• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » اجتماعی , اخبار پربازدید , سیاسی » روایت دختری که در بهار جوانی‌اش، همسر جانباز اعصاب و روان مدافع حرم شد
    کد خبر : 1996552

    روایت دختری که در بهار جوانی‌اش، همسر جانباز اعصاب و روان مدافع حرم شد

    روایت دختری که در بهار جوانی‌اش، همسر جانباز اعصاب و روان مدافع حرم شدReviewed by Aryan♥ on Feb 1Rating: به گزارش ایران ویج به نقل از  شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از کوله با؛ محمود عراق، جوان ۲۷ ساله‌ای است که از تیپ فاتحین تهران به جبهه‌های نبرد در کشور سوریه اعزام شده است. اوسال گذشته…

    روایت دختری که در بهار جوانی‌اش، همسر جانباز اعصاب و روان مدافع حرم شدReviewed by Aryan♥ on Feb 1Rating:

    به گزارش ایران ویج به نقل از  شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از کوله با؛ محمود عراق، جوان ۲۷ ساله‌ای است که از تیپ فاتحین تهران به جبهه‌های نبرد در کشور سوریه اعزام شده است. اوسال گذشته در چنین روزهایی، در ۲۱ دی ۱۳۹۴ بر اثر موج انفجار موشک‌های کورنت چند متر به هوا پرت شده و از ناحیه پای راست جراحت دیده وهمچنین بر اثر صدای مهیب انفجار دچار موج‌گرفتگی شده و نزدیک به ۳ هفته در بیمارستان بقیه‌الله ‌بستری بوده است. در این عملیات مرتضی کریمی، فرمانده عملیات شان هم بر اثر اصابت موشک به شهادت می رسد.

    میثم نظری، علیرضا مرادی، حسین امیدواری، مجید قربانخانی، رضا عباسی، محمد آژند، عباس آسمیه، مصطفی چگینی، مهدی حیدری و محمد اینانلو هم شهید می شوند.حالا او دوران نقاهتش را در خانه و با پرستاری مادرش و همسر جوانش سپری می‌کند.مادر او خواهر شهیدان عابدی از شهدای دفاع مقدس از محله خانی آباد نو است. پدر و برادر این جانباز گرامی نیز هر دو جانباز هستند. بنابراین با وجود چنین  خانواده ای اصلا جای سوالی باقی نمی ماند که او چطور تصمیم به رفتن به سوریه گرفته است. این جوان اهل محله خانی آباد نو مدرک کارشناسی علوم سیاسی دارد و این روزها شغلی ندارد.در ادامه گفت و گوی کوله بار با "مهدیه نوری" همسر جوان و ۲۰ ساله این جانباز مدافع حرم را با هم می خوانیم.

      از ویژگی های اخلاقی همسرتان می گویید؟ اخلاقش خیلی خوب است، همه ویژگی های اخلاقی اش خوب است، فقط وقتی دچار موج گرفتگی می شود همه چیزش به هم می ریزد و عصابش خرد می شود  و دیگر دست خودش نیست که چه می گوید و چه می کند.قبل از موج گرفتگی اش، نمی شناختمش و هنوز نمی دانم چطور بوده است.   یعنی شما بعد از مجروحیت و جانبازی به همسری او در آمدید؟ برایتان مهم نبود که دچار موج گرفتگی هستند؟ بله. ما ۶ ماه است عقد کرده ایم. خیر چون دیدم می توانم درکش کنم.   موج گرفتگی شان چطور اتفاق افتاده؟ ظاهرا عملیات شان توسط یک ستون پنجم لو  می رود و تکفیری‌ها در منطقه جنوب حلب در تپه‌ای به نام خانطومان با موشک‌های کورنت آنها را مورد هدف قرار دادند. بر اثر اصابت این موشک تعدادی از رزمنده‌ها شهید و بسیاری مجروح شدند. شدت انفجار همسرم را حدود ۵، ۶‌ متر آن طرف‌تر پرتاب می کند و او مجروح می شود و پای راستش کج می شود. بعد از حال می رود و و بعد به  بیمارستان بقیه‌الله ‌تهران منتقل می شود و تقریباً ۳ هفته‌ای در بخش اعصاب و روان این بیمارستان بستری بوده است.   اهداف شهدای مدافع حرم را به شهدای دفاع مقدس نزدیک می دانید؟ آن زمان رزمنده های در کشور خود می جنگیدند، دشمن وارد خاک خودمان شده بود اما مدافعان حرم در خارج از این مرزهای کشور می جنگند و می روند تا پای دشمن به مرزها و داخل کشور باز نشود و اتفاق هایی مانند جنگ هشت  ساله تحمیلی تکرار شود.مدافعان حرم می روند تا ثابت کنند این کشور آنقدر جوان های شجاع و جان و برکفی دارد که هر بار چیزی یا مسئله ای برای این آب و خاک پیش بیاید می توانند مرد و مردانه از کشور دفاع کنند. پاسختان به تهمت هایی که متوجه مدافعان حرم است که می گویند برای پول می روند چیست؟ همسر بنده که بیکار است و چیزی ندارد. من از این پول ها ندیدم. اگر بنا بود چنین پول هایی بگیرد که الان اول زندگی بیکار نبود. ۳-۴ ماه دیگر عروسی مان است اما هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده است. می خواهم به این افراد بگویم اگر محمود و دیگر مدافعان حرم چنین پول هایی می گرفتند الان اوضاع ما اینطور بود.   خواسته ای از مسئولان دارید؟ الان یکسال است هر روز زنگ می زنند به ما و یک چیزی می گوید اما هیچ رسیدگی در کار نیست و وقتی به چنین  جوانی که برای این کشور رفته و جنگیده رسیدگی نمی شود چه چیزی دارم برای گفتن ؟چندبار تا حالا او را برده اند و آورده اند ؟چندبار زنگ زده اند و آمده اند تحقیق ؟اما هیچ کس برای او کاری نکرد.از مسئولان می خواهم که به همسرم رسیدگی کنند و تنهایش نگذارند.       خود او از هم چنین قضایایی دلگیر است؟ بله. هرچه می رود به جائی نمی رسد. امروز می رود می گویند فردا بیا، فردا می شود و می رود می گویند یک ماه دیگر زنگ بزن.   پشیمان نیست از رفتن ؟ نه. اصلا. حتی تصمیم دارد دوباره برود اما راستش را بخواهید من نمی گذارم. از خدایش است باز برود اما شرایطش مساعد نیست.   چیزی دارید برای گفتن به همسران شهدای مدافع حرم،برای تسلای قلبشان ؟ امیدوارم خداوند به آنها صبر بدهد. چیز دیگری نمی توان گفت. معتقدم اینها از ته قلبشان می خواستند که بروند و به شهادت برسند . امیدوارم خداوند از این به بعد آنها و خانواده هایشان را در پناه خود بگیرد.  

    کلیدواژه ها :
    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۰)



    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.