• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » سیاسی » ادای تکلیف با عمل به وصیت نامه شهدا/ عروج عاشقانه ابوالفضل در سجده گاه شهادت
    کد خبر : 2012616

    ادای تکلیف با عمل به وصیت نامه شهدا/ عروج عاشقانه ابوالفضل در سجده گاه شهادت

    ادای تکلیف با عمل به وصیت نامه شهدا/ عروج عاشقانه ابوالفضل در سجده گاه شهادتReviewed by on Feb 19Rating: به گزارش ایران ویج به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صاحب نیوز، مقام معظم رهبری می فرمایند: «شهیدی که در سوریه، عراق و در هر مکان و زمانی شهید شده باشد،…

    ادای تکلیف با عمل به وصیت نامه شهدا/ عروج عاشقانه ابوالفضل در سجده گاه شهادتReviewed by on Feb 19Rating:

    به گزارش ایران ویج به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صاحب نیوز، مقام معظم رهبری می فرمایند: «شهیدی که در سوریه، عراق و در هر مکان و زمانی شهید شده باشد، همانند این است که جلوی در حرم امام حسین(ع)شهید شده است. چرا که اگر این شهیدان نبودند، اثری از حرم اهل بیت (ع)نبود.»
    ابوالفضل، در آخرین روزهای شهریور ماه سال ۱۳۶۲ در شب عید قربان متولد شد.
    خانواده ابوالفضل به خاطر کار پدر، ساکن سیستان و بلوچستان شده بودند. نام ابوالفضل را پدرش انتخاب کرد تا دیگران هم یاد بگیرند و نام فرزندشان را علمدار حسین (ع) بگذارند.
    پدر در دوران جنگ در جبهه بود و ابوالفضل با مادر و خواهرهایش،اهواز زندگی می کردند.
    صدای گلوله های جنگ آوایی بود که ابوالفضل با گوش جان می شنید و این چنین بزرگ شد.

    از خصوصیات برجسته ابوالفضل غیرت بی مثالش بود. همیشه سفارش به حجاب می کرد و می گفت : “اگه می خواهید قیامت،جلوی حضرت زهرا ( س ) رو سفید باشین،نباید گوش به حرف دیگران بدید و روی مد رفتار کنید. نباید بگید عرف جامعه فلان حرف رو می گه، همون کار رو بکنین.”
    شهید شیروانیان در رشته ریاضی فیزیک دیپلم گرفت و بعد از آن در رشته ی فنی پنوماتیک که مربوط به مهندسی تعمیر و نگهداری ماشین آلات زرهی و سنگین بود، دوره ای ۲۰ ماهه را تحت لیسانس یکی از شرکت های آلمانی گرفت.
    آقا ابوالفضل برای ازدواج خواهرشان به مشهد رفته بودند.رو به گنبد آقا امام رضا (ع) نشسته بودند و با چشمانی گریان با امام هشتم درد و دل می کردند.
    ” دوست ندارم پا به هر خانه ای بگذارم و به هر دلیلی نه بشنوم یا نه بگویم. با رضایت خودتان،همه چیز را درست کنید ”
    و این اولین نقطه تفاهم با همسرشان برای شروع زندگی مشترکشان بود، چرا که ایشان هم از حضرت معصومه (ع) چنین درخواستی را داشتند.
    آرزوی شهادت در نگاه پدر و پسر در این خانواده موج می زد. نه تنها پدر بلکه پسر هم تنها هدفش از زندگی این بود که روزی عاقبتش ختم به شهادت شود.
    جواب بی تابی های همسر را در برابر این آرزو، تنها با یک جمله می داد و آرامَش می کرد که” اگر روزی شهید شوم، خدا کفیل خانواده شهداست ”
    تنها یادگار شهید ابوالفضل شیروانیان، فرزندش محمد مهدی است. که بی تاب پدر است و هر روز را با نگاه و سلامی به قاب عکس بابا شروع می کند.
    تا اینکه شهید شیروانیان با درخواست های بسیار عازم سوریه شد و نامش را در بین مدافعان حرم بی بی حضرت زینب (س)نوشت و در تاریخ ۲۴آذرماه سال ۹۲با گلوله ای از پشت سر به جمع شهدای مدافعان حرم پیوست.


     

    این بار به سراغ دوستان و همکاران شهید شیروانیان رفتیم تا با جمع آوری خاطرات و صحبت های ایشان یادی کنیم از این شهید والامقام.

    -از خصوصیات اخلاقی ابولفضل شیروانیان بگویید.
    ((شهادت را نه در جنگ، در مبارزه می دهند
    ما هنوز شهادتی بی درد می طلبیم…
    غافل که شهادت را جز به اهل درد نمی دهند))
    ابولفضل دوست بسیار مهربانی بود که خود را به همین سادگی لایق شهادت نکرد.چرا که ابولفضل در کار و عبادتهایش و حرفها و کارهایش همیشه مراقبت می کرد.به واسطه ی تربیتی که داشت از همان ابتدا، در کسب وکارش دقت می کرد تا روزی حلال را سر سفره خانواده اش ببرد. هرگاه دوستی در تنگنا می افتاد بدون آنکه کسی بفهمد،کمکش می کرد. بعد از شهادتش،فهمیدیم، هزینه ی عمل فرزند یکی از دوستان را آماده کرده بود. او عاشق امامان و اهل بیت(ع)بود.

    پاتوق همیشگی اش گلستان شهدا بود. زندگی نامه ی شهدا را می دانست و گاهی بین حرفهایش مثال میزدو همیشه سعی می کرد به وصیت شهدا عمل کند. صدق و راستی جز خصایلی از ابولفضل بود که هرگز حتی سر مصلحتهای ساختگی، ترک نمی شد و وقتی به قاب عکس دوست شهیدم می نگرم وخاطراتمان را دوره می کنم به این فکر می افتم که شهدا همینگونه به شهادت نرسیدند و ابولفضل به وابسته ی قلب مهربانی که داشت و دل رؤوفش به این جایگاه رسید.


     

    -آیا شهید شیروانیان حرفی از شهادت می زد؟
    محیطی که ابوالفضل در آن زندگی کرده بود و رشد یافته بود، تنها با بوی شهادت و در سر داشتن آرزو و نام شهید قبل از نام خودش بود. به یاد دارم که خط جلو بودیم و ابوالفضل همیشه اول نمازش را می خواند و بعد غذا می خورد. اما آن روز نمازش حال متفاوتی داشت. بلافاصله بعد از نماز و بدون مقدمه ای گفت:
    ” تا انسان خودش نخواهد، شهادت، قسمتش نمی شود و بعد هم خاطره ای از شهید حیدری تعریف کرد و گفت ” منم دوست دارم که شهید بشوم ! ”
    از او پرسیدم ابوالفضل چیزی شده؟ و او فقط گفت: نه!
    از تخصص شهید برایمان در سوریه بگویید.
    ابوالفضل از نظر فنی و شجاعت یکی از بهترین نیروها بود. ابوالفضل در بعضی درگیری ها، یک تنه پیکر شهدای زیادی را عقب می کشید اما این ایثار و فداکاری را از خود نشان می داد تا مبادا پیکر پاک این جگر گوشه های خانواده های چشم انتظار به دست داعشی های ملعون بیفتد.

    از حیث تخصص فنی هم، ابوالفضل در دپو زدن و سنگر زدن متخصص بود و او دستگاهی که موشک خورده بود یا از کار افتاده بود را با تخصصی که داشت، تعمیر می کرد.

    در اینجا بهتر است تا یکی از خاطراتی که به روایت از یکی از دوستانمان هست را تعریف کنم که ابولفضل در کارهایش بسیار دقت می کرد تا به نحو احسنت کارش را انجام دهد.

    به حدی که گاهی عرقهایش روی قطعه ها می ریخت. اما تا کارش را تمام نمی کرد،دست بردار نبود. روزی ابولفضل مشغول تعمیر یکی از ماشین آلات بود که فرمانده ی وقت نیروی زمینی برای بازدید آمده بودو ابولفضل دستانش گریسی بود، اما فرمانده گفته بود با من دست بدهید و ما به چنین دست هایی افتخار می کنیم.

    -این چندمین باری بود که شهید شیروانیان عازم سوریه می شد؟
    ابولفضل نسبت به تمام امامان ارادت ویژه ای داشت اما وقتی نام حضرت زینب(س)و ‌ذکر مصیبت ایشان که می شد به صورت دیگری عزاداری می کرد و داوطلبانه با خواهش تمنا رضایت گرفته بود و عازم شد. بعد از آن و بازگشت به ایران مجدد برای اعزام به سوریه اقدام کرد و در اعزام دوم به آرزوی همیشگی اش رسید. ابوالفضل تمام هدفش از حضور در سوریه؛ این بود که می خواست از کشورش دفاع کند.
    بار اولی که به سوریه رفته بود، در منطقه خان عسل، شیمیایی شد. خان عسل در کنار سلاح های شیمیایی برای اولین بار پس از اقدام تروریستی گروه ” جبهه الحضره “و پس از شلیک موشک حاوی مواد شیمیایی مطرح شد.
    در خان عسل بیش از ۲۲۰ نفر قتل و عام شدند و تروریست ها به وعده خود در خصوص استفاده از سلاح های شیمیایی علیه مردم و دولت سوریه عمل کردند. ابوالفضل نیز دراین اقدام وضع سینه اش خراب شد و تاول های ریز و سیاهی تمام پوستش را پر کرده بود.

    – -از نحوه شهادت ایشان توضیح دهید!
    غذای بچه های خط را گرفتیم که به آنها برسانیم. تأکید داشت غذای بچه ها را خیلی سریع ببریم که گرسنه هستند.
    و خاطره ای از یکی از شهدا گفت که موقع بردن غذای نیروها به شهادت رسید.
    غذا رساندیم و رفتیم جلوتر!
    همان جا بود که با گلوله های یک تک تیر انداز تکفیری با حالت سجده به زمین افتاد.
    ابوالفضل روز شنبه ۲۴ آذر ۹۲ به فیض شهادت نائل آمد.


     

    -حرف آخر
    بزرگان اسلام ما در راه حفظ اسلام و احکام قرآن کریم کشته شدند و به شهادت رسیدند.
    امروز هم وظیفه ماست که در برابر خطراتی که متوجه اسلام و مسلمین است، برای تحمل هر گونه ناملایمات آماده باشیم تا دست خائنان را بتوانیم قطع کنیم و جلوی اغراض و مطامع آنها را بگیریم.
    و در این راه بدانیم مدیون خون شهدایی همچون ابوالفضل و فرزندش هستیم.حداقل همانگونه که ابوالفضل روی حجاب تأکید داشت، خواهران برای حفظ حرمت شهید، در این روزگار، حجابشان را رعایت کنند.

    کلیدواژه ها :
    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۰)



    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.