• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » علمی » ابوعلي سينا پزشك و فيلسوف ايراني
    کد خبر : 10971

    ابوعلي سينا پزشك و فيلسوف ايراني

    ابوعلي سينا پزشك و فيلسوف ايراني Reviewed by Farnaz on Aug 23Rating:   روزی جوانی از نزدیکان پادشاه گرگان، به بیماری سختی دچار شد و پزشکان در علاج او درماندند تا سرانجام طبیب جوانی به نام بوعلی(ابن سینا) را که به تازگی به گرگان رسیده و گروهی از بیماران را شفا داده بود بر بالین…

    ابوعلي سينا پزشك و فيلسوف ايراني Reviewed by Farnaz on Aug 23Rating:

     

    روزی جوانی از نزدیکان پادشاه گرگان، به بیماری سختی دچار شد و پزشکان در علاج او درماندند تا سرانجام طبیب جوانی به نام بوعلی(ابن سینا) را که به تازگی به گرگان رسیده و گروهی از بیماران را شفا داده بود بر بالین او بردند.

     
    بوعلی جوانی را دید که زار افتاده. نشست و نبض او را گرفت و گفت: ” مردی را بیاورید که کل محلات گرگان را بشناسد.”
    آن فرد مورد نظر وارد می شود و شروع به شمردن اسامی محلات گرگان می کند و در همان حال بوعلی دست بر نبض بیمار می نهد.
    تا آن مرد می رسد به محلی که نبض بیمار در آن حالت حرکتی غریب می نماید.
    بوعلی دستور می دهد اسامی کلیه کوی های آن محل را برشمارد. آن کس ، نام کوی ها را سر می دهد تا می رسد به نام کویی که باز آن حرکت غریب در نبض بیمار باز می آید.

    پس بوعلی می گوید: اسامی منازل آن کوی را برشمارد.
    منازل را می خواند تا می رسد به اسم سرایی که این حرکت غریب نبض تکرار می شود.بوعلی می گوید نام اهل منزل را بردهد.
    تا رسید به نامی که همان حرکت، حادث می شود.

     

    آنگاه بوعلی روی به همراهان بیمار می کند و می گوید:” تمام شد. این جوان در فلان محل، در فلان کوی و در فلان سرا، بر دختر فلانی، عاشق است و داروی او وصال آن دختر است.”

     
    بیمار هرچه خواجه بوعلی می گفت می شنید. از شرم سر در جامه خواب کشید و چون مورد سئوال واقع شد، همچنان گفت که بو علی گفته بود.

    _____________________________________________

    مروری کوتاه بر سرگذشت ابوعلي سينا  
    پزشك و فيلسوف ايراني

    ابوعلي حسين بن عبدالله معروف به ابوعلي سينا در سال ۳۷۰ هجري قمري درخرميشن از توابع بخارا متولد شد. او پزشك ، رياضيدان ، فيلسوف و منجم بزرگ ايراني بود . پدرش عبدالله در دستگاه سامانيان محصلي ماليات را عهده داربود و مادرش ستاره نام داشت. وي در بلخ پرورش يافت و قرآن و ساير علوم را آموخت. استاد وي عبدالله ناتلي بود كه از رجال مشهور قرن چهارم هجري به شمار مي رفت. او در هجده سالگي، چنانچه خود نوشته است، همه علوم را فرا گرفته بود. در بيست و يك سالگي دست به تاليف و تصنيف زد، در بيست و دو سالگي پدرش را ازدست داد و خود متصدي شغل پدر گرديد. اما به علت نابساماني اوضاع سياسي ، بخارا را ترك نمود و به گرگانج پايتخت امراي مامونيه خوارزم و نزد خوارزمشاه علي ابن مامون و وزيرش ابوالحسين احمدبن محمد سهيلي رفت. در اين هنگام، محمود غزنوي بر خوارزم نفوذ يافته بود و از دانشمندان دربارخواسته شد كه به غزنين به خدمت سلطان محمود بروند. ابوعلي سينا كه از تعصب آن پادشاه خبردار بود ، به همراهي ابوسهيل مسيحي از خوارزم گريخت و از راه ابيورد و طوس به قصد گرگان حركت كرد تا به قابوس بن وشمگيركه به عنوان ياريگر و حامي دانشمندان شهرت يافته بود، بپيوندد. اما وقتي كه پس از مشقات بسيار بدان شهر رسيد، قابوس مرده بود.
    ابوعلي سينا ناچار به قريه اي در خوارزم بازگشت. اما پس از مدت كوتاهي دوباره به گرگان رفت و اين بار ابوعبيد جوزجاني، يكي از با وفاترين شاگردانش به خدمت او پيوست و در اين سفر بود كه كتاب « المختصرالاوسط» و كتاب «المبدا» و «المعاد» و بخشي از كتاب معروف «قانون» و «نجات» را تاليف كرد.
    ابوعلي سينا در حدود سال ۴۰۵ هجري قمري به ري رفت و فخرالدوله ديلمي را كه بيماربود، معالجه كرد. ولي مدت زيادي در آن شهرباقي نماند و در اوايل سال بعد به قزوين و از آنجا به همدان رفت و حدود نه سال در آن شهر به سر برد. در اين جا مورد توجه شمس الدوله ديلمي قرار گرفت و در سال ۴۰۶ هجري قمري به وزارت رسيد و تا سال ۴۱۱ هجري قمري در اين مقام باقي ماند.
     در سال ۴۱۲ هجري قمري شمس الدوله درگذشت و پسرش سماالدوله به جاي او نشست. سماالدوله مانند پدر مي خواست كه ابوعلي سينا وزارت را قبول كند، اما شيخ نپذيرفت و توسط معاندان به مدت چهار ماه در حبس به سر برد. وي در اين مدت، تعدادي از كتب و رسالات مهم خود را تاليف نمود. شيخ الرئيس بعد از رهايي از حبس باز مدتي در همدان بود و آنگاه ناشناخته با شاگردش ابوعبيد جوزجاني به اصفهان نزد علاء الدوله كاكويه رفت. آن پادشاه او را به گرمي و احترام بسيار پذيرفت. ابوعلي سينا از اين زمان تا آخر عمر در خدمت علاء الدوله كاكويه بود. در نخستين جمعه ماه مبارك رمضان شيخ الرئيس را روي تخت رواني كه با دو اسب كرند حمل مي شد ، نهاده بودند. رفته رفته غروب افق را مي پوشاند. عصر بود و بانگ موذن مومنان را به نماز دعوت مي كرد.
    همچنانكه ابوعلي سينا دست لرزانش را به سمت شاگردش دراز مي كرد، سرفه هاي شديد و پي در پي  پيكرش را مي لرزاند و چند قطره خون در كنار لبانش پديدار شد، و فقط قدرت يافت اين چند كلمه را ادا كند :
    «فرمانروايي كه طي اين سالها جسم مرا به اين خوبي اداره مي كرد ، متاسفانه در وضعي نيست كه به كارش ادامه دهد. گمان كنم وقت آن رسيده كه خيمه ام را بر چينم ».
    ابوعبيد با چهره خيس از اشك سعي كرد چيزي بگويد ، ولي كلمه اي از دهانش خارج نشد. نمي فهميد و نمي خواست بفهمد.
    شيخ الرئيس نفس نفس مي زد و بعد از مدتي مكث ، فرمود :
    « سعي كن نوشته هايم را جمع آوري كني . آنها را به تو مي سپارم . خداوند هر سرنوشتي را كه استحقاق دارد، برايش تعيين مي كند».
    ساكت شد . پلكهايش را بر هم گذاشت و در همان حال گفت :
    « ابوعبيد، دوست من ، اكنون برايم قرآن بخوان . چند آيه از قرآن تلاوت كن» .
    آن روز اول ماه رمضان سال ۴۲۸ هجري قمري بود . شيخ الرئيس ابو علي سينا در حالت بيماري در حاليكه تنها پنجاه و هفت سال از عمرش مي گذشت، درهمدان دار فاني را وداع گفت و در همانجا مدفون شد. آرامگاه او اكنون در آن شهر است.
    در مشرق زمين فلسفه يوناني هيچگاه مفسري با عمق و دقت ابوعلي سينا نداشته است. ابوعلي سينا فلسفه ارسطو را با آراي مفسران اسكندراني و فلسفه نو افلاطوني تلفيق كرد و با نبوغ خاص خود آنها را با نظر يكتا پرستي اسلام آموخت و به اين طريق، در فلسفه مشايي مباحثي آورد كه در اصل يوناني آن سابقه نداشت.

    ويرايش : مريم فودازي


    1 شهریور روزه پزشک _ بزرگداشت ابوعلی سینا مبارک باد

    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۲۰)



    • مرتضی عبدی

      دست شما درد نکنه
      واقعا عالی بود :-)

    • faty

      واقا همچین انسانهایی افتخار افرینند
      بازم مرسی از توجهتون :-*

    • محسن

      با درود فراوان.
      کار بسیار خوبی بود که همچین موضوعی رو برامون میلکردید اما اگه اثرات بجای مونده از ایشان را هم میگذاشتید عالی بود.
      با سپاس از شما.

    • ایوب رستمی

      واقعاًعالیه دستتون درد نکنه

    • mona

      ممنون که بهونه ای شد تا یادمون بیاد بزرگانی چون ابن سینا

    • sanaz

      lمریم جون متشکرم از ارسال خوبتان .من علاقمند به داستانهای عشقینیز هستم اگه ممکنه برام ارسال کنید.پزشکی وعلمی بخصوص در زمینه شیمی خیلی دوست دارم

    • بهناز سپهوند
    • بهناز سپهوند

      بسيار ممنونم از بروبچ اين مطلب بسيار زيبا بود

    • kiavash

      ایشالا ما ایرانیا باید تا آنجا پیشرفت کنیم که بتونیم باز هم ابو علی سینا پرورش بدیم.
      ممنون.

    • kiavash

      سلام بر دوست داران ایران .
      دستتون درد نکنه .شما فعال ترین سایتی بودین که تا حالا من عضو بودم خصوصا”این که خیلی مطالب خوبی رو برام میفرستید.
      خدا قوت .

    • فاطیما

      خیلی ممنونم بابت متن ارسال شده
      مناسب بود

    • محمدرضا

      با تشکر از مطلب زیباتون از شما ممنونم که چند خطی از این اسطوره ایرانی نوشتید چون ظاهرا مسئولین بزرگان ایران زمین رو فراموش کردند.

    • فاطمه

      گریه ام گرفت به خاطر کشوری که چنین مردان بزرگی در تاریخ خود دارد و الان چنین وضعی دارد.

    • behnaz

      tabrik

    • فرشته

      جای پزشکانی چون او خالی مباد! سپاس

    • esrafil(1

      مطلب خوبی بود,باسپاس روزپزشکوتبریک می گم

    • hassan

      سلام باتشکر از اینکه یاد این بزرگان را زنده نگه می دارید.کاریه از مسئولان ما کمتر بر می آید

      • محمدرضا

        سلام کاملا با نظرت موافقم.

    • JAVAD love

      روز پزشک مبارک…

    • mahsa

      خيلي عالي بود =D>

    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.