• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » آخرین خبر , اجتماعی , حوادث » سرقت از دیوار با خودنویس
    کد خبر : 1901155

    سرقت از دیوار با خودنویس

    سارقی که از طریق سایت دیوار طعمه‌هایش را شناسایی و از آنها کلاهبرداری می‌کرد، با تلاش پلیس آگاهی پایتخت دستگیر شد. این فرد متهم است با کمک یک خودنویس، قبض‌های واریز شده به حساب را دستکاری می‌کرد و با چرب زبانی و پرت کردن حواس آنها مالشان را می‌گرفت و می‌فروخت. اوایل امسال بود که…

    سارقی که از طریق سایت دیوار طعمه‌هایش را شناسایی و از آنها کلاهبرداری می‌کرد، با تلاش پلیس آگاهی پایتخت دستگیر شد.

    ۴۸

    این فرد متهم است با کمک یک خودنویس، قبض‌های واریز شده به حساب را دستکاری می‌کرد و با چرب زبانی و پرت کردن حواس آنها مالشان را می‌گرفت و می‌فروخت.
    اوایل امسال بود که پرونده کلاهبرداری با استفاده از سایت دیوار به پلیس آگاهی تهران اعلام شد و با ارسال این پرونده به شعبه هشتم بازپرسی دادسرای ناحیه ۶ رسیدگی به آن در اختیار مأموران پایگاه سوم آگاهی تهران قرار گرفت.
    تلاش برای دستگیری این کلاهبردار همچنان ادامه داشت تا اینکه در اوایل تیر ماه یکی از مالباختگان با مراجعه به پایگاه سوم آگاهی و تشکیل پرونده اعلام کرد شماره سریال گوشی خود را نگه داشته است تا در صورت دزدیده شدن بتواند آن را پیدا کند. پس از آن شماره سریال این گوشی در اختیار مأموران پایگاه سوم آگاهی قرار گرفت و با پیگیری‌ها و انجام شگردهای پلیسی مشخص شد این موبایل برای آخرین بار در اختیار یک فروشنده موبایل در محدوده میدان خراسان قرار گرفته است.
    با توجه به اینکه سارق هیچ ردی در کلاهبرداری‌های خود به جای نگذاشته بود و پس از هر کلاهبرداری خط خود را دور می‌انداخت، قرار شد با پیگیری‌های مرد موبایل فروش، این کلاهبردار که بیشتر خریدهای موبایلش را به همان فروشگاه می‌آورد، شناسایی و دستگیر شود.
    این بار مرد موبایل فروش پس از گرفتن مال از مرد کلاهبردار قرار گذاشت که بقیه مال را فردای همان روز بدهد و با این شگرد و هماهنگی با نیروی انتظامی بالاخره این فرد کلاهبردار در تاریخ ۱۹ مرداد ماه در دام مأموران پایگاه سوم آگاهی افتاد.
    سرهنگ محمد نادربیگی با اعلام این خبر گفت: این کلاهبردار که پس از دستگیری صراحتا به انجام جرایمی مشابه در حدود ۳۰ فقره اعتراف کرده است، همچنان با دستور قضایی در اختیار مأموران پایگاه سوم آگاهی قرار دارد تا تحقیقات در باره او تکمیل شود.
    چند ساله‌ای؟
    ۳۲ سال سن دارم و به دلیل اعتیاد به شیشه به این روزگار افتادم. راستش را بخواهید وضعم بد نبود تا اینکه فرزندم به دنیا آمد و پس از آن دیدم که با حقوقم تنها می‌توانم خرج شیشه مصرفی‌ام را بدهم. به همین دلیل یک روز که در خانه نشسته بودم و در حال کشیدن شیشه بودم، فکری به سرم زد. در جایی خوانده بودم که فردی با اضافه کردن صفر به یک قبض کارت عابر بانک توانسته است، سر یک فروشگاه را کلاه بگذارد. من هم همین کار را کردم تا اینکه گیر افتادم. سابقه اولم به این منوال رقم خورد اما در مرتبه بعدی تمام نقاط ضعف کارم را رفع کردم و این بار با احتیاط کامل و بدون اینکه رد پایی از خودم به جا بگذارم، جلو رفتم تا این که با زرنگی مأموران دوباره گیر افتادم.
    شگردت چه بود؟
    خودنویس. با کمک یک خودنویس که رنگ خاکستری می‌نوشت قبض واریزی عابر بانک را جعل می‌کردم.
    از کجا مالباخته‌ها را شناسایی می‌کردی؟
    از طریق سایت دیوار. من حتی اولین سرقتم را نیز یادم است. تعدادی فرش از یک سمساری خرید کردم و بعد از اینکه پول را به کارتش واریز کردم هزار تومان به حساب او واریز کردم. شما فرض کنید قیمت فرش‌ها شده بود یک میلیون تومان. در نتیجه من سه صفر جلوی این عدد اضافه می‌کردم و می‌شد یک میلیون تومان، به همین سادگی.
    پس حسابی جاعل حرفه‌ای هستی؟
    نه، شیوه دیگری بلد نیستم و تنها یک سابقه دارم. گفتم که یک فرزند دو ساله دارم و از وقتی که این فرزندم به دنیا آمد مجبور شدم دست به این کار بزنم. من پس از آزادی دوباره تصمیم داشتم به سراغ کار بروم که پدرم گفت من یک دزد را کنارم نگه نمی‌دارم. دوباره به سمت مواد رفتم. از بد روزگار باید قرضم را به خواهر خانمم نیز ادا می‌کردم. خواهر خانمم شوهرش را مجبور کرده بود که برای آزادی من از زندان رد مالم را کامل تقبل کند و به این طریق من هم رفته بودم زیر کلی قرض. دوباره روز از نو و روزی از نو. در سایت دیوار زیرو رو می‌کردم و اجناس را انتخاب و با فروشنده هماهنگ می‌کردم تا در منطقه یوسف آباد قرار بگذاریم و قبل از اینکه برسیم، پول را به حسابشان واریز می‌کردم. بیشترین کلاهبرداری من به دلیل سادگی آنهایی بود که سر قرار می‌آمدند و گرنه خیلی‌ها پیدا می‌شدند و اعلام می‌کردند که تا پول به حسابمان نیاید ما قبول نمی کنیم و به این صورت من هزار تومان ضرر می‌کردم و دوباره باید یک سوژه جدید می‌یافتم.
    فکر می‌کردی دستگیر شوی؟
    حقیقتش را بخواهید این دفعه دیگر فکر همه جایش را کرده بودم به جز اینکه پلیس بخواهد تا این حد دنباله ماجرا را بگیرد و به همین دلیل سر قرار با مرد صاحب موبایل فروشی رفتم که در نتیجه دستگیر شدم. تمام ریزه کاری‌ها را فکرش را کرده بودم. حساب جعلی بود. خط از این‌هایی بودکه از دکه می‌خرند. به هیچ عنوان فکر دستگیری به ذهنم نمی رسید. یک بچه دارم و زنی که با او بیش از ده سال بوده ام. دختر عمویم است و می‌خواهد طلاق بگیرد چرا که به او قول داده بودم سمت این کارها نروم. تقریبا هیچ چیزی برایم نمانده است، تنها اینکه بتوانم بچه ام را بزرگ کنم آن هم بعد از اینکه از اینجا آزاد شوم و هر روز در حال دعا کردن هستم تا شاکی‌هایم بیشتر از این ۳۰ نفر نشوند.

    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۰)



    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.