• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » اخبار , سیاسی » من چه آسان کشته می‌شوم!
    کد خبر : 1711680

    من چه آسان کشته می‌شوم!

    من چه آسان کشته می‌شوم!Reviewed by Farnaz on Jan 22Rating: در هفته‌های اخیر با شدت گرفتن کشتار شیعیان پاکستان توسط عناصر تندرو در این کشور، بار دیگر بحث درباره راحت جان باختن مردم منطقه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم شدت گرفته است. به گزارش «تابناک»، تاریخ جهان نشان می‌دهد که پس از پایان جنگ دوم…

    من چه آسان کشته می‌شوم!Reviewed by Farnaz on Jan 22Rating:

    در هفته‌های اخیر با شدت گرفتن کشتار شیعیان پاکستان توسط عناصر تندرو در این کشور، بار دیگر بحث درباره راحت جان باختن مردم منطقه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم شدت گرفته است.

    به گزارش «تابناک»، تاریخ جهان نشان می‌دهد که پس از پایان جنگ دوم جهانی بنا به دلایل فراوان، جغرافیای مرگ و میر ناشی از جنگ و درگیری از اروپا و غرب به سوی سرزمین‌های دیگر جابجا شده است.

    شاید به همین سبب باشد که آیت‌الله جوادی آملی با اشاره به رویدادهای پاکستان و نقش قدرت‌های غربی در حوادث منطقه فرموده‌اند: «آن‌ها به قدری انسان‌ها را کشتند که از این کار ‌خسته شده‌اند. ‌آن‌ها می‌دانند که دست همه بر ماشه بمب اتم است و اگر جنگی روی دهد، ‌هفتاد میلیون کشته در جنگ جهانی اول و دوم به هفتصد میلیون کشته می‌رسد.

    آمار قتل و کشتار انسان‌ها در قرن بیستم اعجاب‌انگیز است. در جنگ جهانی اول، بیش از ۳۸ میلیون انسان کشته و مجروح و ناپدید شدند و بد‌تر آن که در جنگ جهانی دوم بیش از هفتاد میلیون انسان کشته شدند که بیشتر این قتل و کشتار نیز در اروپا و منطقه اقیانوس آرام بود؛ هر چند در هر دو جنگ جهانی، کشورهای دیگر و از جمله ایران نیز از تبعات جنگ آسیب‌های فراوانی دیدند.

    227817_887

    پس از پایان جنگ دوم جهانی، جغرافیای قتل و کشتار از اروپا و غرب به دیگر نقاط جهان منتقل و جز درگیری در بالکان که در آن نیز بیشترین خسارات متوجه مسلمانان شد، کمتر تنش مرگباری بین کشورهای اروپایی بروز کرده است.

    حتی جنگ و مرگ و میر ناشی از آن، پس از مدتی از آسیای شرقی و جنوب شرقی نیز رخت بربست. جنگ در ویتنام و حوادث کامبوج، آخرین درگیری‌های جدی در این منطقه بوده است و اکنون جنگ و درگیری‌های خشن، بیش از هر جایی، خاورمیانه و آفریقا را آزار می‌دهد.

    رخدادهای آفریقا و مرگ و میرهای عجیب در آن کمتر مورد توجه رسانه‌های ایرانی قرار می‌گیرد. در چنین بی‌توجهی آشکاری نادیده گرفتن نزدیک به هشتصد هزار کشته یا بیست درصد جمعیت این کشور در صد روز نسل کشی در کشور رواندا در سال ۱۹۹۴ چندان هم عجیب نیست.

    در روزهای اخیر، الجزایر در آفریقای شمالی شاهد درگیری جدید میان افراد وابسته به القاعده و نیروهای دولتی بوده است. الجزایر که در دهه ۱۹۶۰ و در جریان مبارزه علیه استعمار فرانسه بیش از یک میلیون قربانی داده، در جریان درگیری‌های داخلی در دو دهه اخیر، نزدیک به دویست هزار قربانی دیگر هم داشته است.

    کمی شرق‌تر و در لیبی، شمار قربانیان ساقط کردن حکومت قذافی به نزدیک سی هزار کشته و تعداد بیشتری مجروح می‌رسد. مصر نیز در جریان جنگ با رژیم اشغالگر قدس و البته در دوران مبارزه با دولت مبارک، ده‌ها هزار قربانی داده است.

    سال‌ها جنگ داخلی در لبنان نیز هزاران قربانی بر جای گذاشته است و حوادث دو سال اخیر در سوریه می‌رود که شمار کشته‌شدگان آن شش رقمی شود.

    جنگ‌هایی که دیوانه‌ای چون صدام بر منطقه تحمیل کرد، میلیون‌ها قربانی از مردم عراق گرفت. وی بیش از دویست هزار نفر از بهترین مردم ایران را از آن‌ها گرفت و نزدیک به دویست هزار نفر از کردهای عراق را نیز با سلاح شیمیایی کشت. درگیری کرد‌ها با دولت ترکیه نیز تاکنون نزدیک به چهل هزار نفر قربانی داشته است. هنوز هم ده‌ها نفر قربانی عراقی در روز، خبری عادی از این کشور است.

    در شرق ایران نیز، وضعیت پاکستان و افغانستان در نزدیک سی سال اخیر، انسان‌های بسیاری را به کام خود کشیده است؛ کشته‌هایی که البته به این کشور‌ها هم محدود نشده‌اند. مواد مخدر پاکستان و افغانستان، در ایران منجر به جان باختن بیش از سه هزار نیروی انتظامی و نظامی شده و لابد تلفات قاچاقچیانی که توسط این نیرو‌ها کشته شده‌اند از این عدد هم بیشتر است. حتی فرا‌تر از این موضوع، می‌توان به این پرسش پرداخت که چرا در اهواز و در دور‌ترین نقاط ایران از مرز شرقی کشور، باید قاچاقچی باشد که به جرم خطای سنگینش در حق جامعه اعدام شود؟

    جلوگیری از چنین قتل و کشتارهایی، کار رؤسای کشور‌ها و نخبگان است، ولی لازم نیست که فقط جنگ باشد تا مردم خاورمیانه کشته شوند. مسأله‌ای به سادگی سوانح جاده‌ای در هر سال بیش از بیست هزار ایرانی را می‌کشد و گفته می‌شود، بیش از دویست هزار نفر را نیز مجروح می‌کند. ناراحت نشوید ولی اگر جمع خانواده و دوستان یک ایرانی صد نفر باشد، آن‌گاه در هر سه سال، یک نفر از این جمع صد نفر در سوانح جاده‌ای کشته یا زخمی می‌شود؛ این عدد ترسناک نیست؟

    نسل جدید تهدیدات علیه زندگی ایرانی‌ها نیز از راه رسیده است. آلودگی هوا و غذا و مانند آن ـ که از پیامدهای شیوه زندگی و توسعه غیرعقلانی است ـ بیشتر از سوانح از جان ایرانی‌ها می‌گیرد. آیا زندگی این قدر بی‌ارزش است؟ یادمان باشد هر کس یک نفر را بدون جرمی بکشد، مانند این است که همه مردم را کشته و اگر کسی را زنده کند، مانند آن است که همه را زنده کرده است.

    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۰)



    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.