• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » اخبار , ورزشی » حرفهای نگفته و جالب چیرو بعد از10سال
    کد خبر : 82317

    حرفهای نگفته و جالب چیرو بعد از10سال

    حرفهای نگفته و جالب چیرو بعد از10سال Reviewed by Aryan on Nov 3Rating: میروسلاو بلاژویچ با سایت گل گفت‌وگوی مفصلی انجام داده و حرفهای جالبی زده که خواندن آن خاطرات گذشته را تداعی میکند،گفت وگوی وی را در زیر بخوانید: گفت‌وگو با میروسلاو بلاژویچ همانطور كه انتظار داشتیم خیلی سریع گر گرفت. امروز 10سال بعد…

    حرفهای نگفته و جالب چیرو بعد از10سال Reviewed by Aryan on Nov 3Rating:

    میروسلاو بلاژویچ با سایت گل گفت‌وگوی مفصلی انجام داده و حرفهای جالبی زده که خواندن آن خاطرات گذشته را تداعی میکند،گفت وگوی وی را در زیر بخوانید:

    گفت‌وگو با میروسلاو بلاژویچ همانطور كه انتظار داشتیم خیلی سریع گر گرفت. امروز 10سال بعد از شبی بود كه او ناگهان ایران را ترك كرد. درست در لحظاتی كه همه فكر می‌كردیم او به دلیل علاقه شدید مردم اقامت خود را تمدید خواهد كرد. چیرو سال‌ها بعد تكیده‌تر و مسن‌تر به فوتبال ایران بازگشته تا مأموریت ناتمامش را به پایان برساند. هنوز سر جای خودمان ننشسته‌ایم كه او می‌گوید:اگر امسال با مس قهرمان نشوم سال دیگر می‌شوم و این یعنی چیرو ذره‌ای تغییر نكرده است. لحظاتی بعد گفت‌وگو آغاز شد و ما میهمان ادبیات محشر و استثنایی او بودیم درست مثل همان روزهای قبل، زمانی كه با رضا چلنگر كلمات را گداخته می‌كرد و در دامن روزنامه‌چی‌ها می‌انداخت. این گفت‌وگو ویژه را میهمان ما باشید.

    دوست دارم از 10سال پیش حرف بزنیم شما ناغافل از ایران رفتید و به سوالات پاسخی ندادید. چیزهایی كه بعد از بازگشت به ایران گفته‌اید حرف‌هایی است كه در آخرین روزهایتان در ایران می‌زدید. درباره شكست مقابل بحرین گفته‌اید كه كتابی نوشته‌اید كه بعد از مرگ منتشر خواهد شد اما من فكر می‌كنم چنین كتابی وجود ندارد. اشتباه كه نمی‌كنم؟

    نه به جان خودم، این كتاب وجود دارد. من همه اتفاقات آن روزها را به دقت نوشته‌ام و آن كتاب را تقدیم مرگ بزرگی خواهم كرد كه در تمام لحظات كنار من بود. مرحوم رنجبر كه خیلی دوست داشت مثل من به جام جهانی برویم اما ما نهایتا با چشمان پر از اشك مجبور به خداحافظی از مسابقات جام جهانی شدیم. به هر حال تا مرگ من صبر بكنید و بعد این كتاب را بخوانید.

    چرا بعد از مرگ تصمیم به انتشار آن دارید؟

    چون وقتی مرده باشم كسی نمی‌تواند دوباره مرا بكشد.

    جدایی شما از تیم ملی در شرایطی اتفاق افتاد كه جو عمومی و آقای صفایی فراهانی دوست داشتند شما كارتان را ادامه بدهید اما شما شغل سرمربیگری تیم ملی ایران را رها كردید و برانكو این كار را برعهده گرفت.

    برانكو توصیه من بود به آقای فراهانی. من با شوك بزرگی دست و پنجه نرم می‌كردم و حقیقتا نمی‌توانستم از آن فضای ذهنی بیرون بیایم بنابراین تصمیم گرفتم بروم موقع رفتن هم به آقای فراهانی اطمینان دادم كه برانكو حتی می‌تواند بهتر از من تیم ملی را هدایت كند. البته این كار ساده‌ای نبود چون آقای صفایی فراهانی به برانكو اطمینان نداشت وقتی ما برای جلسه به دفتر ایشان می‌رفتیم او اجازه نمی‌داد برانكو در جلسه حضور پیدا كند. او به من می‌گفت طوری كه تو تیم را تمرین می‌دهی و رهبری می‌كنی از پس برانكو برنمی‌آید و من هم در پاسخ می‌گفتم پرفسور مغز من است و تفكر من و من با نظر او كار می‌كنم كه البته واقعیت هم نداشت(می‌خندد) …

    اما این كار به یك نتیجه خیلی خوب منتهی شد. برانكو تیم ملی را به جام جهانی برد و ما یك تورنمنت عالی در جام ملت‌ها پشت سر گذاشتیم.

    خدا خودش می‌داند كه من چقدر این ملت و این كشور را دوست دارم و خیلی خوشحال شدم كه این اتفاق با برانكو رخ داد، كاری كه من نتوانستم انجام بدهم و دینم را به مردم شما ادا كنم.

    اما شما هم كارهای مختلفی در ایران كردید. از جمله اینكه فضای دو قطبی در تیم ملی با حضور شما از بین رفت، بازیكنان شهرستانی به تیم اضافه شدند و شكل تیم ملی بهتر شد. اما تیم ملی ایران در دوره شما به حق‌اش نرسید.

    وقتی تیم ملی عربستان در جام جهانی 8 گل از آلمان خورد من از تماشای این بازی آنقدر عصبانی شدم كه می‌خواستم خودم را از پنجره به بیرون پرتاب كنم. این لعنتی‌ها جای ما را در جام جهانی پر كرده بودند. در حالی كه استحقاقش را نداشتند. بازیكنان ایرانی شجاع و جسورند و فقط بلوغ تاكتیكی كمی دارند و بنابراین حقشان است كه به عربستان، قطر، عمان، بحرین و … مسلط باشند. در حال حاضر هم خیلی متأسفم كه ایرانی‌ها زیر دست ژاپن، كره جنوبی و استرالیا قرار گرفته‌اند اما این مسأله مدت زیادی دوام نخواهد آورد. ما در همین بازی‌های مقدماتی به آنها مسلط خواهیم شد. ما در بازی مقابل قطر كه به نظر من بهترین بازی ما در مسابقات مقدماتی بوده است قطری‌ها را در زمین سقط كرده‌ایم و این خوشحال‌كننده است چون نشان می‌دهد مربی فعلی تیم ملی درس‌های خوبی را به بازیكنان داده است.

    از جام جهانی 2002 صحبت كردید كه در غیبت ما به پایان رسید. اگر شما با تیم ایران در آن رقابت‌ها شركت می‌كردید چه نتیجه‌ای به دست می‌آوردید؟

    به نظر من ما ترتیب همه تیم‌ها را می‌دادیم. در جام جهانی 1998 وقتی وارد رقابت‌ها می‌شدیم من ادعا كردم كرواسی قهرمان جهان می‌شود اما همه به من خندیدند حتی زنم به من گفت كه تو دیوانه شدی ولی خودتان دیدید كه در آن مسابقات حضور پیدا كردیم و درخشیدیم و به مقام سوم جهان رسیدیم در حالی كه اگر هدف من سومی بود در دور مقدماتی حذف می‌شدم. من مطمئنا با همین ذهنیت وارد جام جهانی می‌شدم … بیایید در مورد آن مسابقات حرف نزنیم چون غم تمام وجود من را می‌گیرد.

    برداشتی كه از آن رقابت‌ها كردید چه بود؟

    كاری كه هیدنیك با كره جنوبی كرد راه را نشان داد. به نظر من استفاده از مربیان بزرگ اروپایی كاری است كه باید در دستور كار كشورهایی مثل ایران قرار بگیرد چون آنها چیزهایی برای یاد دادن دارند اما اینكه من روی اروپایی بودن مربی تأكید می‌كنم هر مربی خارجی. این مربی باید از مربیان شما كه سطحشان بسیار بالا رفته باید خیلی بهتر باشند. مربی‌ای كه من از آن صحبت می‌كنم یك استراتژیست است. كسی كه بتواند مفهوم بازی را درك كند، عربستان در جام جهانی 2002 فاقد یك مربی خوب بود و دیدید كه چه بلایی سرش آمد.

    در این سال‌ها فوتبال ملی ایران را تعقیب می‌كردید؟

    بله، من همیشه حواسم به تیم شما بوده انگار كه همچنان تیم خودم هست. این را گوش کنید; یك بار من سرمربی دیناموزاگر بودم. ما بهترین تیم كرواسی بودیم و 6ملی‌پوش داشتیم و ایران برای یك بازی دوستانه مقابل ما ایستاد. مربی تیم شما برانكو بود، من قبل از بازی مصاحبه كردم و گفتم روز سختی خواهیم داشت اما هیچ كس حرف من را قبول نداشت و گفتند دینامو ایران را چپ و راست می‌كند اما ایران ما را 2 بر یك برد. در آن بازی هیچ كس به گرد پای علی كریمی نمی‌رسید و شما تیم من را چپ و راست كردید. من می‌دانستم قدرت ایران چقدر است.

    حالا بگذارید قصه دوم را تعریف كنم. من سرمربی تیم بونسی هرزه‌گوین بودم و ظرف سه روز بلژیك را در دو بازی رفت و برگشت كوبیدیم و كارش را ساختیم. ترك‌ها را هم به زیر خودمان كشیدیم. در این گروه مقدماتی ما بودیم و اسپانیا ،من تیمی داشتم كه برای از پا درآوردن یك گاومیش نیروی كافی داشت اما ناگهان ایران از راه رسید، یك بار دیگر تكرار می‌كنم ما پنجه در پنجه اسپانیا بودیم و نبرد نهایی بین ما دو تیم بود اما جلوی ایران بازی كردیم و اتفاق دیگری افتاد؛ اول بازی كاپیتان تیم شما جواد نكونام آمد من را بغل كرد و هر دو بغض كردیم بعد بازی شروع شد ما پدر ایران را درآوردیم. دو گل زدیم و منتظر گل‌ها بعدی بودیم اما یكهو تا آمدم به خودم بجنبم دیدم 3 بر 2 بازی را باختیم. بله این تیم ایران بود، تیمی كه به نظر من جایش در صدر آسیاست.

    در آن بازی ما فكر می‌كردیم بلاژویچ عمدا تیم را ضعیف چیده تا به ما ببازد. در طول بازی هم كت سفیدی پوشیده بودید و مدام با تماشاگران مشغول بودید؟

    یكسری آدم‌های كج فهم در آنجا من را متهم كردند ولی من حتی به مادر خودم هم اجازه نمی‌دهم این كار را با من بكند. فوتبال زندگی من است و من برای سلامت آن ارزش قائلم، من حتی فكرش را هم نمی‌توانم بكنم كه یك مسابقه را رها كنم. به همین دلیل است كه در كرواسی اعتبار هم از دست رفته به جز چیرو. آن شب خیلی دلم می‌خواست ایران را ببرم چون می‌خواستم به همه ایرانی‌ها ثابت بشود كه هنوز رئیس منم و زنده‌ام ولی این اتفاق نیفتاد.

    از بین بازیكنانی كه شما به تیم ملی آوردید ابراهیم میرزاپور با وجود اینكه سال‌ها بازی كرد هیچ وقت ستاره نشد فكر می‌كنید علتش چه بود؟ جالب اینكه او در جام جهانی همان نقط ضعف قدیمی خود را كه شوت زدن بود نشان داد.

    من می‌بینم كه ابراهیم هنوز هم دروازه‌بانی می‌كند و به نظر من اگر او آن قدرت واقعی دروازه‌بانی را نداشت هرگز نمی‌توانست اینقدردوام بیاورد. من ادعا نمی‌كنم كه حق با من است ولی ابراهیم گلر شجاعی بود كه در زمان خودش من را تحت تأثیر قرار می‌داد. من شارژ می‌شوم وقتی می‌بینم كه هنوز با بازوبند كاپیتانی به میدان می‌رود و دروازه‌بانی می‌كند.

    علی كریمی را خیلی دوست داشتید، نظرتان درباره او چیست؟

    او استعداد و شرایطی را داشت كه شایسته بازی در رئال مادرید و بارسلونا است ولی متأسفانه یك نقص بزرگ دارد و آن این است كه بیش از حد ایرانی است و به همین دلیل او هرگز نتوانسته در فوتبال بین‌المللی برای خود جای بزرگی دست و پا كند. علی به سختی می‌تواند خودش را با محیط‌های جدید تطبیق بدهد و حتما می‌دانید كه قبل از بازی بحرین هم برای من مشكل ایجاد كرد.

    سر همبرگر؟

    اجازه بدهید توضیح بدهم. قبل از بازی من در هتل نشسته بودم كه آقای رنجبر آمد و به من گفت علی كریمی می‌گوید نمی‌خواهد در هتل غذا بخورد من به سرعت بلند شدم و سراغش رفتم. رنجبر می‌گفت غذا را با دست هل داده و گفته كه نمی‌خورم. من خودم را به رستوران هتل رساندم دیدم یك ظرف ماكارونی جلوی اوست دستم را پشت گردنش گذاشتم و گفتم بخور، بخور پدرسوخته (فریاد می‌زند). عصبانی شدم و داد می‌زدم و او هم مجبور بود اطاعت كند.

    رضا جمله شما را ترجمه می‌كرد؟

    بله دقیقا با همان زنگ صدایی كه من دارم ترجمه می‌كرد و داد می‌زد بخور!

    علی كریمی حالا كه به اواخر فوتبالش رسیده بازیكن خیلی مسئولی شده و شخصیت ویژه‌ای برای پرسپولیس است. ما همه حسرت می‌خوریم كه كاش زودتر پخته می‌شد.

    من از بازی علی كریمی لذت می‌برم. پاس‌هایی كه او می‌دهد چشم دارند و همیشه بهترین راه‌ حل‌ها را باید از او خواست. او وقتی تصمیم می‌گیرد تا به عنوان یك تك‌نواز حركت كند شما شیری را می‌بینید كه حركت می‌كند. فوق‌العاده است، فوق‌العاده است. در بازی ما با پرسپولیس وقتی شنیدم كه قرار نیست جلو ما بازی كند كل روز از مسئولان تیم می‌خواستم كه خبر دقیق را كسب كنند. آخر سر وقتی فهمیدم كه او نیست مصاحبه كردم و گفتم دخل پرسپولیس را می‌آوریم اما اگر كریمی در تیمشان بود غلط می‌كردم كه دخلشان را بیاوریم!

    شما با علی دایی هم بازی كردید او امسال تبدیل به محبوب‌ترین چهره فوتبال ایران شده و مردم حالا به نحو عجیبی دوستش دارند. شما هم ظاهرا خیلی به او علاقه دارید؟

    خیلی خوشحالم برای علی كه همچنان بزرگ مانده است. بگذارید یك مثال از او بزنم یك‌بار ما از ورزشگاه بیرون می‌آمدیم كه دیدیم اتوبوس ایستاد، پرسیدم كه چه شده. به من گفتند كه چند زن روی زمین خوابیده‌اند و تو را صدا می‌كنند علی دایی برگشت به من گفت خدا را شكر حالا كه شما آمده‌اید دیگر مرا صدا نمی‌كنند! من علی دایی را می‌پرستیدم. در بازی عربستان او گلی زد كه فقط خودش می‌توانست بزند من داشتم می‌لرزیدم و دیدم كه 140هزارنفر در ورزشگاه داریم می‌لرزیم اما همه ته دلمان قرص بود كه علی دایی می‌تواند گل بزند … دایی بسیار سزاوار چیزی است كه شما راجع به او گفته‌اید چون او یك وطن‌پرست بزرگ، یك فرد مذهبی بزرگ و یك ورزشكار عالی است و زمانی كه فوتبال ایران ناشناس بود او موفق شد شما را در سطح دنیا مطرح كند.

    ما بعد از دایی هیچ كس را نداشته‌ایم كه بتواند گل بزند؟

    بالاخره یكی مثل علی دایی پیدا می‌شود كه مشكل گلزنی شما را حل كند اما او یك عظمت حماسه‌ساز است كه از نظر شخصیتی كمتر مشابه‌اش را خواهید دید. من در بازی‌ای كه با آنها داشتیم نمی‌توانستم به رویارویی فكر كنم چون واقعا به او وابسته‌ام.

    او را كه دیدید چه حسی داشتید؟

    تنها فرق‌اش با گذشته این بود كه خیلی لاغر شده(می‌خندد). یك روز به پوشكاش گفتند كه تو چرا اینقدر چاقی و او جواب داد علتش این است كه روزنامه نمی‌خوانم. علی دایی هم مثل پوشكاش اصلا روزنامه نمی‌خواند.

    اگر قرار باشد راجع به یك اشتباه خاصتان در دوره مربیگری تیم ملی ایران صحبت كنید به كدام مورد اشاره می‌كنید؟

    من اشتباهات زیادی كردم. اگر در گذشته عقل امروز را داشتم حتما كرواسی را قهرمان جهان می‌كردم.

    یعنی الان مربی بهتری هستید؟

    بدون شك، هرگز مربی بهتری مثل حالا نبودم. تجربه یكی از ابزار مهم مربیگری است.

    آیا شما در زمینه استفاده از خداداد عزیزی اشتباه نكردید؟

    همین حالا می‌توانید از آدم‌های مختلفی سوال كنید و خودتان ببینید كه نظرهای مختلفی وجود دارد. اما در مورد خداداد شنیده‌ام كه او با همه مربیان خارجی كه بعد از من به ایران آمده‌اند دشمنی كرده، البته من عزیزی را پذیرفتم چون عده‌ای مرا متقاعد كردند كه او را برگردانم. بله، من از عزیزی متنفر نیستم بلكه او را دوست دارم اما به شرط اینكه از آن خانه من دور باشد!

    چیز خاصی در اخلاق او بود كه شما را ناراحت می‌كرد؟

    یك غرور بیجایی داشت، یك غرور بیجا و بدون پشتوانه. او یك تیپ منفی است كه كل جو را علیه من مسموم می‌كرد. من هم گفتم تو كی هستی كه بخواهی از من بزرگتر باشی، برو بیرون دیگر نبینمت. او خداداد عزیزی بود اما اگر خود پله هم بود می‌انداختمش بیرون.او به تنهایی می تواند نظم ارکستر فیلارمونیک اتریش را به هم بریزد

    در آن مقطع پرویز برومند و مهدی هاشمی‌نسب هم مشكلاتی برای تیم ملی ایجاد می‌كردند. ما بعدا چیزهای وحشتناكی درباره آنها شنیدیم جالب است كه حالا هاشمی‌نسب دوست صمیمی خداداد است.

    به هر حال آنها همدیگر را پیدا می‌كنند.

    آیا این راست است كه بعضی از بازیكنان در اتاق بعضی دیگر ادرار كردند؟

    من این را متعاقبا شنیدم ولی اگر همان لحظه می‌شنیدم و اطلاعات سر وقت به دست می‌رسید همه چیز را عوض می‌كردم.

    شما این مشكل را داشتید كه بازیكنان تیم ملی در دوره شما چندان تربیت شده نبودند و از نظر شخصیتی خودشان را مقید به رعایت برخی از مسائل نمی‌كردند.

    بله، این از مشكلات همیشگی من بود. یكبار در اردوی اتریش 45 دقیقه آنها را آزاد كردم تا به شهر مجاور بروند بعد یكی از آنها با یكجور مریضی كه نمی‌توانم اسمش را به زبان بیاورم به اردو برگشت. ما كلا بازیكن این تیپی زیاد داشتیم. در اردو من قصاب مسلمان آورده بودم تا همه چیز متناسب با شریعت باشد اما پرویز برومند گفت من غذا نمی‌خورم چون بوی غذای ایرانی را احساس نمی‌كنم. من هم گفتم وسایل‌ات را ببند و به ایران برگرد، هاشمی‌نسب را هم می‌خواستم اخراج كنم. به آقای رنجبر گفتم بلیت این‌ها را بده تا به ایران برگردند. با این روش مدتی آرامش برقرار شد اما خب دوباره مشكلات به وجود آمد و من مجبور شدم آنها را اخراج كنم.

    آقای بلاژویچ در این سال‌ها بزرگترین بازیكنانی كه با او كار كرده‌اید چه كسی بوده؟

    از همه بزرگتر داور شوكر به عنوان یك گلزن اما من این افتخار را داشته‌ام كه دیدیه دشامبر زیر دستم باشد یا بوبان و پروسینچكی اما آلن بوكشیچ از همه این‌ها بهتر بود.

    ادین ژكو چی؟

    اولین بار كه دیدمش جلوی همه خبرنگارها صدایش كردم و گفتم هی تو گوش كن تو قرار است از زلاتان ابراهیمویچ هم بازیكن بهتری بشوی. او جا خورد ولی من می‌دانم كه او از زلاتان بهتر است. ژكو یك گلزن بزرگ است كه هر چقدر هم بگذرد بزرگتر خواهد شد.

    سوال آخر ما هم در مورد برانكوست هر وقت درباره شما از برانكو سوال می‌كردیم او جواب سرراستی به ما نمی‌داد؟

    ایوانكویچ 10سال دستیار من بود و آدم بسیار صدیقی بود ولی همواره در سایه من قرار می‌گرفت و شاید طبیعی است كه بعضی عقده‌ها را به خودش بگیرد.

    اما به نظر تركیب خوبی بودید؟

    بله، اگر اینطور نبود كه 10سال با هم دوام نمی‌آوردیم. ولی من انتظارم از برانكو این بود كه كمی نسبت به من مهربان‌تر باشد چون او موفقیت خود در فوتبال را مدیون من است. حرفی كه شما به من زدید مرا ناراحت كرد ولی هر كس طبیعت خودش را دارد، من اینطور آدمی هستم و به همین خاطر یك رهبر واقعی شدم. برانكو همیشه هر وقت با من بود از من تعریف می‌كرد و در مصاحبه‌ها می‌گفت از نظر شخصیتی و سرعت تصمیم‌گیری كسی را در حد من سراغ ندارد اما آن موقع زیر دست من بود. كاش وقتی از من جدا شده بودم هم این حرف‌های خوب را پشت سر من می‌زد.

    از شما متشكریم كه در این مصاحبه شركت كردید، راستش اصلا عوض نشده‌اید.

    بله، چیرو هیچ وقت تغییر نمی‌كند.

    کلیدواژه ها :
    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۰)



    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.