• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » نقد و بررسی فیلم و سريال » نقدی بر فیلم زنان مریخی، مردان ونوسی
    کد خبر : 32776

    نقدی بر فیلم زنان مریخی، مردان ونوسی

    نقدی بر فیلم زنان مریخی، مردان ونوسیReviewed by Aryan on Oct 24Rating: وقتی برای اولین بار تبلیغ این فیلم بلند را شنیدم با خود گمان کردم که با داستانی جان دار، توانمند و حرف برای گفتن دار مواجهم و این طرز تلقی بنده وقتی مضاعف شد که به خاطر آوردم کارگردان این فیلم، کاظم راست…

    نقدی بر فیلم زنان مریخی، مردان ونوسیReviewed by Aryan on Oct 24Rating:

    وقتی برای اولین بار تبلیغ این فیلم بلند را شنیدم با خود گمان کردم که با داستانی جان دار، توانمند و حرف برای گفتن دار مواجهم و این طرز تلقی بنده وقتی مضاعف شد که به خاطر آوردم کارگردان این فیلم، کاظم راست گفتاری است که فیلم خوب و یک دست نقاب را ساخته است و دیگر این که عنوان این فیلم مرا به یاد رمانی انداخت که سالها پیش در دنیای هنر موفقیت خوبی در بین خوانندگان از هر طیف دست و پا کرده بود اما وقتی به تماشای فیلم نشستم ، همه تصوراتم با دیدن همان چند سکانس اولیه پنبه شد و به خوش خیالی خود بیش تر از اتفاقات سبک و بی محتوای جاری در فیلم قهقهه زنان خندیدم! واقعیت این است که سینمای ما چند سالی است دچار یک نوع بیماری مزمن تماشاگر آزاری شده است و متاسفانه با دست به دست هم دادن عوامل متعدد، این بیماری می رود که فاتحه سینمای ارزش مدار ایران را بخواند و آن را برای همیشه به سمت و سوی ابتذالی مبتذل و احتوایی بی محتوا سوق دهد!

    این که بیشتر کارگردان ها و دست اندرکاران سینمای سالهای اخیر با ارزیابی و شناخت فضا و روحیات این سالهای مردم به ساخت و ساز فیلم هایی با ژانر طنز و مطایبه روی آورده اند، به خودی خود اتفاقی است مثبت و ارزنده که می توانست با شناخت و آسیب شناسی دقیق تر، به کارنامه درخشان و قابل توجه دست پیدا کند اما این که بیش تر این دوستان با سو»تفاهمی چندسویه، اولا شناخت صحیحی از طنز کاربردی و کارگشا در این سال ها ندارند و دوما با عدم شناخت صحیح از روحیات و سلایق مردم ما این چنین به کمدی های سخیف و سرگرم کننده غالب روی آورده اند و سوما با استفاده ابزاری یک سویه از شرایط خودساخته حاکم بیش تر به فکر منافع آنی خود هستند، ضربه های مهلکی بر پیکره نحیف سینمای ایران وارد آورده اند.

    چرا باید سلیقه و شعور مردم با شعور و فهیم این سرزمین، این چنین دست کم و به بازی گرفته شود؟ چه کسی به این دوستان اجازه داده است که با خود فکر کنند برای خنداندن مردم حتما باید به سراغ لودگی و نمایش های سطحی و بی محتوا روی بیاورند؟ چرا تحقیقی اساسی در خصوص شناخت صحیح و اصولی بسترهای کاربردی طنز در هنر نمایش و سینمای امروز صورت نگرفته است و چرا سطح تفکر و تعقل و سلیقه دریافتی مردم ما از نظر این حضرات فیلم ساز این چنین پایین و کم رمق انگاشته شده است!؟

    البته ایراد تنها بر این فیلم مورد بحث نیست که بیشتر آثاری که در این ژانر در سالهای اخیر تولید و عرضه شده است از مشکلی جدی و زیر پایه ای برخوردار است اما در خصوص این فیلم فقط در چند جمله می توان گفت که نقد و بررسی این گونه فیلم ها بیش از آن که معطوف به جریان و اتفاقات حاکم بر خود فیلم باشد باید به بسترهای نامناسب و سطحی انگاری های رایج در آن معطوف باشد! در این فیلم تماشاگر در حد اعلای خود سطح پایین و ضعیف الفکر تصور شده است شخصیت مردان مریخی حاضر در این فیلم به شدت تصنعی و غیر قابل باور است و زنان ونوسی حاضر در فیلم نیز آن قدر زننده ، جلف ، مبتذل و عروسکی هستند که تماشاگر را به خودی خود از دیدن ادامه فیلم نا امید می سازند.

    چند زن ریز و درشت بی درد و سطحی نگر که انگار آدم این سرزمین نیستند و از سیاره جلف دیگری آمده اند با طرز فکرهای کوته بینانه و دیالوگ های به شدت تمسخرآمیز و کودکانه، یکی پس از دیگری رژه می روند و چنان حرف های بی سر و ته و بی ربط با آرایش هایی غلیظ و حال به هم زن و اداهایی به شدت مطرود به هم می بافند که خدا می داند در پس این همه نابازی گری چه ها نهفته است و البته این مهم را نیز از نظر دور نمی دارم که ایراد عمده متوجه نویسنده و کارگردانی ست که محل ارایه فیلم را مهد کودک هایی تصور کرده است که یک بار گذرا به نمایش در بیاید و دیگر هیچ! و گرنه بازیگر سوای حساسیتش در پذیرفتن نقش های این چنینی تنها می تواند به آن چه به وی دیکته می شود ترتیب اثر بدهد که البته در این میان بازی خوب امیرحسین رستمی و تا حدودی امین حیایی توانسته است چند صحنه خندهآور گذرا نیز خلق نماید که اگر این هم نبود دیگر نمی دانم تهیه کننده اش با چه دل خوشی و امیدی آن را به اکران می گذاشت!؟

    یعنی در این سوژه بازار امروز این قدر سوژه کم بوده است که نویسنده و کارگردان این فیلم به سراغ چنین موضوع نخ کش شده و رنگ و رو رفته ای چون حکایت یک مرد دوزنه حال از هر جنس و قماشش برود و موضوع به این رنگ و رو رفته ای را این قدر سخیف و ناشیانه به نمایش بگذارد!؟ البته یک نکته مهم را هم نباید از نظر دور داشت و آن این است که مردم ما از بد حادثه ممکن است در حین تماشای این فیلم نیز قاه قاه بخندند و به حرکات و حرف های بازیگرانش خنده هایی بلند نیز سر دهند اما در پایان فیلم با یادآوری بر آن چه به آن خندیده اند به این نتیجه رسیده باشند که این خنده از سر خالی نبودن عریضه بوده است و شاید به نیت و تفکر عوامل فیلم خندیده باشند که این چنین شعور و درک هنری شان را سطح پایین انگاشته اند و دیگر این که مهمترین ضربه تخریبی این دست فیلم ها شاید این است که سطح انتظارات فرهنگی مخاطبان را به شدت سرکوب می کند و از رشد و اعتلای آن به شکل وحشتناکی جلوگیری می کند.

    اصولا در یک رابطه دوسویه فرستنده گیرنده در هنر ، هر دو طرف می توانند به پیش رفت و اعتلای همدیگر کمک کنند و این رابطه اگر از طرف یکی از طرفین رابطه مختل یا دچار کاستی گردد، خود یا نا خود آگاه، طرف دیگر را نیز دچار خسران و رکود می سازد و رفته رفته به انجماد و رخوت در طرف دیگر می انجامد و این دقیقا همان حالتی است که ساخت و ساز چنین فیلم های بی سروته و کاسب کارانه ای در کشور ما رقم زده است! متاسفانه این دست از فیلم سازان ما از ژانر طنز فقط لایه های بیرونی و سطحی آن را دریافته اند و برای جامه عمل پوشاندن به دریافته های خود، مجبورند به ساختن نقش هایی سطحی و دست پایین بپردازند که بتواند آموزه های سطحی شان را پاسخ گو باشد و اگر یک کار اساسی و ریشه دار در خصوص آسیب شناسی و اساسا شناخت موقعیت طنر و طنز موقعیت در شرایط و زمان حاضر صورت می گرفت دیگر دست کم، به ندرت شاهد ساخت چنین آثار سطحی و یک بار نه مصرف نیز بودیم و این مهم، همت مسئولان و متولیان فرهنگ را می طلبد که با شناخت حساسیت وضع و حال هنر و سینمای امروز، از کارشناسان و متفکران امر حمایت جدی کنند تا با تولید فکر و ایده و پرداختن به عمق جریان های اندیشه ای و فرهنگی، در برآیند کار به تولیدات درخور در سینما و سایر میادین دست پیدا کنیم! سکانس پایانی این فیلم نیز هم چون سکانس آغازین آن بسیار ناشیانه و مبتدیانه به اتمام می رسد و حیایی به این نتیجه می رسد که باید به جایی برود که در آن زنی در کار نباشد و این نیز از کرامات شیخ فیلم ساز ماست که چشم بسته غیب می گوید و آن چنانی ها… همه شخصیت ها در بی شخصیتی کامل غوطه ورند و مخصوصا زن هایی که خور و خواب و خشم و شهوت را ایده آل خود می پندارند و هرچه دلقک تر، دل پسند تر و در خور توجه تر و مردانی در نقش های مکمل این گونه بودن ها! به امید فردایی بهتر و افق هایی روشن تر در هنر و سینمای ایران اسلامی.

    کلیدواژه ها :
    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۰)



    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.