• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » اقتصادی » چاپ یک رمان سینمایی/«کالت» به بازار نشر آمد
    کد خبر : 2000728

    چاپ یک رمان سینمایی/«کالت» به بازار نشر آمد

    چاپ یک رمان سینمایی/«کالت» به بازار نشر آمدReviewed by on Feb 5Rating: به گزارش ایران ویج به نقل از خبرنگار مهر، رمان «کالت» نوشته بابک تبرایی به تازگی توسط نشر ققنوس منتشر و راهی بازار نشر شده است. این اثر، هشتاد و سومین رمان و صد و سی و سومین کتاب داستان ایرانی است که…

    چاپ یک رمان سینمایی/«کالت» به بازار نشر آمدReviewed by on Feb 5Rating:

    به گزارش ایران ویج به نقل از خبرنگار مهر، رمان «کالت» نوشته بابک تبرایی به تازگی توسط نشر ققنوس منتشر و راهی بازار نشر شده است. این اثر، هشتاد و سومین رمان و صد و سی و سومین کتاب داستان ایرانی است که این ناشر چاپ می کند.

    این رمان در ۴۸ فصل نوشته شده و کتاب چاپ شده از آن، نسخه دوم نویسنده آن است که نگارشش در اسفندماه سال ۹۳ به پایان رسیده است. پیش از متن رمان، یک صفحه کوتاه درباره لغت «کالت» چاپ شده و پس از متن رمان هم یک موخره درباره شعری از چارلز بوکوفسکی درج شده است؛ شعری با نام «تعریفِ جادو».

    بابک تبرایی پیش از چاپ این کتاب، آثاری در حوزه ادبیات داستانی و همچنین کتاب هایی در حوزه نظری هنر سینما به چاپ رسانده است. داستان «کالت» درباره زندگی یک استاد حق التدریسی دانشگاه است که فیلمی گم شده از تاریخ سینمای ایران را کشف می کند. روایت داستان این رمان به دو صورت واقعی و خیالی انجام می شود.

    لغت کالت در بخش ابتدایی کتاب که مانند یک فرهنگ لغت است، معانی «گروهی از مردم که دنباله روی نظامی از پرستش هستند»، «یک سبک یا مد خاص»، «فرقه، کیش، آیین، پرستش» و … را در بر می گیرد. همچنین در پایان صفحه نوشته شده است: سینمای کالت، سینمایی است که با واکنش شدیدا نامعمول مخاطبانش تعریف می شود. تاکید بر وجه پدیدارشناسی تماشای فیلم، دگرگونی در سازوکارهای سنتی تماشای فیلم، قرارگیری در حاشیه جریان اصلی و بازنمود روش هایی از واکنش در برابر فیلم ویژگی هایی از این سینماست که آن را به مترادفی با دیدگاه مقاومت کننده اقلیت و فضایی برای پاسداشت خرده فرهنگ های درون فرهنگ توده بدل کرده است.

    در قسمتی از این رمان می خوانیم:

    آن شب، تا پیش از نوشتنِ آن دو صفحه درباره هامون، مصمم بودم که صبح روز بعد به راسل زندی تلفن کنم و ببینم در نمایشنامه ای که قرار است او برای طلاق ما بنویسد چه نقشی برای من در نظر گرفته. اما همان نیمه نویسی کافی بود تا پرونده راسل و آنا را موقتا بایگانی و عزمم را جزم کنم که بروم دنبال ماموریتی که هامون باید انجام می داد. اوضاع من از هامون بهتر بود. دستِ کم من یک اسم و یک رابط داشتم _ هرچند که هامون به کل فیلم دست پیدا کرده بود.

    تمام هفته بعد را به جستجو درباره حسین آقا گذراندم. به تارا تلفن نکردم. خودم از پسِ همه کارهای میدانی بر می آمدم. من بودم که باید کنش را شروع می کردم، نه او. او تنها کاتالیزوری بود که اگر می توانست نسخه ای از آن تک حلقه فیلم حسین آقا برایم جور کند، همه چیز ساده تر می شد. راسل زندی دو بار دیگر تلفن کرد و من بر نداشتم. تارا هم سرانجام شبِ جمعه بعد تماس گرفت که با دیدنِ شماره اش گوشی ام را خاموش کردم. کار باید درست انجام می شد، بدون حواس پرتی و از این شاخه به آن شاخه پریدن.

    این کتاب با ۲۴۸ صفحه، شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۱۵۰ هزار ریال منتشر شده است.

    کلیدواژه ها :
    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۰)



    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.