• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » اخبار پربازدید , حوادث » ناگفته‌های نگهبان ساختمان پلاسکو: با چشم خودم دیدم که دوستان چگونه در آتش می‌سوزند
    کد خبر : 1990646

    ناگفته‌های نگهبان ساختمان پلاسکو: با چشم خودم دیدم که دوستان چگونه در آتش می‌سوزند

    ناگفته‌های نگهبان ساختمان پلاسکو: با چشم خودم دیدم که دوستان چگونه در آتش می‌سوزندReviewed by Aryan♥ on Jan 26Rating: در همان لحظات دوستانم را در طبقات پایینی مشاهده می‌کردم. وقتی ستون‌های ساختمان شروع به کج شدن؛ کردند، فهمیدم که ساختمان درحال ریزش است و با تمام وجود خطاب به دوستانم که از دور آنها را…

    ناگفته‌های نگهبان ساختمان پلاسکو: با چشم خودم دیدم که دوستان چگونه در آتش می‌سوزندReviewed by Aryan♥ on Jan 26Rating:

    ناگفته‌های نگهبان ساختمان پلاسکو: با چشم خودم دیدم که دوستان چگونه در آتش می‌سوزنددر همان لحظات دوستانم را در طبقات پایینی مشاهده می‌کردم. وقتی ستون‌های ساختمان شروع به کج شدن؛ کردند، فهمیدم که ساختمان درحال ریزش است و با تمام وجود خطاب به دوستانم که از دور آنها را نگاه می‌کردم؛ فریاد می‌زدم: از ساختمان خارج شوید…
    به گزارش ایران ویج به نقل از ایلنا؛ خالق عبدی (نگهبان ساختمان پلاسکو) که از نزدیک در جریان حادثه ساختمان پلاسکو بوده است؛ درخصوص چند و چون این اتفاق و همکارانش که هنوز زیر آوار مانده‌اند؛ گفت: چهار نفر از دوستان من که در قسمت‌های مختلف مانند موتورخانه؛ آسانسور و نگهبانی مشغول به کار بودند؛ هنوز زیر آوار مانده‌اند. تا این لحظه پیکر دو نفر از آنها توسط ماموران آتش‌نشانی کشف و بیرون کشیده شده اما هنوز از سرنوشت دو نفر دیگر خبری نداریم.
    نگهبان ساختمان پلاسکو که ۲۰ سال است در این ساختمان نگهبانی کرده است؛ لحظات اولیه آتش‌سوزی در ساختمان را چنین تشریح می‌کند: من ساعت ۱۱ به محل حادثه رسیدم. از ساختمان پشتی به بالای پشت‌بام رفتم و از همانجا نظاره‌گر وضعیت بحرانی ساختمان بودم. من در همان لحظات دوستانم را در طبقات پایینی مشاهده می‌کردم.
    وقتی ستون‌های ساختمان شروع به کج شدن؛ کردند، فهمیدم که ساختمان درحال ریزش است و با تمام وجود خطاب به دوستانم که از دور آنها را نگاه می‌کردم؛ فریاد می‌زدم: از ساختمان خارج شوید… ولی ستون‌ها رفته‌رفته کج‌تر می‌شدند و دوستانم هم از من دورتر می‌شدند. تا اینکه توانستم خودم را به طبقه همکف برسانم و از در پشتی خارج شوم. با تمام قدرت دویدم تا به ضلع جنوبی ساختمان برسم. وقتی به نیمه‌های راه رسیدم؛ متوجه شدم کل ساختمان فروریخته است.
    عبدی  به ماجرای آتش‌سوزی ساختمان در سال‌های گذشته اشاره کرده و ماجرا را این‌گونه توضیح می‌دهد: حوادث دیگری در سال‌های قبل در همین ساختمان اتفاق افتاده بود. در سال ۸۳ در طبقه اول یک آتش‌سوزی رخ داد که من علارغم اینکه همکارانم مانع می‌شدند اما توانستم با یک میلگرد؛ شیشه را بشکنم و با کسپول اطفای حریق؛ آتش را خاموش کنم.
    نگهبان ساختمان پلاسکو  در پاسخ به این سوال که آیا شما بیمه بودید و بیمه بیکاری به شما تعلق می‌گیرد یا خیر؛ گفت: من تا سال ۸۲ کارمند بنیاد مستضعفان بودم. پس از آن بنیاد ما را تحویل هیات مدیره داد و هیات مدیره نیز ما را علی‌رغم اصرارمان بیمه نکردند. ما هم خودمان را بیمه اختیاری کردیم. امروز هم برای دریافت حقوق بیکاری فرم پر کرده‌ایم اما مشخص نیست آیا این حقوق به ما تعلق می‌گیرد یا خیر؟

    کلیدواژه ها :
    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۰)



    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.