزل آن ها رساند. او به من گفت: الان «م. ف» در منزل خودش است و دست و پاي او را بسته ايم مي توانيم به آن جا برويم. وقتي به محل رسيديم او مرا پياده کرد و خودش رفت. من هم به خاطر کينه اي که از او داشتم (البته او مرا نمي شناخت، به همين دليل هم گفته بودم چشم هايش را ببندند تا مرا نشناسد)، خيلي کتکش زدم.اما وقتي خود را از پنجره بيرون انداخت و همسايه ها جمع شدند من از پله هاي داخل خانه به زيرزمين رفتم و کنار آبگرمکن مخفي شدم. يک جوان لباس شخصي در تاريکي وارد زيرزمين شد و من هم به سمت او تيراندازي کردم که بعد از آن ماموران آمدند و يکي از آن ها گلوله اي به دستم شليک کرد که من فرياد زدم تسليم! تسليم! و آن ها سپس به دستانم دستبند زدند و به بيمارستان بردند.

    وي در ادامه افزود: من جنايت کردم و جان جواني را گرفتم. اگر اعدامم نکنند من خودم را مي کشم. من کشتن برادر شاکي را قبول دارم اما در سرقت مسلحانه شرکت نداشتم. پس از اظهارات متهم، ۳ تن از ماموران انتظامي کلانتري نجفي که در اين عمليات شرکت داشتند، به تشريح چگونگي ماجرا پرداختند و شليک هاي انجام شده را از نظر فني و پليسي مورد بررسي قرار دادند.

    بنابراين گزارش، پس از پايان بازسازي صحنه جنايت، قاضي اسماعيل شاکر دستور انتقال متهم به زندان را با صدور قرار بازداشت موقت صادر کرد تا پس از دستگيري ديگر متهمان اين پرونده، درباره چگونگي سرقت مسلحانه نيز تحقيق شود. 
     
    سابقه خبر
     
    شايان ذکر است، در تاريخ 91.3.14 ماموران انتظامي با اطلاع از يک سرقت مسلحانه به خيابان ارغوان در شهرک طالقاني مشهد عزيمت کردند، اما هنوز ماموران در حال بررسي چگونگي ورود سارقان به منزلي بودند که سارق مسلح در آن مخفي شده بود که برادر (صاحب منزل) به محل حادثه رفت او به دنبال سارق مسلح مي گشت که ناگهان در تاريکي زيرزمين مورد اصابت گلوله قرار گرفت و جان خود را از دست داد. با شنيدن صداي شليک ماموران انتظامي وارد زيرزمين شدند و با مجروح کردن سارق مسلح وي را دستگير کردند.

    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۰)



    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.