• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » اجتماعی , فرهنگی و هنری » تحلیل محتوای کمّی و کیفی آیات اخلاقی قرآن کریم
    کد خبر : 1999401

    تحلیل محتوای کمّی و کیفی آیات اخلاقی قرآن کریم

    تحلیل محتوای کمّی و کیفی آیات اخلاقی قرآن کریمReviewed by Aryan♥ on Feb 4Rating:   چکیده چکیده بسیاری از آیات قرآن کریم مشتمل بر مضامینی اخلاقی بوده که اگرچه بر اساس مصالح و مفاسد نفس الامری وضع شده، ولیکن از آنجا که گزاره‌ها و مفاهیمی متعدد و متنوع را در خصوص رفتار انسانی و علائق و…

    تحلیل محتوای کمّی و کیفی آیات اخلاقی قرآن کریمReviewed by Aryan♥ on Feb 4Rating:

     

    چکیده

    چکیده بسیاری از آیات قرآن کریم مشتمل بر مضامینی اخلاقی بوده که اگرچه بر اساس مصالح و مفاسد نفس الامری وضع شده، ولیکن از آنجا که گزاره‌ها و مفاهیمی متعدد و متنوع را در خصوص رفتار انسانی و علائق و خواسته‌های او بیان می کند، لذا باعث شده برخی در کتب و تفاسیر اخلاقی خود، برداشت‌های مختلفی از یک آیه ارائه کرده و این آیات را «منطقهالفراغ» دین اسلام معرفی کنند. این نوع نگاه، پرسش‌های مهمی را به دنبال دارد که؛ علت بیان پراکنده این گزاره‌های اخلاقی چیست؟، چه نظامی بر این آیات حاکم است؟ و جایگاه این نظام در مجموعه نظام معارف اسلامی چیست؟ 

    در این مقاله تلاش شده تا اولاً؛ رابطه میان آیات اخلاقی قرآن و نظام معارف اسلامی تبیین شده، و ثانیاً؛ نظام حاکم بر این آیات و جایگاه آن در تحول و تکامل دین اسلام، ترسیم گردد. بدین منظور، از روش «تحلیل محتوا» برای استخراج، طبقه بندی و مقوله بندی گزاره‌های اخلاقی استفاده شده تا در مرحله اول؛ اصول و مبانی حاکم بر ساختار این نظام اخلاقی استخراج، و در مرحله دوم؛ مؤلفه‌های آن بر مبنای منابع اصیل و ثقه اسلامی، مورد سنجش قرار گیرند. رهآورد استفاده از این روش، ارائه مُدلی جامع جهت اثبات وجود نظامی جامع بر معارف اخلاقی قرآن و کارآمدی این نظام در رشد و هدایت افراد و جوامع بشری است.

     این مقاله مستخرج از پژوهشی گسترده جهت بررسی آیات اخلاقی قرآن کریم است که تلاش دارد جامعیت و کارآمدی دین اسلام را در هدایت و اداره افراد و جوامع بشری اثبات نماید.   

    کلیدواژگان

    واژه‌های کلیدی: قرآن کریم؛ دین؛ فرد؛ اجتماع؛ نظام اخلاقی؛ تحلیل محتوا

    ۱. مقدمه

    مفاهیم اخلاقى‌ به‌ عنوان‌ مجموعه‌اى‌ مشتمل‌ بر ارزش‌ها و دربر دارنده دستورهایى‌ برای‌ اتصاف‌ به‌ خوی‌های نیک‌ و انجام‌ دادن‌  اعمال‌ پسندیده‌ و دوری‌ گزیدن‌ از خوی‌ها و کردارهای‌ ناپسند، در میان‌ بسیاری‌ از ملل‌ باستانى‌ دیده‌ مى‌شود و شکل‌گیری‌ آنها به‌  عنوان‌ علم‌ اخلاق‌ در تمدنهای‌ گوناگون‌ عهد باستان‌، از جمله‌ ایران‌ و یونان‌، مسیری‌ موازی‌ را طى‌ کرده‌، و آثاری‌ اخلاقى‌ با  سبک‌هایی متفاوت‌ پدید آورده‌ است.‎

    با ظهور اسلام‌ و پای‌ گرفتن‌ حوزه فرهنگى‌ گسترده آن‌، اخلاق‌ نیز به‌ عنوان‌ شاخه‌ای‌ از علوم‌ انسانى‌ توجه‌ متفکران‌ مسلمان‌ را  به‌ خود جلب‌ کرد و زمینه‌ای‌ برای‌ پدید آمدن‌ میراثى‌ گرانمایه‌ در فرهنگ‌ اسلامى‌ گشت‌. اخلاق‌ اسلامى‌ با  مکاتب‌ گوناگون‌ آن‌، در مبانى‌ ارزشى‌ خود بر فرهنگ‌ قرآنى‌ و تعالیم‌ نبوی(ص)‌ اتکا داشت‌، اما این‌ امر مانع‌ از آن‌ نبود که‌ متفکران‌  مسلمان‌ در بسط و گسترش‌ تعالیم‌ نخستین‌ اخلاقى‌، و نیز در سبک‌ و اسلوب‌ تدوین‌ آثار خود از میراث‌ پیشینیان‌ بهره‌ نگیرند.

    از طرفی نظام‌های اخلاقى‌ِ جوامع‌ بشری‌ را نمى‌توان‌ به گونه‌ای بریده‌ از دیگر نهادهای‌ اجتماعى‌ آن جامعه بررسى‌ کرد، زیرا این‌ نظام‌ها غالباً در  زمینه‌های‌ اساسى‌ خود ـ به‌ ویژه‌ با دین‌ ـ پیوستگى‌ مستحکمى‌ داشته‌اند. نظام های‌ اخلاقى‌ برای‌ فراگیر شدن‌ در سطح‌ جامعه‌، در  مسائلى‌ اساسى‌ چون‌ ارائه تعریفى‌ ملموس‌ از نیک‌بختى‌ و نیک‌ فرجامى‌، و نهادن‌ ضمانت‌ اجرای‌ احکام‌ خود بر آن‌ پایه‌، در طول‌  تاریخ‌ بیشتر بر دین‌ تکیه‌ داشته‌اند.

    در نظام‌ اخلاقى‌ِ جوامع‌ اسلامى‌ این‌ پیوستگى‌ به‌گونه‌ای‌ است‌ که‌ به‌ دشواری‌ مى‌توان‌ از  اخلاق‌، به‌صورتى‌ مجرد از دین‌، تصویری‌ به‌دست‌ داد؛ اما هنگامى‌ که‌ سخن‌ از آغاز شکل‌گیری‌ِ این‌ نظام‌ در میان‌ است‌، باید  توجه‌ داشت‌ که‌ نقش‌ِ دین‌ در پى‌ریزی‌ این‌ نظام‌ اخلاقى‌، نقشى‌ اصلاح‌ گرایانه‌ نسبت‌ به‌ ساختار نظام‌ پیشین‌، و نه‌ ویران‌کننده‌ و از  نوسازنده‌ بوده‌ است.

    آنچه در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته، تبیین جایگاه و نقش قرآن کریم، بویژه آیات اخلاقی آن در تدوین و ترسیم نظامی جامع برای ترسیم مفاهیم اخلاقی در جامعه بشری است. به عبارت دیگر این تحقیق به دنبال آن است تا با استخراج گزاره‌های اخلاقی مطرح شده در آیات قرآن کریم و بررسی و طبقه بندی آنها به این سوالات اصلی پاسخ دهد که:

    الف) آیا گزاره های اخلاقی متعدد و متنوع مطرح شده در قرآن کریم قابلیت ساخت یک نظام اخلاقی جامع جهت تعالی و رشد افراد و جوامع بشری را دارند؟

    ب) چگونه می‌توان از مجموع گزاره‌های اخلاقی قرآن، به نظام‌های مستقلی برای هدایت افراد و جوامع بشری دست یافت؟

    به منظور پاسخگویی به سوالات فوق، ابتدا به تبیین مفهوم اخلاق و جایگاه آن در قرآن کریم پرداخته و سپس با معرفی روش «تحلیل محتوا» به عنوان روشی مناسب جهت استخراج گزاره‌های اخلاقی و ترسیم آنها در قالب نمودارهایی نظام مند، گزاره‌های اخلاقی مطرح شده در قرآن کریم استخراج و در قالب جدول و نمودارهایی جامع در دو حوزه فردی و اجتماعی ترسیم شده تا پاسخ سوال دوم نیز به خوبی تبیین شود.

    ۲. تبیین مفهوم اخلاق و جایگاه آن در قرآن کریم

    به صورت فطری برای همه افراد جامعه بشری اصل این مطلب که پاره‌ای از رفتارها خوب و حَسن هستند و پاره‌ای بد و قبیح، قابل درک و فهم است، اگرچه در مصادیق آن اختلاف نظر باشد، به گونه‌ای که حتی در فرهنگ‌های مختلف، رفتارهای خوب و بد جای خود را به یکدیگر می‌دهند، اما همچنان اصل وجود رفتارهای خوب و بد در همه فرهنگ‌ها وجود دارد. در واقع خوب و بد در میان مردم جامعه بشری به معانی متفاوتی به کار می‌رود که یکی از آن‌ها خوب و بد «اخلاقی» است (هولمز، ۱۳۸۵، ص۳۰).

    در تعریف لغوی اخلاق باید گفت که این کلمه از ریشه «خُلق» به معنای نصیب و بهره مشخص می‌باشد، اگرچه برای دو لفظ «خُلق» و «خَلق» نیز معنی تقدیر و شکل و اندازه چیزی به کار رفته است. در نتیجه شخصِ با اخلاق کسی است که بهره فراوانی از فضائل و رذائل اخلاقی را داراست، زیرا فضائل یا رذائل اخلاقی هستند که حالت صفت و ملکه‌ای نفسانی را در انسان ایجاد می‌کنند (فتحعلى خانى، ۱۳۷۴، ج۱، ص۵۳).

    «علم اخلاق» نیز از جمله دیرینه‌ترین دانش‌های بشری است چرا که از دیرباز دغدغه بشر بوده و در کهن‌ترین متونی که از فرهنگ‌های مختلف بر جای مانده نیز با آموزه‌های اخلاقی مواجه می‌شویم. به گفته جی.جی. وارنوک «وقتی فلاسفه اخلاق از اصول اخلاقی، حُکم اخلاقی و به طور کلی گفتار اخلاقی صحبت به میان می‌آورند، درباره چه بحث می‌کنند؟ مراد از اخلاقی چیست؟ تا به این مسائل پاسخ داده نشود، فلاسفه اخلاق نمی‌توانند بدانند که درباره چه چیزی بحث می‌کنند یا لااقل نمی‌توانند مطمئن باشند که همه صحبت از یک مطلب دارند» (وارنوک، ۱۳۶۸، ص۶۸).

    قرآن کریم نیز به عنوان منبع اصلی تبیین علم اخلاق برای دستیابی به اهداف خود مانند استواری نظم، عدالت و تأمین سعادت انسان‌ها در دنیا و آخرت، انجام و ترک پاره‌ای از امور را به گونه بایدها و نبایدها بر مکلفان اجبار و الزام نموده است و تمام کسانی که بالغ و عاقل هستند، موظف هستند این اوامر و نواهی را رعایت کنند. این الزام در باطن خود با بسیاری از تکالیف و رفتار آدمی مانند مسئولیت، پاداش، عقاب و … رابطه دارد.

    به طور کلی هر مذهب اخلاقی که شایستگی بهره مندی از نام اخلاق را داشته باشد، بر عنصر الزام بنیان نهاده شده است. از این روی الزام، قاعده‌ای اساسی و عنصری مرکزی است که نظام اخلاقی با عناصر ساخت واره ای آن، بر گِرد آن چرخیده و نبود و ناپیدای آن به منزله اضمحلال جوهر حکمت عملی است (درّاز، ۱۴۰۸ق، ص۲۱).

    آیات قرآن کریم بیانگر آن است که منشأ الزامات اخلاقی، وحی و اراده تشریعی خداوند است زیرا خداوند متعال نه تنها خالق جهان هستی است، بلکه به تنهایی و بی هیچ شریکی، جهان را تدبیر می‌کند و اوست که قوانین حاکم بر افراد و جوامع انسانی را نیز جعل و اعتبار می‌نماید. این جعل و اعتبار نیز هرگز گزاف و بیهوده نبوده، بلکه بر اساس واقعیات جهان هستی و نیز با رعایت مصالح و مفاسد نفس الامری وضع شده‌اند.

    شیخ ندیم الجسر، اندیشمند مصری در کتاب خود می‌نویسد: «از بدیهیات است که الزام به کمک عقل در محیط اخلاق وارد می‌شود. عقل استوانه الزام و نخستین راه آن است. خداوند در قرآن به روشنی بیان کرده که انسان را آفریده است تا او را عبادت کند و مورد آزمون قرار دهد. اجباری در دین نیست و اوامر و نواهی را در جهت راهنمایی انسان بیان کرده است از این رو، اکتفای عقل به درستی قضایای عقلی و مبادی و احکام، نخستین نوع از انواع الزام است» (ندیم الجسر، ۲۰۰۴م، ص۱۰۲)

    به نظر می‌رسد نمی‌توان وجدان را به صورت منبع و سرچشمه‌ای مستقل در نظر گرفت مگر آنکه تنها قلمرو آن را محدود به خلقیات طبیعی و ذاتی دانست چرا که امام صادق(ع) در تقسیم بندی اخلاق به دو دسته طبیعی و اکتسابی می‌فرمایند: «الْخُلُقُ مِنْحَه یَمْنَحُهَا اللَّهُ مَنْ شَاءَ مِنْ خَلْقِهِ  فَمِنْهُ  سَجِیَّه وَ مِنْهُ بِنِیَّه فَقُلْتُ فَأَیُّهُمَا أَفْضَلُ قَالَ صَاحِبُ النِّیَّه أَفْضَلُ فَإِنَّ صَاحِبَ السَّجِیَّه هُوَ الْمَجْبُورُ عَلَى الْأَمْرِ الَّذِی لَا یَسْتَطِیعُ غَیْرَهُ وَ صَاحِبُ النِّیَّه هُوَ الَّذِی یَتَصَبَّرُ عَلَى الطَّاعَه فَیَصْبِرُ فَهَذَا أَفْضَل » (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۱۰۱).

    ۳. معرفی روش تحقیق «تحلیل محتوا»

    مطالعه علم اخلاق بر مبنای شیوه‌های معمول دچار نوعی از رکود معنایی یا ایستائی تأثیرگذاری و اثربخشی شده است و این رکود بیشتر از آنکه متأثر از بودن یا نبودن منابع و متون اخلاقی باشد، ناشی از شیوه‌هایی است که به پارادایم غالب در مطالعه منابع و متون اخلاقی تبدیل شده‌اند. این معضل، متون قرآنی که منبع اصلی علم اخلاق اسلامی می‌باشند را وارد حوزه‌هایی از مطالعات موضوعی کرده که اگرچه مفید و قابل توجه می‌باشند، اما پرسش‌های اساسی درباره نقش و کارکرد هدایتگر مفاهیم اخلاقی آیات قرآن را بدون پاسخ گذاشته است.

    به همین منظور شایسته است در مواجه ای جدید با قرآن کریم، از روش‌های نوین و بین رشته‌ای استفاده شده و نتایج مطالعات صورت گرفته در قالب‌هایی نظام مند به مخاطبان عرضه شود. در این میان، انتخاب روش «تحلیل محتوا»[3] و کاربست آن در مطالعات دینی، گامی نوین محسوب می‌شود.

    با رشد جوامع انسانی و توسعه علوم و تکنولوژی، انسان به محدودیت روش‌های تحقیق اولیه در علوم اجتماعی و علوم انسانی پی برده و با تأمل بسیار روش‌های نوینی را ابداع کرد تا بتواند در عرصه پژوهش‌های شناخت روابط انسانی و فرهنگی از پایایی و روایی بیشتری برخوردار باشند. یکی از مهمترین روش  های شناسایی و جمع آوری داده ها (اطلاعات) که با توجه به موضوع، شرایط و هدف این تحقیق کاربرد بیشتری برای محققان داشته  است، روش «تحلیل محتوا» می‌باشد.

    به عبارت دیگر یکی از روش‌های مناسب جهت تبیین دیدگاه ها و اندیشه ها، استفاده از روش تحلیل محتوا باشد. روش تحلیل محتوا با تجزیه و تحلیل مفاهیم و گزاره‌های استخراج شده از متن، جهت گیری و نقش هر کدام را بیان و چارچوب حاکم بر آن‌ها را کشف می‌کند. تحلیل محتوا در حقیقت فن پژوهش عینی، اصولی و کمی به منظور تفسیر و تحلیل محتوا است و تفکر بنیادی تحلیل محتوا عبارت است از قرار دادن اجزای یک متن (کلمات، جملات، پاراگراف‌ها و امثالهم بر حسب واحدهایی که انتخاب می‌شوند) در مقولاتی که از پیش تعیین شده‌اند (باردن، ۱۳۷۵، ص۲۹).

    لورنس باردن در کتاب خود با عنوان «تحلیل محتوا» اشاره می کند که «تحلیل محتوا در حقیقت فن پژوهش عینی، اصولی و کمی به منظور تفسیر و تحلیل محتوا است و تفکر بنیادی تحلیل محتوا عبارت است از قرار دادن اجزای یک متن (کلمات، جملات، پاراگراف‌ها و مانند آن بر حسب واحدهایی که انتخاب می‌شوند) در مقولاتی که از پیش تعیین شده‌اند» (باردن، ۱۳۷۵، ص۳۴).

    در حقیقت تحلیل محتوا در رابطه با متنی معنی پیدا می‌کند که آن متن برای انتقال پیام و مفاهیمی نوشته شده باشد و دارای ماهیتی مشخص باشد؛ لذا تحلیل محتوا در مورد کلمات عامیانه‌ای که دارای مفاهیم ساده بدیهی و مشخصی هستند به کار نمی‌رود. پیام‌هایی که توسط متن منتقل می‌شود می‌تواند دارای معانی مختلفی باشد لذا به واسطه تحلیل محتوا باید معنای اصلی آن پیام را بازشناخت. روش بازشناسی و تحلیل این پیام‌ها به صورت نظاممند بوده و از قوانین و دستورات مشخصی تبعیت می‌کنند لذا آشنا شدن با روش تحلیل محتوا نیز ضروری می‌باشد.

    لاسول، نیز عمده‌ترین کاربرد تحلیل محتوا را مطالعه ارتباطات به منظور پاسخ دادن به این سوال قدیمی تحقیق در ارتباطات می‌داند که «چه کسی؟ چه چیزی را؟ به چه کسی؟ چرا؟ چگونه؟ و با چه تاثیری؟ می‌گوید» (کیوی و کامپنهود، ۱۳۸۱، ص۲۲۲).

    به منظور انجام این تحقیق، پس از مطالعه انواع فنون روش تحلیل محتوا که در منابع مختلف پیرامون آن بحث شده است، بر اساس فن تحلیل محتوای مضمونی و بر مبنای واحد آیات و به صورت کمّی و کیفی، جداول تحلیل محتوا تشکیل شده و سپس مفاهیم، جهت گیری‌ها و نقش هدایتی هر کدام از آیات استخراج شده است.

    به عبارت دیگر ابتدا با نگاه تفسیری به هر آیه، گزاره های اخلاقی تشکیل دهنده مضامین و جهت گیری‌های هر آیه استخراج شد و سپس نقش هدایتی هر کدام درج گردیده است. لازم به ذکر است که جهت استخراج گزاره های اخلاقی آیات، اکثر تفاسیر موجود بررسی شده‌اند که در نمونه‌های بیان شده، منابع آن درج گردیده است.

    نهایت اینکه فرایند روش انجام این تحقیق به شرح ذیل می‌باشد:

    استخراج آیات اخلاقی بر اساس مطالعه تفاسیر معاصر.
    استخراج مفاهیم و مضامین اخلاقی بیان شده در تفاسیر و ثبت در جدول تحلیل محتوا.
    کشف جهت گیری اصلی هر کدام از مفاهیم اخلاقی ثبت شده.
    یافتن ارتباط میان مفاهیم اخلاقی جهت یافتن نقاط تمرکز آن‌ها.
    کشف نقش هدایتی هر کدام از مفاهیم اخلاقی ثبت شده.
    مقوله بندی مضامین و موضوعات اصلی و فرعی مشترک آیات.
    مدل سازی و ارائه نظریه بر اساس نتایج تحقیق.

    منظور از «محتوا» در این روش علمی، متون سازمان یافته و اندوخته شده مربوط به یک موضوع واحد است که گروهی از حقایق، مفاهیم، تعمیم‌ها، اصول و نظریه‌های مشابه را شامل می‌شود. (چوبینه، ۱۳۸۰، ص۶۷). لذا در این تحقیق، «محتوا» به معنای آیات قرآن کریم است که قطعیت آن اثبات شده و در حال حاضر محور مطالعه پژوهشگر می‌باشد.

    «موضوع اصلی»؛ عنوانی کلیدی و کلی است که بیانگر مقصود اصلی هر آیه می‌باشد. این موضوع کلی بوده و چارچوب اصلی متن را تشکیل می‌دهد و با نگاهی اجمالی به فهرست آن‌ها و بررسی میزان فراوانی هر کدام می‌توان به سهولت تشخیص داد که متن مورد مطالعه در چه حوزه‌ای بوده و در رابطه با چه مواردی سخن گفته است.

    «موضوع فرعی»؛ عنوانی کلی است که هر کدام از موضوعات مطروحه در متن را شامل می‌شود. به عبارت دیگر به جهت سهولت بررسی هر متن، موضوعات استخراج شده در مرحله اول، در قالب عناوینی جزئی‌تر درج می‌شوند که به آن عناوین، موضوعات فرعی ‌گویند. این موضوعات که توسط تحلیل گر استخراج شده‌اند، لایه‌های درونی متن را آشکار می‌سازند.

    نکته‌ای که نباید از آن غفلت کرد، علت برگزیدن روش تحلیل محتوا برای کشف نظام اخلاقی است. در حقیقت یکی از ویژگی‌های قرآن کریم، دارای ظاهر و باطن بودن آن است که تا چندین لایه درونی ادامه می‌یابد. به نظر می‌رسد یکی از روش‌های تحقیق مناسب و علمی برای کشف لایه‌های درونی ظواهر آیات قرآن، تحلیل محتوای کیفی کلام باشد. همچنین این روش قابلیت این را نیز دارد که مفاهیم به دست آمده را بسط ساختاری داده و طبقه بندی نموده و در قالب جدول، نمودار و مدل ارائه دهد. این مطلب در فضای رشته‌های حوزه علوم انسانی و به ویژه رشته الهیات که با بسط تفصیلی دانش مواجه هستند، بسیار اثرگذار است.

    ۴. تحلیل محتوای کمّی و کیفی آیات اخلاقی قرآن کریم

    منظور از تحلیل‌های کمّی، بررسی فراوانی مضامین و موضوعات اصلی و فرعی مطرح شده در متن می‌باشد که محقق را با ساختار عناصر و مؤلفه‌های به کار رفته در آن بیشتر آشنا می‌سازد. تحلیل‌های کمّی راه ورود برای تحلیل‌های کیفی را هموار می‌کنند و در اصل نشان می‌دهند که محقق بر اساس چه مبنایی به تحلیل‌های کیفی پرداخته است (کریپندورف، ۱۳۷۸، ص۲۶).

    تحلیل محتوای کیفی، نیز تکنیکی برای تفسیر ذهنی محتوای داده‌های متن از طریق کدگذاری‌های طبقه بندی شده به صورت سیستماتیک می‌باشد که به دنبال مشخص ساختن الگوهایی است که در نهایت از مفاهیم ساخته می‌شوند. به عبارت دیگر تحلیل‌های کیفی، به مثابه تکنیکی برای بررسی عمق بیشتری از پدیده اتخاذ می‌شوند که در نهایت منجر به نظریه پردازی می‌گردند (هولستی، ۱۳۷۳، ص۱۴).

    پیش از ذکر نتایج حاصل از تحلیل محتوای آیات اخلاقی قرآن کریم، لازم به ذکر است که در این مقاله به جهت رعایت اختصار و محدودیت کلام، تنها به ذکر دو نمونه از آیات اخلاقی به منظور آشنایی با چگونگی استخراج گزاره‌ها و جهت گیری‌های اخلاقی درج شده، اکتفا شده است.

    ۴-۱. بررسی آیه اول

    ردیف

    آیه گزاره اخلاقی جهت گیری نقطه تمرکز نقش هدایتی کد
    ۱ وَ یَدْعُ الْإِنْسانُ بِالشَّرِّ دُعاءَهُ بِالْخَیْرِ وَ کانَ الْإِنْسانُ عَجُولًا عجله و شتابزدگی فردی رذیلت موانع S-11-1
    ۲ تأکید بر خیرگرایی فطری انسان فردی فضیلت اصول S-11-2
    ۳ عجله مانع تأثیر هدایتگری قرآن فردی رذیلت موانع S-11-3
    ۴ نقش علم و آگاهی در ایجاد طمأنینه فردی فضیلت مقدمات S-11-4
    ۵ نقش ایمان در ایجاد طمأنینه فردی فضیلت مقدمات S-11-5
    ۶ نقش امید و رجاء در ایجاد طمأنینه جمعی فرهنگی مقدمات S-11-6

    خداوند متعال در آیه یازدهم سوره اسراء می‌فرماید: «وَ یَدْعُ الْانسَانُ بِالشرَِّّ دُعَاءَهُ بِالخَْیرِْ وَ کاَنَ الْانسَانُ عجَُولا»؛ انسان بر اثر (شتابزدگی) بدیها را طلب می‌کند آن گونه که نیکی‌ها را می‌طلبد و انسان همیشه عجول بوده است. این آیه در مقام اشاره به اصل عجله و شتابزدگی در انسان و اثر آن در خیرات و شرور است که گزاره‌های اخلاقی متعددی می‌توان از آن استخراج نمود، همانند:

    ۴-۱-۱. نهی از عجله و شتابزدگی

    عجله حالتی است در دل که به مجرد خطور امر در ذهن، انسان بی درنگ و بدون تامل  پیرامون آن اقدام کند که این حالت از لوازم ضعف نفس و از دام‌های بزرگ شیطان است (نراقی، ۱۳۸۲، ج۲، ص۲۲۲ ). عجله صفتی است که در آن رابطه فرد با خودش مطرح است لذا در حوزه اخلاق فردی جای دارد.

    نکته ای که در تبیین این صفت باید بدان اشاره شود، مسأله علم است. در حقیقت سرچشمه شتاب در انسان، جهل و عناد و تعصب است که این امر درست نقطه مقابل  بصیرت و علم در انسان می‌باشد، لذا با عنایت به این توضیح باید گفت که عجله از آفات فکر و عمل بشر است. در کتب اخلاقی برای توصیف مفهوم اخلاقی عجله و شرّخواهی انسان، به طلب اشتباهی که او در استیلای بر دیگر موجودات دارد، مثال زده شده که نوع انسان به دلیل عجله ای که در این امر از خود نشان می‌دهد ریاست این دنیای زودگذر را به سلطنت ابدی ترجیح می‌دهد.

    آری، عامل اصلی فروختن دین به دنیا، عجله و شتاب است که لذت زود گذری را به همراه دارد بخصوص در جائی که انسان باید به مبارزه با تکبر درون و یادآوری تواضع به خویش بپردازد و دیگری را به جای خویشتن مقدم بدارد. این نوع اگرچه برای فطرت انسان لذت بخش نیست اما به خیر انسان است. پس معیارِ تشخیص خیر، لذت نیست بلکه مطابقت با فطرت و عقل است و همچنین انسان نباید در مصداق لذت و درد به بیراهه رود. اساساً تهذیب اخلاق برای این است که انسان هم در تحلیل مفاهیم عقلی به مقصد برسد و هم در تطبیق این معانی بر مصداق‌ها اشتباه نکند  (فلسفی، ۱۳۸۲، ج۱، ص۱۲۳).

    علامه طباطبایی در ضمن این آیه وارد مباحث اخلاقی شده و بیان می‌دارند که جنس بشر عجول است و به خاطر همین عجله اش میان خیر و شر فرق نمى گذارد لذا سزاوار نیست که انسان دستخوش عجله گشته و هرچه را که دلش خواست و اشتهایش طلب کرد، دنبال کند و هر عملى که ارتکابش برایش ممکن بود، مرتکب شود (طباطبایی، ۱۳۹۷ق، ج ۱۳، ص۶۷ ).

    ۴-۱-۲. تأکید بر خیرگرایی فطری انسان

    نکته دیگر در تبیین آیه این است که تشبیه شرّ خواهی انسان به خیر خواهی او، نشانه آن است که انسان در اصل و فطرتاً خیرگِرا می‌باشد (قرائتی، ۱۳۸۳، ص ۲۶ ). در سوره انبیاء نیز خداوند می‌فرماید: «وَ أَوْحَیْنا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْرات » (الانبیاء: ۷۳)؛ و انجام کارهاى نیک را به آنها وحى کردیم . در روان انسان نیرویی به نام نیروى جلب نفع و دفع ضرر نهاده شده و از آن جایی که انسان در بکار بردن این دو نیرو افراط می‌نماید و بجاى اینکه از رذائل خلقى خوددارى کند از کسب فضیلت امتناع می‌ورزد.

    مؤلف تفسیر «أحسن الحدیث» مفهوم استنتاجى از آیه فوق را اخلاقی دانسته و قالب آن را توبیخی می‌داند و بیان می‌کند که این آیه انسان را به خاطر داشتن چنین صفتی توبیخ مى کند که چرا انسان باید چنین باشد و جمله «وَ کانَ الْإِنْسانُ عَجُولًا» در عین استدلال به صدر آیه، حاکى از یک خصیصه ذاتى انسان است و آن اینکه انسان ذاتاً خیرگرا است ـ هرچند در مواردی اشتباه می‌کند ـ ولیکن در راه وصول این به خیر بسیار عجول و شتابزده است و گاهاً این امر باعث اشتباه او می‌شود (قرشی، ۱۳۷۷، ج ۶، ص۴۳ ).

    این مطلب در آیه ای دیگر نیز به قدرى حادّ عنوان شده که گویى انسان از عجله آفریده شده است: «خُلِقَ الْإِنْسانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُرِیکُمْ آیاتِی فَلا تَسْتَعْجِلُونِ» (الانبیاء: ۳۴ )؛ انسان از عجله آفریده شده ولى عجله نکنید بزودى آیاتم را به شما نشان خواهم داد.

    ۴-۱-۳. عجله مانع تأثیر هدایت گری قرآن

    همچنین ارتباط ظریفی بین هدایتگری قرآن و صفت عجله در انسان می‌باشد. خداوند پیش از این آیه، از هدایتگری قرآن برای کسانی که آراسته به علم و حکمت و عمل صالح اند، سخن گفته و بلافاصله از عجله که هم از آفات فکر است و هم عمل سخن رانده است. این آیه رهنمون به این مساله است که آنان که به هدایت استوار قرآن راه نیابند، شتابزده سراغ شرّ خواهند رفت.

    اگرچه اعمال خیر و شر همه به اذن خدا در عالم وجود تحقق مى یابند و همه آنها با قدرتى که خداوند در اختیار انسان قرار داده براى آدمى مقدور است، ولیکن این معنى باعث نمى شود که اعمال خیر و شر، هر دو براى آدمى جایز شوند و انسان هر چه را که هوس کرد با عجله و سراسیمه دنبال نماید.

    علامه طباطبایی در این میان معتقد است علت اینکه خداوند از عجول بودن انسان در این آیه سخن گفته این است که می‌خواهد بگوید انسان به خاطر آن قریحه استعجالى که دارد، آن طور که باید قدر نعمت هدایت الهى را نمى داند و قرآن کریم که کتاب هدایت اَقوَم است با کتب دیگر در نزدش یکسان می‌باشد لذا بین خیر و شر تفکیک قائل نمی‌شود (طباطبایی، ۱۳۹۷ق، ج ۱۳، ص۶۹ ).

    مؤلف تفسیر نمونه نیز بیان می‌کند که عجول بودن انسان براى کسب منافع بیشتر و شتابزدگى او در تحصیل خیر و منفعت، سبب مى شود که تمام جوانب مسائل را مورد بررسى قرار ندهد و نتواند خیر واقعى خود را تشخیص دهد، بلکه هوى و هوسهاى سرکش چهره حقیقت را در نظرش دگرگون سازند و به دنبال شرّ برود (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج ۱۲، ص۴۰ ). به همین دلیل عجله به عنوان یک بلای بزرگ و مانع براى نوع انسانها در طریق سعادت و هدایت معرفی شده است.

    مراجع

    منابع

    – قرآن کریم، ترجمه آیت الله مکارم شیرازی.

    – ابن بابویه، محمد بن علی (۱۳۷۷)، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ترجمه علی اکبر غفاری، تهران: نشر صدوق.

    – ابن فارس، احمد (۱۳۸۷)، معجم مقائیس اللغه، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، چاپ اول.

    – ابن مسکویه، ابو علی احمد بن محمدبن یعقوب (۱۴۱۵ق)، تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق، قم: انتشارات بیدار،.

    – ابن منظور، محمد بن مکرم (۱۴۱۴ق)، لسان العرب ، بیروت: انتشارات دار صادر.

    – باردن، لورنس (۱۳۷۵)، تحلیل محتوا، ترجمه ملیحه آشتیانی و محمد یمنی دوزی، تهران: انتشارات دانشگاه شهید بهشتی.

    – جوادی آملی، عبدالله (۱۳۸۵)، مبادی اخلاق در قرآن، قم: مرکز نشر اسراء، چاپ پنجم.

    – حرّ عاملى، محمد بن حسن بن على (۱۳۸۷)، تفصیل وسائل الشیعه إلى تحصیل مسائل الشریعه، قم: مؤسسه آل البیت.

    – خرمشاهی، بهاءالدین (۱۳۶۴)، تفسیر و تفاسیر جدید، تهران: انتشارات کیهان، چاپ اول.

    – دراز، عبدالله (۱۴۰۸ق)، دستور الاخلاق فی القرآن الکریم، ترجمه عبدالصبور شاهین، بیروت: دارالبحوث العلمیه

    – راغب اصفهانى، حسین بن محمد (۱۴۱۲ق)، المفردات فی غریب القرآن،  تصحیح صفوان عدنان داودى، بیروت: دار العلم.

    – شریفی، عنایت الله (۱۳۸۹)، «کارکردهای دین در اخلاق»، فصلنامه قبسات، تهران: انتشارات راه دین، شماره۵۶

    – طباطبائی، سید محمد حسین (۱۳۹۷ق)، المیزان فی تفسیر القرآن، تهران: دارالکتب الاسلامیه، چاپ سوم.

    – طبرسى، فضل بن حسن (۱۳۷۲)، مجمع البیان فى تفسیر القرآن ، تهران: انتشارات ناصر خسرو.

    – طوسى، خواجه  نصیرالدین (۱۳۶۴)، اخلاق ناصرى، تصحیح و تعلیق مجتبى مینوى و علیرضا حیدرى، تهران: انتشارات خوارزمى، چاپ سوم.

    – علوی مهر، حسین (۱۳۸۷)، «تفسیر قرآن در دوره معاصر»، فصلنامه قرآن و مستشرقان، شماره ۲.

    – غرویان، محسن (۱۳۷۷)، فلسفه اخلاق از دیدگاه اسلام، تهران: مؤسسه فرهنگی یمین.

    – غزّالی، ابو حامد (۱۳۵۱)، احیاء علوم الدین، ترجمه مؤیدالدین محمد خوارزمی، تهران: انتشارات بنیاد فرهنگ ایران.

    – فتحعلى خانى، محمد (۱۳۷۴)، آموزه هاى بنیادین علم اخلاق، تهران: انتشارات کوثر.

    – فلسفی، محمد (۱۳۸۲)، شرح و تفسیر دعای مکارم الاخلاق، قم: انتشارات دارالثقلین.

    – فیض کاشانى، ملا محسن (بی تا)، محجه البیضا، تهران، انتشارات اسلامى.

    – قرائتى، محسن (۱۳۸۳)، تفسیر نور، تهران: مرکز فرهنگى درس‌هایى از قرآن، چاپ یازدهم.

    – قرشی، سید علی اکبر (۱۳۷۷)، تفسیر احسن الحدیث، تهران: بنیاد بعثت.

    – کیوی، ریمون و کامپنهود، لوک وان (۱۳۸۱)، روش تحقیق در علوم اجتماعی، ترجمه عبدالحسین نیک گهر، تهران: انتشارات توتیا، چاپ ششم.

    – کلینى، ابو جعفر محمد بن یعقوب (۱۴۰۷ق)، الکافی ، تهران: دار الکتب الإسلامیه.

    – مجلسی، محمدباقر (۱۴۰۳ق)، بحارالأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه‌ الأطهار‌(ع)، به ‌کوشش محمد باقر بهبودی، قم، انتشارات حوزه علمیه،.

    – مکارم شیرازى، ناصر (۱۳۷۴)،  تفسیر نمونه، قم: انتشارات دارالعلم.

    – ندیم الجسر (۲۰۰۴م)، القرآن فی تربیت الاسلامی، قاهره: مجمع البحوث الاسلامیه.

    – نراقی، محمد مهدی (۱۳۶۶)، جامع السعادات، ترجمه سید جلال الدین مجتبوی، تهران: انتشارات حکمت.

    – همو (۱۳۸۲)، معراج السعاده، تهران: انتشارات دهقان.

    – وارنوک، جفری جیمز (۱۳۶۸)، فلسفه اخلاق در عصر حاضر، ترجمه و تعلیق؛ صادق لاریجانی، تهران: مرکز ترجمه و نشر کتاب.

    – هولمز، رابرت (۱۳۸۵)، مبانی فلسفه اخلاق، ترجمه مسعود علیا، تهران: انتشارات ققنوس.

    نویسندگان:

    محمد جانیپور: دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث دانشگاه امام صادق(ع) (نویسنده مسئول)

    سید مهدی لطفی: استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه اصفهان

    مجله تحقیقات علوم قرآن و حدیث

    ادامه دارد…

    کلیدواژه ها :
    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۰)



    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.