• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » سیاسی » آمریکا داعش را نساخته اما از آن استفاده می‌کند/ حداقل تا نیم قرن دیگر گرفتار تکفیری‌ها هستیم/ راهبرد مواجهه ما با مسائل منطقه، علمی نیست
    کد خبر : 2034336

    آمریکا داعش را نساخته اما از آن استفاده می‌کند/ حداقل تا نیم قرن دیگر گرفتار تکفیری‌ها هستیم/ راهبرد مواجهه ما با مسائل منطقه، علمی نیست

    آمریکا داعش را نساخته اما از آن استفاده می‌کند/ حداقل تا نیم قرن دیگر گرفتار تکفیری‌ها هستیم/ راهبرد مواجهه ما با مسائل منطقه، علمی نیستReviewed by on Aug 6Rating: خبرگزاری فارس، علیرضا ملوندی، آزاده لرستانی: حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی فرمانیان که حدود ۲۰ سالی است در زمینه فرقه و مذاهب کار می‌کند، دارای تألیفات ومقالات گوناگونی…

    آمریکا داعش را نساخته اما از آن استفاده می‌کند/ حداقل تا نیم قرن دیگر گرفتار تکفیری‌ها هستیم/ راهبرد مواجهه ما با مسائل منطقه، علمی نیستReviewed by on Aug 6Rating:

    خبرگزاری فارس، علیرضا ملوندی، آزاده لرستانی: حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی فرمانیان که حدود ۲۰ سالی است در زمینه فرقه و مذاهب کار می‌کند، دارای تألیفات ومقالات گوناگونی در این رابطه است، وی هم اینک ریاست دانشکده مذاهب اسلامی دانشگاه ادیان و مذهب را بر عهده دارد.

    این استاد دانشگاه به عنوان یکی دیگر از مهمان پرونده «فکر تکفیر» با حضور در خبرگزاری فارس به علل تفکیک اندیشه‌ای میان اهل سنت، چرایی رسوخ اندیشه تکفیر میان برخی علمای اهل سنت،‌ جایگاه آمریکا در تأسیس القاعده و داعش و بهترین شیوه برخورد با جریان‌های تندرو سلفی پرداخت که مشروح آن در ادامه می‌آید:

     

     

    تفکری که از مصر شروع شد
    *تصور می‌شود برخورد رسانه‌ها و جامعه با مباحثی به نام سلفی‌های جهادی یک مقدار بسیط و ساده بوده، یعنی همه اینها را در یک کفه ترازو  قرار دادیم و یک شکل در نظر گرفتیم، آیا شما با این گزاره موافق هستید و برای این که دقیق‌تر «فکر تفکیر» را ریشه‌یابی کنیم، لطفا مختصری در مورد شکل‌گیری آن برایمان بفرمایید.

    -در باب سلفی‌های جهادی عقیده ما دقیقاً مانند شما است که آنچه که در ایران اسلامی، در خبرگزاری‌های سیاسی متأسفانه انجام می‌شود، بسیار به مسأله ساده و بسیط نگاه می‌کنند و فکر می‌کنند داعش و القاعده را آمریکا درست کرده است و یا برای این درست شده‌اند که جهان اسلام را بهم بریزند، در صورتی که واقعاً اینطور نیست، نه القاعده را آمریکا درست کرده است، نه داعش را!

    این یک تفکری بود که از مصر شروع شد، زمینه‌اش این بود که از سال ۱۹۲۴ وقتی که خلافت اسلامی و امپراطوری عثمانی از بین رفت، اهل سنت احساس کرد همه چیزش را از دست داده است، بر اساس اندیشه اهل سنت مبنای حکومت، اقتدار و اعتبار است، اگرچه این حاکم، حاکم ظالم و فاسدی باشد، مهم نیست او ظالم و فاسد است، مهم این است که مقتدر و قوی باشد و امپراطوری باشد، حالا اهل سنت این امپراطوری را از دست داد و فکر کرد همه چیزشان از دست رفته و توسط غربی‌ها تحقیر شده است، در اینجا می‌بینید چندین جریان فکری سیاسی در اهل سنت شکل می‌گیرد، یکی از جریانات سیاسی ـ فکری اخوان‌المسلمین است.

     

     

    پیشینه تفکری ابوبکر البغدادی برای احیای خلافت اسلامی

    اخوان‌المسلمین سال ۱۹۲۸ تأسیس می‌شود و جالب است در هند هم جهاد التبلیغ در سال ۱۹۲۶ درست می‌شود، این در حالی است که دومین جریانی که امروز که در بسیاری از تفکرات و اتفاقات جهان اسلام تأثیرگذار هست اخوان‌المسلمین است که می‌خواهد دوباره حکومت اسلامی را تشکیل دهد، چون احساس می‌کنند خلافت اسلامی از بین رفته است و دیگر نمی‌توانند آن خلافت اسلامی را احیا کنند.

    وقتی در سال ۲۰۱۴ ابوبکر البغدادی می‌گوید: من خلافت اسلامی را احیا کردم، یک پیشینه این چنینی در ذهن اهل سنت است، اخوان المسلمین می‌گوید: من می‌توانم یک خلافت اسلامی در کشور تأسیس کنم، شروع به فعالیت می‌کند، اما جلوی فعالیت او را می‌گیرند، حسن البنا را می‌کشند و بسیاری از بزرگان اخوان را به زندان می‌اندازند، یکی از کسانی که به زندان می‌رود سیدقطب است، سیدقطب یک اخوانی بسیار معتدل و آرامی بود، اما ۱۰ سال زندان وی را افراطی کرد، سیدقطب در مسأله شیعه زیاد مطلب نگفته و زیاد هم ورود نکرده است، او می‌بیند که الان حکومت ظالم است و خلافت اسلامی نیست و به حکومت اسلامی هم دسترسی پیدا نکرده، برای رسیدن به حکومت اسلامی یک نظریه‌پردازی می‌کند، می‌گوید: شما اگر می‌خواهید حکومت اسلامی تشکیل دهید، باید یک گروه توحیدی درست کنید، این گروه توحیدی به صورت خیلی جدی و فعالانه علیه جاهلیت مدرن که فرهنگ غرب است، فعالیت کند، آن هم به وسیله جهاد در راه خدا و جهاد یعنی اسلحه در دست بگیرید.

     

     

    تحلیل من این است که سیدقطب می‌دید از نظر مبانی فقهی اهل سنت امکان ندارد که بتواند اسلحه علیه حاکم ظالم مسلمان بگیرد، چون از نظر اعتقاد اهل سنت خروج بر حاکم مسلمان اگرچه هر چقدر هم ظالم باشد، جایز نیست، باید تکفیر می‌کرد و برای همین مبنا گفت ما در دوران جاهلیت هستیم، البته تکفیر در عبارت‌های سیدقطب نیست، سیدقطب تکفیر نکرده و نیامده بگوید این حاکم ظالم است، اما نظریه‌پردازی‌ای کرده که نفر دوم تکفیر را از حرف‌های سیدقطب برداشت کرده است.

    محمد عبدالسلام فرج، شکری مصطفی و جوانهایی که کتاب سیدقطب را خواندند، نظریه سیدقطب را گرفتند که ما در دوران جاهلیت هستیم، هیچ شهر اسلامی وجود ندارد، همه شهرها جاهلیت هستند و ما باید به نام جهاد برویم، یک شهر اسلامی و یک حکومت اسلامی تشکیل دهیم، افراد بعدی که آمدند گفتند هر کسی حکمی به غیر از ما حکومت کند، کافر است، پس می‌توان اسلحه علیه کافر، علیه ارتش، مجلس و علمایی که آن را تأیید می‌کنند، در دست گرفت.

     

     

    جوانان اخوانی رفتار رهبران معتدل خودشان را قبول نداشتند/علت گرایش اخوانی‌ها به گروه‌های سلفی جهادی

    *خالد اسلامبولی از همین جریان بود؟

    -اتفاقاً او عضو گروه جهاد محمد عبدالسلام فرج بود و بر این اساس سادات را کشتند، گفتند سادات فرهنگ غرب و سکولاریسم را در مصر پیاده می‌کند، پس او کافر است، لذا وقتی خالد اسلامبولی سادات را کشت، گفت: من فرعون مصر را کشتم، بیایید یک حکومت اسلامی را تشکیل دهیم؛ این تفکر آنجا بود، آن زمان نه آمریکایی بود، نه کاری به این چیزها داشت و یک اتفاقی داشت می‌افتاد. اینها جوانان اخوانی بودند که رفتار رهبران معتدل خودشان را دیگر قبول نداشتند و جدا شدند، اینها شدند سلفی جهادی!

    *انقلاب اسلامی در این دیدگاه موثر بود یا نبود؟

    -نبود، به نظرم در ابتدا هیچ تأثیری در این زمینه نداشت، عده‌ای تحت تأثیر مصر در لیبی و سودان بودند و می‌گفتند فرهنگ غرب، فرهنگ جاهلی است، جهاد واجب است، ما باید علیه حاکمان بجنگیم، در همان زمان که اینها جهاد را واجب عینی می‌دانستند، شوروی به افغانستان حمله کرد، در همین زمان هم انقلاب اسلامی پیروز شد، گروهی از اینها به افغانستان می‌روند و می‌گویند الان یک کشور کمونیست و کافر به یک کشور اسلامی حمله کرده است،‌ پس وظیفه ما است که از آنها دفاع کنیم، ما خودمان هم همین کار را کردیم.

     

     

    سال ۱۹۷۹ شوروی به افغانستان حمله کرد، کم‌کم کسانی این طرف بودند به دوستانشان خبر می‌دهند، اگر جهاد می‌خواهید به افغانستان بروید! اینها به صورت موردی یا گروه گروه به افغانستان می‌روند و می‌جنگند، همچنان که تعدادی از دانشجویان دانشکده پزشکی تهران هم به افغانستان می‌روند و می‌جنگند.

    بهره‌برداری سیاسی آمریکا از اوضاع جنگ افغانستان/چگونه پای عربستان به کارزار افغانستان کشیده شد؟

    *چه اتفاقی می‌افتد؟

    – وقتی آنجا می‌روند، انسجامی ندارند و نمی‌دانند با چه کسی باید مرتبط شوند، اتفاقی که می‌افتد این است که آمریکا به این نتیجه می‌رسد که حالا زمان خوبی است که عربستان و پاکستان دست به دست هم بدهند و از اینها هدفمند در افغانستان علیه شوروی استفاده کنند، به گونه‌ای که افغانستان، ویتنام شوروی شود، وقتی خانم هیلاری کلینتون می‌گوید: ما بودیم که اینها را در افغانستان ایجاد کردیم، یعنی ما بودیم که تشکیلات اینها را به صورت غیرمستقیم منسجم کردیم، یک اتفاقی هم در عربستان افتاد و باعث شد عربستان هم ورود کند.

     

     

    دقیقاً در سال ۱۳۶۰، جُهیمان کعبه را می‌گیرد و درش را می‌بندد و اعلام مهدویت می‌کند، عربستان فکر کرد اگر بخواهد این آدمها را با چنین تفکری کنترل کند، بهترین راه این است که فضای جهاد افغانستان را تبلیغ کند تا جوانان تندرو عربستان بروند در افغانستان بجنگند، لذا عربستان طبق فضایی که آمریکا درست کرده بود، فتوای جهاد می‌دهد، دقیقاً همین کاری که درباره سوریه کرد، مفتی عربستان و بزرگانش فتوای جهاد دادند.

    القاعده، آمریکا را دشمن شماره یک خود می‌دانست

    عربستان گفت: من به شما پول و امکانات می‌دهم، هر جهادی که به جده می‌آمد، برای او پاسپورتی درست کردند و او را به کشور پاکستان فرستادند، طبق برنامه آمریکا در پاکستان آموزش نظامی دیدند و بعد از آن به افغانستان فرستادند. در واقع اینها فکرشان را ۲۰ سال پیش از سیدقطب، محمد عبدالسلام و شکری مصطفی گرفته بودند، بنابراین آمریکا روی اینها سرمایه‌گذاری کرد و جالب است وقتی رهبری به نام عبدالله عزام پیدا کردند، به او گفتند: چرا با آمریکا مرتبط شده‌ای؟ چرا با آمریکا تعامل می‌کنی؟ گفت: هدف مشترک من و آمریکا کنار هم چیده شده، هدف من شوروی است، هدف آمریکا، هم شوروی است و جالب است کسی که اسلحه‌ها را از رامسفلد تحویل می‌گرفت اسامه بن لادن بود، وی یک وهابی با رویکرد جهادی بود که تحت تأثیر تفکرات جهادی‌ها و عبدالله عزام، معاون عبدالله … شده بود.

     

     

    این جهادی‌ها در افغانستان تحت یک برنامه آمریکایی انسجام پیدا کرده بودند، به اینها می‌گفتند افغان‌العرب(عرب افغان‌ها) تا اینکه شوروی شکست خورد و عبدالله عزام ترور شد که بنده معتقدم ترور عبدالله عزام کار آمریکایی‌ها بود، چون تاریخ مصرفش تمام شده بود، بعد از ترور عبدالله عزام اینها پراکنده شدند، خیلی از آنها به کشورهای خودشان برگشتند و جالب است خیلی از آنها دستگیر شدند و به زندان افتادند.

    عده‌ای از آن‌ها به یمن، سودان، بوسنی و چچن رفتند، در سال ۱۹۹۲ عده‌ای به بوسنی رفتند، در سال ۱۹۹۴ به سودان رفتند؛ یعنی هر جا یک اتفاقی افتاد، آن‌ها رفتند، بعد کم‌کم به این نتیجه رسیدند که باید دوباره دور هم بنشینند و یک تشکیلاتی را شکل بدهند، دور هم جمع شدند و جبهه جهاد علیه صلیبیون و یهود را تأسیس کردند که آمریکا نام آن را القاعده گذاشت. «القاعده» دشمن آمریکا بود، اینها گفتند دشمن اول ما آمریکا است و با آمریکا شروع به مخالفت کردند، انفجارهای سفارت آمریکا در تانزانیا و کنیا، حمله به کشتی آمریکا در خلیج عدن و بعد هم واقعه ۱۱ سپتامبر کار این‌ها بود.

    *بعضی‌ها می‌گویند آمریکا اینها را پروبال داد تا در برابر انقلاب اسلامی بیاستند؟!

    -ما هیچ شاهدی نداریم.

    آمریکا هیچ ارتباطی با القاعده و القاعده هم هیچ ارتباطی با آمریکا ندارد!/مطرح‌ترین فرد ضدآمریکایی بعد از امام خمینی(ره)

    *شخص بن لادن چطور؟

    – جز در افغانستان و برای گرفتن اسلحه از آمریکا هیچ ارتباطی بین اسامه بن لادن و آمریکا وجود ندارد. بعد از ۱۱ سپتامبر، اسامه بن لادن به عنوان مطرح‌ترین آدم ضدآمریکایی بعد از امام خمینی(ره) مطرح بود، یعنی اگر امام خمینی(ره) دهه ۸۰ مخالف آمریکا بود، دهه ۹۰، بن لادن است، به هر حال بن لادن شاخص بود. اصلاً و ابداً اینگونه نبود و آمریکا هیچ ارتباطی با القاعده و القاعده هم هیچ ارتباطی با آمریکا نداشت، البته آمریکا در بعضی از جاها احساس می‌کرد باید به اینها کمک کند، کمک کرد.

     

     

    از بین رفتن داعش به نفع آمریکا نیست

    *درباره داعش هم همین طور است؟

    -الان از بین رفتن داعش به نفع آمریکا نیست، ولی داعشی هم که بخواهد خیلی قوی شود، به نفع آمریکا نیست، القاعده هم همینطور، القاعده تا زمانی که کاری به منافع آمریکا ندارد و آمریکا بتواند از القاعده حتی با واسطه‌های متعدد چندگانه استفاده کند و به نفع منابع خودش کار کند، سوء استفاده می‌کند.

    نمونه‌اش، آمریکا القاعده سوریه را از تروریسم خارج کرد، یعنی با القاعده مشکلی ندارد؟! القاعده همان القاعده‌ای است که ۱۱ سپتامبر را انجام داده است و سفارت آمریکا را در کنیا و تانزانیا زده است، ولی زمانی که منافع آمریکا را تحت‌الشعاع قرار بدهد، در لیست تروریسم می‌رود، ولی وقتی می‌خواهد منافع آمریکا را در جای دیگری تأمین کند از لیست تروریسم خارج می‌شود، خانم هیلاری کلینتون هم که در کتابش گفته است اصلاً نه اشاره‌ای به کلمه داعش دارد، نه اشاره‌ای به دولت اسلامی عراق، ضمیر را اینها اشتباه به داعش بر می‌گردانند، من خودم بررسی کردم و به چند نفر هم گفتم بررسی کنند که خانم کلینتون این را می‌خواهد بگوید! از مجموعه قبل و بعد عبارت خانم کلینتون این در نمی‌آید که ما می‌خواستیم داعش را در جزیره سینا ایجاد کنیم، اشاره‌ای که وی دارد، غالباً به اخوانی‌ها است تا داعشی‌ها.

     

     

    سه نظریه رایج درباره ۱۱ سپتامبر

    *آیا ۱۱ سپتامبر  یک جریان ساختگی نبود،‌ یعنی آمریکا در  پشت سایه القاعده عمل نکرد تا از شرایط نهایت بهره را ببرد؟

    -درباره ۱۱ سپتامبر سه نظریه وجود دارد، نظریه اول این است که کلاً از صفر تا صدش را آمریکا انجام داد و به عهده القاعده گذاشت، نظریه دوم این است که آمریکا از چند ماه قبل می‌دانست این کار را القاعده دارد می‌کند، اما جلوی آن را نگرفت تا از آن بهره‌برداری‌های سیاسی‌اش را بکند، سوم اینکه القاعده در امنیت آمریکا نفوذ کرد و این کار را انجام داد، نظریه اول نظریه مشهوری است که در ایران وجود دارد، نظریه سوم نظریه‌ای است که القاعده‌ای‌ها بیشتر می‌گویند، ما نظریه دوم را قبول داریم و از برخی از مسئولان بزرگ نظام هم شنیدم که می‌گویند ما همین نظریه را قبول داریم، چون همه شواهد و قرائن نشان می‌دهد، دارد این اتفاق توسط القاعده صورت می‌گیرد و کدهایی هم به امنیت آمریکا می‌رسد؛ یعنی متوجه می‌شوند، ولی عکس‌العمل جدی که بخواهد اینها را بگیرند، انجام نمی‌دهند.

    لذا ما نظریه دوم را قبول داریم و معتقد هستیم این کار، کار القاعده بود و آمریکا هم کدهایی در این زمینه به دست آورده بوده، اما عمداً یا سهواً این کدها را نادیده گرفته تا استفاده سیاسی خودش را ببرد، وگرنه چه کسی می‌پذیرد یک کشوری بیاید امنیت خودش را با این حجم عظیم زیر سؤال ببرد و بعد چه چیزی نصیبش شود؟! آیا الان بعد از ۱۶ سال، آمریکا چیزی که می‌خواسته به دست آورده است؟  

     

     

    از سال ۲۰۰۱ که ۱۱ سپتامبر اتفاق افتاد، آمریکا به خاطر اینکه فضای امنیتی خاصی در کشور ایجاد شد و باید در مقابل، اقدامی انجام می‌داد و اسامه بن لادن که متهم اصلی این قضیه در افغانستان است، را دستگیر کند، بنابراین آن زمان به طالبان که ۹۰ درصد افغانستان در دستش بود، اعلام کرد که اسامه بن لادن را به او بدهد، ملاعمر در جواب گفت: چون اسامه بن لادن با من به عنوان رئیس امارات اسلامی افغانستان بیعت کرده و مهمان ماست، او را به شما تحویل نمی‌دهم.
    بعد آمریکا به طالبان حمله کرد و حکومت طالبان از بین رفت، با اینکه در افغانستان حضور جدی داشت، ولی نتوانست اسامه بن لادن را بگیرند، در آن زمان ۳۵ هزار القاعده‌ای در افغانستان حضور داشتند، از این ۳۵ هزار تا نزدیک ۱۷، ۱۸ هزار نفر در بمباران کشته شده و بقیه آن‌ها هم فرار کردند، اسامه هم رفت، وی نزدیک ۵ سال در غار تورا بورا پنهان شده بود، بعد اداره اطلاعات پاکستان با کمک طالبان او را به منطقه ابیت آباد که یک منطقه نظامی بود، بردند، در نهایت آمریکا او را پیدا کرد و کشت.

     

     

    چرا القاعده به عراق آمد

    *ایستگاه بعدی القاعده، عراق شد؟!

    -یک گروه از القاعده‌ای‌ها وقتی آمریکا در سال ۲۰۰۳ به عراق حمله کرد، به عراق آمدند، دلیلش هم این بود که القاعده دشمن اول خودش را آمریکا می‌دانست، بنابراین خیلی از اینها عراق آمدند تا با آمریکا بجنگند، یکی از کسانی که گروهی را تشکیل داد، زرقاوی بود، زرقاوی شاخه القاعده در عراق را تأسیس کرد و بعد با اسامه بن لادن بیعت کرد، بعد کتابی به نام «هل اتاک حدیث رافضه» نوشت و گفت دشمن نزدیک ما، رافضه است- در حالی که قبلاً در مصر عدو قریب، حاکم سکولار، در افغانستان عدم قریب شوروی و از منظر القاعده عدو قریب آمریکا بود، حال آنکه توسط زرقاوی شیعه، عدو قریب شد و می‌گفت اسلام اینها، اسلام منافقان است و آمده‌اند اسلام را از بین ببرند، خواجه نصیر با مغول‌ها همکاری کرد تا امپراطوری عثمانی را از بین برد و الان هم دوباره شیعه با آمریکا همکاری می‌کند تا اهل سنت را از بین ببرد و صفویه را دوباره گسترش بدهد و از این قبیل …!

    پس علیه شیعیان شروع به عملیات انتحاری کرد، در حالی که اسامه بن لادن به او نامه نوشت که این کار را نکن، دشمن اول ما شیعیان نیستند، اما زرقاوی اینجا راه خودش را کم‌کم از القاعده جدا کرد و گفت: دیگر ما به نوعی گوش به حرف اسامه نمیدهیم و کار خودمان را می‌کنیم.

     

     

    بنابراین زرقاوی در سال ۲۰۰۶ راهش را جدا کرد و شورای مجاهدین را تأسیس کرد، بعد از اینکه کشته شد، ابوعمر البغدادی آمد و او دولت اسلامی عراق را تأسیس کرد و به همه فهماند آن حکومت اسلامی که از سال ۱۹۶۰ طرح‌ریزی شد، در سال ۲۰۰۶ در عراق به نام دولت اسلامی عراق به وقوع پیوست. اینها دشمن خودشان را شیعه می‌دانستند.

    هنگامی که اختلافات به اوج رسید

    تا سال ۲۰۱۰ و اتفاقی که در سوریه افتاد، ابوعمر البغدادی کشته شد و بعد ابوبکر البغدادی رهبر دولت اسلامی عراق شد، در سوریه وقتی عده‌ای علیه بشار اسد شورش کردند، ایمن الظواهری که دیگر رهبر القاعده فعلی شده بود، حکم جهاد در سوریه داد و گفت: امروز دشمن ما در سوریه بشار اسد است، بنابراین القاعده‌ای‌ها از تمام جهان به سوی سوریه آمدند، ابوبکر البغدادی هم با همه پیروانش آنجا رفت، میان نیروهای آن و القاعده‌ای‌هایی که در سوریه بودند، درگیری ایجاد شد، پس نامه به ایمن الظواهری نامه نوشتند که چه کسی گوش به حرف دیگری باید بدهد؟ گفت: ابومحمد جولانی، القاعده سوریه است و ابوبکر البغدادی القاعده عراق است، ابوبکر البغدادی در سوریه یا باید حرف به ابومحمد جولانی بدهد یا به عراق برگردد، این نامه که از ایمن الظواهری به دست اینها رسید، ابوبکر البغدادی آن دعوایی که زرقاوی شروع کرده بود- بیشتر مخفی بود- اینجا علنی کرد، گفت: اسامه را هم قبول نداشتم چه برسد به ایمن الظواهری تا دیروز دولت اسلامی عراق بودیم از امروز دولت اسلامی عراق و شام هستیم که مخفف‌اش می‌شود داعش و اینچنین داعش در سال ۲۰۱۳ به وجود آمد.

     

     

    از آن طرف هم القاعده‌ای‌هایی که در سوریه بودند، نام خودشان را جبهه‌النصره گذاشتند. سال ۲۰۱۴ داعشی‌ها موصل را گرفتند و اعلام خلافت کردند «الدوله الاسلامیه» یعنی یک خلافت اسلامی که همه باید گوش به حرفش بدهند.

    *پس آمریکا در این ماجراها نقشی نداشته است؟

    -می‌بینید که آمریکا هم در اینجا حضور ندارد، مگر بعضی جاها که داعش احساس کرد اگر با آمریکا همکاری کنند به نفعشان است!

    استفاده ابزاری آمریکا از داعش و القاعده

    *کجا؟

    -در افغانستان و الان هم بعضی از گروه‌های آنها در سوریه است، مگر اینکه بگوییم القاعده و داعش آمریکا درست کرده است و خودش هم بازیگر اصلی‌اش است و آدم‌هایش را هم خودش تعیین می‌کند، نه ما هیچ دلیلی نداریم. شواهد خیلی زیادی هم در این رابطه داریم. زرقاوی، ابوعمر و ابومهاجر توسط آمریکایی‌ها کشته شدند، آمریکا در عراق و سوریه می‌خواهد توازن را حفظ کند تا حرف خودش را به کرسی بنشاند، یعنی احساس می‌کند اگر دولت سوریه یا عراقی‌ها دارند پیشرفت می‌کنند، به طوری که او سر میز مذاکرات برگ برنده‌ای ندارد، می‌آید دولت سوریه را می‌زند، سربازان عراقی را بمباران می‌کند اما وقتی ببیند داعش هم دارد از آن حوزه خودش فراتر می‌رود، آمریکا می‌آید آنها را بمباران می‌کند، مثلاً وقتی که داعش می‌خواهد فلوجه را بگیرد، آمریکا می‌بیند، ولی کاری نمی‌کند، یا وقتی داعش به سوی اربیل می‌آید، خود آمریکا آن‌ها را بمباران می‌کند.

    یعنی چیزی که در گزارشات ما وجود دارد، این است هر جا، آمریکا مواضع داعش را می‌زند، خبرگزاری‌های ما چیزی نمی‌گویند، انگار نه انگار اتفاقی افتاده! اما از آن طرف آمریکا اگر مواضع جبهه مقاومت را بزند، به نوعی به داعش کمک کند، ما این را پررنگ می‌کنیم.

     

     

    القاعده همچنان که ما را کافر می‌داند آل‌سعود را هم کافر می‌داند

    *پس نقش ایران در واقعه اربیل را نادیده می‌گیرید؟

    -اولین کسی و گروهی که به آنها اسلحه داد و آنها را منسجم کرد تا اربیل سقوط نکند، ایران بود، اما اولین کسانی که مواضع داعش را به شکل شدید بمباران کرد، آمریکایی‌ها بودند. ما آن چیزی که اعتقاد داریم این است که آمریکا می‌خواهد داعش و القاعده باقی بماند، چون برای او سودآوری دارد، هر جا می‌تواند این را علیه مواضع مخالفان خودش استفاده کند، هر جا هم ببیند داعش جاهایی می‌رود که منافع او را زیر سؤال می‌برد، شروع به بمباران می‌کند.

    الان القاعده یمن در کنار عربستان به شدت علیه الحوثی‌ها می‌جنگند، این القاعده از منظر آمریکا خوب است، کمکش هم میکند، اسلحه هم می‌دهد، همچنین این القاعده اگر در سوریه علیه بشار اسد بجنگند خوب است، چون کمکش هم می‌کند، اما اگر این القاعده بخواهد علیه عربستان اقدام کند، این القاعده بد است.

    باید توجه داشت که القاعده همچنان که ما را کافر می‌داند آل‌سعود را هم کافر می‌داند. القاعده صراحتاً می‌گوید همان اندازه که ایران کافر است، عربستان هم کافر است، اصلاً کلمه آل صهیون، کلمه‌ای است که القاعده‌ای‌ها برای آل‌سعود استفاده می‌کنند، اما القاعده می‌گوید الان نه عربستان و نه ایران هدف ما نیست، لذا القاعده یک بمب هم در ایران نگذاشته و جالب است بدانید اگر فردا بین ایران و عربستان دعوا شد، القاعده کنار عربستان می‌رود و علیه ما اقدام خواهد کرد، این را در کتاب‌هایشان گفته‌اند.

    پس این اختلافات، اختلافات فکری میان وهابیت، القاعده است،‌ منتها با داعش اختلافات فکری جدی وجود دارد، اما همین‌ها سر مسائل سیاسی خودشان گاهی وقت‌ها در کنار هم می‌نشینند. القاعده‌ای خیلی دوست دارند که بروند عربستان و آل‌سعود را از بین ببرند، ولی الان با عربستان در یمن همکاری می‌کنند، اما اگر دو داعشی یا دو القاعده‌ای در عربستان چهار  تا بمب گذاشت، با آنها کاری ندارند، القاعده‌ای‌ها که کاری ندارند، داعش هم می‌گوید کار خوبی کرد، این دو را باید از هم تفکیک کرد.

    *عربستان برخوردی با القاعده‌ای‌ها نداشته؟!

    -همچنان که امنیت ما مانع خیلی از این فعالیت‌ها شده است، امنیت عربستان هم مانع این فعالیت‌ها شده است، در کنار شیخ نمر بررسی کنید، چند القاعده‌ای اعدام کردند؟ ۴۰ نفر را اعدام کردند که ۵، ۶ نفر آن‌ها القاعده‌ای بودند، محمد بن نایف چرا ولیعهد شد؟ به خاطر اینکه توانست امنیت عربستان را در مقابل القاعده حفظ کند، این برگ برنده محمد بن نایف بود، الان که محمدبن سلمان را گذاشتند. پس این نشان می‌دهد این دعواها، دعواهای جدی است و واقعاً همان مقدار که القاعده ما را کافر می‌داند، عربستان را هم کافر می‌داند، چون طبق همان مبنا می‌گوید اینها فرهنگ غرب را دارند گسترش می‌دهند و آل سعود یک حکومت کافر است، همچنان که ایران یک حکومت کافر است.

    تا ۵۰ سال دیگر گرفتار این تکفیری‌ها هستیم

    *پیش‌بینی‌ شما از آینده آن‌ها چیست؟

    -ما تا ۵۰ سال دیگر گرفتار این تکفیری‌ها هستیم و تکفیری‌ها تا وقتی که به حکومتی نرسند هیچگاه اسلحه را زمین نخواهند گذاشت و لذا کشت و کشتار و این فضایی که امروز در جهان اسلام است، هر روز بیشتر خواهد شد.

    *برخی مطرح می‌کنند که جمهوری اسلامی خیلی بهتر می‌توانست درباره این گروه‌های سلفی جهادی عمل کند، زیرا القاعده با ما طبق مبانی خودش کاری نداشت،‌ می‌توانستیم با گفت‌وگو و کارهای فرهنگی جلوی بسیاری از آسیب‌های را بگیریم، نظر شما در این رابطه چیست؟

    -یک ایرادی که ما در ایران داریم و هنوز هم داریم و به نظر من این ایراد به مراکز تصمیم‌گیر ما هم وارد است، این است که خیلی از تصمیماتی که گرفته می‌شود، بر اساس یک تحقیقات عمیق علمی نیست و چون این وجود ندارد، خیلی وقت‌ها تصمیمات شورای عالی امنیت ملی ما آن قوت لازم را ندارد، مثلاً همان زمانی که این اتفاق افتاد و اینها تازه نام القاعده را م‌ی شنیدند، اولین کتاب درباره القاعده توسط محمدرضا تاجیک نوشته شد، در واقع یک جزوه بود که بسیار ابتدایی بود، دولت آن زمان، دولت آقای خاتمی بود و قطعاً هم خط خودش را داشت، بحث من این است که چرا ما نباید از قبل اینها را بررسی و رصد کنیم و تحقیقات قوی علمی نداشته باشیم که حالا به مشکل رسیدیم، شورای امنیت ملی می‌خواهد تصمیم بگیرد، چه تصمیمی درست باید بگیرد؟ در حالی که شناخت ما کافی نیست.

    بسیاری از راهبردهای ما براساس یک تحقیق علمی همه جانبه نیست

    بنابراین معتقدم بسیاری از راهبردهای ما براساس یک تحقیق علمی همه جانبه نیست، تحقیق است ولی غالباً تحقیق نخبگانی است، یعنی مجموعه‌ای از نخبگان را جمع می‌کنند و با آنها مشورت می‌کنند، بعد مشورت نخبگانی جمع می‌شود و در شورای امنیت ملی می‌رود و یک تصمیم و راهبرد می‌شود! در صورتی که مثلاً درباره القاعده یمن باید یک کار جدی و علمی همه‌جانبه باید انجام دهیم، چون نظام می‌خواهد با او ارتباط برقرار کند یا ضد آن عمل کند، با صورت ذهنیات خودمان نمی‌توانیم نظر بدهیم و بعد ذهنیات ما راهبرد شود، مشکل ما الان اینجاست که همه ما هم گرفتار آن هستیم، یعنی همه شوراهای بزرگ عالی ما این مشکل را دارند.
    لذا من معتقدم زمانی که اسامه بن لادن ۲۱ نفر از خانواده خودش را به ایران فرستاد، ما باید برخورد مناسبتری با خانواده او می‌کردیم، شاید امروز جلوی برخی از این تضادهایی که القاعده با ما پیدا کرده است، گرفته می‌شد، وقتی عروسش بعد از ۱۵ سال فرار کرد، تازه فهمیدند مگر عروس بن لادن ایران بوده؟ اینها نکاتی است که ما باید به آن از نظر علمی توجه کنیم، یعنی مسئولان ما به این فضا توجه داشته باشند و الان هم معتقدم ارتباط باید با طالبان و رهبران القاعده باشد، حتی معتقدم چه اشکالی دارد با داعش مذاکره کنیم؟ هر دو مسلمان هستیم، ولی داعش تندرو است، یعنی ما باید به این تندروها هم فکر کنیم، حتی اگر قابل عملیاتی و یا مصلحت نیست، حداقل فکر کنیم و راه‌های ارتباطی خود را ایجاد کنیم که اگر یک زمانی برای مصالح جهان اسلام و  مسلمانان نیاز داشتیم، با آن‌ها ارتباط برقرار شود تا مسأله بهتر حل شود.

    کلیدواژه ها :
    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۰)



    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.