• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » آخرین خبر , فرهنگی و هنری » شعر/ هیچ یک قدر تو اینگونه مرا پیر نکرد
    کد خبر : 1920736

    شعر/ هیچ یک قدر تو اینگونه مرا پیر نکرد

      به گزارش ایران ویج؛در میان شعرهایی که برای اهل بیت سروده می شود، آثاری وجود دارد که بیشتر جنبه مدحی دارند و در عزای اهل بیت توسط مداحان خوانده می شود. شعرهایی که درباره حادثه عاشورا سروده شده است نیز از این قائده مستثنی نیست از جمله این شاعران می توان به ندا نوروزی…

     هیچ یک قدر تو اینگونه مرا پیر نکرد

     

    به گزارش ایران ویج؛در میان شعرهایی که برای اهل بیت سروده می شود، آثاری وجود دارد که بیشتر جنبه مدحی دارند و در عزای اهل بیت توسط مداحان خوانده می شود. شعرهایی که درباره حادثه عاشورا سروده شده است نیز از این قائده مستثنی نیست از جمله این شاعران می توان به ندا نوروزی اشاره کرد. از جمله اشعار وی اثری درباره شب عاشورا است:

    جز فراق تو مرا هیچ غمی پیر نکرد
    داغ تو کشت مرا کشت،زمین گیر نکرد

    جنگ هرلحظه ازین باغ گلی چید،حسین
    خون تو دشمن بی عاطفه را سیر نکرد

    هر چه آمد به سرت،عقده ی جنگ جمل است
    گرچه این را،احدی بعد تو تفسیر نکرد
    !
    در دل سنگی شان کینه ز اولاد علی ست
    چه تعجب که بر آن موعظه تاثیر نکرد
    ….
    همه دیدند مرا،بر سر گودال ولی
    حالت خنده شان هم به تو تغییر نکرد

    دشمن از برق نگاه تو چنان ریخت به هم
    اکتفا بر تن بی جامه به یک تیر نکرد

    خواهرت دید به چشم خودش آن لحظه، کسی
    در پی غارت انگشتر تو… دیر نکرد

    کربلا گرچه پراز داغ جوان بود ولی
    هیچ یک قدر تو اینگونه مرا پیر نکرد
    (داغ تو کشت مرا کشت،زمین گیر نکرد)

    از شعرهای دیگری که درباره شب عاشورا سروده شده اثر ابوالفضل عطاری در این باره است:

    قول خوب است قول مردانه
    قول هایی شبیه افسانه

    نه فقط قول عزم جانانه
    پای تو سوختن چو پروانه

    پای این قول تا خدا رفتم
    آن زمانی که کربلا رفتم

    معنی عشق یک کلام حسین
    پر پرواز تا خدام حسین

    هق هق بین گریه هام حسین
    آخر مردی و مرام حسین

    آبرودار هر دو دنیایی
    تو حسینی و جان زهرایی

    سوختن از من آتشش با تو
    نوحه و روضه و دمش با تو

    آه از من ولی غمش با تو
    جان زهرا عنایتش با تو

    در خیالم تو را به نی دیدم
    پای سر نیزه تو باریدم
    روی نی باد بین گیسویت
    جای یک سنگ کنج ابرویت

    سوخته قسمتی هم از مویت
    چقدر زخم خورده بر رویت

    طاقت شاعر تو را برده
    جای تیری که بر دهان خورده

    مجید تال نیز در این باره سروده است:

    ﻧﮕﻔﺘﻨﯽ ﺳﺖ ﻏﻢ ﺑﯽ ﺷﻤﺎﺭ ﺍﻧﮕﺸﺘﺮ
    ﭼﻨﺎﻥ ﻋﻘﯿﻖ، ﺷﺪﻡ ﺩﺍﻍ ﺩﺍﺭ ﺍﻧﮕﺸﺘﺮ

    ﺑﻪ ﻣﺸﮏ ﻃﻌﻨﻪ ﺯﺩﻩ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻗﺤﻄﯽ ﺁﺏ
    ﺧﻮﺷﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﻟﺐ ﺁﺑﺪﺍﺭ ﺍﻧﮕﺸﺘﺮ

    نیاز نیست به انگشت لطمه ای بزنند
    که سنت است در ایشان نثار انگشتر

    ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺳﺖ، ﺩﻟﺶ ﺗﻨﮓ ﺷﺪ، ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ –
    ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺍﺗﻤﺎﻡ ﮐﺎﺭ ﺍﻧﮕﺸﺘﺮ

    ﺭﻗﯿﻪ ﺭﺍ ﻧﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﺗﺎ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﺪ
    ﺑﻪ ﮔﻮﺷﻮﺍﺭﻩ ﯼ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺍﻧﮕﺸﺘﺮ

    ﺑﮕﻮ ﺑﻪ ﺯﺍﺋﺮ ﮐﺮﺏ ﻭ ﺑﻼ‌ ﮐﻪ ﺳﻮﻏﺎﺗﯽ
    ﮐﺴﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺍﻧﮕﺸﺘﺮ

    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۰)



    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.