• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » بین الملل , مطالب برگزیده سایت » امارات عربی متحده یا استان جلفاوه سابق ایران ! + عکس
    کد خبر : 530958

    امارات عربی متحده یا استان جلفاوه سابق ایران ! + عکس

    امارات عربی متحده یا استان جلفاوه سابق ایران ! + عکسReviewed by Aryan on Apr 19Rating:   از لحاظ تاريخي اولين ارتباطي كه جامعه ايراني با اين پهنه آبي پيدا مي كند دقيقاً به سال هفتصد قبل از ميلاد باز مي گردد، در زمانی که دولت مادها به رهبری فرورتيش موفق مي شود كه منطقه…

    امارات عربی متحده یا استان جلفاوه سابق ایران ! + عکسReviewed by Aryan on Apr 19Rating:
     
    از لحاظ تاريخي اولين ارتباطي كه جامعه ايراني با اين پهنه آبي پيدا مي كند دقيقاً به سال هفتصد قبل از ميلاد باز مي گردد، در زمانی که دولت مادها به رهبری فرورتيش موفق مي شود كه منطقه پارس را جزء قلمرو خویش سازد و قلمرو خود را به سواحل خليج فارس گسترش دهد. در زمان سياكزارسُس كه همان هووخشتره باشد، وقتي ايراني ها موفق مي شوند امپراتوري مقتدر و ميليتاريستي آشور را از بين ببرند و سرزمين آشور بين مادها و بابلي ها تقسيم مي شود؛ خليج فارس گريز ناپذير در قلمرو مادها قرار مي گيرد.
     
    به گزارش بخش فرهنگ و تاریخ ایران ویج ، با تشكيل امپراتوري هخامنشي (كه عنوان آن امپراتوري جهاني هخامنشي است) مسئله قلمرو و امنيتش به درياي سرخ، خليج عدن، و غيره تسري مي يابد، حتي براي استمرار نظم امپراتوري و براي تسريع ارتباط با مصر، بين درياي سرخ و رود نيل نياز به حفر آبراه مي شود و خشايارشاه براي تسهيل عمليات نظامي اش آن آبراهه را در شبه جزيره آتوس حفر مي كند. طبيعتاً خليج فارس به منزله يك درياچه ايراني در چارچوب امپراتوري جهاني هخامنشي است.
    در زمان اشكانيان، از آغاز سلطنت مهرداد اول ، بعد از اين كه سلوكيان از صحنه خارج مي شوند ، گسترة قلمروشان تمامي سواحل جنوبي خليج فارس، حتي عمان را هم در بر مي گرفت . بدون ترديد اين استمرار را زمان ساسانيان هم شاهديم و خصوصاً اواسط قرن چهارم بعد از ميلاد كه شاپور دوم موفق شد نظم و امنيت را برقرار كند .
     
    در دوران سلطنت انوشيروان ، رقيبش در امپراتوري روم، ژوستي نيان كه بزرگترين امپراتور روم شرقي بود و موفق شد براي مدتي روم غربي را هم ضميمه كند حتي گسترش فتوحات نظامي اش تا اسپانيا هم پيش رفت در آن زمان راه ابريشم از داخل امپراتوري ساساني عبور مي كرد، انوشيروان براي تضعيف روميها سعي كرد حق ترانزيت ابريشم را بالا ببرد.
     
    ژوستي نيان براي خنثي كردن اين اقدام ايرانيان بر آن شد كه از طريق دریا پيمايان حبشي ، راه ابريشم را از طريق دريا طی كند ولي انوشيروان در واكنش به اين اقدام او سعي كرد از يك طرف جزيره سدان يا سرانديب (سريلانكا) و از طرفي يمن را تحت تصرف در آورد. البته ظاهراً به تحريك رومي ها، حبشي ها به يمن حمله كرده بودند و باب المندب را تحت كنترل خودشان درآورده بودند و «سيف ابن ذي يزن» از انوشيروان كمك خواست ايرانيها به عنوان كمك به يمانيها ، حبشي ها را شكست دادند و مستقر شدند؛ مرزبانان ايراني در اين منطقه مسئوليتي را احراز می كردند.
    در تعاملات دريايي آن تاريخ وقتي يك زاويه به سريلانكا مي رود و زاويه ديگر به يمن، حاكي از آن است كه خليج فارس گريز ناپذير يك درياچه صرف ايراني است .
    در هر حال كساني كه بر فارس حكومت داشتند و پادشاهان محلي، بر تماميت خليج فارس در اين برهه، از زمان سلجوقيان تا ظهور پرتغالي ها, بر خليج فارس، حكومت داشتند. با ظهور پرتغالي ها در اوايل قرن 16 میلادی براي يك صد سال خليج فارس تحت سلطه پرتغاليها بود البته امراي هرمزي پا برجا مانده و قلمروشان هم كم و بيش حفظ شده بود ولي خراج گزار پرتغالي ها بودند . مطامع اوليه ايرانيان در زمان شاه اسماعيل، به دليل مشكلاتي كه با آن روبرو بود در مرزهاي غربي و شرقي به نتيجه نرسيد ولي در زمان شاه عباس، حاكميت ايران بر خليج فارس اعاده مي شود.
    شاه عباس در سال 1602 میلادی بحرين را از [اختيار] پرتغالي ها خارج مي كند و در سال 1612میلادی «جلفاوه » كه امروزه امارات عربی متحده است را اعاده حاكميت مي كند و تنها در 1820 میلادی بعد از گرفتن قشم و محاصرة هرمز كه چند كشتي انگليسي به كمك گرفته مي شوند، هرمز تسخير مي شود . بنابراین بحرين در سال 1602 میلادی و جلفاوه در 1612 میلادی بدون دخالت انگلستان اعاده حاكميت مي شود. بنابراين در زمان صفويه حاكميت ايران بر خليج فارس مسلم است.
    تا زمان نادر شاه، كه سقوط صفويه سبب مي شود كه عماني ها فعاليت راهزني دريايي و عدم نظم را در خليج فارس ايجاد بكنند. با ظهور نادر شاه اعاده حاكميت تمام و كمال مي شود و بر تمامي پهنه خليج فارس و حتي منطقه عمان( كه عماني ها از تضاد داخلي استفاده كرده بودند) به نوعي اعاده سلطة ايراني ها بود. سلطه ايران در دوران كريم خان كم و بيش ادامه داشت و به موجب قراردادهايي كه با هلندي ها و انگليسي ها منعقد شد, ايران متعهد به برقراري امنيت در منطقه خليج فارس بود .
     
    با ورود انگليسي ها در 1820 میلادی يعني ورود و حضور مستمر شان ، به تدريج يك استراتژيي را اتخاذ مي كنند بنام استراتژي ايران زدايي ، يعني بر آن مي شوند كه مباني اعمال حاكميت و نفوذ فرهنگي موثر ايران را تا آنجا كه امكان دارد، بي رنگ كنند . در اين رابطه ، از جمله اولين اقداماتي كه مي كنند جلوگيري از ايجاد يك نيروي دريايي سيستماتيك و مدرن(به صورت آن روزي كه در اروپا مطرح بود) به وسيله ايرانيان است چون در زمان نادرشاه با استفاده از التون و هلندي ها و خريدن كشتي برقرار شده بود. انگليسي ها بر آن شدند كه اجازه ندهند ايران نيروي دريايي فعالي داشته باشد و همواره اين نگراني را داشتند كه اگر ايران صاحب نيروي دريايي بشود اعاده كامل حاكميت و اعمال موثر حاكميت مي كند.
     
    بنابر اصل «ايران زدايي »برآن شدند، كه فرهنگ ايراني و زبان فارسي را بخصوص در مناطق جنوبي خليج فارس به تدريج بي رنگ كنند، به ويژه در بحرين كه مورد ادعاي ايران هم بود و جمعيتي از آن ايراني الاصل و متصل به تشيع هم بوده اند و بنابراين سعي كردند كه مكتب يا مدرسه اي به زبان فارسي در آنجا داير نشود. حتي ارتباط بحريني ها با ايران در تاريخي كه هنوز پاسپورت در جهان و اروپا مطرح و اجباري نبود، تذكره براي بحريني ها درست كرده بودن كه اگر مي خواهند به ايران بروند بايد تذكره داشته باشند . متاسفانه اين استراتژي فرهنگ زدايي فقط در اين منطقه هم نبود بلكه در تمام حوزه هاي فرهنگي ايراني دست به كار شدند تا مباني فرهنگي ايراني را از بين ببرند .
     
    در هندوستان كه زبان فارسي ، زبان درباري بود بخصوص از 1850میلادی سعي شد به كلي زبان فارسي آن جايگاهش را از دست بدهد . گذشته از بحرين ، در افغانستان بعد از قرارداد پاريس مي بينيم كه تاريخ 2500 ساله خاصي براي افاغنه ساخته مي شود( افغانها مدعي بودند كه سه بار در طول تاريخ اشغال خارجي شدند : در زمان هخامنشيان، ساسانيان و صفويه) . همين برنامه را تزارهاي روس در آسياي مركزي و قفقاز و بعد كمونيستها داشتند . نكته سوم اين كه اجازه ندادند ايران بر منطقه و جزاير ايراني اعمال حاكميت كند . حتي در مورد فانوسهاي دريايي كه در جزاير ايراني بود اين اجازه داده نمي شد كه خود ايراني ها آنها را اداره كنند. معتقد بودند اين، لطمه به سلطة بلامنازع بريتانيا وارد خواهد كرد و فراتر از آن تحت عناوين مختلف مبارزه با راهزنان دريايي ، مبارزه با تجارت برده ، مبارزه با قاچاق اسلحه و … بر آن بودند كه اين امور را در انحصار خاص خودشان نگه دارند .
     
    حتي در زمان رضاشاه ، ايراني ها در مذاكرات بريتانيا در مورد قرار داد امور خليج فارس كه تيمورتاش سرمذاكره كننده بود، وقتي ايران پيشنهاد كرد كه تنب بزرگ كه اشغال غير قانوني شده ، به عنوان ديپورت قاچاقچيان براي جلوگيري از قاچاق به ايران سپرده شود نظر وزارت خارجه انگليس آن بود كه اگر ما بخواهيم ايران را مشاركت بدهيم به سلطه ما لطمه وارد مي شود . بنابراين در طول قرن 19 انگليسي ها گذشته از تثبيت سلطه خودشان بر آن بودند كه استراتژي ايران زدايي را در پيش بگيرند . خط مشي ديگري كه در اين استراتژي مطرح شد ، جزاير ايراني مانند قشم و هنگام را به نام امام يا سلاطين مسقط و عمان، فارسي را به نام كويت، و تنب ها و ابوموسي را همان طور كه مي دانيد به نام شارجه و راس الخيمه ، ادعا كردند .
     
    در اين زمان آخرين تلاششان براي ايران زدايي علاوه بر ادعاي جزاير ايراني ، تغيير نام خليج فارس بود ، كه پرونده اي است يك برگي تحت عنوان پيشنهاد تغيير نام خليج فارس به خليج ع ر ب ي (به سال 1938 میلادی در ايودي آفيس و ركورد آفيس ) پهنه آبي كه 2500 سال در تعاملات تنگاتنگ جامعه ايراني بوده است ، در حالي كه جوامعي كه در آن طرف خليج فارس ظاهر شدند ، حياتشان از 200 تا 250 سال تجاوز نمي كند . آغاز مهاجرت آنها به منطقه خليج فارس مهاجرت اعراب «اتوبي» است كه يك شاخه به كويت رفتند به نام «آل صبا» و شاخه اي به بحرين رفتند و در اواخر قرن 18 يعني يكسال قبل از مرگ كريم خان در آنجا ظاهر شدند.
     
    اعراب «بني يال» و «ابوالفلاسه» كه هم زمان در دبي و ابوظبي مستقرشدند ، در نيمه قرن 18 میلادی از صحراي نجد وارد منطقه خليج فارس شدند و به همين طريق «آل ثاني» و «آل سُحريان» و اعراب «بني كعب». تنها «قاسمي»‌ها هستند كه در موردشان اختلاف نظر وجود دارد، بعضي مي گويند جايگاه اولشان سيراف بوده كه در زلزله ويران شد و نظريه ديگر اين است كه از نجد آمده‌اند(و خودشان هم به نظريه دوم معتقد هستند) . «وهابيان» در آغاز قرن 19 موفق شدند كه قلمرو سرزميني شان را گسترش دهند و به سواحل خليج فارس برسند .
    بنابراين كساني كه از لحاظ هويت تاريخي، 2700 سال بطور مستمر در التفات تعاملات گسترده‌ي خليج فارس ـ درياچه‌ا‌ي ايراني ـ بوده‌اند در طيف جاذبه‌ي امنيتي ، اقتصادي و سياسي اين جامعه قرار داشتند و بعضي از شیخ نشین هایی که از 1970 میلادی به بعد شكل گرفته‌اند چنين ادعاي واهی را در مورد نام اصیل خلیج فارس و جزایر ایرانی مطرح مي كنند که زمانی جز سیطره منطقه فارس و امرای ایرانی بوده اند .
    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۱۰)



    • ali

      می گن به بچه ک…… بده رو نده
      به این عرب ها رودادیم پوروشدن

    • فردین

      ز شیر شتر خوردن و سوسمار
      عرب را کار به جایی رسیده که ملک کیانی کند آرزو
      نفرین بر تو ای چرخ گردون نفرین نفرین…….
      از مطالبی که نوشتین بسیار ممنون من اینارو واسه دوستام میل میکنم وبا اجازه نویسندها تو وبلاگم میزارم با سپاس

      • شاکی

        درستش این فردین جان / زشیر شتر خوردن سوسمار . عرب را به جای رسیدس کار که ملک کیاتی کند ارزو . نقو بر تو ای چرخ گردون نقو…………!!!!!!!!

    • سعید

      جنوب نقشه ایران یرای همیشه دریای پارس است تاما ایرانی ها خون در رگ داریم ومی توانم باتمام وجود بگویم تمام جزایره آنها هم مال ایران است

    • عادل

      در مورد دریای عمان! هم باید گفت “دریای مکران”. زیرا نام باستانی آن بوده است و در کتابهای تاریخی بارها به نام دریای مکران از آن یاد شده است نه عمان.

    • mehrad

      متاسفم برای مسئولینمون که بیش از حد محافظه کار شدند.رویکرد ما در برابر عرب ها همیشه رفتاری توام با ملایمت بود ولی جز تحقیر نتیجه ای در بر نداشت.شاید یادمون رفته ایرانی هستیم نه عرب.این عرب دوستی مسئولین به اینکه ما مسلمونیم نباید ربط داشته باشه!!! پاینده باد خلیج پارس

    • نامداری

      من کاری به ملخ خوردن یا نخوردن اعراب ندارم اینها از جای دگه ای شیر شدن و الا همچین غلتهایی از اینها بر نمی آید

    • علی بوراکی

      وقتی یک عرب شام وناهارش ملخ باشه ازاین بهترنمیشه شب میخوابندخواب میبینندنقشه جهان عوض شده صبح بیدارمیشندمیگندشیخ نمیدونم چی چی خواب دیده اسم خلیج فارس بایدعوض بشه همون که توخواب ببینی
      آنقدرماایرانیهارفتیم امارات پول مفت به جیب اونهاریختیم هارشدند ایران خلیج فارس

      • saeed rezaeian

        خلیج فارس Persian Gulph has always belonged and belongs to Iran.

    • hamed

      vase chi narahati ye mosht arab bishior zer moft zadan
      zenda bad khlij pars

    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.