• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » ورزشی » شاهین بوشهر-این تیم شکست نخورد، ورشکسته شد!
    کد خبر : 575056

    شاهین بوشهر-این تیم شکست نخورد، ورشکسته شد!

    شاهین بوشهر-این تیم شکست نخورد، ورشکسته شد!Reviewed by Aryan on May 19Rating:   ایران ویج-برنامه رادیویی فوتبال بوشهری که با تهیه کنندگی مهدی محمدیان و اجرای مجتبی صالح احمدی جمعه شب پخش شد زوایای مبهم مدیریت و نقش آن در شکست شاهین را مورد بررسی قرار داد و بحث های شفاف صورت گرفته سبب گردید…

    شاهین بوشهر-این تیم شکست نخورد، ورشکسته شد!Reviewed by Aryan on May 19Rating:

    شاهین

     

    ایران ویج-برنامه رادیویی فوتبال بوشهری که با تهیه کنندگی مهدی محمدیان و اجرای مجتبی صالح احمدی جمعه شب پخش شد زوایای مبهم مدیریت و نقش آن در شکست شاهین را مورد بررسی قرار داد و بحث های شفاف صورت گرفته سبب گردید تا شب خوبی برای این برنامه و رادیو بوشهر رقم بخورد.

    ابتدا گزارشی از هوادارانی پخش شد که طوماری را تهیه کرده و مقابل باشگاه شاهین به امضاء دیگر هواداران می رساندند که در آن خواستار تغییر نگرش مدیریتی در باشگاه شده بودند.

    در ادامه خبر حضور مدیرعامل تراکتورسازی در عسلویه جهت یافتن اسپانسر بررسی گردید و روابط عمومی منطقه ویژه  اعلام کرد که اساسا” چنین خبری صحت ندارد و ما هم به عنوان سازمانی دولتی نمی توانیم به هیچ تیمی کمک کنیم در غیر این صورت اولویت با تیم های استان است.

    در ادامه آزاده فر کارشناس برنامه ناکامی های فوتبال استان را مبحثی فرا ورزشی دانست و گفت: این ناکامی ها آسیب های اجتماعی هستند که شاید حالا خود را نشان ندهند اما در طول دورانی که لیگ برتر آغاز شود دیده خواهد شد. وی مدیریت و انتصاب های غیرکارشناسی را زیر سئوال برد و ریشه مشکلات مدیریتی را در این مبحث پیگیری کرد.

    عبدالصمدابراهیمی کارشناس دیگری بود که روی خط آمد و حضورش با ذکر دو نکته همراه بود. او ابتدا اعلام کرد جعفری مدیر تراکتور نه برای مذاکره با مدیران پارس جنوبی که جهت مذاکره با پیمانکاران آذری زبان حاضر در منطقه آمده و روابط عمومی پارس جنوبی باید هم از آن بی خبر باشد. وی در مورد ممنوعیت بحث کمک به تیم های حرفه ای هم یادآور شد قانون برنامه پنجم توسعه منع کمک به تیم های حرفه ای را خواستار شده و قرار بود وزارت ورزش شاخصه های تیم های حرفه ای را مشخص کند. علی ایحال اکنون که از مرداد ماه برای باشگاهها پروانه حرفه ای صادر می شود، باشگاههای دسته اولی که پروانه ندارند آماتور تلقی می شوند و قانون ممنوعیتی برای کمک به آنها نخواهد داشت.لذا کمک پارس جنوبی به شاهین یا ایرانجوان منع قانونی ندارد.

    در ادامه او مشکلات را فراتر از بحث مدیریتی دانست و اظهار داشت:ابتدا باید بگویم چون هدفگذاری ایرانجوان صعود نبود، پس حالا که به آن نرسیده هم نباید شکست تلقی گردد و این بحث نقش مدیریت در ناکامی های فوتبال استان را تنها می شود در دایره شاهین جستجو کرد.هر چند به نظر من شاهین ساختار ندارد و مدیریت یکی از زیر مجموعه های ساختار است.

    صالح احمدی مجری برنامه هم با تایید این حرف اعلام کرد: هفته قبل مخاطبان برنامه در پاسخ به سئوال برنامه ، آیتم مدیریت را مهمترین موضوع دانستند و به همین دلیل به بحث در مورد آن می پردازیم.

    ابراهیمی حرفهایش را با تعریف علمی مدیریت و چند سئوال ادامه داد. او گفت: مدیریت علم وهنری است که هماهنگی بین تلاش های اعضای سازمان و منابع موجود را ایجاد می کند تا به اهداف سازمانی برسیم. حالا باید ببینیم ما کجای کارمان لنگ زده. آیا مدیرانمان علم وهنر هماهنگی را داشتند؟ آیا تلاش های مجموعه کافی بود؟ آیا منابع لازم وجود داشت و اصلا هدف سازمانی چه بود؟

    وی از کارشناس و مجری برنامه خواست تا به او کمک کنند که جواب سئوالهایش را بداند. او پرسید مدیر موفق در فوتبال ما کیست؟ آجورلو در پاس، سعید آذری در ذوب آهن، حبیب کاشانی در لیگ هفتم ( پرسپولیس) وساکت در سپاهان. حالا ببینیم چرا آجورلوی موفق در پاس، در استیل آذین ناکام است؟ آذری موفق در ذوب آهن در نساجی و استیل آذین به تکرار توفیقاتش نمی پردازد؟ کاشانی در برگشت به پرسپولیس ناموفق است و ساکت هم که هنوز جایی مشغول به کار نشده.اما جالب اینجاست که رحیمی هم  می آید ودر سپاهان موفق می شود چون شرایط فراهم است اما ساختارشان شاید عیب و ایراد داشته باشد زیرا تیم های پایه شان تغذیه کننده تیم اصلی نیست و این پول است که  بازیکن را جذب می کند.

    او خاطرنشان ساخت: این به ما نشان می دهد مدیر هرچند هم موفق باشد در بستر کاری نیازمند یکسری ابزارهاست. ما بازیکن را براساس توانایی هایش به کار می گیریم و هرجا هم مهره کارآمد نداشتیم می رویم سراغ خارجی ها، مربی هم باید مدرک Aداشته باشد و اگر هم کارآمد نبود دنیزلی و کرانچار و کی روش را می آوریم اما حلقه ای که قرار است همه اینها را وصل کند و اسمش مدیریت است چه فاکتورهایی باید داشته باشد؟ چه کسی باید او را تایید کند؟ آیا غیر از این است که فلان موسسه اسپانسر تیم می شود و پسرخاله مدیر آن موسسه هم می آید مدیرعامل باشگاه می شود؟

    ما این همه دانشکده تربیت بدنی داریم ، خروجی آنها در فوتبال ما چیست؟ کدام مدیر ما می رود سراغ باشگاههای خارجی تا شیوه کار آنها را بیاموزد؟ کدام مدیر ما تحصیلات مرتبط دارد؟ در راس فدراسیون ما تخصص گم شده و کار را به دست کسی سپرده ایم که تازه بعد از 4سال اعلام می کند می خواهم لیوان را دو دستی بچسبم. شما چه توقعی از باشگاهها دارید؟ من مدیری سراغ دارم که بلد نیست کامپیوتر را روشن کند. این مدیر چگونه باید حرفه ای باشد و دنبال علم روز برود؟این شوخی نیست این درد فوتبال ماست.ما مدیرانی داریم که رزومه شان دیدن فلان بازی اروپایی یا فوتبال بازی کردن در زنگ ورزش دوران ابتدایی است.

    صالح احمدی از ابراهیمی پرسید در بین همه مدیرانی که سال قبل به شاهین آمدند کدام را به شاخصه های مدیریتی نزدیک تر دیدید که او پاسخ داد : هیچکدام! آزاده فر اعلام کرد: من باشناختی که از دکتر دادگر دارم می دانم ایشان مدیریت ساختاری را می شناسند اما در ورود به شاهین با یکسری عوامل بازدارنده درون باشگاهی مواجه شد که اجازه کار به او ندادند.

    ابراهیمی نیز پاسخ داد: من به استناد حرف خود شما به سر سطر برمی گردم و می پرسم یک مدیر آشنا با ساختار چگونه بدون آشنایی با محیط و مطالعه قبلی به باشگاه می آید تا تازه بفهمد اینجا نیروی بازدارنده وجود دارد که آزاده فر هم این امر را تایید کرد. ابراهیمی افزود:اصلا بحث من روی ساختار و شایسته سالاری است و می پرسم چرا شاهین نباید سقوط می کرد؟ به نظر من این تیم همه امکانات برای سقوط را داشت. در باب مدیریت در فوتبال ایران هم این نکته را اضافه کنم که اینقدر در این زمینه مشکل داریم که مربیانی که مبصر هستند مثل آقای قلعه نوعی چون این خلا را پر می کنند موفق می شوند.

    محبوبی دیگر کارشناس برنامه هم روی خط آمد و مدیریت سیاسی را آفت شاهین دانست و آن را لایه ای توصیف کرد که چون فاصله بین مدیران وجود داشت باعث این ناکامی ها شد. نبود شایسته سالاری و ضعف ساختار از نظر او اصلی ترین دلیل ماجرا به حساب می آمد.او گفت: من با حرفهای آقای ابراهیمی موافقم و در تکمیل حرفهایش می گویم به نظر من مدیریت ریالی هم از دلایل ناکامی ها بود.

    مجری برنامه اعلام کرد دادگر مدیرعامل سابق شاهین روی خط است. وی عدم صداقت در شاهین و اختلافات موجود را دلیل اصلی رفتن خود دانست و گفت: اعلام کرده بودند که من قرار است دو میلیارد پول بیاورم که اگر این پول را داشتم می رفتم راه آهن را می خریدم! در برنامه 90 خیلی راحت دروغ هایی گفتند که باعث ناراحتی بازیکنان شد. من یک بار اعلام کردم که دارد سونامی می آید و در حال فرو پاشی هستیم اما کسی توجه نکرد.

    صالح احمدی از او پرسید شما با مطالعه و شناخت به باشگاه آمدید که جواب داد بله اما اختلافات موجود اجازه کار را نداد. وی حاضر نشد شفاف حرف بزند و ریشه اختلافات را نام ببرد و تنها به جمله «العاقل یکفیه الاشاره» بسنده کرد. او گفت من اگر همان زمان هم سکوت کردم  به دلیل بازی حساس با داماش بود و همه می دانند از ابتدا تا نیمه نهایی جام حذفی در دوران مدیریت من بود که تیم به فینال رسید.

    ابراهیمی به وی گفت: در دوران جنگ هم وقتی قرار بود بمباران هوایی شود رادیو آژیر قرمز پخش می کرد. اینجا شاهین داشت بمباران می شد اما شما سکوت کردید.فکر نمی کنید که توجه صرف به نتیجه گرایی باعث شد تا شما با سکوتتان تمام شاهین را فدای یک بازی با داماش کنید ؟ هر چند الان  ممکن است به من بگویید تیم در صورت افشاگری نابود می شد. اما می بینیم که حالا با سکوت شما هم تیم دچار مشکل شد که وی پاسخ داد: اگر من حرفی می زدم اتفاقات بدی رخ می داد.آزاده فر هم خاطره ای را برای او یادآوری کرد که در دانشکده تربیت بدنی یکسری اطلاعات به او داده بود اما استفاده نکرد که دادگر پاسخ داد حجم بالای بدهی ها و مراجعه کننده باعث شد تا نتوانم از توان بومی ها استفاده کنم و مکرر باید پاسخگوی طلبکاران می بودم.

    ابراهیمی به وی گفت: اول این که شما همان اعلام سونامی را شب مصاحبه کردید و صبح با تکذیب آن گفتید که دوستان از روی سایت بردارند.بعد هم اگر با مطالعه آمده بودید می دانستید که بدهی دارید و حضور طلبکاران هم در برنامه تان قرار می گرفت و سوم اینکه به شما گفته بودند برخی کارشناس ها  و ورزشی نویس ها دشمن شاهین هستند و همین امر روی باور شما تاثیر داشت. دادگر قبل از این اظهارات خداحافظی کرده بود و صالح احمدی هم اعلام کردمتاسفانه  آقای دادگر هنوز هم نمی خواهد شفاف حرف بزند.

    بحث ادامه یافت و ابراهیمی در پاسخ به این سئوال که شاهین از حالا به بعد چه باید انجام دهد گفت: من با کلمه مالک صوری مشکل دارم. هیئت موسس اگر مالک است درآمدزایی کند و بدهی ها را بپردازد چون اصل کار پرداخت بدهی هاست و اگر هم مالک نیست یا توان پرداخت ندارد اجازه بدهد بحث مالکیت روشن شود. بعد می شود پله پله پیش رفت.

    ادامه بحث با آزاده فر پی گرفته شد و او گفت: آقای ابراهیمی جامع ترین و ساده ترین تعریف مدیریت را انجام داد. من گفتم که ما مدیریت مان با انتصاب های غلط است.تا این باشد هم به جایی نمی رسیم. ضمن اینکه رسانه ها هم در این زمینه مقصرند.من معتقدم بایددید چه چیزی می گویند نه اینکه چه کسی می گوید. ما اینجا به جای بررسی داشته های طرف به سراغ نداشته هایش می رویم تا تخریبش کنیم. این راه رسیدن به موفقیت نیست. می شود با ادبیات خوب نقد کرد و جامعه ورزش هم باید نقد پذیر باشد.

    عبدالعزیز افتخاری دیگر کارشناس برنامه روی خط آمد و نبود نگاه نقد پذیر را شرح داد و گفت: الان نادر جعفری با استفاده از انتقادات و مشورت با دیگران و اصحاب رسانه و کارشناس ها و دانش خودش و توان تیمش  تیم پرسپولیس گناوه را به دسته دو آورده. در شاهین اما این نبود. درب های نقد را بستند. یک مربی پیر سال اول آوردند- یاوری- که تا حرفی زده می شد می گفت روزنامه نگارها مقصرند. الان که سکوت کرده ایم که هم می گویند مقصریم.

    او ادامه داد: می گویند نباید دنبال مقصر رفت. درد این است که اگر مقصر را معرفی نکنیم او چند صباح دیگر برمی گردد. مقصر هیئت موسسین است که رفتند ابوالفتحی و دیگران را آوردند بعد می گویند ما نقشی نداشتیم.در جمع 13 نفره آنها فقط 3 نفر حرف می زند و بقیه تایید می کنند. تا این روند باشد شاهین موفق نمی شود. می گویند شکست مقدمه پیروزی است اما شاهین شکست نخورده که برگردد و موفق شود. شاهین ورشکسته شده و برای اعتلای دوباره نیازمند تغییرات بسیار است . با این همه بدهی کار کردن خیلی سخت است. شاهین مدیریت نداشت که باعث شد قرارداد کیانی و احمدپوری از 80میلیون به 240 میلیون برسد.

    وی درپایان اظهار داشت: روزی بعد از سقوط شاهین تلویزیون آبادان رفت در سطح شهر گزارش تهیه کند تا نظر مردم را بداند. آخر کار رفتند سراغ یک پیرمرد تخم مرغ فروش کنار خیابان. آن زمان نفت با مدیر پروازی اداره می شد. آن تخم مرغ فروش جواب داد: کشتی در خلیج فارس بود و ناخدا در تهران. چرا نباید غرق می شد؟ حکایت شاهین هم همین بود.

    آزاده فر در بخش آخر گفته هایش در مورد رسانه ها گفت: من معتقدم سکوت رسانه ها ضربه می زند. مصداق حرف آقای افتخاری را در مورد آقای عبدالصمد ابراهیمی به کار می برم. او تنها کسی بود که از روز اول نوشت و هشدار داد وهمه حرفهایش هم به اثبات رسید. چه در مورد تیم بستن در تهران، چه درباره افراد، چه در مورد اسپانسری بانک صادرات ، مدیران و مربیان و… بقیه رسانه ها اکثرا” فقط خبر نوشتند. رسانه باید هشدار بدهد. من از صدا وسیما هم گلایه دارم. برنامه نشان درب انتقاد را بست و حتی خود شما هم در برهه ای سعی کردید انتقد نکنید. صالح احمدی حفظ آرامش تیم را یکی از دلایل این امر داشت.

    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۰)



    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.