• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » اخبار , اقتصادی » امکان رسیدن به تورم زیر 5 درصددر هاله ای از ابهام
    کد خبر : 653363

    امکان رسیدن به تورم زیر 5 درصددر هاله ای از ابهام

    امکان رسیدن به تورم زیر 5 درصددر هاله ای از ابهام Reviewed by Farnaz on Jul 21Rating: وجود 88 کشور در لیست کشورهای دارای تورم زیر 5 درصد در سال 2011م. و پیش‌بینی ورود 103 کشور جهان به باشگاه کشورهای دارای نرخ تورم سالانه زیر 5 درصد در سال جاری میلادی[1]، در شرایطی رخ می‌دهد…

    امکان رسیدن به تورم زیر 5 درصددر هاله ای از ابهام Reviewed by Farnaz on Jul 21Rating:

    وجود 88 کشور در لیست کشورهای دارای تورم زیر 5 درصد در سال 2011م. و پیش‌بینی ورود 103 کشور جهان به باشگاه کشورهای دارای نرخ تورم سالانه زیر 5 درصد در سال جاری میلادی[1]، در شرایطی رخ می‌دهد که رکود اقتصادی بین‌المللی باعث شده است وضعیت دو شاخص مهم دیگر اقتصاد کلان یعنی «نرخ بیکاری» و نیز «نرخ رشد اقتصادی» در بخش بزرگی از کشورهای جهان، بسیار نامناسب باشد.اما همان‌طور که در قسمت پیش اشاره شد، براساس آمارهای مختلف بین‌المللی، اقتصاد ایران توانسته است علی‌رغم تحریم‌های موجود، سه شاخص مهم اقتصاد کلان یعنی «نرخ رشد اقتصادی»، «حجم صادرات غیرنفتی» و نیز «تراز تجاری» خود را در سطح مناسبی حفظ کند و به علاوه تمامی آمارهای بین‌المللی معتبر، بر وضعیت مناسب «ذخایر ارزی» ایران صحه می‌گذارند. همچنین بر مبنای همین آمارها، ایران توانسته است حجم صادرات غیرنفتی خود را در یک سال اخیر افزایش دهد. اما متأسفانه کارنامه‌ی اقتصاد کشور در زمینه‌ی دیگر شاخص کلیدی اقتصاد کلان، یعنی نرخ تورم، کارنامه‌ی مناسبی نیست.براساس گزارش فصل اخیر صندوق بین‌المللی پول، ایران در سال 2011م. با نرخ تورم 21.8 درصدی، در جمع 10 کشور دارای بالاترین نرخ تورم در جهان قرار داشته و در خاورمیانه هم بعد از کشور یمن، دومین نرخ تورم بالا را به خود اختصاص داده است. این اتفاق در شرایطی رخ داده که با وجود رکود اقتصادی شدید موجود در سطح بین‌المللی که باعث شده نرخ رشد اقتصادی بسیاری از کشورها منفی و یا در حدود صفر باشد، در سال 2011م.، تعداد 88 کشور جهان توانسته‌اند نرخ تورم سالانه‌ی خود را زیر 5 درصد نگه دارند.[2]اما تثبیت نرخ تورم در سطحی پایین‌تر از 5درصد، چه مزایایی دارد که باعث شده در دو دهه‌ی اخیر بخش بزرگی از کشورهای دنیا برای دستیابی به آن، متبحرترین اقتصاددانان را به کار بگیرند و موفق هم بشوند؟ و چه عواملی تا به امرزو مانع از ورود ایران به کلوپ کشورهای دارای تورم زیر 5درصد شده است؟در پاسخ به پرسش نخست، در قسمت پیش توضیحاتی ارائه شد که توضیحاتی تکمیلی هم در در ادامه‌ی همین یادداشت مطرح خواهد شد. پاسخ به پرسش دوم نیز، ان‌شاء الله موضوع قسمت بعدی این یادداشت‌های سلسله‌وار خواهد بود:

     

     

    جدول شماره ی (1)

    برخی از کشورهای دارای تورم زیر5 درصدی

    نام کشور تورم سال 2011 پیشبینی 2013 پیشبینی 2017
    اسپانیا 3.1 1.6 1.5
    نروژ 1.3 2.0 2.5
    کره جنوبی 4.0 3.2 3.0
    بلغارستان 3.4 2.3 3.0
    لبنان 5.0 3.3 2.0
    قطر 2.0 4.0 5.0
    عربستان 5.0 4.8 4.0
    تونس 3.5 4.0 3.5
    ارمنستان 4.2 4.7 4.0
    فیلیپین 4.8 4.1 4.0
    تایلند 3.8 3.3 3.0
    اکوادور 4.5 4.8 3.0
    السالوادور 3.6 2.4 2.8
    کامرون 2.9 3.0 2.5
    ساحل عاج 4.9 2.5 2.5
    منبع: گزارش سال 2012م. صندوق بین الملی پول (صفحات 198 تا 203)

    منبع: گزارش سال 2012م. صندوق بین‌الملی پول (صفحات 198 تا 203)

     

    تورم زیر 5 درصدی و رونق‌بخشی به تولید ملی 
    همان‌طور که در قسمت پیشین این یادداشت‌های سلسله‌وار شرح داده شد، تثبیت نرخ تورم سالیانه در سطحی پایین‌تر از 5درصد، می‌تواند ثبات اقتصادی هر کشور را به شدت افزایش داده و به ارتقای توانایی رقابتی تولیدکنندگان آن کشور در سطح بین‌المللی کمک شایانی نماید. در اقتصادی با نرخ تورم زیر 5درصد، ناچیز بودن نوسانات قیمت بخش عمده‌ی کالاها و خدمات، امکان برنامه‌ریزی دقیق و بلندمدت را برای سرمایه‌گذاران و کارآفرینان فراهم ساخته و به این ترتیب به افزایش حجم سرمایه‌گذاری‌های تولیدی و اشتغال‌زای بلندمدت کمک می‌کند.

    در نقطه‌ی مقابل، اقتصادی با نرخ تورم بالا و نوسانات شدید قیمت‌ها، مشوق سرمایه‌گذاری‌های کوتاه مدت و دارای ماهیت واسطه‌گرانه با هدف بهره‌گیری از سود ناشی از تلاطم مکرر قیمت‌ها خواهد بود؛ سرمایه‌گذاری‌هایی که کمترین میزان اشتغال را به همراه خواهند داشت. اما علاوه بر این، تثبیت نرخ تورم پایین، انتظارات تورمی فعالان اقتصادی (تخمین آنان از نرخ تورم در سال‌های بعد) را کاهش می‌دهد و به این ترتیب باعث می‌گردد که هراس آن‌ها از کاهش شدید ارزش پول در سال‌های آینده کاهش یافته و در نتیجه ارزش درآمدهای پیش‌بینی شده برای پروژه‌های سرمایه‌گذاری بلندمدت در سال‌های آینده را، بالاتر ارزیابی کنند. این امر نیز، مشوق جدّی توسعه‌ی سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت و اشتغال‌زا خواهد بود که با ذکر مثالی به تشریح آن می‌پردازیم:

    تورم پایین و ایجاد «توجیه اقتصادی» برای سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت 
    سرمایه‌گذاری را در نظر بگیریم که برای مثال می‌خواهد یک کارخانه‌ی تولید آب میوه احداث کند. طبیعتاً چنین پروژه‌ای از یک طرف یک پروژه‌ی بلندمدت است (یعنی دست‌کم چند سال تا رسیدن آن به سوددهی طول می‌کشد) و از طرف دیگر اشتغال‌زایی مناسبی (هم به طور مستقیم و هم به طور غیرمستقیم) به دنبال خواهد داشت. طبیعتاً سرمایه‌گذار یاد شده در فرآیند ارزیابی «توجیه اقتصادی» پروژه‌ی سرمایه‌گذاری خود، ابتدا درآمدهای چند سال آینده‌ی پروژه‌ی خود را تخمین می‌زند و سپس «ارزش حال»[1]این درآمدها را محاسبه کرده و با سرمایه‌ی اولیه‌ی مورد نیاز برای ساخت کارخانه مقایسه می‌کند. هدف محاسبه‌ی «ارزش حال» درآمدها، به نوعی تلاش برای تورم‌زدایی از ارقام مربوط به درآمدهای سال‌های آینده‌ی کارخانه و معادل‌سازی درآمدهای آینده با ارزش قدرت خرید فعلی است.به عنوان مثال در اقتصادی مانند لبنان که تورم سالانه 5درصدی دارد، کسب درآمد 105 واحدی در سومین سال راه‌اندازی کارخانه، معادل کسب درآمد 100 واحدی در دومین سال راه‌اندازی کارخانه بوده و این درآمد هم معادل درآمد 95 واحدی در نخستین سال تأسیس کارخانه خواهد بود.حالا فرض کنید در مورد این کارخانه تولید آب میوه، تخمین زده شود که مقدار سرمایه‌ی اولیه‌ی مورد نیاز، معادل 450 واحد باشد. همچنین تخمین زده شود که درآمد در سال اول صفر بوده (با فرض سپری شدن زمان یک‌ساله برای ساخت کارخانه)، در سال‌های دوم، سوم و چهارم به ترتیب به 100، 120 و 140 واحد برسد و بالاخره در سال پنجم و پس از ایجاد بلوغ در فرآیند تولید و دستیابی به کیفیت مناسب برای محصولات و تبلیغات مناسب و طراحی شبکه‌ی توزیع مناسب و مانند آن، درآمد کارخانه به 250 واحد رسیده و از آن به بعد هم هر سال 10 درصد افزایش یابد.

     

     

    تجربه‌ی کشورهای مختلف نشان می‌دهد که بدون تردید دستیابی به نرخ تورم زیر 5درصد، به مراتب آسان‌تر از دستیابی به رشد اقتصاد بالا و یا به‌عنوان مثال صادرات پر رونق است؛ ضمن آنکه نرخ تورم پایین، موتور محرکه‌ی افزایش رشد اقتصادی و نیز رونق روزافزون صادرات خواهد بود.

    در یک اقتصاد دارای تورم 2 درصدی، اگر «ارزش حال» درآمد تخمینی 250 واحدی ایجاد شده در سال پنجم این کارخانه را در نظر بگیریم، چنین درآمدی به تنهایی نزدیک به نیمی از سرمایه‌ی اولیه‌ی تأسیس کارخانه را پوشش خواهد داد. به این ترتیب ممکن است درآمدهای تخمینی یاد شده در یک اقتصاد دارای تورم 2درصدی، توجیه اقتصادی کامل برای سرمایه‌گذاری در چنین پروژه‌ای را ایجاد کند. اما در اقتصادی با نرخ تورم 20 درصدی، اگر «ارزش حال» درآمد 250 واحدی حاصله در سال پنجم را حساب کنیم، مقدار بسیار کمی خواهد بود که بخش اندکی از سرمایه‌ی اولیه‌ی مورد نیاز را پوشش خواهد داد.بنابراین در اقتصادی با تورم 20 درصدی، کارخانه‌ی یاد شده دارای توجیه اقتصادی برای سرمایه‌گذاری نخواهد بود. اکنون اگر نرخ تورم در اقتصاد یک کشور به سالانه 100 درصد برسد، بخش بزرگی از پروژه‌های سرمایه‌گذاری بلندمدت (که اکثر پروژه‌های تولیدی و اشتغال‌زا را شامل می‌شود)، فاقد توجیه اقتصادی خواهند بود. به بیان خلاصه‌تر در اقتصادی با نرخ تورم بالا، ارزش پول به سرعت کاهش می‌یابد و از این رو حتی اگر سرمایه‌گذاری‌های دارای پس زمینه‌ی تولیدی و اشتغال‌زا بتوانند در یک افق 5 ساله به سوددهی مناسبی برسند، باز هم توجیه اقتصادی مناسبی نخواهند داشت و در عوض سرمایه‌گذاران ترجیح می‌دهند به سرمایه‌گذاری‌های کوتاه مدتی بپردازند که به سرعت به درآمدزایی می‌رسند و به عبارت دیگر خواب سرمایه ندارند.طبیعتاً چنین سرمایه‌گذاری‌هایی عمدتاً در حوزه‌های واسطه‌گری بوده و با حداقل اشتغال‌زایی همراه هستند. اما صرف‌نظر از این توضیحات، در صورت به کارگیری دقیق‌تر و علمی‌تر سیاست‌های تورم، دستیابی به نرخ تورم زیر 5درصد چقدر طول می‌کشد؟ آیا برای اقتصادی مانند ایران که برای سال‌های متمادی نرخ‌های تورم 15 الی 20 درصدی را تجربه نموده، دستیابی به نرخ تورم زیر 5درصد در بازه‌ی زمانی کوتاه‌مدت امکان‌پذیر است؟

    رساندن تورم به زیر 5 درصد، در کوتاه‌مدت ممکن است؟ 
    با مراجعه به تجربه‌ی موفق ده‌ها کشور دنیا در دستیابی به نرخ تورم زیر 5درصد، می‌توان قاطعانه گفت که در صورت تنظیم مناسب سیاست‌های پولی و مالی و به ویژه رعایت دقیق انضباط پولی (که در قسمت بعد با تفصیل بیشتری بررسی خواهد شد)، به آسانی می‌توان به نرخ‌های تورم بسیار پایین دست یافت. تجربه‌ی کشورهای مختلف نشان می‌دهد که بدون تردید دستیابی به نرخ تورم زیر 5درصد، به مراتب آسان‌تر از دستیابی به رشد اقتصاد بالا و یا به‌عنوان مثال صادرات پر رونق است؛ ضمن آنکه نرخ تورم پایین، موتور محرکه‌ی افزایش رشد اقتصادی و نیز رونق روزافزون صادرات خواهد بود.برای مثال در دهه‌ی 1970م.، حتی تعدادی از اقتصادهای توسعه یافته‌ی دنیا (مانند ایتالیا و فرانسه) مبتلا به نرخ تورم بالای 10 درصدی بودند که در تلاش برای ارتقای سطح رقابت‌پذیری تولیدکنندگان خود در عرصه‌ی بین‌المللی، نرخ تورم خود را در دهه‌ی 1980م. به زیر 5درصد رساندند. اما دهه‌ی 1990م. سال‌های موفقیت ده‌ها کشور در حال توسعه در دستیابی به نرخ تورم زیر 5درصد بود و در سال‌های 2000 تا 2005م. نیز کشورهای دیگری به جمع کشورهای موفق در کنترل نرخ تورم پیوستند[3]. نکته‌ی جالبی که در مورد تمامی این کشورها به چشم می‌خورد، این است که اغلب آن‌ها در یک بازه‌ی زمانی بین 6 تا 8 سال توانسته‌اند نرخ تورم خود را به سطحی پایین برسانند.با این اوصاف، به نظر می‌رسد که با بهره‌گیری از سیاست‌های موفق کنترل تورم در کشورهای مختلف، می‌توان سیاستی برای کنترل تورم در ایران طراحی نمود که ویژگی‌های بومی اقتصاد ایران را نیز در نظر گرفته و در نتیجه بتواند به شکلی کارآمد، به کاهش محسوس نرخ تورم در کشور منجر شود.

    پی‌نوشت‌:

    present Value.[1]

    منابع:

    [1]: برخی آمارهای مشروح‌تر را می‌توانید در قسمت پیشین این یادداشت‌های سلسله‌وار، در آدرس اینترنتی زیر مشاهده کنید:

    http://borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=3611#3

    [2]: متن مشروح این گزارش، در آدرس اینترنتی زیر قابل مشاهده است:

    http://www.imf.org/external/pubs/ft/weo/2012/01/pdf/text.pdf

    [3]: کشورهای بلغارستان، رومانی، ترکیه، روسیه، ارمنستان، ترکمنستان، قزاقستان، برزیل، اکوادور، و غنا، کشورهای در حال توسعه‌ای هستند که در دهه‌ی 1990م. تورم سالانه‌ای بین 40 تا 100 درصد داشته‌اند، اما در سال‌های اخیر توانسته‌اند نرخ تورم یک‌رقمی را در اقتصاد خود تثبیت کنند.

    *میثم هاشم‌خانی؛ کارشناس ارشد اقتصاد

    کلیدواژه ها : ،
    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۰)



    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.