• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » سیاسی » آمریکا نتوانسته بود خلق و خوی چچنی ها را تغییر دهد/ روش برادران چچنی روش القاعده بود
    کد خبر : 1806120

    روس ها در طی سالیان دراز بلایی بر سر چچنی ها آوردند که شاید هیچ دولت و حکومتی بر سر اقلیت تحت فرمانش نیاورده باشد

    آمریکا نتوانسته بود خلق و خوی چچنی ها را تغییر دهد/ روش برادران چچنی روش القاعده بود

    آمریکا نتوانسته بود خلق و خوی چچنی ها را تغییر دهد/ روش برادران چچنی روش القاعده بود Reviewed by Farnaz on Apr 21Rating: بهرام امیراحمدیان استاد دانشگاه تهران در گفتگو با خبرانلاین به ارزیابی خلق و خوی چچنی ها و انگیزه های نهفته در ضمیر آنها در انفجارهای بوستون پرداخته است. محمدرضا نوروزپور ارزیابی شما…

    آمریکا نتوانسته بود خلق و خوی چچنی ها را تغییر دهد/ روش برادران چچنی روش القاعده بود Reviewed by Farnaz on Apr 21Rating:

    IMAGE635016738226503501بهرام امیراحمدیان استاد دانشگاه تهران در گفتگو با خبرانلاین به ارزیابی خلق و خوی چچنی ها و انگیزه های نهفته در ضمیر آنها در انفجارهای بوستون پرداخته است.

    محمدرضا نوروزپور

    ارزیابی شما از اقدام دو برادر چچنی در ارتباط با انفجارهای بوستون آمریکا چیست؟ چگونه این دو برادر که سال ها از خانه و کاشانه خود دور بوده و بیش از ده سال در آمریکا پرورش یافته اند دست به چنین کاری زده اند؟
    این موضوع را باید از لحاظ تاریخی بررسی کرد. باید دانست که بر سر این مردم چه آمده و با چه خلق و خو و روحیاتی بزرگ شده اند. در منطقه ای که چچن واقع است و این دو برادر در آنجا به دنیا آمده اند یعنی در یک جغرافیای بزرگتری که آن را قفقاز می شناسیم، از دیرباز نوعی روحیه مبارزه و جنگاوری در میان این قوم پدید آمده است. مسبب شکل گیری این روحیه هم روس ها بوده اند. روس ها از همان زمانی که به سمت جنوب رفتند و سرزمین های قفقاز شمالی که چچن در آنجا قرار دارد را به تصرف خود در آورند، به دشمنان اصلی این مردم تبدیل شدند و هم و غم چچنی ها مبارزه با این سیطره روس ها شد. از این رو یک نوع فرهنگ خشن و نوعی تفکر بیگانه ستیزی در خون مردمان این خطه پدید آمده است. بر اساس این فرهنگ هرنوع مبارزه با بیگانگان در قالب جنگ های چریکی و پارتیزانی در کوه های قفقاز مقدس جلوه کرده و جنگجویان همیشه برای این مردم نماد قهرمانان و دلاوران بوده اند. اصلا معنای کلمه قزاق در میان قفقازی ها یعنی دلاور، این در حالی است که قزاق در زبان ترکی از کلمه قاچاق به معنی فراری گرفته شده است.
    نام کشور قزاقستان هم از همین ریشه است؟
    نه اینطور نیست. کلمه قزاق مورد نظر ما که در استپهای قفقاز شمالی و دامنه های شمالی قفقاز بزرگ زندگی می کنند، با قزاقستان متفاوت است. در زبان روسی به دهقانانی که از ستم نظام سرواژی از دست زمین داران بزرگ گریخته و به قلمرو پیرامونی امپراتوری روسیه پناه می بردند، «قزاق»(برگرفته از واژه ترکی قاچاق=فراری) می گفتند که در انگلیسی آن را به صورت Cossack می نویسند و با واژه «قزاق» که در انگلیسی به صورت Kazakh نوشته می شود متفاوت است. این قزاقهای اخیر از اقوام ترکی هستند که در قزاقستان زندگی می کنند. در نظام سرواژی دهقان ها جزیی از مزرعه و مایملک ارباب به حساب می آمدند و ارباب حق داشت آنها را مانند کالا به همراه زمین و مزرعه معامله کند. بسیاری از این دهقان هایی که از دست این سیستم ضد انسانی می گریختند به این منطقه در دوردست ترین بخش روسیه که قفقاز است می رفتند. بعدها روس ها وقتی دیدند تعداد آنها زیاد شد و نمی توانند حریف آنها شوند گفتند ما شما را می بخشیم اما در آنجا از مرزهای روسیه دفاع کنید. به همین خاطر است که الکساندر سولژنیتسین از آنها بعنوان مرز داران قدرتمند روسیه یاد می کند. در واقع آنچه در آثار نویسندگان بزرگ روس از جمله سولژنیتسین و یا شولوخوف درباره قزاق ها آمده است همین قزاقهای قوم روس بوده اند. حتی روس هایی که با نام قزاق به ایران آمدند و به دیویزیون قزاق معروف بودند همین قزاقهای روسی بودند که در قفقاز شمالی زندگی می کردند.
    خب این موضوعات چه ارتباطی با بمبگذاری در بوستون آمریکا پیدا می کند؟ این ها اگر هم روحیه انتقام و سرخوردگی داشته باشند، باید آن را متوجه روسیه کنند؟
    پاسخ این سوال را خواهم داد اما باید تکرار کنم که دریافت و فهم ریشه های تاریخی و اجتماعی چچن در درک رفتار های مردم آن بسیار کمک حال است. لذا باید به موضوع دیگری که به ویژگی مردم این منطقه تبدیل شده اشاره کنم و آن گرایش به اندیشه ها و تفکرات افراطی از جمله سلفی گری و تفکرات القاعده و جهادی است. به خاطر وجود روحیه بیگانه ستیزی و جنگاوری در این مردم، جریان های افراطی به شدت رشد کرده اند. بغیر از سلفی گری که بسیار رایج است تفکرات و مشربهای قادریه، نقش بندیه و نوعی صوفی گری نیز در آنجا رایج است که وجه مشترک همه آنها با هم دشمنی با توسعه و همه مظاهر مربوط به آن است. در عین حال همه این ها حول محور یک نوع ناسیونالیسم و جدایی طلبی از فدراسیون روسیه در آنجا به شدت قلیان دارد. تفکر و اندیشه دیگری که درباره روحیات این مردم باید دانست نگاه آیکونوگرافیک آنها به مسائل است. آنها هرچیزی را که نماد چچنی یا قفقازی با خود دارد می پذیرند و با هرچه غیر از آن مبارزه می کنند و این مبارزه را مقدس می دانند. عملیات های تروریستی که در خلال دهه گذشته در روسیه انجام شده عمدتا کار این گروه ها بوده است که انگیزه همه آنها انتقام گیری تاریخی از روس ها و دامن زدن به روحیات استقلال طلبانه بوده است. این دو برادر در چنین محیطی به دنیا آمده و به هرحال تا سنین خاصی در آنجا بوده اند.
    ازنگاه شما یعنی حتی مهاجرت و قرار گرفتن در محیطی مثل آمریکا نتوانسته خلق و خوی آنها را تغییر دهد؟
    انجام این انفجارها نشان می دهد که نتوانسته. این روحیات و خلق و خو سبب می شود این افراد حتی در آمریکا هم که باشند حتی در کمبریج هم که درس بخوانند و در رشته پزشکی و مهندسی هم پیشرفت کنند باز هم نگاهی واپسگرا، قبیله ای و دگم به مسائل دارند. یکی دیگر از نکاتی که نباید از نظر دور داشت این است که آنها با اینکه ده سال در آمریکا بوده اند، دوست و آشنای زیادی نتوانسته بودند برای خود دست و پا کنند و در آنجا نیز از طریق سایت های اینترنتی و شبکه های اجتماعی توانسته بودند با گروه های قفقازی یا چچنی در ارتباط و تماس باشند. آن مقدمه ها را گفتم برای بیان اینکه این آدم ها وقتی در چنین محیطی رشد می کنند، در جوامع دیگر هم که بروند باز این اعتقادات را با خود همراه می برند و در یک موقعیتی ناگهان این اندیشه ها به منصه ظهور می رسد. اصولا اقلیتهای قومی، مذهبی در فرهنگهای بزرگتر برای خودشان به صورت گتو ها یا دیاسپورها دارای انجمن ها و ساختارهای اجتماعی ویژه فرهنگ خود می شوند و در چارچوب آنها فعالیت دارند و در تعامل با هم کیشان خود هستند.
    نگاه روس ها به این گروه ها چگونه است؟
    از لحاظ تاریخی روس ها هم از این ها متنفر هستند. یعنی این یک تنفر دو سویه است. تنفر روس ها از این اقوام به خاطر سیطره دو صد ساله اقوام تاتار بر مسکو است که ماجرای آتش زدن مسکو در سال 1382 میلادی مشهور ترین واقعه مربوط به حمله تاتارها به سرزمین های شمالی و شمال غربی روسیه است. این تنفر به طور همزمان هم متوجه تاتارها بود و هم متوجه قفقازی ها و سبب شد بعدها که روس ها تفوق پیدا کردند به همه خانات تاتارها از جمله در اواسط قرن شانزدهم به خان نشینهای قازان و آستراخان حمله کرده و همه را به زور شمشیر مسیحی کنند. در تبعیدهای تاتارها و اقوام چچن و برخی دیگر در جنگ جهانی دوم توسط استالین نیز نوعی ادامه همین خصومتها را می توان ریشه یابی کرد. تسخیر سرزمینهای مسلمانان در ترکستان و پیرامون ولگا در این زمینه قابل ذکرند. روسها در گذشته نسبت به مسلمان تعدی بسیار کرده اند که یاد آوری همه آنها در این گفت و گو از حوصله خارج است.
    اینگونه که شما مطرح کردید این ها در جامعه آمریکا هم با گروه های قفقازی و چچنی در ارتباط بوده اند.
    نمی توان به این دقت و تاکید گفت که با گروه های خاصی در ارتباط بوده اند، اما بدون شک با توجه به جهان ارتباطات و اینکه ما کاملا در همان دهکده جهانی مک لوهانی زندگی می کنیم، با وب سایت های قفقازی و خوراک های اینترنتی که سلفی ها، القاعده ای ها و حتی گروه های افراطی دیگر فعال در چچن تهیه می کنند در تماس بوده اند و از آنها الهام گرفته اند.
    کمی درباره نام این دو برادر بگویید، جوهر و تیمور لنگ.
    بله نام برادر کوچک جوهر است. جوهر نام اولین رئیس جمهور چچن است که حتی پیش از فروپاشی شوروی سابق اعلام استقلال کرد. جوهر دودایف در میان چچنی ها نماد استقلال طلبی و یک قهرمان محسوب می شود. تیمور نیز همینطور از نگاه ما ایرانی ها و ارمنی ها تیمور یک جنایتکار و خونریز بود، اما از نگاه ترک های آسیای مرکزی و ازبکستان تیمور لنگ یک قهرمان و یک جنگاور بزرگ بوده است. تیمور اصالتا یک ازبک بود و الان در ازبکستان یک مجسمه بزرگی از تیمور لنگ در شهر تاشکند نصب شده است که شعاری که گفته می شود متعلق به تیمور بوده پای آن نوشته شده ” عدالت در قدرت است”. البته در سمرقند که روزگاری پایتخت تیمور لنگ بوده یک مجسمه از فردوسی نصب شده است و یک هتل هم در آنجا به نامه شاهنامه وجود دارد حال آنکه این را هم در پرانتز بگویم که ما در سراسر ایران یک هتل به نام شاهنامه نداریم. لذا این دو اسم نیز نشان می دهد که آنها در جامعه ای رشد کرده اند و نامگذاری شده اند که روحیات جنگاوری و قهرمانی داشته اند.
    خب برگردیم به آن سوالی که قرار شد پاسخش را بدهید؟ این روحیات همه ضد روسی است و با همه اوصافی که شما به آن اشاره کردید بازهم خیلی سخت می شود پذیرفت که چرا این ها در آمریکا دست به این انفجارها زدند؟
    من هنوز برآنم که ریشه اصلی این رفتارها در همان دلایلی است که تشریح کردم اما از نظر من برای این سوال هم پاسخ منطقی وجود دارد. روس ها در طی سالیان دراز بلایی بر سر چچنی ها آوردند که شاید هیچ دولت و حکومتی بر سر اقلیت تحت فرمانش نیاورده باشد. از این رو وقتی چچنی ها اعلام استقلال کردند و با مسکو از سر جنگ در آمدند خیلی توقع داشتند که مورد حمایت آمریکا که داعیه ضد روسی و حمایت از ملت های مستضعف و آزادی خواه داشت قرار گیرند اما با کمال تعجب دیدند که هیچ حمایتی از سوی آمریکایی ها به عمل نیامد و آنها کاملا توسط آمریکایی ها به فراموشی سپرده شدند و حتی از جنایاتی که در حق آنها روا داشته شد سخنی به زبان نیامد. این خود می تواند یک انگیزه برای انتقام جویی باشد. گرچه چچنی ها همین توقع را از کشورهای اسلامی هم داشتند. یعنی در خصوص قضیه چچن نه تنها آمریکا بلکه کشورهای اسلامی نیز هیچ کس از حق آنها دفاع نکرد و اساسا آنها را نادیده گرفتند. خشم و دلخوری از این نادیده گرفته شدن از سوی جامعه جهانی و خصوصا آمریکا وقتی معنی پیدا می کند که شما میزان علاقه چچنی ها به استقلال و جدایی از فدراسیون روسیه را بدانید. آنها حاضرند در یک محیطی کاملا دور افتاده از دنیا و با اقتصادی فلج مستقل از روسیه باشند. البته هستند در میان آنها کسانی که عاقلانه به این موضوع نگاه می کنند اما رویه غالب استقلال طلبی و جدایی از روسیه است. من در یک نشستی با چند نفر از مبارزان چچنی صحبت می کردم . آنها از من پرسیدند نظرم درباره مبارزات استقلال طلبانه آنها چیست. من گفتم: به نظرم یک چچن قرار گرفته در داخل فدراسیون روسیه با اقتصادی پیشرفته بسیار بهتر از یک چچن مستقل جدا از فدراسیون روسیه است که فقر و نکبت سراپای آن را گرفته باشد. اگر هدف شما از مبارزه رفاه بیشتر مردمتان است، به نظرم راه اول بهتر است. آنها نظر من را پذیرفتند. چون به واقع چچن جز کوه و ارتفاعات صعب العبور و اندکی منابع نفت هیچ چیزی ندارد. چچن و دیگر جمهوری های قفقاز شمالی در ترکیب فدراسیون روسیه عمدتا از بودجه فدرال تغذیه می شوند.

    یک نکته حائز اهمیت این است که این انفجارها درست در سالروز حمله اف بی ای به فرقه دیویدیان در ویکوی تگزاس صورت گرفت. خب این زمانبندی توانست تا اندازیه ذهن تحلیلگران را منحرف کند و آن را مرتبط با آن حمله ارزیابی کنند. آیا این نشانه تیزهوشی این تروریست ها بوده است یا صرفا تصادفی بوده است؟
    به نظرم مهم این است که این دو برادر در بین عده ای مردم عادی کوچه و بازار بمب گذاری کردند که جنایتی نابخشودنی است.  این روش القاعده است و  اعضای آن در هرکجای دنیا روش های خود را برای انجام آن دارند. همانگونه که گفتید می تواند ناشی از یک برنامه ریزی برای فریب پلیس و ارزیابی کنندگان بوده باشد و هم می تواند کاملا تصادفی بوده باشد. مهم این است که با این روش ها چه چیزی عاید مردم چچن شد. مردم عادی چه گناهی دارند که باید هدف حملات تروریستی کور قرار بگیرند. اگر آنها با دولت آمریکا مساله دارند بروند با نظامیان آمریکایی مبارزه کنند. تروریسم به هر صورت و در هر کجا و توسط هر فرد و گروهی و به هر نیتی محکوم است و از نظر همه ادیان هم محکوم است. جان را خدا به بندگان خود داده و حق اوست که جان آفریده خود را بگیرد. به هین سبب حتی جنایتکاران را در دموکراسی های غربی اعدام نمی کنند.

    پس شما آنها را متهم به القاعده ای بودن می کنید؟
    مهم نیست که آنها حتما عضو رسمی سازمان القاعده بوده باشند یا نه. مهم این است که کار و روش آنها القاعده ای است. القاعده چه کار می کند؟ در میان مردم بیگناه بمب منفجر می کند. همان کاری که در سایر کشورها انجام می دهد. القاعده به پادگان های نظامی یا اهداف نظامی کمتر حمله می کند. شما حتی می بینید که طالبان در افغانستان بیشتر سعی می کند اهداف نظامی را هدف قرار دهند تا اهداف انسانی را. اما در اینجا این دو برادر چه کسانی را کشته و زخمی کرده اند؟ لذا این روش روش القاعده ای است. شبکه القاعده تشکیلاتی سازمان یافته نیست که یک نفر دستور بدهد و همه در هرجای دنیا به آن عمل کنند. آنها مانند شبکه های تار عنکبوتی عمل می کنند. اصل آن اندیشه است و آنها هرجایی که بتوانند و بستر به اجرا در آوردن این اندیشه ها را پیدا کنند، نسبت به آن اقدام می کنند

    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۰)



    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.