• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » گوناگون » کودکی ما چـگونه سپری شد ؟
    کد خبر : 1836734

    کودکی ما چـگونه سپری شد ؟

    کودکی ما چـگونه سپری شد ؟Reviewed by Aryan on Sep 3Rating:  قصه های دوران کودکی مان یادتان هست؟ دنیای خیال انگیز حکایت های شبانه! یادتان هست چه شب هایی با چه داستان هایی به خواب رفتیم؟ امروز داشتم در تنهایی خودم برای تقویت حافظه مروری به آنها می کردم. دیدم عجب چیزهای مشکل داری به…

    کودکی ما چـگونه سپری شد ؟Reviewed by Aryan on Sep 3Rating:

     قصه های دوران کودکی مان یادتان هست؟ دنیای خیال انگیز حکایت های شبانه! یادتان هست چه شب هایی با چه داستان هایی به خواب رفتیم؟ امروز داشتم در تنهایی خودم برای تقویت حافظه مروری به آنها می کردم. دیدم عجب چیزهای مشکل داری به خوردمان داده اند.

    شنگول و منگول، لاک پشت و خرگوش، چوپان دروغگو، خرگوش باهوش و شیر ظالم، شنل قرمزی، 3 بچه خوک، جک و لوبیای سحرآمیز، جادوگر شهر اُز، گربه چکمه پوش، هانسل و گرتل، آلیس در سرزمین عجایب و … شاید فقط قصد بزرگانمان این بوده که ما را در خواب کنند و به قول خیام: «گفتندفسانه ای و در خواب شدند» ولی به چه قیمتی؟! اگر آن زمان سیستم ممیزی برای پخش وجود داشت و به فکر پالایش محصولات و کنترل، کیفی برای ما بودند باید کنار تمام آنها علامت 12+ می زدند و پخش مستقیم بازی ها را ول می کردندو می چسبیدند به قصه های شب! همه این قصه ها یک جاییشان برای مخاطب خردسال و حتی بزرگسال می لنگد پس تصمیم گرفتم یک کار ریشه ای انجام دهم و کنکاشی در یک یکشون داشته باشم.

    شنگول، منگول و حبه انگور

    از معضلات اخلاقی و بدآموزی آرایش و صدا نازک کردن آقا گرگه که بگذریم، مشکلات زیر باقی می ماند:

    چرا مامان بزی معروف به «بز قندی» با نام مستعار «بز زنگوله پا» در نقش یک خانم سرپرست خانوار است؟ بابا بزی کجاست؟ چرا مامان بزی را با 3 تا بچه قد و نیم قد در همسایگی آقا گرگه ول کرده و رفته است؟ اگر مرده که روحش شاد، پس چرا مامان بزی بعد مرگ همسرش از آن محله نرفته و به همسایگی با آقا گرگه ادامه داده است؟ و چرا به بهانه خرید از منزل بیرون می رود؟ مگر بزغاله هابه جز شیر مادر به چه کوفتی احتیاج دارند؟

     


     


    همه اینها به کنار، حبه انگور چرا آنقدر نامرد است که وقتی گرگ برادرانش را می درید به جای رشادت و فداکاری در جنگیدن با گرگ به پناهگاه می رود و فقط به فکر خودش است؟

    و اما سوال پایانی؛ بزغاله ها چرا در شکم گرگ هضم نمی شوند و از سیستم جویدن و بلع هم سالم مانده اند؟

    پترروس فداکار

    این یکی دیگر شاهکاری است که سالیان سال در کتاب های درسی هم تدریس می شد و انگشتان کوچکمان باید برای مشق نوشتن از روی این خزعبلات، «کرخت» می شد!

    اولا، بچه جان مگر پشت سد جای خاک بازی است؟!

     

     

    دوما؛ آن چه سوراخ ایجاد شده در سد است که درست هم قد پتروس و هم قطر انگشت پتروس است؟!

    سوما؛ فشار آبی که زورش به انگشت یک بچه نمی رسیده، چگونه می توانسته شهری را غرق کند؟!

    لاک پشت و خرگوش

    داستانی برای تزریق خودباوری بی دلیل که منجر به خود بزرگ بینی می شود؛ که توی لاک پشت بی استعداد، می توانی در مسابقه دو از خرگوش بهتر بدوی؟! … حتما فردا هم می رود در زیرزمین به کمک خواهرش که انرژی هسته ای تولید کند.

    چوپان دروغگو

    داستان چوپان نگون بختی که وقتی همولایتی هایش به دادش می رسیدند که گرگ از صدای پایشان فلنگ را زودتر بسته بود و تنها جرم چوپان این بوده که با لبخند از کمک ایشان تشکر می کرده. اصلا روی خوش به ما نیامده، حتما گرگ باید گوسفندها را بدرد تا خیالتان راحت شود؟

     

     

    شنل قرمزی

    این از پتروس هم بدتر است؛ حالا پشت سد که هیچ! توی جنگل، دختر تک و تنها، با بوی عطر وانیل اشتهاآور و آن پوشش نامناسب منکراتی شنل قرمز که از صد فرسخی جلب توجه می کند چه می کرده است؟! خب خودش مقدمات جرم را فراهم کرده بوده، معلوم است گرگ می رود در رختخواب مادربزرگش و انتظارش را می کشد.

    سه بچه خوک

    سه برادر بساز بنداز که خانه های ناامن درست می کردند و به خودشان قالب می کردند! … مصالح بد، بدون نقشه مهندسی، بدون ستاد بحران، نکرده کار! دوست ناباب.

    جک و لوبیای سحرآمیز

    داستانی در حمایت تنبلی و بهره مندی از دسترنج دیگران و دزدیدن از بزرگترها به جرم دانه درشت بودن و غول پیکری با کمک جریان انحرافی و جادو و طلسم.

    حسن کچل

    داستانی که سر تراشیدن و قلندری را به یک بیماری و عارضه تبدیل کرد تا شبکه های ماهواره ای از درمان آن نان بخورند.

    داستانی بر ضد اکثر کاریکاتوریست های ایرانی با استناد به مدارک موجود.

     

     

    جادوگر شهر اُز

    خود خود جریان انحرافی، اصل جادو و جنبل!

    هانسل و گرتل

    ماجرای بی خانمانی کودکان طلاق، نامادری و ضعف شخصیتی پدر و معاونت در جرم … یعنی بنیان خانواده کشک. تازه کسی هم با پدری که معاونت در جرم داشته است، کاری ندارد؛ یعنی ضعف آشکار سیستم قضایی و تقویت دستگاه غذایی در برابر خانه خوراکی!

    بابا لنگ دراز

    استعمار عاطفه یک دختربچه یتیم و بی پناه و وابسته کردن او برای ازدواجی با اختلاف سن بالا … مردک نردبان از لنگ درازش خجالت نمی کشید؛ اول ادای بابا درمی آورد بعد شوهر، گرگ در لباس میش.
    این قصه سر دراز دارد…

     

    کلیدواژه ها :
    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۴۷)



    • paryabita

      vaghan jaleb bod daseton dard nakone

    • زری

      چرا با خاطرات قشنگ کودکی این کارو می کنی؟ آخه این چرت و پرتا چیه که می نویسی؟ از شما بعیده آقای احمدنیا

      • احمدنیا

        کاش دقت میکردید که این متن طنز هست

    • marjan

      harche mefraste ghashange…
      damet gharm:-)

    • صدیقه

      خیلی مسخره بود

    • نسترن

      سلام.این مطلب اگه صرفا با نگاه طنز نوشته شده باشه خیلی جالب بود اما اگه با دید واقعی نگاه کنید نه زیادی شور شده بود چون بچه تو اون سن و سال نکات مثبت رو دریافت میکنه نه این چیزایی که شما نوشتین اتفاقا این داستانا برای بیان آرمان های انسانی فوق العاده بود البته بعضی هاشون مثلا بابا لنگ درازو همین الانم ک نگاه کنی کلی شورو شوقو امید به زندگی پیدا میکنی….یا چوپان دروغ گو ی مصداق کامل از بد بودن دروغ و دروغگویی هست…..

    • پرند

      سلام جالب بود ولی چیزی نفهمیدم.به هرحال یادی ازخاطرات بود

    • somayeh

      in nabtarin didgahi bod ke didam bsiyar ziba aaaaaaafarin!

    • آنا

      عالی بود یه بار دیگه خاطره هامونو زنده کردی

    • سارا

      سلام
      یه مرور بر گذشته طعم خوبی داشت،بخصوص شنل قرمزی .بعضی از موارد واقعا جالب بود فقط من توی این موندم که چرا هیچوقت این سوالا زمان بچگی به ذهنم خطور نکرده بود؟:-)

    • عارفه

      آن پوشش نامناسب منکراتی شنل قرمز که از صد فرسخی جلب توجه می کند چه می کرده است؟! ein che porseshie ke kardidi ??!! yani mikhaid bacheharo ta in had zehneshuno mahdud konid..
      hARCHEGHADR SANSOR BISHTAR JAMEE MONHAREFTARR

      • احمدنیا

        طنز هست این مطلب

        • عارفه

          طنز مسخره ای بود:|

    • عارفه

      تام و جری چطور؟؟ اینهمه سقوط کرد اینهمه تو تله افتاد و هیچیش نشد…این قصه های کودکانه مثلا شنگول و منگول تقریبا طنزه و اینکه بچه ها تخیلات زیادی دارن..نمیشه که کارتو ها و قصه های ما همه واقعی باشند..کمی تخیل / طنز لازمه…در زندگی روزمره باید به بچه ها حقیقت رو کم کم نشون داد و براشون توضیح داد..بزاریم بچه ها این داستانا براشون سرگرمی باشه قدرت تخیلو ازشون نگیریم..قدرت بدیم تا خودشون با تخیل کودکانه داستان و شعر بگن.. نه اینکه بیایم هی به جزئیات بپردازیم..سخت نگیرید.. آیندهرو بسازیم..از قصه گو های عزیز کشورمون حمایت کنیم قصه های اونارو کارتون بسازیم…

    • sara

      مرسی جالب بود

    • ZAHRA

      MESLE HAMISHE ALIIIIIIIIIIIII BUD

    • مریم

      وااااااااااقعا قشنگ بود همین که ماروبه گذشته میبرین خیلی قشنگه ولی تو این قصه ها من همیشه دنبال اون نکته مثبته بودم که اگر یکم دقت کنید میتونیم بعد از اتمام قصه برای بچه نتیجه مثبتش بگیم .
      البته بابا لنگ دراز هروقت دیدم به نکته تفاوت سنی ازدواج فکر کردم یعنی چند سال اینا فرق سن داشتند ؟ قابل هضم نیست ! شاید به خاطر همین قصه هاست بعضی ها با بابابزرگشون ازدواج می کنند!!!!!!!!!!!!!!!!
      ولی خودمونیم کارتونایم کارتونای قدیم یه چیز دیگه بود حالاچی همه ابکی و الکی

    • مهدی

      بریزید دور این چرت و پرتها و نقدهای مسخره رو کاشکی میتونستیم یک ذره از مسولین انتقاد کنید

    • باقری

      طنز زبان تیزی دارد دیدگاه موشکافانه و طنازانه ای بود . مرسی.

    • miady

      اصلا موافق نیستم باهاتون. کارتونا و قصه های به این باحالی… چرا گیر میدین به اینا؟ مشکل اصلی کارتونای باربیه با اون سر و شکلشون و قیمت گزاف یا خیلی کارتونای جدید. هر چی که بودن نسل ما رو بد و دریده بار نیاوردن این قصه ها و پر بودن از پیامهای مرامی و معرفتی و دوستی و مهربونی… نه مثل این جدیدا فقط فکر قر و فر. همه کارتونا و قصه ها یه دختر دم بخت خوشگل دارن با یه پسر خوشتیپ شجاع که میره به جنگ نابود کننده های دنیا.

    • negin

      aslan khoob nabood
      makhsoosan baba leng deraz
      maskhareeeeee

    • helena

      سلام . با تشکر از مطالبتون به نظر من بعضی هاش درست بود بعضی هاشم نه !!!!
      من خودم به طور کامل موضوع خرگوش و لاک پشت و لمس کردم این داسان پشتکار و نشون میده و درست. شنل قرمزی هم تاحدی موافق و تا حدی موافقم این و دختر خانوما باید روش خوب فکر کنن!

    • hasti

      با نقد”چوپان دروغگو”خیلی موافقم که ما همیشه فقط وقتی اتفاق بدی میفته به فکر اطرافیانمون هستیم..ممنون

    • ....

      hamash dorost bud vali hamina maro sargarm mikard dige.khaterast vasamun.vali jaleb bud mamnun

    • ak

      سلام واقعا خندیدم وبه فکر رفتم مخصوصا به داستات بزبز قندی.
      به نظر من تو دنیای ما همشون واقعیت دارن.

    • س.ناصری

      واییییییی آقای احمد نیا، مرسیییییییی!!!!
      این Email فوقالعاده بود……..واقعا خسته نباشید!!!!
      :))))))

    • sara

      درود !
      خیلی برای من حس قشنگی داشت . نوستالوژی های دوران ما تو این پست زیبا ؛ حس برانگیز بود .
      درود بر شما !

    • حسام

      بی نظیر
      یک ساعت فقط خندیدم
      دمتون گرم خیلی باحالید

    • زهرا

      خیلی خوب بود دستتون درد نکنه کاش اینارو یه یکی از مسولان کشور ارسال میکرردیت تا علاوه بر ما خودشون هم اینا رو بخونن و بدونن

    • زهرا

      عااااااالی بود …. یعنی از گشت ارشادم بیشتر بهشون گیر دادید
      دمتون گرم

    • فتانه

      سلام . بچه گی ما که اینطوری گذشت خدا به داد بچه هامون برسه که دیگه مستقیما تمامی جرم هارو بهشون یاد میدن باز ما رو در قالب داستان میگفتن خنگامون سالم موندن

    • negar

      slm khaste nabashi saitetun vaghen khobe
      to facebook ba che moshakhasati hastin
      TANKS

    • azadeh

      سلام
      من نمیگم شما بد میگین چون واقعا این داستانا شخصیت بجه هارو می سازن اما تا وقتی داستانهای خودمونو نداشته باشیم با فرهنگ خودمون همینه دیگه مجبوریم فرهنگ اونارو قبول کنیم. اکثر کارهایی که واسه بچه ها لان می سازن فقط و فقط محتوای مذهبی داره که مثلا خود من اگه بچه بودم زده می شدم

    • ary

      ;( ba maryam movafeqam

    • رویا

      آقای احمدنیا سلام؛ از تصاویر و مطالب زیبایت ممنونم … موفق و موید باشی

    • پوریا

      من بابا لنگ دراز رو خیلی دوست دارم تا حالا 2بار کامل دیدمش بازم میبینمش.ولی جدا راست میگید این داستان ها به درد بزرگترها میخوره تا بچه ها.

    • Ane

      وای یادش بخیر دنیای کودکی عجب دنیایی بود

    • reza

      دوست عزیز ظاهرا شما داستان چوپان دروغگو رو باید از نو مطالعه کنید. چرا داستان رو اشتباه نوشتید؟ بقیه شم قصه ست قرار نیست صد در صد واقعیت داشته باشه . شما نوشتید “حبه انگور چرا آنقدر نامرد است که وقتی گرگ برادرانش را می درید به جای رشادت و فداکاری در جنگیدن با گرگ به پناهگاه می رود و فقط به فکر خودش است؟” دوست عزیز مگه کودک رشادت و فداکاری بلده؟؟
      آقا دست بردارید از این نقدهای بی پایه و اساس
      نوشتند “تنها جرم چوپان این بوده که با لبخند از کمک ایشان تشکر می کرده.” نه خیر جرم چوپان دروغ گفتنه . برداشتشون از شنگول، منگول و حبه انگور که دیگه آخر نقد و بررسییه. موندم اونی که اینارو نوشته چه آدمه متفکری بوده!!!!

      • پدرام

        سلام
        جناب احمد نيا اينقدر شيريني براي شير برنج خيلي زيادي است !! صرفنظر از اينكه قصه و داستان و در كل مولفه هاي فرهنگي وارداتي كه نه با ماسنخيت دارند و نه بدون منظور ساخته ميشوند ،قابل دفاع نيستند ، اما اگر نه همه كه اكثر حكايات و قصص و حتي بازيهاي كودكانه كه ريشه هاي تاريخي در فرهنگ ما دارند همگي پرمحتوا داراي بار آموزشي مثبت و مصون از بد اموزي ها هستند زيرا كه توسط تاريخ در درون فرهنك مميزي و پالايش شده اند و همان فرهنگي كه به داشتنش افتخار ميكنيد و ميكنيم مجموعه همين مولفه هاي خرد است كه بسيار بيرحمانه با قيچي سانسور به سمتش خيز برداشته ايد و البته كه بسياري از واقيات تلخ جامعه واقعي را هم با تندي و تيزي كمتر منتقل و كودك را براي آينده واقعي آماده ميسازد اما سرفصلهاي ارزشمند انساني را تبليغ و اعمال غير انساني را به زباني ساده و شيرين تقبيح ميكند . هرچند كه اين قصه ها امروز به مذاق احمدنياي 26 ساله برنامه نويس و طراح وب و به اظهار خودش عاشق فرهنگ اصيل ايراني خوش نمي آيد ، اما در سنين طفوليتش 20 و اندي سال قبل و يا امروز براي فرزند خردسالي اگر داشته يا در فاميلشان باشد هم فقط همين گونه مطالب جذاب مورد پذيرش ذهني و تاثير گذار و منتقل كننده آموزه هاي اصيل فرهنگي هست و بوده كه امروز شما يك فرد عاشق فرهنگتان شده ايد ، نه كد هاي برنامه نويسي و اسكريپتهاي بي روح و به خودي خود بيمعني كه فقط در جوار سيستم عاملها ظهور ظاهري مييابند كه اگر محتوائي ارزشي و اصيل را منتقل نكنند به هيچ نخواهند ارزيد و نهايتا ابزاري است براي تعريف قصه اي كه بايد كودك راجذب كند .
        از اين دست نمونه ها زياد داريم همچون” كليله و دمنه” ها كه اثري ماندگار و قابل ستايش خاص و عام است كه با ظاهري غير واقعي ، واقعيات و اصول اخلاقي و آرماني و اصالتهاي انساني را از زبان جانوران جنگل بيان كرده و در طيف وسيعي از سنين جذابيت داشته و تاثير گذار بوده و هست .
        هر حكايت غير منطبق با واقعيت كه الزاما جرم دروغ را يدك نميكشد و بد نيست بلكه اصلا موضوع استفاده از كنايه ها و استعاره ها اهميت ويژه دارند كه علم روز روانشناسي هم از استفاده اين امر در آموزش سنين كودكي تاكيد دارد . و اگر اهميت بازيهاي كودكانه را قبول داشته باشيم و دنياي خيالي حاكم بر ان را كه تكوين كننده پايه هاي شخصيتي در بزرگسالي هست ، خود متكي بر قصه هاي شنيده شده توسط كودك و مفاهيم القاء شده از آنهاست .
        قصه هائي مثل “چوپان دروغگو ” بسادگي بسياري از مفاهيم اصيل انساني را براي كودكان همه جوامع و همه اعصار بدون پيش نياز به ابزار هاي خاص الكترونيك و غيره منتقل ميكند و در فرهنگ تبديل به “مثل” ميشوند كه شخصيتهاي ساختگي مثل “بن تن” ها با تحميل همه ملزوماتي كه پيش نياز استفاده اش ميباشد نه تنها نخواهد توانست انجام دهد بلكه وسعت تخريبشان از حد تصور فراتر است.
        سربلند و پيروز باشيد

    • reihaneh

      ببخشید ولی خیلی مسخره بود مثلاً نظرتون راجع به خرگوش و لاک پشت اتفاقاً داستان خیلی زیبا اشاره داشت به مغرور شدن خرگوش به توانایی های خود و عواقب آن و از طرفی پشتکار داشتن لاک پشت با وجود ناتوانی در حرکت سریع و ناامید نشدن از تفاوت بارز خود با خرگوش در حرکت و … . خیلی زیبا اثر امید و پشتکار و برتری آن بر بسیاری از توانمندیها نشون داده شده مثلاً خیلی خوب می تونست به کسایی که نقصی در جسمشون دارن امید بده که می تونن از آدمهای سالم موفق تر باشن. در مورد سایر داستانها و ایراداتتون به همین اندازه توضیح و نقد دارم به نظرم انتقاداتتون اصلاً علمی و متفکرانه نبودن فقط یک سری نگاه های سطحی و ظاهری به ایرادتی بود که بنظرم اصلاً به چشم نمی اومد و هیچ وقت چنین طرز تلقی در کودکی من بوجود نیاورد که مثلاً کودکی مثل شنل قرمزی لباسش منکراتیه!!! من اول فکر کردم شما دارید گشت ارشاد رو مسخره می کنید!! اما جدی حرف زده بودید. یا در مورد پتروس که فقط داره فداکاری و مسئولیت پذیری را به بچه های کوچولو یاد می ده چیزی که بچه های امروز با تمام باهوشی و برتری شون نسبت به بچه های دیروز اصلاً معنیشو نمی دونن و فقط جوری دارن بزرگ می شن که همه امکانات رفاهی در اختیارشون باشه و معنی سختی و تحمل مشلات رو خدای نکرده درک نکنن دوست دارم نظرتون را نسبت به گفته های من بیان کنید و توجیهی برای انتقاداتتون بیارید چون من چنین توقعی از ایران ویج و اعضاش نداشتم ….

      • احمدنیا

        با درود از نظر شما انتقاد کردن یعنی مسخره کردن ؟

    • حسین

      به یاد جیمبو که یکی از ایمن ترین هواپیماهای آن دوران بود وبعد از آن هیچ هواپیمایی نتوانست جایش را پر کند.
      به امید اینکه روزی هواپیمایی ایران بتواند همانندش را ، هرچند دست دوم بخرد.

    • مریم

      الان چی به بچه ها نشون میدن؟؟؟همینا به اضافه ی یه سری چیزای بیخودتر از اینا!

    • اسما

      خیلی باحال بود و البته خیلی جاهاش تلخ….. البته این تلخی رو باید اونایی درک کنند که مسئول آموزش بچه ها هستند. از ما که گذشت لااقل به فکر بقیه باشن

    • alireza

      سلام واقعازیبا بودممنون

    • samin

      خیلی خیلی جالب و قابل تفکر بود خیلی تحلیل و انتقادتون رو دوست داشتم ریزتر که فکر میکنم میبینم که آره حق با شماست چه چیزای از بچگی به خورد ما دادند.
      با سپاس

    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.