• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » اجتماعی , مطالب برگزیده سایت » وقتی خرّم سلطان و چنار و ارمیا نفس صدا وسیما را می گیرند…
    کد خبر : 1806027

    این وسط تلویزیون ما دارد چکار می کند؟

    وقتی خرّم سلطان و چنار و ارمیا نفس صدا وسیما را می گیرند…

    وقتی خرّم سلطان و چنار و ارمیا نفس صدا وسیما را می گیرند…Reviewed by Farnaz on Apr 21Rating: “دیشب ماهواره همسایه داشت فلان برنامه رو نشون میداد…”؛ خود شما چندبار این جمله را به زبان آورده اید یا از زبان دوست و همکار شنیده اید و بعد هم کلی با تمسخر خندیده اید؟چند سالی است…

    وقتی خرّم سلطان و چنار و ارمیا نفس صدا وسیما را می گیرند...Reviewed by Farnaz on Apr 21Rating:

    IMAGE634793592471594980“دیشب ماهواره همسایه داشت فلان برنامه رو نشون میداد…”؛ خود شما چندبار این جمله را به زبان آورده اید یا از زبان دوست و همکار شنیده اید و بعد هم کلی با تمسخر خندیده اید؟
    چند سالی است که این شوخی بی مزه بین همه ما جریان دارد. مثل یک رازِ مگو که از قضا همه دنیا از آن خبر دارند و تبدیل به یک شوخی تلخ شده است. گمان می کنم دیگر همه باید بپذیریم که تعارف بس است.
    “ماهواره” پدیده ای است که به جای مواجهه درست با آن، سال هاست صورت مساله اش پاک می شود. به گواه آمارهای رسمی و غیررسمی درصد بالایی از ایرانیان ماهواره دارند و برنامه های آن را می بینند. برخوردهای مختلف غلاظ و شداد و ممنوعیت های بی نتیجه هم نه تنها تاکنون هیچ تاثیری نداشته بلکه موجب گسترش و ترویج آن هم شده است. این کار متناوباً رسیورها و دیش های مدل بالاتر را به بازار سرازیر می کند. همان آمارها طبیعتاً نشان خواهد داد که صددرصد آنها که ماهواره شان جمع می شود، به فاصله یکی دو روز، به راحتی دوباره صاحب ورژن پیشرفته تر این تجهیزات می شوند. این ها قابل انکار نیست.

    دیگر همه می دانند که برای مقابله با ماهواره نه پارازیت انداختن کارگر می افتد و نه برخوردهای تندِ پلیسی، تنها چاره اصولی این ماجرا، ارتقاء کیفیت و رقابت است و بس.
    آنها که صورت مساله را پاک کرده اند از این غافلند که خدمتی بزرگ تر از این نمی توان به شبکه های ماهواره ای کرد. ظاهراً همه فراموش کرده ایم که ده ها نهاد، در این باره مسوولند که شاید تنها وظیفه یکی دوتایشان(از جمله پلیس و دوستان پارازیت انداز)، مقابله سلبی و توام با شدت عمل است و بقیه تماماً موظف به اقدامات اثباتی اند. بعضی هایشان باید فرهنگ سازی کنند، بعضی باید قوانین مفید و کاربردی تصویب کنند، بعضی باید بودجه کافی به تولید و برنامه ریزی تخصیص دهند، بعضی هایشان باید برنامه جذاب تولید کنند، بعضی ها باید فقط فکر کنند و…. اما ظاهراً همه، وظایفشان را فراموش کرده اند، دستجمعی خودشان را به بی خبری زده اند و دارند فقط خودشان را گول می زنند.

    علاوه بر اینها ممنوعیت هایی که در عرصه رسانه برای حرف زدن دراین باره پدید آمده است هم، امکان تحلیل، آسیب شناسی و آگاه سازی را از کارشناسان می گیرد و مخاطب را دودستی تقدیم رقیب می کند.
    این وسط مثل همیشه تنها به بخش سلبی و مقابله خشن توجه جدی نشان داده می شود. آدم یاد حکایت آن سه بنده خدا می افتد که قرار بود زمین را حفر کنند، لوله ای نصب کنند و بعد چاله را پر کنند و اگر لوله گذار غایب باشد، باز هم دونفر دیگر بدون لوله گذاری، زمین را می کَنَند و بعد هم پر می کنند!
    از اینها گذشته هیچکس هنوز به سوالات کلیدی افکار عمومی پاسخ نداده که اگر مطابق قانون ممنوعیتی وجود دارد، پس این همه – میلیون ها دستگاه –  تجهیزات پیشرفته ماهواره ای از کجا می آید؟ توسط چه کسانی وارد می شود؟ و چرا سرِ مرزها جلوی این تجهیزات گرفته نمی شود؟

    در میانه این همه سیاست های غلط، سوء مدیریت، کم کاری و خواب غفلت، میلیون ها نفر دارند “حریم سلطان” می بینند، با “شعر یادت نره” و “چراکه نه” همراه می شوند، “بفرمایید شام” تماشا می کنند، برای آکادمی موسیقی از تلفن های مختلف رای می فرستند، بحث های داغ خانوادگی شان درباره آینده رابطه مثلث یشیم، چنار، توپراک و سرگذشت یوسف و حوّا و لامیا و ایزل است و حول محورِ تحلیل دشمنی خرّم با ماهی دوران و والده سلطان یا خوشمزگی های سنبل خان و سرنوشت ابراهیم پاشا و نگار کالفا دور می زند. هنوز بحث اول شدن ارمیا و حذف شدن امیرحسین، داغ است. برای خیلی ها اخبار یعنی “60 دقیقه” و خیلی ها اخبار فرهنگی شان را از “شباهنگ” کسب می کنند و تحلیل هایشان را از “افق”. داروهای لاغری، موسسات کاشت مو، افزایش قد و کِرِم های رنگ و وارنگ دکترمظاهری و … برای خودشان جای محکمی توی خانواده ها باز کرده اند. حالا دیگر نه تنها برنامه دکتر هلاکویی پربیننده است بلکه سی دی های او دست به دست می چرخد.

    در خیلی از میهمانی ها سرِشام، بحث مِین کورس و استارتر  و این شوخی که از یک تا ده به میزبان چند می دهند متداول است، “تیرامیسو” حالا مثل شیرینی دانمارکی و “زبون” توی همه قنادی ها هست، توی دشت و صحرا خیلی ها دارند می گویند؛ “اینجا فلانجاست مام فلانی ایم، آی لاو یو پی ام سی”، یا توی آسانسور و کلاس درس و بیمارستان و دستشویی دارند برای سالی تاک، ویدیو می گیرند. بچه ها را به سختی می شود از پای شبکه “پرشین تون” بلند کرد. همین کودکان یا نقاشی می کشند یا با اسلحه اسباب بازی عکس می گیرند و می فرستند برای دکتر کپی.
     
    یکی از دوستان که اخیراً سفری به ترکیه داشت نقل می کند کودک چهارساله اش در جزیره بیوک آدا از مادر پرسیده که؛ مامان اینجا خونه “لامیا” نیست؟!  خدا می داند ترکیه با همین سریال ها به قاعده چندهزارمیلیارد برای تاریخ و فرهنگ و گردشگری اش تبلیغ موثر کرده و ما هم در خلاء خوراک فرهنگی خودمان، هرچه را سریال های ترکی – راست و دروغ – به خوردمان دادند، پذیرفته ایم. وقتی تلویزیون خودمان علاقه ای به شناساندن شاه عباس و نادرشاه و کوروش و کریم خان زند ندارد، سلطان سلیمان عثمانی با کلی ضعف و تحریف، می شود مرد اول شب های زنان و مردان و کودکان و نوجوانان ما. چرا نشود؟ واقعاً چرا که نه؟!
    وقتی بخشی از تاریخ این سرزمین از کتاب های درسی حذف می شود و  انگار کوروش و داریوش و خشایار  و نادر هرگز وجود خارجی نداشته اند، چرا نباید توقع داشته باشیم کودک و نوجوان ایرانی تاریخ عثمانی و سلطان سلیمان و شاهزاده مصطفی را بهتر از تاریخ پرافتخار ایران بشناسد؟ جداً جای شرمندگی است.

    وقتی برنامه های کودک تلویزیون ما از هر خلاقیت وجذابیتی خالی می شود، چرا یکی دو شبکه خارجی نیایند و این فضای خالی را با انواع و اقسام  کارتون ها پُرنکنند؟ کارتون هایی که بعضاً تصاویر خشن و یا غیرمتعارفشان، مناسب این رده های سنی نیست. وقتی تلویزیون ما دوست دارد هم فیلم های سینمایی امریکایی پخش کند و هم سروتهش را بزند و حتی برایش داستان جدید بنویسد، چرا کلی شبکه مثل قارچ نرویند و صبح تا شب فیلم پخش نکنند؟
     ترا به خدا از خط قرمزها و محدودیت های ناگزیر حرف نزنیم که این خط قرمزها از فرط سلیقه ای شدن و نامشخص بودن و تنگ و تار بودن امان همه را بریده اند.

    گاهی هم برنامه ریزان ما از کارها و ایده های آنطرفی ها الگو می گیرند؛ وقتی بعضی تلویزیون های آنها صبح تا شب سریال ها و فیلم های سال های گذشته تلویزیون و سینمای خود ما را پخش می کنند، تازه حواس تلویزیون خودمان جمع می شود که می توان شبکه نمایش و آی فیلم و تماشا را با نمایش تکراری همین فیلم ها و سریال ها پر کرد. یا وقتی می بینند که مردم به فلان شبکه که فقط مستند پخش می کند اقبال نشان می دهند، یک شبکه مستند تاسیس می کنند و همینگونه است ماجرای تاسیس شبکه پویا که مشابه یکی دو شبکه ماهواره ای فقط کارتون پخش کند. ناگفته پیداست که موفقیت چنین اقدامات واکنشی و تقلیدی و توفیق شان درجذب مخاطبانی که به آن یکی شبکه عادت کرده اند، چقدر دشوار است و نیاز به محتوای فوق العاده دارد.

    قرار شد تعارف نداشته باشیم؛ قضیه ماهواره گسترده تر و جدی تر از این حرفهاست. عامی و نخبه هم نداریم، روشنفکر و امّل هم نداریم، پیر و جوان وکودک هم نداریم. ماه و خورشید همین آینه می گردانند.
    با یک نگاه، حریم سلطان و عمرگل لاله و عشق و جزا و … را باید به عنوان یک فرصت نگاه کرد. فرصتی برای بیدار شدن مدیران تلویزیون و ترغیب آنها برای آنکه تکانی به خود بدهند و از بی اعتنایی به نیازها و خواست های مردم دست بردارند. این برنامه ها ثابت می کنند چقدر کم کاری و سوء مدیریت در تلویزیون و البته سینمای ما بیداد می کند، که چقدر پول کلان و ارزشمند بیت المال دارد به دلیل نابلدی و بی کفایتی در حوزه فرهنگ هرز می رود، که چقدر بی خیالی و سهل انگاری در مدیریت فرهنگی ما وجود دارد. اینها ثابت می کنند که ما چقدر نسبت به ظرفیت های داستانی، تاریخی، فرهنگی، اسطوره ای و گردشگری مان بی توجهیم. در تلویزیون ما بحران خلاقیت وجود دارد؛ خلاقیت در مدیریت و خلاقیت در برنامه سازی. این برنامه ها ثابت می کند چقدر خلاقیت در مدیریت و برنامه ریزی و برنامه سازی در تلویزیون ما عنصری کمیاب و حتی نایاب است.

    متاسفانه باید اعتراف کرد در حال حاضر رقابت تنگاتنگی میان سه چهار شبکه تلویزیونی فارسی زبان برون مرزی برای جذب مخاطب ایرانی داخل کشور درجریان است و صداوسیمای ما بیشتر در نقش یک ناظر بی آزار، بی هدف و ناامید در این بازی نقش آفرینی می کند که نیازی هم به شرکت در رقابت نمی بیند.
    شبکه ای با تنها شش هفت ساعت برنامه در روز – که کمتر از نیمی از آن تولیدی است-  با سه چهاربار تکرار در شبانه روز، صدا و سیمای ما با این عرض و طول را مستاصل کرده است؛ چرا واقعاً؟ آن یکی شبکه با چهارتا سریال ترکی زیر متوسط توانسته آنچنان مخاطب انبوهی را جذب کند که شگفت آور است. واقعاً چطور؟

    این وسط تلویزیون ما دارد چکار می کند؟ نگویید آنها دارند پول بی حساب خرج می کنند – که می کنند – که این دلیل ابداً قابل قبول نیست. سازمان صدا و سیمای ما با بودجه و درآمد هنگفت، ده ها شبکه، صدها ساعت برنامه در روز، هزاران نفر پرسنل و امکانات نرم افزاری و سخت افزاری بسیار وسیع، اصلا قابل مقایسه با هزینه و امکانات هیچکدام از آنها نیست. واقعاً نیست. و نگویید که جذابیت های آنها “خط قرمزی” است و دست شبکه های داخلی از این بابت بسته. این هم اصلاً پذیرفتنی نیست. هروقت تلویزیون خودمان درست عمل کرده و برنامه جذابی نزدیک به سلیقه عمومی و خواست مخاطبان تهیه و درست عرضه شده، اقبال مخاطبان را نیز به همراه داشته است. سریال های خوب گذشته مثل هزاردستان، امام علی، مدار صفردرجه، صاحبدلان و میوه ممنوعه یا همین مختارنامه و شوق پرواز و خیلی قبل تر سربداران، سلطان و شبان، گرگ ها، ابن سینا، روزی روزگاری و … هرکدام توانسته اند در زمان خود مخاطبان انبوه را به خود جلب کنند. حتی سریال هایی مثل “زمانه” یا  قبل تر”ستایش” و قبل ترش “نرگس” با وجود تمام انتقاداتی که به آنها وارد است  توانستند نظر جمعی از بینندگان تلویزیون را معطوف به خود کنند. یا مثلاً همین سریال “پایتخت” با وجود برخی کاستی هایی که دارد با خلق شخصیت های جذاب، موقعیت های کمیک و روابط صمیمانه و باورپذیر ایرانی، توانسته به کیفیت استاندارد برسد، رضایت بسیاری از مخاطبان را جلب کند و به شبکه های آن طرفی ترجیح داده شود. یا وقتی کلاه قرمزی شروع می شود همه قید ماهواره را می زنند تا شیرینکاری های فامیل دور و پسرعمه زا و پسرخاله را ببینند. و مثلاً “نود” که رسماً تلاش شبکه های آن طرفی را برای ساخت برنامه ای مشابه ناکام گذاشت و رادیو هفت که یک اتفاق خیلی خوب و دلنشین در تلویزیون این روزهاست.

    واقعاً کجایند سریال هایی که خیابان ها را خلوت می کردند؟ کجاست یک مسابقه تلویزیونی اریژینال جذاب مثل مسابقه هفته، که اصطلاحاتش بعد از نزدیک به دو دهه هنوز ورد زبان هاست؟ کجاست برنامه ای که  دوروزه فراموش نشود و دریادها بماند؟ یکی در این مملکت پیدا نمی شود که یک تَلِنت شو جذاب بسازد؟ آدم های خلاق تلویزیون ما کجا هستند؟

    اما بداقبالی را ببینید که همین تلویزیون خودمان با کمال بی ذوقی و بی سیاستی، یا از برخی برنامه های ماهواره ای و ایده های آنها گرته برداری می کند – که طبعاً برابر اصل هم نیست – و یا با همان برنامه ها شوخی می کند و قصد دارد با استفاده از علاقه مندی های مخاطبان و با تکیه بر پیش زمینه ذهنی آنها با تمسخر برنامه های اصلی ایجاد جذابیت کند. جای تاسف است که همین شوخی ها دقیقاً کارکرد ضد خود را پیدا می کنند و به تبلیغ مستقیم و مفت و مجانی برای برنامه های مورد اشاره بدل می شوند. آنها که برنامه های اصلی را ندیده باشند به تماشای نسخه اصل ترغیب می شوند.
    ضمناً با این برنامه، تلویزیون رسماً پذیرفته  که اکثریت مردم ایران بطور گسترده ماهواره تماشا می کنند. یکی نیست بپرسد، اگر مردم ماهواره تماشا نکنند اصلاً این برنامه شما برای کسی دیدنی است؟ درآن صورت اصلاً شوخی های شما را کسی می فهمد؟ واقعاً چرا باید این همه هزینه شود تا این دوستان برنامه ساز بی ذوق بنشینند بارها و بارها برنامه های ماهواره را ببینند تا بتوانند با جزییات کامل از آنها تقلید کنند و به خورد خلق الله بدهند؟ جداً فکر می کنند مردم با دیدن این برنامه های جلف، از ماهواره متنفر می شوند؟ یااینکه به سرعت برای خلاصی از شرِّ همین برنامه های لوس و بی مایه، کانال را عوض می کنند و به نسخه اصل پناه می برند؟

    اتفاقاً مخاطبان تلویزیون ایران بیش از میزانی که ما تصور می کنیم قانع هستند. اما توقع آنها و اعتمادشان، یک “حداقل” دارد که متاسفانه تلویزیون ما مدت هاست از رسیدن به آن کف و حداقل، ناتوان است. قضیه اصلی، بودجه نیست، کم کاری و سوء مدیریت است و کارهایی که به کاردان سپرده نمی شود، مشکل در سختگیری ها و خط قرمزهای تنگ و بی مورد است، درخانه نشین کردن چهره ها و مجریان و بازیگران مورد علاقه مردم و فراری دادن مدیران، برنامه سازان، فیلمنامه نویسان و کارگردانان کاربلد است، در فاصله گرفتن از نیازها و خواست های مردم و نشناختن علائق آنهاست، در فهم نادرست از مفهوم جذابیت، درغفلت از کارکرد رسانه تلویزیون و نشناختن اهمیت و وسعت نفوذ آن و در یک کلام، احترام نگذاشتن به مخاطب است وگرنه، نه بودجه تلویزیون ما کم است و نه سوژه برای تولید برنامه های قابل توجه مردم کمیاب. آنچه کم است مدیریت و ذکاوت و تخصص است و بس. تلویزیونی که “یه حبه قند” در آن سانسور می شود تکلیفش روشن است. قبول کنید که اعتماد کردن به چنین تلویزیونی کار بسیار دشواری است.

    با این حساب دو راه بیشتر نداریم؛ یا باید بپذیریم که مخاطبان ما کج سلیقه اند و برنامه های آن ور آبی را به برنامه های جذاب شبکه های داخلی ترجیح می دهند و یا بپذیریم که برنامه هایمان یارای رقابت با برنامه های آنها را ندارند که شوربختانه درهر دو حالت قافیه را باخته ایم و متاسفانه میدان را کاملاً واگذار کرده ایم.
    اگر خوراک فکری و فرهنگی برنامه های ماهواره ای را نامناسب می دانیم – که در بسیاری موارد اینگونه است – و اگر فکر می کنیم در فرهنگ و جامعه خودمان به اندازه کافی سوژه سالم و جذاب برای برنامه سازی وجود دارد که بتواند مخاطب ایرانی را راضی و از تماشای برنامه های آنطرفی ها بی نیاز کند و اگر معتقدیم برنامه سازان توانا و خلّاقی داریم که حریف آنها می شوند، پس باید دست بجنبانیم. همین حالا هم خیلی دیر است.

    کیوان کثیریان

    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۱۴)



    • خسته

      در پاسخ سوگند یا نگین عزیز که تاکید کردن سریال های ماهواره بدون محتوای مفید هست باید بگم اصلن هم اینطور نیست.چیزایی که توی این فیلما نشون میدن همون مساپلی ست که همه ما روزانه درگیرش هستیم.مگه عشق و انتقام و نفرت همون چیزهایی نیست که هر لحظه زندگی ما رو تشکیل داده؟مگه ما عاشق کسی نمیشیم که مارو نمی خواد؟مگه از کسی که دوسمون داره فراری نیستیم؟مگه متنفر نمیشیم؟مگه انتقام نمی گیریم؟

    • سوگند

      چرا متنی که تایپ میکنم درست ارسال نمیشه و مجبورم از اسم و ایمیل متفاوت استفاده کنم تا ارسال بشه

      • احمدنیا

        با درود الان مشكلي نيست كه ارسال شده نظر شما

    • سوگند

      علت این که ما سریال های بدون موضوع و بدون محتوای ماهواره رو نگاه میکنیم و به اون هارو به سریال های صدا سیما ترجیح میدیم , چند تا دلیل داره و من چند تا شو میگم: اولا تو سریال های ماهواره بازیگر ها اکثرا پولدار و شیک هستن و خونه ها و چیدمانشون و وسایلاشون شیک و زیباست ودلمون میخواد نگاه کنیم در مقابل تو سریال های ایرانی , بازیگر ها و خانواده ها اکثرا وضع مالی متوسط دارن یا بدبختن و یا خونه های زشت و بی کلاسی دارن و یا چیدمان ها ی خونشون ساده ست و هیچ جذابیتی برای نگاه کردن برامون ایجاد نمیکنه. مسئله ی دیگه: تو سریال ماهواره بازیگر ها لباس های شیک و زیبایی میپوشن تا حدی که خودمون دلمون میخواد مدل برداریم ازشون .در مقابل تو سریال های ایرانی بازیگر های زن اکثرا چادری و با لباس های ساد و مقنعه و….هستن, که ادم از دیدین این لباس های تکراری خسته میشه.( البته من اصلا منظورم این نیست که لباس باید باز باشه. نه اصلا! لباس میتونه کاملا پوشیده و زیبا و خوش رنگ طراحی بشه. اخه دیدن چادر سیاه رو سر زن ها چه زیبایی داره؟خسته کننده ست). وباز هم مورد دیگه: تو سریال های ماهواره بازیگر ها همش دنبال مهمونی دادن و لباس های شیک پوشیدن و شادی و نشون دادن رستوران های شیک و اهنگ های جالب هستن ولییییییی تو سریال های ایرانی همش مصیبت و عزاداری و گرفتن مراسم سوم و هفتم و چهلم و….تااااااااا سریال تموم بشه رو نشون میده…. تو سریال ایرانی 100 بار نماز خوندن و قران خوندن بازیگر رو باید نشون بده!!!یه صحنه ی تکراری و چند بار نشون دادن خسته کننده ست…..تو سریال ماهوار یه میز نهار و نشون میده با 10 نوع غذای شیک و رنگی که ما همش داریم تمام تصویر رو برانداز میکنیم.ولییییییییی تو سریال ایرانی یه میز با یه غذای قورمه سبزی همین!!!!! چشم با دیدن کدومش خسته میشه؟ و یه مطلب جالب تو سریال های ایرانی با وجود عصر علم و پیشرفت و تکنولوژی و……. توی سریال وقتی یه دختر میخواد پدرشو صدا کنه و بگه : مثلا بابا یا پدر!!!! میگه: آقاجون! امروزه تو شهر ها کی پدرشو آقاجون صدا میکنه. این اصطلاح قدیمیه. کی این صدا و سیما میخواد رو به نو بشه؟؟؟ یا مثلا تو سریال ایرانی برای دختری خواستگار میاد هنوز هم که هنوووووووووزه دختر ها با چادر گل گلی میان جلوی خواستگار!!!! ا چادر گل گلی یا چادر سیاه!!! برای پوشیده بودن که حتما نباید چادر باشه!!! حالا خوبه این سریال های ماهواره صحنه های ناجورش سانسور شده و اگرنه میخواستن بگن مردم بخاطر داشتن صحنه های ناجور نگاه میکنن. مردم سریال ماهواره رو بخاطر صحنه های ناجور و بخاطر موضوعات و.. دنبال نمیکنن چون واقعا موضوعات چرت و پرتی داره ولییییییییی تنها دلیل نگاه کردن شیک و زیبا بودن و باکلاس بودن صحنه ها و دکور ها و خونه و بازیگر و …. هستش. همیییییییییین!!!! ( یه مقایسه ی کلی بود سریال های ماهواره هم ضعف خودشونو دارن)

    • نگین

      با وجودی که سریال هایی که از ماهواره پخش میشن هیچ محتوا و موضوعی ندارن. یعنی محتوا در حد زیر صفر هستش ولی ما باز هم نگاه میکنیم. دلیلش و با یه مقایسه با سر یال های ایرانی میگم: تو سریال های ماهواره صحنه ها و خونه های بازیگر هارو که نشون میده فوق العاده شیک و با دکوراسیون زیبا ست که دوست داریم نگاه کنیم ولی تو سریال های ایرانی , خونه ها ی بازگر ها فقیرانه خیلی ساده که اصلا جذابیت دیدن نداره. دوم: تو سریال ها ماهواره بازیگر های زیبا و با لباس های شیک که حتی دوست داریم مدل لباس برداریم ازشون ولی تو سر یال های ایرانی خانم ها همش با لباس های ساده و چادر و مقنعه که ادم و از دیدنشون خسته میکنه ( من اصلا منظورم این نیست که هرچی لباس باز تر باشه جذاب تره. نه اصلا اینطور نیست!!!! لباس های پوشیده هم میتونه زیبا و جذاب طراحی بشه. ولی تو سریال ایرانی از طراح های لباس خوبی برای سریال ها استفاده نمیکنن.) تو سریال های ماهواره حتی اگه سریال موضوع درست و حسابی نداشته باشه ولی از صحنه ها و اهنگ ها ی زیبا و رستوران های شیک تو فیلم که جذابه استفاده میشه!…. چند تا مثال از سریال های ایرانی!مثلا : تو سریال های ایرانی 10000 بار نماز خوندن و قران خوندن و چادر سر کردن و مراسم عزاداری و سوم شو هفتمشو چهلومش و نشون میدن . واقعا خسته کننده نیست؟ حالا در مقابل سریال های ماهواره ..چندین بار جشن و مهمونی و دور هم جمع شدنشونو و لباس های شیک پوشیدنشونو نشون میدن. کدوم جذاب تره؟ تو سریال های ایرانی همه اکثرا فقیرن و خونه هاشون ساده ولییی سریال های ماهواره اکثرا پولدار و شیک! تو سریال ایرانی هنوز هم که هنوزه…. تو عصر ارتباطات و تکنولوژی و اینترنت و….دختره وقتی میخواد پدرشو صدا کنه, بجای این که بگه : بابا یا پدر.. میگه: آقاجووون!!!! اخه امروزه تو شهر ها کی پدرشو آقاجون صدا میکنه. دیگه این اصطلاح قدیمیه. یا مثلا تو سریال های ماهواره تو بعضی از صحنه ها تو فیلم بازیگر ها دارن غذا میخورن , 10 نوع غذا با رنگ ها و شکل های مختلف رو میز برای یه نفر هست که صحنه ی فیلم رو زیبا تر میکنه ولییییییی تو سریال های ایرانی… یه قورمه سبزی میذارن رو میز 10 نفرنشستن با یه نوع غذا!!! کدوم جذاب تره؟ کدوم شیک تره؟ فقط همین چیزاست که سریال و جذاب میکنه واگرنه سریال ماهواره اصلا موضوعات چرت و پرتی داره. تازه سریال ماهواره اصلا صحنه های ناجوری نداره (سانسور شده ست.)که بگیییم: وااای مردم همه دنبال فیلم های صحنه دار هستن. نه اصلا اینجوری نیست.صحنه هم ندارن. تنها تفاوتش همین چیز هاییی بود که گفتم.صدا سیما هم میتونهسریال های شیک و با کلاسپخش کنه بجای سریال های بدبخت و بیچاره ای….( این چیز هایی که گفتم کلی بود. حالا ممکنه یه سریال شیک هم نسازه ولی پربیننده باشه. شاید یکی یا دوتا)

    • RAHA

      هروقت ماهی راازآب گرفتی تازست
      وقتی درجامعه ای ارزشها ضدارزش میشوند این است

    • parisa azari

      vaghean bayad taasof khord . man tamame in serial haro mibinam vali rastesho bekhain aslan dost nadarameshon. faghat chon tv khodemun barname nadare majbooram bebinam. age ye serial ham 2rost mi;konan ta mardom bian ertebat bargharar konan serial tamom mishe mesle serial zamane

      • ارشیا

        افرین حرف دلمو زدی

    • اسد

      در هرزمان ومکان, شایسته سالاری ارزشش را از دست بدهد همین است و بس!!!

      • miady

        البته اگه شایسته ای وجود داشته باشه.

    • زیتون

      زیرش نوشته : کیوان کثیریان ککککه!
      آقا حق مطلب رو ادا فرمودین

    • علی

      کی نوشته مطلب رو؟ عکسش هست اسمش نیست

      • سالار

        نام نویسنده اضافه شد.

    • محمد

      جانا سخن از زبان ما می گویی، درود بر شما

    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.