• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » اخبار , اخبار سینما , فرهنگی و هنری » ناگفته های فلور نظری از سریال چمدان
    کد خبر : 770862

    ناگفته های فلور نظری از سریال چمدان

    ناگفته های فلور نظری از سریال چمدان Reviewed by Farnaz on Sep 5Rating: او از نقش‌هاي پيشنهادي گلايه مي‌كند و به واسطه ضعف غالبي كه در داستان‌پردازي و شخصيت‌پردازي اكثريت قريب به اتفاق فيلمنامه‌ها وجود دارد، كمتر در قاب تلويزيون ظاهر مي‌شود. وي حضور خود را در كارهاي تلويزيوني در وهله اول اداي دين به…

    ناگفته های فلور نظری از سریال چمدان Reviewed by Farnaz on Sep 5Rating:

    او از نقش‌هاي پيشنهادي گلايه مي‌كند و به واسطه ضعف غالبي كه در داستان‌پردازي و شخصيت‌پردازي اكثريت قريب به اتفاق فيلمنامه‌ها وجود دارد، كمتر در قاب تلويزيون ظاهر مي‌شود. وي حضور خود را در كارهاي تلويزيوني در وهله اول اداي دين به مردم مي‌داند، هيچ‌كدام از كارهايش را ايده‌آل نمي‌داند و معتقد است كه هنوز هم در محضر استادان و مردم عزيز كشورش درس پس مي‌دهد. به واسطه مشغله كاري و سفري كه پيش رو داشت، گفت‌وگوي ما با او در خصوص بازي‌اش در سريال «چمدان» به تعويق افتاد. نظري در سريال چمدان نقش «پوران» را كه يك كلاهبرداري حرفه‌اي بود بازي كرده و از اين كاراكتر انساني چند‌وجهي خلق و ارائه كرده است. گفت‌وگوي ما را با فلور نظري در ادامه اين نوشتار مطالعه بفرماييد. 

    به خاطر دارم اوايل سال گذشته كه با هم صحبت مي‌كرديم، شما به بازي‌تان در سريال چمدان اشاره كرديد و گفتيد نقش خانواده‌اي را بازي مي‌كنيد كه داستان حول زندگي آنها مي‌چرخد و به نوعي شما نقش اول را بازي خواهيد كرد اما در خروجي كار اين اتفاق حادث نشد، چرا؟

    راستش دقيقاً ۱۸ فروردين سال گذشته بود كه براي بازي در سريال چمدان دعوت شدم و من هم به دفتر آقاي ملكان رفتم و در صحبت‌هايمان آقاي ملكان به من گفتند شما نقش اصلي كار هستيد و يك عده ديگر هم نقش‌هاي محوري دارند و يك عده ديگر هم مهمان هستند و در قسمت‌هايي بازي مي‌كنند و مي‌روند، اما شما از قسمت‌هاي پنجم ششم وارد داستان مي‌شويد و تا آخر داستان با آقاي فتحعلي اويسي و خانم اكرم محمدي با هم بازي خواهيد داشت. براي همين قرار بر اين شد كه در همان پنج شش قسمت اول بازيگران مهمان وارد داستان شوند و چمدان را در اين پنج شش قسمت به دست آدم‌هاي اصلي داستان برسانند. اين كار عملي شد اما ظاهراً آقاي ملكان از نتيجه كار راضي نبودند، براي همين بازيگران مهمان را رد كردند و آقايان مهران غفوريان، عزت‌الله رمضاني‌فر و خانم شهره لرستاني را دعوت كردند و با اين سه هنرمند قسمت‌هاي مورد بحث سريال را كار كردند و قسمت‌هاي ضبط شده را همانطور كه ديديد در اول داستان آوردند، اما خود من هم نفهميدم چرا اينطور شد، چون آنچه آقاي ملكان در ابتدا به من گفتند با آنچه كه در نهايت ضبط شد و روي آنتن رفت، خيلي متفاوت بود. 

    اگر اشتباه نكنم گويا فيلمنامه چمدان موازي با ضبط نوشته مي‌شد، درست است؟

    بله. همينطور بود. 

    فكر نمي‌كنيد اين شيوه ناشايستي كه ضبط و نگارش فيلمنامه توأمان كار مي‌شود، به كليت قصه ضربه زده و تعهدات آقاي ملكان را تحت‌الشعاع قرار داده است؟

    قطعاً چنين موردي در نتيجه كار دخيل بود، چون برداشت‌هاي هر روز بستگي به جو صحنه، موقعيت‌هاي پيش آمده و حال و احوال خود آقاي ملكان به عنوان نويسنده و كارگردان داشت، طبيعي است كه چنين عملكردي به مراتب مشكلاتي را هم در پي دارد. 

    كار در چنين فضايي، غالباً بازيگران را نگران و مستأصل و حتي وازده مي‌كند. با اين وجود خود شما چگونه عمل كرديد؟

    راستش من در چنين شرايطي سعي كردم به جاي نگراني از اينكه قصه و فيلمنامه آماده نداريم و نگراني‌هاي ديگر بيشتر به نقش پوران نزديك شوم و از تجربيات شخصي‌ام كه در طول اين سال‌ها جمع كرده‌ام، استفاده كنم. 

    اتفاقاً با نگاهي به كليت بازي‌ها مي‌شد دريافت كه غالب بازيگران قديمي با تكيه بر تجربيات خود در داستان حضور دارند و از اين بابت كار خاصي كه نتيجه كارگرداني و بازي گرفتن از بازيگران باشد ديده نمي‌شد. شما اين را قبول داريد؟ 

    به هر حال بازيگران خيلي خوبي در سريال چمدان حضور داشتند؛ بازيگراني كه بعضاً سه دهه تجربه در پشت بازي‌هاي خود دارند. مسلماً حضور چنين كساني در يك كار نتايج خوبي به همراه خواهد داشت. 

    آنگونه كه از شواهد و اظهارنظر خيلي از مخاطبان برمي‌آمد، ظاهراً از زماني كه بازي شما و آقاي اويسي و خانم محمدي شروع و حكايت به شما واگذار مي‌شد، فضاي داستان گرم‌‌تر و گيراتر مي‌شد، آيا اين مورد هم شامل اصل حضور بازيگران پيشكسوت مي‌شد؟

    بله. اتفاقاً همين مورد را من بارها شنيدم و در زمان اقامتم در خارج از كشور خيلي از هموطنان كه سريال را دنبال مي‌كردند، مي‌گفتند كه با ورود شما (آقاي اويسي، خانم محمدي، بچه‌هايشان و من و آقاي مظلومي) داستان شروع به جذب مخاطب مي‌كرد و هرچه كه داستان پيش مي‌رفت جالب‌تر و هيجان‌انگيزتر مي‌شد. گرچه مردم و هموطنان خوبمان هميشه به ما بازيگران محبت داشته‌اند اما جداي از آن عامل گيرايي داستان را در اين مقطع مي‌شود تحليل و پرداخت كرد و ثابت كرد كه چنين مقوله‌اي شانسي و اتفاقي صورت نگرفته است، چون بازي‌ها با هم چفت و بست داشت و به صورت رفع تكليفي كار نشده بود. 

    فكر كنم چنين بحران‌هايي زماني تشديد مي‌شود كه يك فرد مشخص در مقام نويسنده، كارگردان و تهيه‌كننده يك سريال قرار مي‌گيرد، نظر شما چيست؟

    بله، قطعاً همينطور است، چون طبيعي است كه يك بازيگر گاهي با موردي مشكل پيدا كند، مثلاً گاهي نياز است با تهيه‌كننده درباره كار با كارگردان حرف بزني، مي‌بيني هر دوي آنها يك نفر است. گاه اين بحث بايد بين نويسنده و كارگردان يا نويسنده و تهيه‌كننده مطرح شود. در حالي كه نويسنده، كارگردان و تهيه‌كننده يك نفر است، بنابراين همين مسئله كه به ظاهر هيچ مشكلي را در بطن خود ندارد، باعث ركود و ريزش مخاطب يك كار نمايشي مي‌شود. 

    از نقش «پوران» بگوييد.

    پوران يك خانم زبل و زرنگ و باهوش است كه آنطور كه بايد و شايد موقعيت‌هاي بازي او نشان داده نشد، چون در چند سكانس هوش و زرنگي او بيشتر نمودار مي‌شد اما متأسفانه آن سكانس‌‌ها روي آنتن نيامدند، شايد اصلاحيه به آنها خورده، به هر حال اين آدم اشراف كاملي روي شوهرش دارد و تقريباً موتور پيش‌برنده شوهرش است. در واقع همه اين موارد باعث شد كه من همكاري پروژه چمدان را بپذيرم، چون از همان ابتدا قابليت‌هايي در كاراكتر پوران ديدم كه جاي كار زيادي داشت. 

    خود كاراكتر پوران چقدر در بسط و گسترش و تأثيرگذاري بر داستان نقش داشت؟ 

    خيلي، چون داستان اصلي راه خود را مي‌رود، يعني قرار است كه چمدان به خانواده اكبر آقا برسد و آنها هم دنبال سرنوشت خودشان بروند، در اين بين برخورد خانم محمدي و آقاي اويسي با آقاي مظلومي پيش مي‌آيد، در اينجاست كه پوران وارد داستان مي‌شود و به واسطه نقشه‌هايي كه او مي‌كشد، داستان به سمتي ديگر مي‌رود و در طول داستان هم چند مرتبه ديگر تأثيرگذاري پوران را بر روند قصه مي‌بينيم. در مجموع پوران موتور پيش‌برنده داستان است. 

    كاراكتر پوران خيلي خوب از آب درآمده بود. اين كاراكتر در قالب منفي خود يك شخصيت چند‌وجهي داشت، به اين معنا كه هر كس در مقابل او قرار مي‌گرفت، او را دور مي‌زد و شوهرش هم از اين قاعده مستثني نبود. همه اين موارد در بازي شما مشهود و قابل باور بود، با اين وجود چنين پرداختي در بازي چگونه صورت گرفت؟

    من اين پرداخت را آگاهانه در بازي اعمال كردم، يعني با خواندن فيلمنامه احساس كردم كه بايد براي برخورد او با هر يك از اطرافيانش يك شكل رابطه به وجود بيايد كه بازيگران در برخورد با اين رابطه دچار شك و ترديد نشوند، ضمن آنكه اين برخوردها براي مخاطبان داستان هم باورپذير باشد و طبيعي جلوه كند، من پوران را اينطور ديدم و تمام سعي‌ام را كردم كه او را همانطور پرداخت كنم. 

    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۰)



    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.