• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » سیاسی » ساعت ۲۰:۳۷ دقیقه روز ۳ اسفند عملیات آغاز شد
    کد خبر : 2015680

    ساعت ۲۰:۳۷ دقیقه روز ۳ اسفند عملیات آغاز شد

    ساعت ۲۰:۳۷ دقیقه روز ۳ اسفند عملیات آغاز شدReviewed by on Mar 1Rating: به گزارش ایران ویج به نقل از گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، عملیات خیبر یکی از بزرگ ترین و ابتکاری ترین عملیاتهای دوران جنگ هشت ساله است. این عملیات با هدف تصرف بصره، طراحی و در منطقه هورالهویزه، که عراق انتظار…

    ساعت ۲۰:۳۷ دقیقه روز ۳ اسفند عملیات آغاز شدReviewed by on Mar 1Rating:

    به گزارش ایران ویج به نقل از گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، عملیات خیبر یکی از بزرگ ترین و ابتکاری ترین عملیاتهای دوران جنگ هشت ساله است. این عملیات با هدف تصرف بصره، طراحی و در منطقه هورالهویزه، که عراق انتظار حمله از آنجا را نداشت، انجام شد. طراحان نظامی برای اجرای عملیات دو محور مستقل از هورالهویزه و زید در نظر گرفتند. مأموریت اجرای عملیات در محور هور بر عهده قرارگاه نجف (سپاه) و در محور زید، بر عهدهِ قرارگاه کربلا (ارتش) بود. در محور هور، پنج هدف العزیر، القرنه، جزایر مجنون جنوبی و شمالی، نشوه و طلائیه برای عملیات تعیین شد.

    قرارگاه نصر نیز با هدف تصرف و تثبیت محور العزیر، قرارگاه حدید با هدف تصرف و تثبیت محور القرنه، قرارگاه حنین با هدف تصرف و تثبیت جزیرهِ جنوبی و نیمه شرقی و شمال جزیره شمالی و الحاق با محور طلائیه، قرارگاه فتح با هدف شکستن خط پر مانع طلائیه و الحاق با قرارگاه حنین و قرارگاه بدر با هدف تصرف نیمهِ غربی جزیره جنوبی و پل نشوه وارد عمل شدند.

    گزارشی که در اینجا می آید، به عملیات یگانهای سپاه در جزایر شمالی و جنوبی، به ویژه قرارگاه بدر می پردازد و در واقع، قسمتی از عملیات بزرگ خیبر را گزارش می کند.

    این گزارش چند روز پس از پایان عملیات از سوی آقای سید ابوالفضل موسوی راوی مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ در قرارگاه بدر به رشتهِ تحریر درآمده است. نوشتهِ ایشان بسیار طولانی بود که برای چاپ در فصلنامه قسمتهایی از آن حذف و با علامت […] مشخص شده است.

    همچنین، مطالب و جملات آن تا اندازه ای که به اصل محتوا لطمه نزند، ویرایش و روان شده است. ضمن گرامی داشت یاد و خاطره شهیدان گران قدر عملیات خیبر قسمت دوم گزارش آن تقدیم می شود.

                                                  ****

    من رمز آغاز پیروزی این عملیات را می دهم

    ساعت ۳۷:۲۰ روز ۳ اسفند ماه برادر محسن رضایی پس از آنکه تمامی قرارگاهها را به گوش کرد؛ پیام آغاز عملیات را این گونه اعلام نمود:

    نام عملیات از جنگ خیبر گرفته شده است که در تاریخ اسلام بیانگر فتح و پیروزی و شکست صهیونیستها و به قدرت رساندن اسلام عزیز بود. اکنون، تمامی رزمندگان اسلام برای اجرای عملیات خیبر آماده اند. من رمز آغاز پیروزی این عملیات را می دهم و شما هم برای برادران عزیز رزمنده تکرار کنید و بگویید خدایا به امید تو! ان شاءالله، با قدرت به دشمن بتازند. رمز موفقیت ما در عملیات این است که حسین وار بجنگیم.

    بسم الله الرحمن الرحیم، ولاحول ولاقوه الا بالله، یا رسول الله، یا رسول الله، یا رسول الله.
    به تیپها و لشکرها بگویید بعد از واژهِ رسول الله یاد زهرا(س) همچنان، در قلبشان باقی بماند و دشمن را تارومار کنند.
    البته، این رمز زمانی خوانده شد که بچه ها در قسمت جزیره وارد عمل شده بودند. ساعت ۴۰:۲۰، نیروهای لشکر نجف در روی سیل بند شمال غربی جزیرهِ شمالی منتظر رزمندگان لشکر ۱۷ بودند، اما خبری از آنها نبود. ساعت ۴۰:۲۰ به علت اینکه تماس فرماندهی قرارگاه با یگانهای تابعه هر چه بهتر برقرار و خود فرماندهی در جریان عملیات باشد. برادر غلامپور، فرمانده قرارگاه بدر، با کسب اجازه از محسن رضایی بر قایق سوار شد و در هور حرکت کرد. در آغاز، به کانال T شکل یا کانال شهید بقایی وارد شدیم. سرعت قایق در این آبراه به دلیل عمق کم آن بسیار کم بود و اگر قایقی از جلو می آمد، چند دقیقه ای طول می کشید تا به یکدیگر راه بدهند. از چهار راه احداثی در کانال T، گذشتیم و از آنجا که غلامپور می خواست برای برقراری تماس، خود را هر چه سریع تر به قایق مخابرات در وسط هور برساند، مرتب یکی دو نفر داد می زدند: برو کنار، بزن بغل، صبر کن تا ما برویم و هنگام سبقت از قایقهای دیگر آنها می گفتند: یواش، خیس شدیم. حدود دوازده تا پانزده نفر فشرده به هم در قایقها نشسته بودند. هوا سرد و آب هور هم خنک بود، هنگامی که در اثر عبور قایقی از کنار قایق دیگری به رزمندگان آب پاشیده می شد، آنها از شدت سرما می لرزیدند. در کنار این کانال، چند قایق هم به گل نشسته بودند.

    سرانجام، از کانال T گذشتیم و به نهر زبره وارد شدیم. در کنار نهر، یکی دو قایق خراب دیده می شد که یکی از آنها هم چپ کرده بود و از سرنشینان آن خبری نبود. قایقهای خراب حرکت قایقهای دیگر را کند می کردند. در سه راهی ریگ، نیز چند قایق حامل نیروهای لشکر ۱۷ سرگردان بودند و نمی دانستند که باید کجا بروند و ظاهراً، این چندمین باری بود که نیروهای لشکر ۱۷ به حالت سرگردان مشاهده می شدند.

    عراقیها که به طور کامل غافل گیر شده بودند، کم کم به خود آمدند و هواپیماهای آنها مرتباً، بالای منطقهِ عملیاتی منور می ریختند. در این میان، صدای آتش توپخانه دشمن نیز به گوش می رسید و به تدریج سنگین تر می شد، اما همهِ اینها به جبههِ طلایه مربوط بود. از ساعت ۴۰:۲۰ » تا ۲۵:۰۱ بامداد، به دلیل خرابی بی سیم قایق فرماندهی، تماس فرماندهی با یگانهای تابعه اش قطع بود. سرانجام، بخشی از نیروهای لشکر عاشورا با رسیدن به جزیرهِ جنوبی، پل شحیطاط را نیز تصرف کردند و بدین ترتیب، راه فرار دشمن در این قسمت بسته شد. این نیروها سپس، حرکت خود را از روی سیل بند غربی به سمت شمال ادامه دادند. تعداد دیگری از نیروهای لشکر عاشورا به ضلع شمالی جزیرهِ جنوبی زدند و روی سیل بند شمالی و جنوبی پخش شدند، اما به علت کمی نیرو کاملاً موفق نبودند. برادر باکری با احمد کاظمی تماس گرفت و گفت نیروهایش را به کمک او بفرستد. از طرفی چون نیروهای لشکر ۱۷ علی بن ابی طالب(ع) در آبراه گم شده بودند تا این زمان نتوانستند با لشکر نجف الحاق کنند.

    ساعت ۱۰:۲۰ بامداد برادر غلامپور با نجف تماس گرفت و گفت: «ما به احمد کاظمی گفته ایم که نیروهایش را برای پاک سازی جزیرهِ شمالی به کمک نیروهای لشکر ۱۷ بفرستند.»

    تا ساعت ۲۰:۲ بامداد، هنوز الحاق حاصل نشده بود و تماس هم با آنها برقرار نبود. ساعت ۲۵:۲ بامداد برادر غلامرضا محرابی برای کنترل کردن محل فرود هلی کوپتر به برمائیه جدید نزدیک شد که به او تیراندازی کردند. با لشکر نجف تماس برقرار شد تا دوباره آنجا را پاک سازی کنند. ظاهراً، با آغاز حمله، سربازان عراقی از سیل بندها به هور پناهنده شدند و هنگامی که بچه ها از آنجا عبور کردند و جلو رفتند، آنها دوباره روی سیل بند آمدند.

    ساعت ۳۰:۲ بامداد، فرمانده قرارگاه بدر ضمن تماس با برادر غلامعلی رشید گفت: «ما پنج گردان نیرو بیشتر در دست نداریم و این نیروها برای کار به این گستردگی کم است» همین موضوع در تماس باکری با غلامپور مطرح شد و وی گفت: «ما نیرو کم داریم و برای پاک سازی سیل بند جنوبی با مشکل روبه رو شده ایم؛ نیروهای لشکر ۸ نجف باید به کمک ما بیایند.» غلامپور در پاسخ گفت: «لشکر ۱۷ نتوانسته شرق جزیره را بگیرد، به دستور رشید قرار شد نخست جزیرهِ شمالی پاک سازی و تأمین شود و بعد به سراغ جزیرهِ جنوبی بیاییم.»

    سرانجام، ساعت ۰۰:۳ بامداد، بی سیم لشکر نجف اعلام کرد: «برمائیهِ جدید را کاملاً پاک سازی و با نیروهای لشکر ۱۷ الحاق کرده ایم.» همچنین، نیروهای نجف، برمائیهِ جدید را علامت گذاری کرده بودند و همه چیز برای آغاز عملیات هلی برد آماده شده بود. تعدادی از نیروهای لشکر ۱۷ از طرف غرب و شمال به جزیرهِ شمالی وارد شده بودند که به او اطلاع داده شد تا نیروهایش را سریع سازمان دهی کند و از پل ارتباطی بین دو جزیره که در اختیار نیروهای لشکر نجف بود، بگذرند، به شرق جزیرهِ جنوبی وارد شوند و ضلع شمالی جزیره را هم پاک سازی کنند. نیروهای لشکر عاشورا نیز توانسته بودند سیل بند غربی جزیره جنوبی را پاک سازی کنند، اما برای گسترش حرکت خود، پخش شدن در جزیره و رفتن به سمت شرق و جاده وسط جزیره نیروی کافی در اختیار نداشتند.

    حدوداً ساعت ۰۰:۳ بامداد پس از کنترل پد گوشه جزیرهِ شمالی نخستین بالگرد که سرنشینان آن سرهنگ جلالی و علی هاشمی بودند، پرواز کرد و در جزیره فرود آمد. از این به بعد، هلی برد نیروها به صورت پرواز تک تک بالگردها انجام می شد. هوا هنوز تاریک بود و هواپیماهای عراقی مرتباً، منور می ریختند. صدای آتش توپخانه کمی سنگین تر شده بود. هر چه هوا روشن تر می شد، عراقیها فرصت بیشتری می یافتند و در نتیجه، بر مقاومت آنها افزوده می شد.

    ساعت ۲۰:۴ بامداد، امین شریعتی، فرمانده قرارگاه حدید، نیز که در وسط هور بود، به قایق غلامپور آمد. نزدیک طلوع آفتاب، پتوی نم داری را کف قایق خیس پهن کردیم و به نوبت نماز خواندیم. ساعت ۲۰:۶، بی سیم قرارگاه حدید به صدا درآمد و رسیدن بچه ها به پل القرنه را خبر داد. این خبر فرماندهان را خوشحال کرد و بلافاصله، به قرارگاه نجف (محسن رضایی) مخابره شد. از قرارگاه نجف دستور داده شد که نیروهای تیپ قمر بنی هاشم هر چه سریع تر به کمک قالیباف بروند. ایشان نیز دستور دادند تا یگانها با توجه به امکانات و نیروهایشان پیشروی کنند.

    ساعت ۰۰:۷ صبح، برادر حمید باکری، معاون لشکر عاشورا، از روی پل شحیطاط ضمن تماسی گفت الان، ما با نیروهای لشکر نجف در جزیره جنوبی الحاق کرده ایم. بدین ترتیب، نیمه غربی جزیره جنوبی که جزء مأموریت لشکر عاشورا بود، با کمک لشکر نجف پاک سازی شد. نیروهای عراقی مستقر در داخل جزیرهِ جنوبی که قصد داشتند از پل شحیطاط فرار کنند، با نیروهای لشکر عاشورا روبه رو شدند و بچه ها عده ای از آنها را کشتند و عده ای را اسیر کردند، اما به دلیل کمبود نیرو، نتوانستند از این جلوتر بروند. از طرف دیگر، نیروهای لشکر ۱۷ نیز هنوز موفق به پاک سازی کامل شرق جزیره نشده بودند. بدین ترتیب، عملیاتی که باید در همان اوایل شب تمام می شد، تا روز بعد ادامه یافت. تا صبح ۴ اسفند ماه نیروهای قرارگاه بدر توانستند به هدفهای اولیه (زدن کمینها) و ثانویه (تصرف جزایر) دست یابند، اما به دلیل کمبود نیرو و انتقال نیافتن نیروهای بعدی که باید در بیرون جزایر عمل می کردند، به گرفتن سر پل شحیطاط قانع شدند و به پدافند از مواضع تصرف شده پرداختند.

    در مجموع، در شب و روز نخست، نیروهای عمل کننده که در جزیرهِ شمالی در ساعت ۰۷:۱۹ و در جزیره جنوبی در ساعت ۰۰:۲۲، عملیات را آغاز کرده بودند، توانستند تا ساعت ۲۰:۱۹ روز ۳ اسفند ماه، هدف اولیه را به دست آورند و در ساعت ۰۰:۳ بامداد روز ۴ اسفند ماه پاک سازی جزیره شمالی را تمام کنند. به طور کلی، دشمن در تمامی جبهه ها مقاومتی نکرد. در برخی از مناطق، مقاومت دشمن، تنها سه دقیقه و در بعضی از مناطق هفده تا بیست دقیقه بود. هر چند یکی در روطه و دیگری در ضلع شمالی و شرقی جزایر مجنون مقاومت کردند. هنگامی که نیروهای لشکر عاشورا پل شحیطاط را گرفتند، عقبهِ دشمن بسته شد و تمامی نیروهای عراقی در محاصره قرار گرفتند، طوری که وقتی خواستند از آن محل فرار کنند با رزمندگان اسلام روبه رو شدند. بدین ترتیب، بچه ها عده ای از آنها را کشتند و عدهِ دیگری را اسیر کردند. تعداد نیروهای دشمن در جزایر بیش از آن حدی بود که در شناساییها گفته شده بود؛ بنابراین، لشکرها برای گرفتن جزایر از دو گردان بیشتر استفاده کردند و نیروهایی که از قایق پیاده می شدند، به پاک سازی جزایر می پرداختند […]

    یکی از علل به کارگیری نیروی بیشتر عدم موفقیت لشکر ۱۷ بود که لشکر نجف مجبور شد مقداری از اهداف آنها را پاک سازی و تصرف کند. علت دیگر این بود که با توجه به کمبود نیروهای دشمن در جزیره جنوبی نیروهای لشکر نجف از فرصت استفاده کردند و به جزیره جنوبی وارد شدند و به کمک نیروهای لشکر عاشورا شتافتند. سرانجام، به نظر می رسید تصرف منطقه ای به این وسعت و پاک سازی کردن آن، به نیرویی بیش از یک گردان نیاز داشت. دو گردان از این سه گردان عمل کننده با قایق آمدند و یک گردان دیگر هم با بالگرد منتقل شد.

    صبح روز ۴ اسفند ماه دو فرمانده از لشکر عاشورا سوار بر موتور از پل شحیطاط گذشتند و تا حدود مثلثی شکلها پیش رفتند و با نیرویی از دشمن روبه رو نشدند و غصهِ آن را می خوردند که چرا نیروهایشان برای دست یابی به اهداف نرسیدند. به علت کمبود نیرو، تنها یک گروهان از لشکر عاشورا از پل شحیطاط گذشت و آن طرف پل به فاصلهِ صد متر یک خاکریز کوچک زد و مستقر شد. نیروهای این لشکر طرف چپ پل را هم گرفتند، اما هنگامی که به سوی سه راهی در روی سیل بند به شرق جزیره پیش می رفتند، به سوی آنها تیراندازی شد. از طرفی، هنگامی که روی جادهِ وسط جزیره حرکت می کردند، باز به آنها تیراندازی می شد؛ بنابراین، مشخصاً، لشکر علی بن ابی طالب(ع) شرق جزیره را کامل پاک سازی نکرده است. طرف راست هم بچه ها روی سیل بند غربی جزایر مستقر بودند و از خطوط، پدافند می کردند. در جزیرهِ شمالی نیز، نیروهای تأمین روی پدهای ضلع غربی جزیرهِ شمالی مستقر شدند.

    در شب نخست، اصلاً آتش سلاحهای سنگین را نداشتیم. موشک آر.پی. چی ۷ سنگین ترین گلوله ای بود که به مواضع عراقی شلیک می شد. توپخانه به دلیل دور بودن مسافت، هوانیروز به دلیل اشتغال به هلی برد و نیروی هوایی به دلیل نزدیک بودن خط طرفهای جنگ نمی توانستند با اجرای آتش، از رزمندگان اسلام پشتیبانی کنند. طبق طرح، قرار بود در شب نخست، هوا نیروز شش گردان نیرو را از ساعت ۰۰:۲۲ تا ۰۰:۲۳ با هلی کوپتر به جزایر منتقل کند، اما به دلیل اینکه پاک سازی جزیرهِ شمالی و محل نشستن بالگرد تا ساعت ۰۰:۳ نیمه شب روز بعد طول کشید و از طرفی، هوانیروز در شب نخست از حداکثر امکاناتش استفاده نکرد، این کار صورت نگرفت. همچنین، سقوط یک فروند شنوک در هور روی روحیهِ خلبانان هوانیروز تأثیر منفی گذاشت. از طرف دیگر، به دلیل قطع ارتباط بی سیمها رابطهِ آنها از جزیره با عقب قطع شده بود. در نتیجه، به رغم مناسب بودن هوا، عملیات هلی برد در صبح ادامه نداشت.

    در حوزهِ یگان مهندسی، به دلیل وجود عقبهِ آبی انتقال وسایل مهندسی به جزایر امکان پذیر نبود، اما از وسایل غنیمتی استفادهِ کاملی به عمل آمد. روز نخست، خاکریز کوچکی به طول تقریباً سیصد متر موازی جادهِ وسط جزیرهِ جنوبی از پیچ جاده به سمت شمال جزیره زدند که به از بین بردن آتش دشمن کمک بسیاری کرد. پشت این خاکریز، تنها یک مینی کاتیوشا مستقر بود و طبق قرار، باید خمپاره نیز می گذاشتند. این خاکریز باعث شده بود که عراقیها جاده وسط جزیره را با این خاکریز اشتباه بگیرند و به طور مرتب، آتش خود را روی جلو و عقب این خاکریز بریزند، باید یادآور شد که جادهِ وسط جزیره امنیت ویژه ای داشت.

    از نظر روحی در شب و روز نخست، دشمن کاملاً گیج و متزلزل بود، طوری که در نخستین شب عملیات، هیچ گونه مقاومتی نشان نداد.

    ناهماهنگی در تداوم عملیات و آغاز حرکت چهار گردان (عملیات در شب دوم)

    ۱) موقعیت ایران پیش از عملیات

    دشمن که با حمله وسیعی در منطقه غیرعملیاتی و مرده ای روبه رو شده بود، تا مدتی گیج بود، طوری که تا ساعت ۰۰:۱۵ طول کشید تا عراق جلوی رزمندگان اسلام در مثلثی شکلهای بیرون جزایر و اطراف آن نیرو بگذارد. در آن روز، دشمن آتش بسیار کمی روی خط اول و کلاً جزایر داشت، طوری که بچه ها با خیال راحت مشغول استراحت بودند. فرمانده گردانها نیروهای خود را در کانالها جمع و جور کرد و ضمن سازمان دهی آنها، نیروهایی را که باید امشب عملیات را ادامه می دادند، مشخص کردند. فرمانده قرارگاه بدر نیز پس از گرفتن گزارش موقعیت کنونی جبههِ خودی از فرماندهان لشکرهای ۳۱ عاشورا و ۸ نجف و دیدن اوضاع از نزدیک به جزیره برگشت و در جلسه ای، عملیات و مانور شب دوم را بررسی کردند […].

    ۲) مانور عملیات شب دوم

    وضعیت نیروها: عملیات شب نخست در برخی از مناطق (جزایر مجنون) تا ظهر روز نخست، یعنی ۴ اسفندماه ادامه پیدا کرد و پس از آن، موقعیت نیروها تقریباً، حالت با ثباتی به خود گرفت، اما پنج قرارگاه عملیاتی که تحت نظر قرارگاه نجف در پنج منطقه عمل کرده بودند، نتوانستند با هم الحاق کنند؛ بنابراین، چنین موقعیتی عملاً، کنترل و هدایت عملیات از سوی یک فرماندهی را با مشکل روبه رو کرد. در این میان، ضعیف بودن تماس بین قرارگاهها برای هماهنگی و ادامهِ عملیات و اضافه کردن قطع تماس جزایر با قرارگاه نجف ضعف هدایت عملیات را دو چندان کرده بود. بدین ترتیب، عملیات هیچ یک از قرارگاههای سپاه در شب نخست به موفقیت کامل نرسید و هر یک مسئلهِ جداگانه ای برای خود داشتند. از طرفی، از آنجا که قرارگاه باید در جریان کامل و ریز عملیات انجام شده قرار می گرفت تا بتواند ادامهِ عملیات را درست طرح ریزی کند، حاج آقا بشردوست از طرف قرارگاه نجف به جزایر مجنون آمد تا با بررسی اقدامات انجام گرفته، طرح عملیاتی را تهیه و پس از تأیید قرارگاه نجف براساس آن اقدام کند.

    به دلیل مشکلات ترابری برای رساندن نیرو و تدارکات برای تثبیت مواضع تصرف شده و ادامهِ عملیات تا رسیدن به هدفهای مورد نظر در طرح عملیاتی خیبر، باز شدن جاده و برقراری ارتباط خشکی بین جزایر مجنون و طلایه هدف شب دوم تعیین می شود. همچنین، به دلیل اینکه پاک سازی جزیرهِ جنوبی (نیمهِ جنوب غربی جزیره که حد مأموریت لشکر علی بن ابی طالب بود) تمام نشده و یگانهای قرارگاه بدر و حنین در آنجا با هم الحاق نکرده بودند؛ بنابراین، در شب دوم، این قسمت نیز باید پاک سازی می شد و الحاق صورت می گرفت، اما هدف اصلی عملیات در این شب باز شدن جاده و برقراری ارتباط با خشکی قرار گرفت.

    برای بحث دربارهِ طرح مانور دو جلسه جداگانه با حضور فرماندهان تشکیل شد. نخستین جلسه در شهرک نفتی جزیرهِ جنوبی با شرکت فرماندهان لشکرها بود و دیگری با حضور فرماندهان قرارگاه نجف و کربلا در قرارگاه نجف تشکیل شد. در جلسهِ دوم مقرر شد، ادامه عملیات از سوی قرارگاه نجف یک روز به تعویق افتد. و بر این اساس عملیات در شب دوم منتفی و انجام عملیات در شب سوم به روطه و القرنه اختصاص یافت. قرار شد نتیجهِ تصمیم جلسه به اطلاع حاج همت رسانده شود، اما ظاهراً، تماسی بین جزیره و قرارگاه نجف نبوده است تا این پیغام به اطلاع آنها برسد؛ بنابراین، آنها طبق تصمیم جلسهِ نخست، برای اجرای عملیات در شب دوم آماده شدند […].

    طبق تصمیمات جلسهِ نخست در طرح مانور عملیات، قرار شد به محض تاریک شدن هوا، هر یک از لشکرهای عاشورا و نجف با دو گردان (در کل چهار گردان) از کانال کنار جادهِ وسط جزیرهِ جنوبی حرکت کنند و با گذشتن از پل شحیطاط (که در اختیار حمید باکری از لشکر عاشورا بود) در داخل مثلثی شکلها مستقر شوند و ضمن انهدام و پاک سازی دشمن از آنجا بگذرند تا به جادهِ آسفالت نشوه طلایه برسند. سپس، حرکت خود را روی جاده و با حاشیه ای هفتصد متری در دو طرف جاده به سمت پل طلایه ادامه دهند تا پل طلایه را تصرف و ضمن گرفتن یک سر پل مناسب با قرارگاه فتح الحاق کنند.

    مخابرات لشکر نجف و قرارگاه نجف در شهرک نفتی جزیره جنوبی مشغول زدن آنتنهای بلند برای برقراری تماس بودند که تا شب طول کشید. بچه ها نیز کوله پشتیهای خود را مرتب، اسلحه هایشان را امتحان و مهمات لازم را محاسبه می کردند. با تاریک شدن هوا، بچه ها نماز مغرب و عشاء را خواندند. همهِ آنها سرنوشت خود را می دانستند، گویی آخرین نماز خود را می خواندند. سرانجام، ستون با دو گردان از لشکر نجف و دو گردان از لشکر عاشورا آماده حرکت شدند. چهار گردان کیفی از این دو لشکر برای مأموریتی بزرگ و بس حساسی انتخاب شده بودند. این گردانها به دلیل آنکه برای مأموریتهای سنگین در عمق خاک عراق سازمان دهی شده بودند، از نظر کیفیت و کمیت، کادری قوی و دو برابر دیگر گردانها کادر داشتند و نیروهای بسیجی آن هم از آماده ترین و جانبازترین نیروها بودند.

    ادامه دارد…

    پاسداشت سی و سومین سالگرد عملیات خیبر/۲۵

    کلیدواژه ها :
    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۰)



    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.