• خرید vpn
  • ما هنـوز به فـردایی روشـن امید داریم

    صفحه اصلی » مطالب جالب و خواندنی » هيچ ‌وقت نااميد نشو!
    کد خبر : 10174

    هيچ ‌وقت نااميد نشو!

    هيچ ‌وقت نااميد نشو!Reviewed by Aryan on Aug 4Rating:   براي اغلب افراد روز فارغ‌التحصيلي يكي از بهترين و هيجان‌انگيزترين روزهاي زندگي‌است؛ روزي كه قرار است پس از سال‌ها تلاش و سختي، نتيجه زحماتت را ببيني. اما روزي كه من فارغ‌التحصيل شدم، اين‌طور نبود! بخوبي آن روز را به ياد دارم؛ دو سال پيش بود،…

    هيچ ‌وقت نااميد نشو!Reviewed by Aryan on Aug 4Rating:

     

    براي اغلب افراد روز فارغ‌التحصيلي يكي از بهترين و هيجان‌انگيزترين روزهاي زندگي‌است؛ روزي كه قرار است پس از سال‌ها تلاش و سختي، نتيجه زحماتت را ببيني. اما روزي كه من فارغ‌التحصيل شدم، اين‌طور نبود!

    بخوبي آن روز را به ياد دارم؛ دو سال پيش بود، يك بعدازظهر آرام و دوست داشتني. تمام اعضاي خانواده و دوستانم از راه‌هاي دور و نزديك آمده بودند تا در مراسم فارغ التحصيلي من شركت كنند، اما من و بقيه همكلاسي‌هايم خيلي هم خوشحال نبوديم، چون وضعيت اقتصادي هر روز بدتر از قبل مي‌شد و در اين شرايط فارغ‌التحصيل شدن خبر خيلي خوبي هم نبود. همه آماده بوديم تا مراسم برگزار شود و مدرك‌هايمان را بگيريم، اما هيچ اميدي به آينده نداشتيم و روزهاي خوبي را پيش‌رو نمي‌ديديم. مي‌دانستم زماني كه قرارداد اجاره من تمام شود، ديگر حتي جايي هم براي اين‌كه شب را بگذرانم نخواهم داشت.

    بالاخره جشن تمام شد و من هم فارغ‌التحصيل شدم، اما هفته‌هاي پيش رو اصلا خوب و آرام نبود؛ وسايلم را جمع كردم و هر چيزي را كه مي‌توانستم با خودم ببرم در يك كوله پشتي جا دادم. از خانه كه بيرون آمدم مي‌دانستم با ماندن در شهر كوچك محل تحصيلم فرصت خاصي در اختيارم نخواهد بود. پس با اين اميد كه بتوانم كاري مناسب پيدا كنم راهي شهري ديگر شدم.

    چيزي كه فكر مي‌كردم فقط يك هفته طول مي‌كشد، شد دو هفته، بعد چهار هفته و…. پس از سر زدن به چندين جا و ارزيابي فرصت‌هاي شغلي مختلف، باز هم به نقطه اول برگشتم؛ بدون پول و كار، اما تفاوتي با قبل وجود داشت و آن اين بود كه اين بار موعد پرداخت وام‌هاي دانشجويي‌ام هم نزديك شده بود!

    نمي‌دانم مي‌توانيد حسم را درك كنيد يا نه؛ صبح از خواب بيدار مي‌شويد و به عنوان يك مصرف‌كننده فقط مي‌توانيد نگران آينده باشيد! نگران از چيزي كه حتي نمي‌توانيد آن را كنترل كنيد. من هم هر روز همين حس را داشتم و تقريبا به نوعي با ترس و دلهره‌اي هميشگي زندگي مي‌كردم. در اين شرايط روزها برايم مثل هفته‌ها مي‌گذشت، هفته‌ها مثل ماه و آن چند ماه هم گويا كابوسي بود كه هيچ‌وقت تمام نمي‌شد. نااميدكننده‌ترين بخش داستان هم اين بود كه عليرغم خستگي‌ها و نگراني‌هاي من، هر چقدر هم كه سعي و تلاش مي‌كردم هيچ پيشرفتي نداشتم.

    مي‌ترسيدم اين همه فشار من را از پا دربياورد. پس بايد چه كار مي‌كردم؟ شروع كردم به نوشتن؛ هميشه با نوشتن كلمات روي كاغذ شرايط كمي بهتر مي‌شود و وضعيت مشخص‌تر؛ كمي روشن‌تر. چيزي در نوشتن بود كه به من اميد و انگيزه مي‌داد و وقتي شما هم در چنين شرايطي باشيد كه همه چيز نااميدكننده است و به اندازه كافي بد، همين اندك اميد هم تنها چيزي است كه به آن نياز داريد.

    براي همين نااميدي‌هايم را به نوعي در كتابي كودكانه بيان كردم و يك روز ديدم بدون اين‌كه مدركي در زمينه نويسندگي داشته باشم يا اصلاً با دنياي نوشتن آشنا باشم ـ فقط با كار زياد و پشتكار ـ قراردادي براي چاپ اولين كتابم دريافت كردم.

    پس از آن كم‌كم همه چيز مرتب شد. دومين قرارداد هم آماده شد و چند ماه پس از آن، مصاحبه‌اي با شركت والت ديزني داشتم. پس از مدت كوتاهي هم در آن شركت استخدام شدم.

    با اين‌كه روزها و ماه‌ها سختي را تجربه كردم، اما ياد گرفتم هيچ وقت نااميد نشوم؛ حتي وقتي روزگار تيره و تاريك و نااميدكننده به نظر مي‌رسد. دو سال پيش زندگي بدي داشتم، در ماشينم مي‌نشستم و غذايي سرد و كنسروي مي‌خوردم. اما همه چيز تغيير كرد؛ پس وقتي سخت كار مي‌كنيد، كمي به خودتان فرصت دهيد و تسليم شرايط نشويد. به طور حتم همه چيز بهتر مي‌شود. تنها چيزي كه نياز داريم قدري شهامت است تا شرايط تغيير كند.


    کلیدواژه ها :
    دوره های نوروزی عصر شبکه

    مطالب مرتبط

    ویژه های ایران ویج

    دیدگاهها (۱)



    • mahsa

      انسانها با اميداشون زنده اند.فقط در هر زمان از ياد خدا غافل نشيم 8->

    ;کانال تلگرام ایران ویج اصلاحات نیوز آموزشگاه مهندسی عصر شبکه

    آخرین اخبار و مطالب

    پربحث ترین های هفته

    Sorry. No data so far.