• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » اجتماعی » ماجرای زیارت قم پزشکان ژاپنی
    کد خبر : 1817592

    ماجرای زیارت قم پزشکان ژاپنی

    علی جلالی از جانبازان شیمیایی که در سفر جانبازان فعال در مزوه صلح به هیروشیما حضور داشته است در حاشیه مراسم رونمایی از کتاب “سفر به روایت سرفه‌‌ها” به خاطره‌ای از پزشک ژاپنی خود اشاره کرد.

    ماجرای زیارت قم پزشکان ژاپنیReviewed by Farnaz on May 14Rating:

    32460_129به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، علی جلالی از جانبازان شیمیایی که در سفر جانبازان فعال در مزوه صلح به هیروشیما حضور داشته است در حاشیه مراسم رونمایی از کتاب “سفر به روایت سرفه‌‌ها” که در واقع سفرنامه جانبازان به هیروشیما در تابستان 1391 است. ضمن سخنانی که در مورد این کتاب داشت به خاطره‌ای از پزشک ژاپنی خود اشاره کرد. او گفت: وقتی بعد از 16 سال با پزشکم در ژاپن ملاقات کردم اتفاق بسیار جالبی افتاد. آخرین باری که او را دیده بودم در گواهی پزشکی من نوشته بود یک ماه بیشتر زنده نیستم و حالا بعد از 16 سال دوباره با او روبرو می‌شدم. وقتی پزشک با من مواجه شد و چهره‌هایم را با عکس‌هایش مطابقت داد آنقدر شگفت‌زده شد که در آن محل ملاقات من را در آغوش گرفت(در حالی که این رفتار بین پزشک و بیمار در ژاپن کم سابقه است).

    وی افزود: اولین سوال پزشکم این بود که چه کردی بعد از 16 سال هنوز زنده ای؟ به او گفتم: “ما دکتری داریم که با شما متفاوت است و او نجاتم داد.” منظورم از این عنوان اهل بیت (ع) بود. دکتر هم گفت من می‌خواهم پزشک شما را ببینم من در جواب به او گفتم هر موقع به ایران آمدید آن را نشان شما می‌دهیم. چندی بعد پزشکم همراه یک تیم ژاپنی به ایران اعزام شدند. من هم با وجود اینکه وابسته به یک مجموعه غیردولتی بودم با سختی فراوان توانستم با چند نفر روحانی جانباز شیمیایی در قم قرار ملاقاتی بگذارم. گروه اعزامی از ژاپن را به آنجا بردم. حدود 2 ساعت صحبت بین آن‌ها و جانبازان ایرانی بود. بعد آن‌ها خواستند پزشک من را ببینند.

    جلالی در ادامه گفت: من هم هماهنگی خاصی با حرم حضرت(س) نکرده بودم اما به خود حضرت متوسل شدم و بعد متوجه شدم که جلوی درب ورودی یک نفر با بی‌سیم جلو آمد و شروع به احوالپرسی کرد. یکی از بچه های قدیم لشگر بود که شیفت آنروز حرم را بر عهده داشت. با کمک او پزشکان ژاپنی را داخل حرم بردم. آن موقع از بلندگو صدای قرآن می‌آمد این چندنفر از همان ابتدا شروع به گریه کردند و بدون  آنکه چیزی بگویند به سمت حرم رفتند و جلوی ضریح به سبک خودشان ارتباط برقرار کردند. بعد از سفر چیزی که گفته بودند این بود: “تنها جای که بیشترین آرامش را گرفتیم همین جا بود” و با بیان خودشان عنوان کردند “علی انرژی درمانی کرد که بهبود یافت.” پندار آن‌ها از این ارتباط با اهل بیت اینگونه بود.

    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۰)



    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.