• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » گوناگون » خاطره سیمین دانشور از امام موسی صدر
    کد خبر : 492867

    خاطره سیمین دانشور از امام موسی صدر

    خاطره سیمین دانشور از امام موسی صدرReviewed by Aryan on Mar 15Rating: مجله گوهران در سال 58 مصاحبه‌ای درباره «نیما یوشیج» با مرحوم «سیمین دانشور» انجام داده بود. بانوی داستان‌نویسی ایران در این مصاحبه خاطراتی را از موسی صدر، نیما و جلال بیان کرده است. به گزارش ایسنا ، بخشی از سخنان سیمین دانشور درباره…

    خاطره سیمین دانشور از امام موسی صدرReviewed by Aryan on Mar 15Rating:

    مجله گوهران در سال 58 مصاحبه‌ای درباره «نیما یوشیج» با مرحوم «سیمین دانشور» انجام داده بود. بانوی داستان‌نویسی ایران در این مصاحبه خاطراتی را از موسی صدر، نیما و جلال بیان کرده است.

    به گزارش ایسنا ، بخشی از سخنان سیمین دانشور درباره « امام موسی صدر» بدین شرح است:

    «موسی صدر خیلی خوش‌تیپ بود. حالا لیبی (قذافی) یا گمش کرده یا کشتدش، نمی‌دونم. غروب بود. موسی صدر اومد، در زد. اون یکی از زیبا‌ترین مردهای دنیا بود. چشم‌های خاکستری، درشت، زیبا. لباس آخوندیش هم شیک، از این سینه کفتری‌ها. من در رو باز کردم.

    گفتم: ببینم! شما امامی، پیغمبری! تو حق نداری این‌قدر خوشگل باشی! خندید. گفت: جلال هست؟ گفتم: آره، بیا تو. اومد تو. نیمام که همیشه این‌جا بود……. دیگه من نرسیدم چایی به نیما بدم. نیما تو خاطراتش نوشته که « سیمین محو جلال امام موسی صدر شد و چایی ما رو خودش نداد و منم چایی نخوردم.» موسی صدر سه چهار روز این‌جا موند. نیما خیلی حسودیش شد. نیما خیلی وسواسی بود. باید چایی رو خودم می‌ریختم. تفاله نداشته باشه. سرش هم این‌قد ( نشان‌دادن با دست) خالی باشه. خودمم می‌دادم بهش. من محو جمال صدر شدم. خیلی زیبا بود. بعد سه چهار روز موند و بعد ما رفتیم قم. او رئیس نهضت امل در لبنان بود. «سووشون» رو او به عربی ترجمه کرد. آورده بود، برامون. بعد ما رو به قم دعوت کرد که دیگه بیرونی و اندرونی بود. ولی می‌دیدمش. شام و نهار اینا می‌دیدیمش.

    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۰)



    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.