• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » داستانک , مطالب برگزیده سایت » خرید معجزه فقط با 5 دلار !!! ( حتما بخوانید )
    کد خبر : 400197

    خرید معجزه فقط با 5 دلار !!! ( حتما بخوانید )

    خرید معجزه فقط با 5 دلار !!! ( حتما بخوانید )Reviewed by Aryan on Feb 4Rating: وقتي سارا دخترک هشت ساله اي بود، شنيد که پدر ومادرش درباره برادر کوچکترش صحبت مي کنند. فهميد برادرش سخت بيمار است و آنها پولي براي مداواي او ندارند. پدر به تازگي کارش را از دست داده بود و…

    خرید معجزه فقط با 5 دلار !!! ( حتما بخوانید )Reviewed by Aryan on Feb 4Rating:


    وقتي سارا دخترک هشت ساله اي بود، شنيد که پدر ومادرش درباره برادر کوچکترش صحبت مي کنند. فهميد برادرش سخت بيمار است و آنها پولي براي مداواي او ندارند. پدر به تازگي کارش را از دست داده بود و نمي توانست هزينه جراحي پرخرج برادر را بپردازد. سارا شنيد که پدر آهسته به مادر گفت: فقط معجزه مي تواند پسرمان را نجات دهد…
    سارا با ناراحتي به اتاق خوابش رفت و از زير تخت، قلک کوچکش را درآورد. قلک را شکست، سکه ها را روي تخت ريخت و آنها را شمرد، فقط 5 دلار…!

    بعد آهسته از در عقبي خانه خارج شد و چند کوچه بالاتر به داروخانه رفت. جلوي پيشخوان انتظار کشيد تا داروساز به او توجه کند ولي داروساز سرش شلوغ تر از آن بود که متوجه بچه اي هشت ساله شود. دخترک پاهايش را به هم مي زد و سرفه مي کرد، ولي داروساز توجهي نمي کرد، بالاخره حوصله سارا سر رفت و سکه ها را محکم روي شيشه پيشخوان ريخت…
    داروساز جا خورد، رو به دخترک کرد و گفت: چه مي خواهي؟
    دخترک جواب داد: برادرم خيلي مريض است، مي خواهم معجزه بخرم !

    داروساز با تعجب پرسيد: ببخشيد؟!!
    دختـرک توضيح داد: برادر کوچک من، داخل سـرش چيزي رفته و بابايم مي گويـد که فقط معجـزه مي تواند او را نجات دهد، من هم مي خواهم معجزه بخرم، قيمتش چقدر است؟
    داروساز گفت: متاسفم دخترجان، ولي ما اينجا معجزه نمي فروشيم !
    چشمان دخترک پر از اشک شد و گفت: شما را به خدا، او خيلي مريض است، بابايم پول ندارد تا معجزه بخرد اين هم تمام پول من است، من کجا مي توانم معجزه بخرم؟

    مردي که گوشه ايستاده بود و لباس تميز و مرتبي داشت، از دخترک پرسيد: چقدر پول داري؟
    دخترک پول ها را کف دستش ريخت و به مرد نشان داد. مرد لبخنـدي زد و گفت: آه چه جالب، فکـر مي کنم اين پول براي خريد معجزه برادرت کافي باشد!
    بعد به آرامي دست او را گرفت و گفت: من مي خواهم برادر و والدينت را ببينم، فکر مي کنم معجزه برادرت پيش من باشد.
    آن مرد ، دکتر آرمسترانگ فوق تخصص مغز و اعصاب در شيکاگو بود

    فرداي آن روز عمل جراحي روي مغز پسرک با موفقيت انجام شد و او از مرگ نجات يافت.
    پس از جراحي، پدر نزد دکتـر رفت و گفت: از شما متشکـرم، نجات پسرم يک معجـزه واقعـي بود، مي خواهم بدانم بابت هزينه عمل جراحي چقدر بايد پرداخت کنم؟
    دکتر لبخندي زد و گفت: پنج دلار بود که پرداخت شد …

    خيلي دوست داشتم ايميل همه جراحان و پزشكان ايراني را داشتم تا شرمنده گي را در چشمانشان خلق كنم

    ” با تشکر از سرکار خانم فروغ امیری “

    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۳)



    • چي بگم

      … فرموده اند (( خیلی دوست داشتم ایمیل همه جراحان و پزشکان ایرانی را داشتم تا شرمنده گی را در چشمانشان خلق کنم )) – (( به كرمان گنه كرد آهنگري — به شوشتر زدند گردن مسگري )) در بسياري از بيماري ها خود بيمار كوتاهي كرده است چون كه پيشگيري نكرده يا هر عامل ديگري پيدا مي شود به جز پزشك كه نمي تواند بار سنگين مردم و دولت ها را به تنهائي به دوش بكشد … ببينيم داراترين ها در جهان چه كساني هستند … انصاف و انصاف و انصاف بدهيم … … …

    • setare shab

      با نظرت موافقم سارا جان
      از شما هم ممنون بابت مطلب زیباتون
      با خواندنش اشک تو چشمام جمع شد هم واسه مظلومیت بچه وهم انسانیت دکتر که کم نیستن همچین ادم هایی که بخاطر ادم های ظالم و پول پرست کمتر به چشم میان

    • سارا

      از مطلب شما بسیارتحت تاثیر فرار گرفتم اما بیاییم حساب تاجرانی را که حرفه مقدس پزشکی راوسیله تجارت و افزایش صفرهای حسابهای بانکیشان قرار داده اند را از دیگر پزشکان باوجدانی که خودشان را وقف خدمت به هموطنانشان کرده اند جداکنیم.

    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.