• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » بیا تو بخندیم » منم منم، بزک زنگوله پا
    کد خبر : 486833

    منم منم، بزک زنگوله پا

    منم منم، بزک زنگوله پاReviewed by Aryan♥ on Mar 10Rating:   یک روز بز زنگوله پا از بچه هاش خداحافظی کرد که برود دشت و صحرا علفبخورد و برایشان شیر بیاورد.مامان بزی به بچه ها سپرد که در را به روی مامور گاز و برق و آب و گرگ باز نکنند.بچه هاهم که بر خلاف…

    منم منم، بزک زنگوله پاReviewed by Aryan♥ on Mar 10Rating:

     

    یک روز بز زنگوله پا از بچه هاش خداحافظی کرد که برود دشت و صحرا علف
    بخورد و برایشان شیر بیاورد.
    مامان بزی به بچه ها سپرد که در را به روی مامور گاز و برق و آب و گرگ باز نکنند.
    بچه هاهم که بر خلاف آمار وارقام رسمی گرسنه بودند به مادرشان قول دادند که در را باز نکنند.
    چند دقیقه که گذشت گرگ که دید بز زنگوله پا ازخانه بیرون رفته در خانه رازد.
    شنگول پرسید: کیه؟ گرگ گفت: منم، منم مادرتون شیر یارانه ای آوردم براتون.
    شنگول گفت: تو مادر ما نیستی. چون دروغ میگی خیلی وقته ممه ی شیر یارانه ای رو لولوبرده.
    گرگ با دست زد تو پیشانیش و رفت و چند دقیقهی دیگه آمد و در زد و گفت:
    منم، منم مادرتون شیر مدت دار آوردم براتون.

    منگول گفت: اگه تو مادر مایی بگو ببینم یه پاکت شیر رو چند خریدی؟
    گرگ کمی فکر کرد و گفت: هزار تومن. منگول گفت: بروگرگ بی حیا!
    تو مادر ما نیستی چون شیر در عرض این هفته شده هزار و صد تومن هرچند نرخ تورم هنوز یه رقمیه!

    گرگ دوباره زد به پیشونیش و رفت بقالی محلشون ولی هرچیزی خواست برای بچه ها بخرد آنقدر گران شده بود که نتوانست و دست از پا درازتر برگشت پشت در و کوبید به در و گفت:
    بچه ها! منم، منم مادرتون، با وجود کنترل قیمت ها هیچی نتونستم بخرم براتون. شنگول خندید و گفت: بچه ها! بچه ها! بدوین بیاین مامان اومده.

    و در را باز کرد و گرگ پرید تو و شنگول و منگول را یک لقمه ی چپ کرد،
    بعداز مسوولان که این فرصت را برایش فراهم کرده بودند تشکر کرد و نگاهی به
    اطراف انداخت و لامپ کم مصرف خانه را خاموش کرد که در مصرف منابع محدود انرژی صرفه جویی بشود و راهش را کشید و رفت.

    اما بچه ها بشنوید از آن طرف که مامان بزی رفت و رفت تا برسه به صحرا و
    دشت ولی همه جا شده بود باغ و ویلای شخصی وجاده ی آسفالته.
    همینجور که دنبال یک وجب علف می گشت یک بی ام دبلیوکروکی کنارش ایستاد و پسر جوانی که راننده اش بود و باباش سالیانه از یک کارمند فلک زده کمتر مالیات میداد گفت: آبجی! میای بریم گردش وتفریح؟ ننه بزی این طرف را نگاه کرد،
    آن طرف را نگاه کرد، وقایع کاشمر و استخر صدف وخمینی شهر را در ذهن مرورکرد و به خاطر امنیتی که وجود دارد احساس آرامش خاطر کرد، بعد یاد قیمت شیر افتاد.
    خلاصه چند لحظه ای چک و چانه زدند و بی ام دبلیو گرد وخاک کرد و دور شد و
    وقتی گرد و خاک کنار رفت مامان بزی دیگر کنار جاده نبود.

    شب که مامان بزی با دست پر به خانه رسید دید در بازست.
    اول با خودش گفت کی در را باز گذاشته؟
    اینجوری که بر اثرتبادل گرمایی بیرون و داخل خونه کلی انرژی با ارزش هدر می ره بعد ترسید که نکند صاحبخانه با حکم تخلیه آمده ولی وقتی داخل شد حبه ی انگور از زیرمیز بیرون پرید و ماجرا رابرایش تعریف کرد.
    ننه بزی که شنید بچه هایش را گرگ خورده دو دستی زد توسرش و گفت:
    خاک به سرم شد! گوشت کیلویی هیجده هزار تومن رو گذاشتم دم دست گرگ!
    بعد ماشین حساب برداشت و وزن شنگول و منگول را حساب کرد و دوباره زد تو سر خودش.
    تازه یادش افتاد که دو نفرهم سهمیه ی یارانه ی نقدی اش کم می شود برای
    همین دوباره زد توی سرش و به حبه ی انگور گفت تو بشین سریال ستایش رو
    ببین که وقتی برگشتم برام تعریف کنی من هم میرم دخل گرگه رو بیارم.

    بعد رفت بالا پشت بام خانه ی گرگه و پاکوبید.
    گرگه که یک بسته سوپ آماده را با سه لیتر آب قاطی کرده بود تا شکم بچه
    هایش را سیر کند دید خاک ازسقف ریخت تو سوپ، فریاد زد: کیه کیه!
    تاپ تاپ می کنه، سوپ منو پر خاک می کنه! یکی از بچه گرگها گفت:‌
    بابا!‌سوپ به جهنم! بگو از جلو دیش بره کنار خیر سرمون داریم فارسی وان می
    بینیم ها!‌
    گرگ این را که شنید رفت تو کوچه وبزی را دید.
    بعد با بززنگوله پا قرار گذاشتند که عصر وسط جنگل دوئل کنند،
    حالا چرا همان موقع دوئل نکردند شاید می خواستند خبر بیست و سی را ببینند و بعد با خیال راحت بمیرند.

    گرگه رفت پیش دندانپزشک و گفت که چون چندساعت دیگر باید شکم یک بز را
    پاره کند می خواهد دندانپزشک دندان هایش را تیز کند.
    دندانپزشک محترم وقتی هزینه ی تیز کردن دندان را گفت دود ازمخ گرگ بلند شد و گرگ گفت: ببینم مگه شما دندانپزشک ها قسم نخوردید؟
    دندانپزشک فاکتور خرید جنس هایش را که با وجود پیشرفت علم و تکنولوژی و
    خودکفایی در تمامی زمینه ها ده دست می چرخید تا وارد کشور شود نشان گرگ
    داد، مالیات ارزش افزوده را حساب کرد، پول برق و آب و هفته ای یک بارتنظیم دیش ماهواره را هم به اقلام اضافه کرد.
    گرگ سوتی کشید و دست کردجیب اش یک نخود درآورد و گفت:
    من با این نخود
    می خواستم شب برای بچه ها آش بپزم اون رو هم می دم به شما. دندانپزشک
    که لجش درآمده بود تمام دندان های گرگ را کشید و به جایش پنبه گذاشت.

    بز زنگوله پا هم رفت پیش استاد آهنگر و گف که شاخ هایش را تیز کند.
    استاد هم هزینه ی تیز کردن شاخ را که اتحادیه داده بود ضربدر افزایش قیمت
    میلگرد کرد و حاصل را دو بار در ارزش افزوده ضرب کرد و کل هزینه را غیر
    نقدی با مامان بزی حساب کرد.

    وقتی از جاش بلند شد چون حسابی سرحال آمده بود شاخ های بز زنگوله پا را
    جوری تیز کرد که انگار شاخ خواهر مادر خودش باشد و بهش گفت:
    برو زن! خدا به همرات! اگه گرگ نخوردت باز هم به ما سربزن بعد نشست پای دیس پلوی هندی و با دست شروع کرد به خوردن.

    خلاصه بچه ها، در دوئلی که در اعماق جنگل درگرفت مامان بزی زد و شکم آقا
    گرگه را پاره کرد ولی اگر فکر می کنید بعد ازیک روز که از هضم شدنشان
    گذشته بود شنگول و منگول از آن تو پریدندبیرون باید بهتان عرض کنم که
    نخیر نخیر ! از شکم گرگه فقط با عرض پوزش باد معده خارج شد.

    بز زنگوله پا وقتی دید چیزی توی شکم به پشت چسبیده ی گرگ بینوا نیست
    خواست راهش را بکشد و برود که یک دفعه یک ون کنار پایش ترمز کرد و او را
    به جرم زنگوله بستن به پا برای جلب توجه درملاء عام و به خطر انداختن
    سلامت جنگل سوار ون کردند و بردند و هرچی مامان بزی گفت که بز زنگوله
    پاست به خرج شان نرفت که نرفت.

    حبه ی انگور هم وقتی سریال ستایش تمام شد یک ساعتی اشک ریخت و بدبختی های خودش یادش رفت بعد هم گرفت خوابید و تا صبح خواب های خوش دید.

    قصه ما بسر رسید .از کلاغه هم فعلا خبری نداریم

    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۳)



    • مهدی

      قصد دارم از تمام مطالب سایت شما در سایتها و وبلاگهای خودم استفاده کنم؟
      میخوام از سایت شما به عنوان تولید و محتوا اسفاده کنم
      آیا این امکان از طرف شما وجود دارد؟

    • علیرضا سبیانی

      باسلام
      بنده قصد دارم از تمام مطالب سایت شما در سایتها و وبلاگهای خودم استفاده کنم؟
      میخوام از سایت شما به عنوان تولید و محتوا اسفاده کنم
      آیا این امکان از طرف شما وجود دارد؟

      • احمدنیا

        مشکلی نیست دوست عزیز

    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.