• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » اجتماعی , اخبار , سیاسی » حمله به ایران با اسلحه ای متفاوت
    کد خبر : 660138

    حمله به ایران با اسلحه ای متفاوت

    حمله به ایران با اسلحه ای متفاوتReviewed by Aryan♥ on Jul 23Rating: سعید الشهابی: هر روز که می گذرد ایران احساس می کند جنگی که علیه آن براه افتاده گسترده تر می گردد و گاهی چنین گمان می رود که خطر این جنگ کمتر از جنگ نظامی نمی باشد که تهران سعی دارد از وقوع…

    حمله به ایران با اسلحه ای متفاوتReviewed by Aryan♥ on Jul 23Rating:

    سعید الشهابی:

    هر روز که می گذرد ایران احساس می کند جنگی که علیه آن براه افتاده گسترده تر می گردد و گاهی چنین گمان می رود که خطر این جنگ کمتر از جنگ نظامی نمی باشد که تهران سعی دارد از وقوع آن جلوگیری نماید . سلاحهای این ” جنگ سرد ” بسیار هستند و می توانند پیامدهای گسترده ای داشته باشند که از خرابی های جنگ نظامی کمتر نخواهد بود .
    در کنار محاصره اقصادی بخصوص در بخش بانکی ، یک نبرد تکنولوژیک نیز در میان است که از برنامه های هسته ای آغاز گردید و به دیگر بخشهای علمی نیز کشانده شد، با وجود آنکه درباره آن چیزی اعلام نمی گردد . جنگ دیگری نیز وجود دارد که همانا جنگ دیپلماتیک است که بعضی از شخصیتهای ایرانی فعالیت خوبی در این زمینه دارند . جنگ دیگری نیز وجود دارد که ممکن است پیامدهای ویران کننده بیشتری در پی داشته باشد که همانا جنگ طایفه ای ا ست که بعضی کوشش دارند با توجه به مذهب ، ایران را از أمت اسلامی دور نگهدارند . تمامی این سلاحها از قدرت تخریبی گسترده ای برخوردار هستند که أثرات آنها نه تنها ممکن است بر داخل جمهوری اسلامی ایران تأثیر بگذارد بلکه ممکن است بر پیکر أمت اسلامی نیز بی تأثیر نباشند . چنین بنظر میرسد که ایران نه تنها در مرزهای جغرافیائی و ایدئولوژیک خود مورد تهاجم قرار دارد بلکه گسترده تر از آنست وممکن است سرتاسر أمت اسلامی را از شرق تا غرب آنرا در بر بگیرد . کودتای نظامی در مصر را نیز نمی توان جدا از جنگ تحمیلی کنونی بر ایران بدور شمرد ، چون ضد انقلاب از تمامی رژیمهای کنونی مخالف ایران هواداری می کند و از رسیدن هوداران جمهوری اسلامی ایران وایدئولوژی آن به قدرت جلوگیری مینماید . با وجود این می توان گفت که تحولات مصر نشان دهنده ناکامی تمامی کوششهای یاد شده میباشد ونیروهای ضد انقلاب که انقلابهای بهار عربی وایران انقلابی را مورد هدف قرار داده اند به این نتیجه رسیده اند که أثر اسلحه طایفه گرائی وتأثیرات آن که با قدرت شدید در عراق ، مصر ، تونس ، یمن ، سوریه وبحرین بکار گرفته شده ، از لحاظ زمانی محدود است چون بیداری ملتها از ادامه آن جلوگیری مینماید همچنانکه در عراق اتفاق افتاد . البته ممکن است بگوئیم که هویت عراق همچنان با انفجارهای روزانه ای که در این کشور اتفاق می افتد ، هدف قرار دارد اما تمامیت ارضی این کشور همچنان والاتر از هرگونه خطر تقسیم بر اساس وابستگی مذهبی می باشد ومردم عراق بیش از پیش با یکدیگر متحد شده اند .
    در تونس نیز که رهبران آن با رهنمودهای ” میانه رو ” تری رفتار کرده اند ، از توطئه های ضد انقلاب در أمان نمانده است ، وسلفی ها همچنان با نظام کنونی که ” جنبش النهضه ” نیرو و چهره اصلی آنست ، رویائی می کنند .
    اما سلاحی که ناگهان تهران با آن روبرو گردید واین کشور گاهی آنرا علیه مخالفان خود بکار می گرفت ، نفت است . جمهوری اسلامی ایران توانست به صادرات بیش از دو ملیون بشکه در روز در کنار مصرف داخلی خود ادامه دهد . وهمانند دیگر کشورهای صادر کننده ، ایران از افزایش قیمت آن بهره مند گردید و ذخیره ارزی خود را افزایش داد که در نتیجه به سطح بسیار بالایی رسید . هنگامیکه کشورهای غربی تحریمهای اقتصادی علیه ایران را آغاز کردند ، بنظر رسید بخش نفت بدور از این تحریمها قرار خواهد گرفت اما در این زمینه سه گونه دشواری بوجود آمد :

    نخست : نیاز ایران به سرمایه گذاری برای توسعه صنعت نفت در زمینه های تولید و تصفیه .

    دوم : فروش نفت به خارج با توجه به فشارهای عربی وغربی بر کشورهایی مانند چین وهند که از بزرگنرین خریداران نفت ایران بشمار می آِیند ، با دشواریهائی روبرو شد .

     سوم : دشواریهای ایران در زمینه دریافت درآمد فروش نفت و خودداری کشورهای غربی از معامله کردن با بانک مرکزی ایران .
    البته ایرانیان به روشهای خود ساخته ای ، برای دور زدن روشهای فشار انگلیس و امریکا از هنگام جنگ ایران وعراق شهرت یافتند اما بکارگیری نفت بعنوان اسلحه علیه ایران تا کنون ویا در حقیقت تا این اواخر خطر بزرگی در برابر ایران شناخته نشده بود. البته این در کنار خطر بستن تنگه هرمز در صورت وقوع تجاوز نظامی از سوی اسرائیل و یا امریکا وتأثیر آن بر ادامه صادرات نفت به کشورهای غربی است ، و قراردادهای صادرات نفت و سهمیه بندی کشورهای عضو ” اوپک ” ، تضمینی بود برای ادامه صادرات نفت نفت ایران و دور ماندن از هرگونه تحریم اقتصادی اعلام شده . اما تهران چنین نتیجه گیری کرد که جنگ علیه آن از مرز سیاستهای کشورهای غربی فرا تر رفته و به کشورهای همسایه رسیده است که در آماده سازی برای محاصره صادرات نفت ایران شرکت دارند . در اینجا موضوع نفت بدور از دیگر تحولات منطقه ای قرار نگرفته بخصوص که ایران بر روند پیدایش انقلابهای بهار عربی و نتایج آن بی تأثیر نمی باشد. ایران معتقد است که انقلابهای عربی ادامه طبیعی انقلاب او است البته با تأخیر سی ساله و نیز معتقد است که بیداری ملتهای عرب این بار از تأثیر گذاری توطئه های ضد انقلاب فراتر خواهد رفت . اما بزودی روشن شد که نیروهای ضد انقلاب با هم پیمانی خود تمامی امکانات خود را علیه تحولات سیاسی در جهان عرب برای به محاصره کشاندن انقلابها وتغییر سمت وهدف آنها بکار خواهند گرفت . آنچه که در مصر بوقوع پیوست ثابت کرد که انقلاب یا باید تکامل یابد و یا بهتر است که نباشد . تکامل این انقلابها نیازمند بیداری واقعی رهبران آن و پایبندی بر مواضع قاطع انقلابی است که از سر فرود آوردن در برابر فشارهای بیگانه خودداری کند واز هرگونه موضعگیری بدور از ایدئولوژیک انقلابی دوری گزینند.
    بطور حتم مورد هدف قرار دادن ایران از سوی نیروهای ضد انقلاب تنها در چهارچوب مرزهای آن نمی باشد بلکه فراتر از آنست . هدف قرار دادن بهار عربی و کوشش پیگیر برای جلوگیری از پیروزی انقلابهای عربی و یا تحریف هدف آنها ، موضوع مورد توجه غربی هاست. این موضوع در طرز تفکر واندیشه انقلابیون و رهبران آنها هنوز پرورش نیافته است . توجه کردن به مسائل روزمره مردمی که سردمداران خود را سرنگون کردند ویا نگرانی های امنیتی که روزانه از سوی ضد انقلابیون برانگیخته می شود ویا هم پیمانی با حکومتهائی که ناگهانی بوجود آمده اند و از این انقلابها هواداری می کنند ، تمامی این موارد توانمندی های رهبران جدید را برای دور کردن خطرهای ضد انقلاب را از کار انداخته است و به معامله ورفتار دیپلماتیک با آنان اکتفا کردند و روشها و عملکردهای گوناگون ضد انقلاب که با هزینه های ملیاردی سعی دارند نیرویهای مردمی را سرکوب نمایند ادامه دارد .

    اقدام ضد انقلاب علیه این انقلابها ادامه مواضع ضد انقلاب علیه ایران است اما این وضعیت برای رهبران انقلابی وجدید در کشورهای عربی همچنان نامفهوم است درحالیکه مردم خواستار تحول وتغییر اساسی در رژیمهای دیکتاتوری می باشند . محاصره ایران از محاصره دو انقلاب مصر و تونس جدائی ناپذیر است و در عین حال بدور از تحولات یمن وبحرین نمی باشد .  غرب در این موضعگیریها دارای سه انگیزه می باشد.

    نخست : تضمین امنیت رژیم صهیونیستی است درصورتی که نظامهای انتخابی مردمی در کشورهای همسایه آن روی کار آیند .

    دوم : پشتیبانی ار رژیم های هم پیمان غرب وسرکوب مخالفان آنها وانقلابهای مردمی .

    سوم : ادامه تسلط سیاسی ونظامی غرب بر خاورمیانه که چنین وضعیتی خواستار سردمدارانی فرمانبردار که مشروعیت خود را از پشتیبانی غرب بدست می آورند ونه صندوقهای رأی مردمی .

    در این میان جمهوری اسلامی ایران این فشارهای پی در پی از سوی واشنگن ولندن وتل آویو را أحساس می کند ودر عین حال امیدوار است مردان انقلابی که بر صحنه سیاست جهان عرب وارد می شوند بتوانند نقش اسرائیل در از هم پاشیدن نیروهای مردمی و أمت اسلامی و ادامه پشتیبانی انگلیس وامریکا از رژیمهای سرکوبگر را درک کنند . این نبردی است دراز مدت میان نیروهای تحول دمکراتیک وکشورهای غربی که مایل به روی کار آمدن نظامهای دمکراتیک در جهان عرب نمی باشند و این در حالی است که اعراب از بحرانهای گوناگونی رنج میبرند .

    اسلحه نفت که اعراب در سال 1973 تهدید کردند که آنرا علیه غرب بکار گیرند چون غرب از رژیم صهیونیستی هواداری می کرد ، اکنون بصورت ابزاری در دست ضد انقلاب درآمده است واگر اجازه داده شود علیه ایران بکار گرفته شود در حقیقت اسلحه ای بسیار مؤثر علیه دیگر انقلابها در خواهد آمد . در اجلاس دوره ای سازمان کشورهای صادر کننده نفت ” اوپک ” در ژنو بسیار روشن بود که دو جهت گیری در میان کشورهای شرکت کننده وجود دارد : ایران پیشنهاد کاهش تولید کنونی سازمان را مطرح کرد که هم اکنون 30 ملیون بشکه در روز می باشد و دیگری که از سوی عربستان مطرح شد و خواستار افزایش تولید بود . این دو موضعگیری بدنبال چندین تحول صورت گرفت : 

    نخست: کاهش صادرات نفت ایران که بر اثر تحریم غرب بطور تقریبی گاهی به نصف سهمیه اعلام شده اوپک می رسید و این در حالی بود که سهم آن 5/2 ملیون بشکه در روز است یعنی صادرات کنونی نفت ایران 2/1 ویا 8/1 ملیون بشکه در روز می باشد .

    دوم : اینکه عربستان کمبود کاهش صادرات نفت ایران را جبران مینماید و 6/1 ملیون بشکه در روز بر صادرات خود افزوده است .

    سوم : عدم پایبندی کشورهای عضو اوپک به سهم تولیدی خود ، بازار نفت را با عرضه مازاد روبرو کرده است بطوریکه 10 درصد بر سهمیه های مورد توافق افزوده است که در نتیجه تولیه این کشورهای از 30 تا 33 در صد افزایش یافته است .
    چهارم : در آغاز ماه ژوئیه با قطع واردات غرب از نفت ایران ، تهران ، خریداران غربی را که روزانه 600 هزار بشکه نفت ایران را وارد می کردند از دست داد . وزیر نفت ایران در اجلاس اخیر اوپک در وین به همتایان خود گوشزد کرد که کشورهای عضو اوپک نباید نفت را بعنوان سلاح علیه یکدیگر بکار گیرند . وی با اشار به اینکه کشورش از ذخایر نفتی وگازی بزرگ برخوردار است ، تحریمهای غرب علیه ایران بی تأثیر است چون جهان نمی تواند بدون نفت ایران بسر برد .
    البته اینکه سازمان اوپک سطح تولید را همچنان بدون تغییر نگهداشته است ، خود بمنزله اقدامی مثبت بشمار می آید ، اما مشکل در اینجاست که بعضی از اعضای اوپک سهمیه خود را رعایت نمی کنند و از سهم خود بیشتر تولید مینمایند که این خود به کاهش بهای نفت انجامیده است. و در حالیکه ایران علت این کاهش قیمت را ، رعایت نکردن سهمیه تولید از سوی کشورهای عضو اوپک می داند ، این کشورها کاهش بهای نفت را بعلت نابسامانی اقتصادی کشورهای غربی معرفی می کنند . بهر حال هرچه علت این کاهش باشد کشورهای عضو اوپک می توانستند با کاهش تولید به نسبت بسیار کم از سقوط قیمتها جلوگیری نمایند .
    البته با توجه به موضعگیری ایران از یکسو برای کاهش تولید و عربستان از سوی دیگر برای افزایش تولید ، سازمان اوپک توانست سقف تولید را بدون تغییر نگهدارد . اجرای تحریم واردات نفت ایران از سوی غرب واقعیت های جدیدی را در بازارهای نفت بوجود آورده است . در صورت خودداری کشورهای اوپک از افزایش تولید ، قیمتها افزایش خواهد یافت وباردیگر بهای هر بشکه از 100 دلار فراتر خواهد رفت ، اما اگر عربستان و کویت و امارات به تولید خود که بیشتر از سهمیه تعیین شده اوپک است ادامه دهند ، قیمتها ممکن است از وضعیت کنونی نیز کمتر شود و این موضوع پیامدهای ناگواری بر اقتصاد کشورهای عضو شورای همکاری خواهد گذارد . از سوی دیگر ایران توانمندی همزیستی با اوضاع جدید از جمله کاهش درآمد نفت و افزایش درآمد از گاز ونیز صادرات کالاهای غیر نفتی را داراست . با اینهمه تهران احساس می کند سلاحی که همواره بعنوان تهدید علیه کشورهای غربی برای جلوگیری از پشتیبانی روز افزون از رژیم صهیونیستی بکار می رفت ، اکنون علیه بطور بی سابقه ای علیه خودش بکار می رود . با اینهمه و با وجود بکارگیری آن از سوی نیروهای ضد انقلاب ، پیش بینی می گردد بکار گیری آن علیه یک کشور عضو اوپک از اهمیت آن خواهد کاست واین خود پیامی برای اشغالگران صهیونیست را دارا می باشد بخصوص که اسرائیل هم اکنون یک نیروی ضد انقلابی بشمار می آید. اسرائیلی ها هم اکنون جهانیان را علیه ایران می شورانند چون تهران به برنامه هسته ای خود ادامه می دهد و در عین حال در برپائی آشوب علیه بعضی از حکومتهای عربی نیز شرکت دارد چون این رژیمها را مانعی در راه دستیابی به مشروعیت خود می دانند و بعید نیست که مصر در صورت روی آوردن به آرامش نسبی و دور نگهداشتن ارتش آن از دنیای سیاست با تحریم نفتی مشابه ایران روبرو گردد .
    تحریم نفتی در سال 1973 بصورت یک اسلحه کارآمد درآمد چون روش نوینی را برای تأثیر گذاری اقتصادی و روانی و فکری بر غرب پشتیبان اسرائیل ، ارائه کرد وبه بسیاری از شهروندان أمت اسلامی اطمینان داد که همچنان برای پیروزی در نبرد قدرت آزادی انسان و وطن همچنان ابتکار عملهایی را در اختیار دارد . اما در عین حال بنظر می رسد که این اسلحه یک شمشیر دو لبه است که می تواند برادران را نیز هدف قرار دهد . کجای صلاحدید امت که عربستان بر افزایش تولید اصرار کند در حالیکه همین غرب در ناگوارترین اوضاع امت اسلامی از رژیم صهیونیستی طرفداری کرده است ؟ کجای صلاحدید ملتهای اسلامی در کاهش بهای نفت است در حالیکه در ماههای اخیر وبعلت افزایش تولید عربستان وبعضی کشورهای خلیج فارس ، غرب توانست مقادیر بسیاری را پیش از آغاز تحریم ایران ، ذخیره نماید ؟

    این یک رویاروئی است که ممکن است در ماههای آینده نیز ادامه یابد وبهتر است موضوع نفت مورد توجه قرار گیرد از یکسو در برابر انقلابهای عربی بی تأثیر نمی باشد و از سوی دیگر بر موازنه سیاسی نظامی در منطقه بی تأثیر نیست . اجازه دادن به غرب برای بکارگیری معکوس نفت بعنوان اسلحه علیه یک کشور اسلامی در حقیقت نشان دهنده سقوط ارزشهای اخلاقی وانسانی است ، چون نفت باید بعنوان اسلحه در اختیار فرزندان این أمت اسلامی قرار گیرد ونه اینکه در اختیار دیگران باشد تا علیه آنها بکار گرفته شود . این یک نابسامانی است که نیازمند بازخوانی و تجدید نظر در موضعگیریهاست تا مبادا ضد انقلاب پیروز گردد وخون شهدا از دست برود و باردیگر ملتهایمان با ناکامی و نا أمیدی روبرو شوند در حالیکه زمانه نیازمند بیداری و امیدواری واصرار بر تغییر و تحول و پایبندی شعار وحدت ملتها در برابر ستمگران است . نفت اسلحه ای است که باید بطور مثبت برای پشتیبانی از ملتها بکار گرفته شود ، اما اگر در اختیار دشمنان این ملت و علیه نیروهای آزادیبخش و انقلابی قرار گیرد فاجعه آمیر خواهد بود .

    سعید الشهابی فعال سیاسی بحرینی ساکن لندن است که این یادداشت را برای خبرآنلاین ارسال کرده است

    ترجمه: محمد ماجد نجار

    منبع : خبرآنلاین

    کلیدواژه ها :
    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۰)



    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.