• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » سیاسی » گذار از موازنه گرایی در سازوکارهای امنیت ساز خاورمیانه
    کد خبر : 2032945

    گذار از موازنه گرایی در سازوکارهای امنیت ساز خاورمیانه

    گذار از موازنه گرایی در سازوکارهای امنیت ساز خاورمیانهReviewed by on May 2Rating:   چکیده سیاست خارجی ترکیه در سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۶ در فرایند عثمان‌گرایی جدید قرار گرفت؛ یعنی حوزه‌های جداشده از امپراتوری عثمانی در سال ۱۹۱۹ و براساس معاهده سِوْر بخشی از حوزه خارج نزدیک ترکیه خواهد بود. براساس چنین نگرشی، رهبران سیاسی…

    گذار از موازنه گرایی در سازوکارهای امنیت ساز خاورمیانهReviewed by on May 2Rating:

     

    چکیده

    سیاست خارجی ترکیه در سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۶ در فرایند عثمان‌گرایی جدید قرار گرفت؛ یعنی حوزه‌های جداشده از امپراتوری عثمانی در سال ۱۹۱۹ و براساس معاهده سِوْر بخشی از حوزه خارج نزدیک ترکیه خواهد بود. براساس چنین نگرشی، رهبران سیاسی جدید ترکیه گرایش به مذهب‌گرایی را با الگوهای کنش راهبردی جدید در مقابله با ایران پیوند دادند. در این فرایند، داود اوغلو و اردوغان از فضای موازنه‌گرایی راهبردی خارج شدند و برای تأثیرگذاری در حوزه خارج نزدیک، به جهان عرب گرایش پیدا کردند.

    گذار از موازنه گرایی را می توان انعکاس ظهور سازوکارهای مربوط به نوعثمان گرایی دانست. نوعثمان گرایی با واقعیت های مربوط به خلافت و گروه های خلافت گرا پیوند پیدا کرده است. اگرچه داود اوغلو نظریه «عمق راهبردی، موقعیت ترکیه در صحنه بین‌المللی» را ارائه کرد؛ اما چنین رویکردی، نتوانست در سیاست امنیتی ترکیه زمینه های مربوط به موازنه گرایی منطقه ای را ایجاد کند. پیوندهای راهبردی ترکیه و عربستان روند موازنه گرایی را تحت تأثیر قرار داده است. در این مقاله نشان داده می شود که «راهبرد موازنه‌‌گرایی» برای به حداقل‌رساندن تضادهای ترکیه با محیط پیرامونی به‌ویژه خاورمیانه عربی و شرق مدیترانه کارکرد خود را از دست داده است.

    سؤال اصلی مقاله این است که: «چرا موازنه گرایی راهبردی در سیاست خارجی حزب عدالت و توسعه دگرگون شده است؟» فرضیه مقاله بر این موضوع تأکید دارد که: «بحران های منطقه ای و شکل گیری تضادهای امنیتی جدید در خاورمیانه زمینه حمایت از خلافت گرایی منطقه ای در سیاست خارجی ترکیه را اجتناب ناپذیر ساخته است؛ در حالی که موازنه‌‌گرایی راهبردی ترکیه معطوف به گسترش الگوی تعامل همکاری ـ رقابت براساس ضرورت‌‌های سیاست بین‌‌الملل و نیازهای راهبردی ترکیه در پیمان‌‌های منطقه‌‌ای و جهانی» است.

    واژگان کلیدی: ترکیه، توازن هوشمند خاورمیانه، سیاست امنیتی، منطقه‌ای، موازنه‌گرایی.

    مقدمه

    موازنه‌‌گرایی را باید الگوی کنش بازیگرانی دانست که جایگاه سیاسی، موقعیت ژئوپلیتیکی و ضرورت‌‌های راهبردی دارند. کنش راهبردی ترکیه در خاورمیانه براساس ذهنیت راهبردی، هویت فرهنگی و اراده سیاسی رهبران این کشور شکل گرفته است. حزب عدالت و توسعه تلاش می‌کند تا موقعیت سیاسی ترکیه در منطقه را از راه سازوکارهای کنش همکاری‌‌جویانه ارتقا دهد. شایان توجه  اینکه چنین رویکردی به مفهوم نادیده‌گرفتن آنارشی در سیاست بین‌‌الملل نیست. کشوری همانند ترکیه در قالب امپراتوری عثمانی، از قرن شانزدهم نقش مؤثری در گسترش حوزه نفوذ راهبردی در اروپا و خاورمیانه ایفا کرده است.

    با روی کارآمدن حزب اسلام‌گرای عدالت و توسعه از سال ۲۰۰۲، به‌نظر می‌رسد که عصرجدیدی در حیات سیاسی ترکیه آغاز شده است. رقابت، تعارض و چالش‌‌های ژئوپلیتیکی به‌عنوان واقعیت راهبردی خاورمیانه محسوب شده و الگوی به حداقل‌رساندن تضادها بدون توجه به مؤلفه‌‌هایی همانند مشارکت در رقابت ژئوپلیتیکی- همان‌گونه‌‌ای که در سوریه شکل گرفته است- به‌دست نمی‌آید. ترکیه برای ایفای نقش منطقه‌‌ای نیازمند استفاده از الگوی مبتنی بر موازنه‌‌گرایی راهبردی است(Ayoob,2004: 11).

    نشانه‌های گذار از موازنه‌گرایی را می‌توان در ادبیات و رویکرد رجب طیب اردوغان و در روند دخالت راهبردی در سوریه مشاهده کرد. مؤلفه‌های هویتی محور اصلی شکل‌گیری چنین فرایندی هستند. از آنجایی که حزب عدالت و توسعه با اخوان المسلمین خلافت گرا پیوندهای ایدئولوژیک پیدا کرده، بر سازوکارهای مربوط به نقش یابی سیاسی و امنیتی ترکیه در خاورمیانه تأثیر شایان توجهی به‌جا گذاشته است.  ارزیابی جدید از عناصر قدرت و نقش سیاسی ترکیه مربوط به دورانی است که کارگزاران حزب عدالت و توسعه تلاش داشتند تا الگوی جدیدی از نوعثمان‌‌گرایی را در ساختار و اهداف راهبردی سیاست منطقه ای ترکیه پیگیری کنند.

    موازنه‌‌گرایی مربوط به شرایطی است که زمینه‌‌های لازم برای ایجاد تعادل در منافع و حوزه نفوذ بین بازیگران اصلی سیاست بین‌‌الملل به‌وجود آید. روندهای تاریخی جنگ اول و دوم جهانی به تغییر بنیادین در سیاست امنیتی و راهبردی ترکیه منجر شد. کارکرد خلافت در امپراتوری عثمانی در سال ۱۹۲۲ پایان یافت. ترک‌‌های جوان موقعیت سیاسی کشور خود را براساس «ترکیه» سازماندهی کردند.

    ترکیه از سال ۱۹۴۷ پیوندهای راهبردی خود با آمریکا و جهان غرب را گسترش داد. این کشور در سال ۱۹۴۹ به عضویت پیمان آتلانتیک شمالی درآمد. از این زمان به بعد راهبرد امنیتی ترکیه تحت تأثیر ضرورت‌‌های راهبردی ایالات متحده قرار گرفت. ساختار دفاعی و مؤلفه‌‌های قدرت ترکیه را باید در قالب شکل‌‌بندی‌‌های ژئوپلیتیکی و ائتلاف راهبردی با آمریکا تبیین کرد.

     براین اساس، دولت اسلام‌گرای ترکیه با تعدیل غرب‌گرایی افراطی، سیاست‌های منطقه‌ای جدیدی را آغاز کرد و در عرصه سیاست داخلی نیز به موفقیت‌های بسیاری دست یافت؛  به‌گونه‌ای که ارتش نیز درپی افزایش مقبولیت مردمی، حفظ عدالت و توسعه از سیاست‌های جدید دولت بی‌تأثیر نمانده است( Smith, 2005: 307 ).

    نظریه «عمق استراتژیک» داود اوغلو معطوف به گسترش همکاری‌‌ها و به حداقل‌رساندن تضادها در بالکان و خاورمیانه است. اگرچه بالکان در سیاست بین‌‌الملل اهمیت ویژه‌‌ای دارد؛ اما نقطه تمرکز در این مقاله معطوف به سیاست راهبردی ترکیه در خاورمیانه است. از سوی دیگر، برخی از تحلیل‌گران بر این باورند که ترکیه موقعیت خود را در سیاست منطقه‌‌ای خاورمیانه از فضای همکاری‌‌جویانه به الگوی رقابتی تبدیل کرده است.

    درباره موازنه‌‌گرایی سیاست خارجی ترکیه رویکردهای متفاوتی ارائه شده است. «گراهام فولر» را می‌‌توان اولین نظریه‌‌پرداز عصر جدید دانست که جایگاه ترکیه در نظام امنیت منطقه‌‌ای را تبیین می‌‌کند. نظریه‌‌پردازان دیگری همانند «دانیل لرنر» نیز تلاش کردند تا نقش ژئوپلیتیکی و راهبردی ترکیه را در ساختار امنیتی جدید نشان دهند. داود اوغلو در کتاب «عمق راهبردی» چگونگی تعامل ترکیه  با بازیگران منطقه‌‌ای را تبیین کرده است.

     وی معتقد است که ترکیه باید با تبدیل‌شدن به یک کشور مرکزی، با حفظ میراث تاریخی و ژئوپلیتیک برای نقش‌آفرینی بیشتر در منطقه و نظام بین‌الملل تلاش کند که در این نوشتار به آن خواهیم پرداخت(Alessandri, 2010 : 89).

    ضرورت ها و نشانه های موازنه‌گرایی منطقه‌ای در سیاست بین‌الملل

    توازن منطقه‌‌ای فقط براساس معادله سخت‌‌افزاری قدرت مورد سنجش قرار نمی گیرد. اگر به قدرت ابزاری به موازات شاخص‌‌های قدرت نرم در طرح‌‌ریزی دفاع و امنیت ملی کشورها توجه شود، در آن شرایط زمینه به‌کارگیری جلوه‌‌هایی از قدرت هوشمند فراهم خواهد شد.

     بنابراین کشورهایی که از قدرت هوشمند در رفتار سیاسی، الگوهای راهبردی و برنامه‌‌ریزی دفاعی خود استفاده کنند، می‌توانند زمینه‌‌های مربوط به امنیت هوشمند و توازن هوشمند را فراهم کنند. کشورهایی همانند ایران، عربستان و ترکیه همواره تلاش می‌کنند تا نشانه هایی از موازنه گرایی منطقه ای را ایجاد کنند. گذار از موازنه گرایی را می توان انعکاس سازوکارهای بحران ساز در فضای امنیتی خاورمیانه دانست.

    نشانه های توازن هوشمند[۲] و گذار از ثبات امنیتی خاورمیانه

    توازن هوشمند منطقه‌‌ای را می‌‌توان واکنشی نسبت به «احساس تهدید»[3] در فضای ژئوپلیتیکی خاورمیانه و آسیای جنوب غربی دانست.  منطقه‌‌ای که در آن رقابت برای کسب قدرت و گسترش قدرت توسط بازیگران منطقه‌‌ای و بین‌‌المللی اجتناب‌‌ناپذیر خواهد بود.

     کشورهای منطقه نیازمند توازن قدرت منطقه‌‌ای هستند؛ زیرا نسبت به تحولات موجود احساس خطر می‌‌کنند. احساس خطر در بین کشورهای خاورمیانه بیشتر از هر حوزه جغرافیایی دیگر است. توازن هوشمند فقط در شرایطی برای مقابله با تهدیدات منطقه‌‌ای و بین‌‌المللی سودمند خواهد بود که افزون بر شاخص‌‌های ابزاری، نشانه‌‌های معنایی و هویتی کنش بازیگران نیز مورد سنجش و ارزیابی قرار گیرد.

    نقش بازیگران منطقه ای در فرایند موازنه گرایی منطقه ای خاورمیانه

    اگرچه در خاورمیانه نشانه‌‌های تضاد و درگیری قابل توجهی بین بازیگران مختلف وجود دارد؛ اما باوجود چنین وضعیتی، کشورهای خاورمیانه ویژگی‌‌های مشترکی نیز دارند. بی‌‌ثباتی و نداشتن تعادل در موازنه قدرت بازیگران را می‌‌توان اولین ویژگی عمومی و تکرار‌شونده در خاورمیانه و آسیای جنوب غربی دانست.

    بی‌‌ثباتی و توازن‌نداشتن منجر به شکل‌گیری رویدادهای دیگری از جمله کودتا، بحران‌های منطقه‌‌ای، ظهور بازیگران گریز از مرکز، کنش کشورهای دست‌نشانده، بحران‌‌های اجتماعی، اختلافات سرزمینی کشورها و جنگ خواهد شد. این مؤلفه‌‌ها را می‌‌توان اصلی‌‌ترین نشانه‌‌های کنش سیاسی کشورهای خاورمیانه و آسیای جنوب غربی دانست.

    بیشتر واحدهای سیاسی خاورمیانه‌‌ برای گریز از این نشانه‌‌ها، نیازمند «توازن قدرت»[4] در حوزه ساختار داخلی و همچنین موازنه قدرت در  عرصه منطقه‌‌ای و بین‌‌المللی هستند. هرگونه تلاش بازیگران برای گریز از فرایند معطوف به موازنه منطقه‌‌ای و یا تغییر در معادله توازن قدرت منطقه‌‌ای، زمینه لازم برای شکل‌‌گیری بحران‌‌های منطقه‌‌ای جدید را اجتناب‌‌ناپذیر می‌‌سازد. به این ترتیب، توازن منطقه‌‌ای واکنشی در برابر بی‌‌ثباتی، بحران و تعادل قدرت نداشتن در روابط بازیگران منطقه‌‌ای دانست.

    «معمای امنیت»[5] بیانگر شرایطی است که کشورهای مناطق بحرانی با آن روبه‌رو می‌‌شوند. در چنین شرایطی، اگر یکی از بازیگران به مازاد  قدرت دست یابد، در آن شرایط سایر بازیگران احساس ناامنی می‌‌کنند. «رابرت جرویس» معتقد است که اقدامات کشورها در کسب امنیت، بیشتر برای خود، ناخواسته مارپیچ صعودی ناامنی را نیز به‌دنبال خواهد داشت.

     به این ترتیب، احساس خطر و ناامنی دائمی در بین رهبران سیاسی و کارگزاران اجرایی کشورهای مختلف خاورمیانه و آسیای جنوب غربی، عامل اصلی بازتولید معمای امنیت است. فرایندی که همواره بازتولید شده و جلوه‌‌هایی از بحران، بی‌‌ثباتی، جنگ و تغییر در شکل‌‌بندی‌‌های امنیتی را اجتناب‌‌ناپذیر می‌‌سازد که کشورهای دیگر منطقه و ترکیه نیز در مواجه با قدرت‌های دیگر از این امر مستثنی نیستند( لیتل و اسمیت، ۱۳۸۹: ۹۹).

    از ویژگی‌های کشورهای خاورمیانه و آسیای جنوب غربی، می‌‌توان نقش‌‌آفرینی قدرت‌‌های بزرگ  را دانست. همواره رهبران سیاسی خاورمیانه نسبت به نقش سیاسی و منطقه‌‌ای قدرت‌‌های بزرگ نگران هستند. بازیگران مداخله‌‌گر بین‌‌المللی به‌دنبال آن هستند تا اهداف سیاسی و امنیتی خود را در شرایط نبود موازنه پیگیری کنند. هرگونه موازنه منطقه‌‌ای نیازمند مشارکت و همکاری بازیگران مداخله‌‌گر بین‌‌المللی نیز هست.

    از آنجایی که بخش شایان توجهی از رقابت قدرت‌‌های بزرگ در حوزه‌‌های منطقه‌‌ای انجام می‌‌گیرد؛ بنابراین طبیعی است که موازنه منطقه‌‌ای در حوزه‌‌های «ژئوپلیتیک حاشیه» زودتر از فضای «ژئوپلیتیک مرکز» دچار تغییر و دگرگونی شود(متقی و نکولعل آزاد، ۱۳۹۳: ۷). در چنین شرایطی، بازیگران منطقه‌‌ای دچار آشوب و بی‌‌ثباتی سیاسی می‌‌شوند.

    شاخصه دیگر کشورهایی که در حوزه جغرافیایی خاورمیانه و آسیای جنوب غربی قرار دارند آن است که همواره به‌دنبال دستیابی به سیستم‌‌های تسلیحاتی جدید هستند. آنان تلاش می‌‌کنند تا ابزارهای نظامی جدیدی را تولید کرده و یا مورد استفاده قرار دهند. علت آن را می‌‌توان نگرانی دائمی نسبت به فرایندی دانست که ثبات و امنیت منطقه‌‌ای را دگرگون می‌‌کند. بر همین اساس هرگاه نگرانی امنیتی ایجاد شود، در آن شرایط جلوه‌‌هایی از معمای امنیت در روابط بازیگران منطقه‌‌ای و قدرت‌‌های بزرگ به‌وجود می‌‌آید.

    موازنه گرایی و رقابت ناپایدار در محیط امنیتی خاورمیانه

    رقابت براساس معادله قدرت انجام می‌‌گیرد. کشورها و بازیگرانی می‌توانند در محیط منطقه‌‌ای و بین‌‌المللی رقابت کنند که ابزارهای قدرت داشته باشند، در ساختارهای قدرت نقش بازی کنند و درنهایت به فرایندهای کنش قدرت محور توجه داشته باشند. به این ترتیب، بین رقابت و معادله قدرت رابطه ارگانیک وجود دارد. اگر رقابت ماهیت هوشمند پیدا کند، بیانگر آن است که بازیگران رقیب در حوزه منطقه‌‌ای و بین‌‌المللی برای ایفای نقش باید از ابزار هوشمند بهره‌‌مند شوند.

    بنابراین توازن هوشمند منطقه‌‌ای انعکاس شرایطی است که به موجب آن، بازیگران بتوانند از الگوهای کنش هوشمند در رقابت‌‌های منطقه‌‌ای بهره‌‌مند شوند. این مسئله زمینه‌‌های لازم برای رقابت هوشمند منطقه‌‌ای را فراهم می‌‌کند. هر یک از کشورهای خاورمیانه که تلاش می‌کنند تا در روند توازن منطقه‌‌ای نقش محوری بازی کنند از چنین شاخص‌‌هایی بهره می‌‌گیرند. کشورهایی همانند عربستان، پاکستان، ترکیه، ایران و اسراییل را می‌‌توان اصلی‌‌ترین بازیگرانی دانست که درپی تأثیرگذاری بر محیط منطقه‌‌ای هستند(متقی و نکولعل آزاد، ۱۳۹۳: ۸).

    براساس چنین نگرشی، امنیت تابعی از قدرت ابزاری و ایستارهای ایدئولوژیک، انگیزشی است. به این ترتیب، توازن منطقه‌‌ای نه تنها تحت تأثیر مؤلفه‌‌های ابزاری قرار دارد؛ بلکه باید نقش مؤلفه‌‌های ایستاری و ایدئولوژیک را نیز برجسته و تبیین کرد. در چنین شرایطی است که رقابت‌‌ها ماهیت معنایی پیدا می‌‌کند. رقابت ژئوپلیتیک در عصر حاضر فقط در فضای توازن ابزاری مورد سنجش قرار نخواهد گرفت. مؤلفه‌‌های معنایی و ایستاری به موازات ابزارهای نظامی، نقش مؤثر و محوری در سازماندهی قدرت و توازن منطقه‌‌ای خواهند داشت.

    گذار از موازنه گرایی در سازوکارهای امنیت ساز خاورمیانه

    برخی از کشورها همانند اسراییل، توجهی به توازن منطقه‌‌ای ندارند. اسراییل از واحدهایی است که امنیت‌‌سازی را از راه به‌دست‌آوردن هژمونی منطقه‌‌ای پیگیری می‌‌کند؛ بنابراین چنین کشورهایی با فرایند توازن منطقه‌‌ای مخالف بوده و تلاش می‌‌کنند تا از راه غلبه بر توازن، به هژمونی منطقه‌‌ای دست یابند. چنین بازیگرانی بیشتر با واکنش کشورهای رقیب روبه‌رو می‌‌شوند. اگرچه اسراییل نسبت به هژمونی منطقه‌‌ای تأکید دارد؛ اما تلاش می‌‌کند تا به ائتلاف‌‌های تاکتیکی با سایر کشورهای منطقه‌‌ای علیه دشمن مشترک اقدام کند.

    تاکنون برنامه‌‌ریزان دفاعی و امنیتی تلاش داشتند تا از راه توازن ابزاری به ارزیابی تهدیدات امنیت ملی اقدام کنند. چنین افرادی، توازن منطقه‌‌ای را فقط براساس ابزارهای مادی مورد سنجش قرار می‌‌دهند. در سال‌‌های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ظهور فرایند جدیدی مبتنی بر تولید اندیشه و الهام بخشی سیاسی را شاهد بوده‌ایم. هر کشور منطقه‌‌ای تلاش می‌‌کند تا منادی اندیشه سیاسی خاص خود در فضای منطقه‌‌ای باشد.

     ترکیه نیز از این قاعده مستثنی نیست. داود اوغلو در سخنرانی در شورای عالی ملی ترکیه بر نقش و تلاش این کشور به‌عنوان رهبری الهام‌بخش برای دموکراسی‌سازی در جهان عرب و حرک‌های آزادی‌بخش تأکید می‌کند( Kohen, 2012: 2).

    برخی از شاخص‌‌های قدرت ابزاری کشورهای منطقه خلیج‌فارس در جدول ۱ بررسی شده است. در این مجموعه می‌‌توان تفاوت قدرت سخت‌‌افزاری کشورهای منطقه‌‌ای را دید. عربستان سعودی ۶ برابر ایران هزینه نظامی می‌‌کند. ولی چنین مسئله‌ای تنها محور قدرت‌‌سازی و توازن قدرت منطقه‌‌ای محسوب نمی‌‌شود.

    نیروی انسانی، ساختار حکومتی، ایدئولوژی سیاسی و چگونگی مدیریت بحران‌‌های منطقه‌‌ای را می‌‌توان از مؤلفه‌‌هایی دانست که تنها براساس قدرت سخت به‌‌دست نمی‌آیند. یکی از دلایل اصلی نبود توازن منطقه ای را می توان محدودیت های اقتصادی و تحریم تسلیحاتی ایران دانست. روندهایی که حتی قطعنامه ۲۲۳۱ نیز منجر به تغییر در آن نشده است.

    جدول ۱: هزینه‌‌های نظامی ـ تسلیحاتی کشورهای حوزه خلیج‌فارس (میلیون دلار)
    سال ۲۰۰۳ ۲۰۰۴ ۲۰۰۵ ۲۰۰۶ ۲۰۰۷ ۲۰۰۸ ۲۰۰۹
    بحرین ۳۶۴ ۱۹۹ ۵۸۲ ۵۱۸ ۵۷۳ ۵۷۵ ۷۱۱
    کویت ۸۷۳/۳ ۳۲۷/۱ ۷۲۵/۴ ۷۸۹/۳ ۹۸۶/۳ ۰۸۹/۷ ۷۸۳/۶
    عمان ۷۶۶/۲ ۸۷۷/۲ ۳۴۲/۳ ۵۵۰/۳ ۴۳۳/۳ ۸۶۱/۴ ۱۴۱/۴
    قطر ۱۰۳/۲ ۳۲۴/۲ ۴۲۲/۲ ۵۳۰/۲ ۱۵۹/۱ ۸۲۲/۱
    عربستان ۱۵/۲۲ ۳۵۶/۲۱ ۱۰۷/۲۸ ۰۷۳/۳۲ ۶۰۳/۳۷ ۷۶۶/۳۹ ۰۲۴/۴۲
    امارات ۰۹۸/۳ ۷۷۱/۱ ۹۳۲/۲ ۲۹۳/۱۰ ۷۱۵/۱۰ ۲۹۳/۱۲ ۷۷۹/۱۵
    ایران ۳۲۰/۳ ۸۷۳/۳ ۸۶۰/۶ ۰۳۶/۷ ۹۱۹/۹ ۹۸۳/۹ ۰۰۰/۱

    Anthony H. Cordesman, The Gulf Military Balance in 2010

    کشورهای ایران، اسراییل، ترکیه، عربستان و پاکستان واحدهایی هستند که برای ایفای نقش منطقه‌‌ای به کنش‌‌گری و رقابت اقدام می‌‌کنند. آنان نه تنها در فضای قدرت ابزاری، رقابت ژئوپلیتیکی خود را ادامه می‌‌دهند؛ بلکه می‌‌توان نشانه‌‌هایی از رقابت معنایی و ایدئولوژیک را نیز در رقابت سیاسی و منطقه‌‌ای آنان دید. مؤلفه‌‌های یاد شده نشان می‌‌دهد که ژئوپلیتیک فقط براساس شاخص‌‌های ابزاری قدرت و شکل‌‌بندی جغرافیایی ارزیابی نمی‌شود. شاخص‌‌های هویتی و ایدئولوژیک در سازماندهی توازن منطقه‌‌ای، رقابت‌‌های راهبردی و کنش امنیتی بازیگران منطقه‌‌ای رقیب اهمیت ویژه‌‌ای دارد.

    به این ترتیب، توازن منطقه‌‌ای فقط براساس شاخص‌‌های مادی مورد سنجش قرار نمی‌‌گیرد؛ بلکه شاخص‌های قدرت نرم نیز اهمیت زیادی دارد. جوزف نای می‌گوید که قدرت نرم یک کشور از ارزش‌ها، فرهنگ و سیاست خارجی آن کشور ناشی می‌شود. شواهد نشان می‌دهد که ترکیه به خوبی اهمیت این موضوع و نقش قدرت نرم در معادلات سیاسی آینده، به‌ویژه در تحولات اخیر در خاورمیانه و جهان عرب را درک کرده است و سیاست خارجی خود را براساس این رویکرد تنظیم می کند( Nye, 2011: 3).

    نقش محیط ژئوپلیتیکی در توازن منطقه‌‌ای

    محیط ژئوپلیتیکی آسیای جنوب غربی، شرق مدیترانه و شمال آفریقا در سال‌های ۲۰۱۶-۲۰۱۱ تحت تأثیر موج‌های تحول آشوب‌ساز قرار گرفته است. کشورهایی همانند ترکیه بازیگرانی هستند که تلاش می‌کنند تا روند اثرگذاری بر محیط منطقه ای را از راه موازنه گرایی پیگیری کنند. نظریه پردازانی همانند «مرشایمر» این موضوع را مطرح می کنند که قدرت های بزرگ و بازیگران منطقه ای برای ایفای نقش سیاسی و امنیتی از دو راهبرد بهره می گیرند. راهبرد اول معطوف به هژمونی منطقه ای است و راهبرد دوم را باید در قالب موازنه گرایی منطقه ای پیگیری کرد. رهبران سیاسی ترکیه در سال های آغازین قرن بیست و یکم از راهبرد موازنه منطقه ای برای حداقل سازی تهدیدات و مخاطرات امنیتی بهره گرفته اند.

    یکی از شاخص‌‌های اصلی محیط ژئوپلیتیکی خاورمیانه و آسیای جنوب غربی را می‌‌توان حضور قدرت‌‌های بزرگ و بازیگران فرامنطقه‌‌ای دانست. همکاری و رقابت، بخشی از واقعیت‌های رفتار ساختاری بازیگران اصلی در سیاست بین‌الملل و محیط منطقه‌ای است. این موضوع را می‌توان در ارتباط با جنگ ایران و عراق در گذشته و تحولات منطقه و جهان عرب به‌ویژه مسئله سوریه به خوبی مشاهده کرد.

    در این ارتباط آمریکا و روسیه تلاش می‌کنند تا حوزه نفوذ منطقه‌‌ای خود را گسترش دهند. با نگاهی کلی به شرایط ژئوپلیتیکی منطقه‌‌ای می‌‌توان حضور نظامی و پایگاه‌‌های تاکتیکی آمریکا را در حوزه‌‌های مختلف جغرافیایی دید. در چنین فرایندی زمینه برای کنترل بازیگران گریز از مرکز براساس ابزارهای نظامی امکان‌‌پذیر شده است (Kelly, 2007:199).

    پایگاه های نظامی آمریکا در حوزه خلیج‌فارس در کشورهای عمان، امارات عربی متحده، قطر، بحرین، کویت، عربستان سعودی و عراق قرار دارد. پایگاه‌‌های دیگری نیز در کشورهای آسیای مرکزی وجود دارد. پایگاه نظامی آمریکا در تاجیکستان، افغانستان، قرقیزستان، قزاقستان، ازبکستان و ترکمنستان سبب سهولت در تحرک عملیاتی و تاکتیکی نیروهای نظامی آمریکا می‌‌شود. پایگاه هوایی آمریکا در ترکیه و همچنین پایگاه دریایی در جیبوتی و دیه‌گو گارسیا نشان می‌‌دهد که جلوه‌‌هایی از کنترل منطقه‌‌ای توسط پایگاه‌‌های دریایی آمریکا در منطقه وجود دارد.

    پی نوشت:

    [۲] . Smart Balance

    [3] . Feel threatened

    [4] .Balance of power

    [5] . Security dilemma

    مراجع

    منابع:

    داود اوغلو، احمد، (۱۳۹۱)، عمق راهبردی؛ موقعیت ترکیه در صحنه بین‌‌الملل، ترجمه محمدحسین نوحی‌‌نژاد ممقانی، تهران، انتشارات امیرکبیر.

    فولر، گراهام (۱۳۷۳)، قبله عالم: ژئوپلتیک ایران، ترجمه عباس مخبر، تهران: نشر مرکز.

    کاستلز، مانوئل (۱۳۸۰)، عصر اطلاعات: قدرت هویت، ترجمه محمدحسن علیقلیان، تهران: انتشارات طرح نو.

    کوهن، سائول برنارد (۱۳۸۷)، ژئوپلتیک نظام جهانی، ترجمه عباس کاردان، تهران: موسسه فرهنگی ابرار معاصر تهران.

    لیتل، ریچارد و مایکل اسمیت(۱۳۸۹)، دیدگاههایی درباره سیاست جهان، ترجمه علیرضا طیب، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی

    متقی، ابراهیم (۱۳۸۸)، آمریکا در برابر ایران، تهران: انتشارات مطالعات راهبردی.

    هینبوش، الویشس و انوشیروان احتشامی (۱۳۸۲)، سیاست خارجی کشورهای خاورمیانه، ترجمه علی گل محمدی، تهران: انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی.

    متقی، ابراهیم و فاطمه نکولعل آزاد(۱۳۹۳)، موازنه گرایی متقارن در سیاست خارجی ترکیه؛ عبور از نقطه صفر، تهران: انتشارات صداقت

    مرکز تحقیقات استراتژیک (۱۳۹۰)، تحولات داخلی و نقش منطقه ای ترکیه، همکاری های منطقه ای گروه مطالعات خاورمیانه و خلیج فارس

    حیدری، علی و رهنورد(۱۳۹۰) ، «نوعثمانی گرایی و سیاست خارجی خاورمیانه‌ای ترکیه»، فصلنامه رهنامه سیاستگذاری، سال دوم، شماره دوم.

    Boyd, Andrew (1998), An Atlas of World Affairs, London: Routledge.

    Brain, Jenkins, (1975), Terrorism a New Conflic. Los Angles: Crescent Publication.

    Hopkirk, Peter (1992), The Great Game: The Struggle for Empire in Central Asia, New York: America Inc.

    Nye, Joseph S, (2008), Security andSmart Power American BehavioralScientist, 51: 1351, Originally Published Online 7 March.Oxford University Press.

    Alessandri, Emiliano (2010), “Turkey's New Foreign Policy and the Future of Turkey-EU Relations”, The International Spectator, Vol. 45.

    Ayoob, M. (2004), “Polotical Islam: Image and Reality”, World Policy Journal, Vol xxi, No 4.

    Smith, W. (2005), “Between Allah and Ataturk: Liberal Islam in Turkey”, International Journal of Human Rights, Vol 9.

    Jenkins, Gareth (August 2010), “On the Edge – The AKP Shifts Turkey's Political Compass”, Jane’s Intelligence Review.

    Kelly, Robert E. (2007), "Security Theory in the New Regionalism", InternationalStudies Review, Vol. 9.

    Kohen, Sami (2012), “Is Turkish Foreign Policy Too Ambitious?”, AlMonitor, available at: http://www.al-monitor.com/ pulse/ politics/2012/04/overly- ambitious.html.

    Leventhal, (2004), “Who is Terrorist in U.S. Media Discourse”, www.Socalscience.com

    نویسندگان:

    ابراهیم متقی: استاد دانشگاه تهران

    فاطمه نکولعل‌آزاد: دانشجوی دکترای روابط بین‌الملل، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات

    امیر رمضانی: دانشجوی دکترای روابط بین‌الملل، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات

    فصلنامه مطالعات روابط بین الملل شماره ۳۳

    ادامه دارد…

    کلیدواژه ها :
    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۰)



    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.