• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » ورزشی » فوتبال آلمان، حرکت با چراغ خاموش تا موفقیت
    کد خبر : 1813040

    شروع سلطه بوندس لیگا آلمان

    فوتبال آلمان، حرکت با چراغ خاموش تا موفقیت

    بهرحال باید عنوان کرد این چند روزه ژرمن ها با برنامه های ساعت گونۀ خود(همانند زندگی شخصی شان) قدرتِ دو تیم از بهترینهای دنیا را در آلمان دفن کردند.

    فوتبال آلمان، حرکت با چراغ خاموش تا موفقیتReviewed by Farnaz on Apr 25Rating:

    اکنون شاید وقت آن فرا رسیده که به فوتبال آلمان احترام بگذاریم، فوتبالی که این روزها بیش از هر زمان دیگری به دور از خودنمایی، فقط به اهدافش فکر می کند و با پیش قراولی دو تیم مطرحش که دو مربی بومی و روحِ فوتبالِ آلمانی کاملاً بر آنها حاکم هستند به پیش می تازد و خیالِ ربودنِ جام جهانی در سر می پروراند! در چند شب اخیر، شکارِ بایرن مونیخ و بورسیا دورتموند، دو تیم از بهترینهای دنیا بودند، له کردنِ بارسلونای باعظمت و رئال مادرید نامدار حاکی از چیست!؟ آیا باید فینالی کاملاً آلمانی را پدیرفت!!!؟

     آلمانالبته برای ما که همیشه دلباخته و سینه چاکِ صبور نبودن و فوتبال تکنیکی و گل زدن و دریبل کردن بیش از چهارده، پانزده نفر هستیم(بعضی را ممکن است دوباره دریبل کرد!) این احترام چیزِ عجیبی است، نه ما که اغلب جوامعِ فوتبالی رشد نکرده که هیچوقت نمی خواهند خودشان باشند و درسهای فوتبال روز دنیا را به سیستمشان تزریق کنند، بیشتر برزیلی هستند، گاهی هلندی می شوند، در سالهای اخیر اسپانیایی و بعضی اوقات هم اسیر مانکن های ایتالیایی و شاید هم ژرمن شوند اما در پسِ این احترامی که عنوان شد نکاتِ عمیقی نهفته است، همان نکاتی که حتی تمایل نداریم با فکر کردن به آنها مانع تقلیدِ کورکورانه مان از این تیمها شویم!

    در حین دیدار بارسلونا و بایرن مونیخ (فارغ از خودِ بازی و نتیجه اش)، برای ما حقیقتی بسیار اعصاب خرد کن بود، اولی هوینس در سی امین سال مدیریت ورزشی بایرن مونیخ قرار دارد!!! مدیریتی که نه کشک است، نه فرمایشی و نه جایگاهی فرمالیته برای مثلاً احترام به پیشکسوت این باشگاه! بیشتر که فکر می کنیم یادمان می آید تعداد روسای فدراسیون فوتبال آلمان از ابتدای موجودیت هنوز به تعداد انگشتان دو دست نرسیده!!! نیمکت تیم ملی آلمان از ابتدا تا الان جزء تیمهای دارای کمترین تغییر در بین مربیان است و نتیجه اش هم می شود سیاستهای ورزشی دنباله دار که توسط مدیران ورزشی اش تدوین می شود و نتیجه بخشی برنامه های هدفمندشان را در پی دارد، طبیعی است که باید قبول کنیم بیشترین حضور در مرحله نهایی جامهای جهانی حداقل نتیجۀ  این ثبات است! اکنون هم چشممان روشن می شود به دو تیم آلمانی به رهبری دو مربی خودی که نه تنها جزء چهار تیم برتر اروپا (بخوانید دنیا) قرار گرفتند که میخ خود را در بازی رفت نیمه نهایی محکم کوبیدند و اکنون با خیالی راحت به دیدار برگشت و احتمالاً فینال مسابقات فکر می کنند!

    بروسیا دورتموندالبته مقصود از به تحریر درآوردنِ این مطلب، زیرِ سوال بردنِ باشگاهها و تیمهای ملی دیگر دنیا نیست که از دیدنِ بازیهایشان به شدت لذت می بریم و برای نود دقیقه هم که شده مشکلاتمان را فراموش می کنیم(مثلاً مگر می شود بارسلونا و یا رئال مادرید را دوست نداشت؟) بلکه احترام و تفکر به عقیده و فلسفه فوتبالی ژرمن هاست، احترام و تفکر به نظم و صبر و پایورزی روی اهداف و برنامه ها.

    دو نکته در بین نکاتِ بدست آمده از این دو بازی خیلی جالب بودند، یافتنِ پتانسیلِ واقعی این تیمها کاملاً خود را نشان می داد، به عنوان مثال در شروع مسابقات کسی از تیم بورسیا دورتموندِ تقریباً بدون ستاره، انتظار حضور تا اینجای مسابقات و این نتایج را نداشت اما دورتموندی ها از گام به گام جلو آمدنشان ارضاء نشدند و حالا حضور در فینال را می خواهند! هرچند که اگر به فینال هم نرسند نباید فراموش کرد که توسط رئال مادرید حذف شدند، رئالی که در دور مقدماتی هم از دست این تیم جان سالم به در نبرد، حتی بایرن هم اگر با کمکِ معجزۀ فوتبال در دیدار برگشت حذف شود، توسط بارسلونایی از صعود بازماند که در این چند ساله به صغیر و کبیر رحم نکرده است!

    اما نکته دیگر داشتنِ ظرفیتِ بزرگ شدن و موفقیت و احترام گذاردن به اهدافِ بلند مدتِ باشگاه است، دو مثالِ روشن در این زمینه موجود است، یورگن کلوب هرگز مربی بزرگ و نامداری نبود اما بزرگ شدن را در بازیهای پشت پرده و مطرح شدن را در این ندید که مثلاً نشریه کیکر از او با عنوان مستعارِ”ی-کاف” نام ببرد! در موردِ محترم شمردنِ اهداف و برنامه های باشگاه هم باید گفت تصور کنیم اگر یک مربی وطنی(با احترام به همه مربیان ایرانی) به یک دهمِ موفقیتهای یوپ هاینکس می رسید واقعاً آن تیم را جزئی از ملکِ خود نمی دانست و تصور نمی کرد حالا اوست که به این تیم ارزش داده است!؟ حال در فوتبال روز دنیا، یک مربی در آن سطح و کلاس و موفقیتهای بی نظیر، راه را برای ادامۀ برنامه های باشگاه باز می کند و انگار ماموریت خود را پایان یافته می بیند و از نیمکت فعلی خود کوچ می کند! یوپ هاینکسی که کارش به جایی رسیده که تیمش در این بازیهای آخر حریفان خود را فقط نمی برد، بلکه آنها خُرد می کرد و وقتِ این را هم نمی گذاشت که سرِ جنازه شان عکس یادگاری بگیرد!

     بایرن مونیخ بهرحال باید عنوان کرد این چند روزه ژرمن ها با برنامه های ساعت گونۀ خود(همانند زندگی شخصی شان) قدرتِ  دو تیم از بهترینهای دنیا را در آلمان دفن کردند و باید قبول کنیم رئال و بارسا را دچارِ شکستهایی معمولی نکردند، بلکه این دو تیم را کاملاً تحقیر کردند، تحقیری که هوش و تکنیک مسی، کاریزمای مورینیو و سوپراستار بودنِ رونالدو را در خود ذوب کرد و نشان داد شکستنِ این تابوها از راههایی کاملاً فوتبالی امکانپدیر است، این را هم باید بیان کرد که اگر در دیدار برگشت این دو تیم اسپانیایی جانِ سالم به در ببرند قطعاً خوش بحال ما (بینندگان) خواهد شد که از فوتبال روز دنیا درس های جدیدتری خواهیم گرفت!

    در پایان هم بگویم که این روزها خیلی دلم میخواست بسته ای دستمال کاغذی به فیفا تقدیم کنم! عرقِ شرمِ چکیده از پیشانی شان حسابی دنیای فوتبال را خیس کرده است! انتخابِ خنده دارِ تیم منتخب دنیا در جشن سالانه فیفا هنوز در یادمان هست!!!   

    منبع: گل دات کام
    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۰)



    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.