• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » آخرین خبر , سیاسی » تحلیلی برماجرای توصیه انتخاباتی رهبر معظم انقلاب به دکتر احمدی نژاد/: چرا فرمود آقا به دکترتا نیاید؟!
    کد خبر : 1947902

    تحلیلی برماجرای توصیه انتخاباتی رهبر معظم انقلاب به دکتر احمدی نژاد/: چرا فرمود آقا به دکترتا نیاید؟!

    به گزارش ایران ویج به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از درسیاهکل، مهدی کوچک پور در یادداشتی نوشت: قبل از هر کلامی ضرورت دارد تا به تصریح بگویم که آنچه در پی میآید صرفا تحلیل شخصی نگارنده بر موضوع بی سابقه توصیه رهبری عزیز به جناب دکتر احمدی نژاد مبنی بر عدم نامزدی وی…

    به گزارش ایران ویج به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از درسیاهکل، مهدی کوچک پور در یادداشتی نوشت: قبل از هر کلامی ضرورت دارد تا به تصریح بگویم که آنچه در پی میآید صرفا تحلیل شخصی نگارنده بر موضوع بی سابقه توصیه رهبری عزیز به جناب دکتر احمدی نژاد مبنی بر عدم نامزدی وی در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم در بهار سال آتی می باشد نه داوری در باره مشی و منش و شخصیت و عملکرد رییس دولت های نهم و دهم. بدون شک اینجانب در باره عملکرد و ویژگیهای منشی و شخصیتی و رفتاری آقای احمدی نژاد دیدکاههای خاصی دارم که از طرح صریح و عیان آن، به هیچ منع و محذوردرونی و بیرونی گرفتار نیستم، اما آنچه اینک قلمی میکنم، فقط و فقط تبیینی تحلیلی در باره موضوعیست که با عنوان زیر سزاوار امعان نظر و نگاه نقادانه ی شما گرامیان قرار گرفته است:

    چرا فرمود آقا به دکتر تا نیاید؟
    میدانیم که مدتی قبل رهبر معظم انقلاب اسلامی در یک سخنرانی عمومی مطالبی را در باره یک توصیه خیرخواهانه به آقای احمدی نژاد دال بر عدم حضور وی در رقابتهای انتخاباتی ریاست جمهوری آینده، مطرح فرمودند. این توصیه که ابتدا به شکل خصوصی و شخصی مطرح و بعد به اقتضای شرایط ایجاد شده علنی و عمومی شد، از زبان خود ایشان به این صورت بیان گردید:
    ” یک آقایی آمد پیش من، من هم به ملاحظه صلاح حال خود آن شخص و صلاح جامعه به ایشان گفتم که شما در فلان قضیه شرکت نکنید. نگفتیم هم شرکت نکنید، گفتیم صلاح نمیدانیم شما شرکت کنید…………… با ملاحظه حال مخاطب و اوضاع کشور، به یک آقایی انسان توصیه می کند که آقا شما اگر توی این مقوله وارد شدید، در کشور دوقطبی ایجاد می شود. دو قطبی در کشور مضر است به حال کشور. ……… ما این توصیه را به یکی از برادران کردیم. ….. عرض کردم خب شما برادر مومن من هستی، یک چیز را مصلحت شما نمیدانم، میگویم به شما”.
    آنچه آوردیم عین فرمایشات رهبر معظم انقلاب است. حال بعد از نقل نص صریح توصیه( و نه امر) رهبری عزیز به دکتر احمدی نژاد، به تحلیل این این جریان و توصیه می پردازیم. تحلیلی که با طرح یک سوال آغاز می شود، بدین گونه که می آید:
    چرا آقا به رییس جمهور سابق توصیه کردند تا وارد جریان اتنخابات ۹۶ نشود؟
    این سوال مهمی است که یقینا ذهن کسان بسیاری را به خود مشغول کرده است. براستی دلیل یا دلایل این توصیه بی سابقه کدامند؟ فهم و درک این سفارش که مشابهی برای آن نتوانیم یافت با توجه به موارد زیر حقیقتا سخت و ثقیل می نماید:
    الف) بر اساس مشی همیشگی رهبر معظم، ایشان نه تنها تا پیش از این، کسی را به عدم حضور در یک میدان مهم توصیه نکرده اند، بلکه برعکس نوعا و همیشه افرادی را که توانایی و سزاواری ورود به عرصه و قبول مسئولیتی را داشته اند، به حضور در میدان و عدم عزلت سفارش نموده و می کنند.
    ب) یقینا حضور دکتر احمدی نژاد در میدان رقابت انتخاباتی ۹۶ میتوانست باعث افزایش اقبال مردم از انتخابات و رقابتی تر شدن آن بشود. حضور حداکثری و آگاهانه مردم در انتخابات نوعا اولین و مهم ترین دغدغه و توصیه انتخاباتی معظم له در همه انتخابات گذشته بوده است. حال چگونه و بنابر چه مصالح و دلایلی ایشان از این فرصت بزرگ و ترغیبی برای حضور حداکثری مردم چشم پوشی کرده اند؟
    ج) براساس واقعیات میدانی، حضور دکتر احمدی نژاد می توانست به صورت کاملا جدی انتخاب مجدد جناب دکتر روحانی را به عنوان ریاست جمهوری با چالش واقعی مواجه نماید و حتی احتمال شکست نام برده با حضور محمود احمدی نژاد حتما واقعه عجیبی تلقی نمی گردید!. با این وصف و با توجه به اینکه مشی و مرام دکتر روحانی و دولت و حامیان وی یقینا ایده ال و مطلوب رهبر فرزانه انقلاب نبوده (واقعیتی که درک آن برای باورمندان گفتمان اصیل انقلاب اسلامی و مختصات اینک مظلوم و مغفول مانده این گفتمان، به هیچ روی کار دشواری نیست)، پس چگونه و وفق کدام محاسبات، رهبری معظم با توصیه ی عدم حضوربه دکتر احمدی نژاد، در واقع به انتخاب مجدد دکتر روحانی کمک شایانی نمودند؟ آیا برای این سوالات چالشی پاسخ قانع کننده ای وجود دارد؟
    در پاسخ به این سوالات اساسی و ابهمات غامض، تا کنون نظرات تحلیلی گوناگونی مطرح گردیده اند که از دیدگاه نگارنده چندان صائب نبوده و حق مطلب را ادا نکرده اند. من اکنون برآنم تا با نگرشی متفاوت به تحلیل این عملکرد واقعا پیچیده و سخت تامل برانگیز سالار سروقامت و عاقبت اندیش نظام اسلامی حضرت سید علی تا همشه عزیز بپردازم.
    براستی چرا آقا فرمود به دکتر تا نیاید؟ واینک پاسخ تحلیلی نگارنده به این پرسش سخت!!
    معتقدم با نگاهی دوباره به عین کلام رهبری معظم و با کنار هم قرار دادن سه کلیدواژه ” صلاح حال خود آن شخص” و “صلاح جامعه” و ” ایجاد دوقطبی در کشور” و نگاهی ترکیبی و هم زمان به این سه کلید واژه میتوانیم به تحلیل مناسب تری از آنچه که اتفاق افتاد و بسیاری را غافلگیر و کسان دیگری را دلگیر و دیگرانی را مسرور و این همه متحیر کرد، دست یابیم و آنگاه در برابر مآل اندیشی و صلاح بینی حضرت آقا سر تعظیم فرود آوریم و زبان به تکریم و تعزیز بگشاییم، تکریم و تعزیزی از سر باور و ارادت و نه از آن نوع که چاپلوسی اش خوانند و هنر خس طینتان کم مقداریست که در جستجوی رهایی از پستی و پلشتی و ارضای جاه طلبی های خود مدح دیگرانی میکنند که آن دیگران مذمت و نقد را سزاوارترند. من اما رهبرم را می ستایم از آن رو که ایشان را مصداق متعین کلام نور میدانم که فرمود،
    ” و من یتق الله یجعل له فرقانا و یرزقه من حیث لا یحتسب”
    (خدای تعالی هر آن کس که تقوی پیشه کند و بر مدار ورع استواری ورزد را نعمت نعیم فرقان مقدر فرماید تا بدان، راه از بیراهه و نیک از نانیک بازشناسد و بازشناساند و بر او گشایشهایی لایحسی تقدیر کند).
    این نکته گفتم برای آنان که در درک تفاوت تکریم بندگان صالح خدا ازیک سو و چاپلوسی و استخوان لیسی برای کم مایگان مسند نشین از دگر سو، توانایند و همین اشارت کوتاه کفایتشان کند. و اما بعد:
    رهبر معظم انقلاب آقای احمدی نژاد را علیرغم همه اثرات مثبت احتمالی که بر حضور وی در انتخابات ۹۶ و باز حضور محتمل مشار الیه در سطح اول مدیریت کشور از مسیر رای و انتخاب مردم، متصور بود(و ما به مواردی از اثرات و تاثیرات پیش از این اشاره کردیم)، به عدم حضور در این انتخابات توصیه کردند، زیرا:
    ۱_ حضور در این انتخابات به (صلاح شخص آقای احمدی نژاد نبود). از آن رو که در منش و شخصیت وی در کنار خصایص حمیده موجود، برخی ویژگیهای نامناسب و دردسرساز وجود دارد (از جمله لجاجت و خود رایی و تندگویی) که حضور وی در این آوردگاه(با لحاظ همه شرایطی که وجود دارد و زخم هنوز ترمیم نشده فتنه ۸۸) و اتفاقاتی که در نتیجه این حضور، وقوع آن ها حتمی بنظر میرسید، می توانست این بخش آسیب پذیر شخصیت دکتر محمود را در چرخه بازتحریکی قرار دهد به گونه ایی که وی با کارکردها و عکس العمل های نااندیشیده خود در برابر اقدامات محرک خناسان معاند، مجال حریم شکنی را برای بدطینتان به کمین نشسته فراهم آورده تا آنان نیز با هدایت و همراهی همه جانبه دشمنان بیرونی و بی بصیرتی برخی خواص در واقع عوام داخلی، کار بسامان سامان و ملک را به آنی نابسامان کند!! از جمله مهم ترین عوامل تحریک کننده برای کارکردهای تخریبی بخش سریع التحریک شخصیت آقای احمدی نژاد می توان به عملکردهای تحریکی و تخریبی بخش افراطی جناح موسوم به اصلاح طلب در برابر حضور دوباره شخصیتی مانند دکتر احمدی نژاد در فضای سیاسی اشاره کرد که از نظر آنان عامل همه مشکلات موجود تلقی و معرفی می شود. برای درک آن چه که میگویم لطفا به سوء استفاده ناجوانمردانه و ناحقی که در جریان حوادث ۸۸ از تعبیر (خس و خاشاک) آقای احمدی نژاد برای بحران آفرینی و تحریک احساسات جماعت میلیونی معترض بعمل آمد، کمی بیاندیشید.
    ۲_ حضور آقای احمدی نژاد در انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری هم چنین به صلاح جامعه نیز نبود، زیرا:
    این حضور احتمالا می توانست باعث شکست جریان اصلاح طلبی و عدم انتخاب مجدد رییس جمهور فعلی را فراهم آورد. و چون در درون جریان اصلاح طلبی، ظرفیت های فراوانی برای هنجار شکنی وجود دارد، بنابراین حضور و پیروزی احتمالی دکتر احمدی نژاد در انتخابات میتوانست باعث ایجاد التهاب در فضای کلی جامعه شود. البته ذکر این مهم ضرورت دارد که استفاده نگارنده از واژه اصلاحات و اصلاح طلبان درمورد کسانی که قواعد بازی در میدان سیاست را رعایت نمی کنند، یقینا به معنای هنجار شکن خواندن کلیت جریان موسوم به اصلاح طلبی نیست، بلکه منظور این است که چون واژه و مفهوم اصلاح طلبی( همانند اصول گرایی) برای شناساندن و معرفی یک جریان مشخص فکری _ سیاسی که حدود و ثغور تعریف شده ای دارد، بکار نمی رود، به همین دلیل در مواقع خاص هر طیف و گروهی میتواند خود و اهداف ناشناخته و گاه خیانت بار خود را ذیل این عنوان ارجمند، استتار کند، چنانکه تا کنون نیز چنین کرده اند. من کسانی را هنجارشکن می نامم که آنان خود را به ناحق به طیف نجیب اصلاح طلبان راستین ملحق کرده و بدون هیچ اعتقاد و باوری نسبت به آرمانها و اصول ارزشمند اصلاح طلبی و اصلاح طلبان واقعی، در مهلکه ها وارد میدان می شوند و تحت لوا و ادعای اصلاح طلبی آن میکنند که نمونه هایی را در عاشورای سیاه ۸۸ دیدیم. اگرچه از ایرادات بزرگ وارده بر بزرگان جریان اصلاح طلب یکی هم این است که چرا تحت تاثیر داد و ستدهای سیاسی و بده و بستانهای باندی، تا کنون حاضر نشده اند مرزبندی قابل فهمی بین خود و این جریانات معاند و برانداز ایجاد و اعلان نمایند، اما در هرحال حساب اصلاح طلبان حقیقی که دل در گرو آیین و میهن دارند با طیف بی هویتی که نه دین می شناسد و نه میهن، یقینا از هم جداست، گرچه خود به تسامح این مزز را عیان نمی کنند!!.
    در مجموع میتوان گفت که حضور احمدی نژاد احتمالا میتوانست شکست نامزد جریان اصلاحات و اعتدال (دکتر روحانی) را در انتخابات در پی داشته باشد، و این شکست خود میتوانست به احتمال زیاد باعث وقوع رفتارهای حدشکنانه از نوع ۸۸ در کشور بشود. رفتارهایی که بازهم با احتمال فراوان و تحت تاثیر همان خصوصیات آسیب پذیر شخصیتی دکتر احمدی نژاد، عکس العمل های دردسرساز وی و جریان حامی وی را برمی انگیخت، و این یعنی شکل گیری یک دو قطبی ویرانگر و هنجارشکن در جامعه که می توانست کشور را در مهلکه فروپاشی گرفتار نماید. و این همان است که آقا با کلیدواژه (عدم صلاح کشور و دو قطبی شدن ) بدان اشاره میکنند.
    یکی دیگر از دلایلی که از نگاه نگارنده بصورت احتمالی در توصیه انتخاباتی رهبر عظیم الشان به دکتر احمدی نژاد منشاء اثر بوده، مقوله مذاکرات هسته ای می باشد. معتقدم در گفتمان اصیل انقلابی هیچ جایی برای امتیازدهی از سرضعف و کوتاه آمدن در برابر زیاده خواهیهای نظام استیلاجوی حاکم بر دنیا وجود ندارد. فهم ناروایی کلیت عملکرد مزورانه اردوگاه غرب در مقابل انقلاب اسلامی و از جمله در موضوع انرژی هسته ای اگرچه کار سختی است، اما از آن سخت تر، ایستادگی در برابر این ناروایی و فزون خواهی است. در گفتمان اصیل انقلاب ما با خودباوری برآمده از خداگرایی و خودشناسی، برآنیم تا عزتمند و مترقی زندگی کنیم.

    ما دست اندرکار نظریه پردازی و مفهوم سازی دگرگونه ایی از پیشرفت و توسعه و تکامل و سعادتیم و خود را برای ساختن جامعه ای الگو و قابل پیروی، سزاوار میدانیم. پیشرفت های حاصله در زمینه هسته ای و علوم پیچیده دیگر تنها تحقق بخش کوچکی از این آرمان بلند محسوب میشوند. قدرتهای سلطه جو با این خیزش و ادعای جدید تمدن سازی و استقلال خواهی و نتایج و پیشرفتهای مترتب برآن و از جمله خروج یک کشور برخوردار از انواع امتیازات و سابقا اقماری از حیطه تسلط خود از بیخ مخالفند و به هر نحو ممکن با این جریان نوین در حال اوج گیری مقابله میکنند، چه اگر اینگونه نکنند، در ازای هر گامی که کاروان انقلاب در مسیر تعالی و به جلو برمیدارد، آنها لاجرم یک گام از حریم سلطه خود به عقب رانده میشوند، و شکی نیست که واداشتن یک قدرت برتر و به تعبیر بعضی از حضرات “کدخدای دنیا” حتما کار سخت و تحمل سوزیست که تحققش اراده ای سترگ و ایمانی راسخ که سستی و خلل را در آن راه نباشد، میخواهد.

    از نگاه اینجانب متولیان فعلی قوه اجرایی و از جمله دستگاه دیپلماسی کشور دلبستگی و شناخت باورمندانه ای نسبت به این گفتمان ندارند. آنان خود به تصریح گفته اند که برای حل مشکلات در همه زمینه ها، حتی تامین آب خوردن مردم، ما مجبوریم تا با کدخدای دنیا بسازیم. در باور باورمندان گفتمان اصیل انقلاب، این نگاه محکوم به شکست است. اما واقعیت این است که فشارها و خستگی های حاصل از پافشاری بر اصول از یک سو و شاید بیشتر از آن فرسودگی ها و دلخوریهای ناشی از سوء مدیریت ها و فسادها و بی مهریهای پرتکرار متولیان در حق مردم محروم و تحت فشارهای سهمگین روحی و روانی و نابرخورداریهای عمومی اقتصادی در ازای بهره مندیهای اشرافی شماری قلیل،(آن هم در حکومتی که داعیه علی گونگی دارد و حاکمانش در جلوت به زهد حکم میکنند و در خلوت آن کار دیگر می کنند) و حقوقهای چند ده میلیونی را سهم خود از سفره انقلاب میدانند و از نه تنها از شدت شرم جان نمی کنند، که با وقاحت دم افزون پیشانیهای به تزویر پینه بسته را یه رخ می کشند) از سوی دیگر، و برآورده نشدن توقعات در نیل به پیشرفت خصوصا در ابعاد اقتصادی و رفاهی و عدم انتقال نتایج مترتب بر پیشرفتها و دستآوردها به زندگی روزمره و مهمتر و حیاتی تر از همه عدم تعریف، ارائه و فراگیری سبک تفکر اسلامی _ ایرانی که با جهان بینی توحیدی ادعایی ما تناسب داشته باشد از دیگر سو همه و همه سبب شده اند تا اکثریت مردم انگیزه چندانی برای اصرار بر آرمانهایی که اینک آنها را لوث شده می یابند، در خود نبینند. از همین رو در دو انتخابات اخیر ضمام امور را نوعا به کسانی سپردند که تقید چندانی به آرمانهای بلند ندارند و از سر واقع گرایی شعورمندانه!!!! و شعارگریزانه، از باغ گلابی سخن می گویند و در کنار هواپیمای خیالی ایرباس عکس یادگاری می گیرند و درعوض این همه دستآورد!! در قلب رآکتور اراک بتن می ریزند و از گشایشهای هر روزه برجام افاضه می فرمایند و از پس برجام یک که مائده آسمانی و درخشان ترین قرارداد تاریخ ایرانش نامیده اند، از برجام های دو و سه و ….می گویند و…. نا گه داماتو را نقض برجام میدانند و از واکنش قاطع سخن می گویند. احتمالا از سنخ همان نوع واکنشهایی که قرار بود نگذارند تا میلیاردها دلار از اموال ملت ایران را که به ناحق توسط حضرات کدخدا مصادره شده بود از حلقوم آمریکاییها پایین برود، و لابد دولت سابق دستشان بگرفت و از حلقوم کدخداها بیرون کشید!!!! و نگذاشت که کاری کنند کارستان، و صد وای بر دولت سابق که همیشه و همه جا مقصر است و محکوم، و ممنون ای واژه پرکاربرد (دولت سابق) که همچنان هستی تا بررسی های کارشناسی بیشتر برای تحلیل ناکامیها و شناسایی عوامل موثر در شکستها ضروری نباشد. و این اقدام هم لاجرم گام بلندیست در راستای تحقق اقتصاد مقاومتی، همانکونه که قرار دادهای نفتی با شرکتهای خارجی از جمله شرکت محترم و تاج سر (توتال فرانسه) و نادیده گرفتن توانمندیهای داخلی در همین راستا بوده است!.
    بگذریم از این حرفها که بس دل می شکند و بسیارتر چهره عبوس میکند. گفتیم جریان مذاکرات هسته ای میتواند یکی از دلایل توصیه انتخاباتی حضرت آقا به محمود احمدی نژاد باشد، با این نگاه که مذاکرات هسته ای اگر قرار بر حفظ اصول سه گانه عزت، حکمت و مصلحت و وفق آرمانهای انقلاب باشد، نمی تواند به نتیجه مطلوب ختم شود، زیرا با این شرط که گفتیم(حفظ اصول و عزت) نه ما حاضر میشویم از حقوق حقه خود کوتاه بیاییم و نه طرف مقابل می پذیرد که باج خواهی ذاتی خود را کنار بگذارد. و این همان رویه ایست که در سالهای قبل از روی کار آمدن دولت تدبیر و امید وجود داشت. اما همانگونه که گفتیم مقاومت و استواری بر اصول از یک سو و عکس العمل های طرف مقابل از سوی دیگر و … مجموعا سبب شدند تا با مرور زمان در بخشی از ملت و مسئولین تردیدهای جدی در باره ضرورت و درستی ادامه روند قبلی احقاق حقوق هسته ای ایجاد شود و این تصور در برخی اذهان کوته بین و اراده های سست شکل بگیرد که با کوتاه آمدن در مقوله هسته ای وباج دهی در ازای رفع تحریمهای اعمال شده، دل کدخدا را به رحم آورده تا در کار ملت (گشایش های هر روزه) ایجاد گردد. گمانم این است که در اندیشه رهبر فرزانه انقلاب، لازم است دل بستگان به ترحم غرب از مسیر رفع تحریمها، خود راهی را که مدعی صحت آنند، تا آخر بپیمایند تا با همه وجود باور کنند که سراب غرب باوری و غرب گرایی چه هزینه سنگینی دارد، وبه همین دلیل و از آن جا که ورود دکتر احمدی نژاد و پیروزی احتمالی وی، فرصت اثبات این حقیقت را از بین می برد، فلذا ایشان به دکتر محمود توصیه کردند تا وارد گود رقابت های انتخاباتی نشود. اگر این تحلیل درست باشد، میتوان متوقع بود که در دوره بعدی انتخابات چنین توصیه ای صورت نگیرد.
    و کلام پایانی:
    از آنچه که گفتیم چنین بر میآید که رهبری معظم انقلاب به واسطه تبعات ویرانگری که بر حضور دکتر احمدی نژاد در انتخابات ۹۶ محتملا مترتب بود(و البته بخش مهمی از این تبعات نه به ویژگیهای خود احمدی نژاد، بلکه به نوع عکس العمل مخالفان وی در قبال باز حضور نامبرده در صحنه سیاسی و مدیریتی کشور برمیگردد) ایشان را به عدم حضور توصیه فرمودند، و دیدیم که رییس دولتهای نهم و دهم هم وفق توصیه رهبری عمل کرد. به گمان من اگر:
    ۱ _ برخی از ویژگیهای شخصیتی و رفتاری دکتر احمدی نژاد وجود نمی داشت و
    ۲ _ به ویژه اگر طیف موسوم به اصلاح طلبی از ظرفیت پذیرش رفتار قانون مدار در حین و بعد از انتخابات برخوردار بود و در صورت عدم موفقیت انتخاباتی برای جامعه و نظام هزینه سازی نمی کرد و
    ۳ _ اگر دو نقیصه فوق باعث تشکیل و تداوم یک دو قطبی نگرشی و دوگانگی هویتی در جامعه نمی گردید،
    رهبری معظم انقلاب قطعا به آقای احمدی نژاد توصیه نمی کردند که نیاید.
    به عنوان یک آرزو دوست می دارم مجموعه شرایط حاکم بر کشور به گونه ای تمهید گردد که در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ همه طیف های باورمند به اسلام و ایران و به ویژه چهره های مشهور و محبوب دنیای سیاست یعنی رییس دولت ”اصلاحات” از یک سو و رییس دولت ”عدالت و مهرورزی” از سوی دیگر در یک رقابت قانون مند و اخلاقی، خود را در معرض انتخاب و رای آزادانه و آگاهانه مردم ایران قرار بدهند.

    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۰)



    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.