• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » سیاسی » آیا مشرق زمین خاستگاه استبداد سیاسی بود؟
    کد خبر : 1956052

    آیا مشرق زمین خاستگاه استبداد سیاسی بود؟

    آیا مشرق زمین خاستگاه استبداد سیاسی بود؟Reviewed by on Dec 23Rating: سرویس سیاست مشرق – در فرهنگ های تخصصی علوم سیاسی غالبا واژه استبداد را به عنوان معادل و برگردان “دسپوتیسم” despotism و در برخی موارد به عنوان “ابسولوتیسم” absolutism  در نظر می گیرند و قرار می دهند. به عنوان مثال در ترجمه فارسی “فرهنگ علوم سیاسی…

    آیا مشرق زمین خاستگاه استبداد سیاسی بود؟Reviewed by on Dec 23Rating:

    سرویس سیاست مشرق – در فرهنگ های تخصصی علوم سیاسی غالبا واژه استبداد را به عنوان معادل و برگردان “دسپوتیسم” despotism و در برخی موارد به عنوان “ابسولوتیسم” absolutism  در نظر می گیرند و قرار می دهند. به عنوان مثال در ترجمه فارسی “فرهنگ علوم سیاسی اکسفورد” کلمه despotism  به استبداد ترجمه شده است. اما در دانشنامه سیاسی کلمه دسپوتیسم به خدایگان سالاری ترجمه شده و در تشریح آن دسپوتیسم برابر استبداد بی بند و بار دانسته شده است. البته در ادامه و ضمن توضیح مطلب این مدعا مطرح شده است که نظام استبدادی در جامعه های شرقی اساسا از نوع خدایگان سالاری بوده است. در موردی دیگر در کتاب “مکتب های سیاسی” دسپوتیسم به استبداد ترجمه شده و برای کلمه despot  معادل مستبد در نظر گرفته شده است. با توجه به پیشینه نظری و تاریخی دو واژه مذکور به نظر می رسد که آنچه که اندیشه سیاسی غرب از مفهوم استبداد مد نظر دارد که با کلمه دسپوتیسم سازگارتر است.
    آیا مشرق زمین خاستگاه استبداد سیاسی بود؟ (بخش اول)
    ظاهرا در اندیشه سیاسی غرب، یونانیان باستان برای اولین بار اصطلاح دسپوتس despotes  را به کار برده اند. نزد یونانیان باستان این مفهوم به معنای مستبد در خصوص قدرت پدر خانواده یا مدیر خانواده که بر بردگان خود نیز حاکم است بکار برده می شد. در این معنا ظاهرا مستبد و استبداد ناظر به تمرکز قدرت است و بار منفی ندارد و به نحوی از ذات مطلق قدرت حکایت می کند. به نظر می رسد معنای لغوی استبداد در زبان فارسی نیز نزدیکی ها و اشتراکات زیادی با معنای لغوی despotes نزد یونانیان باستان دارد. اما تعریف ارسطو از استبداد در کتاب سیاست ظاهرا معنا و هویت جدیدی به این واژه داده است.
     اساسا به نظر می رسد اندیشه سیاسی غرب در تعریف کلمه استبداد مبنائا تحت تاثیر نوعی تعریف ارسطویی – منتسکیویی قرار دارد. در این تعریف استبداد معادل قدرت مطلق بی ضابطه غیر قانونی پنداشته می شود و صورت نوعی این حکومت ها هم حکومت های شرقی دانسته می شود و به نحوی کوشیده می شود که دامن یونان و کلا غرب از نوع حکومت های استبدادی بری دانسته شده و به نحوی مستقیم و تلویحی دسپوتیسم امری مختص شرق جلوه داده شود. 

    آیا مشرق زمین خاستگاه استبداد سیاسی بود؟ (بخش اول)

    این نگرش به مقوله “دسپورت” اولین بار در کتاب “سیاست” ارسطو تدوین شد و برخاسته از نوع نگاه برتری طلبانه و نژادپرستانه یونانیان بود که غیر یونانیان را “بربر” و فروتر از آدم می پنداشتند. در قرن هجدهم و در آراء شارل مونتسکیو این تلقی از مفهوم استبداد بر پایه اندیشه لیبرالی وی باز تعریف گردید و از آن به بعد به عنوان بنیان و رکن اصلی تعریف اندیشه سیاسی غربی از مفهوم استبداد مطرح شد. از آن پس مستشرقان و نیز برخی فیلسوفان نظیر “کانت” به باز تولید آن پرداخت و چند دهه قبل از مشروطه در ایران منوالفکران مدرنیست به تقلید از تعریف ارسطویی، منتسکویی از استبداد به ارائه به اصطلاح تحلیل های تحقیر آمیز از تاریخ ایران در خصوص مفهوم استبداد دست زدند. 

    آیا مشرق زمین خاستگاه استبداد سیاسی بود؟ (بخش اول)

    تفسیر ارسطویی از مفهوم استبداد عمدتا حول این محور قرار داشت که هر نوع تجمع و تمرکز قدرت در دست یک شخص فارغ از آن که ماهیت آن شخص چه باشد یا جهت ظهور و بروز قدرت چگونه باشد امری شر و منفی است و باید محکوم شود مگر این که در خصوص بردگان اعمال گردد. ارسطو این امر را از مختصات حکومت های شرقی می دانست. او استبداد را مختص ملل شرقی و آسیایی می دانست وی یونانیان را از این آفت بری می دانست.

    کلیدواژه ها :
    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۰)



    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.