• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » اجتماعی » استقلال و تعامل در شورای شهر
    کد خبر : 1958574

    استقلال و تعامل در شورای شهر

    استقلال و تعامل در شورای شهرReviewed by on Dec 25Rating: به گزارش ایران ویج به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مُکریان؛ گفت و گوی پیش رو مربوط به حضور دکتر غفور شیخی، جامعه شناس، مدرس دانشگاه و همکار پایگاه خبری تحلیل مُکریان مهاباد در ابرگروه «بوکان» با بیش از ۴۰۰…

    استقلال و تعامل در شورای شهرReviewed by on Dec 25Rating:

    به گزارش ایران ویج به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مُکریان؛ گفت و گوی پیش رو مربوط به حضور دکتر غفور شیخی، جامعه شناس، مدرس دانشگاه و همکار پایگاه خبری تحلیل مُکریان مهاباد در ابرگروه «بوکان» با بیش از ۴۰۰ عضو در شامگاه ۴/۱۰/۱۳۹۵ است.

    در استانه انتخابات شورای اسلامی شهر  در اردیبهشت ماه ۹۶ اعضای این گروه با تدوین پرسشهایی در خصوص عملکرد مجموعه شورای اسلامی شهر بوکان نظرات این صاحب نظر شهرشان را جویا شده اند.

    باز نشر این گفت و گو پیش روی شماست:

    دو مفهوم اصلی رو ابتدا بحث می کنیم و بعد این دو رو به شورا ربط می دهیم. اول: استقلال. دوم: تعامل استقلال به معنای عدم وابستگی مفرط و حفظ اصالت و مسیر واقعی حرکت با در نظر داشتن هدف یا اهداف تعیین شده. اولین قدم در استقلال، حوزه فکری (شخصیتی، هویتی) است. یعنی کسی که می خواد وارد مسئولیت شورا بشه اول باید خودش رو از وابستگی فکری و شخصیتی به جناح یا افراد خاصی حفظ کنه

    قدم دوم بحث مالی و وامداری اقتصادی به جناح یا اشخاص دیگری است که در صورت وجود وابستگی فعلی، در آتیه منجر به حساب پس دادن، تسویه حساب، باج دهی، قدرشناسی بیش از انتظار و… خواهد بود.

    قدم سوم استقلال، داشتن رویکرد و نظر کارشناسی مشخص و در کل دیدگاه نسبت به مسائل و در قبال جریان هاست. به این معنی که فرد شورا مستقلا دارای چارچوب نظری خود در قبال مسائل باشد و منتظر و معطل نظر جمع و تغییر عقاید خود به سمت جمع و مطلوب دیگران نباشد.

    در نهایت قدم اصلی و پایانی پذیرش عملکرد خود و اقداماتش است. به این معنی که اگر خطایی کرده یا ثوابی نموده با سعه صدر و شجاعت پذیرای آن باشد و در هر دو حالت حاضر به پذیرش تاوان یا قابل به دریافت پاداش باشد.

    استقلال رای یک فرد شورا می تواند نتایج مثبت فراوانی به دنبال داشته باشد که عمده ترین آنها صلابت در شخصیت، اقتدار در گفتار و کردار، اطمینان در نظر و جلوگیری از سوءاستفاده های شخصی و پشت پرده است. بعبارت دیگه انرژی و فکرش در مسیر اصلی که همان خدمت و فعالیت است می ماند و ذهنش درگیر آسیب های معمول مثل معامله های آنچنانی، رشوه و مباحث حاشیه ای نمی شود یا کمتر درگیر این آسیب ها می شود.

    از طرف دیگر، مسئولین و دوست و آشناهایی که از وی انتظار دارند می دانند که شخصیت مستقل وی آنطور نیست که به خود جرات دهند انتظارات نامعقول و غیرمنطقی و غیرقانونی بخواهند. اما اگر فرد دارای استقلال شخصیت نباشد هر روز به خواست قدرت بالاتر از خود، رودربایستی خویشان و بزرگ ترها و… تن در می دهد و چاره ای هم ندارد!

    طرح و برنامه و میزان خدمت و صادق ماندن و سالم ماندن فرد شورا تقریباً برابر با میزان استقلال وی است. هرچه میزان وابستگی های افراطی و نقطه ضعف هایش بیشتر و عمیق تر باشد از خدمت صادقانه اش و شجاعتش کاسته می شود و به صورت زیرزمینی روی به منفعت آوری برای زالوهای اطراف و بالاسر و خودش می آورد. جالب توجه است که ساده ترین توجیه هم آن است که غیر از این، مال توو کتابهاست و دنیای سیاست همه  جا همینطوریه و نباید عقب ماند و …

    اما تعامل به معنای ایجاد ارتباط سالم و پویا بر اساس چارچوب های قانونی و انعطاف پذیری استراتژیک در راستای رسیدن به اهداف است. فردی که تعامل گراست، اصول دیپلماسی و گفتمان چندطرفه را می داند.

    تعامل به هیچ وجه به معنای چندچهره بازی یا زیرآب زنی یا سیّاسی یا وارد شدن به معامله برای منفعت شخصی – خلاف هدف جمعی که باید برایش تلاش کند- نیست.

    جالب است که بین استقلال و تعامل ارتباط تنگاتنگی وجود دارد به این معنی که هر چه شخص دارای دیدگاه و شخصیت و وضعیت مالی مستقلی باشد آمادگی بهتر و مستحکم تری برای برقراری تعامل با دیگران را دارد. زیرا افرادی که دارای نقاط ضعف هستند همواره با ترس و لرز و گمانه زنی از رو شدن ضعفهایش وارد مذاکره می شود و در بسیاری از موارد مجبور به باج دهی و امتیاز دهی می شود.

    از آنجایی که شورا، مجلسی جمعی و متکی به اتفاق و اکثر آراء است، استقلال ایجاد شفافیت می کند و تعامل، جمع را هماهنگ می کند. این یعنی وجود چنددستگی در شورا و اختلاف نظرهای عمیق و فاحش نشانگر کمبود این دو چاشنی مهم در تک تک و جمع آنهاست. بیدهایی که با بادهایی خاص می لرزند.

    پشت پرده ی جریان های سیاسی- اجرایی و امروزه حتی اجتماعی-فرهنگی، دست ها و پیوندهای پنهانی وجوددارد که مانند یک مربّی، نظاره می کنند که کدام فرد، چقدر و چگونه جای گیر و استفاده و بهره برداری دارد به همین دلیل است که برخی ها سالم وارد شورا می شوند اما متاسفانه تا حدود زیادی مشکل دار و پرونده دار بیرون می آیند. چون نتوانسته اند استقلال و تعامل خود را تقویت و روزآمد کنند و در مقابل برخی فشارها و طمع ها و امتیازها، می بازند.

    ازطرف جامعه هم که هنوز نهادهای مدنی منتقد و مطالبه گر قانونی و پیگیر شکل نگرفته و مردم در احساس بی قدرتی مانده اند و متاسفانه حافظه جمعی نیز چندان مستند و قوی نیست، فرد غیر مستقل و معامله گرا – نه تعامل گرا- از تیغ ها می گذرد و می رهد.

    مردم چگونه کاندیدای خود را انتخاب کنند و شخصی خادم را به کرسی شورا بنشانند، واضحتر بگوبم به هنگام تبلیغ تمامی کاندیداها از خدمت و صداقت حرف میزنند حتی بعضیها بیاناتی ارائه می دهند که در حیطه کار خودشان نیست ولی بعداز اتمام انتخابات مردم باید همانند قایم باشک بازی به دنبال آنها باشند و یا وعده‌های تو خالی و سرخرمن می دهند ؟

    آیا واقعا اعضای شورا قدرت خدمت ندارند و یا هدف آنها خدمت گذاری نیست ؟

    سازوکار قانونی و چارچوب نظارتی مشخص و متقنی متاسفانه پیش بینی نشده و راه های در رو و دور زدن بسیاری وجود دارد. لذا نمی توان تضمین گرفت که فلانی مطابق وعده ها – نه شعارهایش- عمل کند. در ثانی او ابتدا از طرف خود – که تنهاست- وعده و نظر می دهد در حالی که فردا در جمع قرار می گیرد و صلاح جمع غالباً با خواست فرد متفاوت است. ثالثاً راه های شناخت همان هایی هستند که عرفاً وجود دارند مثل پیشینه و سابقه فعالیت و کار، شهره ی اجتماعی فرد، منزلت خانوادگی و پایگاه اجتماعی وی، تحصیلات، تلاش های مدنی و برداشت معتمدین و نخبگان جامعه از کلیت آن فرد. وعده شناسی با شعار شناسی بسیار متفاوت است. اگر این تفاوت ها را بشناسیم به سادگی می توان فهمید که این فرد هنوز می داند با خودش چند چند است یا اصلا مقاصد دیگری دارد. در پاسخ قسمت آخر، بیشتر عزیزان از بنده واقف ترند که قطعاً شورا قدرت و اختیار کار و فعالیت و خدمت دارد.

    با توجه به اینکه افراد وابسته و وامدار وابستگی خود را با تعامل توجیه میکنند مردم چگونه وابستگی را از تعامل تشخیص دهند؟ آیا راهی برای تشخیص این دو وجود دارد یا عملکرد می تواند آیینه وابستگی یا تعامل باشد؟

    تعامل،  برقراری ارتباط و بحث در چارچوب مشخص برای رسیدن به هدف یا اهداف است. در حالی که معامله، برقراری ارتباط و بحث خارج از چارچوب است. یعنی تعامل شورا، ارتباطی جمع گراست. هر تعامل کننده ای آن مسیر و نشانه ها را برود به همان اهداف می رسد ولی معامله، شخص گراست و هر کسی به شیوه دلخواه خودش آن را می پیماید و به سرانجام می رساند. در تعامل، طرفین نفع می برند اما در معامله یکی سعی در مغبون کردن دیگری دارد. مثلاً با ایجاد تعامل پویا می توان بسیاری از عقب نشینی های منازل را به سرانجام رساند و خیابان مام صاحبی را به فرجام رساند. تعامل مصداق نه سیخ بسوزد نه کباب است. شورایی که از گزارش مستند عملکرد بهراسد یا دارای ایراد و اشکال فراوان باشد و شفاف نباشد تعاملگرا نبوده است. تعامل همان دیپلماسی شفاف و منعطف است. این آرمانی و ایده آل نیست چرا که نیاز به تمرین آن داریم. تعامل همان «قول لیّن» و زبان نرمی است که مار را از سوراخ بیرون می کشد.

    دکتر شیخی عزیز آیا شما در انتخابات آینده شورا شرکت خواهید کرد؟

    قطعاً شرکت می کنم و  رای خواهم داد.

    این همان گفته کاندیداهاست؟

    یک ضرب المثل کُردی می گوید: «ریوی بو خوی له کونه وه نه ده چوو هه شتگه لیکیشی به دواوه بوو» معادل« موش تو سوراغ نمی رفت جارو به دنبش می بست». در این شکی نیست که استراتژی آشکار آقای نماینده در قبال شورای دور پیش اشتباه بود و استراتژی پنهان این دور، اشتباه تر. عزیزانی که اسم بردند اکثرشان واقعاً انسان های شریف و سالمی بوده و هستند ولی این شرط لازم است و کافی نیست. فرهنگ کار تیمی – که اینجا جسارت کرده و درخواست می کنم مصاحبه بنده با جام جم در خصوص کار تیمی را نگاهی بیاندازید- رو نداریم یا ضعیف است که در ورا و بالای آن نظارت مستمر مردمی، شکاف عمیق تر قضیه است.

    اصولا چه کسانی وارد معامله با شورا و وابسته کردن آنها هستند ؟ تاریخ بوکان چه میگوید؟

    منفعت گراها، که خود عمدتاً سه دسته اند:

    ۱- برخی مسئولین که از امتیاز پست و مقامشان سوءاستفاده و مال اندوزی و باج گیری می کنند. نه فرد شورا و معمولاً نه عموم مردم یارای مقابله با اونا نیستند.

    ۲-برخی ملاکین و معامله گرها که به دنبال چندبرابر کردن سرمایه و گرفتن مجوزهای لازم برای اراضی و غیره هستند.

    ۳- ناخودآگاه یا همان روی دیگر وجدان خود فرد شورا که وسوسه می شود و به دنبال توجیه و منفعت و بهره برداری است!

     اگر اغراق نکرده باشیم بی شک شورا یکی از مهمترین عامل تقویت و همدلی مابین مردم و مسولین می باشد کە باید تحمل انتقاد پذیری فراوان و به درد دل مردم را گوش فرا دهند؛ همچنین از خادمان مخلص مردم شهرشان باشند و در توسعه و آبادانی شهری پیش قراول باشند آیا شورا توانسته است تعامل مابین خود و مسولین را در یک راستا قرار دهد و منبعد این اتحاد را وارد اجتماع کند یا الگوی غیر از این مقوله می باشد…؟

    شاید این نظر شخصی و مقداری دور از اعتدال باشد اما قطع و یقین شورای این دور و دور قبل، کمترین توان و ظرفیت ایجاد استقلال و تعامل را نه با خود – خوددرگیری مزمن- نه با مسئولین سابق و لاحق و نه با مردم و نه با نخبگان و مشاوران مجرب داشته اند. بیشتر سایه های بیدهایی بوده اند که با جریان ها رقصانده شده اند. این به معنای تعمیم و جسارت نیست اما کلیت وقایع این چند سال اخیر نشان از ضعف، واکنش های احساسی، جبهه گیری های آنیه ای، طرح های غیرکارشناسی، طول و تاخیر کارها و امور و… دارد و این ها فاکتورهای استقلال و تعامل سازنده نیستند.

    کدام دوره شورای بوکان را به نسبت موفق ارزیابی می کنید؟ آیا شورا کمکی به بهبود اوضاع شهر می کنند وچقدر حضور آنها الزامی است؟

    شورایی موفق است که ۱-به توسعه امور زیربنایی شهرستان بپردازد و برای آن طرح و برنامه توجیهی و عملیاتی داشته باشه ۲- شهرداری متخصص و مجرب بگمارند و اختیار و تنفیذ لازم را بدهند و حامی باشند ۳- برای شهرستان، منابع درآمدزایی ایجاد کنند تا دستشان برای اجرای پروژه های اولویت بندی شده باز باشد ۴- مرتب با مردم و مسئولین و کارشناس ها و مشاوران در تعامل و نقد و بحث و گفتگو باشند و گرادهی آنها قوی و پویا باشد تا مسیر را گم نکنند و جلوی سوءا ستفاده ها را بگیرند که در نهایت به موفقیت خودشان می انجامد. ۵- اختلاف نظرها و سلیقه هایشان پشت در جلسات شورا بماند و سازوکاری برای ایجاد تفاهم اعمال نمایند مانند کوپن ها و سهم ها و… ۶- در یک کلام نمادها و شاخص های موفقیت شورا از روی پیکر شهر معلوم است. با این اوصاف به راحتی می توان گفت که کدام دور شورای بوکان موفق بوده اند. در خصوص قسمت دوم فرمایشتون، شورا هم مثل بسیاری از ابزارها، دووجهی است: سمّ در جایی کشنده و در جایی نجات بخش است. اگر کلیت شورا، هماهنگ و منسجم و با ظرفیت نباشد نمی تواند در تعامل با دیگر مسئولین هم به بهبود اوضاع شهر کمک قابل توجهی بکند. جالب است که تمام مصوبات شورا از نظر قانون برای دیگر مسئولین شهر لازم الاجراست نه برعکس. حضور شورای نسبتاً موفق و هماهنگ، واقعاً لازمه.چون شهردار به تنهایی قادر به انجام تمام این کارشناسی ها نیست. متاسفانه عکس این قضیه شده که قبلا یکی – یعنی شهردار- اوضاع را به گند می کشید ولی الان قافله ای…

    وابستگی شورای فعلی را چقدر در ناکارآمدی آن دخیل می دانید؟ خجالت کشیدن نماینده بوکان دلیلش همان دخالت در شورا بود؟

    شورای فعلی – با تمام احترامی که برای تک تک آنان قائلم- کم تجربه و احساسی و اغلب وابسته بودند. تجربه کاری نداشتند و به خواست برخی از مسئولین متنفذ به راحتی تن می دادند. آقای دکتر عثمانی در ابتدا گویا نیتش بر آن بود که کمک کند اما تعبیر وی از همکاری، فعالیت جمعی برای موفقیت وی و تمام شدن کارها به اسم مبارک وی باشد، بود! نوعی تحقیر و تحکم هم در روابطش با شورا بود که بعضی آن را برنمی تابیدند. از طرف دیگر موفقیت چشمگیر آنها در قبال عملکرد ضعیف وی، می توانست هم به جهت مهره سازی شخصیتی دور بعد نامزد مجلس خطرساز باشد و هم سرمایه ای احتمالی برای نامزد رقیبش. بنابراین عموماً آنچه انتظار داشتند و می خواستند = حقیقت با آنچه که روی داد و شد = واقعیت بسیار متفاوت از آب در آمد. احساس شرمندگی آقای نماینده، مثل بسیاری از برنامه هایش، تک بُعدی و تک دلیل نیست! هم در پی مبرّا کردن خودش، مقصرنمودن شورا، ایجاد حس همدردی عمومی، طفره رفتن و فرار به جلو و… بوده است. در نهایت اینکه یکی از عوامل اصلی ناکارامدی شورا به نحوه عملکرد آقای نماینده بر می گردد.

    اصولا سیستم دولتی خود باعث ایجاد ورود افراد سودجو و بی خاصیت نمی شود؟

    مثلا در طول چند سال اخیر عملا شاهد ورود افراد نالایق به سیستم هستیم، به نظر شما خود سیستم به نوعی موجب ایجاد چنین فسادو ورود چنین افرادی نیست؟

    از کوزه همان برون تراود که در اوست. یعنی کوزه= سیستم و ساختار. تراوش= الحاصل. سیستم و ساختار ما هم دارای اشکال و ایراد هست اما بین آنکه قانون خوب داشته باشیم و مجری بد با اینکه قانون بد داشته باشیم و مجری خوب، تفاوت بسیار هست. جواب پس دادن زیردستی به بالادستی، پرکردن جیب و شکم ذینفع، به حاشیه کشاندن سرمایه ها و پتانسیل ها و… در کنار خلاهای قانونی که وجود دارد دست به دست هم داده اند تا نظارت هم قوی و قاطع نباشد. این مجموعه که بیماری عفونی کمی نیست، سیستمی فلج و کج دار و مریض ایجاد می کند و خیلی از افراد را از ورود به این عرصه ها باز می دارد. باید تفکر اسطوره ای قهرمان پروری را کنار بگذاریم و به قدرت جمعی – یدالله مع الجَماعَه- باور داشته باشیم. میتوان به مرور، با حضور انسان های خوب و سالم، ایرادهای سیستم را کاهش داد و توسعه را قدم به قدم پیش ببریم. مطمئنم که در همین کشور خودمان هیچ وقت مرکز ناراضی و ناخرسند به پیشرفت و توسعه ی مناطق کردنشین در کل و بوکان به طور خاص نیستند. این تفکر مسموم هم سبب شده عده ای لایق کمر همت به خدمت نبندند.

    کلیدواژه ها :
    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۰)



    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.