• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » اجتماعی » نقش عقل در مبارزه با هوای نفس
    کد خبر : 1951921

    نقش عقل در مبارزه با هوای نفس

    نقش عقل در مبارزه با هوای نفسReviewed by on Dec 15Rating: به گزارش ایران ویج به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از "منبری ها" آرش شادمان- بسیاری از روایات وجود دارد که رشد و بزرگ شدن ما و رسیدن به خدا را به مبارزه با هوای نفس گره می زند: امیرالمومنین…

    نقش عقل در مبارزه با هوای نفسReviewed by on Dec 15Rating:

    به گزارش ایران ویج به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از "منبری ها" آرش شادمان- بسیاری از روایات وجود دارد که رشد و بزرگ شدن ما و رسیدن به خدا را به مبارزه با هوای نفس گره می زند:

    امیرالمومنین (علیه السلام) فرمودند: «فی خِلافِ النَّفسِ رُشدُها» (میزان الحکمه، ج۱۳، ص۷۲) یعنی: رشد نفس در مخالفت کردن با [خواهش های] نفس است.

    بزرگترین نبرد هم مبارزه با هوای نفس است:

    عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ: «أَنَّ النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ بَعَثَ بِسَرِیَّهٍ، فَلَمَّا رَجَعُوا قَالَ: مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوُا الْجِهَادَ الْأَصْغَرَ، وَ بَقِیَ الْجِهَادُ الْأَکْبَرُ، قِیلَ: یَا رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، وَ مَا الْجِهَادُ الْأَکْبَرُ؟ قَالَ: جِهَادُ النَّفْسِ» (الکافی، ج۹، ص۳۷۸) یعنی عده ای که از جنگ برگشته بودند وقتی با رسول خدا (ص) مواجه شدند، ایشان فرمود: آفرین بر کسانی که جهاد اصغر (کوچکتر) را انجام دادند و جهاد بزرگتر برایشان باقی مانده است. آن ها پرسیدند: جهاد اکبر (بزرگتر) چیست؟ پیامبر (ص) فرمودند: مبارزه با نفس.

    چیزی که امیرالمومنین (علیه السلام) می ترسد که مردم بعد از او گرفتار آن شوند، پیروی از هوای نفس است:

    قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلَامُ: «إِنَّمَا أَخَافُ عَلَیْکُمُ اثْنَتَیْنِ: اتِّبَاعَ الْهَوى‏ وَ طُولَ الْأَمَلِ؛ أَمَّا اتِّبَاعُ الْهَوى‏، فَإِنَّهُ یَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ؛ وَ أَمَّا طُولُ الْأَمَلِ، فَیُنْسِی الْآخِرَهَ» (الکافی، ج۴، ص۳۵) یعنی فقط از دو چیز بر شما می ترسم: پیروی از هوای نفس و آروزهای بلند [دنیایی]؛ پیروی از هوای نفس باعث می شود از حق روی گردان شوید و آرزوها باعث می شود آخرت را فراموش کنید.

    اول باید «معنای» هوای نفس مشخص شود؛ بعد از مشخص شدن آن، به این نکته پی  می بریم که «عقل» نقش محوری و کلیدی در مبارزه با هوای نفس دارد.

    چیستی هوای نفس

    بعضی از افعال و کارها لذت بخش هستند و بعضی لذت بخش نیستند. آن هایی که لذت بخش هستند می توانند به شکل های مختلفی باشند. گاهی غذا خوردن، با نوشیدن آب در تشنگی و یا لذت جنسی و گاهی لذت دیدن صحنه های زیبای طبیعت و …  .

    فعلا قصد این را نداریم که تحلیل کنیم چرا انسان از این کارها لذت می برد. ریشه یابی این لذت ها بحث مستقلی می طلبد.

    پس دو چیز داریم: یک فعل لذت بخش و یک فاعلی که از این کار لذت می برد.

    فاعل می تواند کاری – که لذت بخش است – را با قصد و نیت لذت بردن انجام دهد و می تواند اصلا قصد لذت بردن نکند.

    مثلا انسانی که از خواب بیدار می شود و می خواهد وضو بگیرد، می تواند برای سر حال شدن و از بین رفتن خواب آلودگی وضو بگیرد که در این صورت وضویش باطل است. چون در وضو شرط است که به نیت «رضای خدا» وضو بگیریم نه به نیت دیگری مثل سر حال شدن.

    و هم می توان به نیت رضای خدا وضو گرفت. اگر انسان برای رضای خدا وضو بگیرد، همین که آب به صورتش می خورد، حالت خواب آلودگی از بین می رود. یعنی با یک تیر دو نشان زده است: هم وضویش صحیح است (چون با نیت خدایی بوده است) و هم نشاط پیدا کرده است. پس نیت با فعل متفاوت است.

    یا مثلا شخصی که عرق کرده و می خواهد آبی به بدن بریزد، می تواند در روز جمعه نیت غسل کند. با این کار عرق از بدنش پاک می شود و هم ثوابی می برد.

    فرق حیوانات و انسان در همین است: حیوان هر کاری را انجام می دهد که برایش لذت داشته باشد. یعنی غریزه اش حکم می کند که این کار را انجام بده چون لذت دارد و آن کار را انجام نده چون لذت ندارد. منظور از لذت هم آن لذتی است که همان لحظه ایجاد شود. نه آن لذتی که بعدا بیاید.

    امّا انسان می تواند کاری بر خلاف لذت لحظه ای انجام دهد. یعنی می داند که کار کردن در کشتی بسیار سخت است و همان لحظه لذتی ندارد. ولی بعدا به سود و لذت بیشتری می رسد. در این جا «فکر» می کند و به این نتیجه می رسد که اگر این «رنج» را تحمل کند «بهتر» است.

    مثال: می دانیم دارو تلخ است و یا می دانیم عمل جراحی دردناک است. می دانیم که شیمی درمانی و بسیاری از این کارها سخت است. ولی برای زنده ماندن و یا به سود رسیدن و یا لذت بیشتر و یا لذت عمیق تر بردن، تحمل می کنیم.

    حالا می توان هوای نفس را تعریف کرد: هوای نفس یعنی کارها را با نیت «لذت بردن» انجام دهیم. غذا بخوریم تا لذت ببریم. فلان ماشین را بخریم تا لذت ببریم. فلان شغل را انتخاب کنیم تا لذت ببریم.

    درست است که خودِ غذا خوردن لذت بخش است ولی می توان با قصد دیگری (غیر از لذت بردن) غذا را خورد و لذتش را هم برد. البته در این مسائل نمی توانیم خودمان را فریب بدهیم. تهِ دل خودمان را نگاهی بیندازیم! خواهیم فهمید واقعا چرا این کار را انجام می دهیم؛ برای لذت بردن یا چیز دیگر؟

    مبارزه با هوای نفس

    مبارزه با هوای نفس این است که اول فکر می کنیم و با محاسبه و سنجش و بالا و پایین کردن (تفکر) کاری را که به سودمان است انجام می دهیم. چه آن کار در همان لحظه برایمان لذت بخش باشد و چه نباشد.

    البته منظور از سنجش و بررسی و تحلیل و تفکر، هر محاسبه ای نیست. گاهی در مقابل یک جوان یک دست چلو کباب خوشمزه می گذاریم و می دانیم علاقه دارد. امّا یا نمی خورد و یا کم می خورد. می پرسیم: چرا نخوردی؟ می گوید «اگر بخورم، کسل و سنگین می شود؛ می خواهم درس بخوانم و در کنکور قبول شوم.» شاید هدف او از قبولی در کنکور و پولدار شدن و … همه اش به دنیا و ثروتمند شدن برگردد. منظور ما این محاسبات نیست.

    یا ورزشکاری که کمتر غذا می خورد تا وزنش کم شود تا در مسابقات شرکت کند و با قهرمانی «مشهور» شود.

    منظور ما این سنجش است: ببینیم این «کار» را که انجام می دهیم، چقدر ما را «رشد» می دهد و چقدر روحمان را «بزرگ» می کند. و چون بزرگی و رشد روح در «تقرّب» و نزدیک شدن و کسب «رضایت خدا» است، چقدر این کار مورد «رضایت» خداست.

    پس اگر آن جوان هدفش از نخوردن کباب، قبولی در کنکور و هدفش از قبولی در کنکور نهایتا به رشد روحی و رسیدن به خدا باشد، کارش مبارزه با هوای نفس است. ولی اگر این لذت آنی و لحظه ای نفسانی را رها کرده تا یک لذت بزرگ تر نفسانی (شهرت طلبی و یا ثروت طلبی بدون خدا) را کسب کند، کارش دقیقا تبعیت از هوای نفس است.

    نکته ی مهم: انجام دادن کارهای لذت بخش با نیت لذت بردن حرام نیست. یعنی کسی با این قصد گناه نمی کند (البته در صورتی که آن کار حرام نباشد؛ مثلا پولش از راه حرام کسب شده باشد). بلکه روحش رشد نمی کند و دچار بیماری های روحی می گردد. البته ممکن است با استمرار این وضعیت، نفسش به لذت بردن عادت کند در شرایطی که گناه برایش لذت بخش است، پا روی ایمانش بگذارد و مرتکب گناه شود.

    نقش عقل در مبارزه ی با هوای نفس

    نتیجه گرفتیم که برای مبارزه با هوای نفس اول باید ببینیم چه کاری مورد رضای خداوند است و ثانیا خودمان از انجام دادن آن کار، نیت خدایی داشته باشیم. یعنی دو چیز می خواهد: «فعل خوب» و «نیت خوب».

    برای پیدا کردن کار خوب، نیاز است بررسی کنیم. فکر کنیم. تحلیل کنیم و با بالا پائین کردن، بفهمیم چه کاری در الآن و در این شرایط مورد رضای خداست. این سنجش و تفکر، کار عقل است. برای این که از هر کاری، نیت رضای خدا – نیت دوری از جهنم، یا نیت رسیدن به بهشت و یا نیت رضای خدا – داشته باشیم، باید قبل از آن برایمان ثابت شده باشد که خدایی هست و رشد روح و سود بردن روحی ما در این است که کارهایمان را برای رضای خدا انجام دهیم.

    انسانی که می بیند یک کار لذت بخش در مقابلش قرار دارد، با چه انگیزه و توانی می تواند آن را انجام ندهد؟ اول باید «بفهمد» که ترک کردن این کار بیشتر «سود» دارد. انسان به این درک و «فهم» نمی رسد مگر با «تفکر» و درست کردن «اعتقادات» و «جهان بینی» که این هم کار «عقل» است.

    در یک کلام: خداوند ما را بر حیوانات و فرشتگان برتری داده است چون می توانیم با «اختیار» خود کارهای غریزی و کارهایی که لذت جسمی و مادی و لحظه ای دارند را ترک کنیم و کاری انجام دهیم که خداوند از آن راضی باشد. برای این که در این کار موفق باشیم، به ما ابزاری داده است: عقل.

    بزرگان و نخوردن غذاهای لذیذ

    نقل شده است که بعضی علما بر روی هندوانه نمک می پاشیدند. و یا این که عالمی به شخصی فرمود کباب بیاور و وقتی کباب را آوردند، نگاهی کرد و گفت حالا کباب را ببرید. به آن عالم گفتند چرا نمی خورید؟ آن عالم گفت: هوس کباب کرده بودم؛ خواستم کباب را نزدیکم بگیرم و به نفسم بفهمانم که در جلویم کباب است و آماده ی خورده شدن، ولی نمی خورم.

    نکته ی مهم این است که علماء از روی پله به طبقه های بالایی رسیده اند و اگر کمی بلرزند، سقوطی می کنند که دیگر قابل جبران نیست و اگر سقوط کنند، دیگران را نیز هلاک و گمراه می کنند.

    یک تصمیم لحظه ای یک عالم بسیار مهم است و اگر اشتباه کند و فقط در یک لحظه، عقلش تحت تاثیر نفسش قرار بگیرد، فاجعه به بار می آید.

    این علمای بزرگوار می خواستند به شدت جلوی نفسشان را بگیرند و خودشان را «لذت طلب» بار نیاورند. چون اگر ذره ای «لذت طلب» باشند، در دوراهی های خطرناک و در امتحانات سخت الهی، فاجعه ای به بار می آید که دیگر قابل جبران نیست.

    نکات تکمیلی

    لذت طلبی صفت بدی نیست. خداوند متعال این ویژگی را درون ما قرار داده است؛ زیرا «لذت» تنها در امور جنسی خلاصه نمی شود. بلکه انس و عبادت خداوند هم لذت دارد. امّا در مواردی که «لذت بردن» با «رشد» کردن ما درگیر شوند، باید «لذت» را کنار گذاشت. درست مثل کسی که سرما خورده است و از خوردن بستنی لذت می برد. در متن بالا هم بیان شد که اگر انسان نیتش از کارها، «لذت بردن» باشد نه «تقرب به خدا»، «رشد» نمی کند. گاهی لذت ها را می توان با «شناخت» و «اعتقادات» و «ایمان» تغییر داد. انسان به آن چیزی که آن را «سود» و «فایده» می داند اگر دسترسی پیدا کند، «لذت» می برد. حالا اگر «نزدیکی» به خدا را «سود» بداند، پس از مسجد رفتن و عزاداری کردن و خدمت به مومنین لذت می برد. ولی اگر تمام دنیا را محدود به «ماده» و «همین دنیا» ببیند و آخرت را قبول نداشته باشد، تنها «لذت های مادی» برای مطرح می شود. پس «اعتقادات» نقش مهمی در انتخاب نوع «لذت» دارد. انسان از وقتی به دنیا می آید، غالبا با چیزهایی سر و کار دارد که جنبه ی غریزی و مادی و جسمی دارد. مثلا می خورد، می خوابد و … . امّا مسائلی که فقط در انسان وجود دارد و در حیوان نیست و جنبه ی روحی دارد (نه جسمی) معمولا در سن و سال های بالاتر شکل می گیرد. مثلا فرض کنید یک شخص ۲۰ ساله تا همان بیست سالگی هم می خورد، هم می خوابد و سایر کارهایی که مربوط به لذت جسمی می شود انجام می دهد. امّا مسائل مربوط به معنویت را حدودا از ۱۷ سالگی (۳ سال است که) شروع کرده است. معلوم است که این شخص اگر جاذبه ای از دو طرف (لذت جسمی یا لذت معنوی) به سمت خودشان بکشد، جاذبه ی لذت های جسمی، جذابیت بیشتری دارد. چون ریشه اش بیشتر است. البته درست است که فطرت انسان میل به مسائل معنوی دارد و از طرف دیگر انسان اراده دارد و هر چقدر یک کار برایش لذت و جاذبه هم داشته باشد، باز می تواند به سمت او نرود و آن را انجام ندهد، امّا بحث ما بر سر «تربیت» است. اگر بخواهیم «انسان» را به شکلی تربیت کنیم که «رشد» کند و «کامل» بشود، نباید بگوییم «درب شراب خانه و درب مسجد را هر دو باز بگذارید تا خودِ مردم انتخاب کنند». بله، این کار را می کنیم، به شرطی که این فرد بیست ساله، بیست سال دیگر (تا ۴۰ سالگی) زندگی کند و فقط به لذت های معنوی بپردازد تا قدرت و زور و میل به مسائل معنوی اش، به اندازه ی مسائل جسمی اش رشد کند!

    برای اطلاع بیشتر می توانید به منابع زیر رجوع کنید:

    اخلاق در قرآن (علامه مصباح یزدی)، جلد اول ص ۱۷۵ تا ص۱۹۰ مباحث تنها مسیر (استاد پناهیان) فلسفه ی اخلاق (علامه مصباح یزدی)، جلد اول ص۱۰۴ و ۱۰۵/ انتهای پیام

    کلیدواژه ها :
    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۰)



    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.