ایران ویج » ویتامین «جی» خونمان پایین است

ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

صفحه اصلی » دانستنی ها , زندگی بهتر , مهارت‌های زندگی » ویتامین «جی» خونمان پایین است
کد خبر : 1882236

ویتامین «جی» خونمان پایین است

«قرار است حال شهرهای بزرگ خوب شود»؛ این را فعالان محیط‌زیست می‌گویند که این روزها سرسختانه در حال گسترش کمپین‌ها و تشکل‌های محیط‌زیستی مثل کمپین «آشغال نریزیم»، «سه‌شنبه‌های بدون خودرو» و به سرانجام رسیدن اتفاقات خوب مثل برگزاری جشنواره فیلم سبز هستند.

ویتامین «جی» خونمان پایین استReviewed by حمید عبدالرحمن on Jul 22Rating:

Image processed by CodeCarvings Piczard ### FREE Community Edition ### on 2016-07-20 05:06:14Z | http://piczard.com | http://codecarvings.comþüÿòOXÖþ

یکی از این فعالان پرانرژی، محمد درویش است؛ پژوهشگری که پیش از آنکه عنوان ریاست دفتری در قد و قامت سازمان محیط‌زیست را به دوش بکشد، قدم‌به‌قدم همراه مردم بوده تا طبیعت‌شان را از نو بسازند. این کویرشناس و کویرنورد مدرک کارشناسی‌اش در رشته مهندسی مرتع و آبخیزداری از دانشگاه تهران و کارشناسی‌ارشدش محیط‌زیست است. وقتی با درویش به گفت‌وگو می‌نشینید، انتظار همه‌‌چیز را داشته باشید غیر از شکوه و شکایت از بی‌توجهی مردم به محیط‌زیست و برجسته کردن نکات منفی. او همان‌قدر که تمام عمرش را به پای محیط‌زیست ایران گذاشته، همان‌قدر هم به آینده این محیط‌زیست امیدوار و خوش‌بین است.

شما در گفت‌وگوهایتان همیشه تأکید داشته‌اید، دیگر نباید از آب‌های زیرزمینی استخراج کنیم اما تأمین آب شرب تهران بدون استخراج آب‌های زیرزمینی ممکن نیست. چکار باید بکنیم؟
این کلیدی‌ترین سؤال این روزهاست. همیشه وزارت نیرو و سدسازان وقتی می‌خواهند مخالفان سدسازی را بکوبند، می‌گویند اگر سدهای تهران نبودند، مردم چکار می‌کردند؟ این چماقی است که همیشه بالای سرمان دارند. روزانه در تهران ۱۵میلیون نفر تردد می‌کنند. جمعیت ساکن تهران هم ۱۰میلیون نفر است. درصورتی که ظرفیت زیستی تهران، ۲/۵میلیون نفر است. تهران با بزرگ‌ترین بحران محیط‌زیستی ایران یعنی نشست زمین روبه‌رو است؛‌ آخرین مرحله بیابان‌زایی. سطح آب زیرزمینی در تهران به‌شدت در حال کاهش است. در طول یک دهه گذشته، در منطقه بین وردآورد تا دریاچه استادیوم آزادی، سطح آب بین ۷ تا ۱۷متر، پایین رفته است. در بالادست تهران، شاهد افزایش روزافزون ساخت‌و‌سازها و نابودی پوشش‌های گیاهی و ریه‌های شهر هستیم. تمام هفت رودخانه اصلی و دره‌های ما که عامل تعادل اقلیمی‌مان بودند از بین رفته‌اند. تهران تنوع زیستی‌اش را از دست داده و از همه مهم‌تر، با بحران آلودگی هوا روبه‌رو است. در بسیاری از روزهای سال، ‌وارونگی هوا اتفاق می‌افتد، چرا این‌همه مشکل محیط‌زیستی در تهران داریم؟ چرا به جای ۲/۵ میلیون نفر، ۱۰میلیون نفر در تهران زندگی می‌کنند؟ این اشتباه از کجا شکل گرفت؟ به‌خاطر سدها! اگر این سدها ساخته نشده بودند، اگر ما نمی‌رفتیم آب را از ۱۰۰کیلومتر آن سوتر برای تهران بیاوریم، به اندازه همان ۲/۵ میلیون نفر الان در تهران مستقر بودند، دیگر لازم نبود سالانه ۲۰۰میلیارد دقیقه از عمر مردم تهران تلف شود، دیگر طبق آمار بهشت زهرا، متوسط عمر مرگ‌ومیرها ۴۹/۷سال نبود، دیگر آلودگی هوا، ‌۸میلیارد دلار خسارت نمی‌زد و مردم تهران هم اینقدر کلافه نبودند! یعنی این سدها، ‌همان مُسکن‌هایی بودند که پدر مریض را درآوردند. افیونی‌ترین و بدترین سدهای ایران همین سدکرج و لتیان و لار و طالقان هستند. پدر این مردم را درآورده‌ا‌ند و باعث شده‌اند این تعداد جمعیت بیش از ظرفیت تهران در آن ساکن شوند و این مصیبت‌ها گریبانمان را بگیرد. باید حتما فاجعه‌ای مثل زلزله اتفاق بیفتد و ۲میلیون نفر کشته شوند تا متوجه شویم سدها چه جنایتی در حقمان کرده‌اند؟

خب نمی‌شود جلوی مهاجرت به تهران را گرفت؟
باید ببینیم مردم برای چه و چرا مهاجرت می‌کنند؟ برای اینکه فقط در تهران آب وجود دارد مهاجرت می‌کنند یا اینکه در شهرشان کار ندارند؟ ما اگر می‌توانستیم از مرکز تمرکززدایی کنیم، همه مشکلات‌مان حل می‌شد. خیلی از جاهای دنیا این کار را کرده‌اند. ‌نیویورک پرجمعیت‌ترین شهر آمریکاست، اما واشنگتن، پایتخت این کشور است. در برزیل، ریودوژانیرو را رها کرده‌اند و کامبرا مرکز کشور شده است. در استرالیا هم وضعیت همینطور است. اصلا چرا راه دور برویم؛ همین پاکستان بغل دست خودمان. در ترکیه به جای اینکه استانبول مرکز کشور باشد، آنکارا مرکز است. باید به سمت تمرکززدایی برویم. نباید کاری کنیم که بهترین دانشگاه‌ها، ‌بیمارستان‌ها و مراکز فرهنگی در یک شهر متمرکز شوند و هرکسی که دستش به دهنش برسد به تهران بیاید. بیش از ۳۰هزار سکونتگاه روستایی را در طول ۱۵سال اخیر از دست داده‌ایم و متروکه شده‌اند. خیلی‌ها حاشیه نشین شده‌اند. اخیرا به قم سفر کرده‌بودم، دیدم زنجانی‌ها خیلی زیادند و محله‌ای‌ هم به نام زنجانی‌ها وجود دارد. فهمیدم چند روستای زنجان از سکنه خالی شده‌اند و به حاشیه قم مهاجرت کرده‌ و چه معضلات اجتماعی ایجاد شده است. قم که خودش آب ندارد و آبش را از سرشاخه‌های کارون و از الیگودرز تأمین می‌کند، چرا باید مهاجرپذیر باشد؟ این اشتباه راهبردی است که بعد از تهران داریم این بلا را سر قم می‌آوریم.

کمی از حال و هوای معضلات محیط‌زیست تهران دور شویم… می‌شود بین اوقات فراغت شهروندان و حفاظت محیط‌زیست رابطه برقرار کرد؟ یعنی مردم هم از اوقات فراغتشان لذت ببرند، هم کاری برای محیط‌زیست‌ انجام دهند.
تا به حال سمت چوپانات و خور و بیابانک و کویر مصر رفته‌اید؟ وقتی ۳-۲ روز به آن منطقه می‌روید، ‌حالتان چطور است؟

خب طبیعت زیبایی دارد و حال آدم خوب می‌شود.
دقیقا. بیشترین ویتامین‌هایی که مصرف می‌کنیم ویتامین‌های بی ‌و سی و دی و ‌ای هستند اما الان از ویتامین جدیدی صحبت می‌شود به نام ویتامین «جی»؛‌مخفف گرین! می‌گویند این ویتامین است که اگر به زندگی انسان‌ها تزریق شود، ضریب افسردگی‌شان کاهش پیدا‌ می‌کند. اگر ۹۰دقیقه در روز بتوانی از مواهب طبیعی، بهره‌مند شوی، حالت خوب می‌شود؛ مثلا مجال این را داشته باشی که خرامیدن یک گله آهو، ‌کل، قوچ، ‌بز و میش را تماشا کنی. الان خیلی از روانشناسان، حتی در ایران به جای تجویز داروهای شیمیایی، بیمارانشان را مجاب می‌کنند که به دل طبیعت بروند. امروز، شاخصی به نام «اچ.پی.آی» در دنیا مطرح شده که مخفف عبارتی با معنای «شاخص سرزمین شاد» است. این شاخص می‌گوید مردمی که از مواهب گیاهی و جانوری درخورتری برخوردار باشند، در سرزمینی زندگی کنند که بتوانند آبشارهای زیبا را تماشا کنند و آسمانش پرنده داشته باشند، شادترند و احتمال خودکشی کمتر دارند. از سال ۲۰۰۶ کشورها را براساس اچ.پی.آی رتبه‌بندی می‌کنند و لاجرم شادترین مردم دنیا آنهایی نیستند که «جی.پی.پی»‌شان بالاست. آمریکا، ‌آلمان، سوئد و فرانسه، جزو مردمان شاد جهان نیستند!‌ دومینیکن، کاستاریکا وگواتمالا جزو شادترین مردم دنیا هستند.

ما در چه رتبه‌ای قرار داریم؟
ایران در سال ۲۰۰۶، رتبه ۶۶ را داشت والان به رتبه ۷۷نزول کرده است. با شیب زیاد سقوط کرده‌ایم اما هنوز به نسبت خیلی از کشورها وضعیت بهتری داریم. آمریکا ۱۰۵ امین کشور و روسیه ۱۲۲امین و قطر ۱۵۱امین است! چون چیزی ندارند، ‌همه طبیعت‌شان را از بین برده‌اند. ما باید قدر منابع طبیعی‌مان را بدانیم.

اما آمریکا که از نظر منابع طبیعی غنی است!
ولی رتبه خوبی ندارد. به‌دلیل توسعه بی‌رویه صنعت و کشاورزی در اوایل قرن بیستم، منابع آن به‌شدت تخریب شده‌اند. ما الان در کالیفرنیا بزرگ‌ترین نشست زمین را داریم. در مناطق مرکزی آمریکا، بیابان‌زایی بسیار زیاد است.

پس ما سرمایه های محیط زیستی خوبی داریم؟
قطعا. ایران، سرزمینی است که بیش از ۲هزار درخت کهنسال دارد. در کل قاره اروپا، ‌۸۰۰اصله درخت کهنسال هم نداریم؛ یعنی مردمی در این سرزمین زندگی می‌کنند که درخت کهنسال را نشانه برکت می‌دانند و قطعش نمی‌کنند. ما در ایران۱۷۲۸گونه اندمیک گیاهی داریم، یعنی ۱۷۲۸گونه گیاهی که در هیچ جای جهان یافت نمی‌شود. فکر می‌کنید تعداد کل دانه‌های اندمیک اروپا چقدر باشد؟ ۱۷۳۲دانه! یعنی ایران به اندازه کل قاره اروپا، دانه‌های انحصاری دارد.

اروپایی‌ها دانه‌های بیشتری داشته‌اند و از بین برده‌اند یا از اول همین تعداد بوده‌است؟
از بین برده‌اند! به‌دلیل توسعه بی‌رویه صنعت. زمانی، اروپا تمام جنگل‌هایش را نابود کرد. الان دوباره مشغول احیاست. ما باید از آن خطاها درس بگیریم و تکرارشان نکنیم. دقیقا داریم همان راه اشتباهی را می‌رویم که اروپا ۱۰۰سال پیش رفت. نباید آن راه را برویم و همه فکر و ذکرمان را روی توسعه صنعت و جاده و معیشتی بگذاریم که به تخریب غیرقابل جبران محیط‌زیست منجر می‌شود.

اگر بخواهیم به یک جمع‌بندی کلی برسیم، با وجود معضلات محیط‌زیست‌مان، نقش مردم و دولت چقدر در کاهش این مشکلات پررنگ است؟
فعالیت‌ها کافی نیستند. هجمه‌ای که الان علیه محیط‌زیست وجود دارد، نیاز به یک سازمان بسیار مقتدر، ثروتمند و متخصص دارد. سازمان محیط‌زیست به چنین شرایطی نرسیده است؛ باید این موضوع را اعتراف کنیم!‌ علاوه بر این ما نتوانسته‌ایم آنطور که شایسته است مردم خودمان را نسبت به واقعیت‌های زیست‌بومشان آگاه کنیم. نتوانسته‌ام محیط‌زیست را به مسئله خانواده‌ها تبدیل کنیم. به سمت سرمایه‌گذاری در تاسیس مدارس محیط‌زیست نرفته‌ایم. آموزش و پرورش همچنان دربرابر تاسیس این مدارس، مقاومت می‌کند. از هر نوع تغییری، فراری است.

چرا استقبال نمی‌کند؟
چون سیستم‌ آموزش و پرورش قدیمی است. وقتی مدیران این سیستم ترجیح می‌دهند با همان روال قبلی و بدون ریسک به مسیر خودشان ادامه دهند، ‌حاصل می‌شود ضرب المثلی که می‌گوید: «فتیله، فردا تعطیله!» حاصلش مجموعه مدارسی می‌شود که بچه‌ها از حضور در آنها متنفرند. نسلی که اینگونه با زور و اجبار با دانش ارتباط برقرار کند و درس‌ها را در مغزش فرو کند، وقتی بزرگ شد نمی‌تواند مشکلاتش را حل کند. ما در مدارس محیط‌زیست اگر بگوییم فردا تعطیل است و نیایید، گریه می‌کنند و می‌گویند نمی‌شود فردا هم بیاییم؟! مدارسی که رنگ و دیوار و حصار ندارند اما کیفیتشان خیلی هم بالاست. چرا آموزش و پرورش به این سیستم آموزشی تن نمی‌دهد؟ چرا مردم به‌عنوان یک مطالبه جدی، این موضوع را مطرح نمی‌کنند؟

کمی درباره فضای این مدارس توضیح می‌دهید؟
مدارس با این مدارس طبیعت قرارداد می‌بندند و بچه‌ها را به‌مدت نیم روز تا ۲ روز در هفته به این مدارس می‌برند. در این مدارس، بچه‌ها یاد می‌گیرند که درخت چیست؟ چطور یک نهال بکارند؟ حیوانات چه هستند؟ نوازش‌شان کنند. گِل بازی و خاک بازی و تاب‌بازی کنند و آتش روشن کنند. نجاری کنند و نان بپزند و زندگی کنند. در مدرسه طبیعت، هرگز پاسخ پرسش‌ها را نمی‌دهند. فضایی را فراهم می‌کنند که گام به گام این پرسش‌ها تو را به خلاقیت برسانند تا خودت جواب را کشف کنی. در این مدارس اگر از درخت بالا بروی، ‌زمین می‌افتی و دردت می‌گیرد. باید خودش از درخت بالا برود و تفاوت ارتفاع را بفهمد. این می‌شود مدرسه طبیعت! اما ما چنین صبوری‌ای در نظام آموزش و پرورش‌مان داریم؟ همه چی را می‌خواهیم حفظ کنند و توی کله بچه‌ها بریزیم. نتیجه‌اش می‌شود: «فتیله، فردا تعطیله!»

چند توصیه از زبان آقای محیط زیستی برای زندگی بهتر
ما خودمان بدون نیاز به دولت، می‌توانیم در کیفیت زندگی خودمان بسیار مؤثر باشیم؛ با انجام یکسری کارهای ساده؛ مثلا تصمیم بگیریم از کیسه‌های پلاستیکی استفاده نکنیم. این کیسه‌ها وقتی در محیط رها می‌شوند، ۲۰۰سال می‌مانند. تولیدشان بسیار آب بر است و بعد از استفاده تبدیل به زباله‌های سمی می‌شوند که حیوانات می‌خورند و مریض می‌شوند و ما در زنجیره غذایی از گوشت آنها می‌خوریم و سرطان می‌گیریم. بیاییم به جای استفاده از کیسه‌های پلاستیکی یکبار مصرف، از کیسه‌های پارچه‌ای استفاده کنیم. خیلی می‌تواند به کاهش مصرف آب، انرژی و کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای و کاهش مرگ حیوانات کمک کند. دومین کاری که می‌توانیم بکنیم این است که در مسیرهای کوتاه از دوچرخه استفاده کنیم یا پیاده‌روی کنیم. بین همسایه‌های خودم افرادی را می‌بینم که با خودروی شاسی‌بلند می‌روند ۱۰۰متر جلوتر از خانه که میوه بخرند. در تمام دنیا اگر برای ترددهای شهری، سوار خودروی شاسی بلند شوی، مسخره‌ات می‌کنند اما متأسفانه در اینجا شاسی بلند، پرستی‍‍ژ است. دکتر و مهندس و استاد دانشگاه ما، همه در ترددهای شهری سوار خودروی شاسی بلند می‌شوند.

سومین کاری که می‌توانیم بکنیم و توصیه سازمان ملل است، این است که برای جابه جایی تا ۳ طبقه، از آسانسور استفاده نکنیم و از پله‌ها بالا برویم. آسانسور برق و انرژی مصرف می‌کند.هرکدام از ما اگر موضوع آسانسور را رعایت کند، در مجموع فوق‌العاده تأثیرگذار خواهد بود. چهارمین کاری که باید بکنیم این است که سیگار نکشیم. می‌دانید در سال چقدر سیگار می‌کشیم. ۱۰هزار میلیارد تومان! ۱۰هزار میلیارد تومان سیگار می‌سوزانیم و بیش از ۱۰هزار میلیارد تومان باید هزینه کنیم تا سیگاری‌ها را درمان کنیم. غیر از آن آرسنیک ته سیگار در سال، آب ۷ برابر شهری به بزرگی تهران را غیرقابل استفاده می‌کند. تهران در سال، یک میلیارد مترمکعب مصرف آب شرب دارد. ته‌سیگارها در سال ۷میلیارد مترمکعب آب را از بین می‌برند. ببینید ما چقدر مؤثریم. من فقط چند تاکار کوچک را گفتم. بیایید تصمیم بگیریم در هفته یک روز از گوشت قرمز استفاده نکنیم. گوشت قرمز، ۵۱درصد متان دنیا را تولید می‌کند. صنعت بسیار آب بری است که مراتع را نابود و فرسایش را تشدید می‌کند. بیایید تصمیم بگیریم حداقل ماهی یک کتاب بخوانیم و به دانش‌مان اضافه کنیم تا آن وقت به کسانی که کارهای عمرانی بیهوده می‌کنند مدال ندهیم. به کسانی مدال بدهیم که مُسکن نسازد و راهکار بلندمدت بدهد. این آگاهی احتیاج به مطالعه دارد. اگر همه این کارها را انجام دهیم بدون نیاز به دولت می‌توانیم معجزه کنیم. مردمی که اینگونه باشند مگر دولتش می‌تواند نسبت به آنها کرنش نداشته باشد؟ مگر همچنان وزیر و نخست‌وزیر و رئیس‌اش می‌توانند سوار خودروهای تک‌سرنشین شوند؟

منبع: همشهری آنلاین
دوره های نوروزی عصر شبکه

مطالب مرتبط

ویژه های ایران ویج

دیدگاهها (۰)



;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

آخرین اخبار و مطالب

پربحث ترین های هفته

Sorry. No data so far.