• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » مقالات » اصول درست مقاله‌نویسی
    کد خبر : 1856891

    اصول درست مقاله‌نویسی

    به عنوان یک محقق و پژوهشگر درعرصه‌ی علمی از ما انتظار می‌رود که آثار علمی و پژوهشی خود را همراه با رعایت نکات لازم بنویسیم. برای این کار چه کنیم؟

    اصول درست مقاله‌نویسیReviewed by Aryan on May 4Rating:

    مقاله نویسی

    رعایت کیفیت همراه با پیش رو بودن از جهت تعداد آثار پژوهشی و مقاله‌هایی که نگاشته می‌شوند بیش از پیش بازتاب‌دهنده‌ی سطح علمی یک محقق هستند. یک محقق همان طور که مصرف‌کننده‌ی اطلاعاتی است که دریافت می‌کند لازم است که با پردازش اطلاعات، سطح متفاوتی از حقیقت که پیش از این به آن توجه لازم معطوف نشده است را به سایرین نشان دهد. اما این پرده‌برداری از نکاتی که درخور گفتن هستند نیازمند رعایت نکاتی است که باید مورد توجه قرار بگیرد:

    ۱. ایده‌ی کلی‌ای که بر اساس آن مقاله نگاشته می‌شود هم چون پیِ یک بنا اهمیتی اساسی دارد. اگر از همان ابتدا محقق از خود بپرسد که علتِ اهمیتِ پرداختن به ایده‌ی مورد نظرش چیست و سوالاتی که در پی پاسخ دادن به آنهاست کدام است، بخش مهمی از کار خود را انجام داده است. نحوه‌ی پرداختن به موضوع و روشی که استفاده می‌شود نیز از همان ابتدا باید مشخص شود( هم چون روش مصاحبه،  روش کتابخانه‌ای، روش مشاهده‌ی مستقیم‌ و…). از طرفی دیگر محقق نسبت به پیشینه‌ی موضوع نیز باید آگاهی لازم را کسب کند چرا که یک مقاله نباید تکرار مکررات باشد. لذا با آگاهی نسبت به پیشینه‌ی موضوع و خواندن مقالاتی که در آن عرصه انجام شده‌اند راحت‌تر می‌تواند به زوایایی بپردازد که کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند و یا بیشتر نیازمند توجه‌اند.

    ۲. هر پاراگرافِ یک مقاله از چند جمله تشکیل شده است که از جهت معنایی زنجیروار به یکدیگر متصل شده‌اند تا یک ایده‌ی کلی را بیان کنند. لذا یک پاراگراف یک کل ثابت است که اگر از متنِ مقاله جدا شود نیز معنای خود را به مخاطب القا می‌کند. باید توجه داشت که تک تک پاراگراف‌های یک متن برای اشاره به یک نکته‌ی جداگانه نگاشته شده‌اند. از همین رو یک متن مانند یک بنا یا ساختمانی است که پاراگراف‌ها هم چون آجرهای آن هستند.

    ۳. ترتیب قرار گرفتن پاراگراف‌ها نیز مهم است. پاراگراف‌های آغازین بیشتر مقدمات را برای مخاطب شرح می‌دهند. پاراگراف‌های میانه در پی حل مسأله و ارائه‌ی داده‌های به دست آمده هستند و در آخر پاراگراف‌های پایانی هر مقاله نتیجه‌گیری می‌کنند.

    ۴. جمله‌ی آغازینِ هر پاراگراف، ایده‌ی کلی‌ای که در پی آن پاراگرافی خاص نگاشته شده است را بیان می‌کنند. جمله‌های دیگر پاراگراف به شکلی مبسوط به ایده‌ی مورد نظر می‌پردازند و آن را برای مخاطب شرح می‌دهند. نباید در یک پاراگراف به ایده‌های گوناگونی که به یکدیگر مربوط نیستند و بیشتر مخاطب را گیج کرده و از هدف دور می‌کنند، اشاره کرد.

    ۵. مقاله‌‌نویسی با نوشتن یک متن ادبی یا یک رمان تفاوت دارد. محقق حقِ نوشتن از تصورات و خیال‌پردازی‌های خود را ندارد. هم چنین لازم است بتواند با روشی علمی از تمام مطالبی که در باب آنها در متن سخن گفته است دفاع کند.

    ۶. یک مقاله لازم است انسجام نظری و روشی داشته باشد. به هیچ وجه نباید ادعای یک محقق با آنچه که به آن پرداخته است تفاوت داشته باشد. برای نمونه اگر هدفِ تحقیق بررسی یک موضوع بر اساس روش‌شناسی مردمی است نباید پارادایم کارکردگرایی ساختاری را اتخاذ کرد.

    ۷. لازم است که از هرنوع پیچیده‌گویی در متن مقاله بپرهیزید. هرچه قدر مقاله‌ی شما دقیق‌تر باشد و راحت‌تر فهم شود از ارزش بیشتری برخوردار است.

    ۸. از کپی کردن و دزدیدن مطالب از مقاله‌ها و کتاب‌های دیگر جدا پرهیز کنید. با استفاده از قوانین مربوط به ارجاع دادن درست، مقاله‌ی شما بیشتر وجهه‌ی علمی پیدا می‌کند.

    ۹. علایم نگارشی را درست استفاده کنید.

    ۱۰. اطمینان کسب کنید که در متن مقاله هیچ نوع غلط املایی ندارید.

    ۱۱. کتاب و مقاله‌های نگاشته شده در مجله‌های مطرح علمی را بخوانید. هرچه قدر میزان مطالعه‌ی شما بیشتر باشد راحت‌تر می‌توانید بنویسید و هوشیارانه مطالب دیگران را داوری کنید.
    در این مقاله سعی شد به چند اصول کلی درمقاله‌نویسی اشاره‌ای کنیم. نکاتی هم چون رعایت شیوه‌ی درست ارجاع دادن و علایم نگارشی خود نیازمند توضیحاتی بیشتر است که در مقاله‌های دیگر به آنها خواهیم پرداخت.

    ———

    دنیا از زوایه‌ دید یک نویسنده

    نویسنده

    یک نویسنده علارغم اینکه به جزئیات توجه می‌کند قادر است از دنیای واقع پافراتر بگذارد و خود با قلمش صحنه‌های جدیدی را خلق کند. عنصر تخیل و واقعیت همراه با توصیفات بدیع و استعاره‌های گوناگون تأثیری شگرف در ذهن و جان مخاطب باقی می‌گذارد.

    برای قلم در دست گرفتن ضروری است که تا اندازه‌ی زیادی به شیوه‌ی نگریستن یک نویسنده به دنیای واقعی نگاهی بیاندازیم. یک نویسنده‌‌ی ماهر تنها هنگام نوشتن نیست که با قلمش جزئیات را از دل دنیای واقع بیرون می‌کشد و در دنیای خیالی حل می‌کند بلکه در لحظه لحظه‌ی زندگی کردنش به جزیئات پیرامون خود توجه دارد. توصیفات دقیق نویسندگانی هم چون تولستوی و ناباکوف حاکی از همین نگاه دقیق آنها به اموراتی است که از نگاه بسیاری از انسان‌های عادی دور می‌ماند.

    نویسندگان لازم است کلمات را به گونه‌ای در کنار یکدیگر قرار بدهند که امکان تصور صحنه‌ها برای خواننده وجود داشته باشد. در این میان تفاوت اصلی‌ای که حرفه‌ی نویسندگی را از فیلم و دیگر رسانه‌های تصویری متمایز می‌کند در عنصر تخیل است. تخیل به نویسنده قابلیت شگرفی در پرداختن به صحنه‌های گوناگون می‌دهد. اگر مخاطب یک فیلم، صحنه‌ی پروازِ شخصیت اصلی داستان را امری دروغین می‌خواند اما توصیف همین صحنه در یک کتاب مخاطب را تا حد زیادی قانع می‌کند و کلمات اگر با مهارت کنار یکدیگر چیده شوند جادویی در پی خواهند داشت که اذهان را مسحور خود می‌کنند.

    لذا نویسنده علارغم اینکه به جزئیات توجه می‌کند قادر است از دنیای واقع پافراتر بگذارد و خود با قلمش صحنه‌های جدیدی را خلق کند. عنصر تخیل و واقعیت همراه با توصیفات بدیع و استعاره‌های گوناگون تأثیری شگرف در ذهن و جان مخاطب باقی می‌گذارد. برای نمونه یوستین گوردر در کتاب انحصاری خود، دختر پرتغالی، در چند خط شخصیت اصلی داستان یک نگاه و لبخند را این چنین با ظرافت خاص خود برای فرزندش، جرج، بیان می‌کند: «از لای در به داخل کافه تریا خزیدم و دو سه متر دورتر از میز او نشستم. می‌خواستم پیش از آنکه برای نزدیک شدن به او تصمیم بگیرم فقط او را تماشا کنم و از آن منظره‌ی غیرقابل توصیف و درک لذت ببرم…پس معلوم بود که می‌دانست من او را تحت نظر داشته‌ام. خنده‌ی گرمی کرد و این خنده‌ی او، جرج، می‌توانست تمام دنیا را گرم کند و اگر تمام مردم دنیا می‌توانستند او را ببیننددر یک آن، همه‌ی جنگ‌ها، خصومت‌ها و دشمنی‌های روی کره‌ی زمین از بین می‌رفت یا دست کم یک آتش بس بسیار طولانی اعلام می‌شد.»

    در این توصیف نویسنده یک امر ناممکن ، یعنی خاموش شدنِ تمام سردی‌ها و خصومت‌ها را با لبخندی گرم و گیرا ممکن می‌سازد. مخاطب خود می‌تواند زیباترین لبخندی که فرای دنیای واقعی ماست را در نظر بگیرد و از این توصیف لذت ببرد.

    اما چه چیزی در نگاه یک نویسنده است که اثر او را متفاوت می‌کند؟ چگونه می‌توانیم هم چون یک نویسنده قلم در دست بگیریم و ناممکن را ممکن سازیم؟ یکی از رموز اصلی نویسندگی موفق، خواندن زیاد است. نویسنده حتی زمانی در روز که مشغول نوشتن نیست، نوشته‌وار فکر می‌کند، نوشته‌وار سخن می‌گوید و نوشته‌وار زندگی می‌کند. خواندن آثار موفق ادبی تخیلات ما را زنده می‌کند و به ما این امکان را می‌دهد که داستان‌هایی خاص را خلق کنیم.

    داشتن نگاهی انتقادی به پیرامون نیز در نوشتن تأثیرگذار است. نویسنده لازم است شخصیت‌های اصلی داستان خود را از میان آدم‌های پیرامون خود برگزیند؛ توجه به رنج و مشکلات یک معتاد در جامعه، توجه به زندگی یک کودک کار، نظر داشتن به دشواری‌های یک بیمار در بیمارستانی در گوشه‌ی شهر.

    یک نویسنده‌ی موفق تنها زمانی می‌تواند اثری استثنایی خلق کند که اثر او اشاره به گوشه‌ای از جامعه و یا در سطحی بالاتر توجه به مسائل بشری داشته باشد.

    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۰)



    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.