• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » آخرین خبر , اجتماعی , اخبار پربازدید » افزایش معضل اعتیاد در جامعه و ضرورت بازنگری در روش های مبارزه با آن
    کد خبر : 1960520

    افزایش معضل اعتیاد در جامعه و ضرورت بازنگری در روش های مبارزه با آن

    افزایش معضل اعتیاد در جامعه و ضرورت بازنگری در روش های مبارزه با آنReviewed by Aryan♥ on Dec 27Rating: مطبوعات کشور به طور روزانه مهمترین و برجسته ترین رخدادهای داخلی و خارجی را پوشش می دهند. این در حالی است که بخش زیادی از خبرها، یادداشت ها، گزارش ها، گفت و گوها و … به…

    افزایش معضل اعتیاد در جامعه و ضرورت بازنگری در روش های مبارزه با آنReviewed by Aryan♥ on Dec 27Rating:

    مطبوعات کشور به طور روزانه مهمترین و برجسته ترین رخدادهای داخلی و خارجی را پوشش می دهند. این در حالی است که بخش زیادی از خبرها، یادداشت ها، گزارش ها، گفت و گوها و … به انعکاس شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه اختصاص می یابد؛ موضوعی که توجه ویژه به آن اهمیتی فزاینده دارد.

    گروه اطلاع رسانی ایرنا در گزارش پیش رو تلاش کرده است با رصد روزنامه های صبح سه شنبه ایران، مهمترین محورهای اجتماعی- فرهنگی روزنامه ها را بازتاب دهد.

    ** اعتیاد، بیماری بدون مرز و خانمان برانداز
    اعتیاد به عنوان یکی از بزرگترین معضل های دنیای معاصر نام می‌برند، اعتیاد به مواد مخدر از چنان ابعاد وسیع آسیبی برخوردار است که بی اغراق می‌توان از آن به عنوان هیولای بزرگ زندگی بشری نام برد.
    متلاشی شدن شخصیت فردی، نابودی نهاد خانواده، افزایش انواع دیگر آسیب‌ها و جرایم اجتماعی، کاهش بازدهی کاری و شغلی، افزودن بر افراد بی‌کار و سربار جامعه، اشغال تخت‌های بیمارستانی، کاهش نرخ بهداشت عمومی و دهها عارضه دیگر همگی وابستگی تام به میزان معتادان یک جامعه دارد.
    روزنامه های امروز در گزارش ها و گفت و گوهای اختصاصی خود این موضوع مهم را بازتاب دادند.

    روزنامه اعتماد در گزارشی با عنوان «آخرخط الکل» خاطراتی از بهبودیافتگان از اعتیاد به الکل را در روزهای دایم‌الخمری آنان نقل کرد و نوشت: ۴ سال پس از این اعلام، بنا بر نتیجه شیوع‌شناسی ملی اعتیاد که توسط ستاد مبارزه با مواد مخدر و در ١۵ هزار خانوار و جمعیت ١۵ تا ۶۴ ساله کشور انجام شد، ۲۲.۶ درصد از مجموع یک میلیون و ٣٢۵ هزار معتاد شناسایی شده، مصرف‌کننده الکل بودند.

    بنفشه سام‌گیس در ادامه این مطلب آورد: بعد از انتشار نتایج این تحقیق، در یکی از روزهای سال ٩٠، مردان و زنانی که به عنوان اعضای شورای اجتماعی وزارت کشور، به ساختمان آجری خیابان فاطمی رفته بودند، از یکدیگر درباره وضعیت سوءمصرف الکل در کشور می‌پرسیدند. اما حتی طرح سوال درباره غیرقانونی‌ترین اعتیاد در ایران، همان زمان به مذاق بسیاری از مخالفان خوش نیامد و پیش بینی کردند که با توجه به تقیدهای مذهبی در ایران، نتیجه، صفر باشد. نخستین پایش ملی سلامت روان که سال ١٣٩٠ توسط وزارت بهداشت و به شکل خانه به خانه و در ۴٩ میلیون نفر جمعیت ١۵ تا ۶۴ ساله کشور انجام شده بود، نشان داد که نتیجه صفر نیست.

    روزنامه آرمان درباره معضل اعتیاد گفت و گویی را با عنوان «خودبزرگ‌بینی، دلیل اعتیاد دختران» منتشر کرد و نوشت: استعمال و گرایش به مواد مخدر برای دختران به این دلیل که آنها مادران آینده و کانون خانواده هستند، زنگ خطری جدی برای جامعه به شمار می‌رود. فاطمه ذوالقدر، عضو هیات رئیسه کمیسیون فرهنگی و عضو فراکسیون زنان مجلس در گفت‌وگو با «آرمان» می‌گوید: «در راستای برنامه‌های دولت یازدهم برای جلوگیری از اعتیاد زنان یا درمان آنها، تفاهمنامه‌هایی با نهادهای متولی امر منعقد شده و اقدامات مناسبی در زمینه ارتقای وضعیت زنان کشور صورت پذیرفته که خوشبختانه گزارش‌های امیدوارکننده‌ای در این حوزه دریافت شده است.»

    روزنامه شهروند در گزارشی با عنوان «زندگی در گور» نوشت: گورخواب‌ها برگشته‌اند. هر کدام به داخل یک قبر سر می‌خورند. در تاریکی یا مشغول مواد می‌شوند یا به چه فکر می‌کنند، نمی‌دانیم. سکوت گورستان سنگین و هوا سرد است. یکی‌یکی، بنرهای پاره، تکه پتو‌های مندرس و تخته‌ چوب‌های نیمه‌ سوخته روی گورها کشیده می‌شود. آنها مرگ را زندگی می‌کنند.

    در ادامه این گزارش که بخشی از آن به گفت و گو با معتادان اختصاص یافته است، می خوانیم: «الان سه ساله که کارتن‌خواب شدیم. پسرام رفتن خونه عموشان، درس می‌خوانن، زنگ می‌زنم بهشان، اونا فقط گریه می‌کنن، پسر بزرگم میره سرکار؛ اما تا حالا سه بار می‌خواسته خودکشی کنه، می‌گه عمو و زن‌عمو خیلی خوبن اما من دیگه نمی‌توانم بشینم سر سفره‌شان. می‌خواهد بغضش را قورت بدهد؛ به زور می‌خندد. دندان ندارد. فقط سه دندان خراب و این هم ثمره اعتیاد است. گروهی از زنان و مردان سیاه‌پوش ١٠٠ متر آن‌طرف‌تر عزیزی را به خاک سپرده‌اند. صدای مویه و نوار روضه می‌آید. شهناز سرش را آرام و با افسوس تکان می‌دهد. برای این‌که صدا به صدا برسد، صدایش را بالاتر می‌برد.

    ** نگاهی به وضعیت سینماگران و سینمای فلسفی
    سینما یک رسانه دیداری شنیداری مبتنی بر تکنولوژی است که به وسیله آن فعالیت اقتصادی صورت می‌گیرد و همچنین قابلیت استفاده هنری را داراست. یک اثر سینمایی که فیلم سینمایی نامیده می‌شود، از عناصر تصویر (به صورت مجموعه‌ای از فریم‌ها) و صدا (گفتگو، صدا و موسیقی) تشکیل شده‌است.
    بررسی آخرین وضعیت پرونده عباس کیارستمی، آخرین گفت و گوی مسعود کیمیایی و ورود سینما به فلسفه موضوع هایی است که در روزنامه های امروز صبح کشور منتشر شده است.

    «طعم این گیلاس را باد نخواهد برد» عنوان گزارش روزنامه قانون درباره آخرین وضعیت پرونده عباس کیارستمی است که در آن می خوانیم: عباس کیارستمی، کارگردان بزرگ سینمای ایران، در چهارم ژوئیه پس از سکته مغزی در پاریس درگذشت و از آن زمان تا کنون در ایران علل مرگ وی همچنان مورد بحث است. موضوع بحث این است که آیا این قصور پزشکی قبل از انتقال او به فرانسه روی داده است؟ یا همان گونه که مقامات ایران تاکید می کنند، خانواده اش با اعزام عباس کیارستمی به فرانسه مرتکب اشتباه شدند؟

    در ادامه این گزارش آمده است: روایت خانواده عباس کیارستمی و پزشکان معالجش از مرگ این کارگردان نامی سینما بسیار متفاوت و در جاهایی متناقض است. مسئولان وزارت بهداشت تا مقامات وزارت فرهنگ تایید می کنند که عباس کیارستمی به سرطان روده بزرگ مبتلا شده بود و نخستین عمل جراحی به منظور پایان دادن به پیشرفت سرطان انجام شد. احمد و بهمن، دو پسر کارگردان، این موضوع را به شدت تکذیب می کنند و می گویند که عباس کیارستمی به طور داوطلبانه و بدون اجبار پزشکی در خصوص نخستین جراحی تصمیم گرفته بود. از تابستان که کیارستمی از دنیا رفت تا همین امروز این موضوع حل نشده و همچنان مورد اختلاف خویشاوندان و پزشکان اوست.

    روزنامه همدلی در گفت و گویی با عنوان «آن رفاقت‌ها دیگر نیست» آخرین گفته‌های مسعود کیمیایی درباره زندگی شخصی، فیلمسازی ونگاهش به جامعه را انعکاس داد و نوشت: مسعود کیمیایی فیلمساز ۷۶ساله ایرانی در جدیدترین گفت‌وگوی خود روبه‌روی دوربین حسین دهباشی در مجموعه «خشت خام» نشست و از زندگی شخصی، فیلمسازی و تبیین نگاه خود به جامعه، فرهنگ و سیاست پرداخت.

    کیمیایی در این گفت و گو اظهار داشت: فیلم‌های من از جامعه جدا نیست. از جامعه عقب نیست. جامعه دارد خودش را انکار می‌کند، اگر من از رفاقت و دوستی و خانواده می‌گویم و نمی‌خواهد آن‌ها را ببیند. می‌خواهد خودش را انکار کند. عشق از بین نمی‌رود. زیبایی از دست نمی‌رود. خشونت از بین نمی‌رود.من شکل جدید عشق را انکار نمی‌کنم. آن شوری که من دارم مثلا «داش آکل» را می‌گیرم دیگر وجود ندارد. آن رفاقت‌ها دیگر نیست. بازیگر بعد از یکی دو کار کاملا تبدیل به شخص دیگری می‌شود. نمی‌توانی او را بشناسی. عشقی که تبدیل به مدل کارمندی می‌شود.

    «فلسفیدن با نگاتیو» عنوان مطلبی درباره ورود سینما به فلسفه است که در آن می خوانیم: صد و بیست و یک سال پیش در چنین روزی لویی لومیر با پخش چند صحنه از وقایع روزمره و نمایش‌های کمدی کوتاه، تحولی ژرف و بزرگ را در یک سالن کوچک در پاریس موجب شد. سده نوزدهم میلادی مشهور و معروف به سده طلایی اختراعات و اکتشافات است. در این قرن بود که بیشترین تحقیقات و جهش‌های علمی به وقوع پیوست و نوابغ بزرگی پای به عرصه علم و دانش گشودند. نوابغی که هر یک جسورانه و شجاعانه خرق عادت کردند تا فضاهایی تازه و بدیع را فراروی آدمی بگشایند.

    در بخش دیگر از این گزارش آمده است: در میان همه این‌ها اما سینما از جنس دیگری بود. سینمایی که تنها اندکی بعد از تصاویر ساده و بی‌آلایش لومیر، پای به عرصه‌هایی بسیار جدی گذاشت و بخش قابل توجهی از علوم را به چالشی خودخواسته کشاند. از علوم اجتماعی تا فلسفه و سیاست، از نکته‌بینی‌های اصحاب سینما دور نماند و این گروه با استفاده از ابزار دیداری و بعدها شنیداری سعی کردند تا همه آنچه باید را به بحث بگذارند. شاید سخت‌ترین رویکرد سینماگران به عرصه فلسفه مربوط باشد. پیچیدگی‌های ماهیت فلسفه و فلسفی اندیشیدن، نظرگاه فلاسفه و… موجب می‌شد تا گروه سینماگران کمتر به عرصه فلسفه ورود و یا با احتیاط از کنار آن عبور کنند. اما به هر روی، جسارت اهالی سینما فلسفه را هم در امان نگذاشت و در میان آن‌ها بودند کسانی که سینما را با فلسفه درآمیختند.

    ** موسیقی؛ نماد و زبان احساس بشر
    موسیقی به مثابه نماد احساس در جوامع به شمار می رود، روزنامه ها و مطبوعات سراسری کشور درد و دل اهالی موسیقی و غرور موسیقی ملی ایران را با انتشار مطالبی انعکاس داده اند.

    روزنامه اقتصاد پویا در مطلبی با عنوان «موسیقی «اقوام ایران» اروپایی‌ها را شگفت‌زده کرد» به نقل از سرپرست گروه موسیقی نواحی «سازینه» در تشریح سفری که این گروه برای اجرای برنامه در فستیوال «فرهنگ قومیت ها» به مادرید داشته اند، نوشت: طی روزهای گذشته گروه موسیقی «سازینه نواحی ایران» به دعوت رایزنی فرهنگی ایران در مادرید و هماهنگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در فستیوال فرهنگ قومیت های مادرید اسپانیا شرکت کرد که ما در روز اول کنسرت تلاش کردیم با یک ترکیب پنج نفره از هنرمندان موسیقی نواحی ایران گوشه ای از این هنر ارزشمند ایرانی را به مخاطبان ارائه دهیم. یکی از نکات جالب توجه برنامه پوشش هنرمندان گروه ما بود که با توجه اقلیم جغرافیایی محل زندگی آنها و تنوع رنگی که در آن دیده می شد با استقبال تماشاگران مواجه شد.

    روزنامه وقایع اتفاقیه در گفت و گویی با عنوان «باید موسیقی ایران را از انزوا درآورد» به نقل از مسعود شعاری، آهنگساز و نوازنده سه‌تار، آورد: در معرفی موسیقی ایران مهم این است که اجازه دهیم یک ارتباط درست، همراه با شناخت از موسیقی شکل بگیرد که دراین‌میان اگر فقط در چارچوب‌های موسیقی سنتی ایران بنوازیم، تعامل فرهنگی شکل نمی‌گیرد اما می‌توان در این حرکت به‌دنبال تجربیات جدید بود. در چنین شرایطی می‌توان در کنار نواختن، ویژگی و امکانات موسیقی ایران را به دیگری نشان داد و آن را از انزوا درآورد. از طرفی در شرایطی زندگی می‌کنیم که باید با کمک موسیقی به گفت‌وگوی فرهنگ‌ها بپردازیم؛ گفت‌وگویی که به‌زودی بخشی از زندگی مردم خواهد شد و دراین‌میان تعصب بی‌جا، چیزی جز انزوای فرهنگی را به‌همراه نخواهد داشت.

    روزنامه شرق در مطلبی با عنوان «صدایت را می‌خواهند معنایت را نه» به انعکاس نامه فردین خلعتبری به حسین علیزاده پرداخت و نوشت: حسین علیزاده، آهنگ‌ساز و موسیقی‌دان ایرانی، ١۶ دی سال گذشته با انتشار نامه‌ای از سمت خود در شورای عالی خانه موسیقی استعفا داد. کمتر از دو هفته بعد، در پی تشکیل جلسه شورای عالی خانه موسیقی، استعفای حسین علیزاده از سوی این نهاد صنفی پذیرفته شد. پس از گذشت یک سال از این اتفاق، فردین خلعتبری نامه‌ای خطاب به حسین علیزاده نوشته و در آن به شرایط کنونی موسیقی ایران اشاره کرده است.

    در بخشی از متن این نامه آمده است: «اجازه می‌خواهم، همین یک‌بار در این نامه، شما را با تو عوض کنم. همین یک‌بار. خواستم حرف‌هایم را بگویم. کسی را نیافتم که بشنود. به تو می‌نویسم که می‌دانم می‌خوانی، و اگر نه این بود چگونه می‌توانستی از آنچه شنیده‌ای، این‌گونه بنوازی و این‌گونه بسازی. سرگشاده نوشتم، چون، می‌دانم که نمی‌خوانند. می‌دانم که نمی‌شنوند. … نه‌اینکه ترا نشنوند، صدایت را می‌خواهند، معنایت را نه. نمی‌دانم عاقلانند یا غافلان. هنوز نمی‌دانم. نمی‌دانم که می‌دانند آگاهی نغمه ساز، که در تن این سرزمین رُست، حقیقت بود یا مجاز؟ که اگر برایشان، حقیقت بود چه نیاز به مجوز داشت؟ موسیقی به مجاز رفت، تا آنجا که دیدند، جوازِ مجاز را چاره‌ای نیست…»

    *گروه اطلاع رسانی
    خبرنگار: مرضیه دهقانی**انتشار دهنده: شهربانو جمعه
    پژوهشم**۹۱۶۵**۹۱۳۱
    *ایرنا مقاله کانالی برای انعکاس مقاله ها اندیشکده ها – پژوهشکده ها – دانشکده ها – مراکز تحقیقاتی و رسانه های ایران و جهان*
    Irnaarticle@

    کلیدواژه ها :
    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۰)



    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.