• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » سیاسی » با شب زنده داری، غسل و روضه مسلم به قربانگاه منا رفت/برات شهادت را در حرم حضرت رقیه(س) گرفت
    کد خبر : 2048661

    با شب زنده داری، غسل و روضه مسلم به قربانگاه منا رفت/برات شهادت را در حرم حضرت رقیه(س) گرفت

    با شب زنده داری، غسل و روضه مسلم به قربانگاه منا رفت/برات شهادت را در حرم حضرت رقیه(س) گرفتReviewed by on Sep 24Rating: به گزارش ایران ویج به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ائل، شهید محمدرضا جلالی، همان پاسداری که همواره در صحنه های حساس انقلاب پای کار آمده و امتحان خود…

    با شب زنده داری، غسل و روضه مسلم به قربانگاه منا رفت/برات شهادت را در حرم حضرت رقیه(س) گرفتReviewed by on Sep 24Rating:

    به گزارش ایران ویج به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ائل، شهید محمدرضا جلالی، همان پاسداری که همواره در صحنه های حساس انقلاب پای کار آمده و امتحان خود را بخوبی پس داده بود. مردی که در فتنه سال ۷۸ در قامت بسیجی به صحنه آمد و در فتنه ۸۸ در ردای پاسداری به دفاع از نظام پرداخت. در بحران سوریه وارد معرکه جهاد شد؛ اما قسمت او شهادت با لباس احرام در سرزمن مقدس منا بود. همان مادح اهل بیت(ع) که بار سیدن ایام حزن محرم، جای خالیش در هیآت بیشتر از قبل حس می شود.به بهانه دومین سالگرد شهادت این شهید مهاجر الی الله، گفتگویی با خانواده و همرزم و همسفر وی داشته ایم.

    در خانواده هر کسی برایش مشکلی پیش آمد؛ اولین گزینه برای مطرح کردن مشکل، حاج رضا بود

    خواهر شهید جلالی در گفتگو با خبرنگار ائل در خصوص خلق و خوی اخلاقی این شهید می گوید: حاج رضا قلبی رئوف و مهربان داشت و به دنبال بهانه ای بود تا دست پدر و مادر را ببوسد.

    وی ادامه می دهد: به حدی به صله رحم اهمیت می داد که در خانواده هر کسی برایش مشکلی پیش آمد؛ اولین گزینه برای مطرح کردن مشکل، حاج رضا بود.

    Image title

    شور انقلابی خاصی در مراسمات تشییع شهدا داشت

    خانم جلالی به فعالیت های اجتماعی این شهید اشاره کرده و بیان می کند: ساماندهی هیات عزاداری و حضور پرشور و هدایت راهپیمایی های انقلابی شهر از جمله مهترین فعالیت های اجتماعی برادرم بود و شور انقلابی حاج رضا در مراسمات تشییع شهدا، بخصوص چند تن از شهدای مدافع حرم، زبانزد بود.

    وی به رابطه کم نظیر شهید جلالی با بچه ها اشاره می کند و می گوید: حاج رضا تنها کسی در فامیل بود که بچه ها احساس راحتی خاصی با او داشتند و بازی می کردند و به مراسم می رفتند و دختران کوچک فامیل از جمله دختر خودش و خواهرزاده اش را تشویق به چادری شدن می کرد و می گفت افتخار می کنم که خواهرزاده چادری دارم.

    پاسخ جالب شهید به ابراز نگرانی خانواده در پی اعزام مخفیانه به سوریه

    خواهش این شهید قتیل المنا از حضور برادرش در سوریه گفته و می افزاید: حاج رضا جز اولین رزمندگانی بودمد که داوطلبانه و البته مخفیانه برای دفاع از حرم حضرت زینب به سوریه رفت و حتی خانواده هم از اعزام او بی خبر بود.

    وی ادامه می دهد: چند روز بعد خودش از سوریه با خانوده تماس گرفت و جریان را گفت و همگی نگران بودیم؛ زمانی که از سوریه برگشت در پاسخ به ابراز نگرانی ما با خنده های شیرین می گفت من از زیارت برگشته ام بیایید روبوسی کنیم.

    مزد گریه هایش در هیات را در منا گرفت

    خانم جلالی در خصوص اعزام برادرش به حج نیز می گوید: برادرم به عنوان همراه برای یکی از جانبازان به سفر حج رفت و بنا به امر رهبری، سوغات همه فامیل را از تبریز و قبل از اعزام خردی و تاکید کرد که از بازار سعودی خرید نخواهم کرد؛ سفری که بی بازگشت بود و مزد گریه هایش در هیات را گرفت و در سرزمبن وحی به شهادت رسید.

    حجت الاسلام مهدی جلالی، برادر شهید جلالی نیز در گفتگو با خبرنگار ما از انس خود با برادر شهیدش از گفته و با بغضی می افزاید: عمیق‌ترین رابطه عاطفی را با هم داشتیم و نفس‌هایمان به نفس هم بند بود.

    وی ادامه می دهد: ما ۴ فرزند بودیم اما محمدرضا با همه‌ فرق داشت. آنقدر بی پیرایه و معصوم بود که با صفای وجودش همه را جذب خود می کرد.

    Image title

    حجت الاسلام جلالی داغ هجران برادر را اینگونه توصیف می کند: این داغ تا همیشه برای ما تازه است و هیچ‌چیز جای خالی حاج‌رضا را برایمان پر نمی کند.

     سوز دلی داشت که بر جان‌ها می نشست

    وی در توصیف حالات برادرش در هیات های عزاداری که این روزها جای خالی اش بیشتر احساس می شود؛ می گوید: او مداح بسیار توانایی بود. آنچنان در مجالس عزاداری روضه‌خوانی می کرد که هیچ‌کس دلش نمی خواست مجلس تمام شود و سوز دلی داشت که بر جان‌ها می نشست و گاهی اشک‌هایش به او مجال نمی داد تا روضه را ادامه دهد.

    Image title

    وی در ادامه شهادت برادرش را چنین توصیف می کند: همیشه با چشمان اشکبار از خداوند طلب شهادت می کرد و در نهایت در مظلومانه‌ترین حالت و در لباس احرام به آرزویش رسید.

    رقیه شاکر، همسر شهید جلالی از زندگی مشترک ۸ ساله با همسر شهیدش گفته و می افزاید: بعد از ازدواج روزبه‌روز در کنار حاج رضا خوشبختی را بیشتر حس می کردم و آنقدر خودساخته و قوی بود که در کنار او مشکلات را حس نمی کردم  اما حالا بدون حضورش زندگی برایم سخت شده و جای خالی‌اش در قلبم هیچ‌وقت پر نمی شود.

    Image title

    هیچ گاه روحیه نظامی از مهربانی هایش کم نکرد 

    وی می افزاید: حاج رضا مداح و قاری قرآن بود و در مسابقات مختلف قرآنی هم شرکت کرده بود و هیچ گاه روحیه نظامی از مهربانی هایش کم نکرد و به همین دلیل در دل همه محبت خود را جای داده بود.

    شاکر با بغضی سنگینی ادامه می دهد: هر کس در فامیل نیاز به کمک داشت می دانست اگر به محمدرضا می گفت، دست خالی نمی ماند. حالا من هستم که از او می خواهم مرا کمک کند تا بتوانم بچه‌ها را به بهترین شیوه تربیت کنم.

    اسباب  آسایش خانواده را فراهم می کرد اما خودش تعلقی به دنیا  نداشت

    وی عدم وابستگی به دنیا را از ویژگی های بارز این شهید شمرده و می گوید: وسایل آسایش و آرامش را برای خانواده فراهم می کرد اما خودش تعلقی به دنیا و مادیات نداشت و همیشه در هنگام نماز می شنیدم که ذکر «‌اللهم ارزقنا توفیق الشهاده»را در قنوت تکرار می کرد.

    همسر شهید جلالی، شهادت همسرش را چنین تعبیر می کند: او لیاقت شهادت را داشت و مزد سال‌ها زندگی در مسیر اسلام و اهل‌بیت را از خدای خود گرفت حال این شهادت چه در سوریه باشد چه در منا.

    حاج رحیم صلحی، جانباز ۷۰ درصدی که شهید جلالی او را در سفر وحی همراهی می کرد؛ در گفتگو با خبرنگار ائل در خصوص این شهید می گوید: من فرزندی ندارم اما طعم داشتن فرزند را در طول ۲۰ روز کنار شهید جلالی چشیدم.

    خدا آمین گوی دعای محمدرضا شد

    وی در مورد چگونگی همراهی شهید جلالی با وی در این سفر بیان می کند: من چند سالی بود که می خواستم به حج بروم اما سال ۹۴  قسمت شد.انتخاب همراه به عهده خودمان بود و در صورت عدم انتخاب، بنیاد شهید این کار را بر عهده می ‌گرفت و یک همراه معرفی می کرد.

    Image title

     

    صلحی ادامه می دهد: حاج رضا ششمین نفری بود که من بعد از بررسی ‌های انجام شده انتخابش کردم. وقتی می خواستم بروم به ایشان بگویم متوجه شدم در هیئت علی اکبر(ع) مداحی می کند. به هیئت رفتم و ایشان مشغول مداحی بود. در میان مداحی از خدا خواست و گفت: «خدایا به ما یک حج ابراهیمی عطا کن».  من با خودم گفتم  خدا آمین گوی دعایت شده است. او نمی ‌دانست من آن روز برای دعوت از ایشان جهت همراهی خود در سفر حج حاضر شده‌ام. بعد از اتمام جلسه هیئت گفتم که من را همراهی کند و قرار شد یک ساعت بعد خبر بدهد که در نهایت بعد از یک ساعت اطلاع داد که همراه من خواهد آمد.

    Image title

    صبح فاجعه منا بر ضیف الرحمان چه گذشت؟

    صلحی در خصوص روز فاجعه منا می گوید: جانبازان ۷۰ درصد به بالا برای انجام اعمال رمی جمرات نائب می گیرند و ما به منا نرفتیم اما صبح روز عید قربان وقتی حجاج آماده رفتن به من بودند؛ دیدم محمدرضا دیر کرده است و وقتی رسیدم پرسیدم کجا بودی و گفت رفته بودم غسل کنم و با التماس و خواهش کمی به او صبحانه دادم و راهی منا شد و دیگر خبری از او نشد تا اینکه خبر شهادتش را شنیدیم.

    حمزوی، دیگر همسفر شهید جلایل در سرزمین وحی خاطره ای از آخرین شب زندگی این شهید مهاجر الی گفته و بیان می کند: همه حجاج در مشعر الحرام بیتوته کرده بودند و شهید جلالی که آخرین شب زندگیش بود؛ کنارم خوابیده بود و  تا نیمه های شب هر وقت من چشمهایم را باز کردم؛ دیدم بیدار ونشسته است. حدود ۲ یا ۳ ساعت به صبح مانده بود؛ با هم بلند شدیم و رفتیم تجدید وضو کردیم ؛ وقتی برگشتیم تا نزدیکی اذان صبح از خستگی خوابش برد. برای نماز صبح اذان گفت.

    وی در خصوص صبح روز فاجعه منا می گوید: قبل از حرکت بسوی منا خیلی مؤدبانه از شهید والامقام حاج آقا مصطفی مرتضایی اجازه خواست تا  روضه حضرت مسلم را بخواند و چه زیبا آخرین روضه زندگیش را خواند و  ارباب هم مزدش را تمام و کمال داد.

    ماهری، همرزم شهید جلالی در سوریه در گفتگوی کوتاهی با خبرنگار ما در خصوص شهادت طلبی شهید جلالی در سوریه می گوید: در حرم حضرت رقیه(س) بعد از مداحی جانسوزی که کرد؛ آرام در گوشه ای نشسته بود و در لاک خودش بود؛ وقتی نزدیک شدم متوجه شدم با التماس خاصی طلب شهادت می کند.

    Image title

     

    کلیدواژه ها :
    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۰)



    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.