• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » مصاحبه » سروش صحت کتابخوار
    کد خبر : 14689

    سروش صحت کتابخوار

    سروش صحت کتابخوارReviewed by Aryan on Oct 1Rating: قرارمان ساعت ۱۰ صبح فرهنگسرای ارسباران بود. همان جایی که پاتوق سروش صحت برای نوشتن فیلم نامه است. اصولا آدم خوش قولی است و خیالت راحت است که می توانی با او درباره همه چیز صحبت کنی، الا مسائلی که میانه خوبی با آنها ندارد. سروش صحت…

    سروش صحت کتابخوارReviewed by Aryan on Oct 1Rating:

    قرارمان ساعت ۱۰ صبح فرهنگسرای ارسباران بود. همان جایی که پاتوق سروش صحت برای نوشتن فیلم نامه است. اصولا آدم خوش قولی است و خیالت راحت است که می توانی با او درباره همه چیز صحبت کنی، الا مسائلی که میانه خوبی با آنها ندارد. سروش صحت از آن دست آدم هایی است که از هر فرصتی برای کتاب خواندن و فیلم دیدن استفاده می کند؛ بدیهی است که بیشتر از هرچیزی طرفدار نوشته هایش باشم. فیلم نامه های نیش زنبور و پوپک و مش ماشالله را که حتما به خاطر دارید. این اواخر هم که با سریال «ساختمان پزشکان» شاهد به تصویر کشیده شدن فعالیت هایش در این زمینه بودید. علاوه بر فیلم نامه نویسی، حتما نوشته هایش در مجلات و روزنامه ها را هم دیده اید. تمام این ها را گفتیم که دلیل انتخاب سروش صحت را برای این بخش از مجله برایتان توضیح داده باشیم. اصولا نشستن جلوی چنین آدمی و گپ و گفت درباره بخشی از زندگی اش(کتاب و موسیقی و فیلم) می تواند لذت بخش باشد.

    ● کتاب آخر: جامعه شناسی

    اولین سوال را با آخرین کتابی که خوانده شروع می کنم. او هم بدون هیچ حرفی به سراغ کوله پشتی اش می رود و یک کتاب کم حجم قطع جیبی را از کیفش خارج می کند و روی میز می گذارد. اشاره می کند که مشغول خواندن این کتاب است.

    «جامعه شناسی» اثر استیو بروس ترجمه بهرنگ صدیقی. «نثر بسیار راحت و روانی دارد. همه برای شروع مطالعه جامعه شناسی، آنتونی گیدنز را می شناسند. اما این کتاب از کتاب های گیدنز کم حجم تر است و خواندنش خیلی بیشتر می چسبد.»

    ● کتاب روی میز: خط خطی

    به کتاب روی میز نگاهی می اندازم صفحه اول اسم سروش صحت خودنمایی می کند و داخل صفحه پر است از اثر مدادی که خط ها و نوشته هایی را خلق کرده است. انگار از نگاهم متوجه می شود که چه می خواهم بگویم! «بله. از این آدم هایی هستم که داخل کتاب می نویسند. نگاه کن ببین چه نوشته ام.» گوشه و کنار صفحه پر است از کلماتی که با یک دونقطه در روبرویشان آذین شده اند و جلوی هر کدام از آنها معنی خاصی نوشته شده است. «با توجه به مطلبی که می خوانم، اگر با جمله یا کلمه ای موافق یا مخالف باشم، کنار کتاب می نویسم شان.»

    ● کتاب بچگی: تیستوی ضد جنگ

    می گوید برویم سر اصل مطلب و شروع می کند: «اگر از کتاب های دوران نوجوانی و کتاب های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، که بعضی از آنها را خیلی دوست داشتم، صرفنظر کنم…» کمی فکر می کند و می گوید: «چرا صرفنظر کنم؟! از کتاب های کانون پرورش فکری کودک و نوجوان قدیم، مثلا کتاب «تیستوی سبز انگشتی» نوشته موریس درئون را خیلی دوست داشتم.» سعی می کنم داستان کتاب را به خاطر بیاورم. تیستو، یک پسر بچه کوچک که دلش نمی خواهد آدم ها در دنیا با هم بجنگند. نمونه ا. ی از کتاب هایی که سن و زبان نمی شناسد و افراد سنی بین هشت تا صد سال به راحتی می توانند در لیست مخاطبان آن قرار گیرند. همانند آثاری چون «شازده کوچولو» یا «جاناتان مرغ دریایی» که مستقیما با وجدان آدم ها به گفتگو می نشینند.کتاب هایی که بعدها جدی تر شدند… »

    ● کتاب های بعدی: از سلینجر تا همینگوی

    « نه، بگذار باز از کتاب های دوران نوجوانی ام بگویم. مثلا کتاب های «میگل» در دوران نوجوانی خیلی برای من لذت بخش بود. کتاب هایی که بعدها خیلی برایم تاثیرگذار بود و الان هم خوشبختانه در بازار پیدا می شود، «گتسبی بزرگ» اثر اسکات فیتس جرالد، «حباب شیشه» سیلویا پلات، «ناتور دشت» از آثار سلینجر و اکثر قریب به اتفاق کتاب های همینگوی به خصوص «وداع با اسلحه» و مقدمه ای که نجف دریابندری برای «پیرمرد و دریا» درباره همینگوی نوشته به اسم «همینگوی: یک دور تمام» که به شدت خواندنی است و پیشنهاد می کنم حتما آن را بخوانید. مقدمه ای که عبدالرحیم احمدی بر «زندگی گالیله» برتولد برشت نوشته، خیلی خیلی برایم تاثیر گذار بوده.»

    ● کتاب های بار دوم: داستایفسکی

    در صحبت هایش گاهی اشاره می کند که بعضی از کتاب ها را دوست دارد دوباره بخواند. به او می گویم به نظر نمی آید همچین روحیه ای داشته باشی! «بله. خیلی این طوری نیستم، اما برای دوباره خواندن آثار داستایفسکی دلم خیلی تنگ می شود.»

    ● از چاوشی تا آغاسی!

    «طیف خیلی وسیعی از موسیقی را می پسندم، مثلا الان کارهای گروه «دنگ شو» را خیلی گوش می کنم. به شما هم پیشنهاد می کنم کارهایشان را بشنوید. به من که حس خیلی خوبی می دهد. محسن چاوشی و محسن نامجو را هم گوش می کنم. کارهای همایون شجریان و محمدرضا شجریان را هم خیلی دوست دارم و مطمئنا نیازی به پیشنهاد اینها نیست. در عین حال شاید برایتان جالب باشد که بدانید کارهای گروه هایی مثل کیوسک و سروش هیچکس را هم دوست دارم. تقریبا همه جور موسیقی گوش می کنم. راستی سوسن و آغاسی هم اگر به دستم برسد، بدم نمی آید گوش کنم!»

    ● ایندیاناجونز از قفس پرید!

    « تعداد فیلم ها هم مثل کتاب خیلی زیاد است. اگر بخواهم از دوران بچگی که ویدئو و دی وی دی نبود و مجبور بودیم به سینما برویم صحبت کنم، فیلم «گوزن ها»ی مسعود کیمیایی را خیلی دوست داشتم. «کندو» هم جزء همان فیلم های محبوبم بود. بعدها وقتی «دیوانه از قفس پرید» به کارگردانی میلوش فورمن و «پدر خوانده» را دیدم، تا مدت ها ذهنم را درگیر کرده بودند.»

    در این چند سال اخیر فیلم های زیادی (البته بیشتر در خارج از ایران) ساخته شده که می توان گفت ارزش چند بار دیدن هم دارند. از او می خواهم که کمی به این زمان ها برگردیم و راجع به آنها صحبت کنیم: «در هفت هشت سال اخیر می توانم به «هجوم بربرها» به کارگردانی دنیس ارکاد، فیلمی درباره جنگ و خرابی هایی که به بار می آورد و «گمشده در ترجمه» به کارگردانی سوفیا کاپولا با بازی بیل مورای و اسکارلت جوهانسن اشاره کنم که تماشای آنها حس و حال خوبی بهم داده .

    گم شده در ترجمه، روایت کننده دوره ای کوتاه از زندگی دو انسان تنهاست که بر اثر اتفاق، در مسیر زندگی هم قرار می گیرند و با وجود اختلاف سنی زیاد از همان برخورد اول یک رابطه دوستی مستحکم بین آنها شکل می گیرد..این فیلم آن سال ها برنده جایزه اسکار و گلدن گلوب بهترین فیلمنامه شد.

    برای فیلم های تفریحی هم «ایندیانا جونز» ها را پیشنهاد می کنم.»

    کلیدواژه ها :
    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۰)



    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.