• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » فرهنگی و هنری » رمضاني فرخاني : 90 درصد منتقدان شعر، ادبيات، موسيقي جزو بيسوادترين افراد جامعه هستند !
    کد خبر : 473901

    رمضاني فرخاني : 90 درصد منتقدان شعر، ادبيات، موسيقي جزو بيسوادترين افراد جامعه هستند !

    رمضاني فرخاني : 90 درصد منتقدان شعر، ادبيات، موسيقي جزو بيسوادترين افراد جامعه هستند !Reviewed by Aryan on Mar 2Rating: بيست‌ونهمين نشست عصرروشن روز گذشته ـ پنج شنبه 11 اسفند ماه ـ با بحثي درباره كتاب «ساراييسم» و بحثي با موضوع «شعر ـ رسانه ـ ادبيات» برگزار شد. به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان…

    رمضاني فرخاني : 90 درصد منتقدان شعر، ادبيات، موسيقي جزو بيسوادترين افراد جامعه هستند !Reviewed by Aryan on Mar 2Rating:

    بيست‌ونهمين نشست عصرروشن روز گذشته ـ پنج شنبه 11 اسفند ماه ـ با بحثي درباره كتاب «ساراييسم» و بحثي با موضوع «شعر ـ رسانه ـ ادبيات» برگزار شد.

    به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در آغاز اين نشست عليرضا بهرامي گفت: در شروع برنامه‌هاي نشست‌هاي عصر روشن برگزاري نشست‌هاي موضوعي خلاء‌اش احساس مي‌شد و به همين دليل بيشتر نشست‌هاي ما به‌صورت موضوعي برگزار شد؛ هر چند در برنامه‌هاي «عصر روشن» اين موضوع مد نظر بود كه نشست نقد كتاب نيز برگزار شود و به نوعي با نقد كتاب «ساراييسم» مي‌توان اين را آغاز نشست نقد مجموعه شعر در اين برنامه‌ها دانست، هر چند پيش‌تر به كتاب محمد بهارلو در اين نشست‌ها پرداخته شده است.

    وي در ادامه مراسم از سيداحمد حسيني شاعر مجموعه «ساراييسم» دعوت كرد، غزل‌هايي از اين مجموعه را براي مخاطبان بخواند. 

    در ادامه، بهرامي صحبتش را با بحث درباره كتاب ساراييسم دنبال كرد و با بيان اينكه چاپ و شكل كتاب و طرح جلد و پشت جلد كتاب خوب است و مخاطب را جذب مي‌كند، به بحث درباره اين مجموعه غزل پرداخت و اظهار كرد: در نگاه نخست مي‌بينيم كه تقطيع غزل‌هاي اين مجموعه متعارف نيست و به همان شكل مالوفي كه از تقطيع غزل سراغ داريم در اين مجموعه روبه‌رو نمي‌شويم. اگر مخاطب غيرحرفه‌اي شعر اين مجموعه را ببيند گمان مي‌كند با يك مجموعه شعر آزاد روبه‌رو است در حالي كه وزن آن قدر بر شعرهاي سروده شده در اين مجموعه غلبه دارد كه به شكلي غير از شكل مالوف غزل آن‌ها را نمي‌توان خواند.

    اين شاعر خاطرنشان كرد: اين نوع تقطيع البته فرصت‌هايي را براي شاعر مجموعه «ساراييسم» فراهم كرده است تا بتواند آن تاكيدهايي را كه مد نظرش است نشان بدهد و از طرفي اين امكان را فراهم آورده كه بتواند حتي غزل‌هاي سه بيتي منتشر كند. در يكي چند شعر نيز قافيه را رها مي‌كند و اين نوع تقطيع اين امكان‌ها را فراهم آورده است.

    بهرامي متذكر شد: بعد از تجربه‌هاي شكست خورده برآمده از ايزم‌ها و تئوري‌ها در سرودن شعر به نظر مي‌رسد ضرورتي نداشت شاعر بخواهد رويكردي از اين جنس را دنبال كند. اين چيزي است كه از عنوان مجموعه شعر به ذهن متبادر مي‌شود. اما وقتي با خود مجموعه روبه‌رو مي‌شوي و شعرهاي آن را بررسي مي‌كني با چيز ديگري مواجه مي‌شوي و به نوعي مي‌توان گفت عنوان كتاب با كليت مجموعه چندان تناسبي ندارد. البته شايد شاعر خواسته باشد به جاي به كار بردن ضمير «تو» يا «او» براي خطاب كردن معشوقه‌اش در اين مجموعه اسم خاصي انتخاب كرده باشد. در برخي از غزل‌ها مخصوصا در غزل‌هاي آغازين مجموعه مي‌بينيم كه سارا خيلي خوب در شعر نشسته است و به نوعي تحميلي نيست اما اصرار بر اين كاركرد او را به يك دام چاله مي‌اندازد و مي‌بينيم در شعرهاي ديگر انگار اگر سارا نباشد هيچ اتفاقي هم نمي‌افتد و به نوعي تحميلي است.

    اين شاعرخاطرنشان كرد: در مجموعه شعر ساراييسم ما با شاعري مواجه هستيم كه كاملا رويكرد اجتماعي دارد، به رغم اينكه شعرهاي عاشقانه هم در اين مجموعه مي‌بينيم. اما به اعتقاد من شاعر آنجا موفق‌تر است كه از لابه‌لاي اين مسائل عاشقانه به طرح دغدغه‌هاي اجتماعي مي‌پردازد. البته تا آن‌جا كه بيان شعاري نيست. از طرفي ديگر نگاه انتقادي شاعر و پرسشگر او نسبت به مساله جنگ است و ديگر از آن شكل حماسي خبري نيست. به نوعي شاهد رويكرد اعتراضي در اين مجموعه هستيم.

    او در پايان تصريح كرد: البته اين مجموعه غزل در دسته آثار قوي جاي مي‌گيرد، اينجا تنها صحبت ما درباره ميزان يكدستي مجموعه است. اما در عين حال مي‌بينيم كه علي رغم شعرهاي خوب و قوي كه در اين مجموعه وجود دارد گاه چندان يك دست نيست و اين موضوع را بيشتر يعني عدم يكدستي را در غزل‌هاي پاياني بخش نخست و نه در رباعي‌ها مي‌بينيم. 

    در ادامه اين نشست، محمدرضا شالبافان ـ شاعر و منتقد ادبي ـ نيز در سخناني اظهار كرد: كتاب «ساراييسم» در نگاه اول خودش را به خوبي عرضه مي‌كند. هر چند «ساراييسم» به عنوان يك مكتب فلسفي و فكري نيست و نمي‌توان از آن با چنين رويكردي ياد كرد اما بر مي‌آيد استفاده خوبي از اسطوره محلي بومي «ساراي» كرده است. در واقع «ساراي» با اسطوره‌هاي ايران باستان و يونان باستان و ديگر اسطوره‌ها به نوعي تفاوت عمده دارد. شايد بتوان گفت همه اسطوره‌ها به دنبال حق آزادي و حق انتخابشان هستند و زندگي بدون حق انتخاب لطفي ندارد. «ساراي» از معدود اسطوره‌هايي است كه براي حق انتخاب و حق آزادي‌اش خودكشي مي‌كند كه به اعتقاد من اين اسطوره نشان دهنده اوج اندوهي است كه در يك فرد رسوخ كرده است.

    او در ادامه تصريح كرد: ساراي در شعرهاي آغازين اين مجموعه به نوعي يك كودك است كه در ادامه و روند مجموعه شعر حركتي رو به رشد دارد و از وضعيت يك راوي خردسال دروني به نوعي يك همنشين خيالي شاعر به ابژه بيروني تبديل مي‌شود. از اين منظر مي‌توان گفت «ساراي» شعرهاي فصل نخست اين مجموعه با ساراي شعرهاي بعدي فرق دارد و در ادامه مي‌بينيم كه رفته رفته ساراي كمرنگ مي‌شود.

    شالبافان با اشاره به تجربه‌هاي شاعران غزل سرا در سال‌هاي دهه هفتاد و تلاش آن‌ها براي بازروايت اسطوره‌ها تصريح كرد: در آن سال‌ها شاهد بازروايت اسطوره‌هايي از طرف شاعران جوان در غزل‌ها بوديم اما معمولا خوب اجرا نمي‌شد و خوب بيرون نمي‌آمد. از جمله آن‌ها مي‌توان به باز روايت «داش آكل» صادق هدايت اشاره كرد كه در غزل‌ها باز روايت مي‌شد و در پايان بندي داش آكل نمي‌مرد و اين چيز جذابي نبود. اما در روايت حسيني از اسطوره ساراي مي‌بينيم كه او به حجله مي‌رود و خودكشي نمي‌كند و اين مساله تلخ‌تراست. از اين منظر مي‌توان گفت با شاعري هوشمند روبرو هستيم.

    وي متذكر شد: به اعتقاد من برخي ايده‌ها و پيشنهادها در برخي از شعرهاي اين مجموعه هست اما به خوبي اجرا نمي‌شود و معتقدم كه جاي يك چند شعر در اين مجموعه نبود و از طرفي اصرارهاي بي‌دليل بر انتقادهاي اجتماعي به نوعي بر مجموعه ضربه زده است. 

    اين شاعر در ادامه با بازخواني «شعر ليلا دوباره قسمت ابن السلام شد» به طرح انتقادهايي درباره تقطيع شعرهاي اين مجموعه پرداخت و در پايان نيز با بحث درباره رويكرد انساني و زيباشناساينه شاعر به زن تصريح كرد: اين مجموعه غزل، اثر قوي‌اي است و انتقادهايي كه مطرح شد به معني ضعف اين مجموعه نيست. شاعر توانمندي‌هاي خوبي دارد و با پيشنهادهاي ارزشمندي كه در كتاب مطرح كرده است، كارش براي مجموعه‌هاي بعدي دشوارتر خواهد شد و از ياد نبريم همين حضور در اين روزگار غزل غنيمت است.

    در ادامه نشست، عليرضا بهرامي پرسشي درباره انديشه‌ي پس اين مجموعه مطرح كرد كه سيداحمد حسيني اظهار كرد: واقعيت اين است كه در اين مجموعه سعي كرده‌ام رد پاي خودم را داشته باشم و اين نبوده است كه در لحظه به موضوعي فكر كنم و آن را بنويسم، بلكه بسيار با آن كلنجار رفته‌ام تا بتوانم بعد آن را روايت كنم.

    در بخش ديگري از «نشست عصر روشن» محمد رمضاني فرخاني در باب نسبت ادبيات و رسانه به طرح ديدگاه‌هايش پرداخت و در آغاز با مروري بر فضاي جرايد و مطبوعات در جهان غرب يادآور شد كه روزنامه‌هاي متعددي در كشورهاي مختلف دنيا وجود دارد كه بيش از يك قرن عمر دارند و هر كدام از اين روزنامه‌ها و مجله‌ها منتقديني ثابت را دارند كه چند ده سال در زمينه‌هاي مختلف هنري و ادبي در آن جرايد و روزنامه‌ها نقد مي‌نويسند، در حالي كه چنين امكان و فضايي اصلا در فضاي فرهنگي و رسانه‌اي كشور ما وجود ندارد كه بخواهيم از نسبت شعر و رسانه حرف بزنيم. 

    اين شاعر و روزنامه‌نگار با انتقاد از وضع موجود رسانه‌يي ايران اظهار كرد: دو سوم از روزنامه‌هايي كه به صورت حرفه‌يي كار مي‌كنند و همواره به جرياني مي‌پردازند از 10 سال پيش به اين طرف دست گروهي پنج تا 10 نفري بوده است كه بين هم پاسكاري مي‌كنند و همان جريان‌هايي را تبليغ مي‌كنند كه قبول دارند. اين موضوع در عرصه‌هاي تئاتر، موسيقي، داستان و شعر وجود دارد اما از همه مظلوم‌تر، شعر است. به هر حال سينما به دليل امكان‌ها و امتيازهايي كه دارد بهتر و بيشتر ديده مي‌شود و به نوعي داستان هم از بخت و اقبال بلندتري برخوردار است اما مي‌بينيم كه در حوزه شعر ستم مضاعفي مي‌رود. سالها پيش دو مجله «آدينه» و «دنياي سخن» بود كه پس از گذر زماني از دل هر كدام از اين مجله‌ها دو پدرخوانده شعر درآمد و هر كدام شعري را معرفي و عرضه مي‌كرد كه خوشش مي‌آمد و به نوعي در حلقه وجدانش بودند.

    او در ادامه تصريح كرد: متاسفانه در فضاي رسانه‌يي اخلاق حرفه‌يي فراموش شده است و براي مني كه 15 سال در اين مملكت روزنامه‌نگار بودم و نزديك به 150 نشست نقد كتاب برگزار كردم، بعد از مدت‌ها كه كتابي منتشر مي‌كنم حداقل فرصت و امكاني براي عرضه و معرفي كتاب نيست. به همين دليل ساده كه ديگري اگر بخواهد كسي را به جايي دعوت كند يا تريبوني را در اختيارش قرار دهد از خودش مي‌پرسد او براي من چه منافع و عوايدي دارد؟ در حالي كه نبايد اين جور باشد و اين تبديل به اصل و قاعده‌اي در فضاي رسانه‌يي ما شده است.

    رمضاني فرخاني در ادامه با انتقاد از آنچه كه كم‌سوادي و بي‌سوادي در ميان روزنامه‌نگاران و منتقدان مي‌داند، تاكيد كرد: به اعتقاد من، 90 درصد منتقدان شعر، ادبيات، موسيقي و ديگر حوزه‌ها جزو بيسوادترين افراد جامعه هستند. اينها به اعتبار اينكه در گروهي هستند، فرصتي در اختيار دارند كه در جرايد و رسانه‌ها بنويسند. در واقع مطبوعات ما را اسنوب‌ها مي‌گردانند و قاعدتا در چنين فضايي از جرايد و مطبوعات و روزنامه‌ها بيش از اين انتظاري نمي‌رود.

    وي متذكر شد: در اين فضا كدام رسانه وجود دارد و اگر تك و توك رسانه‌اي هم هست يك دست صدا ندارد و به اعتقاد من اميد خيري نيست و بايد دعا كنيم نجات‌دهنده ظهور كند. در كل منافع شخصي آدم‌ها اجازه نمي‌دهد كار جدي و حرفه‌يي روزنامه‌نگاري انجام شود. 

    فرخاني در ادامه در پاسخ به پرسشي درباره چرايي موضوع، به مرور فضاي روزنامه‌نگاري در سال‌هاي دهه 60 و 70 پرداخت و با بيان اينكه در نيمه دهه 70 با باز شدن فضاي سياسي شاهد انتشار روزنامه‌ها و جرايد فراواني از آن تعدادي بوديم كه در سال‌هاي دهه 60 منتشر مي‌شد، در حالي كه به اندازه كافي نيروي انساني براي كار كردن در اين روزنامه‌ها تربيت نشده بود و عملا روابط اعضاي تحريريه سبب مي‌شد افرادي كه دانشي نسبت به كار روزنامه‌نگاري ندارند به اين حوزه وارد شوند. همين مساله در گرايش به گروه‌گرايي و بر اساس منافع شخصي كار كردن دامن زده است.

    رمضاني فرخاني در پاسخ به اين سوال بهرامي كه در نسبت ادبيات و رسانه آيا تنها ادبيات است كه به رسانه نياز دارد؟ او اظهار كرد: اين از آن پرسش‌هاي اساسي است كه واقعيت اين است كه من درباره آن به‌طور جدي فكر نكرده‌ام. به اعتقاد من اگر هنرمند و نويسنده از امكان‌هاي رسانه‌يي و حمايت جرايد و روزنامه‌ها در معرفي و عرضه آثارش برخوردار باشد قطعا به خلاقيت و توليد ادبي و هنري او كمك خواهد كرد.

    در پايان اين مراسم برخي از حضار به طرح ديدگاه‌هايشان در باب نسبت ادبيات و رسانه پرداختند.

    کلیدواژه ها :
    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۰)



    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.