• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » اخبار , حوادث » اسيدپاشي بار دیگر به خاطر «نه» شنيدن!
    کد خبر : 668025

    اسيدپاشي بار دیگر به خاطر «نه» شنيدن!

    اسيدپاشي بار دیگر به خاطر «نه» شنيدن!Reviewed by Farnaz on Jul 25Rating: ساعت 20 شامگاه چهارشنبه اول تیرماه سال 90، دختری 21 ساله‌ به نام «المیرا» وقتی در خانه‌شان حوالی جمالزاده ایستاده بود از سوی موتورسواری آشنا مورد اسیدپاشی قرار گرفت و به شدت از ناحیه سر، صورت، دست چپ و كمر دچار سوختگی شد….

    اسيدپاشي بار دیگر به خاطر «نه» شنيدن!Reviewed by Farnaz on Jul 25Rating:

    ساعت 20 شامگاه چهارشنبه اول تیرماه سال 90، دختری 21 ساله‌ به نام «المیرا» وقتی در خانه‌شان حوالی جمالزاده ایستاده بود از سوی موتورسواری آشنا مورد اسیدپاشی قرار گرفت و به شدت از ناحیه سر، صورت، دست چپ و كمر دچار سوختگی شد.

    با اعلام این حادثه به قاضی شاهنگیان بازپرس وقت شعبه دوم دادسرای امور جنایی پایتخت و صدور دستورات ابتدایی، ماموران کلانتری 129 جامی به محل حادثه اعزام شدند تا تحقیقات میدانی خود را پیرامون این جنایت آغاز كنند.

    تجسس‌های اولیه نشان داد كه عامل اسیدپاشی، جوانی به نام بشیر بوده كه پس از ارتكاب جنایت، متواری شده است.

    ادامه تحقیقات پلیسی در این زمینه در دستور كار اكیپی از ماموران اداره 16 پلیس آگاهی تهران قرار گرفت كه بررسی كارآگاهان نشان داد جوان اسیدپاش خواستگار المیرا بوده و دست به انتقام‌جویی زده است.

    پس از بهبود نسبی المیرا تحقیق از وی آغاز شد كه این دختر نگون‌بخت درباره سرگذشت خود گفت: پس از اینکه دیپلم گرفتم با وجود علاقه به ادامه تحصیل تصمیم گرفتم کار ساده‌ای برای خود دست و پا کنم. به همین خاطر در یک فروشگاه پوشاک مشغول به كار شدم. در آنجا پسری کار می‌کرد که دایی صاحب فروشگاه بود. او بشیر نام داشت و به مرور متوجه رفتارهای مهربانانه‌ او شدم. می‌دانستم تحصیلاتش زیر دیپلم است اما شخصیت فریبنده‌ای داشت و بعد از اینكه چندین بار به من ابراز علاقه كرد، قبول كردم كه با او رابطه دوستی برقرار کنم.

    وی ادامه داد: مدتی که گذشت شنیدم بشیر شرط‌بندی کرده بوده كه ظرف مدت کمتر از یک هفته با من دوست شود. از فهمیدن این موضوع خیلی ناراحت شدم. خیلی زود چهره واقعی این پسر را شناختم. خیلی دروغ می‌گفت. می‌دانستم پدر و مادرش زنده نیستند و او با هفت خواهر و برادر زندگی می‌کند اما هیچ کدام دلیلی نمی‌شد به وی علاقه‌ای نداشته باشم جز دروغگویی و بدبینی‌اش.

    المیرا افزود: بشیر هر روز سختگیرتر و خشن‌‌تر می‌شد. شکاک بودنش به اندازه‌ای زیاد بود که کار و زندگی برایم سخت شده بود تا اینکه خواستم مرا رها كند. او شخصیت خوبی نداشت. حتی با صاحب‌کارم دعوا کرد و از فروشگاه اخراج شد و از آن به بعد با موتور کار می‌کرد.

    وی ‌گفت: مزاحمت‌های بشیر وقتی شروع شد كه فهمید دیگر نمی‌خواهم با او رفتاری عاطفی داشته باشم. حتی با پدر و مادرم برای خواستگاری حرف زد که آنها هم به خاطر مخالفت من، نپذیرفتند.

    این قربانی اسیدپاشی با بیان اینكه کاش تهدیدهای بشیر را جدی می‌گرفتم، اظهار كرد: مدتی بود که پیامک می‌داد و تهدید می‌کرد كه تو را خواهم کشت. آخرین بار در یك SMS نوشت که جلوی آینه بروم و برای آخرین بار صورت سالم خودم را ببینم. اصلا تصور نمی‌کردم می‌خواهد اسیدپاشی کند.

    المیرا با تشریح روز حادثه گفت: ساعت شش و نیم عصر از کلاس زبان بیرون آمدم. متوجه شدم كه بشیر تعقیبم می‌كند. سرعتم را بیشتر كردم. مرتب می‌گفت نترس با تو کاری ندارم. تا اینکه جلوی خانه‌مان ایستادم و زنگ زدم. همان لحظه مایعی قرمز رنگ روی من پاشید و احساس سوزش کردم. صورت و بدنم می‌سوخت و تا به خودم بیایم دیدم بشیر نیست.

    تحقیقات برای شناسایی مخفیگاه خواستگار انتقام‌جو ادامه داشت تا اینكه كارآگاهان با توجه به اظهارات ضد و نقیض اعضای خانواده بشیر، مطمئن شدند كه آنها می‌دانند فرزندشان كجا مخفی شده است. سرانجام یكی از اعضای این خانواده اعتراف كرد كه بشیر توسط برادر و خواهرزاده‌اش در منزل خواهرش در هشتگرد مخفی شده است.

    پس از افشای این موضوع، ماموران سراغ جوان فراری رفتند و او را بازداشت كردند. بشیر در بازجویی‌ها لب به اعتراف گشود و گفت چون قصد داشته با المیرا ازدواج كند و در این امر خود را ناكام دیده، دست به این جنایت زده است.

    اما المیرا كه نیمی از صورت، دست چپ و قسمت‌هایی از بدنش بر اثر اسیدپاشی سوخته است، از قصاص منصرف شد و تنها برای درمان خود دیه جراحات وارده به بدنش را مطالبه كرد.

    او معتقد است كه بشیر باید به زندان برود و تبعید شود تا دیگران عبرت بگیرند.

    بر اساس این گزارش، با صدور قرار مجرمیت برای این متهم، پرونده وی جهت صدور كیفرخواست در اختیار قاضی آرش سیفی ـ دادیار اظهار نظر دادسرای ناحیه 27 تهران ـ قرار گرفت.

    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۲)



    • نام شما...

      باشد قصاص می شد.

    • رضا

      کدام یک شما خبری در مورد اسید پاشی در سرزمین کفار (غرب) شنید ه اید.تا حالا از خودتان پرسیده اید چرا تمام اسید پاشی ها در ایران و پاکستان رخ می دهد.این به این خاطر است در غرب از همان ابتدا به بچه هاشون یاد می دن دیگران حق دارند نظر مخالف نظر شما داشته باشند (آزادی بیان)و در کشور ما از بچگی هر چی بگیم همون درست است اصلا نمی تونیم نظر مخالف را بشنوییم زیرا به ما اصلا نه شنیدن را یاد ندادند. در مدرسه معلم چند بار بچه ها را دور هم جمع کرده و فرهنگ گفتگو رو به ما یاد داده بعدش تو دانشگاه درمورد یک موضوع کوچیک که می خواهیم بحث کنیم آخرش یا به فوش کاری یا دعوا ختم می شود . برای فرهنگ پاینمون متاسفم.

    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.