• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » اجتماعی » حرف‌های جالب جوان‌ترین غساله بهشت‌زهرا
    کد خبر : 1835719

    حرف‌های جالب جوان‌ترین غساله بهشت‌زهرا

    بعد از ۹ سال هنوز هم می‌ترسم. این کار برایم عادی نشده.خانواده‌ام نمی‌دانند. به خاطر فرزندانم مجبورم.دخترم از شغلم هراس دارد ولی چاره‌ای نیست باید مرده بشورم.

    حرف‌های جالب جوان‌ترین غساله بهشت‌زهراReviewed by Aryan on Aug 17Rating:

    غسال

    این زن 37 سال دارد. تحصیلاتش دیپلم است و در سال 72 ازدواج کرد. دخترش 17 ساله و پسرش 16 سال دارد. از سال 83 در غسالخانه بهشت زهرا(س) مشغول به کار است. همسرش کراکی است و قبل از غسال شدن متارکه کرده است. سرپرست خانوار است و به سختی گذران زندگی می‌کند.

    فارس: چطور شد کار غسالی را آغاز کردید؟

    ـ برای کار در بخش گل و گیاه بهشت زهرا مراجعه کردم ولی کارمند خانم نمی‌خواستند. من هم خیلی نیازمند کار بودم و گفتم هر کاری باشد انجام می‌دهم. مسئول مربوط اعلام کرد فقط در قسمت شست‌وشو نیروی خانم می‌خواهیم.

    ابتدا به شدت از مرده می‌ترسیدم ولی به خاطر فرزندانم چاره‌ای نداشتم. هفته اول می‌آمدم از پشت شیشه مرده‌ها را می‌دیدم تا ترسم ریخته شود، بعد هم می‌رفتم حرم حضرت فاطمه معصومه(س) گریه می‌کردم و به حضرت می‌گفتم شما خانم باکرامتی هستید؛ به من صبر بدهید به خاطر فرزندانم بتوانم در اینجا کار کنم.

     

    فارس: الان دیگر نمی‌ترسید؟

    ـ الان هم می‌ترسم. تنها که باشم، می‌ترسم. هیچ وقت  کاور جنازه‌ها را خودم باز نمی‌کنم. صبر می‌کنم تا افرادی که سن‌شان بالاتر است این کار را انجام دهند.

    فارس: برای‌تان این کار عادی شده است؟

    ـ خیر! عادی نشده است. آدم‌ها با هم فرق می‌کنند. آدم تکراری نیاورده‌اند. صبح که به سر کار می‌آیم، با خودم می‌گویم شاید این مرده یکی از اولیای خدا باشد. باید به نحو احسن به آن احترام بگذارم، شست‌وشو دهم و برایش دعا بخوانم چون برای بار آخر شسته می‌شود. یک بار به دنیا آمده و یک بار هم از دنیا می‌رود.

    فارس: چند ساعت کار می کنید؟

    ـ از ساعت 7 و 45 دقیقه تا 15 و 45 دقیقه کار می‌کنیم.

    فارس: چقدر حقوق می‌گیرید؟

    ـ با اضافه کار حدود یک میلیون و 400 هزار تومان.

    فارس: واکنش خانواده در مورد کار شما چیست؟

    ـ به جز خواهرانم کسی نمی‌داند در بهشت زهرا کار می‌کنم. همسرم و خانواده‌اش و مادر و برادرم هم نمی‌دانند من در اینجا کار می‌کنم. آنها فکر می‌کنند من در شهرداری مشغول کار هستم.

    فارس: خانه داری؟ محل زندگی‌ات کجاست؟

    ـ مستاجرم. سمت سه‌راه افسریه زندگی می‌کنم.

    فارس: فرزندانت می‌دانند کجا مشغول به کار هستی؟

    ـ پسرم نمی‌داند اما دخترم می‌داند. دخترم دوست ندارد من در غسالخانه کار کنم. می‌ترسد. دست و پایم را می‌بوسد. مدام برایم دعا می‌کند تا در کنار مرده‌ها نترسم. می‌گوید مامانم تو یک دانه‌ای و من همیشه قدر زحمات تُرا می‌دانم.

    فارس: در مورد وضعیت خودت بیشتر بگو.

    ـ من زن سرپرست خانوار هستم. همسرم از تیر چراغ برق پایین افتاد و قطع نخاع شد. البته من چند سال قبل‌ از این موضوع، به دلیل اعتیادش از او جدا شدم.

    فرزندانم ابتدا پیش همسرم بودند. ولی وقتی قطع نخاع شد سرپرستی آنها را به من واگذار کردند. خیلی سختی کشیدم.

     

     

    فارس: قبل از غسالی هم بیرون از خانه مشغول به کار بودی؟

     

    ـ قبلاً در یک شرکت تبلیغاتی کار می‌کردم. مدتی هم در شرکت تعاونی کار می‌کردم و زن نمونه نیز شدم. یک زمانی هم گل‌فروشی داشتم؛ جواز کسب هم دارم و 2 بار هم در نمایشگاه از من تقدیر شد. دسته‌گل عروس و سفره عقد درست می کردم و در این زمینه مهارت کافی داشتم.

    فارس: یکی از خاطراتت را بگو.

    ـ هفته پیش زنی را آوردند بهشت زهرا که مادر چند شهید بود و همسرش نیز به شهادت رسیده بود. من برایش دعا خواندم و خدا رو شکر کردم که لیاقت داشتم این زن را غسل دهم و برایش بسیار دعا کردم.

    دختر آن زن نامم را پرسید و گفت به برادرش که در نجف است می‌گوید برای من دعا کند.

    فارس: بدترین خاطره‌ات هنگام شست‌‌وشوی مرده‌ها چه بوده؟

    ـ بدترین زمان وقتی بود که جنازه‌های مهماندارهای جوانی را آوردند که هواپیمای‌شان سقوط  کرده بود. خیلی ناراحت شدم و تا چند روز گریه می‌کردم. حتی رفتم سر قبرشان و خانواده‌هایشان را دیدم. خانواده‌هایشان می‌گفتند تو دختر جوان مرا غسل دادی.

    فارس: واکنش مردم به شغلت چیست؟

    ـ خیلی‌ها نمی‌دانند من در غسالخانه کار می‌کنم ولی وقتی برای اجاره کردن خانه می‌روم و صاحبخانه خیلی در کارم ریز می‌شود که دقیقاً در کدام قسمت شهرداری مشغول به کار هستم، وقتی می‌گویم در بهشت زهرا مشغول به کارم، به من خانه اجاره نمی‌دهند و به شدت می‌ترسند. البته در حال حاضر صاحبخانه‌ام نمی‌داند در بهشت زهرا کار می‌کنم. به او گفته‌ام در شهرداری مشغول به کار هستم.

     

    فارس: وضعیت اقتصادی‌تان چطور است؟

    ـ مدیرعامل بهشت زهرا از خانه همه غساله‌ها بازدید کرد. وقتی با هیئت همراه به خانه ما آمد و دید بر روی موکت می‌خوابیم و هیچ وسیله‌ای در خانه نیست، به شدت ناراحت شد. برای‌مان وسایل زندگی تهیه کردند و  15 میلیون تومان هم وام دادند. خدا خیرش دهد. به وضعیت زندگی تمام غساله‌ها رسیدگی می‌کند.

    9 میلیون تومان دیگر هم به ما وام دادند ولی اتفاق ناگواری برای من رخ داد. پارسال طلاهای خواهرم در خانه ما بود و آنها به مسافرت رفته بودند. دزد خانه را زد و تمام طلاها را برد که من مجبور شدم خسارت طلاها را بپردازم. پرونده دزدی هم موجود است. باور نمی‌کنید الان کل حقوقم بابت قسط می‌رود.

    فارس: خانواده‌ات کمک می‌کنند؟

    ـ از کسی توقع ندارم. باید پول مسکن مهر را تا پایان شهریور بدهم ولی ندارم. دلم نمی‌خواهد دستم را جلوی کسی دراز کنم. من الان هم مشکل مسکن دارم تا سرپناهی برای بچه‌هایم باشد. دعا می‌کنم زودتر این مشکل حل شود.

    با وجود مشکلاتی که دارم شاید باورتان نشود ولی ماه رمضان همه خواروبار خودم را به یک خانواده نیازمندتر از خودمان دادم. آنها از ما محتاج‌تر بودند. اگر یک نفر پول بخواهد، با اینکه خودم به شدت نیازمندم می‌دهم و می‌گویم شاید او از من بیشتر نیاز داشته باشد.

    باورتان نمی‌شود وقتی خانواده شوهر سابقم، بچه‌ها را به من دادند، من بودم و 2 بچه و 2 ساک لباس. 3 روز بود غذا نخورده بودیم. بچه‌هام از گرسنگی، آب‌جوش تلیت می‌کردند و می‌خوردند. خیلی سختی کشیدم ولی به هیچ کس نگفتم(گریه).

    فارس: واکنش مردم وقتی برای خواستگاری دخترت می‌آیند، در مقابل شغل شما چیست؟

    ـ چند وقت پیش دخترم خواستگار داشت. داماد کارمند بانک بود. به خاطر شغلم نتوانستم دخترم را راهی خانه بخت کنم. دخترم گریه می‌کرد و التماس می‌کرد مامان! اینها متوجه نشوند شما کجا کار می‌کنید. من به آنها گفته‌ام شما کارمند شهرداری هستید؛ نمی‌خواهم بدانند شما غسال هستید.

    فارس: خانواده شوهرت کمکی نمی‌کنند؟

    ـ زمانی که بچه‌ها را از من گرفته بودند یک روز از مدرسه دخترم تماس گرفتند که بچه‌ات مریض شده. وقتی رفتم دخترم را ببینم دیدم دخترم کم‌خونی شدید گرفته است.

    دخترم رنگ و رو پریده بود ولی خانواده شوهرم حاضر نبودند او را به من بدهند.

    رفتم دیدن مادرشوهرم برایش کادو خریدم و بابت نگهداری فرزندانم از آنها تشکر کردم. سه روز بعد رفتم فرزندانم را گرفتم تا چند روز پیش من باشند. مادرشوهرم به من گفت حالا که از پسرم جدا شدی، من هم می‌روم برای پسرم یک دختر 14 ساله می‌گیرم.

    من گفتم پسرت کراکی بود. من خیلی تلاش کردم ترک کند ولی این کار را نکرد. من برای زندگی‌ام زحمت کشیدم ولی پسرتان با من همراه نبود.

    وقتی شوهر سابقم را دیدم، فقط به او گفتم حالا که زندگی ما را نابود کردی، از خدا می‌خواهم نه پیر شوی و نه خوار؛ فقط می‌خواهم اسیر رختخواب شوی. چند روز بعد خانواده شوهرم به من زنگ زدند و گفتند شوهر سابقم از بالای تیر چراغ برق پرت شده پایین و معلول شده. گفتند بیا بچه‌ها را با خودت ببر. در حال حاضر هم همسر سابقم در کهریزک بستری است.

    کلیدواژه ها :
    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۲۰)



    • کیان

      تا مطلب رو میخوندم بیش از اینکه به فکر خود این خواهر عزیز باشم به فکر زنهای خیابونی افتادم،میدونم اونها هم به خاطر وضعیت مالی به این روز افتادند و نمیشه شماتششون کرد و بیشتر باید مسئولین و به خصوص احمدی نژاد را نقد کرد ولی در مقایسه با اونها فقط میتونم بگم انشالله خدا تو را در بهشت کنار حضرت زهرا(س) قراربده

    • hadi

      ایشون واقعا یک خانوم نمونه هست.

    • سوگند

      هرکسی را بهر کاری ساختن….! شغل شرافتمندانه ای نیست ولی خب یه شغله…!

      • سپهری

        شغل هرکسی محترم هست. اینکار هم یک شغل شرافتمندانه است، پول زحمت کشیدنش رو میگیره. اونایی که دلالی و واسطه گری میکنند و رشوه میخورند، مال مردم میخورند شرافتمند نیستند.

    • مانا

      این زن رو باید به زنهایی که برای پول خودفروشی می کنن نشون داد یا مردای بی غیرتی که گدایی می کنند.درد و بلات بخوره تو سر اینا دمت گرم

    • معصومه

      خدا خیرش بده اگه این غسال ها نبودن مرده ها بیچاره بودند.اتفاقا خیلی هم شغل شرافتمندانه ای داره.

    • مینا

      چقدر آدم ها پستند که به خاطر شغل این مادر به خواستگاری دخترش نمیرن و یا بهشون خونه نمیدند. اینقدر آدم ها بی عقل هستند خوب این هم یک شغله یعنی بدبخت تو هم یکروز میمیری

    • مصطفی

      بخدا دست این زنها و مادرها بوسیدنیه
      امیدوارم خدا بحق حضرت زهرا(س) کمک و یاریش کنه و بهش صبر و طاقت مضاعف عطا کنه
      و امیدوارم بما درک و توانایی بده تا بتونیم به مردمی که نیازمندن کمک کنیم.

    • arezoo

      khoda aghebat be kheiresh kone kheili sakhte

    • پریسا

      واقعا خدا بهش صبر بده هر کسی توان به دوش کشیدن اینجور زندگی رو نداره از ته دل برات آرزوی کامیابی میکنم.

    • احسان

      خدا صبر بهش بده.

    • رضا از تهران

      سلام ، سرگذشت زندگي اين خانوم واقعاً تکون دهنده است . خدا کمک حالش باشه ، متأسفانه در اين مملکت کم نيستند کساني که مشکل مادي دارند . ضمناً بابت دل پاکش و دعا در حق ديگران به حال او بر خودم غبطه مي خورم . اگرچه در هر مشکلي تا گرفتار نشيم قدر عافيت را نمي دانيم اما با عزت زندگي کردن ، سخته اما کمتر قسمت افراد مي شود . اميدوارم عاقبت به خير شويد . سيد

    • ..............

      درد ودلاش درد آوره.مادر عزیز امیدوارم خدا به حق فاطمه زهرا(س)به شما وهمه پدر و مادرای عزیز و زحمتکشی که مثل شما خفت و خواری رو تحمل میکنن تا بچه هاشون در آسایش باشن صبر و اجر مضاعف بده.

      • پرنده

        چقدر خوبه بچه ها این لحظات سختی کشیدن پدر و مادرها رو تا ابد به ذهن بسپارن تا وقتی پیر شدن و احتیاج به کمک داشتن با بی صبری دلشون رو نشکنن. یا حق

    • hfz

      بگو بابا برو خدا رو شکر کن من با کلی درس خوندن دارم 800 در میارم

      • raha

        hfz:
        ناراحت نباش می توانی یه سری به غسال خانه شهرت بزنی

      • sara

        واقعا خجالت بکش !
        تمام معرفتت همین بود؟
        تو هم 800 تومن رو همین جوری در میاری؟خونه هم نداری؟مادر هم هستی که رنج و غم فرزندت رو هم به دوش بکشی؟
        حاضری همه مصیبتی که اون کشیده بکشی بعد خدا شغل اونو روزیت کنه ؟ تا برات دعا کنیم!

      • پرنده

        کسی هست همین 800 تومان رو هم در نمیاره !

    • ندا

      از این به بعد میدونم اگه خواستم نذر کنم کمکهامو به چه عزیزانی بدم.ممنونم از این گزارشتون.خدا مدیرشونو خیر بده.

    • سعید

      واقعا شجاعت این خانوم تحسین برانگیزه….
      انشاالله خدا براش بسازه……

    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.