• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » علمی و فضایی , مطالب برگزیده سایت » گفت‌وگو با «بابک فردوسی» متفاوت‌ترین مهندس ناسا
    کد خبر : 1857087

    زمین سیاره محبوب من است

    گفت‌وگو با «بابک فردوسی» متفاوت‌ترین مهندس ناسا

    «فردوسی» در مصاحبه‌ای با نشریه اسپیس درباره آن هفت ‌دقیقه وحشت، گفت: «پس از ١٠ سال کار بی‌وقفه روی این پروژه، کنجکاوی در آستانه فرود روی مریخ بود. هیچ شانس دومی وجود نداشت، به‌محض برخورد با اتمسفر سیاره مریخ و در آن هفت دقیقه، روبات باید کاملا خودکار عمل می‌کرد و برای اولین‌بار و با اتکا بر خود، همه مسئولیت‌هایی را که برایش تعیین شده ‌بود، به اجرا می‌گذاشت، یا بهتر است بگوییم باید برای اولین‌بار روی پای خود می‌ایستاد.

    گفت‌وگو با «بابک فردوسی» متفاوت‌ترین مهندس ناساReviewed by Aryan on May 11Rating:
    بابک فردوسی

    بابک فردوسی

    «هفت دقیقه وحشت» را به یاد می‌آورید؟ «هفت دقیقه»، برای فرودآمدن روباتی یک‌تُنی روی سیاره‌ای، ٢٢۵ میلیون کیلومتر دورتر از زمین و «وحشت»، از پرتنش و پرخطر بودن فرآیند فرودی که به‌صورت کامل در کنترل یک روبات بود، در کنترل مطلق هوشی کاملا ماشینی، نه انسانی. تنها کاری که در این هفت دقیقه از مهندسان برمی‌آمد، انتظاری کشنده بود تا «کنجکاوی» با خانه‌اش در پایگاه فضایی کیپ‌کاناورال تماس بگیرد و از فرود و سلامتی‌اش خبر دهد. شاید این هفت دقیقه بر تمامی مهندسان و متخصصانی که در ١٠ سال گذشته در طراحی و ساخت و برنامه‌ریزی این پروژه نقش داشته‌اند، به اندازه یک عمر گذشته باشد، اما نتیجه این انتظارِ دلهره‌آور، فریاد شادی بود و اشک شوق و شهرتی جهانی برای مأموریتی ٢,۵ میلیارد دلاری.

    روباتی همه‌فن‌حریف، تیم کنترل‌کننده روبات و یک مهندس جوان ایرانی-‌آمریکایی که به واسطه واکنش احساسی و چشمان اشکبارش در لحظه فرود، قرارگیری‌ مناسبش مقابلِ دوربین‌ها حین پخش زنده عملیات فرودآوردن کاوشگر کنجکاوی ناسا روی سیاره مریخ و همچنین ‌مدل ویژه موهایش که مخصوص این مأموریت آن را آراسته ‌بود، به‌ناگهان به چهره‌ای مشهور و جهانی تبدیل شد. اگر پخش زنده عملیات را مثل خیلی‌های دیگر با اینترنت کم‌سرعت ایران هم دیده ‌باشید، نمی‌توانید انکار کنید در اتاق کنترل عملیات فرود کاوشگر کنجکاوی، «بابک فردوسی»، مهندس ٣۵ساله ایرانی-‌آمریکایی آزمایشگاه پیش‌رانش جت ناسا (JPL)، بیش از دیگر افراد حاضر در اتاق (که هیجان‌زده به صفحه مانیتورهای خود چشم دوخته بودند)، جلب توجه می‌کرد، شاید به‌خاطر مدل نامتعارف موهایش که میان فضای رسمی و حرفه‌ای ناسا و قشر دانشمندان و مهندسان کمتر مرسوم است و او را به مرد موهاکی١ ناسا تبدیل کرد و شاید به‌خاطر اشک‌‌های شوقی که پس از دریافت اولین پیام کنجکاوی از مریخ، از چشمانش جاری شد.

    شهرت او در شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی، حتی کاخ سفید را نیز به واکنش وادار کرد و «باراک اوباما» در پیام تبریکش به تیم کنجکاوی، به شهرت مرد موهاکی اشاره کرد و گفت: «… به‌نظر می‌رسد ناسا از دوران پیراهن‌های سفید و عینک‌های تیره فاصله گرفته ‌است. شما در ناسا، خیلی جذاب‌تر از قبل شده‌اید…». «فردوسی»، یکی از اعضای آزمایشگاه علمی مریخ در JPL بود که به‌عنوان برنامه‌ریز عملیات، و کمی پس از واردشدن روبات از مرحله مطالعاتی به مرحله عملیاتی، به پروژه پیوست. این آزمایشگاه پس از ١٠ سال، مطالعه و تحقیق و به گفته «فردوسی»، فداکاری، توانست کاوشگر کنجکاوی (Curiosity Rover) را با موفقیت بر سطح مریخ بنشاند؛ روباتی به بزرگی یک خودرو که با هدف مطالعه در مورد آب‌و‌هوای مریخی و ساختار ژئولوژیکی آن، بررسی احتمال وجود حیات میکروبی در حفره گیل (منطقه فرود کنجکاوی)، بررسی نقش آب در گذشته مریخ و میزان قابلیت پشتیبانی محیط این سیاره از حیات برای آماده‌سازی مأموریت‌های انسانی به مریخ، راهی سیاره سرخ سامانه خورشیدی شد. «فردوسی» در مصاحبه‌ای با نشریه اسپیس درباره آن هفت ‌دقیقه وحشت، گفت: «پس از ١٠ سال کار بی‌وقفه روی این پروژه، کنجکاوی در آستانه فرود روی مریخ بود. هیچ شانس دومی وجود نداشت، به‌محض برخورد با اتمسفر سیاره مریخ و در آن هفت دقیقه، روبات باید کاملا خودکار عمل می‌کرد و برای اولین‌بار و با اتکا بر خود، همه مسئولیت‌هایی را که برایش تعیین شده ‌بود، به اجرا می‌گذاشت، یا بهتر است بگوییم باید برای اولین‌بار روی پای خود می‌ایستاد. عملیاتی که روی زمین بارها شبیه‌سازی شده ‌بود، اما انتظار برای دیدن نتیجه آن در مکان و زمانی حقیقی، بسیار دلهره‌آور بود، به‌ویژه که تنها راه ارتباطی با کنجکاوی سیگنال‌هایی بود که پس از ١۴ دقیقه به زمین می‌رسیدند، یا اطلاعاتی که از طریق مدارگرد‌های مریخی به زمین ارسال می‌شدند». این روبات درحال‌حاضر در دامنه کوهستانی به‎نام شارپ در مریخ در حرکت است و گاه‎و‌بیگاه از محل نمونه‌برداری یا از محیط اطرافش عکس‌برداری می‌کند.

    اگر اخبارش را دنبال می‌کنید، حتما می‌دانید آخرین کشف بزرگش یافتن نیتروژن میان خاک مریخ است. به گفته ناسا این عنصر به‌صورت غیرمستقیم و به شکل ترکیب‌های نیتروژن‌دار کشف شده‌ است. نیترات‌ها (NO٣) حاوی نیتروژن و اکسیژن هستند که ترکیبی بسیار مهم در زیست‌شناسی به‎شمار می‌رود و می‌توان آن را در DNA، پروتئین‌ها و دیگر انواع مولکول‌های آلی یافت. دانشمندان پیش از اینکه کنجکاوی در سال ‌٢٠١١ روی مریخ فرود ‌آید، کوه شارپ را، به‌عنوان هدف پژوهشی این کاوشگر، انتخاب کرده‌ بودند. لایه‌های مختلف این کوه، آرشیوی از دوره‌های مختلف تحولات محیطی مریخ به‌شمار می‌رود. «کنجکاوی» در سفرش به‎سوی پایه کوه شارپ، بستر حفره‌ای را که کوه میان آن واقع شده، به‌دقت بررسی کرد. این روبات درحال‌حاضر اصلی‌ترین مسئله‌ای که به‌خاطر آن سفرش به مریخ را آغاز کرد، حل و مشخص کرده ‌است؛ اینکه مریخ می‌تواند محیطی برای شکل‌گیری حیات میکروارگانیسم‌ها یا ریزجانداران باشد. «فردوسی» می‌گوید دیگر درگیر امور روزانه پروژه کنجکاوی نیست، ازاین‌رو نمی‌تواند جزئیات دقیقی درباره وضعیت کنونی این مسافر مریخی در اختیارمان قرار دهد. اکنون درگیر پروژه‌‌ای دیگر برای نزدیک‌شدن به قمر اروپای سیاره مشتری است که هنوز در مرحله مطالعاتی قرار دارد. قرار است در صورت تصویب این پروژه، فضاپیمای «اروپا کلیپر»، در چند پروازِ نزدیک از کنار این قمر، پوسته یخی و اقیانوس‌های آن را بررسی کند. «فردوسی» عاشق فضاپیماهای وویجر است، از نظرش روبات کنجکاوی موجودی باشخصیت است و وقت‌هایی که از جنون دنیا خسته می‌شود، سخنان «کارل ‌ساگان»، اخترشناس و کیهان‌شناس مشهور آمریکایی، را برای خود مرور می‌کند.
    ‌‌‌
    ‌ فرودآوردن یک روبات هوشمند بزرگ از فاصله ٢٢۵میلیون‌و ٣٠٠هزار کیلومتری روی مریخ چه احساسی دارد؟ شما بخشی از این پروژه بودید، آیا می‌توانید درباره احساس خود از آن روز با ما صحبت کنید؟
    حس خارق‌العاده‌ای دارد، حس موفقیت و سبک‌باری. همه ما به‌شدت و درنهایت فداکاری، برای موفقیت این مأموریت تلاش کردیم، برای ساعت‌هایی بسیار طولانی. ازاین‌رو دیدن نتیجه‌بخش‌بودن تمامی این تلاش‌ها و فداکاری‌ها روی سیاره مریخ و جشن‌گرفتن این موفقیت به‌همراه اعضای تیمی که همراهمان بودند، لحظه‌ای فوق‌العاده بود. درعین‎حال، همگی ما به‌شدت تحت‌ِتأثیر پشتیبانی و هیجانی قرار گرفتیم که مردم از سرتاسر کشور و جهان از خود بروز می‌دادند.
    ‌ چرا حفره گیل و ماونت شارپ (کوهستان شارپ)، به‌عنوان مناطق فرود و اهداف مطالعاتی روی مریخ، انتخاب شدند؟
    بهتر است گروه علمی پروژه به چنین پرسشی پاسخ دهد، اما از نقطه نظر مهندسی، باید منطقه‌ای را برای فرود انتخاب می‌کردیم که از چندین ویژگی ایمنی مهندسی برخوردار می‌بود؛ از جمله، این منطقه باید به‌منظور افزایش‌دادن احتمال موفقیت فرود، از ارتفاع و نرمی سطحی کلی برخوردار می‌بود، به شکلی که بتوان میزان مسطح‌بودن و نرمی بافت منطقه را به‌راحتی با کمک اطلاعات مداری محاسبه کرد.
    ‌ پروژه «کنجکاوی» اهداف متعددی دارد، بررسی آب‌و‎هوا و ساختار زمین‌شناختی مریخ، بررسی شرایط محیطی سیاره برای پشتیبانی از حیات میکروبی و غیره. به‌نظر شما کدام‌یک از اهمیت بیشتری برخوردار است؟
    خب، در این زمینه، جهت‌گیری‌های شخصی زیادی وجود دارد، اما به‌شخصه، موضوع قابل‌ِ سکونت‌بودن مریخ را هیجان‌انگیزتر از بقیه می‌دانم. پرسش‌هایی که درباره مریخ و منظومه خورشیدی مطرح می‌شوند، حقیقتا در تلاشند پاسخی برای پرسش‌هایی بنیادی‌تر درباره ماهیت حیات و انسان بیابند.
    ‌ بسیاری از افراد، «کنجکاوی» را یک روبات نمی‌بینند و درباره آن به شکلی صحبت می‌کنند که گویی «کنجکاوی» شخصیتی انسانی دارد، به‎نظر شما دلیل چنین شخصیت‌بخشی به یک ماشین چیست؟
    دلایل زیادی می‌تواند وجود داشته باشد، من از زاویه دید گروهی، فکر می‌کنم دلیلش این است که روی شکل‌ها و فرم‌های مختلف «کنجکاوی» زمان بسیار زیادی صرف شده‌ است: از تولد آن که همان مرحله طراحی و ساختش است گرفته تا دوران بزرگسالی و بلوغش در همین‌لحظه، لحظه‌ای که روی مریخ درحال انجام مأموریت است و به‎همین‎دلیل همه ما آن را به‎عنوان عضوی از خانواده‌مان می‌شناسیم. علاوه‌بر‌این، تردیدی ندارم این کاوشگر شخصیت دارد، قطعا زمان‌هایی وجود دارد که کارکردن با «کنجکاوی» راحت‌تر از دیگر لحظات است. از زاویه دید عمومی نیز فکر می‌کنم، اگرچه نحوه سخن‌گفتن تیم درباره «کنجکاوی» در این موضوع بی‌تأثیر نبوده ‌است، حساب‌های کاربری توئیتر و شبکه‌های اجتماعی «کنجکاوی» نیز این رویکرد شخصیت‌پنداری را تشدید می‌کنند، زیرا «کنجکاوی» در شبکه‌های اجتماعی یک راوی محض است و این حس را در مردم ایجاد می‌کند که فردی درحال سخن گفتن درباره ماجراجویی‌هایش روی مریخ است.
    ‌ می‌توانید کمی درباره پروژه جدیدتان «اروپا کلیپر» توضیح دهید؟
    ما در مرحله پژوهش به‌سر می‌بریم و امیدوارم به‌زودی به پروژه‌ای رسمی تبدیل شود، درصورتی‎که این پروژه رسمی شود، اروپا کلیپر، فضاپیمایی خواهد شد که به بررسی قمر اروپایِ سیاره مشتری اختصاص خواهد ‌یافت؛ قمری که یکی از هیجان‌انگیز‌ترین نقاط منظومه خورشیدی به‌شمار می‌رود. ما می‌خواهیم به پرسش‌های زیادی که جوامع علمی درباره قمر اروپا مطرح می‌کنند، پاسخ دهیم. اگرچه مأموریت‌هایی مانند وویجر و گالیله، پیش‌از‌این ملاقات کوتاهی با اروپا داشته‌اند، کلیپر با دراختیار‌داشتن تجهیزاتی که ویژه جهان‌های یخی طراحی شده‌ است، روی «اروپا» متمرکز شده و تحقیق خواهد‌کرد.
    ‌ چرا جهانی منجمد، با محیطی به‌شدت ناهنجار و ناخوشایند و ناسازگار، باید اهمیتی داشته باشد، حتی اگر زیر لایه‌های یخی آن حیاتی کشف شود؟
    زندگی زیر لایه‌ای از یخ، برای انسان ناخوشایند و غیرممکن است، نه برای همه گونه‌های حیات. آنچه ما در آستانه درک آن درباره قمرهای یخی قرار گرفته‌ایم، این است که این قمرها چندین ویژگی‌ و وضعیت‌ مشابه با وضعیت بستر اقیانوس‌های زمین دارند و نکته جالب اینجاست که در چنین شرایطی، در اعماق اقیانوس‌های زمین، می‌توان گونه‌ای از حیات را یافت. ازاین‌رو، «اروپا» و بسیاری از این قمرهای مشابه می‌توانند بهترین فرصت برای یافتن حیات در ورای زمین و در همسایگی این سیاره باشند.
    ‌ جدا از پروژه‌هایی که مسئولیت انجام آنها را بر‌عهده دارید، کدام‌یک از پروژه‌های نجومی و علمی درحال‌اجرا، بیشتر شما را هیجان‌زده می‌کنند؟
    من عاشق وویجرها هستم. ٣٧سال از پرتاب دو فضاپیمای وویجر می‌گذرد و هنوز هردوی آنها فعال و زنده‌اند و اطلاعات ارزشمندی را در اختیار ما قرار می‌دهند. وویجرها، درعین‌حال جسارت حضور در نقاطی از جهان را داشته‌اند که ما هرگز آنجا نبوده‌ایم.
    ‌ نظرتان درباره پروژه مارس‌وان٢ چیست؟ به‌نظرتان پروژه‌ای موفقیت‌آمیز است؟
    چیز زیادی درباره پروژه مارس‌وان نمی‌دانم، اما چه موفق بشوند، چه نشوند فکر می‌کنم این عالی است که مردم به‌خاطر سفر به سیاره‌ای دیگر، این‌همه هیجان‌زده شده‌اند.
    ‌ دوست دارید روزی به سیاره‌ای دیگر سفر کنید؟
    فقط اگر سفری کوتاه باشد، دوست دارم به‌جای دیگری بروم. زمین سیاره محبوب من است.
    ‌ به کجا؟
    فکر کنم فقط دوست دارم به ماه بروم و از آنجا به سیاره‌‌مان خیره شوم تا بتوانم همه‌چیز را در یک نگاه ببینم.
    ‌ فیلم «میان‌ستاره‌ای» را دیده‌اید؟ نظر کارشناسی‌ شما درباره آن چیست؟
    من از دیدن این فیلم واقعا لذت بردم، اما تمایلی ندارم حین تماشا‌کردن یک فیلم بر جنبه‌های علمی و مهندسی آن متمرکز شوم، زیرا در آن صورت از فضای لذت‌بخشِ تماشای فیلم خارج می‌شوم.
    ‌ امروز دقیقا در همان مکان و همان موقعیتی ایستاده‌اید که دردوران کودکی‌ آرزویش را داشتید؟
    چندان به یاد ندارم که آرزوی کودکی‌ام دقیقا چه بوده ‌است، اما همیشه دوست داشتم بخشی از رویدادی بسیار بزرگ‌تر از خودم باشم و در خلق آینده‌ای بهتر برای همه انسان‌ها شریک باشم، از این نظر که به موضوع نگاه می‌کنم، دقیقا همان‌جایی هستم که می‌خواستم.
    ‌ یک ذهن علمی و فنی چطور می‌تواند با چنین آشوبی که جهان را فراگرفته، جنگ، جنایت، نسل‌کشی، تروریسم و…، کنار بیاید؟
    فکر می‌کنم برای خودم مهم این است که هریک از ما انسان‌ها، روی بهترین کاری که از عهده‌مان برمی‌آید، تمرکز کنیم، اما درنهایت هرگاه جهان به‌نظرم طاقت‌فرسا و خسته‌کننده می‌آید، دوست دارم نگرش «کارل ساگان» را با خود مرور کنم که روی تصویری که وویجر در ١۴ فوریه سال ١٩٩٠ از فاصله شش‌ میلیارد کیلومتری از سیاره ما ثبت کرد و نشان داد این سیاره تنها یک ذره ناچیز در بی‌کران جهان هستی است، بازتاب یافت: «دوباره به این نقطه نگاه کن، نقطه اینجاست، اینجا خانه ماست، ما اینجا هستیم. همه کسانی که دوست‌شان داریم، تمام کسانی که می‌شناسیم، هرکسی که تابه‌حال درباره‌اش شنیده‌ایم، هر انسانی که تاکنون وجود داشته، زندگی‌اش را روی این نقطه آبی کوچک سپری کرده‌ است. مجموعه‌ای از خوشی‌ها و رنج‌های‌مان، هزاران دین مطمئن به خود، ایدئولوژی‌ها و آموزه‌های اقتصادی، هر شکارچی و تلاشگری، هر قهرمان و بزدلی، هر خالق و ویرانگر تمدنی، هر پادشاه و رعیتی، هر زوج جوان عاشق‌پیشه‌ای، هر مادر و پدری، کودک پرامیدی، مخترع و مکتشفی، هر معلم اخلاقی، هر سیاست‌مدار فاسدی، هر فوقِ ‌ستاره‌ای، هر رهبر بزرگی، هر گناهکار و قدیسی در تاریخِ گونه ما، اینجا زیسته، روی ذره‌ای از غبار معلق در پرتو نور خورشید».
    پی‌نوشت:
    ١- موهاک نام قبیله‌ای از سرخ‌پوستان آمریکای شمالی بود که در دره موهاک در شمال نیویورک کنونی سکونت داشتند، اما رواج مدل موی موهاکی در دوران معاصر درواقع در هالیوود و به‌ویژه در فیلمی با نام Drums Along the Mohawk با بازی «هنری فوندا» ریشه دارد، اگرچه نشانه‌های رواج این مدل مو در گذشته‌های دور نیز وجود دارد.
    ٢- مارس‌وان سازمانی خصوصی در هلند است که قصد دارد تا سال‌٢٠٢٧، اولین انسان را به مریخ فرستاده و در آنجا سکونت‌گاه‌های دائمی برای اقامت انسان‌ها فراهم کند.
    ———————————————————————–
    جلب توجه به علم با مدل مو

    گروه علم: «بابک فردوسی» در هفتم نوامبر‌١٩٧٩ در شهر فیلادلفیا در ایالت پنسیلوانیا به دنیا آمد. پدر وی اهل ایران و مادرش بزرگ‌شده آمریکاست. وی پس از اتمام دبیرستان در سال‌١٩٩٧، در دانشگاه واشنگتن در رشته هواوفضا نام‌نویسی کرد. «بابک فردوسی» در سال ‌٢٠٠١ در مؤسسه فناوری ماساچوست در رشته هواوفضا ثبت‌نام کرد و از سال‌٢٠٠٣ با سمت مهندس سیستم، در آزمایشگاه پیش‌رانش جت در سازمان ناسا مشغول به فعالیت شد. او در مأموریت مریخ‌نورد «کنجکاوی» مدیریت پرواز را بر عهده داشت و از اعضای پروژه کاوشگر کاسینی-هویگنس نیز بوده است. هنگام مأموریت مریخ‌نورد «کنجکاوی» در آگوست ‌٢٠١٢، مدل عجیب موهای وی که به سبک «موهاک» بود، توجه رسانه‌ها را به خود جلب کرد و سبب معروفیت وی شد. در آن مأموریت، مدل موهای او به نمادی از این مأموریت در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی تبدیل شد. او در مصاحبه‌ای گفته است: «اگر مدل موهای موهاک من باعث هیجان افراد بیشتر و جلب‌توجه آنان درباره علم و این مأموریت شود، این فوق‌العاده است».

    منبع: روزنامه شرق - سمیرا مصطفی‌نژاد
    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۰)



    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.