• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » آخرین خبر , شعر و موسیقی , فرهنگی و هنری » «محرم زمزمه حرا»؛ نوسروده برقعی درباره حضرت خدیجه(س)
    کد خبر : 1867753

    «محرم زمزمه حرا»؛ نوسروده برقعی درباره حضرت خدیجه(س)

    «محرم زمزمه حرا»؛ نوسروده برقعی درباره حضرت خدیجه(س)Reviewed by Iranvij-1 on Jun 16Rating: سیدحمیدرضا برقعی در تازه‌ترین سروده خود به سیره حضرت خدیجه(س) از زبان این بانوی بزرگوار پرداخته است.  امروز روز رحلت ام المؤمنین، حضرت خدیجه کبری(س) است؛ بزرگ‌بانویی که در سال‏‌های آغازین انقلاب نبوی حضور فعال و فداکارانه‏‌ای داشت و متأسفانه ظلم ظالمان…

    «محرم زمزمه حرا»؛ نوسروده برقعی درباره حضرت خدیجه(س)Reviewed by Iranvij-1 on Jun 16Rating:

    ۳۷

    سیدحمیدرضا برقعی در تازه‌ترین سروده خود به سیره حضرت خدیجه(س) از زبان این بانوی بزرگوار پرداخته است.

     امروز روز رحلت ام المؤمنین، حضرت خدیجه کبری(س) است؛ بزرگ‌بانویی که در سال‏‌های آغازین انقلاب نبوی حضور فعال و فداکارانه‏‌ای داشت و متأسفانه ظلم ظالمان و نیز دست اجل فرصتی بیشتر برای خدمت به اهداف الهی نبی مکرم(ص) به آن بانوی مکرمه را نداد.

    در کنار همسری بردبارانه رسول خدا(ص)، اعلان ایمان و پیروی از ایشان در دوران اولیه بعثت، حمایت مالی مستقیم و غیرمستقیم از پیامبر(ص) و جبهه اسلام، ایستادگی و مقاومت در تحریم و محاصره شعب ابی‌‏طالب، سرپرستی و تربیت جانشین و وصی نبوت، ارائه الگوی برتر از زن ‏تراز اسلام و… بخشی از صفات و خصوصیات این بزرگ‌بانوی صدر اسلام است.

    سیدحمیدرضا برقعی، شاعر نام‌آشنای آیینی، به مناسبت ایام رحلت حضرت خدیجه(س) نو سروده‌ای را برای انتشار در اختیارمان قرار داده که به این شرح است:

    دور شدم از این و آن با خودم آشنا شدم
    آینه در حجاز بود عاشق مصطفی شدم

    سرمه نمی‌برم به چین، قند و شکر نمی‌خرم
    نقره و زر نخواستم، صاحب کیمیا شدم

    بار شتر گذاشتم، وقف تو هرچه داشتم
    دانه عشق کاشتم، در قفست رها شدم

    با تو جرس به هر نفس، مصرع عاشقانه است
    با تو پر از قصیده‌ام، با تو غزلسرا شدم

    «ای که ملول می‌شوی از نفس فرشته‌ها»
    باور من نمی‌شود، همنفس خدا شدم

    سفره دل برای من باز کن، آیه‌ای بخوان
    حرف بزن که مَحرمِ زمزمه حرا شدم

    قطره من فرات شد، ذره‌ام آفتاب شد
    پیش تو سیدالبشر، سیدهالنسا شدم

    پشت سرت من و علی قامت عشق بسته‌ایم
    تو همه مقتدا شدی من همه اقتدا شدم

    من به تو دست یاعلی داده‌ام از صمیم دل
    مرگ جدام کرده است از تو اگر جدا شدم

    لحظه آخرین غزل، ترس ندارم از اجل
    پیرهن تو در بغل، با تو دوباره «ما» شدم

     

    منبع : تسنیم

     

    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۰)



    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.